چکیده : حدیث «لا تسبّوا الدهر فإن الله هو الدهر» یکى از احادیث متشابه است که در منابع معتبر اهل سنّت، مانند صحیحین، روایت شده؛ امّا در منابع شیعه، صرفاً جهت تبیین و تحلیل آمده و سندى براى آن از سوى محدّثان شیعه نقل نشده است. البته روایاتى شبیه به آن در منابع شیعى قابل ملاحظه است. همین روایات، کمک شایانى در فهم معناى حدیث مورد نظر مى کند. با توجّه به آیات قرآن و آموزه هاى معصومان :، مقصود از این حدیث، آن است که امور عالم تکوین را که همگى تحت قدرت خدا قرار دارد، نباید به غیر او نسبت داد.
چکیده: على اکبر غفارى یکى از پیشگامان تصحیح و نشر آثار اسلامى در دوره معاصر است. او علاوه بر تصحیح اشتباهات ناسخان و کاتبان، به مشکلات متون حدیثى نیز توجّه کرده و به نقد سندى و متنى آنها نیز پرداخته است. در این مقاله، جایگاه نقد حدیث در دیدگاه وى به همراه معیارهاى آن مشخص گردیده و در نهایت او را حدیث پژوهى متن گرا دانسته است. به این معنا که وى در نقد احادیث به هر دو شیوه نقد متن و سند توجّه کرده است، با این تفاوت که ملاک و مبناى اعتبار آنها را متن دانسته و سند را شاهدى بر تقویت یا تضعیف آن قرار داده است.
حدیث «باب» یا حدیث «مدینة العلم»، به نقل از رسول خدا 9 در شأن امیرمومنان امام على 7، با طُرق گوناگون و سندهاى صحیح و حَسَن در منابع اهل سنّت وارد شده است. این حدیث، جایگاه والا و گستره مرجعیت علمى آن حضرت را نشان مى دهد.
ابن تیمیه، با تکیه بر نظر ابن جوزى، به تکذیب سند و توجیه متن حدیث «باب» پرداخته است. بررسى سیره ابن تیمیه در برخورد با فضایل اهل بیت رسول 9، نشان داده که وى با اعتماد به استدلالهاى نااستوار، نسبت به فضیلت سوزى و مرجعیت زدایى از اهل بیت : و فضیلت سازى و مرجعیت نمایى براى دیگران همّت گمارده است.
سخنان ابن تیمیه، به دلیل ناسازگارى با مسلّمات تاریخى و منابع اهل سنّت، پذیرفتنى نیست و قابل نقد است.
یکی از ویژگیهای مهم این کار پژوهشی تلاش برای فراهم آوردن پژوهشی منظم در زمینه تربیت سیاسی و منبع قرار دادن نهج البلاغه به عنوان یکی از غنی ترین منابع در حوزه معارف سیاسی و اسلامی شیعه است. مسئله اصلی پژوهش، استخراج و تدوین اهداف، اصول و روشهای تربیت سیاسی بر مبنای نهج البلاغه است.
این تحقیق، جنبه نظری دارد و روش پژوهشی آن، توصیفی ـ تحلیلی و روش جمع آوری اطلاعات، کتـابخانه ای است. مهمترین اهداف تربیت سیاسی بر مبنای نهج البلاغه عبارت است از: رساندن انسان به آزاد اندیشی، ایجاد امنیت و صلح، پرورش روح عدالت خواهی و توسعه آموزش و پرورش.
مهمترین اصول تربیت سیاسی بر مبنای نهج البلاغه، عبارت است از: صداقت، مسئولیت سیاسی، شایسته سالاری، حق مداری، وفای به عهد، مدارا، ظلم ستیزی و وحدت
مهمترین روشهای تربیت سیاسی بر مبنای نهج البلاغه عبارت است از: گفتگو و همنشینی با عالمان، محبت، تشویق و تنبیه، نظارت و امانتداری.
در میان منابع و کتابهای سیرة نبوی به اثری برمی خوریم که نام آن و نام مؤلف آن شناخته شده نیست: «المستقصی» نگاشتة ابوالکرم عبدالسلام محمد بن حسن بن علی الحجی الفردوسی الاندرسفانی در نیمة دوم قرن ششم هجری قمری. این اثر به زبان عربی است و ظاهراً نسخهای خطی از آن در دست نیست و تلاشهای نگارندة این مقاله نیز در دستیابی به نسخة اصلی یا نسخه بدلهای سدههای ششم، هفتم و هشتم هجری تاکنون به نتیجه نرسیده است.
