در این مقال مختصر ضمن طرح مساله «وحدت وجود» خصوصاً «وحدت محضه وجود» عرفانی، نگارنده سعی دارد موضوع را از منظر فلسفی خصوصاً حکمت متعالیه در دائره وحدت تشکیکی وجود مورد مداقه و مقایسه قرار دهد و از این راه به تحلیل برخی از یافته ها و احیاناً نکته ها بپردازد. نظر به اینکه در نهایت مقصد اصلی تامل و امعان نظر در اصل قضیه وحدت وجود که از امهات مسائل عرفانی به شمار می رود بوده و در صورت استمرار این مبحث در شماره های آتی مقصد نهائی تبیین فلسفی وحدت و اصولاً تحدید و تعریف این مفهوم در حکمت الهی با اتکا به جایگاه اصلی آن یعنی عرفان و اشراق خواهد بود.
در این مقاله به علت و کیفیت پیدایش شرور در نظام آفرینش پرداخته و ضمن بیان نظریه وحدت شخصی وجود یادآور می گردد نظام آفرینش از دید عرفان نظام تجلی و ظهور است و کثراتی که در عالم مشاهده می شود کثرت تجلیات و ظهور اسماء و صفات اوست و چون اسماء خداوند همه اسماء الحسنی می باشد در نگاه کلی به عالم همه چیز زیباست.پذیرش مطلب مذکور با مشاهده پدیده هایی چون سیل و زلزله و فقر و مرگ و ... در تقابل و تناقض نبوده و می توان با بررسی مصادیق شر و تحلیل ماهیت شرور به رفع شبهه مزبور پرداخت.شرور قابل تقسیم به دو دسته عمده است: 1ـ شربالذات 2ـ شربالعرضشربالذات عدم است و عبارت از اشیاء و پدیده هایی است که به دلیل فقدان برخی کمالات تصف به شریت می شود. شر بودن این اشیاء وصف سلبی آنهاست اما آنچه در آنها ظهور یافته جز خیر و زیبایی چیزی نیست. شرور بالعرض نیز عبارت از پدیده هایی است که به خودی خود نیکو بوده و تنها از سنجش آنها با اشیاء دیگر مفهوم شر دریافت می شود.طبق تقسیم مذکور ظهور هر شیء در عالم خیر و رحمت است و سراسر هستی جز زیبایی نمی باشد. علاوه بر این، تحلیل دقیق ماهیت شرور نشان می دهد آنچه از نظر ما شر نامیده می شود لازمه تحقق نظام هستی است به طوری که بدون آنها اصلاً نظامی در کار نخواهد بود