ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۳۰٬۸۷۱ مورد.
۹۸۱.

کاربست نظریه قابلیت های محیط در طراحی فضاهای باز شهری به منظور ارتقا تعاملات اجتماعی در دوران پساکرونا (نمونه مطالعاتی: بوستان قیطریه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۴۳
نحوه ی طراحی فضاهای شهری به گونه ای که زمینه ساز تقویت تعاملات اجتماعی میان شهروندان باشد، همواره یکی از دغدغه های اساسی معماران، طراحان و برنامه ریزان شهری به شمار می رود. با این حال، شیوع ویروس کرونا و اعمال محدودیت ها و قرنطینه های گسترده، موجب افزایش اضطراب، احساس ناامنی و ترس عمومی نسبت به حضور در فضاهای جمعی گردید و در نتیجه کاهش چشمگیر تعاملات اجتماعی و بروز اختلالات روانی در میان اقشار مختلف جامعه را در پی داشت. پژوهش حاضر با هدف ارتقای سطح تعاملات اجتماعی و اجتماع پذیری در فضاهای شهری پساکرونا از طریق بهره گیری از قابلیت های محیطی و ارتقای کیفیت فضایی انجام شده است. این تحقیق از نوع آمیخته (کمی–کیفی) بوده و با روش توصیفی–تحلیلی و پیمایشی صورت گرفته است. در گام نخست، با مرور مبانی نظری و شناسایی متغیرهای اصلی، چارچوب مفهومی تحقیق تدوین و سپس وضعیت موجود در بوستان قیطریه به عنوان مطالعه ی موردی، از منظر قابلیت های محیطی و میزان تعاملات اجتماعی کاربران تحلیل گردید. در مرحله ی دوم، بر اساس یافته های نظری و داده های حاصل از مشاهدات میدانی، پرسش نامه ای تخصصی میان ۵۰ نفر از جامعه ی آماری شامل معماران، طراحان و برنامه ریزان شهری توزیع شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای، آزمون فریدمن، تحلیل عاملی و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزارهای SPSS22 و SmartPLS3 تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان می دهد که چیدمان انعطاف پذیر مبلمان شهری، سازمان فضایی پویا، استفاده از عناصر هویت مند و خاطره انگیز و طراحی فضاهای باز و بسته منطبق با الگوهای فرهنگی- اجتماعی، بیشترین تأثیر را در ارتقای تعاملات اجتماعی از طریق تقویت قابلیت های محیطی دارند.
۹۸۲.

بررسی جایگاه حکمت اسلامی در تزئینات گچبری محراب های دوره ایلخانی (نمونه موردی مسجد جامع ارومیه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۸
هنر دینی از ابتدا به دنبال محیطی برای گرد هم آوردن پیروان خود در آنجا بوده است که در واقع عامل اصلی آن عبادت می باشد؛ همچنین محلی برای تعاملات اجتماعی میان پیروان هر مکتب محسوب میگردید. معماری اسلامی یکی از بزرگترین حقایق هنری در بعد مادی محسوب می شود که الویت آن القای مفاهیم والای هستی با استفاده از مصالح، تکنیک های مختلف و پرداختن به موضوعات تمثیلی و تزئینی می باشد. در این پژوهش با بررسی مسجد جامع ارومیه و تزئینات و تناسبات به کار رفته در محراب، به این جنبه مهم از هنر اسلامی پرداخته شود و در پی پاسخ به این سوال می باشد که تزئینات گچکاری در محراب مسجد جامع ارومیه با توجه به حکمت و مفاهیم معنوی حاکم بر طراحی جزئیات آن، دارای چه نوع ویژگی هایی هست. محراب مسجد در زمان ایلخانان ساخته شده که از نظر گچبری و خطوط، شاهکاری در طراحی و اجرا محسوب می شود. نتایج حاصل نشانگر این است که تمامی کتیبه ها، آیات، احادیث و نقوش به کار برده شده در این محراب، به منظور ایجاد فضایی برای ارتباط با باری تعالی، طراحی گردیده است که دارای جنبه های روانی و اجتماعی نیز می باشد. هنرمند با به نمایش گذاشتن ارزش های دینی، توانسته با صرف نظر از جهان مادی، سبب ایجاد تحول در باطن شخص عبادتگر می گردد تا فرد متوجه این امر که نهایت همه زیبایی ها روح باری تعالی است، شود. همچنین در ساختار و روابط هندسی بر پایه نسبت های طلایی در قسمت های مختلف فرم کلی آن قابل مشاهده می باشد که باعث افزایش ارزش های بصری و زیبایی شناختی آن گردیده است.
۹۸۳.

«آمریکایی دیگر»: تصاویر ساخته شده با هوش مصنوعی از دهه های 1940 و 1950 میلادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۹
فیلیپ تولدانو، عکاس شناخته شده، در آثار خود همواره مرزهای سنتی عکاسی را به چالش کشیده و از رسانه های نو برای بازآفرینی واقعیت بهره برده است. او علاوه بر پروژه های مستندِ مبتنی بر واقعیت، سال ها مجموعه هایی با جزئیات دقیق و چشم اندازهای واقع گرایانه از «کابوس آبادها» خلق کرده که مستلزم همکاری تیمی گسترده شامل طراحان صحنه، میک آپ آرتیست ها، بازیگران، نورپردازان و تدوینگران بوده است. تولدانو در تازه ترین پروژه خود با عنوان «آمریکای دیگر» به جای ثبت لحظه ها با دوربین، از هوش مصنوعی برای بازنمایی «گذشته های جایگزین» استفاده می کند؛ رویکردی که مرز میان واقعیت و تخیل را بیش از پیش کمرنگ کرده و پرسش های تازه ای درباره اعتبار تصاویر و خاطرات بصری برمی انگیزد. او در گفت وگو با جیم کسپر از وب سایت LensCulture توضیح می دهد که این تغییر مسیر چگونه رخ داده است. تولدانو پیش تر طی پنج تا شش سال پروژه ای با نام «ایالات متحده توطئه ها» را دنبال می کرد که در آن تلاش داشت دنیای ذهنی حامیان تئوری های توطئه در دوره ریاست جمهوری ترامپ را بازسازی کند. او با مشاهده گسترش باورهای نادرست در جامعه آمریکا به این نتیجه رسید که در شرایط کنونی، گذشته و حقایق دیگر اموری ثابت و واحد نیستند بلکه تا حدی «انتخاب» به شمار می آیند. به این ترتیب، استفاده از هوش مصنوعی در پروژه جدید او نه فقط ابزاری فنی، بلکه پاسخی مفهومی به این وضعیت تلقی می شود.
۹۸۴.

