ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۴۳۸ مورد.
۳۰۱.

آینده پژوهی مشارکت معمار و کودک، براساس تحلیل تجربه بهره برداری کودکان از ارتباطات جمعی دیجیتال در دوران پاندمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۵۰
هدف:شیوع COVID-19امکان فعالیت های حضوری و جمعی در جوامع انسانی را کاهش داد و به نا کارآمدی بسیاری از فعالیت های جمعی مبتنی بر حضور فیزیکی؛ از جمله فرآیندهای طراحی مشارکتی منجر شد. آموزش مجازی در دوران پاندمی، زمینه استفاده کودکان از ارتباطات جمعی دیجیتال را توسعه داد و جایگاه ویژه ای برای این شبکه ها در زندگی روزمره  کودکان تعریف کرد. از این رو، پژوهش حاضر به دنبال آینده پژوهی و ترسیم چشم اندازی به رویکردهای نوین و غیروابسته به حضور فیزیکی در فرآیندهای طراحی مشارکتی، بر پایه قابلیت های کودکان در بهره گیری از شبکه های اجتماعی دیجیتال است. روش: ابتدا برای شناخت ابزارهای متداول مشارکت، ویژگی و شیوه به کارگیری آن ها و بررسی نظرات صاحب نظران درباره نقش فضای مجازی در زندگی کودکان قرن حاضر، از روش اسنادی و کتابخانه ای استفاده شد. سپس برای بررسی و تحلیل تجربه بهره برداری کودکان از شبکه های اجتماعی در دوران پاندمی، از روش توصیفی پیمایشی استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته و حجم نمونه مطابق فرمول کوکران، 384 کودک و 384 نفر از والدین آن ها است. برای تحلیل داده ها و اعتبارسنجی یافته ها از آمار استنباطی و نرم افزار SPSS25 و آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. یافته ها: ارتباطات جمعی دیجیتال منجر به توسعه کارآیی روش های سنتی مشارکت می شود، زیرا  کودکان در بهره برداری از شبکه های اجتماعی، توانمند بوده، سریع تر از بزرگترها با نرم افزارها ارتباط برقرار می کنند، به اظهار نظر و مشارکت در  بحث های جمعی مبتنی بر شبکه های مجازی و بهره گیری از زبان تصویر، علاقه مند هستند و بهره برداری از این شبکه ها را منحصر به دوران پاندمی نمی دانند. نتیجه گیری: ترسیم آینده مشارکت با کودکان مبتنی بر بهره گیری از «پلت فرم های مشارکت آنلاین»، ضمن گشودن چشم اندازهای نوین در حوزه های مشارکت، طراحی و برنامه نویسی، منجر به ارتقای کارآیی فرآیندهای مشارکتی شده و بستر اظهار نظرهای جامع تر و هم اندیشی کودکان پیرامون مسائل مربوط به آن ها را فراهم می کند.
۳۰۲.

تحلیل علل غفلت از علایم آینده بر اساس نشانه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۲
تامل بر تحولات اجتماعی نشان می دهد، که آینده یکباره و ناگهانی نمی آید، بلکه علایم و نشانه های خود به مثابه پیش قراول می فرستد. اما برغم اهمیت بنیادین علایم آینده، وارد آگاهی جمعی و فرایندهای سیاستگذاری نمی گردند. بر این اساس هدف این مقاله، دست یابی به درکی عمیق از علل غفلت از علایم آینده است. بنابراین پرسش اصلی نیز عبارتست از این که چرا و چگونه علایم آینده مورد غفلت قرار می گیرند؟ برای تحقق این هدف نظریه هایی که تلاش کرده اند تا غفلت از آینده و غافل گیری را تبیین کنند، مورد بررسی قرار گرفته شده اند. این مطالعه نشان می دهد که نظریه های رایج عمدتاً در قلمرو فردی و سازمانی کارآیی دارند در حالی که خود فرد و سازمان به مثابه سوژه، هویت، نقش، و نحوه معنابخشی خود را به محیط و علایم از کلیت های بزرگتری معنایی کسب می کنند. یعنی خود افراد و سازمان ها نیزدر معنابخشی به علایم آینده خود مختار نیستند بلکه تحت انقیاد منظومه های معنایی بزرگتری هستند. در واقع فرد و سازمان معناهایی که به علایم و نشانه های محیطی خود می دهد از کلیت های معنایی کسب می کند. در چهارچوب نظری انتخابی این مقاله علل غفلت از علایم آینده را باید به مثابه امری اجتماعی در نظر گرفت، یعنی آگاهی و کنش معنابخشی سوژه(فرد یا سازمان) مفهومی ارتباطی و اجتماعی است و این مفاهیم در بستر مفصل بندی های معنایی شکل می گیرد، نه به صورت مستقل و در خلاء. بنابراین واجد اجتماعی داشتن غفلت از آینده، مرکز ثقل توجه را به نظریه های اجتماعی و سیاسی سوق می دهد. از آنجا که این مقاله غفلت از علایم آینده مورد بررسی قرار می دهد، می تواند مورد استفاده علاقمندان به آینده پژوهی، سیاست گذاران عمومی و اجتماعی، استراتژیست های سازمانی و... قرار گیرد.    
۳۰۳.

