متون ادبی به واسطه ی چند لایه بودنش، با تأویل ها و تفاسیر مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همراه است. هدف اصلی خطیب، اقناع مشارکین است. به همین سبب، باید با عوامل بافت متنی(درون زبانی) و بافت موقعیتی(بیرون زبانی) نظیر بافت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آشنایی داشته باشد تا بتواند در اقناع مخاطبان از آن استفاده کند. خطبه ی نکوهش مردم بصره از مجموعه سخنرانی های زیبا و تأثیرگذار علی(ع) می باشد که بعد از پیروزی در جنگ جمل، در مسجد جامع بصره، ایراد فرمودند. فضای این خطبه آکنده از توبیخ مردم پیمان شکن بصره است که منافقانه و در پی اطاعت از خواص بی بصیرت، شورش کردند. در این مقاله، ضمن اثبات شناخت ویژگی های تأثیرگذار این خطبه در شناساندن مخاطبان، به تحلیل بافت متنی و موقعیتی آن می پردازیم. از نتایج مهم پژوهش، بیان زیبایی های ادبی این خطبه در حیطه ی تحلیل متن و اثبات وجود هماهنگی بین گفتمان این خطبه و موقعیت های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در ورای ظاهر این خطبه می باشد.
چیستی ایمان یکی از مهم ترین مسائل مورد اختلافی بود که فرق کلامی و سیاسی قرن اول و آغاز قرن دوم هجری در قالب مکاتب فکری به بحث درباره آن پرداختند. این مسئله یکی از ریشه ای ترین مسائل اختلافی فرقه های خوارج، مرجئه و شیعه است. امام صادق با تعریف اسلام و ایمان و تحدید حدود این دو مفهوم، صورت بندی جدیدی از مفهوم متدرج ایمان ارائه کرد که از سویی در ارتباط با نظریه امامت ایشان و از سوی دیگر، راه حل جدیدی بر این مسئله تلقی می شد.در این مقاله سعی شده است تا مقایسه ای میان نگاه فِرَق مختلف به این مقوله بیان شده و دیدگاه امام صادق (ع) نیز در مقایسه تشریح گردد.
ابن بابویه (شیخ صدوق) رئیس المحدثین و شخصیت نامدار حدیثی شیعه در سده چهارم و آثار قلمی او بالغ بر300 کتاب و رساله بوده است. او که دانشمند زبردستی است در عرصه حدیث به شکل عام و در حوزه نقد حدیث به شکل خاص معیارها و ملاکاتی دارد که رهیافت ها و الگوهایی را به مثابه نقشه راه و سرمشق کار در خود نهفته دارند. برای نیل به تصویر نسبتاَ دقیق وکامل تری ازشاکله های شخصیت برجسته علمی ابن بابویه، شناخت الگوها، معیارها و روش او در قلمرو نقدالحدیث و مطالعه علمی آن سودمند و در حوزه مطالعات حدیث شناسی دارای اهمیت دارد؛ زیرا بررسی و شناخت مزبور ازجمله می تواند برای حدیث پژوهان حاوی درس هایی سودمند و الگوهایی کاربردی و رهیافت هایی عالی فراسوی درک و دریافت بهتر و مطمئن تر حدیث باشد. اندیشه های نقادانه ابن بابویه درباره احادیث و روایات، نه یک جا بلکه در مطاوی آثارش قابل بازیابی است. دراین مقاله اندیشه ها، روش و رویکرد انتقادی شیخ صدوق در گستره «نقدالحدیث» در مواردی چون «أخبار تقیه آمیز»، «زیادات احادیث»، «تحریفات حادث در اخبار و روایات»، «احادیث متفرد و غیر مندرج در اصول کهن شیعه»، «گرایش های فرقه ای و مذهب راویان»، «نام و مسمای ألقاب و کنیه ها»، «روایات معدول عنه»، «روایات وأخبار أهل سنت»، «اخبار راویان واقفی مذهب»، «متفردات برخی راویان»، «مقوله سند برخی اخبار مشهور» و... مورد مطالعه قرارگرفته و بررسی و ارزیابی شده اند.
برخی قضایای عام یا مطلق اخلاقی در منابع دین، علی رغم ظاهر کلی، ازحیث سور اجمال دارند؛ حتی در مواردی یقین داریم گزاره ای کلی نیست؛ درحالی که ظاهراً به صورت مطلق یا کلی آمده است. این موضوع ما را به سایر گزاره ها هم مشکوک می کند. در این پژوهش برای کشف سور حقیقی این گزاره ها علاوه بر مراجعه به تفاسیر قرآن کریم و شروح روایی، از تحلیل عقلی و منطقی و کشف دلالت های عرفی بهره گرفته و چند احتمال را کشف کرده ایم: 1) جزئی دانستن این قضایا. این احتمال علاوه براینکه خلاف ظاهر است، فقط مربوط به جایی است که سور قضیه ذکر نشده و قضیه مهمله باشد و در جاهایی که سور کلی صریح دارد، جاری نیست؛ 2) انصراف به فرد اکمل. این احتمال نیز منوط به پذیرش قاعده انصراف است؛ 3) بیان اقتضا نه علیت تامه؛ یعنی در نگاه نخست، این گزاره ها را از مقوله تکالیف بدانیم و کلیت آن ها به اقتضای طبعشان باشد، نه در همه موارد؛ 4) ابتلا به تخصیص پس از قبول ظهور عرفی این متون در عموم یا اطلاق؛ 5) حمل بر مراتب تشکیکی معنا. احتمال های سوم، چهارم و پنجم را می توان با یکدیگر جمع کرد.