جستاری بر نقش ساختار کالبدی- فضایی بر کیفیت مسکن مناطق نفت خیز، با نگرشی بر نظریه نحو فضا؛ مورد پژوهی: شرکت شهر نفت اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۹۷
شهرهای متکی بر منابع طبیعی، به ویژه نفت، الگوهای رشد و توسعه منحصر به فردی را تجربه می کنند. شرکت شهرهای استخراجی خوزستان، به عنوان نمونه ای بارز از این نوع شهرها، با مهاجرت های گسترده و تغییرات در الگوهای تولید، تحولات کالبدی-فضایی چشمگیری را پشت سر گذاشته اند. یکی از مهم ترین این تحولات، تغییرات در ساختار مسکن و در نتیجه، کیفیت کالبدی زندگی ساکنان بوده است. نظر به اهمیت کیفیت کالبدی در برنامه ریزی های شهری، این پژوهش به دنبال بررسی تحولات تاریخی ساختار کالبدی-فضایی مسکن در شرکت شهرهای استخراجی خوزستان است. در این راستا، مفهوم نحوفضا به عنوان ابزاری جهت تحلیل روابط اجتماعی و فضایی در محیط های شهری به کار گرفته شده است. هدف از نگارش این پژوهش، شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار و بررسی ساختار کیفیت کالبدی- فضایی مسکن شرکت شهر اهواز به روش نحو فضا می باشد. این تحقیق به لحاظ «ماهیت» پژوهش، از گونه تحقیقات «آمیخته» و به لحاظ «قصد» از پژوهش، «تفسیری» و از جنبه منطق پژوهش، «استقرایی» است. داده های کمی به صورت میدانی (پرسشنامه) و داده های کیفی به روش تکنیک چیدمان فضا گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که معماری خانه های شرکت شهر نفت اهواز با وجود کالبد فیزیکی که با الهام از معماری بریتانیا ساخته شده، توانسته است با اصول فرهنگی، اجتماعی و اقلیم بومی منطقه، همساز شود و معیارهای بومی ایرانی-اسلامی نظیر محرمیت، تفکیک فضاهای عمومی و خصوصی خانه و ورودی های متعدد در این معماری به خوبی لحاظ گردد. این امر حاکی از تعامل پویا میان تأثیرات جهانی و محلی در شکل دهی به محیط انسان ساخت می باشد.
۹۸۵.

Explaining The Role And Impact Of Urban Public Spaces On Enhancing Public Health In Iranian Metropolises (Case Study: Tabriz City)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۲۲
The accelerated pace of urbanization in Iranian metropolises has underscored the need to reevaluate the role of public spaces in promoting public health. This study investigates the influence of urban public spaces on enhancing the physical and mental well-being of citizens in the metropolis of Tabriz. Adopting a quantitative and analytical method, data were collected through a purposive documentary review and field studies. The statistical sample consisted of visitors and users, with an average of 5,000 individuals per public space. Using Cochran's formula and a 10% margin of error, 96 questionnaires were collected for each space. Considering the existence of eight urban spaces—including Sa'at Square, Maqbarat-ol-Sho'ara, Shahid Beheshti Square, El-Goli Park, Golestan Park, Tarbiat Pedestrian Path, Valiasr Park, and Laleh Park Commercial-Recreational Complex—the total number of questionnaires required for this study was 752. Documentary data were analyzed using qualitative content analysis, while field data were examined using descriptive statistical techniques. The findings demonstrate that accessibility, safety, environmental design quality, social vitality, and opportunities for physical activity are critical factors contributing to public health improvement. These urban public spaces, beyond their recreational and social roles, function as strategic infrastructures for health promotion in large cities. The results suggest that integrating a health-oriented approach into the design and governance of public spaces can substantially enhance the quality of life in Iran's metropolitan contexts.
۹۸۶.

شناسایی و تحلیل راهبردهای تأثیر گذار بر احیای بافت های تاریخی بازارچه محله شتربان تبریز با رویکرد جذب گردشگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۸۴
این تحقیق به شناسایی راهبردهای مؤثر بر احیا و ساماندهی بازارچه تاریخی شتربان تبریز با هدف ارتقاء قابلیت های گردشگری آن پرداخته است. بازارهای تاریخی با ارزش فرهنگی و تاریخی خود، می توانند با برنامه ریزی مناسب به مقاصد جذاب گردشگری و منابع اقتصادی مهمی تبدیل شوند. بازارچه شتربان تبریز به عنوان نمونه ای از این فضاهای تاریخی با ویژگی های منحصر به فرد فرهنگی و معماری، پتانسیل تبدیل شدن به قطب جذب گردشگر را دارا است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بوده و داده های اولیه از طریق مصاحبه با بازاریان، گردشگران، مطالعات کتابخانه ای و میدانی شناسایی گردید، سپس با استفاده از ماتریسSWOT، (نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها) دسته بندی گردید و به صورت پرسشنامه در اختیار گردشگران با حجم نمونه 48 نفر قرار گرفت، سپس نتایج پرسشنامه از کیفی به کمی تبدیل شد و وزن دهی آن با استفاده از تکنیکAHP، انجام پذیرفت. در نهایت ضریب نهایی بعد ها نیز مشخص شدند که بیشترین رتبه مختص تهدید ها با رتبه2/81 و کم ترین رتبه مختص نقاط ضعف با رتبه 2/57 می باشد. در نتیجه راهبردهایی تعیین گردید که نتایج نشان می دهند اجرای راهبردهای مناسب می تواند بازارچه شتربان را به جاذبه ای تاریخی و فرهنگی تبدیل کند که علاوه بر فروش کالا، تجربه ای فرهنگی و اجتماعی برای گردشگران فراهم آورد. به روزرسانی مداوم راهبردها نیز برای حفظ پایداری گردشگری بازارچه ضروری است.
۹۸۷.

