فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
تسلیم محض
چگونگی تأویل در قرآن از دیدگاه قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نویسنده پس از بیان تفاوت دیدگاهها، راجع به مفهوم تأویل، به بررسى معناى آن از دیدگاه قرآن پرداخته در این راستا آیاتى را که واژه تأویل در آن به کار رفته یک به یک مورد بحث قرار داده است و از مجموعه بررسىها به این نتیجه مىرسد که دیدگاه علامه طباطبایى راجع به تأویل با مدلول آیات قرآن سازگارتر از سایر نظریات است. بنابراین تأویل عبارت است از آن حقیقتی حقیقتى که مرجع و اصل شىء است و نسبش با آن نسبت طولی قوس صعودى یا نزولی است. در پایان به نقد استاد معرفت بر نظریه علامه طباطبایى راجع به تأویل پرداخته و از آن پاسخ داده است.
بررسی معانی مختلف حرف «لکنَّ» و نقد ترجمه های فارسی آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افتن معنای بلاغی فرآیند استدراک در مشخص نمودن معنی آیات قرآن کریم اهمیتی فراوان دارد. این اهمیت هنگامی نمایان تر می گردد که مترجم بخواهد معنی واژه «لکنَّ» را به فارسی برگرداند. این واژه از حروف مشبهه بالفعل است و یکی از حروفی می باشد که می توان با آن فرآیند استدراک را ارائه نمود. مترجم بدون فهم آیه و بی آنکه به تفاسیر و معانی بلاغی این حرف را بیابد در ترجمه آن اشتباه خواهد کرد. هدف این نوشتار بررسی جنبه های بلاغی موضوع «استدراک» در قرآن کریم به ویژه دریافت معنای «لکنّ» ناسخه می باشد. برای این منظور به تفاسیر مختلفی مراجعه و در سیاق آیات قرآن و معانی آنها دقت شد. لذا 17 آیه برگزیده شد که حرف «لکنّ» در آنها بکار رفته بود. همچنین 16 ترجمه از قرآن کریم به فارسی انتخاب گردید و با توجه به این ترجمه ها و فرهنگ لغت ها، معانی این حرف در هریک از 17 آیه بررسی شد. در این راه تلاش شد تا با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی این ترجمه ها نقد و در نتیجه معنایی دقیق تر از نقش این حرف وترجمه آیه ارائه شود. پس از بررسی آیات ترجمه شده مذکور، مشاهده شد که بسیاری از مترجمان ایرانی قرآن کریم در ترجمه «لکنّ» ابعاد زبانی و بلاغی آن را نادیده، و بی توجه به نقش «تعلیل، تأکید واستدراک شبیه به استثنا»ی این حرف، تنها برای آن معادل های چون (اما، ولی، لکن، و لکن، لیکن، و لیکن، بلکه، و...) در نظر گرفته اند، بی آنکه نقش و معانی دیگر آن را در ترجمه آیات منعکس کنند.
ماهیت و ابعاد خشونت در چشم انداز قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تعریف، سویهها و عوامل خشونت از زوایاى گوناگون از نگاه آیات قرآن مورد بررسى قرار گرفته است. نویسنده، پس از اشاره به پیشینه خشونت در گذشته و امروز، سویههاى خشونت را از زاویه رفتار فردى، قلمرو اجتماع و قلمرو حکومت با استناد به آیات قرآن مورد بررسى قرار داده است. سپس به نقد و بررسى تعریفهاى گوناگون از خشونت پرداخته و پس از تعریف دقیق آن به نافرمانى خداوند و اقدام علیه جسم، جان، شرف، مال، حقوق طبیعى، فطرى و موضوعى خود، دیگران، هویّتها، نهادهاى اجتماعى و جوامع انسانى به معنىشناسى واژه «ظلم» به عنوان واژه کلیدى ترسیم کننده خشونت درنگره قرآنى اشاره کرده و خشونتهاى فردى، خشونتهاى خانوادگى، خشونتهاى اجتماعى، ربا خوارى، سرقت، استهزاء، غیبت، دشنام، طعن و... و خشونتهاى حکومتى را به تفصیل با استفاده از آیات قرآن مورد بررسى قرار داده و در پایان نیز، فراخناى مفهومى ظلم را بیان کرده است. نویسنده معتقد است عدالت و ستم برروى هم معیار بازشناسى خشونت از غیر خشونت است، به این معنى که هر رفتار، گفتار و عملکردى که در قلمرو مفهومى ظلم و ستم قرار گیرد، عمل خشونت بار است، چنان که تمامى آن دسته از گفتارها و رفتارها و باورهایى که در چار چوب مفهومى عدالت بگنجد، خشونت به حساب نمىآید، هر چند که با شدت عمل، زجر و رنج همراه باشد. از سوى دیگر، تمامى زمینهها و عواملى که در تعامل و روابط انسانها با خود، دیگران، روابط دولت، ملت و یا روابط بین المللى باعث رویکرد و رفتار ستمگرانه و ظالمانه مىشود، همان زمینهها و عوامل، اسباب رویکرد به خشونت نیز هستند.