تنها منبع شناسایی این اثر، ترجمة ارزشمند آن به زبان فارسی است با عنوان «مقصد الاقصی فی ترجمه المستقصی» از حسین بن حسن خوارزمی عالم و عارف قرن نهم هجری. از مطالب این کتاب (که بخشی از آن توسط نگارندة این سطور تصحیح شده است) با محتوای المستقصی و شناخت نسبی مؤلف آن که اطلاعات جامعی از او در دست نیست، آشنا می شویم. با توجه به قدمت المستقصی و جامع حدیث بودن مؤلف آن، شناخت این کتاب ضروری به نظر می رسد.
در این مقاله برای آشنایی خوانندگان با موضوع کتاب المستقصی، ابواب و سرفصلهای آن در ذکر حوادث تاریخی اسلام مطرح گردیده و به منابع مؤلف به صورت اجمالی اشاره شده است. دربارة شیوة ترجمة این اثر نیز مطالبی ارائه شده است.
امام علی(ع) بر لزوم مرگ آگاهی و توجه به مرگ تأکید می ورزد و می کوشد تا انسان ها را از طریق شناخت درست حقیقت مرگ به شناخت خود و به تبع آن، به فهم معنای زندگی رهنمون سازد. به تعبیری، مرگ بخشی از زندگی انسان است و هرگونه فهم نادرست از آن، فهم انسان از خویشتن را تحت تأثیر قرار می دهد؛ در چنین حالتی فرد نمی تواند تلقی درستی از زندگی داشته باشد تا به معناداری یا بی معنایی آن پی ببرد. بنابراین یاد مرگ و توجه مستمر به آن و الهام از سیره و گفتار اهل ذکر، طریقی است که عمل به مقتضای آن انسان را قبل از مواجهه با مرگ، با مرگ و حیات جاوید پس از آن آشنا می سازد. این دریافت درست از مرگ به فهم معناداری زندگی می انجامد.
کتب اربعه در میان کتب حدیثى شیعه به جهت قدمت، شمول روایات و اعتبار مؤلّفان جایگاه ویژه اى دارند و در این میان کتاب کافى از اعتبار خاصّى برخوردار است و محدّثان و فقیهان در موضوع میزان اعتبار روایات کافى در ضمن آثار خود بحثهایى مطرح و یا به صورت مستقل، کتابهایى را در این موضوع تألیف کرده اند.
علّامه نمازى شاهرودى کتاب الأعلام الهادیة الرفیعة فى اعتبار کتب الأربعة را در اثبات موثوق الصدور بودن تمام روایات کتب اربعه و صحت روایات آنها تألیف کرد. علّامه نمازى شاهرودى دلایل اعتبار روایات کافى را چنین مى شمارد: برگرفته شدن از اصول اربعمأة ـ موجود بودن تمام اصول حدیثى در زمان کلینى ـ شهادت مؤلّف بر صحت احادیث در خطبه کتاب ـ دستور امامان به پذیرش روایات ثقات ـ ستایش کافى از سوى عالمان شیعه.
روایات تحریف نما، ابهام در تاریخ تدوین قرآن کریم، وجود روایات تشبیه رخدادهای کلان امت اسلام به وقایع امت های پیشین و عدم یادکرد نام معصومین در الفاظ قرآن، مهم ترین عوامل پیدایش اذعان به تحریف قرآن به شمار میروند. از این میان، آنچه بیش از سایر عوامل قابل تأمل، بررسی و نقد است وجود روایاتی ـ به ظاهرـ دال بر تحریف قرآن است. در این زمینه، ده ها روایت از کتب گوناگون نقل شده و به امامان شیعه منتسب شده است. در میان مصادر روایات تحریف نما، تفسیر عیاشی اثر محمد بن مسعود عیاشی، دارای اهمیت فراوانی است.
این پژوهش بر آن است تا فارغ از بررسیهای انجام شدة سندی و إسنادی، به بررسی متنی روایات مورد استفادة تحریف گرایان در کتاب یادشده بپردازد، پس گام نخست به استخراج تمامی این روایات ـ به ظاهر مرتبط با تحریف ـ که حدود 90 روایت است، از تفسیر عیاشی اختصاص یافته و در ادامه، محل نزاع در هر روایت تبیین شده و پس از نقد و بررسی دقیق و مستند، تک تک این روایات، دسته بندی نهایی شده است. شواهد درون متنی، سیاق روایات، قراین برون متنی و سخنان دانشمندان اسلامی، دستمایة این نقد و بررسی هاست.
در سایة این تحقیق، میزان روایات یادشده که می توان ظاهراً دال بر تحریف به حساب آورد، معلوم شده و با توجه به بررسی شواهد و قراین مشخص می شود که ادعا و اتهام تحریف به مرحوم عیاشی ادعایی نادرست است.
