فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
101-118
حوزههای تخصصی:
نگاه ظاهری به آیات هدایت و اضلال الهی، شبهه و چالش در حوزه اختیار آدمی ایجاد می کند لذا بررسی مراد واقعی این آیات لازم به نظر می رسد. در این میان آموزه های رضوی ، به نوبه خود در زدودن این شبهات بسیار مؤثر بوده است. این پژوهش-در راستای این پرسشها که؛ آیا استناد هدایت و ضلالت به خداوند در برخی آیات، با اختیار انسان سازگار است؟ دیدگاه امام رضا(ع)چه مستندات قرآنی داشته و تحلیل آنها چیست؟-بر آن است که با تحلیلِ تفسیر امام رضا(ع)از هدایت و اضلال الهی و مستندات قرآنی آنها ،به روش استنادی-تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای، به این موضوع بپردازد. با دقت در بیانات آن حضرت،می توان به اصولی در فهم درست این مسأله دست یافت که با شواهد قرآنی و عقلی تأیید می شود.تأکید بر ناسازگاری عدل و حکمت خدا با هدایت و گمراهی جبری و پاداش و عقاب بر آن، پاداشی بودن هدایت و کیفری بودن اضلال در برخی آیات، توجه به رابطه وجودی انسان با خداوند و عدمی بودن مفهوم اضلال در مورد خدا، از جمله اصولی هستند که با تحلیل آنها و ارائه شواهد قرآنی می توان به آسانی به این نتیجه رسید که؛ برداشت جبر از این آیات صحیح نمی باشد
شناسایی واژگان احساسی و محورهای اساسی اثرگذار بر مخاطب در قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۵)
59 - 86
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم برای انتقال مفاهیم و آموزه های دینی افزون بر بیان استدلال منطقی و عقلی با رویکرد حکیمانه، از بیان احساسی نیز بهره می برد. این سبک گفتاری، دربردارنده گونه های مختلفی از واژگان احساسی در کلام وحیانی است که بارها؛ گاه با کلماتی آشکار و گاه به واسطه سبک و سیاقی خاص و به صورت غیرمستقیم، آمده اند. استفاده از بیان عاطفی در ارتباط با مخاطب به تأثیر بیشتر و در موارد زیادی تهییج و تشویق او به انجام کار یا پذیرفتن محتوای سخن منجر می شود. شناخت گونه های احساسی و مقتضای کاربست آنها در ظروف مختلف کلامی، به فهم هر چه بهتر متن و مطلوب متکلم خواهد انجامید. خداوند متعال به واسطه ایجاد گفتگوی احساسی در قرآن کریم و به کارگیری طیفی گسترده از گونه های احساسات بنیادین و پیچیده مثبت و منفی، معارف متنوعی را تبیین فرموده است که جایگاه ویژه ی گفتمان احساسی در کلام وحیانی را نشان می دهد. این پژوهش از طریق بررسی واژگان احساسی قرآن و تنها در قالب احساسات شش گانه بنیادین ( احساساتِ مثبتِ محبت، شادی، امید و احساسات منفیِ غم، ترس و نفرت) و با معناشناسی مفاهیم واژه ها و تحلیل محتوای آیات قرآن، به گونه شناسی واژگان احساسی قرآن کریم و شناسایی محورهای اساسی تأثیرگذار در تبیین معارف دین می پردازد.
نقش الگویی و هدایتی حضرت ابراهیم (ع) در سبک زندگی دینی با استناد بر آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
23-42
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی به مجموعه ای از الگوهای رفتاری نسبتا پایدار اطلاق می گردد که از بینش ها و ارزش های آدمیان متاثر بوده و به صورت عینی در رفتار متجلّی می شود و این تجلی می تواند الگوی دیگران شود. قرآن حضرت ابراهیم (ع) را به عنوان اسوه سبک زندگی معرفی می کند (ممتحنه/ 4) و بیش از 60 مورد از ایشان نام برده و عالی ترین سجایا و صفات انسان کامل را به ایشان نسبت داده و عناصر شخصیتی آن حضرت را بیان کرده و به صراحت در چند مورد فرموده که اسلام دین حضرت ابراهیم (ع) است. این نوشتار با روش توصیفی – تحلیلی در صدد ارائه شاخص های الگویی هدایتی حضرت ابراهیم (ع) درسبک زندگی دینی، که به عنوان اسوه بیان شده است می باشد. امّا یافته های این تحقیق نشان داده، «دین» فطرت است، راه است، بشر یک فطرت دارد، که آن فطرت دینی است و خداوند رسولانش را نفرستاد جز برای آنکه بندگان در پیام های الهی تعقل کنند، و آنان که در تعقل و تفکر برترند، نسبت به فرمان های الهی داناترند.نگارنده در صدد است با توجه به نتیجه ای که از شیوه هدایتی حضرت ابراهیم (ع) در پایان بدست می آید، بتواند روش درستی از سبک زندگی دینی وی را به عنوان «حیات طیّبه» به جامعه معرفی کند.