تحلیل عوامل اجتماعی- فرهنگی مرتبط با گرایش نوازندگان دف به دف های طرح دار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
با واکاوی و تحلیل رویکرد اهالی موسیقی شامل نوازندگان و پیش کسوتان ساز و مواجهه آنها با نقش ها و طرح های پیاده شده روی سازها، می توان به تجزیه وتحلیل و طبقه بندی جامعه شناختی آنها و درک منطق استقبال یا عدم استقبال از اجرا و پیاده سازی طرح بر روی ساز و عوامل اثرگذار بر شیوه تفکر هنرمندان پرداخت. این پژوهش، با تمرکز بر رویکرد یک نسل از نوازندگان شناخته شده ساز دف شامل دهه های شصت و هفتاد هجری شمسی در ایران و همچنین خریداران عموماً غیرحرفه ای دف های طرح دار و به بیان دیگر، از طریق ارزیابی میزان استقبال از خرید کالای حوزه موسیقی، به ترسیم یک طبقه بندی اجتماعی فرهنگی پرداخته است. هدف اصلی در این پژوهش، تحلیل گرایش نوازندگان و خریداران دف های طرح دار و دلایل استقبال یا عدم استقبال از این نوع سازِ تزئین یافته است. روش پژوهش غالب در پژوهش حاضر پیمایشی بوده و ابزار گردآوری داده ها عمدتاً از طریق پرسشنامه است. همچنین، این پژوهش از منظر هدف، در دسته پژوهش های بنیادین قرار می گیرد. از نظر پیشینه پژوهش، پیش ازاین نیز یک نمونه پژوهش درباره گرایش به انتخاب سازهای موسیقی ایرانیِ طرح دار انجام شده است که شامل ساز دف نبوده است. در نتیجه این پژوهش مشخص شد که نوازندگان این نسل از دف های طرح دار استقبال نمی کنند. همچنین، طراحی متنوع دف ها، تاثیری در گزینش آنها در جامعه دف نوازانِ شناخته شده دهه های مذکور نداشته و این گروه با تحریم و دوری از استفاده از این گونه دف ها در تلاش اند تا به نوعی تمایزِ هنری و اجتماعی خود را با افرادی که آنها را «کاسبانِ هنر» و پیرو رویکرد بازارمحور می دانند، مشخص کنند.
۹۸۸.

تحلیل پدیدارشناسی فضا بر چیدمان های مکان محور رویداد سالانه پرسبوک دهم (دستکار)، مبتنی بر نظریه کریستین نوربرگ شولتز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۴
مقدمه: پروژه های مکان محور، با تمرکز بر چگونگی برقراری ارتباط اثر هنری با فضای پیرامونی و تأثیراتی که فضا بر ذهن مخاطب می گذارد، پاسخی است به نیاز انسان معاصر در ارتباط با مفهوم هنر. ویژگی وابستگی به مکان که یکی از مهم ترین شاخصه های پروژه های مکان محور است، در برخی از آثار ارائه شده در پرسبوک دهم (پروژه دستکار) به روشنی قابل مشاهده است. آثار این پروژه با چیدمان در فضای یکی از بناهای شاخص معماری اصیل کاشان، بستری ویژه برای تعامل و خلق آثاری در قالب هنر مکان محور فراهم آورده اند؛ آثاری که بر ارتباط میان مفاهیم هنری، فرهنگ، اقلیم و ساختار معماری تأکید دارند. اهداف و سؤال ها: این پژوهش باهدف بازاندیشی در سنت های هنرهای ایرانی، با تأکید بر هویت بنای معماری سنتی و اقلیم انجام شده است. در راستای تحقق این هدف و با تمرکز بر ساختار مکان/فضا و چگونگی ایجاد ارتباط میان اثر چیدمان شده و مخاطب/نظاره گر در پرسبوک دهم، سؤالات اصلی پژوهش عبارت اند از: ۱. شاخصه های پدیدارشناسانه چیدمان های مکان محور در پرسبوک دهم چیست؟ ۲. بر مبنای نظریه کریستین نوربرگ شولتز، فضا/مکان در چیدمان های مکان محور ارائه شده در پرسبوک دهم چگونه پدیدار می شود؟ روش ها: جستار پیش ِرو به شیوه کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی، با تمرکز بر چیدمان های مکان محور در پروژه دستکار و با تکیه بر نظریه کریستین نوربرگ شولتز انجام شده است. اطلاعات از طریق مطالعه کتابخانه ای، بررسی منابع تصویری موجود در وب گاه سالانه پرسبوک و نیز مصاحبه های میدانی با کیوریتور پروژه پرسبوک دهم و برخی از هنرمندان شرکت کننده گردآوری شده اند. تحلیل آثار ارائه شده در این رویداد نیز به صورت کیفی انجام شده است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که همه آثار چیدمان شده در پرسبوک دهم، بر اساس تعاریف مطرح شده در تاریخ هنر معاصر، واجد تمامی ویژگی های یک پروژه مکان محور نیستند. از میان 20 اثر ارائه شده در پروژه دستکار، تنها هشت اثر چیدمان شده در قالب پروژه های مشارکتی در فضاهای مختلف «خانه صاحب» و نیز پروژه تراژدی و چیدمان سرزمین من، قمصر، تمامی شاخصه های پدیدارشناسانه حس مکان بر اساس نظریه شولتز را در برمی گیرند. این آثار کلیه مؤلفه های منشعب از حس و هویت مکان را شامل شده و هنرمندان آن ها به خوبی توانسته اند ارتباط منسجم میان حس فضا/مکان ارائه اثر، مخاطب/نظاره گر و ماهیت هنر مکان محور برقرار کنند. در مقابل، سایر پروژه های چیدمان شده فاقد تمامی ویژگی های مؤلفه های موردنظر پژوهش حاضر هستند.
۹۸۹.