در فرهنگ اسلامی، سفر، به ویژه گونة عبادی و زیارتی آن، به عنوان بخشی مهم از زندگی دینی تلقی گردیده و سکونت و اقامت در یک مکان، به خصوص آنگاه که دین و دنیای انسان در خطر و تنگنا قرار گیرد، مطلوب قلمداد نشده است. علاوه بر حدود سی آیة قرآنی که به سیر و سفر در آفاق و انفس و سرزمین های مختلف و عبرت گیری و تجربه اندوزی سفارش می کنند، در جوامع حدیثی، روایات بسیاری، دربارة آداب، احکام و انواع سفر، آثار، نتایج و انواع سفر و سیرة پیشوایان رسیده است. در برابر این همه پافشاری و اهتمام، روایاتی نیز هرچند معدود، موجب بروز پرسش و شبهه در باب برخی سفرها گشته که مهم ترین آن ها، روایت شدّ رحال است که با چند تعبیر، و عمدتاً در منابع روایی اهل سنت نقل شده است. بنا به ظاهر حدیث «لا تُشَّدُّ الرِّحالُ اِلا اِلی ثَلاثَةِ مَساجِدَ»، بار سفر بستن تنها برای سه مسجد (مسجدالحرام، مسجدالنبی و مسجدالاقصی) مجاز است و برخی از آن، عدم فضیلت یا حتی عدم جواز سفر به مساجد و اماکن دیگر را برداشت کرده اند. در این مقاله، در جهت نقد این روایت و دلالت ادعا شده برای آن سعی شده، تا با بررسی احتمالات مختلف معنایی و بررسی صدور و سند آن، ضمن روشن شدن ضعف سندی ثابت شود که حتی با فرض صحت سند، تنها افضلیت و ارزش والاتر مساجد سه گانه نسبت به سایر مساجد به عنوان مقصد سفر، از آن برداشت می شود، نه حرمت یا کراهت و یا حتی عدم ثواب برای سایر سفرهای عبادی و زیارتی، و یا سایر سفرهایی که با نیت طلب دانش یا دیدار نیکان و یا گردشگری و سیر در طبیعت و جوامع صورت می گیرد.
از آن رو که توجه و بررسی در زندگی ائمّه اطهار علیهم السلام به عنوان پیشتازان مسیر کمال و سالکان حقیقی راه دوست، برای شیعیان متأسی بسیار حایز اهمیت است و نیز به دلیل آنکه انسان موجودی اجتماعی است و علم به آداب معاشرت در حسن معاشرت او بی تأثیر نمی باشد، بررسی کلام آن بزرگواران پیرامون این مبحث لازم و ضروری به نظر می رسد. تحلیل مجموعه گفتار امام حسن مجتبی علیه السلام، به عنوان نمونه تمام عیار انسان کامل در باب آداب معاشرت، به طور قطع چراغ فروزانی برای دوست داران وصول به صراط مستقیم می باشد.
هدف پژوهش، آشنایی با آداب معاشرت و سازوکارهای آن در متون دینی با تأکید بر کلام امام مجتبی علیه السلام است. تلاش در جهت کاربردی کردن آثار و دستاوردهای حاصل این تحقیق برای نسل جوان و آگاهی ایشان از «اندیشه ناب امام حسن علیه السلام» به عنوان دومین راهبر دینی این مقاله می باشد.
این مقاله که شرحی بر مناجات المریدین امام سجاد علیه السلام توسط استاد علّامه مصباح می باشد، به بحث از محبت و اهتمام به آن می پردازد. برخی مراتب محبت که لازمه ایمان به خداست، واجب و برخی مراتب مستحب است. مریدین، خداجویانی هستند که اراده قرب به خدای متعال را دارند. از جمله نشانه های محبت به خدا این است که محب دوست دارد نام محبوب خود را زیاد بشنود و علاقه مند به چیزهایی است که منسوب به اوست. اما نشانه های محبوب خداوند عبارتند از: توبه، پاکیزگی، جانفشانی در راه خدا.
استفاده از القاب، کنیه ها یا اوصاف غیر مشهور امامان معصوم از شیوه های رایجی بوده که راویان شیعه بیشتر به دلیل شرایط تقیه از آن بهره برده اند. از این رو، برخی از رجالیان، درایه نویسان و یا شارحان روایات، بخشی از اهتمام خود را صرف تعیین معصوم مورد نظر در این گونه موارد نموده اند. در این بین، بروز عواملی همچون تصحیف و تحریف اسناد یا متون روایی، عدم دقت کافی در طبقه راویان سند و قراین موجود در متن، عدم بررسی تعابیر مشابه و نیز اکتفا به گزارش پیشینیان یا شهرت غیر مستند از جمله عواملی است که تعیین مصداق برخی از این القاب و اوصاف را گاه با مشکلات جدی مواجه ساخته است. از جمله این نمونه ها انتساب لقب «علیل» در برخی از کتب درایه به امام عصر است. همچنین انتساب بی اساس برخی از کنیه ها، مانند «ابو صالح» به آن حضرت، پدیده هایی هستند که در این پژوهه کوشیده ایم تا منشأ و زمینه های بروز آن را روشن سازیم.
علامه عسکری از جمله حدیث پژوهان شیعی معاصر، دارای دیدگاه ها و آرای خاص در تحلیل و ارزیابی میراث حدیثی فریقین بود. کتاب معالم المدرستین، نمونه مناسبی برای انعکاس آرا و دیدگاه های حدیثی ایشان است. وی در این کتاب با رویکردی تحلیلی انتقادی روایات فراوانی از منابع فریقین را مورد ارزیابی قرار داده و دیدگاه های نوینی در باره آنها ارائه کرده است. این مقاله می کوشد تا با تکیه بر کتاب یاد شده، مبانی و روش های حدیث پژوهی علامه عسکری را کشف و به تحلیل و بررسی اندیشه های حدیثی وی بپردازد.
بخش عمده ای از میراث حدیثی شیعه را «ادعیه مأثوره» و زیارات تشکیل می دهند. از دوره های نخستین تدوین حدیث، این نکته مورد توجه محدّثان بوده و کتبی را به این موضوع اختصاص داده اند. از میان این کتب، مصباح المتهجد شیخ طوسی از اعتبار و اهمیّت بیشتری برخوردار است. در میان ادعیه مأثور، ادعیه ماه رجب از نظر کثرت و مضمون با چهارده دعا جلب توجه می کند. تحلیل مضامین ادعیه ماه رجب بر اساس مصباح، محور این پژوهش است. با به کارگیری روش تحلیلی، مؤلفه های دعا در هفت محورِ درخواست های فردی و گروهی، زمان، نام پیامبران، مفاهیم پرتکرار، درود، ادبیات و آیات تحلیل می شود. مفاهیم اعتقادی پرتکرارترین مفهوم بوده و تمامی دعاها مزّین به صلوات و دارای صنایع بلاغی فراوان هستند . اکثر مفاهیم دعاها برگرفته از آیات است.
منطقه «بلخ» از جمله مناطقی است که حدیث شیعه مدتی از حیات خویش را در آن سپری کرده است، ولی پژوهشی مستقل در بازخوانی تلاش محدثان شیعه در این منطقه شکل نگرفته است. این منطقه بخشی از خراسان بزرگ در قدیم بوده و اکنون شامل استان هایی در ازبکستان و افغانستان شود. حضور محدثان بلخی در این منطقه و بلخیان مهاجر به دیگر حوزه های حدیثی شیعه از یک سو و اقبال دانشیان شیعی به حضور در این مناطق سبب شد که حوزه حدیثی بلخ سامان یابد. در این پژوهش، نام یکصد و یک راوی بلخی در متون روایی و رجالی شیعه، تا پایان سده پنجم هجری کشف شده که حدود پانزده نفر از ایشان نویسنده ده ها اثر روایی بوده ا ند. همچنین بسیاری از شاخص های یک حوزه حدیثی، نظیر برپایی جلسات حدیث، در بلخ دیده می شود. این پژوهش، مقدمه ا ی است برای تحلیل ها و بررسی های دقیق حدیث شناسان و پژوهشگران عرصه تاریخ حدیث.
در برخی از روایات استدلالی برای معقولیت اعتقاد به خداوند و روز جزا ارائه شده است که مضمونی به این شکل دارد: اگر خدا و روز جزایی در کار بود، ما از ایمان خود بهره فراوان برده ایم و در صورتی که باور ما خطا از آب درآمد، زیانی نکرده ایم. این سبک استدلال، چندان مورد توجه متکلمان مسلمان قرار نگرفته است. با این حال، این استدلال قرینه ای در فرهنگ مسیحی دارد که به شرط بندی پاسکال معروف است و طبق پژوهش برخی از محققان از طریق نوشته های غزالی به فرهنگ مسیحی منتقل شده است. نوشته حاضر، پس از گزارش و تحلیل احادیث مرتبط، روایت مسیحی آن را تحلیل کرده و اشکالاتی را که بر این استدلال شده است، باز می گوید و قوت آن را می سنجد. بیشتر اشکالاتی که متوجه این استدلال شده، زاده بی توجهی به خصلت و کارکرد آن است. در نتیجه، به نظر می رسد که این استدلال همچنان کارآیی خود را دارد.