تحول معنایی واژه «هَوَی» و مشتقات آن از اشعار جاهلی تا متن قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چندمعنایی پدیده ای رایج در زبان هاست که در پی گسترش معنایی رخ می دهد و رواج آن به دلیل کاستن از بار حافظه گویشوران است. برای اثبات چندمعنایی واژه ها، طی شدن مراحلی مورد نیاز است که در این جستار شرح آن بیان خواهد شد. پژوهش حاضر پژوهشی نظری و میان رشته ای در حوزه معناشناسی و قرآن پژوهی است و به منظور بررسی مقایسه ای تحول معنایی واژه «هوی» در اشعار دوران جاهلی و متن قرآن انجام شده است. در این پژوهش، در پی آن هستیم تا مشخص کنیم: 1- واژه هَوَی و مشتقات آن در اشعار جاهلی با چه معانی به کار رفته است؟ 2- معنای واژه هَوَی و مشتقات آن در قرآن کریم با چه معانی به کار رفته است؟ 3- تغییرات معنایی واژه هَوَی در کدام دسته از گونه های اصلی تغییر معنی قرار میگیرند؟ و 4 – معانی مشترک واژه هَوَی و مشتقات آن در اشعار دوره جاهلی و قرآن کریم کدام اند؟ تحلیل ها بر اساس طبقه بندی های انجام شده از تغییرات معنایی و بر اساس تحلیل مؤلفه ای معنی، با رویکردی درزمانی ارائه شده اند. داده های پژوهش به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده اند؛ به این ترتیب که واژه «هَوَی» از حوزه مفهومی عشق انتخاب و با استناد به لغت نامه های اصلی زبان عربی ریشه یابی شد، سپس معانی آن در 21 بیت از مجموع 1389 بیت از اشعار دوران جاهلی، از«مفضلیّات ضبّی» (167ق)، «أصمعیّات أصمعی» (216ق) و«معلقات» استخراج و در مقایسه با معانی آن در متن قرآن تحلیل کیفی شدند. بررسی و تحلیل داده ها نشان داد واژه «هَوَی» در اشعار دوران جاهلی در مفهوم «افتادن و فرود آمدن» و نیز «عشق» (عشقی که با سقوط همراه است) به کار رفته است. در قرآن کریم، معنی واژه از طریق تضمین، مجاز و استعاره دستخوش تحول شده که به پدید آمدن چندمعنایی منجر شده است. در بررسی این تحولات معنایی، تخصیص و ترفیع معنایی، مبالغه و تخفیف در تغییرات غیرقیاسی معنای صریح دیده نشد؛ اما تنزل معنایی واژه قابل ملاحظه بود. مؤلفه معناییِ حرکتِ عمودی در جهت بالا به پایین در معنی «بردن همراه با افکندن»، «غروب کردن»، «خراب کردن»، واقعی و در معنی «خواهش های نفسانی»، «نابودی»، «فریب دادن» و«تهی (شدن)» مجازی است.