بررسی چالش ها و موانع مشارکت مردمی در فرایند بازسازی و طراحی بافت های فرسوده شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۰
بازآفرینی و طراحی بافت های فرسوده شهری، زمانی موفق خواهد بود که فرایند تصمیم سازی و مداخله، بر بستر مشارکت واقعی و اعتماد شهروندان شکل گیرد. در شهر تبریز، تجربه سال های گذشته نشان داده است که ضعف ساختارهای نهادی، پیچیدگی فرایندهای اداری و نبود ارتباط سازنده میان مدیریت شهری و ساکنان، مانع مشارکت مؤثر مردم در طرح های نوسازی شده و بسیاری از پروژه ها را با شکست یا کندی مواجه کرده است. این پژوهش با هدف شناسایی وتحلیل چالش ها و موانع مشارکت مردمی در فرایند بازسازی و طراحی بافت های فرسوده تبریز انجام شد و با بهره گیری از رویکردی آمیخته، تلاش کرد تصویری جامع از عوامل بازدارنده و مسیرهای بهبود مشارکت ارائه کند. در بخش کیفی، تحلیل مضمون مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان، ۹ مضمون محوری را آشکار ساخت که عبارت اند از: ضعف ضوابط و مقررات حمایتی، ناکارآمدی ساختارهای نهادی، کمبود ظرفیت سازی اجتماعی، فقر سرمایه اجتماعی، ضعف فرایند اطلاع رسانی و آموزش، نبود سابقه مشارکت، ناکارآمدی نظام نظارت، پیچیدگی فرایندهای اداری و کم اعتمادی نسبت به مدیریت شهری. بخش کمی پژوهش نیز این مضامین را تأیید و نشان داد که مجموعه این عوامل، ادراک شهروندان از مشارکت را تضعیف می کند و احتمال همراهی آن ها در پروژه های بازسازی را کاهش می دهد. یافته ها نشان می دهد مهم ترین سهم نظری پژوهش در تبیین این نکته است که مشارکت پایدار در بافت های فرسوده تنها زمانی امکان پذیر می شود که اصلاح نهادی، شفافیت فرایندها و بازسازی اعتماد اجتماعی هم زمان پیگیری شوند. بر این اساس، نتیجه تحقیق برای سه گروه بیشترین کاربرد را دارد: سیاست گذاران و مدیران شهری در تعریف ساختارهای مشارکتی جدید، طراحان و برنامه ریزان شهری در تدوین راهکارهای مبتنی بر همکاری مردمی و نهادهای محلی در تقویت سرمایه اجتماعی و آموزش شهروندان. این پژوهش نشان می دهد هرگونه بازآفرینی مؤثر در تبریز بدون بازسازی رابطه مدیریت شهری و مردم، امکان تحقق نخواهد داشت.
۹۹۰.

تحلیل تحولات تاریخی و محتوایی مجلۀ «اثر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف این پژوهش، بررسی تحلیلی سیر تاریخی و تحولات محتوایی مقالات منتشر شده در فصلنامه علمی «اثر» بین سال های 1393 تا 1403ه .ش. است؛ هم چنین، این مطالعه به ارزیابی میزان هم سویی مقالات با نیازهای روز و اولویت های حوزه حفاظت و مرمت می پردازد. این پژوهش با استفاده از رویکردهای علم سنجی، تبارشناسی و تحلیل روند، تعداد 303 مقاله را در بازه زمانی موردنظر بررسی کرده است. داده های کتاب شناختی شامل اطلاعات نویسندگان، موضوعات، روش های پژوهش، کلمات کلیدی و شبکه های همکاری علمی جمع آوری و با استفاده از نرم افزار ATLAS.ti تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که مجله «اثر» از ثبات نسبی در تعداد و تنوع موضوعی مقالات برخوردار بوده و عمدتاً بر مباحث اجتماعی، تاریخی و معماری تمرکز داشته است. با این وجود به بخش های اجتماعی و زیست محیطی توجه بیشتری شده است؛ از سویی دیگر، موضوعاتی مانند فناوری های نوین (مانند دیجیتال سازی و مدل سازی رایانه ای) و ابعاد اقتصادی حوزه مرمت کمتر موردتوجه قرار گرفته اند. شبکه همکاری علمی نشان دهنده نقش محوری پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری است، اما تعامل با نهادهای صنعتی و سازمان های دولتی هم چنان محدود است. این پژوهش نتیجه گیری می کند که مجله «اثر» جایگاه تثبیت شده ای در حوزه حفاظت و مرمت دارد؛ اما برای پاسخ گویی به نیازهای درحال ظهور و ارتقا جایگاه بین المللی خود، لازم است همکاری های میان رشته ای و بین المللی را تقویت کرده و به موضوعات کمتر پرداخته شده، به ویژه موضوعات فناوری های نوین و اقتصاد میراث فرهنگی، بیشتر توجه کند.
۹۹۱.

