دست یافتن به سعادتِ واقعی در زندگی، هر انسان حکیم و فرزانه ای را وادار می کند که از خود، شناختی صحیح داشته باشد، و از آنجایی که حقیقت انسان را روح او تشکیل می دهد و روح انسان مجرد است، شناخت آن منوط به هستی شناسی می گردد. لذا ضرورت طرح مساله عرفان و معرفت روشن می گردد. عرفان نوعی روش زندگی است که محبت به خدا و شناخت حقیقت، ارکان اصلی آن محسوب می گردد و عارف شخصی است که به مرتبه شهود ذات و صفات و اسماء الهی نایل گشته است. در این مقاله با استفاده از منابع مستند بر شناسایی عرفان و معرفت و عارف کوشش هایی انجام گرفته است.
کی از مباحث مهمی که در بحث خلافت الاهی انسان، در متون دینی مطرح شده است، ضرورت وجود خلیفه در عالم است. در هستی شناسی عرفانی، به تبع متون دینی، به تبیین ضرورت وجود خلیفه، که همان انسان کامل است، پرداخته شده است. علاوه بر عرفان اسلامی، در علوم مختلف اسلامی، همچون کلام و فلسفه نیز در این باره مباحث مختلفی مطرح شده است و هر کدام از زوایای فکری خاص خود و با توجه به مبانی مخصوص آن علم، به این بحث پرداخته اند. در این نوشتار پس از بررسی روایات اهل بیت (ع) در باب ضرورت وجود خلیفه الاهی، به تبیین ضرورت خلافت از منظر عرفان اسلامی می پردازیم و میزان مطابقت تبیین عرفا را با مکتب اهل بیت (ع) روشن می کنیم.