هشتم شوال هر سال یادآور حادثه ای تلخ برای جهان اسلام، به ویژه عالم تشیع است؛ واقعه ای که طی آن قبور اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و اصحاب پیامبر(ص) به همراه آثار پرارزش به جای مانده از روزگار صدر اسلام توسط پیروان فرقه وهابیت تخریب شد، این نوشتار با رویکردی توصیفی – تحلیلی به شرح این حادثه و پیامدها و عکس العمل هایی که در جهان اسلام پدید آورد، پرداخته و در ادامه به پاسخ این پرسش اساسی می پردازد که با وجود فضای ضد وهابی در ایران آن روز و تلاش های علما و نیروهای مذهبی در برخورد و ایجاد فشار بر وهابیون، چه عواملی موجب تلطیف این فضا و به محاق رفتن طرح «کمیسیون دفاع از حرمین شریفین» مرحوم مدرس و در ادامه رفع ممنوعیت حج و سپس به رسمیت شناختن و ایجاد روابط دیپلماتیک با حکومت تازه تأسیس آل سعود شد، در این نوشتار نشان داده شده که مساعی و تلاشهای عناصر بهایی حکومت وقت ایران در این خصوص نقش مهم و اساسی داشته است.
علی نامه یکی از حماسه های دینی تاریخیِ نادر قرن پنجم هجری، است که محتوای آن بیان حوادث و رویدادهای تاریخی از خلافت امام علی(ع) تا پایان نبرد صفین است. مطالعه ی این اثر نشان می دهد که سراینده ی آن، علاوه بر گزارش این رویدادها در پی برجسته نمودن باورها و اعتقادات شیعیان می باشد. این موضوع با در نظر گرفتن جدال شیعیان و اهل سنّت در قرن پنجم، ما را به این پرسش اساسی رهنمون می کند که آیا منظومه ی علی نامه تنها به بیان حوادث و رویدادهای صدر اسلام اکتفا می کند، یا در پس روایت خود، به اثبات حقانیّت امام علی(ع) و باورهای شیعی نیز چشم داشته است؟ مدعای ما این است که منظومه ی علی نامه، سعی دارد با توجه به شرایط و زمینه های فرهنگی و اجتماعی قرن پنجم، همزمان با بیان حوادث جمل و صفین، به طرد دیدگاه های اهل سنّت پرداخته و مفاهیم شیعی را برجسته سازد. این مقاله، براساس نظریه ی تحلیل گفتمان لاکلا و موفه فراهم آمده است.
شاید بیشترین نقدها و شبهه افکنی های خاورشناسان درباره امامان شیعه: متوجه امام حسن مجتبی(ع) باشد. رویدادهای پر تنش دوران کوتاه خلافت امام(ع) که به صلح با معاویه انجامید و نیز حوادث پس از صلح، زمینه ساز بروز پرسش هایی فراوان در بین خاورشناسان شده است. پاسخ خاورشناسان به این پرسش ها در دو دسته کلی قابل تقسیم بندی است؛ دسته ای زبان به نقد امام(ع) گشوده اند و گروهی نیز با نگاهی واقع گرایانه به ارزیابی شرایط اجتماعی آن روزگار و رفتار سیاسی امام پرداخته و موضع سیاسی ایشان را منطقی دانسته اند. این مقاله پس از گزارش دیدگاه مثبت و منفی خاورشناسان، با استناد به منابع تاریخی و حدیثی، به نقد دیدگاه منفی آنان پرداخته است.
وقوع انقلاب اسلامى در ایران به رهبرى امام خمینى(رحمه الله) یکى از رخدادهاى بزرگ نیمه دوم سده بیستم بود که باعث ایجاد تغییرات و تحولات فراوانى در کشورهاى منطقه و نیز در ساختار قدرت جهانى شد. رخ دادن انقلابى در این مقیاس، بدون تردید درون مرزهاى ملى کشور مبدا باقى نمى ماند; به خصوص اینکه از پشتوانه اى اعتقادى برخوردار باشد و نداى آرمان هاى انسانى را سر دهد. این انقلاب با برخوردارى از دیدگاه فرامرزى خود، کشورها و ملت هاى فراوانى را ـ به خصوص در خاورمیانه ـ تحت تاثیر قرار داد. این تاثیرگذارى عمدتاً در پیشبرد روند بیدارى و آگاهى مسلمانان و افزایش فعالیت هاى مؤثر دینى در کشورهاى اسلامى، بهویژه جوامع شیعى قابل مشاهده است. انقلاب اسلامى از یک طرف باعث شد مذهب شیعه مورد توجه قرار گرفته، به جهانیان معرفى شود و از طرف دیگر، جوامع شیعى در کشورهاى مختلف در اثر انقلاب اسلامى احساس خودباورى کرده، در جهت رشد و ارتقاى سیاسى گام برداشتند و موفق شدند برخى احزاب و تشکل هاى سیاسى را تاسیس یا تقویت کنند. اکنون آنان با تکامل نسبى فرایند سیاسى، در ساختارهاى سیاسى جوامع و کشورهاى خود نقش آفرینى مى کنند. این مقاله در صدد است با روش تحلیلى به تبیین ژئوپلیتیکى نقش انقلاب اسلامى در سیاسى شدن شیعیان بپردازد و ابعاد این موضوع را مطالعه کند.