Presenting an Indigenous Model for Regeneration of Inefficient Urban Fabrics with Emphasis on Social Sustainability: Case Study of Inefficient Fabric in Region 2 of Rafsanjan City(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۹
This study aims to present an Indigenous model for recreating inefficient urban textures, with an emphasis on social sustainability, in Region 2 of Rafsanjan. The research method employs a qualitative approach and content analysis, which involves identifying basic, organizing, and overarching themes. The DEMATEL technique was used to determine the causal relationships between the indicators. Findings revealed five themes: physical-spatial regeneration, social sustainability, economic-social regeneration, preservation of local identity and heritage, and participatory governance, comprising a total of 49 indicators. The results of the DEMATEL analysis indicate complex and multi-layered relationships between different dimensions of regeneration, such that the state of deterioration of the fabric and the quality of existing materials, as primary influencing factors, have a direct impact on other physical and social indicators. Enhancing neighborhood ties and building local social networks strengthens solidarity, encourages resident participation, and fosters social oversight and ownership of spaces. Preserving traditional architecture, vernacular features, and local symbols supports cultural continuity, residents' sense of belonging, and neighborhood identity. The proposed model follows a systemic and integrated approach that extends physical interventions to include social, cultural, economic, and managerial aspects. Economic factors, including generating local employment and developing small businesses, contribute to equitable benefit distribution, residential stability, and long-term socio-economic sustainability. Furthermore, the model offers a practical framework for sustainable urban regeneration. Its adaptability also makes it applicable to other cities with similar socio-spatial conditions, providing a pathway to integrate physical renewal with social cohesion and cultural continuity.
۹۹۲.

تحلیل تحول مفهومی سلامت در شهرها با تمرکز بر شهر 15 دقیقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۱
شهرهای وابسته به خودرو پیامدهای مخربی نظیر گسترش بی رویه، کاهش تنوع زیستی و افت کیفیت زندگی را به همراه داشته اند. مدل شهر ۱۵دقیقه ای به عنوان راهکاری نوین، بر بهبود کیفیت محیط ساخته شده و ارتقای عدالت فضایی از طریق کاهش وابستگی به خودرو، تقویت پیاده مداری و دوچرخه سواری تأکید دارد. این پژوهش با هدف بررسی تحول مفهوم سلامت عمومی با تمرکز بر نقش مدل شهر ۱۵دقیقه ای در ارتقای پایداری شهری در دوران پساکرونا انجام شده است. مطالعه از نوع مرور سیستماتیک بیبلیومتریک است و با تحلیل ۱۵۶ مقاله منتشر شده در بازه ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵، از ابزارهایی مانند VOSviewer و SciMAT برای تجزیه وتحلیل داده ها و روندهای موضوعی استفاده کرده است. تحقیقات به سه دوره زمانی تقسیم شده اند. دوره اول (۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰) ؛ تأکید بر تشویق فعالیت بدنی برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان، دوره دوم (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸) ؛ گسترش عدالت اجتماعی و برنامه ریزی محله محور و دوره سوم (۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵) ؛ اهمیت مشارکت اجتماعی و نقش عوامل فرهنگی در توسعه پایدار است. همچنین، تحلیل ها پنج خوشه موضوعی کلیدی شامل شهر پانزده دقیقه ای و دسترس پذیری شهری، محیط ساخته شده و روان شناسی محیطی، سلامت عمومی و ریسک های مرتبط، فعلیت فیزیکی و سلامتی، حمل ونقل و سیاست گذاری را شناسایی کردند. این تحقیق نشان می دهد که مدل شهر ۱۵دقیقه ای می تواند با ادغام رویکردهای سلامت عمومی و برنامه ریزی شهری، نابرابری ها را کاهش و پایداری شهری را در همه ابعاد ارتقا دهد. پیشنهاد می شود تا مطالعات بیشتری درباره تأثیر بلندمدت این مدل در مناطق مختلف جغرافیایی و تحلیل موانع اجرایی آن صورت گیرد.
۹۹۳.

بررسی اثربخشی آموزش مشارکتی بر یادگیری و یادداری درس ارگونومی در رشته طراحی صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۳
درس ارگونومی یکی از دروس مهم و تخصصی در رشته طراحی صنعتی است که نقش کلیدی در پروژه های طراحی دارد. با وجود اهمیت بالا، آموزش این درس در دانشگاه های ایران هنوز با روش های نوین و اثربخش به خوبی انجام نمی شود. این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی روش یادگیری مشارکتی «جیگ ساو» در یادگیری و یادداری در درس مبانی ارگونومی، با روش های سنتی آموزش، که در حال حاضر در بسیاری از دانشگاه های ایران به کار گرفته می شود، مقایسه شده است. در این پژوهش مورد شاهدی جامعه آماری را دانشجویان مقطع کارشناسی رشته طراحی صنعتی دانشگاه الزهرا(س) ایران تشکیل می دهند. گروه نمونه شامل 36 نفر دانشجو که از راه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند هستند. این افراد به طور تصادفی به دو گروه هجده نفره آزمایش و گواه تقسیم شده؛ گروه آزمایش براساس الگوی جیگ ساو طی دوازده جلسه 120 دقیقه ای به روش مشارکتی تحت آموزش قرار گرفته و در این زمان گروه گواه روند متداول تدریس را دنبال کرده است. هریک از گروه ها در ﺳﻪ ﻧﻮﺑﺖ ﭘﯿﺶآزﻣﻮن، ﭘﺲآزﻣﻮن و آزﻣﻮن ﭘﯿﮕﯿﺮی به کمک آزمون محقق ساخته مورد سنجش قرارگرفته ﺗﺎ ﺑﺮ مبنای اطلاعات ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه ﺑﺘﻮان در ﻣﻮرد اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ روش ﻣﺸﺎرﮐﺘﯽ جیگ ﺳﺎو بر فراگیری و یادداری درس ارگونومی داوری نمود. نتایج آمار توصیفی و آمار استنباطی نشان می دهد که به کارگیری روش آموزش مشارکتی جیگ ساو تأثیر مثبت و معناداری بر یادگیری و یادداری دانشجویان در درس ارگونومی داشته است. دانشجویان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه، در درک مفاهیم و حفظ مطالب عملکرد بهتری نشان دادند و این برتری در آزمون های پیگیری نیز تداوم یافت. یافته ها بیانگر آن است که این الگوی تدریس می تواند به عنوان رویکردی مؤثر در آموزش مباحث تخصصی طراحی صنعتی، موجب تقویت یادگیری عمیق و ماندگارتر گردد.
۹۹۴.

