در این مقاله سعی شده است که براساس منابع اصلی اهل سنت اعم از کتب روایی، تاریخی و تراجم، اهمیت و محبت خارق العاده پیامبر(ص) به امام حسین(ع) مشخص و با برشمردن فضایل اخلاقی و معنوی و الگوبرداری از قیام آن حضرت، سرمشق قرار گرفتن وی برای پرورش روح آدمی و اسوه بودن او در بین امت اسلامی مورد تحلیل واقع شود و از این رهگذر تبیین گردد که با توجه به فصل الخطاب بودن و حجیّت سنت پیامبر(ص)، محبت به امام حسین(ع) موجب نزدیکی و محبت میان خود مسلمانان می شود و این محبتِ مورد توافق می تواند گفتمان اتحاد و تقریب مذاهب اسلامی را تقویت و پُربار نماید.
این پژوهش، با هدف بررسی ارزش های اخلاقی مؤثر در سلامت سازمان، با روش توصیفی تحلیلی به مطالعه کلام معصومان(ع) می پردازد. یافته ها حاکی از این است که از منظر معصومان(ع)، اخلاق فردی و حرفه ای، سلامت سازمان را ارتقا می بخشد. مراد از ارزش های اخلاقی، اخلاق فردی و حرفه ای است. در اخلاق فردی به ایمان، تقوا و اطاعت از فرامین الهی، اخلاص، خداترسی، توکل و توسل اشاره شده است. در اخلاق حرفه ای، به نظم مدیران، برقراری عدالت توسط مدیران، انتقادپذیر بودن مدیران، عدم احتجاب، صداقت، نرمش و خشونت به جای مدیران، رفاه و تأمین کامل کارمندان، پاسخ گویی و مسئولیت پذیری مدیران و کارمندان، فرمانبرداری از مسئول مافوق و مدارا با مسئول مافوق اشاره شده است.
تُعتبر الصورة الفنیة عنصراً هامّاً فی دراسة ونقد الأعمال الأدبیة؛ فقد أصبحت إلی ما تضمّ فیما بینها من الأخیلة، والعواطف، والظلال، والإیقاعات، معیاراً أساسیّاً فی تقییم العمل الأدبی الذی إنّما یتقوَّم بما ابتنت علیه الصورة الفنیة من تلک المقوِّمات الفنیة والأدبیة الأصیلة. هذا وقد احتوت رسائل الإمام علی (ع) علی ملامح أصیلة للصورة الفنیة، هی من أهمّ الآلیّات والمقوِّمات للصورة الفنیة فی النقد الأدبی الحدیث. یقوم هذا البحث بدراسة تحلیلیّة لأهمّ آلیّات الصورة الفنّیة فی ثلاث رسائل من نهج البلاغة، معتمداً فی ذلک علی المنهج الوصفی التحلیلی، للوقوف علی مکانة الصورة فی الرسالة العلویة وخصائصها الفنیة، ودور السیاق فی الکشف عن الصور المتنوعة الموظَّفة فی رسائل الإمام علی (ع). لقد قام الإمام علی (ع) من خلال الخیال برسم صور فنیة تفتح علی متلقّیها عوالم جدیدة من المعانی والدلالات التی تتّصف بالأصالة الناتجة عن اعتمادها علی الواقعیّات والحقائق الدینیة والاجتماعیة. وقد زاد من حیویة هذه الصور اصطباغها بمشاعر وأحاسیس نابعة من أسمی العواطف الإنسانیة الخالدة. وهذا إضافة إلی إخضاع الألفاظ والتراکیب التی تشعّ بمفردها مجموعة من الأخیلة والظلال التی تقوم برسم صور تعرض علی المخاطب مشهداً متکاملاً من الدلالات والمعانی. وقد تبیّن من خلال هذا البحث أنّ للسیاق دوراً ریادیّاً فی تبیین الجوانب المختلفة للصورة الفنیة فی الرسالة العلویة، والکشف عن مدی نَجاح هذا العنصر الأدبی فی رسائل الإمام علی (ع).
کتاب نزهة الناظر و تنبیه الخاطر از جمله آثار روایی کهن شیعی است. عالمان شیعه از دیرباز، در عین توجه به اثر، نسبت به مؤلف آن ابهام داشته اند. از نگاه بسیاری، شواهد حیات مؤلف تنها محدود به گزارش هایی بوده که در میانه مطالب اثر وجود داشته است. حتی نام او نیز در نسخه های مختلف، به اشکال متنوع تصحیف شده و بدین سان، امکان اعتماد به همان اندک داده ها درباره وی از این عالمان سلب گردیده است.