اسلام و محیط زیست
علامات وقف
منبع:
بشارت ۱۳۸۶ شماره ۶۰
حوزههای تخصصی:
یهود در قرآن
الجبار
تفسیر علمی «بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها» درباره «رَفع» و «خَلق» آسمان ها در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال دهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۸
89-106
حوزههای تخصصی:
برخی مفسران معاصر تعبیر «بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها» در آیات 2 سوره رعد و 10 سوره لقمان را إشاره قرآن به گرانش و نقش آن در پیدایش بنای رفیع آسمان دانسته اند. گویا در این آیات گرانش به ستون هایی نامرئی تشبیه شده است؛ از آنجا که تشبیه گرانش به ستون از لحاظ علمی تشبیه درستی نیست، در این مقاله ضمن نقد و بررسی دیدگاه های تفسیری روشن می شود که آیه با کاربست واژه جمع «عَمَد» به صورت إستعاری بر رفعت و خلقت آسمان ها به سبب دخالت علل و اسبابی نامرئی دلالت دارد که جایگزین ستون در بناهای ساخت بشر است. گویا آیه یادشده به نیروهای بنیادین إشاره دارد که بنا بر آخرین دستاوردهای علم فیزیک نقشی أساسی در پیدایش جهان داشته اند. از طرفی مفهوم «سماوات» در قرآن و تعابیر متفاوت دو آیه مذکور، با به کارگیری أفعال «رفع» و «خلق» نیز حاوی إشاراتی است که با تفسیر علمی پیدایش جهان هماهنگ است.
عزّت وآزادگی
منبع:
بشارت ۱۳۷۷ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
آیه شریفه «شهدالله انه لا اله الا هو» در آیینه تفسیر و تبیین های کلامی، حکمی و عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توحید، گرچه اصل اساسی در همة ادیان الهی است، لیکن نه همة موحدان درک یکسانی از توحید دارند و نه همة ادیان الهی درجة واحدی از حقیقت توحید را ارائه کرده اند. قرآن کریم توحید را در گسترده ترین و عالیترین سطح ارائه کرده است. از جمله آیات قرآنی، آیة شریفة «شهدالله انه لااله الاهو» است. برحسب این آیة شریفه، خدای متعال خود به یگانگیش گواهی میدهد. این آیه شریفه، الهامبخش دانشمندان اسلامی در ارائه تفسیر و تبیینهای گوناگون از چگونگی گواهی و شهادت خداوند به یگانگیش بوده است. ملاحظة این تفسیر و تبیینها که برخی با رهیافت کلامی، برخی با رهیافت حکمی و برخی با رهیافت عرفانی سازگاری دارند، از یکسو حکایت از سلسله مراتب ادراک حقیقت توحید دارد و از سوی دیگر مبتنی بر معانی ظاهر، باطن، باطنِ باطن و... از قرآن کریم است، بگونهیی که هر درکی متناظر با سطحی از معنا است. این مقاله عهده دار پژوهش در تبیینهای گوناگون از آیة شریفة «شهدالله انه لااله الاهو» برحسب رهیافتهای پیشگفته است.
