دستیابى به جامعه مطلوب و آرمانى که انسان را به سعادت برساند، همواره اندیشمندان را به ترسیم آرمان شهرهایى واداشته است. در این میان، ترسیم جامعه اى مطلوب که منشأ وحیانى داشته و به دور از خیال و قابل تحقق باشد ضرورى به نظر مى رسد. روش این پژوهش، توصیفى اسنادى است و براى تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. یکى از مؤثرترین روش ها براى ادراک کل جامعه این است که نهادهاى اصلى آن و مناسبات موجود میان آنها را مورد توجه قرار دهیم. ارائه شاخصه هاى جامعه مطلوب در قالب نهادهاى اجتماعى از دیدگاه امام سجاد علیه السلام از اهداف این تحقیق به شمار مى رود.
جامعه آرمانى از دیدگاه امام سجاد علیه السلام، جامعه اى است که در آن روابط انسانى در درون نهادهاى اجتماعى براساس ارزش هاى الهى شکل مى گیرد و حرکت در مسیر بندگى خداوند مهم ترین ویژگى این جامعه مطلوب مى باشد.
«بداء» از ریشه «ب د و» به معنای آشکار شدن و ظاهر شدن است و در اصطلاح به معنای «تغییر دادن تقدیرات توسط خداوند، به سبب برخی وقایع و حوادث و شرایط خاص» می باشد. از آنجا که «بدا» یکی از موضوعات مهم کلام، و همچنان مسئله ای پرچالش است، نگارندگان در این گفتار، 98 کتاب را که بخشی از آن مربوط به بداء می شود، شناسانده اند همچنین 28 پایان نامه و 61 مقاله در این زمینه معرفی کرده اند. و پس از آن، 138 کتاب را که در باب موضوع های مرتبط با بداء (مانند: نسخ، قضا و قدر، ام الکتاب، لوح محو و اثبات، و...) نوشته شده، شناسانده اند. باشد که راه بر پژوهندگان آسان گردد.
قاعده روایی ""لِلْمُصِیبِ أَجْرَانِ وَ لِلْمُخْطِئِ أَجْرٌ وَاحِدٌ"" که در این پژوهش از آن به «نظریه معذوریت» تعبیر شده، تلخیص روایتی منقول از عمرو بن عاص و ابو هُریره، در کتب حدیثی اهل سنت می باشد، که بیشتر در جواز اجتهاد و اثبات عقیده مخطئه به آن استناد شده و شیعه آن را تلقی به قبول نموده است.
در این مقاله برای تبیین علل ردّ یا قبول یا شهرت این روایت در بین علمای شیعه از زمان حضور تا عصر حاضر، به بررسی سیر تلقی به قبول آن پرداخته شده است. به این منظور پیش از پرداختن به آراء شیعه در این باب، ابتدا صحت روایت بنابر معیارهای اهل سنت اثبات شده، و سپس به اجمال چگونگی بهره گیری از آن توسط علمای اهل سنت ذکر شده است، تا تصویری از فضای جامعه اسلامی در قرون مختلف ترسیم گردد.
بررسی ها نشان می دهد که معذوریت مخطئ در شیعه در قرن هفتم، به دنبال جدایی کامل معنای اجتهاد و قیاس در بین امت اسلامی، توسط محقق حلی رسماً پذیرفته و برای آن ادله ای عقلی بیان شد که فقهاء و اصولیون قرون بعد در تکمیل و تقویت آن کوشیدند؛ تا در قرن13 به خاطر هماهنگی اصول مأخوذ از روایت توسط اهل سنت با اصولی که شیعه بر اساس کتاب و سنت و عقل پذیرفته، بر تلقی به قبول روایت اذعان شد.