توکل یکی از ویژگیهای انسان مؤمن است که بیانگر رابطه خاص بین او و خداست. توکل در بسیاری از آیات و روایات مطرح و بدان امر شده است. از شبهاتی که دراین باره مطرح میشود، این است که میان توکل با مسئله کار و تلاش، نوعی تضاد و ناسازگاری وجود دارد؛ زیرا گفته میشود از سویی لازمه توکل بر خدا، دست برداشتن از کوشش در زندگی دنیایی است و از سویی دیگر، در اسلام به کار و تلاش سفارش گردیده است، در این پژوهش می کوشیم تا به این شبهه پاسخ دهیم تا عدم تنافی میان توکل با کار و تلاش تبیین گردد.
زیبایی بخشیدن به روح و معنویت،خواست همیشگی انسان است و بی گمان، در فرهنگ اسلامی و قرآن کریم،این زیبائی به طور پیوسته برای مسلمانان،به صورت نماز ترسیم شده است،هیچ یک از اعمال عبادی،به اندازه نماز،از چنین ظرفیتی برخوردار نیست.زیرا،تمام وجود انسان را،از جهات بدنی و ظاهری گرفته تا جهات ذهنی،قلبی،باطنی و معنوی،در خدمت خدا قرار می دهد،تا وجودی الهی شود.به همین سبب،پس از معرفت خدا،نماز،بهترین عمل خوانده شده است. در قرآن و حدیث،به هیچ عمل عبادی،مانند نماز اهمیت داده نشده است خاستگاه این نوشتارراز گشائی،از جلوه ها ی زیبایی شناختی نماز،در قرآن و احادیث می باشد.
قرآن کدام راهکارهای عینی را برای پاسخ به نیازهای انسان، به ویژه انسان معاصر معرفی میکند؟
تلاش نگارنده در این مقاله بر جست وجوی راهکارهای عینی پاسخ گویی قرآن کریم به نیازهای انسان متمرکز شده است و برای رعایت ترتیب منطقی بحث، مقاله در دو بخش ساماندهی شده است: بخش نخست نیازهای انسان را از منظر اندیشمندان دینی و دانشمندان روان شناسی بررسی و تبیین و در نهایت انواع نیازهای انسان را فهرست میکند. نویسنده در همین بخش گذری نیز بر وضعیت نیازهای انسان عصر جدید دارد. بخش دوم که حجم بیشتری دارد، راهکارهای عینی قرآن برای پاسخ گویی به نیازهای انسان را بررسی و تبیین میکند. نویسنده در این بخش با توجه به قلمرو و مجال محدود مقاله، بسیاری از این راهکارها را به اختصار مورد توجه قرار میدهد
چکیده : در ادبیّات و اصول فقه، نشان داده شده است که الفاظ براى رساندن معانى، به دو شکل استعمال مى شوند: حقیقى و مجازى. عموم دانشمندان مسلمان این تقسیم بندى را قبول کرده اند و استعمال مجاز در قرآن کریم را نیز پذیرفته اند. در برابر، گروهى از عالمان مسلمان با استعمال مجاز در قرآن، مخالفت کرده اند و گروه سوم، تقسیم بندى الفاظ را به حقیقت و مجاز، از اساس، باطل دانسته اند. ابن تیمیه در شمار گروه سوم است. در این نوشتار، پس از یادکرد تعریف حقیقت و مجاز و بررسى قول مشهور در این باره، ادلّه موافقان این تقسیم بندى و آمدن مجاز در قرآن، نقل و تحلیل شده و سپس، اشکالات عمومى مخالفان و پاسخ آنها آورده شده و پس از آن، اهمّ اشکالات ابن تیمیه به تفصیل، تبیین و نقد شده است.
از ویژگی های مطالعات و پژوهش های دوران معاصر در حوزه علوم اسلامی، بازنگری مواریث کهن، از سده های نخستین است. از نتایج این نوع نگاه، زدن مهر تأیید بر ریشه دار بودن هویت فکری و اعتقادی شیعه، بازشناسی خلأها و کاستی ها برای جبران و تدارک آنها و سرانجام برداشتن گامی بلند در جهت گسترش، عمق بخشیدن و غنی سازی این مطالعات در سطوح و لایه های مختلف است.
از جملهٴ این آثار در گسترهٴ علوم قرآنی و حدیثی، تفسیری است متعلق به قرن سوم و سال های آغازین قرن چهارم، با عنوان تفسیر فرات کوفی که غالب روایات آن، تأویلی (از نوع تطبیق و جری) است؛ اگرچه شمار اندکی از روایات، حاوی تفسیر باطنی یا ناظر به سبب نزول و یا برخی گزارش های تاریخی غیر مرتبط با آیات اند.
به رغم ناشناس بودن و همچنان ناشناس ماندن فرات، به استناد نوع روایاتِ مندرج در کتابش، می توان او را یک شیعهٴ زیدی با گرایش عرفانی به شمار آورد.
هر چند تفسیر فرات هم بسان اغلب کتاب های روایی از آسیب وضع و جعل مصون نمانده است، شمار این نوع روایات چندان فراگیر نیست. البته وجود برخی ضعف ها در لابلای روایات کتمان ناپذیر است؛ اما این موارد، از اعتبار و ارزش بسیاری دیگر از روایات آن نمی کاهد.
سخن آخر اینکه چه بسا علت فراگیر نشدن این کتاب، نه وجود برخی ضعف ها در آن، بلکه بیشتر به دلیل روایاتی است که مخاطبانی عام نداشته است و به اشارهٴ معصوم علیهم السلام می بایست مکتوم و سر به مُهر می ماند؛ جز برای اهل سرّ.
از جمله مباحث اعتقادی ادیان الاهی وجود عذاب و پاداش اخروی است. در اسلام این مسئله شفافتر و دقیقتر از سایر ادیان مطرح شده و مورد توجه قرار گرفته است. عالمان مسلمان در چگونگی و چیستی پاداش و عذاب اخروی علاوه بر دلایل عقلی و استدلال های فلسفی و کلامی، سخت متکی به متون اسلامی و مفاد آیات و روایات هستند؛ با وجود این، آنها در این مسئله هم رای نیستند. گرچه در خصوص دائمی بودن نعیم قیامت به تبع متون دینی اسلام، با هم اختلافی ندارند ولی در خصوص کیفر اخروی گروهی معتقدند که عذاب قیامت در نهایت از همه برداشته خواهد شد و علاوه بر برخی آیات و روایات، دلایل عقلی چندی اقامه کرده اند. در این مقاله استدلال های فلسفی و کلامی طرفین را مطرح کرده و آنها را با رویکرد نقلی مورد بحث قرار می دهیم.