عذاب استیصال در قرآن با تکیه بر تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عذاب استیصال به مجازات هایی گفته می شود که برای نابودی اقوام سرکش به هنگامی که هیچ وسیلة بیداری در آن ها مؤثر واقع نگردد، نازل می شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی عذاب استیصال در قرآنمی پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد مطابق قرآن، اقوام گذشته همچون عاد، ثمود و لوط در اثر ستم و ظلم کردن، کفران نعمت و بت پرستی، فسق، تکذیب آیات الهی و انبیاء، کم فروشی، جلوگیری از دعوت انبیاء به صراط مستقیم، مقابله با دین الهی، گمراه کردن مردم از ایمان آوردن و گرویدن به انبیاء به این عذاب مبتلا شدند. برای رهایی از این عذاب، باید تقوای الهی پیشه کرد، استغفار و توبه نمود، از بت پرستی و اعمال ناشایست دست برداشت، به اعمال صالح پرداخت، نعمات الهی را به یاد آورد و شکر نمود. هر قومی در صورتی که مبتلا به این گناهان شوند و آن گناه در میان آنان فراگیر و عمومی شود و استغفار نکنند، قطعاً مبتلا به عذاب استیصال خواهند شد. وجود پیامبر (ص)و استغفار مداوم، مانع از نزول این عذاب در میان قوم پیامبر (ص)شده است. مطابق آیة 33 سورة انفال، با وجود پیامبر و استغفار، امت اسلام عذاب نمی شوند، لیکن مطابق آیة 34، آنان مستحق عذاب اَند. لذا ظاهر این دو آیه متنافی به نظر می رسد. علامه طباطبائی در حلّ تعارض آیات با توجه به سیاق بر آن است که آیات 32 و 33 سورة انفال همزمان نازل نشده است. وی آیة 32 را ناظر به عذاب استیصال و آیة 33 ناظر به عذاب کشته شدن می داند. علامه طباطبائی معتقد است که عذاب استیصال زمانی فرامی رسد که امت اسلام استغفار را ترک می کند و عذاب بر آنان محقق می شود.
بررسی آیات قصاص و وجوه حیات بخشی آن در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زمینه مفهوم برآمده از آیه شریفه «وَ لَکُمْ فِی الْقِصَاص ِ حَیَاةٌ یَاْ أ ُولِیْ الأَلْبَابِ» و دیگر آیات مرتبط با قصاص، دو دیدگاه وجود دارد. برخی معتقدند: مفهوم این آیات شریفه، بر رجحان قصاص نسبت به عفو، دلالت داشته و این مفهوم قرین حکمتی عقلانی است و آن حفظ جان انسان هایی است که با تنبه از قصاص مجرم، از قتل دیگر انسان ها و گرفتار آمدن خود به کام مرگ، جلوگیری می نمایند. در مقابل گروهی بر این باورند که آیات شریفه، فاقد این مفهوم بوده و صرفا بر حیاتبخش بودن قصاص و تقابل به مثل نسبت به تکایل و زیاده روی در انتقام، دلالت دارد و مقایسه ای را بین قصاص و عفو انجام نداده است. این مقاله، دیدگاه دوم را ترجیح داده است و این دیدگاه را با شأن نزول آیه و ماهیت مکتب اخلاقی اسلام و تأکید آموزه های دینی بر نهاد عفو، سازگارتر می داند.
بررسی تفسیری «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای گناهان سه نوع مجازات برشمرده اند: مجازات قراردادی، مجازاتی که با گناه رابطه تکوینی و طبیعی دارد و مجازاتی که تجسم خود جرم است و چیزی جدای از آن نیست. تفسیر آیه 41 روم: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْر ِ بِما کَسَبَتْ أ َیْدِی النَّاس ِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجعُون» بیانگر آثار تکوینی و دنیوی گناهان است. واژه فساد یکی از واژه های معادل گناه است. افزون بر اینکه گناه خود، فساد به معنای خروج از اعتدال است، نتیجه آن تباهی خشکی و دریا است و موجی که رفتار نامناسب انسان در هستی ایجاد می کند تا ابد در جریان است و بدی اعمال انسان، در آخرت که محل بروز و ظهور حقایق است، آشکارتر می گردد. مجازاتی که با گناه رابطه تکوینی و طبیعی دارد در دنیا آثار وضعی گناه و مکافات دنیوی آن است و در آخرت باطن خود عمل است که ظاهر می گردد.