این عالمان طیّ چند سده برای شناخت مؤلف و تحلیل آثار منتسب به او تلاش کرده، و در گذر زمان، به موفقیت هایی نایل شده اند. ایشان بر پایه شواهد مندرج در متن اثر و خارج از آن، فرضیاتی چند را آزموده، و برای جستن شواهد جدید نیز کوشیده اند.
در این مقاله تلاش می شود تا تحول شناخت های مختلف از مؤلف نزهة الناظر و اسباب و علل این تحول کاویده شده و در نهایت با تحلیل اندک شواهد بازمانده، تصویر بهتری از حیات و اندیشه و جایگاه اجتماعی وی، و در عین حال، درکی دقیق تر از یک مجموعه روایی کهن شیعی و مؤلف آن حاصل گردد. بازشناسی این اثر و مؤلفش از این حیث مهم است که راهی فراروی شناخت بهتر جریان های فرهنگی و فکری جامعه شیعیان بغداد در سده پنجم هجری می گشاید.
مردم ابتدا امتی واحد بوده اند و بدون اختلاف می زیسته اند؛ ولی این امر دیری نپایید و به دلیل طبع مدنی و اجتماعی انسانها و وجود تفاوتهایی که مستند به خلقت انسان و قریحه استخدام در تصرف طبیعت و ویژگیهای اوست، اختلاف در امت واحد شکل گرفت و طبقات اجتماعی به وجود آمد. ازدیدگاه قرآن، بودن در طبقه ای و یا نبودن در طبقه دیگر فی نفسه دارای ارزش نیست؛ بلکه ارزش فرد یا طبقه، در گرو نحوه رفتار، بینش، آگاهی و ایمانی است که وی در آن قرار دارد. ما دراین مقاله درصدد بررسی آیات قرآن و احادیث و ارائه دیدگاه ها وعوامل موثر در ایجاد طبقات اجتماعی ازجمله عامل اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نگرشی درجامعه هستیم. برای دست یابی به این مهم ضمن بازشناسی واژگان، دیدگاه اسلام را درحد وسع خود ارائه کرده ایم. روش تحقیق مورد استفاده اسنادی وکتابخانه ای است.
بر اساس آموزه های دینی ما، قرآن کتاب هدایت بشر و نجات انسان است و مخاطبان بی واسطه آن، همه آدمیان می باشند. البته دایره تأثیرگذاری آن، منحصر به انسان نیست؛ زیرا اگر انسان که لیاقت و صلاحیت بار امانت الاهی را یافته، به درستی به وظایف الاهی و انسانی خود عمل نماید، نه تنها خود او به کمال نهایی می رسد، که بسیاری از موجودات دیگر نیز از طریق او، از آثار هدایتی این کتاب آسمانی بهره مند خواهند شد؛ چه این که بسیاری از آسیب های پدید آمده در جهان طبیعی، پیامد رفتارهای نادرست انسان با محیط طبیعی است. پژوهش پیش رو با توجه به جایگاه بی بدیل انسان در نظام آفرینش که برخوردار از سنت های الاهی است و همچنین شایسته دریافت های تشریعی شده است تلاش دارد با سود جُستن از متون دینی به ویژه قرآن کریم، بیان کند که یکی از بنیادی ترین اصول اخلاقی، «اعتدال» و «میانه روی» است. مدعا این است که اگر انسان که شاکله اصلی او بر اساس اعتدال و میانه روی است شکل نهایی خود را بیابد، در پرتو این اصل زیستی و اخلاقی، نه تنها خود به سعادت که آرمان نهایی بشری است دست می یابد، بلکه دیگر موجودات (اعم از همنوعان و دیگر آفریده های مادون او) نیز از آسیب اخلاقی و محیطی حفظ می شوند.
اسماء و صفات الهی راه شناخت خدا و توجه به ذات بی مانند او می باشند. قرآن کریم و روایات ژرف ترین معارف را دربارة اسماء و صفات خداوند بزرگ فرا روی اندیشمندان و طالبان حق قرار داده اند. یکی از این معارف در جمعی از احادیث آمده است که راویان شیعه و سنی از رسول گرامی اسلام6، دربارة احصای اسماء نقل کرده اند. این نوشتار برای درک عمیق تر معنای احصا، پس از بررسی این احادیث، آرای اندیشمندان مسلمان را در معنای احصا دسته بندی و به اندیشه در آنها پرداخته است. از نگاه نویسنده، به زبان آوردن این اسماء همراه اعتقاد و ایمان به آنها در دعا و غیر آن معنای ظاهر احصای اسماء الهی و متناسب با معنای لغوی آن است. معانی عرفانی و دقیقی که در تفسیر احصا آمده است، افزون بر اینکه حقایقی ثابت و انکارناپذیرند، می توانند معانی باطنی احصای اسماء به شمار آیند.
مسئله تقریب و وحدت میان امت اسلامی یک مسئله جزئی و در حاشیه نیست، بلکه امری بسیار مهم و اساسی است که در قرآن و سنت نبوی بسیار بدان تأکید شده است. به طور کلی کلمه توحید و اصل اخوت اسلامی در قرآن از مهم ترین مبانی وحدت و تقریب در قرآن به شمار می آید و در احادیث نبوی نیز به همین موارد به عنوان مبانی مهم وحدت اشاره شده است. علاوه بر این، از جمله مهم ترین اقداماتی که رسول اکرم(ص) جهت تحقق وحدت و تقریب میان امت اسلامی به انجام رسانید و می توان هریک از این اقدامات را مبنایی خاص برای تحقق تقریب دانست موارد و اقدامات ذیل هستند که هریک می تواند نقش بسزایی در ایجاد وحدت و تقریب داشته باشد: امضای پیمان نامه عمومی در مدینه، نفى نژادپرستى و قومیت گرایى، برقراری پیوندهاى خانوادگى، اصلاح ذات البین، تحمل و مدارا، پرهیز از تکفیر افراد مسلمان، و آموزش ادب اختلاف.
در منابع روایی اهل سنت از قول ابوبکر چنین آمده است: «سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ [وَ آلِهِ ] یقول انّا معاشر الانبیاء لا نُوَرِّثُ ماترکنا صَدَقَه». این روایت نزد اهل سنت قطعی الصدور است، ولی امامیه آن را هم به لحاظ سند و هم به دلیل تعارض مضمون آن با قرآن و سنت منکر شده است. نگارنده در این مقاله، ضمن جست وجوی حدیث در منابع روایی فریقین، نقدهای امامیه را بررسی و برخی از پاسخ ها ی اهل سنت را آورده و در نهایت نشان داده است اختلافی که این حدیث در تفسیر، اصول و علوم حدیثی امامیه و اهل سنت برانگیخته است، به مبنای کلامی «عصمت» برمی گردد، به طوری که امامیه کلام و موضع گیری دو معصوم یعنی حضرت علی و زهرا در برابر روایت ابوبکر را حجت دانسته و تفسیر آیات عمومی ارث، موضوع ارث انبیا و نسبت بین سنت و قرآن را بر پایه آن تعریف کرده اند، ولی اهل سنت، عصمت اهل بیت را نپذیرفته اند؛ از این رو مخالفت اهل بیت با روایت ابوبکر را حجت نمی دانند.
این گفتار که به زبان عربی است، تعلیقات و استدراکات آیت الله شیخ محمدرضا جعفری نجفی (1350ق / 1310 ش 1431 ق / 1389 ش) بر کتاب الغدیر نوشته.
علامه عبدالحسین امینی (1320 ق 1370 ق) را در بر دارد. نویسنده در این گفتار، بخشی از پژوهش های خود درباره مطالب کتاب الغدیر را بر نسخه خود افزوده و پژوهشگران در پیگیری محتوای کتاب، یاری میرساند. این تعلیقات و استدراکات، برای نخستین بار، براساس نسخه اصلی مرحوم جعفری انتشار مییابد.
مسأله آغاز پیدایش جعلِ حدیث یکی از مسائل مهم تاریخ حدیث است که از سوی محققان فریقین آرای متفاوت و گاه متناقضی در باره آن ابراز شده است. یکی از این آرا متعلق به عمر بن حسن بن عثمان فلاته، از نویسندگان معاصر اهل سنت است که کتاب الوضع فی الحدیث او از مهم ترین منابع موجود در مطالعات وضع شناسی به شمار می رود. وی با نقد آرای دیگران و طرح مستنداتی تاریخی کوشیده است تا پیدایش احادیث موضوع را در ثلث آخر قرن نخست هجری و حدود سال 67 هجری اثبات نماید. این پژوهه می کوشد تا با تحلیل دیدگاه عمر فلاته در دو رویکرد سلبی و ایجابی و نقد روشمند آن بر پایه باور های اهل سنت، وقوع جعل حدیث در زمان حیات پیامبر (ص) را اثبات نماید و پی آمد های این نظریه را _ که پیراستن دامان صحابه از غبار جعل و معرفی شیعیان به عنوان متهمان اصلی وضع حدیث است _ معرفی نماید.