The Revocable Divorced Woman and the Issue of Leaving the Home; In Light of the Exegesis of the First Verse of Surah al-Ṭalāq and an Examination of its Jurisprudential and Legal Dimensions(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The issue of a revocable divorced woman leaving the home has always been a challenging topic in the field of Islamic jurisprudence and family law. The present study, with an analytical and comparative approach, delves into the jurisprudential and legal dimensions of this issue, focusing on the Quranic text of Surah al-Ṭalāq. The aforementioned verse, which emphasizes the residence of the divorced woman in her husband's home until the end of the waiting period (ʻIddah), is the main focus of the analysis. Using content analysis, the opinions of various jurists and commentators regarding the divorced woman's leaving the home have been compared and evaluated, and its compatibility with the principles governing family laws has been considered. The findings indicated that jurists and commentators have diverse opinions regarding the permissibility or non-permissibility of a divorced woman leaving the home: "A group that considers the divorced woman's leaving the home absolutely forbidden and another group that considers leaving with the husband's permission permissible." The reasons of the proponents of both views have been comprehensively examined. The interpretative analysis of the first verse of Surah al-Ṭalāq shows that this verse aims to provide peace and comfort for the divorced woman, and therefore, some restrictions have been considered for her leaving the home
The Concept of the "The World of Dharr": A Re-examination of Interpreters View on Verse 172 of Surah al-Aʻrāf(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۱
159 - 185
حوزههای تخصصی:
Verse 172 of the Holy Quran, Surah al-Aʻrāf , is considered one of the foundational verses in Islamic thought. This verse speaks of a covenant and a promise that God Almighty made with human beings and asked them to fulfill. Islamic scholars, generally relying on certain narrations, have mentioned a concept called the "The World of Dharr " in the context of this verse. Although this concept is not explicitly mentioned in the Quran itself, its early presence in a diverse range of hadith, exegetical, theological, and mystical discourses in the early Islamic centuries indicates its importance. Despite the extensive research that has been conducted on this concept in general and specifically in the context of Verse 172 of al-Aʻrāf , there are still serious disagreements about it. The present study aims to analyze the narrations that are the source of this concept in order to deconstruct it. It also critiques the exegetical views using an approach of "Quran-by-Quran" exegesis and concludes that: first, Verse 172 of Surah al-Aʻrāf is structurally similar to other verses that emphasize the divine covenant taken from prophets, the Children of Israel, the Children of Adam, etc.. Second, contrary to what is widely believed, no confirmation of the aforementioned concept can be found in this holy verse.
The Relationship Between the Right and the Good in the Qur'an(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study seeks to examine the relationship between right and good - which is an emerging issue in moral philosophy - in the Qur'an. The Qur'an repeatedly introduces good and asks people to choose it in order to be saved. On the other hand, the Quran respects individual and social rights and warns against the violation of these rights. However, sometimes there is a conflict between right and good. In other words, accepting a belief or doing an action, although it is a human's right, but it is not good for him Respecting this free will, the Qur'an advises humans to prioritize good over right as long as it is possible and does not harm the rights of others. The Qur'an advises that in the conflict between the individual right and the good, the good should be preferred, but in the conflict between the collective right and the good, the right should not be ignored as long as the owners of the right have not consented. Prioritizing the good, especially in the fields of worship that have more individual aspects, should not be accompanied by coercion because it violates human free will. The present research has extracted and discussed examples of compatibility and conflict between truth and goodness in the Qur'an by using the analytical descriptive method after introducing the examples of right and good
راهبرد قرآنی «هویت بخشی به جامعه ایمانی» برای مقابله با تهاجم فرهنگی اهل کتاب
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
317 - 344
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های اصلی در دوران شکل گیری حکومت اسلامی در مدینه، وجود جریان قدرتمند فرهنگی، اعتقادی و ارزشی اهل کتاب در این شهر و مناطق پیرامونی آن بود. این جریان که حضور فرهنگ نوپای اسلام را عاملی برای تضعیف باورهای خود و کاهش نفوذ اجتماعی خویش می دید، اقدام به تبلیغات و تهاجم فرهنگی گسترده ای علیه آن نمود. پرسش محوری این پژوهش آن است که قرآن کریم برای مقابله با این تهاجم فرهنگی، از چه راهبردهایی بهره برده است؟ این مقاله که برگرفته از یک رساله دکتری است، به صورت خاص به بررسی یکی از چهار راهبرد کلان استخراج شده در آن پژوهش می پردازد. با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به آیات قرآن و دیدگاه های مفسران برجسته شیعه و اهل سنت، راهبرد «هویت بخشی به جامعه ایمانی» و راهکارهای اجرایی آن مورد تحلیل قرار گرفته است. بررسی سه راهبرد دیگر («مقابله با عاملان تضعیف ارزش ها»، «تقویت ارزش ها» و «تربیت و مقاوم سازی مؤمنان») به مقالات دیگری موکول شده است.
Reviewing the Concept of "Doubt" in Verse 94 of Surah Yūnus(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۱
137 - 158
حوزههای تخصصی:
One of the theological principles discussed among theologians is the impeccability of prophets, including the Prophet of Islam (PBUH). However, the seemingly ambiguous nature of certain Quranic verses, such as verse 94 of Surah Yūnus , where God attributes doubt to the Prophet (PBUH), appears to contradict this principle. The incorrect interpretation of this verse has led some Christian orientalists to raise doubts about the Prophet's impeccability and the necessity of the testimony of the People of the Book to alleviate his uncertainty. The present study aims to answer the question, ‘Who is the addressee of this verse?’ using a descriptive-analytical method while also presenting the views of various interpreters. Given the Prophet's impeccability and the fact that divine revelation is a form of direct and certain knowledge, ‘How can doubt be reconciled with his impeccability?’ ‘Why does God attribute doubt to the Prophet (PBUH) in this verse?’ Both Sunni and Shia interpreters, based on a negative understanding of the concept of "doubt," have rejected its attribution to the Prophet (PBUH) in verse 94 of Surah Yūnus . As a result, they have offered various interpretations that diverge from the apparent meaning of the verse. However, by focusing on the word "Doubt," a new reading of this verse can be achieved that goes beyond the different interpretive views discussed in this research. The research findings indicate that the addressee of the verse is the Prophet himself, and the doubt mentioned in the verse is an initial, involuntary doubt that arises from a mental fluctuation aimed at seeking the truth. This natural doubt does not carry a negative connotation, so it does not conflict with impeccability, and it can occur to all individuals, including the Prophet.
ارزیابی الگوی سوره محور در زمینه تدبّر قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۵)
33 - 58
حوزههای تخصصی:
حدود یک دهه است که «تدبر در قرآن»، به عنوان رویکردی آموزشی و سازوکاری برای بهره مندی مستقیم و بی واسطه هر فرد از قرآن، موردتوجه اندیشمندان و صاحب نظران قرار گرفته و الگوهای مختلفی برای آن مطرح شده است. این مقاله، با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و بسنده نکردن به مبانی نظری، با مراجعه میدانی به رویدادهای جریان های تدبری، «الگوی سوره محور» را به عنوان یکی از الگوهای مطرح در زمینه آموزش تدبر قرآن در ایران معرفی می کند. این الگو با بهره گیری از مبانی نظری خاص و نگرشی انتقادی نسبت به الگوهای آیه محور، به دنبال دریافت رهیافت های آیات در توالی نظم خاص هر سوره و دستیابی به فهمی منسجم از آن سوره است که در نهایت به کشف جهت هدایتی سوره، منتهی می شود. «بهره گیری از قواعد زبان عربی برای کشف غرض واحد هر سوره» و «ارائه راهکارهای عملی جهت تشخیص غرض اصلی سوره ها» از جمله نقاط قوت این الگو است. از سوی دیگر، «خلط میان تدبر و تفسیر»، «خلط تدبر با تفسیر موضوعی»، «منحصر نمودن تدبر در قرآن به کشف جهت هدایتی سوره ها»، «تغییر خاستگاه تدبر از قلب به ذهن» و «عدم استفاده از روایات معتبر تفسیری جهت فهم معنای مفردات، آیات و سوره ها» از مهمترین موارد کاستی و نقاط ضعف این الگوست.
قلب به مثابه مرکز حکمت و ادراک: پژوهشی در قرآن و تورات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه همه اعضای بدن در ادراکات حضوری و شهودی سهم دارند، قلب به عنوان شگفت انگیزترین ساحت وجودی انسان، محور اصلی حکمت و معرفت تلقی می شود. قلب، آیینه ای تمام نما از هویت انسان و جایگاه ارتباط با روح است که رفتارها و انتخاب های او را شکل می دهد. در متون حکمی تورات، قلب کلیت وجود انسان (جسم و روح) را دربرمی گیرد و جایگاه نفس محسوب می شود، حال آنکه در قرآن، قلب فاقد مفهوم آناتومیک صرف است و بیشتر به مفاهیمی چون تفکر، ایمان و عواطف نسبت داده شده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی تطبیقی کارکردهای قلب در این دو سنت دینی می پردازد. یافته ها نشان می دهد در تورات، قلب گاه مرکز عواطف و گاه مرتبط با عقل و حکمت است، در حالی که در قرآن، قلب به مثابه مرکز فهم، ایمان و تصمیم گیری های اخلاقی عمل می کند. همچنین، در هر دو متن، قلب محل آزمون الهی و عرصه کشمکش میان نیکی و بدی است، اما قرآن با تأکید بر ارتباط قلب با شریعت، بعدی فراتر از حکمت توراتی ارائه می دهد.
بررسی و تحلیل ضرب آهنگ آیات قرآن کریم با رویکرد تاریخ گذاری نزول به روش رایانشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
111 - 134
حوزههای تخصصی:
این پژوهش یک روش نوین میان رشته ای جهت تحلیل محتوای قرآن کریم بر اساس بررسی ضرب آهنگ اصوات آیات با روش رایانشی ارائه می کند. هارمونی های صوتی تشکیل دهنده آیات قرآن، از طریق یک روش ریاضی به نام «تبدیل فوریه سریع» در یک نرم افزار رایانه ای استخراج می شود و شیوه ارتباط آن ها با یکدیگر، از طریق روابط ریاضی تحلیل می گردد. موضوع بحث، زیرمجموعه ای از مطالعات خاص تحت عنوان فنوسمانتیک است که به کشف و ایجاد ارتباط میان نشانه های آوایی و متغیرهای حاصل از آن با مضامین معنایی می پردازد. نویسندگان در این پژوهش، ضمن مطالعه کتابخانه ای و با نگاه مهندسی و استفاده از مطالعات رایانه ای، به دنبال یافتن ارتباط میان اصوات یا شیوه بیان الفاظ با معانی نهفته در آن ها هستند. بر این اساس، ضرب آهنگ آیات قرآن که همان هنر به وجود آوردن احساس خوشایند با استفاده از آهنگ واژگان و هماهنگی عبارات و استفاده از آرایه های ادبی است، به روش نوینی تحلیل و دسته بندی می شود و سعی خواهد شد تا انواع مختلف ضرب آهنگ درون سوره های مختلف دسته بندی و معانی درونی آن ها استنباط گردد. حاصل این پژوهش، دستیابی به یک ابزار مهندسی نرم افزاری جهت دسته بندی مشخص بر اساس مفهوم آیات است که می تواند به فهم زمان نزول آیات، تاریخ گذاری نزول آن، کشف مکی یا مدنی بودن آیات و مرزبندی جهت کشف سیاق آیات گوناگون کمک کند.
بررسی و تحلیل فرایندهای فعلی در سورل مریم از منظر فرانقش اندیشگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریه های جدید زبان شناسی که به کمک آن می توان به تحلیل انواع متون پرداخت، دستور نقش گرای هلیدی است. کاربست این الگو در بررسی سوره های قرآنی می تواند مخاطب را با دلالت های جدید و معانی ضمنی و نهفته موجود در آیات قرآنی آشنا کند. بدین منظور، پژوهش پیش رو با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و در چهارچوب دستور نقش گرای نظام مند هلیدی، به بررسی، ارزیابی و تحلیل انواع فرایندهای فعلی در سوره مریم خواهد پرداخت. مهمترین نتایج پژوهش بیانگر آن است که تنوع سبکی ناشی از به کارگیری فرایندهای مختلف، سکون، رتابت و یکنواختی را از متن سوره دور کرده و سبب پویایی و تحرک آن شده است. فرایندهای مادی بیشترین بسامد را در متن سوره دارد و آن را از فضای انتزاعی و دورنگرایی دور کرده است. مهمترین کنشگر فرایندهای مادی، خداوند متعال است که حضور برجسته او در سوره، حاکی از اهمیت نام و یاد او و نیز اهمیت افعال و اعمالی دارد که انجام می دهد. بسامد بالای فرایندهای رابطه ای از نوع وصفی، جنبه توصیفی متن را بالا برده است. فرایندهای کلامی نیز به اشکال مختلف در سوره مریم مورد استفاده قرار گرفته و عمل داستان را در جهت یا جهات مشخصی پیش برده است. خداوند متعال برای بیان تجریبات درونی شخصیت های مورداستفاده در سوره، از فرایندهای ذهنی که بیانگر احساسات و عواطف و مکنونات آنهاست، استفاده معناداری کرده است.
صورت های بازنمایی «دیگری» در سوره توبه بر اساس الگوی جامعه شناختی-- معنایی ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، بررسی قرآن به صورت روشمند مورد استقبال بسیاری از مفسران و قرآن پژوهان قرار گرفته است. از جمله علومی که در راستای دست یابی به این هدف مقدس به کار گرفته می شود، تحلیل گفتمان است. در تحلیل گفتمان قرآن، با ارزیابی سطوح گوناگون متن قرآن، امکان دست یابی به برداشتی جدید و عمیق از آن فراهم می شود و تعاملات زبان با ساختارهای فکری اجتماعی تحلیل می شوند. پژوهش حاضر در تلاش است تا با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و با استناد به الگوی جامعه شناختی معنایی وَن لیوون (2008م) صورت های بازنمایی کارگزاران اجتماعیِ «دیگری» در سوره توبه را بررسی کند. این سوره گزارشی فشرده از حضور «دیگری» است که در قالب مشرکان، منافقان و کفار معرفی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد در این سوره کارگزار اجتماعیِ «دیگری» بیشتر به واسطه صورت های اظهار بازنمایی شده است تا صورت های حذف. این کارکرد گفتمانی ارتباطی مستقیم با پیام اصلی سوره توبه دارد؛ به این ترتیب که در این سوره مسلمانان به مسئله مهم تولّا و تبرّا ارجاع داده شده و اندیشه و عمل آنان از شائبه های گوناگون کفر و نفاق پیرایش گشته و از اسلامِ سودجویانه و مصلحت طلبانه برحذر داده شده اند؛ بنابراین، برای تحقق این پیام لازم است از تمامی صورت های اظهار برای تعیین هویت کارگزاران اجتماعی «دیگری» استفاده شود تا پنهان سازی و حذف آنها.
روش شناسی تحلیل نظم آهنگ در تفاسیر فی ظلال القرآن و پرتویی از قرآن (مطالعه موردی جزء سی ام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
69 - 87
حوزههای تخصصی:
نظم آهنگ آیات با چگونگی چینش حروف در کلمات، جایگاه کلمات در آیات، حرکات و میزان کشش اصوات و نیز معنا و فحوای آیات در ارتباط است. این نظم آهنگ در جزء سی قرآن کریم بسیار مشهود است و علما و مفسرین بسیاری از جمله سید قطب و آیت الله طالقانی در راستای تفسیرآیات و سور از آن بهره جسته اند. این پژوهش که مبتنی بر روش تحلیلی توصیفی نگاشته شده است، تلاش دارد تا با تکیه جزء سی ام قرآن کریم و بررسی تطبیقی بین تفسیر فی ظلال القرآن و پرتوی از قرآن به روش شناسی تحلیل نظم آهنگ از منظر این دو مفسر بپردازد. نتایج این واکاوی نشان می دهد شیوه سید قطب در تفسیر فی ظلال القرآن در بیان نظم آهنگ کلمات و آیات، براساس شیوه قدما و سلیقه ای بوده است و در غالب موارد بر اساس قاعده و ضابطه خاصی نظم آهنگ آیات و سور را تحلیل نکرده است؛ اما آیت الله طالقانی در تفسیر پرتویی از قرآن کریم، چارچوب قاعده مندتری داشته است و در انتهای هر سوره به تحلیل نظم آهنگ تک واژها، عبارات و سور پرداخته است.
توسع معنایی آیه دوم سوره «انسان» مستند به قرائن درون متنی و بینامتنی و فرامتنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
139 - 159
حوزههای تخصصی:
خلقت انسان و مراحل و ابعاد آن، از شگفتی های قرآن کریم است که با تعابیر مختلفی مطرح شده است. خدای سبحان، در آیه دوم سوره انسان، به خلقت آدمی و ابتلای او در دنیا اشاره می کند. مفسران در تفسیر این آیه، بیش تر بر خلقت مُلکی و تطوّرات مادّی انسان نظر داده اند؛ امّا بررسی دقیق تر قرائن، معنای افزون تری را می نمایانند که بر اساس آن ها، آیه پیش گفته بر آفرینش ملکوتی و تطوّرات معنوی انسان نیز دلالت دارد. مسئله اصلی در این پژوهش، اثبات توسعه معنایی در آیه دوم سوره انسان مستند به قرائن درون متنی، بینامتنی و فرامتنی است. روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای و پردازش آن ها نیز توصیفی- تحلیلی است. بر اساس یافته های تحقیق، این توسعه معنایی با قرائن درون متنی و پیوسته تثبیت می شود که عبارتند از: یادکرد قبلی از تطوّرات مادّی در آیه یکم، غلبه کاربست واژه انسان در تطوّرات معنوی او، هماهنگی صیغه جمع امشاج با بُعد ملکوتی انسان، تناسب ابتلای انسان بر بُعد ملکوتی او، ارتباط سمیع و بصیر با بُعد ملکوتی انسان و تناسب هدایتمندی و اختیار انسان با تطوّرات معنوی. همچنین مخاطب شناسی قرآن و بیان تدریجی و حکیمانه آفرینش انسان، ارتباط مقام خلافت الاهی انسان با جنبه ملکوتی او و نیز برخی روایات تفسیری، از قرائن بینامتنی دالّ بر توسعه معنایی است، همچنان که هماهنگی فضا و جوّ و اسباب نزول سوره انسان با تطوّرات معنوی از قرائن فرامتنی است که توسعه معنایی در آیه را تثبیت می کند
واکاوی زبان قرآن در آیات سبک زندگی (موردپژوهی روابط خانوادگی)
حوزههای تخصصی:
از جمله مباحث مهم علوم قرآنی که در تداوم بحث از زبان و فلسفه دین مطرح می گردد، زبان قرآن است. شناخت زبان قرآن، نقش مهمی در فهم معارف و آموزه های عمیق قرآنی دارد؛ از این رو، تحقیق در این زمینه، یکی از بایسته های پژوهشی شمرده می شود؛ با توجه به نقش مهم خانواده در سعادت و سازندگی فرد و اجتماع و لزوم عمل به سبک زندگی قرآنی و اسلامی، در جهت رسیدن به سعادت، محقق در صدد است تا به تبیین زبان قرآن در آیات مربوط به سبک زندگی خانوادگی بپردازد. بر اساس تحقیق حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به سرانجام رسید، زبان قرآن در این دسته از آیات، چندوجهی است؛ یعنی خداوند متعال برای تبیین سبک زندگی خانوادگی و مشخص نمودن نحوه تعامل زوجین با یکدیگر و والدین با فرزندان و فرزندان با والدین، از شیوه های متنوع و متعدد زبانی همچون: زبان حکمت، زبان تشریع، زبان انذار، زبان موعظه، زبان دفع شبهه، زبان تربیتی، زبان عقل محوری و زبان مودت بهره برده است.
بازشناسی مفاهیم نمادین عدد چهل در فرهنگ دینی و اسلامی و تطبیق آنها با اربعین امام حسین (ع)
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
77 - 108
حوزههای تخصصی:
عدد چهل(اربعین) در فرهنگ دینی و اسلامی، گستره معنایی وسیعی دارد. مفاهیم خاص این عدد از گذشته نزد پیروان ادیان توحیدی وجود داشته و در فرهنگ اسلامی به صورتی خاصّ گسترش یافته است و در نهایت، در رابطه با قیام امام حسین(ع) به اوج خود رسیده و بار عاطفی ویژه ای پیدا کرده و بر قداستش افزوده شده است؛ به گونه ای که در حال حاضر، اربعین حسینی، نقطه عطفی در جهان اسلام به ویژه جهان تشیع به شمار می رود و مفهوم این عدد را با انقلابی مواجه کرده است. پژوهش حاضر با کاربست روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و استنادی و با استفاده از روش تجزیه و تحلیل محتوایی کیفی (توصیفی-تحلیلی) در صدد بررسی مفاهیم نمادین عددِ «چهل» (اربعین) در طول تاریخ با تأکید بر مفهوم این واژه در ارتباط با نهضت امام حسین(ع) است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اربعین نماد انتظار، آمادگی، آزمایش، تنبیه، مظهر کمال هر چیز و هر کاری است. اربعین حسینی و تأکید بر آن، ارتباط وثیق و محکمی با سابقه این عدد به عنوان نماد تکامل و بلوغ دارد. در این روز، مأموریت امام حسین(ع) و اهل حرم او در کربلا، کوفه و شام به کمال رسیده و آنان پس از سپری کردن حوادث تلخ و پشت سرگذاشتن وقایع سخت و دردناک، رسالت خود را در ارتباط با زنده نگه داشتن دین الهی به پایان رسانده اند. اربعین در ارتباط با شهادت امام حسین(ع) نیز نماد کمال، بلوغ و رشد است. مفهوم نمادین آزمایش و تنبیه در اربعین حسینی در رابطه با افراد غافل و بی توجه به قیام سیدالشهداء(ع) مشهود است.
سیاست گذاری مدیریت اعتراض بر اساس آیات شریفه 125 تا 128 سوره نحل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۴ بهار ۱۴۰۳شماره ۱ (پیاپی ۱۳)
84 - 113
حوزههای تخصصی:
هم زمان با ظهور و گسترش انواع گوناگون اعتراضات در قالب بخش های (اقشار و طبقات) مختلف به عنوان پدیده های رایج در جوامع امروزی، نحوه مدیریت نمودن آن ها نیز به عنوان مسئله ای مهم در عرصه سیاست گذاری مطرح شده که نظام های سیاسی به آن اهتمام ویژه ای دارند. در جمهوری اسلامی ایران نیز متأثر از ماهیت اسلامی آن لازم است تا این مسئله از منظر اسلامی موردتوجه قرار گیرد؛ ازاین رو پژوهش حاضر از رهگذر تفسیر آیات شریفه 125 تا 128 سوره نحل، در پی پاسخ به این سؤال اصلی است که «دلالت های سیاست گذارانه قرآن برای مدیریت اعتراض ها چیست؟». برای این منظور از ترکیب روش تفسیر قرآن به قرآن و روش تحلیل محتوا استفاده شده است تا در ضمن بررسی آیات مبتنی بر آیات دیگر و ارائه مؤیدهایی از تفاسیر قرآنی، دلالت های سیاست گذارانه به دست آمد. تحلیل 25 کد نشان می دهد که اصول حاکم بر سیاست گذاری مدیریت اعتراض ها عبارت اند از: اولویت بخشی به کاربست شیوه های تعاملی مبتنی بر حکمت، موعظه و جدل با شیوه های نیکوتر، کاربرد قاعده مقابله به مثل با توجه به اصل صبر بر عقاب و رعایت اصول اخلاقی در تمامی مراحل مدیریتی. همچنین بر اساس این اصول سه گانه، هشت سیاست در خصوص مدیریت اعتراضات به دست آمده است.
خوانش سوره مبارکه «صافات» از منظر سبک شناسی آوایی و واژگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک شناسی آوایی به عنوان یکی از شاخه های سبک شناسی از جایگاه مهمی در پژوهش های زبان شناسی برخوردار است. جستار حاضر با تکیه بر روش توصیفی و تحلیلی به بررسی سبک شناختی سوره صافات از منظر دو سطح آوایی و واژگانی پرداخته است تا برجسته ترین زوایای آوایی و واژگانی سوره مذکور همچون نوعیت حروف و بسامد تکرار آن، سجع، جناس و هجاهای به کار رفته در آن را بررسی نماید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عناصر آوایی مثل تکرار، سجع، جناس و ... به عنوان نمونه هایی از عناصر آوایی نقش مهمی در رساندن مفاهیم و معانی بر دوش دارند. از منظر واژگانی نیز کاربرد جمع مذکر سالم با بسامد بالا و افعال ماضی در باب تفعیل جلوه بیشتری در سوره داشته است. و در نهایت اینکه، هم آواها و هم واژگان با موضوع سوره که بیان توحید خداوند و مجازات مشرکان است، همسو می باشد