ارائه سناریوهای آینده بازاریابی گردشگری در دوران پساکرونا در افق ده ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۴۰
هدف: با توجه به آسیب زیادی که کرونا به صنعت گردشگری وارد نمود، بی توجهی به آینده بازاریابی گردشگری می تواند این صنعت و اقتصاد را با چالش جدی مواجه نماید و عواقب جبران ناپذیری به همراه داشته باشد. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل کلیدی، پیشران ها و همچنین سناریوهای آینده بازاریابی گردشگری می باشد.روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی – توسعه ای، از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی و از نظر روش شناسی مبتنی بر آمیخته (کیفی – کمی) است. روش این پژوهش، سناریونویسی است و با استفاده از نرم افزار میک مک جهت شناسایی پیشران های کلیدی و شناسایی سناریوها با نرم افزار سناریو ویزارد انجام گرفته است.یافته ها: ابتدا به شناسایی فراروندها و روندهای آینده بازاریابی گردشگری پساکرونا پرداخته شده است که 41 روند کلیدی و 8 فراروند شناسایی گردید. با استفاده از پرسشنامه، اثرات متقاطع و تکمیل بنابر نظر خبرگان، 19 عامل کلیدی در آینده بازاریابی گردشگری در پساکرونا شناسایی گردید؛ سپس با استفاده از پرسشنامه، اثرات متقاطع و با کمک نرم افزار سناریو ویزارد دو گروه سناریوی مطلوب و نامطلوب شناسایی شد.نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش، دو سناریو مطلوب و دو سناریوی نامطلوب مطرح است که نتایج می تواند به سیاستگذاران و تصمیم گیرندگان بازاریابی و گردشگری کمک کند تا با در نظر داشتن عوامل مؤثر و سناریوهای مطرح شده برنامه ریزی مناسبی برای صنعت در دوران پساکرونا داشته باشند.
۳۰۴.

تدوین مدل آینده پژوهانه بازیابی، یادگیری و اقدام مجدد کارآفرینانه بر اساس واکاوی پژوهش های شکست کارآفرینان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۹۸
هدف: کارآفرینانی که با شکست مواجه می شوند، عملکردهای متفاوتی دارند؛ برخی از غم و اندوه و عواقب آن رهایی یافته و اقدام مجدد کارآفرینانه می کنند، برخی دیگر در غم فرو رفته و مسیر دیگری را برمی گزینند. چه اتفاقی برای کارآفرینان، پس از شکست می افتد؟ در این پژوهش تلاش نموده ایم تا اتفاقاتی که کارآفرینان، پس از شکست تجربه می کنند را شناسایی و مدل بازیابی، یادگیری و اقدام مجدد را به منظور نگاشت آینده تدوین نماییم. روش: در این پژوهش از روش فراترکیب به عنوان رویکردی نو در مطالعات کیفی، برای یکپارچه سازی مطالعات درخصوص شکست کسب و کاربه منظور ایجاد یافته های جامع و تفسیری استفاده کرده ایم. ابتدا آینده های ممکن و محتمل پیش روی فرد کارآفرین دارای تجربه شکست را ارائه داده، سپس تصویر آینده مطلوب فرد کارآفرین را پس از شکست ترسیم و مدل آن را نگاشته ایم. یافته ها: چهار حوزه مرتبط با هم در حیات پس از شکست شامل عواقب، یادگیری، بازیابی و اقدام مجدد کارآفرینانه شناسایی و منجر به تدوین مدل حیات پس از شکست شد. یافته ها حاکی از اثرگذاری عوامل فردی و محیطی در سرعت بازیابی و کیفیت یادگیری است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق شایسته است آموزش های لازم به کارآفرینان در مقاطع مختلف داده شود تا درک مفهوم شکست و شناخت آن به عنوان رخدادی قابل پذیرش همراه کارآفرینی در ایشان تقویت شود. همچنین توسعه مهارت های لازم فردی برای یادگیری از پدیده ها و بازیابی از رخداد ها در دستور کار متولیان قرار گیرد.
۳۰۵.

رویکردهای اخلاقی حاکم و روش های تصمیم گیری در آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
یکی از مسائل نوظهور در حوزه تصمیم گیری، نحوه ورود نگرانی های اخلاقی به درون مدل هاست. پژوهش های انجام شده در این زمینه فاقد انسجام بوده و جهت گیری های اساسی ارزشی و اخلاقی علم تصمیم را به صورت شفاف روشن نمی کنند. مکاتب و نظریات اخلاقی منبع مناسبی برای ارائه یک طبقه بندی جامع از رویکردهای اخلاقی حاکم در این رشته هستند. با توجه به خلأ موجود در این زمینه، تحقیق حاضر قصد دارد تا جریان های اخلاقی تأثیرگذار روی تصمیم گیری سازمانی را شناسایی کند.تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث جمع آوری داده ها، توصیفی است. ابزار مورد استفاده برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز رویکرد تحلیل تم است. بدین منظور در مرحله اول مقالات چهار نشریه معتبر علم تصمیم به عنوان جامعه مورد توجه قرار گرفت. در مرحله بعد با استفاده از روش نمونه گیری نظری، 68 مقاله برای استخراج تم های مرتبط با اخلاقیات انتخاب شدند.پس از تحلیل تم مقالات، چهار تم اصلی شناسایی شدند. این تم ها عبارت اند از: نحوه ورود اخلاقیات به درون مدل ها، اراده انسانی، ماهیت انسان ها و زیربنای اخلاقی. با توجه به این تم ها، طبقه بندی جامعی از جریان های اخلاقی تصمیم گیری ارائه شد. این جریان های اخلاقی عبارت اند از: کلاسیک، واقع گرایی انتقادی، تفسیری، هنجاری، پسا-ساختارگرا و پراگماتیسم.یافته های این پژوهش در شناخت ارزش های اخلاقی مطرح در مسائل مبتلابه سازمان ها، نحوه ورود این ارزش ها به مدل ها و شیوه ترکیب مدل ها تأثیرگذار خواهد بود.
۳۰۶.