تحلیل ساختار آموزه های زیبایی شناسی مکتب بین المللی باهاوس بر اساس نظریه آموزش مبتنی بر زیبایی شناسی ماکسین گرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۹
مشهور است. بسیاری از مدارس هنر درحال حاضر دوره های پایه مشابهی با نظریه ها و فلسفه های آموزش زیبایی شناسی باهاوس اجرا می کنند. ماکسین گرین، پژوهشگر آمریکایی در حوزه فلسفه آموزش، که نقش هنر و زیبایی شناسی را در تعلیم و تربیت جدی می گیرد و سعی در تلفیق هنر و برنامه درسی دارد، اصولی را در تربیت زیبایی شناسی مطرح کرده است که از طریق آن می توان نقش پایدار مدرسه باهاوس را در آموزش زیبایی شناسی بیش ازپیش مشخص کرد؛ به ویژه اینکه ماکسین گرین معتقد است شناخت عمیق فراگیران از طریق قرار گرفتن در معرض هنر ایجاد می شود. این پژوهش قصد دارد ساختار آموزشی زیبایی شناسی مدرسه باهاوس را براساس دیدگاه های ماکسین گرین تحلیل کند تا به این پرسش پاسخ دهد که «چه تفاوت ها و شباهت هایی را می توان در اصول تربیت زیبایی شناسی ماکسین گرین و آموزه های مدرسه باهاوس شناسایی کرد؟» روش تحقیق این مقاله، توصیفی تحلیلی بوده و گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی است. به دنبال تحلیل آموزه های مدرسه باهاوس براساس نظریه اصول تربیت زیبایی شناسی ماکسین گرین درنهایت به این نتیجه می رسد که آموزه های مدرسه باهاوس نه تنها براساس شباهت به اصول ماکسین گرین کارآمد است، بلکه در گسترش، تکمیل و تقویت ابعاد اجتماعی و زیبایی شناختی این آموزه ها می توان از تفاوت آن با اصول ماکسین گرین بهره گرفت.
۹۹۵.

نظام جاگذاری پیکره زن در نگارگری ایرانی (کتاب آرایی ها و تک برگی ها)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۵۷
یکی از مباحث مطرح در ساختار نگارگری ایرانی نظام جاگذاری پیکره انسان در اثر است که به چگونگی چینش و موقعیت قرارگیری این عنصر تجسمی در ترکیب می پردازد. در این میان، پیکره زن به عنوان یکی از دو جنسِ انسانی و نحوه جانمایی آن در کتاب آرایی ها و تک برگی ها قابل ملاحظه است. هدف از این پژوهش بررسی شیوه جا گذاری پیکره زن در ساختار تجسمی نگاره هاست. سؤالات هم عبارت اند از: 1. چه تغییراتی در موقعیت مکانی پیکره زن در کتاب آرایی ها و تک برگی ها رخ داده است؟ 2. چه عواملی در دگرگونی ایجادشده مؤثر بوده است؟ این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و مشاهده مستقیم نگاره هاست و روش تجزیه وتحلیل هم کیفی است.این مطالعه نشان داد نوعی دگرگونی در نظام جاگذاری پیکره زن از کتاب آرایی ها به تک برگی ها رخ داده و این تحول در راستای حضور پُررنگ تر و بااهمیت تر پیکره زن در تک برگی هاست. در کتاب آرایی ها متن ادبی عامل تعیین کننده حضور و چگونگی حضور پیکره زن در ترکیب بندی هاست. ازاین رو، متناسب با متن ادبی یا بخشی از روایت که نگاره تصویرگر آن است، پیکره زن در چهار وضعیت «پیکره اصلی»، «پیکره مکمل»، «پیکره فرعی» و «پیکره پس زمینه یا سیاهی لشکر» تصویر شده است. در تک برگی های آغازین، پیکره زن حضور جدی ندارد و عموماً جنس مرد تصویر شده است، ولی در دوره صفوی پیکره زن به دو صورت زوج عشاق و تک پیکره نگاری رواج یافت. ساختار مرکزگریز در تصاویر زوج عشاق، پیکره زن و مرد را به یک درجه و اهمیتِ تجسمی ارائه می دهد و قرارگیری هر دو در نقاط پر تأکید قاب، نشان از برابری هر دو جنس دارد. در تک پیکره نگاری ها از جنس زن که مهم ترین تحول در این زمینه محسوب می شود، پیکره زن یگانه عنصر تجسمی در صفحه است و پیکره او به نقطه تمرکز اثر تبدیل می شود. احتمالاً این دگرگونی و حضور پُررنگ و گسترده پیکره زن در تک برگی ها، به ویژه در مکتب اصفهان، به سبب دو عامل موازی بوده است. عامل اول، هنری و زیبایی شناسی است و به دلیل تغییری است که در قالب یا گونه هنری رخ داده است. در تک برگی ها به دلیل عدم استفاده از منطق تعدّد پیکره ها و حذف پیکره های متفرقه، با ترسیم کردن پیکره زن در این قالب هنری، خواه ناخواه بر پیکره او تأکید تجسمی بیشتری می شود. عامل دوم، اجتماعی است که با ذائقه هنری حامیان جدید هنری مرتبط است. نگاره های تک برگی از وظیفه مصور کردن متون ادبی رهاشده و به تبعیت از شرایط زمانه، تحت تأثیر سلیقه و خواست حامیان قرار گرفتند. اعمال سلیقه آن ها در تک برگی ها که گاهی با تمایلات لذت جویانه همراه بود، زمینه ساز حضور متفاوت پیکره زن در تک برگی ها شد.
۹۹۶.

