یکی از گرایش های تفسیری مهم و پرسابقه قرآن کریم، تفاسیر عرفانی و اشاری است. این رویکردهای تفسیری حداقل از قرن سوم آغاز شده و تا دوران معاصر نیز شیفتگان خود را حفظ کرده است. بنابراین، در عصر اخیر نیز می توان با آثاری رو به رو شد که در برداشت از آیات نورانی قرآن کریم، گرایش های عرفانی و اشاری داشته اند. ویژگی ها و مختصات تفسیری آثار دوره جدید، تفاوت هایی با نوع پیشین خود دارد که می توان تفسیر عرفانی و اشاری را به دو شاخه متقدم و متأخر تقسیم کرد. در این میان، می توان «تأویل گرایی»، «بیان رمزی» و «فهم طبقه بندی شده» را به عنوان مبانی تفسیر عرفانی متقدم برشمرد. این در حالی است که در حوزه روش های تفسیر عرفانی اشاری جدید، باید به «تلاش برای تعمیم فهم و همگانی ساختن برداشت از قرآن»، «اعتقاد به تدبرگرایی و تفسیر قرآن به قرآن» و «کلیدی دانستن طهارت قلب در فهم قرآن» اشاره کرد. مفسّران عرفانی جدید به دلیل بازآموزی در روش ها، برداشت های جدیدی از قرآن بیان کرده که مسبوق به سابقه نبوده و نشانی از آن در سنت تفسیری مشاهده نمی شود. به همین دلیل، تبیین رویکردها و ویژگی های این روش تفسیری، از اهمیت زیادی برخوردار است.
نشانه شناسی واژه های قرآن بدین سبب از اهمیت خاص برخوردار است که اولاً خداوند آن را معجزه پیامبرش قرار داده و مخاطبان خود را به مبارزه طلبیده تا اگر قدر و توان آوردن یک سوره در برابر قرآن دارند، آن را عرضه نمایند، ثانیاً متن قرآن به خودی خود، دارای واژگانی است که با فرض حذف واژه قرآنی و جانشین کردن واژه دیگر، همه معنای عباراتی که در آیه آمده دچار اختلال می شود. یکی از این صدها واژه کلید در قرآن کریم، واژه هایی هستند که به نحوی به رنگ دلالت دارند. این رنگ ها بعضی جزء رنگ های اصلی بوده که علم فیزیک آنها را شناسایی کرده و بعضی غیر اصلی می باشند که با طبیعت کاملاً هماهنگ و متناسبند. غرض از روی آوردن به این مقوله، تحلیل نشانه شناختی و کشف معانی واژگان مربوط به رنگ است تا در این راستا توجه قرآن شناسان به این بخش جلب شده و زیبایی های معنایی را از این منظر به نظاره بنشینند. در این مطالعه، از رویکردهای نشانه شناختی، همچون ""زبان مجاز""، ""درون متنیت"" و ""تفاوت"" (شامل روابط همنشینی و جانشینی) در تحلیل واژگان مرتبط با و مفهوم رنگ استفاده شده تا معانی مستقیم (معنایی) و غیر مستقیمی (کاربردی) که از واژگان رنگ بدست می آید، مورد بررسی قرار گرفته، غیر قابل جایگزین بودن بعضی از رنگ ها با رنگ های مشابه و استفاده عالمانه و خلاقانه از این واژگان مشخص گردد. نتایج این بررسی مورد استفاده مفسرین این کلام الهی خواهد بود تا با دید گسترده تری به مفاهیم قرآنی توجه نموده و به ایجاد تفاسیر علمی و نشانه شناختی اهتمام ورزند. همچنین این نتایج، پیامی برای مترجمان قرآن خواهد بود تا در این رهگذر، معادل های دقیقتری برگزینند.
علّامه طباطبائى در المیزان در مواردى معدود، قرائاتى غیرمتداول را به عنوان قرائت اصیل قرآنى ترجیح داده است. شناخت تفصیلى این موارد مقدمه اى است براى طرح پرسش هایى درباره برخى مبانى قرآنى ایشان؛ پرسش هایى برآمده از احساس تعارض میان اقدام فوق با پذیرش برخى مبانى اجماعى یا مشهور طائفه امامیه درباره قرآن؛ از جمله: 1. وحدت نص و قرائت قرآن؛ 2. لزوم تواتر براى اثبات قرآن؛ 3. مصونیت قرآن از تحریف؛ 4. عدم حجیت قرآئات. این مقاله با اتخاذ روشى توصیفى تحلیلى، به بیست مورد از این دست قرائات در المیزان دست یافت که غالبا با ادله اى همچون «شهادت سیاق، هماهنگى با آیه اى دیگر، تطابق لفظى با سنت، دورى از تکلفات دستورى، حذف یا کثرت حذف، اقتضاى طبع المعنى، تطابق با حکم مسلم اسلامى، و گواهى لغت» مستدل شده اند. از مجموع این قرائات، نُه قرائت منجر به تبدیل معنا، یک قرائت منجر به افزایش معنا، دو قرائت منجر به تبدیل جایگاه معنا و یک قرائت منجر به تغییر در کیفیت معنا شده است.
هرچند در متون عرفانی عموماً از اختلافات مذهبی خبری نیست، با این حال نمی توان وجود آنها را در کتب عرفانی نادیده گرفت. مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی تألیف شده است، نقاط اشتراک و اختلاف تفاسیر عرفانی فریقین را به لحاظ متنی و محتوایی، ذیل داستان حضرت موسی(ع) و خضر(ع) مورد بررسی قرار می دهد. روشمندی در تدوین متن، تداعی مفهوم سلوک و پرورش زبان عرفانی، از جمله اشتراکات مهم تفاسیر عرفانی است. دقت و تمرکز بر روی لغات، نگرشی خاص بر بعضی مفاهیم مانند ولایت و تلاش برای منسجم کردن اصطلاحات عرفانی نیز از موارد اختلاف این دو دسته از تفاسیر می باشد.
واژه کلمه در قرآن کریم و عهد جدید دارای مفاهیم گوناگونی است که مهم ترین مفهوم آن توصیف چگونگی ولادت عیسی(ع) است. آفرینش عیسی(ع) در قرآن کریم به صورت یک معجزه منحصر به فرد بیان گردیده، و خلقت وی در انجیل یوحنا نیز جنبه الوهی به خود می گیرد. بدین لحاظ، معنی و مفهوم این واژه همواره توسط مفسران اسلامی مورد پژوهش قرار گرفته، و آباء نخستین کلیسا نیز درباره آن با چالش های فراوانی مواجهه بودند. به طوری که مسلمانان، عیسی(ع) را هم چنان پیامبر الهی دارای رسالت می دانند، درحالی که مسیحیان وی را تجسد خداوند بر روی زمین می پندارند. این گفتار کوشش بر این دارد با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و مطالعه آثار، آراء و افکار این اندیشمندان به بررسی این دو نگاه کاملاً متفاوت بپردازد. هرچند نمی توان میان این دو دیدگاه به تطابق و سازگاری چندانی دست یافت، باوجود این می توان با مطالعه دقیق و محققانه این دو کتاب آسمانی به دور از هر گونه تعصب و جدل، به یک نگاه همدلانه در راستای همزیستی مسالمت آمیز میان پیروان این ادیان دست یازید.