تدوین الگوی راهبردی رسانه ای با هدف ارتقای سلامت اجتماعی مخاطبان رسانه های فعال استان قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۱
هدف: اشخاصی که از سلامت اجتماعی بالاتری برخوردار هستند، با موفقیت بیشتر میتوانند با چالشها و فراز و نشیبهای ناشی از ایفای نقشهای اصلی اجتماعی برخورد کرده و مشارکت بیشتری در فعالیتهای جمعی داشته و با برخورداری از آن از انحرافات و ناهنجاری های اجتماعی پیشگیری کنند. در این راستا آینده نگری و تدوین الگوی راهبرد آینده نگر از سوی رسانه ها می تواند بر ارتقا سلامت اجتماعی مخاطبان آنها (اشخاص) نقش مهمی داشته باشد.روش : این پژوهش به صورت کیفی و کمی انجام شده است . در فاز کیفی از روش های تحلیل محتوا و کیو و در فاز کمی نیز جهت تحلیل داده ها ی روش کیو از تحلیل عاملی استفاده شده است. یافته ها : تحلیل محتوای رسانه های مورد نظر در این پژوهش نشان داد که بیش ترین مطالب تولیدی رسانه ها در حوزه انحرافات اجتماعی با 576 مورد و کم ترین مطالب تولیدی رسانه حوزه خشونت با 237 مورد است. حوزه کیفیت اجتماعی با 485 و حوزه مسائل اجتماعی با 312 مورد در رتبه های دوم و سوم قرار دارد.با توجه به نتایج به دست آمده از تحلیل محتوای رسانه ها و همچنین شناسایی ذهنیتها طریق روش کیو؛ پرسشنامه کمی ساخته شده و بر اساس آن مدل مورد نظر با استفاده نرم افزار PLS طراحی گردید.نتیجه گیری : این مدل نشان داد که کارکرد رسانه ها بر ارتقاء سلامت اجتماعی افراد جامعه موثر بوده و میتواند بیشترین تاثیر را در ارتقاء کیفیت زندگی، کاهش خشونت، کاهش انحرافات اجتماعی و مسائل اجتماعی داشته باشد.
۳۰۷.

شناسایی و تدوین الگوی محیطی مؤثر بر آینده نگاری راهبردی ورزش ایران بر اساس مدل STEEPELD و تعیین پیشران های کلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۳
هدف: محیط اغلب سازمان های ورزشی، بیش از پیش نامطمئن ش ده اس ت و اه داف، آن چن ان درحرکت اند که به سختی می توان به آن ها رسید. به علاوه، رویکردهای سنتی برنامه ریزی استراتزیک در مواجهه با آشفتگی و عدم اطمینان محیطی منعطف نبوده و از پاسخگویی مناسبی برخوردار نیستند. بدین سبب، هدف این تحقیق شناسایی و تدوین الگوی محیطی مؤثر بر آینده نگاری راهبردی ورزش ایران براساس مدل STEEPELD و تعیین پیشران های کلیدی بود. در واقع این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که شناسایی و کنترل کدام پیشران ها می تواند در نیل به آینده مطلوب ورزش ایران مؤثر باشد.روش:  پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت کیفی و از نظر مسیر اجرا در تحقیقات آینده نگاری، پویش محیطی است. جامعه آماری، اعضای هیأت علمی مدیریت ورزشی با مرتبه دانشیاری و بالاتر بودند که با نمونه گیری ترکیبی انتخاب شدند. برای تنظیم عوامل محیطی، پرسشنامه ای 61 سوالی طراحی شد که روایی همگرا (622/0) و ضریب پایایی مرکب آن (868/0) تأیید شد. روش های آماری مورد استفاده شامل: آمار توصیفی، مدل سازی معادلات ساختاری (PLS) و رتبه بندی فریدمن است.یافته ها:  نتایج نشان داد مدل تحقیق با میزان 745/0 GOF=  مورد تأیید خبرگان است. همچنین، تجارت بین المللی، یکپارچگی در مدیریت ورزش، گسترش فلسفه ورزش، افزایش سرانه استاندارد ورزشی، افزایش سرمایه های اجتماعی، سیاست های زیست محیطی، گسترش رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی و تدوین نظام نامه های حقوقی به عنوان پیشران های کلیدی مؤثر بر آینده نگاری راهبردی ورزش ایران شناسایی شدند.نتیجه گیری: از این رو، الگوی تدوین شده در این پژوهش می تواند به عنوان یک راهنما در برآورد و پیش نگری آینده سازمان های ورزشی ایران مؤثر باشد.
۳۰۸.