هویت و مقاومت: تحلیل چیدمان «حکم نوری» مونا حاتوم در پرتو نظریۀ پانوپتیسم فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۴۹
چیدمان «حکم نوری» اثر «مونا حاتوم»، هنرمند فلسطینی- بریتانیایی، با بهره گیری از عناصر بصری و نمادین، مفاهیم نظارت، هویت و مقاومت را در بستر تجربه فلسطینی بازنمایی می کند اما تحلیل های مبتنی بر نظریه پانوپتیسم «میشل فوکو» در این اثر محدود است. این پژوهش با هدف تحلیل دقیق عناصر بصری حکم نوری و تبیین نقش آن ها در بازنمایی هویت و مقاومت به سه سؤال پاسخ می دهد: 1) چگونه عناصر بصری و نمادین این چیدمان، مفاهیم هویت و مقاومت را منتقل می کنند؟ 2) چگونه نظریه پانوپتیسم فوکو سازوکارهای نظارت در این اثر را روشن می سازد؟ 3) چگونه تجربه زیسته حاتوم به عنوان یک فلسطینی در تبعید در این اثر بازتاب می شود؟ روش پژوهش تحلیلی- بصری است و داده ها ازطریق تحلیل کیفی عناصر بصری اثر (قفس های مشبک فلزی، نور متحرک، سایه های متغیر) و مطالعه اسناد مرتبط جمع آوری شدند. تجزیه وتحلیل با تلفیق چهارچوب پانوپتیسم فوکو و تفسیر نمادپردازی های بصری انجام شد. نتایج نشان می دهند قفس های مشبک، استعاره ای از حصارهای سرزمین های اشغالی و محدودیت های هویتی و نور متحرک، نمادی از نظارت نظامی فراگیر است. حرکت بیننده میان قفس ها و مواجهه با سایه های پویا، مقاومتی نمادین بازآفرینی می کند که ریشه در تجربه تبعید حاتوم دارد. این چیدمان، هویت فلسطینی را با نقد جهانی ساختارهای قدرت پیوند می دهد و بیننده را به بازاندیشی در شرایط انسانی معاصر ترغیب می کند. این پژوهش بینش نوینی به نقش هنر معاصر در نقد قدرت و بازنمایی مقاومت ارائه می دهد.
۹۹۷.

پوشاک طبقات جامعه در اصفهانِ عصر شاه سلیمان صفوی به روایت نقاشی های «جانی فرنگی ساز» در سفرنامه انگلبرت کمپفر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۳۸۳
در بررسی پوشاک عهد صفوی، معمولاً لباس این عصر در بازه زمانی نزدیک به دو قرن و نیم به صورت یک واحد خاص تبیین می گردد. هرچند در آن ادوار، دگرگونی های عرفی در پوشش، به کندی رخ می نمود و حتی در صورت بروز، این تغییرات نسبت به دنیای معاصر در مقیاس اندک بود اما به یقین، بازهم نمی توان ادعا کرد که در تمام جامعه، همه مردم از یک اسلوب ثابت در جزییات پیروی می کردند. هدف این مقاله تدقیق در خصایص پوشاک مردمان عصر شاه سلیمان صفوی در اصفهان است که برای حصول به نتیجه به نقاشی های جانی فرنگی ساز در سفرنامه انگلبرت کمپفر رجوع می کند. تصویرسازی هایی که به دلیل شیوه خاص نقاشانه، می تواند همچون سند تصویری معتبر برای جستجو در احوال مردم آن دوران در ایران به ویژه اصفهان مؤثر باشد. بدین تقریر، پرسش آن است: بر اساس نقاشی های جانی فرنگی ساز در سفرنامه کمپفر، پوشاک طبقات مختلف جامعه ایرانی در اواخر عهد صفوی و به طور خاص در دوره شاه سلیمان در اصفهان چگونه تعریف می شده است؟ نتیجه این مطالعه تاریخی به شیوه تحلیلی-تطبیقی و با غور در هجده پیکره نگاری از دوازده صفحه تصویری از نسخه مذکور، محفوظ در موزه بریتانیا نشان داد: کلیات اجزای پوششی بین مردم در طبقات مختلف اجتماع تقریباً یگانه بود اما برخی از عناصر، در طول زمان کارکرد نمادین یافت: چنانکه کلاه، گیوه و پاتابه تفنگچی ها و جزایری ها در نقطه مقابل طمطراق قبای گرجی قزلباش ها و سواره ظام بود یا کلاه و بالاپوش نسبتاً کوتاه زنان گرجی و رومی ایشان را از زنان چارقددار و شال پوش ارمنی و زرتشتی متمایز می ساخت، چه رسد به زنان مسلمان ایرانی که در خارج از منزل چادر و روبنده داشتند. به این ترتیب می توان مدعی بود تنوع پوشاک در عهد شاه سلیمان صفوی در تشخیص فرقه های دینی مختلف، ملیت های مقیم اصفهان یا حتی رسته شغلی-نظامی ایرانیان کارآمد می نمود.
۹۹۸.

ارائه راهبردها و سیاست های تحقق محله های کم کربن براساس ویژگی های کالبدی بافت های مختلف شهری؛ مطالعه موردی: محله های منتخب شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
با توجه به اهمیت روزافزون چالش های زیست محیطی و ضرورت کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، شهرها نقش محوری در کنترل تغییرات اقلیمی ایفا می کنند. محله های شهری در ادوار مختلف توسعه شهر و متناسب با دانش و رویکردهای هر دوره شکل گرفته اند و از ویژگی های کالبدی متمایزی برخوردارند. توجه به ماهیت فیزیکی و تیپولوژی بافت های گوناگون شهری در طراحی و برنامه ریزی محله های کم کربن، موضوعی است که در مطالعات پیشین کمتر تأکید شده است. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف رتبه بندی انواع بافت های شهری با توجه به ظرفیت کالبدی آن ها و ارائه راهبردها و سیاست های اجرایی تحقق شاخص های محلات کم کربن انجام شده است. برای این منظور، محله های سنگ سیاه، وصال و ولی عصر قصرالدشت در شیراز به عنوان ۳ محله منتخب از بافت قدیمی و تاریخی، بافت میانی و بافت جدید جهت نمونه مطالعه تحلیل شدند. این پژوهش به لحاظ روش شناسی در دسته پژوهش های خبره محور قرار دارد؛ ازاین رو برای گردآوری داده با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی ۷ نفر از کارشناسان و پژوهشگران حوزه طراحی و برنامه ریزی شهری انتخاب شده اند. به منظور وزن دهی شاخص ها از رویکرد فازی شهودی دایره ای روش سوارا (CIF SWARA) و جهت رتبه بندی انواع بافت ها از روش تصمیم گیری چند معیاره کوکوسو (CoCoSo) استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که به طور عام شاخص های سیستم حمل ونقل عمومی، انطباق مکانی کاربری ها با ویژگی های اقلیمی و سرانه فضای سبز با بیشترین سطح تأثیرگذاری به عنوان شاخص های بنیادی در تحقق محله کم کربن هستند؛ درحالی که شاخص هایی مانند تقویت زیرساخت های اینترنت پرسرعت و نساختن پارکینگ عمومی به عنوان عوامل پشتیبان و تکمیلی، تأثیرگذار هستند. لازم به ذکر است که اولویت شاخص های تحقق محله کم کربن با توجه به ویژگی های کالبدی موضع مداخلاتی تقدم وتأخر متفاوتی دارند؛ بنابراین در راستای ارائه راهبردها و سیاست های اجرایی مؤثرتر، توجه به ظرفیت ها و ویژگی های متمایز هر نوع بافت شهری (تاریخی، میانی و جدید) امری حائز اهمیت است.
۹۹۹.

استخراج مفهوم برند شهری با استفاده از داده های شبکه های اجتماعی (مطالعه موردی: برند شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۱۰
در عصر جهانی شدن و رقابت فزاینده میان شهرها برای جذب سرمایه گذاری، گردشگران، نخبگان و منابع انسانی، برندسازی شهری به ابزاری استراتژیک بدل شده است. برند شهری قدرتمند، می تواند تصویر ذهنی شهر را در ذهن ذی نفعان داخلی و خارجی بازآفرینی کند و زمینه ساز توسعه پایدار و رقابت پذیری بین المللی گردد. هدف این پژوهش استخراج مفهوم برند شهری با استفاده از داده های شبکه های اجتماعی است. مورد مطالعه پژوهش، برند شهر اصفهان است که اخیراً به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن اسلامی ایران انتخاب شده است. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای - کاربردی و ازحیث ماهیت و روش، اکتشافی است. داده های مربوط به هشتگ های مورد استفاده با محوریت شهر اصفهان در شبکه اینستاگرام و با استفاده از هشتگ «#اصفهان» گردآوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از دو روش آمار توصیفی و تحلیل شبکه معنایی با رویکرد سه مرحله ای تعریف، اندازه گیری و مصورسازی استفاده شد. نتایج خوشه بندی مفاهیم مرتبط نشان داد که برند شهری اصفهان شامل شش خوشه از مفاهیم مرتبط و درهم تنیده بود که این خوشه ها با نام های «مکان ها و جاذبه های گردشگری»، «اصفهان قدیم»، « محله ها و شهرهای مجاور»، « توصیف اجتماعی شهر و مردم»، « کسب وکار» و « هنر اصفهان» نامگذاری گردید. شناسایی خوشه های مفهومی مرتبط با برند شهری اصفهان به سیاست گذاران و مدیران شهری کمک می کند تا برنامه ریزی های دقیق تری برای توسعه و بازاریابی این بخش ها انجام دهند. همچنین نتایج این پژوهش می تواند به عنوان نقشه ای راهبردی برای برنامه ریزی و اجرای سیاست های توسعه شهری، گردشگری و اجتماعی در اصفهان مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۰۰.

حفاظت از آثار تاریخی و هنری در سایه جنگ: تجربیات تاریخی نجات بخشی و رویکردهای نوین حفظ آثار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۷۹
این پژوهش با بررسی تجربیات تاریخی و معاصر، به تحلیل چالش های حفاظت از میراث فرهنگی در دوران جنگ می پردازد. ابتدا با مرور بر موارد تاریخی مصادره، تخریب و غارت آثار در جنگ های جهانی و منازعات منطقه ای مانند جنگ جهانی دوم، جنگ ایران-عراق، بحران سوریه و جنگ اوکراین، نشان می دهد که میراث فرهنگی اغلب به عنوان ابزاری برای جنگ روانی و تضعیف هویت ملی مورد هدف قرار می گیرد؛ سپس، چارچوب های حقوقی بین المللی نظیر کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و پروتکل های الحاقی آن را به عنوان پایه های قانونی حفاظت معرفی می کند. بخش اصلی پژوهش به تجربیات نجات بخشی در کشورهای روسیه، فرانسه، لهستان، سوریه، سوئد، ایران و اوکراین اختصاص دارد؛ از جمله عملیات تخلیه اضطراری، پنهان سازی آثار و استفاده از فناوری های نوین مانند دیجیتال سازی سه بُعدی، هوش مصنوعی، واقعیت مجازی و پروژه هایی هم چون SUCHO و Rekrei. هم چنین، دیدگاه های نظریه پردازانی مانند: «پیتر استون» و «برایان دنیلز» بر لزوم همکاری میان نهادهای میراثی، نظامی و بشردوستانه و حمایت از کارکنان فرهنگی تأکید می ورزد. درنهایت، پژوهش نتیجه می گیرد که حفاظت مؤثر آثار نیازمند برنامه ریزی پیشگیرانه، مستندسازی دیجیتال، حمایت مالی بین المللی و تقویت مقاومت فرهنگی جوامع است تا از نابودی حافظه جمعی و هویت ملت ها جلوگیری شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان