فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
نظریه داده بنیاد یکی از روش های تحلیلی مطرح برای داده های کیفی است که در دهه های اخیر در مطالعات قرآنی و تفسیر موضوعی به کار گرفته می شود. فرآیند تولید تئوری در این روش از طریق گردآوری داده های مرتبط، کدگذاری، مقوله بندی و مفهوم پردازی است. در برخی آثار، کاربست این روش تحلیل در تفسیر موضوعات مختلف قرآنی ارائه شده است، اما این شیوه از نظر روش شناختی در تفسیر موضوعی مورد بررسی واقع نشده است، و اگر اثری هم ادعای اعتبارسنجی این فرایند را دارد تنها در ناحیه ای محدود و با جهت گیری خاص است. این مقاله در تلاش است مبانی این روش را شرح دهد، تفاوت به کارگیری آن در علوم قرآنی با مطالعات علوم انسانی معرفی کند و در نهایت اشکالاتی که درباره ظرفیت های این روش در تفسیر موضوعی مطرح شده است را پاسخ دهد. در نهایت مقاله نشان می دهد که نظریه داده بنیاد دارای الگوریتمی است که می تواند به نحو نظام مندی در کشف مراد الهی به کار گرفته شود.
نقد و ارزیابی مقاله «یوسف و زلیخا» دائره المعارف لیدن
حوزههای تخصصی:
داستان یوسف(ع) و زلیخا یکی از قصص مشترک قرآن کریم وعهد قدیم یعنی تورات می باشد؛ که در قرآن کریم درسوره یوسف به آن پرداخته شده است، و زوایای مختلف این داستان مانند: نقشه ی زلیخا برای به دام انداختن یوسف (ع) ، نحوه مواجهه ی یوسف(ع) با زلیخا و... در برخی از آثار مستشرقان از جمله مقاله «یوسف و زلیخا» نوشته «آنجلیکا نویورت» قرآن پژوه آلمانی در دائره معارف لیدن مورد پژوهش قرار گرفته است. که درآن کاستی و نسبت های غیرسازگاری با قرآن کریم از قبیل:تأیید ذاتی بودن رفتار فریبکارانه در زنان، انحراف و عدم توجه کامل یوسف(ع) به خداوند، تمایل جنسی یوسف (ع) به زلیخا و ...وجود دارد. از این رو در نوشتار پیش رو تلاش شده است با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی علاوه بر ضرورت پاسخ دهی به شبهات و به چالش کشاندن دیدگاه های مذکور، با توجه به آیات قرآن کریم عصمت و پیراسته بودن شخصیت حضرت یوسف (ع) را از هر گونه تمایل و اراده در جهت ارتکابِ معصیت، به واسطه ی نقشه ی شیطانی که زلیخا برای به دام انداختن یوسف(ع) تدارک دیده بود به اثبات برساند.
واکاوی مانع انگاری نفی تکاثر، تحقیر دنیا و محدودیت کمّی مالکیت، برای تولید ثروت و سرمایه
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۳)
124 - 150
حوزههای تخصصی:
نکوهش قرآن و روایات از «تکاثر» در کنار مذمت جمع مال و تحقیر دنیا، و روایات تحدید کمّی مالکیت، این شبهه را ایجاد کرده است که آموزه های دینی، در برابر تولید ثروت و انباشت سرمایه، رویکردی منفی دارند و انعکاس همین رویکرد در فرهنگ مسلمانان، از عوامل عقب ماندگی آنان است؛ چه رشد و پیشرفت اقتصادی بدون تولید ثروت و سرمایه گذاری های کلان شدنی نیست. این تحقیق که به روش کتابخانه ای و شیوه توصیفی تحلیلی سامان یافته است، درصدد تحلیل صحیح آموزه های مرتبط با تکاثر و پاسخ به شبهه یادشده است. فرضیه تحقیق این است که اصولاً «تکاثر»، مقوله ای فرهنگی و اخلاقی است و با موضوع اقتصادی تولید ثروت و انباشت سرمایه تمایز دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد آموزه های دینی، همگام با هشدار در مورد تکاثر، بر تولید ثروت و سرمایه تأکید دارند و رویکرد فرهنگی، اخلاقی و اقتصادی در برابر این مقوله ها، همسو و هم جهت با یکدیگرند؛ چنان که نکوهش دنیا، ناظر به «هوس های سیری ناپذیر»، «مقایسه دنیا با آخرت» و «دلبستگی افراطی به دنیا» است که منافاتی با سرمایه گذاری و تولید ثروت ندارد. همچنین محدودیت کمّی برای تملک قابل اثبات نیست و استناد به روایات در این باره، نقدپذیر است.
بررسی تحلیلی آیه نگاری جوینی در تاریخ جهانگشا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تحلیلی آیه نگاری جوینی در تاریخ جهانگشا چکیده: تاریخ جهانگشا یکی از برجسته ترین آثار در حوزه نثر فارسی و تاریخنگاری می باشد که مولف آن عطاملک جوینی هم چون مورخان سلف خود از آیات قرآن مجید و احادیث در متن خود بهره برده است. پرسش اساسی که این نوشتار در پاسخ به آن شکل گرفته این است که جوینی با چه اهدافی از آیات قرآن بهره برده است؟ نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که جوینی از آیات قرآن در راستای مشروعیت بخشیدن به مغولان، توجیه حملات و اقدمات آنها در قالب تقدیرگرایی و عذاب الهی خواندن مغولان استفاده کرده است. هر چند در بعضی مواقع از آیات قرآن برای زینت بخشیدن به متن و نثر خود نیز بهره برده است. این پژوهش با توصیف آماری آیات قرآن در کتاب جهانگشای جوینی و با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته و برای گردآوری اطلاعات از شیوه کتابخانه ای و اسنادی استفاده شده است.
معارف رهایی بخش دعای فرج در آیینه قرآن
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
189 - 216
حوزههای تخصصی:
دعای شریف فرج، دعائی است با مفاهیم بلند و پرمحتوا که شیخ طوسی و شیخ کفعمی و دیگر بزرگان در کتاب های خود، آن را نقل کرده اند. بدیهی است کلام اهل بیت (ع) به عنوان همتایان قرآن کریم، همانند آن، علاوه بر معنا و مقصود ظاهری، دارای معاریض و باطن هایی است. در این نوشتار به گوشه ای از معارف باطنی این دعا، یعنی مقصود از بلا و سختی ها و ریشه مشکلات، یعنی هبوط و دوری انسان از مبدأ و فقدان حاکمیت ولی الهی و زندگی زیر سلطه و قواعد حاکمان ظالم و گرفتاری در ظلمت کده طبیعت و راه های رهایی از بلا با رفع موانع و درمان دردها، با استناد به آیات و روایات، بدون پرداختن به معانی لغوی رایج، اشاره شده است. روش این پژوهش توصیفی بوده و نوع جمع آوری و تحلیل داده ها کتابخانه ای می باشد.
Why the Dhul-Qarnayn's dam is impenetrable? A Chemical and physical study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
By development of human scientific abilities, more miracle aspects and wonders of the Qur’an have been recognized. Stating the story of Dhu al-Qarnayn and constructing of dam, verses (Q.18:83-98) have pointed some valuable scientific aspects regarding chemistry, physics and metallurgy. The instruction for the structure reveals the non-accidental process, because the precise expected physical, chemical and metallurgical properties. The three-layer structures of dam with dendrite like microstructure in its matrix will guarantee the durable structure against most chemical destructive agent, mechanical damage and thermal threats. Hence the powerful people of Gog and Magog could not overcome the high tensile strength of iron, high ductility of copper and the high toughness of CuFe alloy. The high thermal and temperature resistance are the evidence for more structural power. Such masterpiece of engineering, in technology of alloying, could not be based on the knowledge of common craftsmen of that time, but it must have been based on superhuman wisdom. Consequently, although the Qur’an is a book of guidance, but it reports some original scientific issues, such as the Dhu al-Qarnayn story. These were not known in the age of revelation and after progressing in science, but the truth of considered issues has been proved. However, because of the clear instruction, and the precise prediction of properties, it is possible to use the verses as an excellent idea for scientific advancement, rather than reporting events.
واکاوی آیات ناهی از «ولیّ گرفتن» کفار و رابطه آن با سهم «تألیف قلوب»
منبع:
الاهیات قرآنی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
75 - 98
حوزههای تخصصی:
در تعداد بسیار زیادی از آیات قرآن کریم از «ولیّ گرفتن» کفار، نهی شده است. از طرفی در آیه ۶۰ سوره توبه، «تألیف قلوب» به عنوان یکی از مصارف زکات ذکر شده است. اما گروه هایی هم چون «سلفیه جهادی» به نوعی اعطاء این سهم به کفار را به «ولیّ گرفتن» کفار تفسیر نموده اند. لذا هدف اصلی این مقاله تبیین رابطه این آیات دو دسته از آیات به ظاهر متناقض است. بنابراین سوال اساسی این پژوهش عبارت است از این که آیا آیات ناهی از «ولیّ گرفتن» غیر مسلمانان با تشریع سهم تألیف قلوب تنافی دارند؟ در این مقاله به روش تحلیلی- توصیفی و با مراجعه به منابع کتاب خانه ای به این پرسش اصلی، پاسخ داده شده است. یافته های این پژهش نشان می دهد که میان این دو دسته از آیات، تنافی وجود ندارد؛ زیرا این سهم، ارتباطی با محبت و دوستی با کفار ندارد و اختصاص این سهم به کفار از روی محبت و دوستی با آن ها نیست، بلکه تنها به جهت نرم کردن دل های آن ها برای شنیدن پیام اسلام و جذب آن ها به سوی اسلام است.
بررسی تطبیقی آیه اکمال از دیدگاه فخر رازی و علاّمه طباطبایی
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
175 - 205
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم اسلامی، رهبری جامعه پس از (پیامبر صلی الله علیه م آله وسلم) است که محل نزاع اندیشمندان اسلامی طی قرون گذشته بوده است. این نوشتار به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به <br />بررسی تطبیقی دیدگاه های تفسیری فخررازی و علامه طباطبایی(ره)درباره آیه اکمال می پردازد و با <br />تبیین مبانی دو دیدگاه، به نقاط اشتراک و افتراق آن دو اشاره می کند و در پایان به نقد مناقشات <br />درباره آیه می پردازد. این دو مفسر در پاره ای از مباحث، همچون نوع نگاه درون متنی در تبیین آیه اشتراک نظر دارند؛ اما درباره تفسیر واژه الیوم، علت و زمان نزول و دلالت آیه اختلاف دارند. از مهم ترین مبانی فخر رازی، استناد به سیاق و مباحث لفظی ادبی، حجیت قول صحابه و تابعین بدون ذکر روایات مخالف، حجیت اجماع، اعتقاد به عدم وجود نص تعیین امام است. درمقابل، حجیت سنت پیامبر| و اهل بیت(علیها السلام) در تفسیر، اعتقاد به وجوب نص در تعیین امام و توجه به روایات صحیح اسباب نزول و اعتقاد به دلالت انحصاری آیه بر علی(علیه السلام) از مهم ترین مبانی علامه طباطبایی(ره) در تبیین دلالت آیه است.
تفسیر در کشاکش کلام و کیهان شناسی؛ مطالعه موردی «ستون های آسمان»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن در دو آیه مختلف، اما با تعبیری تقریبا یکسان، درباره ستون های آسمان ها سخن گفته است؛ ولی ساختار سخن در این آیات به گونه ای است که مفسران در طول تاریخ آن را به دو شکل کاملا متفاوت فهم کرده اند که یکی حاکی از وجود ستون هایی نامرئی برای آسمان، و دیگری نافی وجود هرگونه ستونی است. این دو تفسیر، هرچند در ظاهر هر یک مبتنی بر تحلیل های ادبی خاص خودشان هستند، اما بررسی های این مقاله نشان می دهد که پذیرش یا رد هر کدام از دو تفسیر فوق، بیشتر از آنکه متکی به قواعد ادبی باشد، مبتنی بر نظریاتی پیشینی در حوزه های کلام و کیهان شناسی و نیز رابطه میان این دو حوزه است. بنابراین، با گذر زمان و وقوع تغییرات یا اصلاحاتی در هر یک از دو حوزه فوق یا ارتباطات میان آنها، چگونگی تفسیر آیه دستخوش تحولاتی جدید می شود. این مقاله با رویکرد تاریخی به بررسی چگونگی وقوع این تحولات تفسیری بر اثر تحولات کلامی و کیهان شناختی در طی چهارده قرن گذشته می پردازد و نشان می دهد که این تحولات را می توان در سه دوره تاریخی مجزا بر اساس تحولات رخ داده در کلام و کیهان شناسی طبقه بندی کرد.
سنجش برخی از باورها در فرهنگ عمومی با آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ عمومی چون درختی است که شاخه های فراوان دارد. آداب و رسوم، سنتها، باورها و عقاید، نوع پوشش، انواع خوراکی ها و جنبه های گوناگون زندگی شاخه های پر برگ و بار این درخت هستند. باتوجه به اسلامی بودن جامعه (در معنی عام خود) شناخت و سنجش باورهای تأثیرگذار فرهنگی در جامعه، با معیار مهمترین منبع دینی یعنی قرآن کریم، امری مهم و جهت بخش است؛ زیرا شناخت این باورها می تواند در تقویت بنیه فرهنگی جامعه و نیز آسیب شناسی جامعه دینی کمک کند. در این نوشتار تعدادی از سخنان مشهور را از باورهای عمومی که در قالب مَثل، ضرب المثل یا کنایه معروف در فرهنگ ما جاری است، استخراج کرده ایم و پس از دسته بندی موضوعی، به روش توصیفی- تحلیلی آنها را با آیاتی از قرآن سنجیده ایم؛ آیاتی که در آنها، مستقیم یا غیر مستقیم می توان مطلبی درباره موضوعات مطرح شده دریافت. نتیجه تحقیق در این موضوع، نشان می دهد که بیشتر این باورها با معارف قرآن، اعتقادات دینی و تجربه زندگی سازگار هستند. تعدادی نیز که در گفتار و کردار مردم سخت جا افتاده اند با مبانی دینی سازگار نیستند اما تلقی جامعه و باورهای کلامی گذشته و نیز وجود آنها در سخن شاعران باعث ماندگاری آنها شده است. چنین پژوهش هایی می تواند در پالایش فرهنگی باورهای نادرست در جامعه مؤثر باشد.
The Synergistic Relationship between the Psychology of "Dhikr and Peace" and the Epistemological Approach of the Verses of the Holy Qur’an(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In order to achieve peace, humanity has believed in all kinds of recitations and rituals in rituals, rituals, emerging mysticisms, etc., and has remained completely faithful to it. The result of believing in such a dhikr is not only that there is no peace, but some of these dhikrs cause more suffering, pain and anxiety. Research findings will show that from the perspective of Quranic teachings, what makes peace more stable and lasting, in addition to believing in Quranic teachings, acting on psychological arrays such as kindness to people, love for people and empathy. And it is kindness to people. In many verses, the Holy Qur'an expresses the joy and happiness caused by goodness, respect and love for others, the cause of eternal peace and security, and this prescription is a way for all humanity to be saved from confusion, surprise and anxiety in addition to To follow the teachings of the Qur'an is to perform righteous deeds such as benevolence to the people. The method of realization in this research is qualitative and the studies are based on library research and the use of Quranic verses.
ارزیابی مبانی سبک تفسیر موضوعی تنزیلی
حوزههای تخصصی:
محققان از منظرهای گوناگونی به تفسیر موضوعی پرداخته اند که حاصل آن ابداع شیوه های متفاوت در این سبک تفسیری است. یکی از رویه هایی که در عصر حاضر نظر جامعه علمی را به خود معطوف ساخته، سبک تفسیر موضوعی تنزیلی است. ازآنجاکه این رویه، مدعی کشف روش های نهادینه سازی آموزه های قرآنی است، بررسی میزان کارایی آن در این مقاله بررسی شده است. بدین منظور ابتدا به مبانی این رویه که عبارت است از «مشروعیت و جواز تفسیر به ترتیب نزول»، «امکان دستیابی به ترتیب نزول»، «حکیمانه بودن قرآن در محتوا و روش»، «انسجام آیات و سور»، «عدم تعارض تفسیر تنزیلی با قول توقیفیت آیات و سور در مصحف رسمی» و «گفتاری بودن کلام قرآن» اشاره می شود و سپس تحت عناوین «عدم مشروعیت تفسیر به ترتیب نزول»، «عدم تأثیر ترتیب نزول در فهم مراد الهی»، «عدم اطمینان به ترتیب سور»، «تغییر قرآن»، «دشواری یافتن محور اصلی هر سوره» به روش توصیفی - تحلیلی ارزیابی می شود که حاصل آن کارآمدی نسبی این رویه تفسیری است؛ هرچند نیازمند تنقیح و بازنگری جدی در برخی از مبانی آن است.
بررسی و نقد «فص حکمت عصمتی در کلمۀ فاطمی(س)»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه عنوان اثری است از استاد حسن زاده آملی که بسیاق فصوص الحکم ابن عربی و بعنوان مکمل و تتمه آن نوشته شده است. در این کتاب به ابعاد و زوایای شخصیت اسرارآمیز و در عین حال همه جانبه فاطمه زهرا (س) در مقام انسانی کامل و معصوم پرداخته شده است. چنین مبحثی در عرفان نظری گرچه از جهاتی مدعایی ابداعی است اما با اشکالاتی روبروست: 1) در نقل احادیث و مستندات روایی آن عموماً دقت کافی صورت نگرفته است؛ برخی از احادیث مورد ادعا در منابع روایی یافت نمیشود و برخی دیگر از منابع روایی نامعتبر نقل شده اند؛ 2) ملکه عصمت اختصاص به فاطمه (س) ندارد، بنابرین اختصاص یافتن چنین فصی به ایشان نادرست بنظر میرسد؛ 3) فصوص الحکم با فص آدمی(ع) شروع شده و با فص محمدی(ص) خاتمه می یابد، و از آنجا که وارثین حقیقی پیامبر اسلام (ص) در ظهورات اسمائی، تابع ایشان هستند، احکام و مسائل عرفانی مرتبط با حضرت فاطمه (س) در فص محمدی (ص) جای میگیرد و نیازی به فصی جداگانه و متمایز نیست.
گونه شناسی و ارزیابی نقدهای مفسران معاصر شیعی بر آراء علامه طباطبایی (مطالعه ی موردی سوره ی بقره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظرات عالمه طباطبایی بازتاب وسیع و تأثیر چشمگیری بر آثار قرآنی معاصر شیعه داشته است. البته مفسران معاصر شیعی عالوه بر بهرهگیری گسترده از نظرات مؤلف المیزان، در موارد قابل توجهی نیز آرای ایشان را مورد بررسی و نقد قرار دادهاند. پژوهش پیشرو که با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانهای انجام شده، با مطالعهی آثار تفسیری معاصر، بهکشف و استخراج ادلهی مفسران در نقد آرای مؤلف المیزان)پیرامون آیات سورهی بقره( و ارزیابی آنها میپردازد. برخی از مفسران در مواردی نظیر: چیستی حروف مقطعه، کشف معانی واژگان قرآنی، تعیین مصادیق واژگان و عبارات قرآنی، تبیین مفهوم و مفاد آیات به نقد نظرات عالمه پرداختهاند. مهمترین دالیل مورد استناد ناقدان عبارتنداز: مبهم خواندن، خالف واقع دانستن، ناسازگاری با منابع قرآنی و روایی، ضعیف و نامعتبر دانستن، ناصواب و قابل اثبات نبودن، مغایرت با مفهوم آیات، ناسازگاری با ادلّه و آیات قرآنی، عدم داللت آیه بر تفسیر و... پس از این مقاله مستخرج از رسالهی دکتری دانشجو میباشد. amannaseri@gmail.com :مسئول نویسنده 03 | فصلنامه علمی پژوهشنامه معارف قرآنی | سال سیزدهم |شماره 94 | تابستان 0930 بررسی و سنجش آرای ناقدان، حاصل پژوهش چنین بیان میشود که اغلب این نقدها نامعتبر بوده و با آسیبها و اشکاالت اساسی مواجه است. البته در موارد معدودی نیز نظرات ناقدان صحیح و معتبر بوده و ضعف دیدگاههای عالمه پذیرفته میشود.
بررسی آرای مفسران در باره مفهوم و گستره عدالت اجتماعی با تأکید بر آیه 25 سوره حدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسط عدالت اجتماعی به مثابه ی یک موضوع خطیر قرآنی قدمتی دیرین دارد. ارتباط این موضوع با مفهوم "قسط" در آیه ی 25 سوره ی حدید از محورهای قابل توجه در دیدگاه مفسران مسلمان در طول تاریخ به شمار آمده است. برمبنای این پیوند برخی مفسران براین باورند که "قسط" در این آیه ناظر به معنای عدالت اجتماعی است. و آیه در صدد بیان برقراری آن به عنوان یکی از اهداف اصیل انبیاء است و با تاکید آن حتی قلمرو اجتماعی دین را نیز در بر می گیرد. جستار پیش رو با روش توصیفی تحلیلی در پی واکاوی ابعاد مختلف این مفهوم است. دستاورد این پژوهش بیانگر آن است که ادله ی کافی برای اثبات دلالت آیه 25 سوره ی حدید به مفهوم عدالت اجتماعی و بسط تفسیری واژه ی قسط وجود دارد و در نتیجه می توان با استناد به آن برقراری عدالت اجتماعی را به عنوان هدف بعثت انبیاء اثبات کرد و از رهگذر آن قلمرو دین در حوزه ی زندگی دنیوی و اجتماعی را نیز پذیرفت و به عبارت دیگر به لحاظ تئوریک مسیر و ابزار برقراری عدالت از سوی شارع مقدس توسط انبیاء تبیین شده است اما اجرای برنامه ها به عهده مردم سپرده شده است. بسط عدالت اجتماعی به مثابه ی یک موضوع خطیر قرآنی قدمتی دیرین دارد. ارتباط این موضوع با مفهوم "قسط" در آیه ی 25 سوره ی حدید از محورهای قابل توجه در دیدگاه مفسران مسلمان در طول تاریخ به شمار آمده است. برمبنای این پیوند برخی مفسران براین باورند که "قسط" در این آیه ناظر به معنای عدالت اجتماعی است. و آیه در صدد بیان برقراری آن به عنوان یکی از اهداف اصیل انبیاء است و با تاکید آن حتی قلمرو اجتماعی دین را نیز در بر می گیرد. جستار پیش رو با روش توصیفی تحلیلی در پی واکاوی ابعاد مختلف این مفهوم است. دستاورد این پژوهش بیانگر آن است که ادله ی کافی برای اثبات دلالت آیه 25 سوره ی حدید به مفهوم عدالت اجتماعی و بسط تفسیری واژه ی قسط وجود دارد و در نتیجه می توان با استناد به آن برقراری عدالت اجتماعی را به عنوان هدف بعثت انبیاء اثبات کرد و از رهگذر آن قلمرو دین در حوزه ی زندگی دنیوی و اجتماعی را نیز پذیرفت و به عبارت دیگر به لحاظ تئوریک مسیر و ابزار برقراری عدالت از سوی شارع مقدس توسط انبیاء تبیین شده است اما اجرای برنامه ها به عهده مردم سپرده شده است. بسط عدالت اجتماعی به مثابه ی یک موضوع خطیر قرآنی قدمتی دیرین دارد. ارتباط این موضوع با مفهوم "قسط" در آیه ی 25 سوره ی حدید از محورهای قابل توجه در دیدگاه مفسران مسلمان در طول تاریخ به شمار آمده است. برمبنای این پیوند برخی مفسران براین باورند که "قسط" در این آیه ناظر به معنای عدالت اجتماعی است. و آیه در صدد بیان برقراری آن به عنوان یکی از اهداف اصیل انبیاء است و با تاکید آن حتی قلمرو اجتماعی دین را نیز در بر می گیرد. جستار پیش رو با روش توصیفی تحلیلی در پی واکاوی ابعاد مختلف این مفهوم است. دستاورد این پژوهش بیانگر آن است که ادله ی کافی برای اثبات دلالت آیه 25 سوره ی حدید به مفهوم عدالت اجتماعی و بسط تفسیری واژه ی قسط وجود دارد و در نتیجه می توان با استناد به آن برقراری عدالت اجتماعی را به عنوان هدف بعثت انبیاء اثبات کرد و از رهگذر آن قلمرو دین در حوزه ی زندگی دنیوی و اجتماعی را نیز پذیرفت و به عبارت دیگر به لحاظ تئوریک مسیر و ابزار برقراری عدالت از سوی شارع مقدس توسط انبیاء تبیین شده است اما اجرای برنامه ها به عهده مردم سپرده شده است.
آسیب شناسی مؤلفه های عدم عینیت معنا در فهم و تفسیر قرآن از دیدگاه مفسر محوران
حوزههای تخصصی:
ازمسائل بنیادین در تفسیر متون دینی به ویژه تفسیر قرآن، مسئله فهم است. تقریرهای گوناگونی در حوزه فهم بیان شده است. برخی از این تقریرها، مبتنی بر رویکرد مؤلف محوری است برخی دیگر متن محورند و برخی نیز مفسر محورند . مفسر محوری، جایگاه مفسر را فراتر از فهم کننده دانسته و مفسر را در ساخت معنای متن دخیل می دانند.هدف این نوشتار تبیین آسیب های مولفه های مفسر محوری درمقوله فهم وتفسیر قرآن است. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی رهاوردهای کاربست مبانی اندیشه مفسرمحوری درفهم قرآن را بررسی کرده و به بیان آسیب های آن پرداخته است.یافته های تحقیق بیانگر آن است که دیدگاه مفسرمحوری باعث آسیب هایی چون: نفی حقیقی بودن معنا، انکار حکایت گری آن، استقلال متن و نادیده گرفتن نقش مؤلف و عدم باور بر عینیت معنا است. این آسیب ها نیز از مبانی نادرست انسان شناسی و پدیدارشناسی گرفته شده که واقع نما نبوده و اکثراً انسان را در فضای زندگی مادی و غیرواقعی محصور می نمایند.
استعاره مفهومی حبل در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره مفهومی، بخش مهمی از زبان شناسی شناختی را تشکیل می دهد و به مثابه ابزاری برای اندیشیدن است که واقعیت ها و تجربه های بشری را با مقوله بندی نوینی عرضه می کند. این مقاله استعاره مفهومی «حبل» در قرآن را بررسی کرده که در ضمن داشتن معنای کلی پیوند و ارتباط، ساختاری متشکل از چندین نوع استعاره دارد. در آیه ای، حبل همچون عهد و ذمه ای برعهده طرفین متوسل شده به حبل است و تعهدات ناشى از آنها را مى نمایاند و در آیه ای به عنوان جهت بالا، جایگاه ارزشمندی را مفهوم سازی می کند. در گونه دیگر، حبل ظرف نزدیکی بیان شده که نشان از قرب باری تعالی به بنده دارد و در مفهوم استعاری دیگر با شخصیت بخشی به حبال، فعل جانداران به آن نسبت داده می شود. قرآن توسط این بیانات استعاری گونه متفاوتی از تدبر و اندیشه را به جهانیان عرضه کرده و مفاهیم متعالی را در قالب امور ساده و با بیانی روان برای بشر بازگو می کند.
واکاوی تفسیری آیه 259 بقره و تعیین ارتباط آن با آیات قبل و بعد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۱
۲۱۲-۱۹۵
حوزههای تخصصی:
عموم مفسران برآنند که پرسش عزیر در آیه 259 سوره بقره، از چکونگی احیاء بوده، و عزیر در این ماجرا با الاغش احیاء شده و او شاهد نحوه زنده شدن الاغش بوده است. غذا و شراب او نیز به قدرت الهی، پس از صدسال دستخوش تغییر نشده است. پژوهش حاضر با بررسی لغوی، و تبیین پیوند معنائی آیه با آیات پیشین و پسین خود به تشریح و پردازش ضعف و کاستی های رأی مشهور تفسیری پرداخته و به تبیین دیدگاه جدیدی که کمترین نقد به آن وارد شود، مبادرت ورزیده است. برپایه این دیدگاه، عزیر نه از کیفیت معاد و إحیاء بلکه از زمان و چگونگی گذر زمان در امر احیاء، پرسش نموده و خداوند نیز با میراندن خود عزیر و پوساندن استخوان هایش زمان و نحوه مرور زمان در برزخ بدو نشان می دهد. در این تفکر الاغ عزیز و طعام و غذای او مشمول این صدسال برزخی نبوده بلکه همان یک روز و یا نیم روز مورد اشاره عزیر است. در این مقاله به ارتباط تنگاتنگ بین آیات 258 تا 260 و ارتباط معنائی و محوری آن ها پرداخته شده است.
بررسی و تحلیل وجوه ادبی در تفسیر قرآن (نمونه موردی: تفسیر القرآن العظیم ابن کثیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
107 - 128
حوزههای تخصصی:
منابع ادبی به عنوان یکی از منابع تفسیر نقش بسزایی در فهم درست از آیات دارند و مقصود از آن، واژگان و متون ادبیات عرب است که یاری گر مفسّر در فهم معنای لغوی، ساختار نحوی و بلاغی آیات است و جایگاه متقدمی نسبت به سایر منابع دارند؛ زیرا بدون فهم واژگان و ساختار ادبی قرآنی، اولین مرحله ی فهم شکل نمی گیرد. ابن کثیر مورخ ، مفسّر و محدّث شافعى قرن هشتم، صاحب «تفسیر القرآن العظیم « است که ضمن تفسیر نقلی آیات، در موارد بسیاری از داشته های ادبی خود نیز بهره گرفته است. نگارنده در صدد است با روش توصیفی- تحلیلی، میزان و چگونگی بهره برداری مفسر از وجوه ادبی(صرف و نحو، بلاغت و مفاهیم ادبی) در تبیین آیات را مورد بررسی قرار دهد. نتیجه ی پژوهش نشان داده که وی، وجوه ادبی را در قالب بیان آراء مستقل با استناد به شواهد شعری معتبر و یا نقد آراء ادبی دیگر علماء یا نقل قول مستقیم آراء پرداخته است.
بررسی تطبیقی مسأله رؤیت خداوند از دیدگاه مفسران شیعه و سنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث رؤیت خداوند متعال از دیرباز میان اندیشمندان مسلمان مورد مناقشه بوده است. اینکه آیا می توان خداوند را با چشمان ظاهری در دنیا و آخرت دید یا نه مورد اختلاف است. یکی از آیاتی که موافقین و مخالفین رؤیت برای اثبات ادعای خویش به آن استدلال کرده اند آیه ۱۰۳ سوره انعام است. موافقین استدلال می کنند، این آیه در مقام مدح پروردگار است و مدح در صورتی صدق می کند که او بالذات دیدنی باشد، و لفظ «أَبصار» در آیه با صیغه جمع آمده؛ یعنی تمام چشم ها او را نمی بینند و مفهوم مخالف آن این است که بعضی از چشم ها می توانند او را ببینند. همچنین خداوند در آخرت حس دیگری را برای انسان می آفریند که با آن خدا را ببیند. در مقابل مخالفین رؤیت هم استدلال کرده اند که با توجه به آیات قبل و فراز آخر آیه، دیده نشدن خداوند متعال با چشم سر، در واقع مدح خداوند است. همچنین ادراک چون با لفظ ابصار قرین است، به معنای رؤیت است و آیه این نوع رؤیت را انکار کرده است. به باور ما این آیه به صراحت رؤیت ظاهری خداوند را نفی می کند.