عصبیت رسانه ای در تمدن نوین اسلامی و آینده بدیل رسانه ها؛ گذار از رسانه دولت محور به رسانه تمدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
مطالعات تاریخ رسانه نشان داده است که رسانه ها صرف نظر از نوع و شکل آنها و مدرن یا سنتی بودن، این قابلیت را دارند که در هرگونه حرکت و تحول اجتماعی، از جمله پیشران ها باشند. این مقاله به بررسی الزامات ساختاری و محتوایی رسانه، هم در زمینه سازی و هم در چشم انداز تمدن نوین اسلامی می پردازد. مقاله می کوشد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که اگر قرار است رسانه ها در زمینه سازی تحقق تمدن نوین اسلامی پیشران و یاریگر باشند، از نظر ساختاری و محتوایی از کدام ویژگی ها باید برخوردار باشند؟ ازآنجاکه نوع و عملکرد رسانه در مقیاس محلی با نوع و عملکرد آن در مقیاس ملی و در اینجا تمدنی متفاوت است، انتظار می رود نوع و عملکرد رسانه در مقیاس تمدن نوین اسلامی نیز در تراز چنین تمدنی عمل کند. طرح مفهوم «رسانه های تمدنی» ازیک سو، و تبیین ویژگی های آن، نظیر برخوردار بودن از رویکرد تمدنی، حرکت در مسیر وحدت آفرینی در عین کثرت، توحیدگرایی، عدالت محوری، پیشرفت گرایی، نفی سلطه و... به لحاظ محتوایی ازسوی دیگر، و نیز طرح مفهوم «عصبیت رسانه ای»[1] برمبنای خصلت هایی همچون هم گرایی، یاریگری، و نیز تعلق خاطر رسانه ای فراگیر و... برپایه اصول و مبانی اعتقادی، به جای منافع رسانه ای، گروهی، ملی، منطقه ای، نَسَبی، طایفه ای و قومیتی ازسوی سوم، مهم ترین یافته های این مقاله است. مقاله برای گردآوری داده های پژوهش از روش اسنادی، و نیز برای تحلیل داده از رویکرد توصیفی تحلیلی بهره گرفته است. 1- به کارگیری دو مفهوم «رسانه های تمدنی» و «عصبیت رسانه ای» برای نخستین بار و از نوآوری های مقاله است.
۳۰۹.

طراحی مدل آینده نگاری راهبردی برای توسعه مناطق آزاد در افق 1414 (مورد مطالعه: منطقه آزاد چابهار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف:چابهار به عنوان یکی از مهم ترین بندرهای اقیانوسی، توجه بسیاری از کشورها را در زمینه تجارت و کاهش هزینه برای صدور کالاها و خدمات خود به کشورهای غربی از لحاظ کم بودن هزینه، مسافت و... به خود جلب کرده است. هدف اصلی در این مقالهاین است که نشان دهد آینده نگاری راهبردی چگونه می تواند به کمک توسعه منطقه آزاد چابهار بیاید؟روش: این پژوهش که از نوع ترکیبی کمّی و کیفی است، در مرحله اول با استفاده از  منابع کتابخانه ای و نظرات خبرگان به جمع آوری اطلاعات پرداخته، و سپس از روش مدل سازی ساختاری تفسیری برای ترسیم مدل استفاده کرده است. همچنین از نقطه نظرات خبرگان درخصوص مدل و سنجش اعتبار آن نیز بهره مند شده است. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان می دهد مدل مطلوب برای آینده نگاری مناطق آزاد و در این پژوهش منطقه آزاد چابهار از عوامل متعددی تشکیل شده است که با توجه به جغرافیای خاص این منطقه، توجه به مسائل ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک آن از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. همچنین استفاده از روش های آینده پژوهی، پویش محیطی و نیز روش تحلیل لایه ای علت ها با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیای جمعیتی این منطقه برای شناخت بهتر محیط از اهمیت بسزایی در فرایند آینده نگاری برخوردار است.نتیجه گیری:طبق بررسی های انجام شده در مطالعه ادبیات، تاکنون مطالعه جامعی درخصوص آینده نگاری مناطق آزاد صورت نگرفته است، بنابراین مدل ارائه شده به عنوان نخستین مدل ارائه شده برای آینده نگاری مناطق آزاد، توانایی پاسخگویی به این بعد مهم از توسعه این مناطق را دارد.
۳۱۰.

فروپاشی زیست کودکانه؛ مطالعه زمینه ای شکل گیری کودکان کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۲۰
اهداف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعه شناختی زمینه های شکل گیری پدیده کودکان کار در شهر مشهد، با تمرکز بر کودکان ایرانی و افغانستانی، انجام شد. روش مطالعه: مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای، به بررسی تجارب و دیدگاه های 10 نفر از کارشناسان و فعالان اجتماعی حوزه کودکان کار و 9 نفر از کودکان کار پرداخت. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبه های نیمه ساختارمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه وتحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون براساس مدل شش مرحله ای براون و کلارک (2006) صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که شکل گیری پدیده کودکان کار تحت تأثیر سه دسته شرایط اصلی است: شرایط زمینه ای شامل مهاجرت، حاشیه نشینی، خرده فرهنگ های حاشیه ای، باورهای فرهنگی، یادگیری از دوستان، حمایت اجتماعی سوق دهنده و نابسامانی خانوادگی؛ شرایط علّی شامل فقر، درآمدزایی خیابانی، نقش مافیاهای اقتصادی، سودمندی کار کودک برای خانواده و ضعف حمایت های خانوادگی و شرایط مداخله گر شامل نقص نظام حمایتی، ناکارآمدی سیاست های اجتماعی، ضعف برنامه های مداخله ای و اطلاع رسانی نامناسب. در این بستر، کودکان کار تحت فشارهای خانوادگی و در مواجهه با جذابیت های خیابانی به این نوع کار سوق داده می شوند. پیامدهای این وضعیت شامل ترک تحصیل، آسیب های جسمی و روانی و در مواردی اعتیاد کودکان است. نتیجه گیری: مقوله مرکزی مدل پارادایمی استخراج شده نشان داد که پدیده کودکان کار در چارچوب "سوداگری از کودکان در ساختار اقتصادی ناکارآمد" قابل تبیین است. این یافته ها بیان گر آن است که کودکان کار نه تنها قربانی شرایط اقتصادی ناپایدار خانواده، بلکه محصول ضعف ساختاری نظام حمایتی و مداخلات ناکارآمد اجتماعی هستند. درحالی که خیابان به عنوان جایگزینی برای حمایت های رسمی نقش ایفا می کند، سیاست های کنونی نه تنها نتوانسته اند این روند را مهار کنند، بلکه در برخی موارد، با عدم مداخله مناسب، به استمرار آن دامن زده اند.
۳۱۱.

