در این مقاله، با بررسی اصل امامت عامه و خاصه از منظر امام رضا علیه السلام روشن میشود که «امامت» یکی از اصول مورد توجه آن حضرت بوده، جایگاهی بلند در احادیث آن حضرت دارد، آن حضرت صفات و ویژگیهای امام را بصورت مفصل بیان کرده است؛ از جمله اینکه: امامت، اساس اسلام و امام، رهبر دینی مردم است. امام، الگوی مردم در اعمال عبادی و غیر عبادی است. امام، مایه سربلندی مسلمانان و ضامن اجرای قوانین الهی است. امامت، با قانونگذاری و هدایت گری جامعه را نظام مند میکند. امام، رهبر سیاسی مردم است که از دین دفاع میکند و نقشی دشمن شکن دارد. امام مایه شفاعت امت در رستاخیز و پناهگاه مردمان و نماینده خدا و حجت او در زمین است. مقام امامت همان جایگاه پیامبران الهی بلکه بالاتر از مقام نبوت است. امام، شخصیتی معصوم از گناه و لغزش است که فرشتگان با او سخن میگویند و مورد تأیید روح القدس است؛ دعایش مستجاب و از امور غیبی با خبر است. و در نهایت، امام، نور جهان افروز و آب حیات است که هر کس از او جدا شود، به ورطة گمراهی میغلطد. با توجه به صفات فوق، بشر عادی نمیتواند امام معصوم را بشناسد و نصب کند و امامان از سوی خدا نصب میشوند.
نخستین امامان، حضرت امام علی علیه السلام بوده و آخرین آن ها حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که از نسل امام رضا علیه السلام میباشد و حضرت عیسی علیه السلام پشت سر آن حضرت نماز میگزارد.
در پایان مقاله، به پیامدهای جدایی مردم از امامت اشاره شده که همانا گمراهی و هلاکت است. نیز به پیامدهای غلو در بارة امامان اشاره شده که افتادن در دام کفر و شرک است.
علل، زمینه ها و شرایطی که باعث صدور خطبه ای از جانب امام علی× شده است «فضای صدور خطبه های نهج البلاغه» قلمداد میشود که در کتب حدیثی آن را «اسباب صدور حدیث» می گویند. این مقاله به منظور فهم بهتر معانی خطبه های نهج البلاغه و حل برخی تضاد های ظاهری به بررسی فضای فرهنگی ـ اجتماعی صدور این خطبه ها میپردازد. در این راستا علاوه بر بررسی روایات معتبر مربوط به خطبه های نهج البلاغه، مطالعه برخی شرح ها، کتب تاریخی مربوط به حوادث قرن اول هجری نیز سودمند است. ذکر این نکته نیز لازم است که ما در نقل فضای صدور حکم را به یک مورد خاص منحصر نمی کنیم؛ بلکه در فهم بهتر حدیث و روایت از آن بهره مند می شویم.
در این نوشتار تلاش شده است تا با توجه به اهمیت مسئله، پیشینه تاریخی آن بازگو و روش های فهم فضای صدور تبیین و با آسیب شناسی بحث، میزان تأثیر فرهنگ زمانه در این خطبه ها واکاوی گردد.
`
مکاتب مختلف بشری عقاید مختلفی در معرفی حقیقت انسان دارند؛ برخی انسان را موجودی مرکب از مواد عالم ماده می دانند و هیچ حقیقتی برتر از ماده را نمی پذیرند، گروهی هم انسان را موجودی عرشی می دانند که با فرش همراه شده است و باید مراحل سیر به عرش را با اختیار خود از فرش آغاز کند.
نهج البلاغه حقیقت و تمثل انسانی انسان را در اثر دمیدن روح خدایی می داند و معتقد است حالت نفس انسانی در سایه همراهی روح با بدن حاصل می شود که به اقتضای حقیقت خود، اهل سیر در ملکوت و اتصال به لاهوت است و به جهت تعلقش به ماده و بودن در عالم ماده، بُعد هوای نفس و شهوات حیوانی می یابد و پایبند عالم ماده می گردد.
شیطان از عوامل مؤثر در نفوذ در نفس انسان و اماره بالسوء شدن آن است، اما انبیا آمده اند تا انسان را بیدار کنند و راه گریز از شیطان و مطمئنه شدن نفس را به آنها بشناسانند.
در این مقاله راه توجه به ارزش ها و چگونگی مبارزه با نفوذ شیطان و شیطانی شدن حقیقت انسان از منظر نهج البلاغه بیان می شود.
رسول خدا(ص)نویسندگانی داشتند که به محض نزول وحی،آیات قرآن را می نگاشتند.بدین ترتیب همه قرآن در حیات پیامبر و به دستور آن حضرت نوشته شد.عده ای از صحابه نیز در همان زمان برای خود قرآن هایی فراهم کرده بودند که علاوه بر آیات قرآن،مطالبی را نیز که پیامبر به عنوان تفسیر،پیرامون آیات می فرمودند،در آن می نوشتند.پس از رسول خدا(ص)یک بار در عهد ابی بکر و بار دوم در عهد عثمان دستور به نگارش قرآن داده شد.در این مقاله،روایات مربوط به جمع و نگارش قرآن در زمان پیامبر اکرم(ص)و ابوبکر و عثمان از کتاب صحیح بخاری مورد نقد و بررسی قرار گرفته است
در این مقاله، کاربردهای گوناگون اصطلاح «اخباری» در گذر زمان بررسی شده است. مفهوم آغازین اصطلاح «اخباری» تا سده ششم، قصه-پرداز یا تاریخ نویس بود. پس از سده ششم، «اخباری» علاوه بر مفهوم پیشین، در مفهومی نزدیک به حدیث گرایی به کار رفت. این اصطلاح از سده یازدهم به پیرو مکتب استرآبادی اطلاق گردید و از همان زمان با نوعی ابهام رو به رو بود. در ادامه مقاله، پس از بررسی این ابهام به پیامدهای آن در تطبیق مصادیق اخباریان اشاره شده است.
پیوند ناگسستنی و همه سویه نهج البلاغه با قرآن کریم، از مسائل حائز اهمیت است. یکی از مظاهر این پیوند، اقتباس های قرآنی نهج البلاغه است. اهمیت بررسی این اقتباس ها به چند امر باز میگردد: نخست، گونا گونی اقتباس های قرآنی است. دوم، کارکردهای متفاوت این اقتباس هاست. در این نوشتار میکوشیم با رویکردی تحلیلی این اقتباس ها را بررسی کنیم. گونه های اقتباس قرآنی نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئی، متغیر، اشاره ای و نهایتاً استنباطی. پربسامدترین گونه، اقتباس جزئی است، و پیچیده ترین اقتباس، استنباطی است. کارکردهای اقتباس نیز متعدد است، گاه برای زیبایی افزایی است، گاهی دیگر برای توضیح و تفسیر و زمانی کارکردی دو سویه در سخن دارد، مانند اینکه کارکرد بلاغت افزایی با کارکرد استدلال در یک عبارت گره میخورد
ابن اثیر (م 606 ق)، یکی از تواناترین غریب نگاران حدیث است و کتاب وی، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، یکی از مهم ترین کتاب های غریب الحدیث به شمار می رود.
توانایی های فردی ابن اثیر، تسلّط او بر علوم مرتبط با غریب الحدیث هم چون لغت و حدیث و هم چنین بهره¬گیری از همه دستاوردهای گذشتگان، سه عنصر اساسی در موفّقیت او در این دانش و نیز توجّه زیاد صاحب نظران پس از او به کتاب النهایه نیز نشان گر قوّت کار وی در این عرصه است.