شناسایی و دسته بندی پیشران های مؤثر بر آینده آموزش حسابداری در ایران با استفاده از الگوی EPISTLU(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف: مقاله حاضر به دنبال آن است که عوامل مؤثر بر آینده آموزش حسابداری در ایران را به روشی علمی و نظام مند شناسایی کرده و آن ها را به صورت طبقه بندی شده معرفی نماید. روش: هرچند روش های مختلفی برای آینده پژوهی وجود دارد، ولی در بیشتر آن ها شناسایی پیشران های شکل دهنده آینده ضروری است؛ بدین منظور تحقیق حاضر کوشیده است تا با روش مطالعات کتابخانه ای و نظرسنجی از خبرگان، پیشران های تأثیرگذار بر آینده آموزش حسابداری را احصاء و سپس با استفاده از روش دلفی، مهم ترین آن ها را شناسایی نماید. یافته ها: 27 پیشران تأثیرگذار بر آینده آموزش حسابداری بر اساس الگوی EPISTLU، دسته بندی و به گروه های 7 گانه اقتصادی، سیاسی، نهادی، اجتماعی، فناوری، حقوقی و دانشگاهی تقسیم بندی شدند. مشارکت کنندگان در این تحقیق 15 نفر از خبرگان متخصص در زمینه حسابداری و آشنا با مباحث آینده پژوهی می باشند. نتیجه گیری: طبقه بندی یافته های این تحقیق در گروه های هفت گانه بالا نشان می دهد، عوامل متعدد و در هم تنیده ای بر آینده آموزش حسابداری در ایران تأثیرگذار بوده و می توان چنین نتیجه گیری کرد که برای شکل دهی به آینده آموزش حسابداری در ایران لازم است تمامی این عوامل متنوع را مورد توجه و برنامه ریزی قرار داد. احصاء و طبقه بندی پیشران ها، زمینه لازم برای اولویت بندی و تعیین میزان اهمیت هرکدام از این پیشران ها را فراهم می کند.  
۳۱۲.

شناسایی و تحلیل ساختاری پیشران های تغییر در حوزه کاربری زمین (موردکاوی: محله فهادان بافت تاریخی یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف: هسته اصلی برنامه ریزی کاربری زمین، هدایت و تلاش برای تأثیرگذاری در جهت تغییرات کاربری زمین است. هدایت این تغییرات، مستلزم شناسایی و تحلیل روابط نیروهای محرک می باشد. در سال های اخیر، عوامل متعددی در بافت تاریخی یزد منجر به تغییر کاربری مسکونی به کاربری های انبار، صنعتی، تجاری و گردشگری شده است. این تغییرات سریع و کنترل نشده، می تواند در آینده تهدیدی در برابر حفظ میرات فرهنگی و تاریخی باشد. پژوهش حاضر، به دنبال شناسایی عوامل کلیدی و پیشران های تغییر کاربری زمین در محله فهادان بافت تاریخی یزد و تعیین الگوی نظام کاربری زمین است.روش: این پژوهش، از نوع کاربردی، آمیخته و پیمایشی است. جهت استخراج عوامل تغییر کاربری زمین، از منابع کتابخانه ای و جهت تحلیل و تشخیص عوامل کلیدی و پیشران های تغییر کاربری زمین در نمونه مطالعاتی از تکنیک دلفی و روش تحلیل اثرات متقابل در نرم افزارMICMAC   استفاده شده است. یافته ها: عوامل تغییر کاربری زمین بر اساس میزان تأثیرات متقابل، در 4 دسته عوامل پیشران، دووجهی، مستقل و وابسته ارائه می شود. عوامل نقش غالب اقتصادی شهر، سیاست های دولتی و محلی، دسترسی به شبکه معابر، توان رقابت پذیری بین المللی، پیشنهادات طرح های فرادست، فرسودگی بنا، میزان تقاضا برای هر نوع کاربری یا فعالیت، وابستگی به اقتصاد نفتی، سوداگری و رانت زمین، پیشران ها و عوامل کلیدی می باشند که هر تغییری در این عوامل باعث تغییر در سایر عوامل و هر تغییری در سیستم، باعث تغییر در این عوامل می شود.نتیجه گیری: ثبت محله تاریخی فهادان در مقیاس جهانی، تحولات سریع و شکل گیری عدم قطعیت ها در کاربری زمین آن را در پی داشته است. عدم قطعیت و حالت بینابینی، اغلب عوامل، الگوی ناپایدار نظام کاربری زمین این محله در آینده را در پی دارد. 
۳۱۳.

تحلیل انتقادی پیامدهای اجتماعی آموزش سواد مالی به کودکان: مطالعه موردی یک بازارچه دانش آموزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۷
استقبال مدارس از آموزش سواد مالی به شکل روزافزونی در حال گسترش است؛ یکسویه و خوش بینانه بودن تحلیل های موجود نسبت به این امر، نیاز به مطالعه انتقادی درباره پیامدهای اجتماعی اقدامات مذکور را ضرورت می بخشد. بدین ترتیب پژوهش حاضر در پی مطالعه پیامدهای اجتماعی برگزاری بازارچه به ویژه بر کودکان است.چارچوب مفهومی پژوهش مبتنی بر نظریات اقتصاداخلاقی (پولانی و گرانووتر) مبنی بر پیوند کنش های اقتصادی و هنجارهای اجتماعی و نیز اهمیت برنامه درسی پنهان (به ویژه در نگرش اپل) مندرج در مجموعه آموزش ها ازجمله سواد مالی است.روش پژوهش از نوع «مطالعه موردی بوده و به صورت کیفی و میدانی انجام شده است؛ موضوع مورد مطالعه، یک بازارچه دانش آموزی در دبستانی غیردولتی در تهران بوده که داده های آن در یک مطالعه طولی به مدت 8 ماه ازطریق مشاهده مشارکتی گردآوری شده است.یافته های پژوهش حاکی از تغییر رفتارهای دانش آموزان است که مهمترین آن تبعیت از منطق بازار، تلاش برای فرار از پرداخت اجاره بها و شیوع اقدامات فریبکارانه در میان آنان بوده است.براساس نتایج پژوهش، آموزش سواد مالی ازطریق برگزاری بازارچه (بدون ملاحظات اجتماعی)، حاوی برنامه درسی پنهانی است که ارزش هایی مغایر با ارزش های حاکم بر نظام آموزش را تقویت می کند و تعاملات اقتصادی در فضای رقابتی بازارچه ها، به تضعیف هنجارهای اجتماعی دامن می زند.
۳۱۴.

عوامل مؤثر بر شادی کودکان در فضای باز مجتمع های مسکونی (مورد مطالعه: دو مجتمع مسکونی در شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۴
پژوهشِ حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر احساس شادی کودکان در فضای باز مجتمع های مسکونی انجام شده است. شادی به عنوان یک پدیده چندبعدی، شامل ابعاد اجتماعی (ارتباطات مثبت با دیگران)، عاطفی (تجربه احساسات مثبت) و شناختی (رضایت مندی) است که در تعامل با یکدیگر تجربه کلی شادی را شکل می دهند. تحقیق، از لحاظ هدف، کاربردی، از نظر نوع، کمی و به لحاظ روش، پیمایشی و توصیفی - تحلیلی است. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، آزمون تی تک دامنه و آزمون رگرسیون در نرم افزار SPSS24 تحلیل شدند. نتیجه آزمون همبستگی پیرسون با ارائه ضریب 639/0 فرضیه پژوهش مبنی بر وجود رابطه مثبت و مستقیم میان کیفیات کالبدی – محیطی فضای باز مجتمع مسکونی و احساس شادی کودکان را اثبات کرد. بیشترین شدت ارتباط، متعلق به خوانایی و وضوح محیط (633/0) و بعد از آن، فضای سبز (577/0) بوده است. میزان پیش بینی کنندگی شادی بر اساس فاکتورهای محیطی، از طریق آزمون رگرسیون به دست آمد. نتیجه آزمون نشان داد که متغیرهای نظام حرکتی سواره (169/0) و امکانات فیزیکی محیط (177/0) دارای تاثیر غیرمستقیم بر شادی می باشند. درحالی که، سایر متغیرها دارای اثر توامان مستقیم و غیرمستقیم بودند: خوانایی و وضوح محیط (تاثیر مستقیم 271/0 و غیرمستقیم 232/0)، فضای سبز (تاثیر مستقیم 366/0 و غیرمستقیم 189/0) و دسترسی های پیاده (تاثیر مستقیم 218/0 و غیرمستقیم 203/0). بررسی نتایج به دست آمده نشان می دهد که کودکان برای احساس رضایتمندی و شادی، فعالیت و پویایی در محیط را به داشتن تجهیزات از پیش تعیین شده در محیط ترجیح می دهند. بنابراین، پژوهش های آتی می تواند در زمینه بررسی فعالیت های مطلوب کودکان در فضای باز مجتمع و شناسایی قابلیت های محیطی لازم برای این فعالیت ها صورت پذیرد. 
۳۱۵.

فناوری آینده در سینمای علمی-تخیلی ایران: فن دوستی یا فن هراسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف: مطالعه تصاویر آینده، از موضوعات مورد توجه حوزه میان رشته ای آینده پژوهی است. تعدادی از آینده پژوهان برجسته دنیا؛ ازجمله فردپولاک، جیمز دیتور، وندل بل، سهیل عنایت الله و دیگران، به مطالعه تصاویر آینده توجه کرده اند. سینما از جمله اصلی ترین منابع تولید تصاویر آینده است. در این مقاله، تصویری تحلیل خواهد شد که در فیلم انیمیشن «تهران ۱۵۰۰» از فناوری یک قرن آینده ایران برساخته شده است.روش: روش بکار برده شده، تحلیل گفتمان است که با استفاده از وجهه انتقادی آن تلاش شد تصاویر آینده واسازی شود.یافته ها: تحلیل گفتمان نشان داد، این فیلم بازتولیدی از گفتمان فن دوستی و حتی فناوری گرایی است که در سینمای علمی – تخیلی غربی سابقه طولانی دارد. از این جهت، با قرض گرفتن مفهوم «آینده مستعمل» از سهیل عنایت الله، می توان مدعی شد که فیلم، آینده مستعملِ غربی را که در دهه های گذشته به عنوان آینده شهرهای بزرگ دنیا بخصوص در امریکا و سایر کشورهای پیشرو فناوری تصویر شده بود، برای آینده تهران در نظر می گیرد. این در حالی است که تلاش شده، با دادن رنگ و لعاب به ظاهر اسلامی – ایرانی در پوسته بیرونی شهر، این تقلید بنیادین پوشانده شود.نتیجه گیری: در این گونه فیلم ها، تنها وجوه تکنیکی، جلوه های ویژه جذاب و فنون سینمایی پیشرفته اهمیت ندارد و فراتر از آن باید به تصاویر ذهنی که می تواند در مخاطب ایجاد شود، توجه کرد.
۳۱۶.

نقش فرهنگ عمومی در پیشگیری از بروز نارضایتی های صنفی: مطالعه موردی استان همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۱۷
در هر جامعه ای مواردی مانند نارضایتی های صنفی، اعتصاب، تعطیلی بازار، تجمع مقابل ادار ه های دولتی و ... می تواند امنیت روانی جامعه را برهم زده و زمینه ساز تشدید سایر نارضایتی های اجتماعی گردد. با درک اهمیت این موضوع، در پژوهش حاضر به بررسی نقش فرهنگ عمومی در پیشگیری از بروز نارضایتی های صنفی استان همدان پرداخته شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی، از لحاظ روش، کیفی و از لحاظ گردآوری داده ها، میدانی از طریق مصاحبیه عمیق ساختاریافته است. مشارکت کنندگان پژوهش، شامل 14 نفر از خبرگان حوزیه فرهنگ عمومی بودند. پس از انجام 14 مصاحبه، عوامل اصلی و فرعی در مصاحبه های قبلی تکرار گردید و پژوهشگران به اشباع نظری رسیدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون در بستر نرم افزار maxqda بهره گرفته شد. نتایج این بررسی ها نشان می دهد که اگر سازمآن ها و ارگآن های دخیل در امر ارتقای سطح فرهنگ عمومی به وظایف خود درست عمل نمایند، افراد جامعه در سطوح مختلف به رشد و بالندگی عقلی، اخلاقی، دینی و اجتماعی می رسند و با درک صحیحی که از شرایط جامعه دارند،  با نگاهی واقع بینانه با موضوعات اجتماعی و اقتصادی مواجه می شوند و آن ها را تحلیل می نمایند. بنابراین، نارضایتی های صنفی یا به وجود نخواهد آمد و یا این که مسیر درست، منطقی و قانونی خود را طی خواهند کرد.
۳۱۷.

تورم و چرخه بازتولید مسئله اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۱۱
تورم به شیوه رایج، پدیده ای در اساس اقتصادی در نظر گرفته شده است. این موضع، به غفلت از نقش بی ثبات کننده تورم در سایر فعالیت های اقتصادی، در غیرکارآمدسازی قدرت سیاسی در ذیل فرآیند مداوم تضعیف جامعه (گسترش فقر و نابرابری فزاینده)، ایجاد ذهنیت ها و اخلاق مخرب اجتماعی و در نهایت تشدید تورم از ناحیه پدیدارهای غیرپولی و غیراقتصادی می انجامد. تأثیرات متقابل در میان ابعاد مختلف پدیده تورم در نهایت به چرخه ای منجر می شود که در این مقاله به آن «چرخه بازتولید مسئله اجتماعی» نام داده ایم. این چرخه از یک سو حاصل برجسته سازی تأثیرات پیچیده و چندلایه برآمده از تورم مزمن، در چارچوب رابطه سه گانه دولت-جامعه-بازار است و از سوی دیگر، حاصل بر هم خوردن نظم شناختی و ایجاد ذهنیت ناپایداری و تزلزل در کنش گران اجتماعی می باشد. در نهایت مردم گرفتار در تورم مزمن خود را در مهلکه ای مبهم و آشفته سرگردان می بینند، شرایطی که تقویت کننده فضای گفتمانی دولت محور قلمداد می شود. افراد جامعه در این وضعیت، پیش از هر چیز با ذهنیت مبتنی بر کمبود، زندگی روزمره را آغاز می کنند و از بازآفرینی نظم اجتماعی مطابق خواست ها و علائق خود باز می مانند. فقر شناختی، بدین وسیله، پیامد ناگزیری است که در نهایت به تضعیف توان جامعه در کنار توهم قدرت مندی بیشتر دولت می انجامد، زیرا در خلاء برآمده از بی ثباتی، ذهن در صدد برجسته سازی نقش کنش گر توانایی برمی آید که افق حل مسئله را در خود جلوه گر می سازد. با این حال، آن چه در نهایت حاصل می شود دوگانه جامعه ضعیف- دولت ضعیف خواهد بود.
۳۱۸.

آینده های استان یزد در رقابت های ناظر بر همگرایی فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۳۵
هدف: مطالعه حاضر بر آن است که آینده های فراروی استان ها، در رقابت های ناظر بر توسعه جریان همگرایی فناورانه شزان (هم افزایی میان نانوفناوری، زیست فناوری، فناوری اطّلاعات و علوم شناختی) را با تمرکز بر استان یزد، شناسایی و تبیین کند. روش: این تحقیق که با رویکرد کیفی و توصیفی اجرا شده است، در زمره مطالعات آینده پژوهی اکتشافی طبقه بندی می شود. در این مسیر، ابتدا سوابق پژوهشی مرتبط مرور شد تا فهرستی از پیشرا ن های توسعه فناوری های هم گرا تنظیم شود. در ادامه، با اجرای فرایند دلفی، با حضور چهارده نفر از خبرگان تخصّصی، این فهرست مورد پالایش و اولویت بندی قرار گرفت تا دو پیشران کلیدی شناسایی شوند. با تلاقی دادن عدم قطعیت های ناظر بر این دو پیشران، چهار سناریو از آینده های پیش روی استان، در رقابت های مربوط به هم گرایی فناورانه شکل گرفت. یافته ها: دو پیشران کلیدی تأثیرگذار بر موفّقیت استان، در رقابت های ناظر بر فناوری های همگرا عبارتنداز: میزان توسعه یافتگی زیست بوم نوآوری و میزان منابع مالی اختصاص یافته به این جریان. بر این اساس، چهار سناریو از وضعیت آینده استان در این عرصه شناسایی شد که با عنوان های «پیشتاز»، «خریدار»، «جا مانده» و «اجیر» نام گذاری شده اند. نتیجه گیری: برای آن که استان ها بتوانند در رقابت های پیش رو، در زمینه تولید و بهره برداری از فناوری های همگرای شزان به موفّقیت نایل شوند، لازم است از اکنون برای تقویت زیرساخت های زیست بوم نوآوری و فناوری خود برنامه ریزی کنند؛ ضمن آن که ضروری است، برای تأمین پایدار منابع مالی کافی در زمینه تحقیقات و تجاری سازی این فناوری ها نیز تلاش شود.
۳۱۹.

ارزیابی تأثیر اقتصاد دانش محور بر رقابت پذیری جهانی در آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
اقتصاد دانش محور به دلیل ایجاد تحول سریع، زودبازده بودن سرمایه گذاری ها و تأثیرات شگرف بر رشد یکی از موضوع های جذاب اقتصادی در دو دهه اخیر محسوب می شود. از این رو اقتصاد دانش محور ازجمله عوامل کلیدی در توسعه کشور ها و صنایع محسوب می شود. توسعه متوازن و زیر بخش های آن، ازجمله عوامل متضمن توسعه پایدار محسوب می شود. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر زیرساخت های اقتصاد دانش محور بر رقابت پذیری ملی پرداخته است. بدین منظور داده های ثانویه مستخرج از شاخص رقابت پذیری جهانی و شاخص اقتصاد دانش محور مورد ارزیابی قرارگرفته اند. برای تشکیل مجموعه داده ها آزمودنی، گزارش های سالانه مجمع جهانی اقتصاد و بانک جهانی در کشور های مورد مطالعه بررسی شدند. نمونه آماری مشتمل بر شاخص های GCI و مؤلفه های KEI در کشور هایی بود که در گزارش سالانه 2012 دو نهاد مورد ارزیابی قرارگرفته اند. یافته های حاصل از تکنیک معادلات ساختاریافته خطی با با نرم افزار LISREL از تأثیر معنی دار شاخص های اقتصاد دانش محور بر رقابت پذیری نشان دارد. استفاده از داده های تک مقطعی از جمله محدودیت های پژوهش محسوب می شود
۳۲۰.

مواجهه با عدم قطعیت های آینده در صنعت داروسازی با استفاده از مدل هوشمندی راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۴
هدف: عدم قطعیت، پیچیدگی و پویایی سه ویژگی محیطی هستند که سازمان های قرن بیست و یکم را احاطه کرده اند و باعث بی ثباتی آنها شده اند. بهبود پیش بینی درباره فرصت ها و تهدیدهای آینده و عکس العمل سریع به آنها، به شایستگی اصلی سازمان های موفق تبدیل شده است، سازمان هایی که به اطلاعات راهبردی دسترسی دارند، در حوزه خود پیشرو و رهبر خواهند بود. هوشمندی راهبردی مکانیسمی است که این فرصت را پدید می آورد. تحقیق حاضر سعی بر آن دارد با توجه به شرایط پیش روی شرکت های فعال در حوزه داروسازی به ارائه مدل هوشمندی راهبردی به عنوان ابزاری جهت کاهش عدم قطعیت در این صنعت بپردازد. روش شناسی: تحقیق حاضر از منظر هدف، در گروه پژوهش های کاربردی و از منظر روش گرد آوری اطلاعات، در گروه پژوهش های کیفی قرار دارد. جامعه تحقیق حاضر شامل خبرگان حوزه مدیریت استراتژیک، بازاریابی و سیاستگذاری در حوزه صنعت داروسازی بودند. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و در نهایت با انجام 22 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. ابزار جمع آوری داده مصاحبه بود.یافته ها: در مرحله کدگذاری باز 560 کد احصا که به 25 مقوله فرعی دسته بندی شدند. در نهایت، سه مقوله فشار فناوری، فشار بازار و عدم قطعیت به عنوان شرایط علی؛ دو مقوله مدیریت دانش و چشم اندازسازی به عنوان ابعاد پدیده محوری؛ عوامل فردی و عوامل سازمانی به عنوان مقوله های شرایط زمینه ای؛ عوامل خرد و عوامل کلان به عنوان شرایط مداخله گر؛ دو عامل سازماندهی مجدد و توانمندسازی به عنوان راهبردها؛ و پشتیبانی و بقا به عنوان پیامدها شناسایی شدند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان