فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
One of the common responses to the conflict between science and religion is the strategy of linguistic differentiation . This strategy—which holds that the language of science and the language of religion differ in purpose, method, and worldview—is so broad that it encompasses theories ranging from the philosophical interpretation of Allameh Tabataba’i and Ayatollah Javadi Amoli, to the symbolic language theory of Shahid Motahhari, the metaphorical language theory of Mojtahed Shabestari, the interactive interpretation between science and religion proposed by Albert Einstein, and Ludwig Wittgenstein’s complete separation of the domains of science and religion. This breadth has led some scholars in Islamic studies to assign a significant place to the linguistic differentiation strategy in discussions of the science-religion conflict. However, it must be noted that, although the broad semantic scope of linguistic differentiation includes these theories, they are so distinct that each may be interpreted as an independent strategy for resolving the science-religion conflict. This study briefly examines the meaning of linguistic differentiation in its philosophical origins and analyzes selected Islamic–Shi’i theories that align with this strategy, highlighting their differences from modern philosophy of language. Special emphasis is placed on theories rooted in the works of Tabataba’i, particularly his exegesis. The findings show that although many Islamic theories may be subsumed under the general concept of linguistic differentiation, enduring principles of Shi’i theology produce fundamental differences in their premises and interpretations compared with Western traditions.
روش شناختی تربیت جنسی در فضای مجازی از منظر آیات و روایات
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۲)
100 - 131
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در جهت شکوفایی و رشد استعدادهای متربیان در رابطه با فضای مجازی توانسته است یکی از روش های مهم در این ساحت را کشف کند. با توجه به بُعد شناختی روش های تربیت جنسی در رابطه با فضای مجازی، می توان به کمک آیات و روایات، به بایدهای جزئی شناختی (روش) در این رابطه دست یافت؛ بنابراین در این مقاله روش های خاص در ساحت تربیت جنسی با تأکید بر اقتضائات فضای مجازی کشف شده است. هدف از نگارش مقاله، پرورش نسل سالم، ایجاد امنیت جنسی و سالم سازی محیط توسط والدین و مربیان است که در قالب روش های مناسب در جهت مواجه با فضای مجازی برای فرزندان در عصر نوین تدارک دیده شده است؛ بنابراین اگر والدین و مربیان در عرصه تبیین و روشنگری برای فرزندان از روش های شناختی کمک نگیرند، دچار آسیب های جبران ناپذیری می شوند. ارائه روش های تربیت جنسی در رابطه با فضای مجازی در این پژوهش از نوع تحقیقات بنیادی نظری و روش اجرای آن به صورت مطالعات کتابخانه ای، تحلیلی و توصیفی است. نگارنده توانسته است به کشف بایدهای جزئی در زمینه شناخت ابعاد جنسی در رابطه با فضای مجازی همچون معرفت افزایی در زمینه درک حضور خدا، یادآوری نعمت ها، انذاردهی، معرفی الگوها، شناخت آسیب های فضای مجازی بپردازد.
نقد دیدگاه مجتهد شبستری در مورد نقش پیامبر در شکل گیری قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۰)
107 - 128
حوزههای تخصصی:
یکی از نواندیشان معاصر به نام محمد مجتهد شبستری، لفظ و معنای قرآن را از خود پیامبر دانسته و چنین مطرح نموده که «آن نبی که آورنده قرآن بوده، آن را کلام خود معرفی کرده و با مراجعه به مجموعه آیات و شواهد تاریخی متوجه می شویم که قرآن خودش را کلام پیامبر معرفی می کند.» شبستری آیاتی را که قرآن را منسوب به خداوند دانسته اند، چنین توجیه می کند که خدا و پیامبر در طول هم قرار دارند؛ پیامبر علت طبیعی قرآن و خداوند علت اصلی تمام پدیده هاست، بنابراین اگر لفظ و معنای قرآن را از جانب پیامبر بدانیم، با این آیات منافاتی پیدا نمی کند. او با طرح برخی از آیات، به اثبات این نظریه پرداخته است. نتیجه این دیدگاه، نفی اعجاز قرآن و حجیت نداشتن آن است. هدف نوشتار حاضر، تبیین دیدگاه شبستری و بیان اشکالات آن در رابطه با دعوی پیامبر، درباره پدیدآورنده و علت طبیعی ایجاد قرآن می باشد. نتیجه حاصل از این نوشتار اینکه دلایل شبستری توان اثبات ادعاهایش را ندارد و نه تنها در قرآن پیامبر علت طبیعی قرآن معرفی نشده، بلکه آیات و روایات و شواهد تاریخی بسیاری برخلاف ادعای شبستری وجود دارد که در این پژوهش به برخی از آنها اشاره شده است.
تحلیل نظام روایی گفتمان خطبه 221 نهجالبلاغه در پرتو سیر تقابلی، تعاملی و تطابقی نشانه معناها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
323 - 352
حوزههای تخصصی:
در نشانه معناشناسیِ گفتمان با عملیاتی معنایی مواجه هستیم که در آن معنا با توجه به تقابل، تعامل یا تطبیقِ نشانه های کُنشی، شَوشی یا تنشی از موقعیتی ویژه برخوردار می شود و سوژه را تحت تأثیر خود قرار می دهد. درنهایت مجموعه این عناصر در فضای گفتمان، با توجه به فضای پیوست و گسست گفتمانی شرایط انتقال معنا را از تقابلات معنایی به تعامل و تطبیق معنایی فراهم می سازند. در جستار حاضر با بهره گیری از رویکرد نشانه-معناشناسی نوین، به تحلیل و تطبیق فرآیند انتقال معنا در نظام های نشانه ایِ خطبه 221 نهج البلاغه پرداخته شد. پژوهش پیش رو درصدد است تا با روش توصیفی-تحلیلی، از منظر نظام های گفتمانی مؤلفه های شکل گیری فرآیندهای معنایی تقابلی، تعاملی و تطبیقی گفتمان را در کلام امام علی (ع) بررسی نماید. هدف پژوهش حاضر دریافت معنا در سطوح متفاوت گفتمانی و بررسی سیر انتقال نشانه های معنایی می باشد. درنتیجه؛ تحلیل نشانه-معناشناسی گفتمان مذکور نشان می دهد: تعامل میان گستره شناختی و فشاره عاطفی منجر به شکل گیری نظریه طرح واره تنشی می شود که برای تطبیق این پدیده زبانی کارآمد می باشد. در این طرح واره سوژه با انواع ساختار افزایشی، کاهشی، صعودی و نزولی برای دریافت «معنای مرگ و چگونگی رویارویی با آن» مواجه می شود. هم چنین ارتباط تعاملی و تطابقی نظام نشانه ای در این خطبه به گونه ای است که معنا تنها در صورتی قابل دریافت است که سوژه و دیگری به طور هم زمان حضور یابند.
نگاهی فقهی و تفسیری به آیه «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱستَطَعتُم مِّن قُوَّه»: تحلیل مؤلفه های قدرت در امنیت نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
447 - 480
حوزههای تخصصی:
امنیت نظامی یکی از اجزای کلیدی امنیت ملی کشورهای مختلف به شمار می آید و همواره به عنوان اولویتی اساسی مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با رویکردی تفسیری-فقهی به تحلیل آیه 60 سوره انفال پرداخته است تا با تأکید بر مؤلفه های قدرت، به چگونگی تأمین امنیت نظامی در اندیشه اسلامی بپردازد. این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی و با هدف استخراج آموزه های قرآنی در خصوص قدرت نظامی و نقش آن در حفظ امنیت و صلح انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که آیه 60 سوره انفال و تفاسیر مرتبط با آن، بر لزوم تقویت قدرت نظامی به عنوان عاملی بازدارنده تأکید دارند. در این راستا، عوامل متعددی از جمله قدرت کمی (نیروی انسانی و تجهیزات)، قدرت کیفی (تکنولوژی و تاکتیک های نظامی)، قدرت اطلاعاتی (جاسوسی، رمزنگاری و جنگ نرم)، قدرت لجستیکی و قدرت مالی به عنوان مؤلفه های اصلی قدرت نظامی شناسایی شده اند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که تقویت قدرت نظامی در اندیشه اسلامی، نه به معنای آغاز جنگ و تجاوز، بلکه به عنوان ابزاری برای حفظ امنیت، دفع تجاوز و ایجاد توازن قوا در روابط بین الملل تلقی می شود. به عبارت دیگر، قدرت نظامی در اسلام، ابزاری دفاعی و بازدارنده است که در صورت لزوم برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی به کار گرفته می شود.
نسبت سنجی سنّت های مقید الهی مربوط به صالحان در قرآن و عهدین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
34 - 55
حوزههای تخصصی:
با توجه به گسترش چشمگیر ارتباطات، شناخت سنّت های دینی پیروان ادیان الهی از یکدیگر و درک نسبت های موجود میان آن ها، امری اجتناب ناپذیر بوده و از مقدمات تقریب ادیان به شمار می آید. یکی از تعالیم مشترک ادیان ابراهیمی، سنّت های الهی هستند که به عنوان قوانینی فراگیر بر جوامع بشری و جهان حاکم اند. بخشی از سنّت های الهی، سنّت هایی مقیّد و متوقف بر کنش انسان هاست که به تبع آن آثارشان نمایان می شود. در پژوهش پیش رو، صرفاً سنّت های مقیّد و مختص به اهل ایمان، به روش تطبیقی در سه دین آسمانی مورد تحلیل قرارگرفته و هدف از ارائه آن پاسخ به این پرسش است که سنّت های مقیّد الهی مربوط به اهل ایمان در قرآن و عهدین چه نسبتی (اشتراک و افتراق) با هم دارند؟ این پژوهش به شیوه کتابخانه ای و به صورت توصیفی و تطبیقی- تحلیلی سامان یافته و تاکنون پژوهش مشابهی به صورت مستقل ارائه نشده است. می توان گفت با توجه به وحدت منبع وحیانی، همسانی قابل توجهی میان سنّت های مقیّدِ مختص به صالحان در ادیان سه گانه وجود دارد؛ با این حال تفاوت اشارات مستقیم و غیرمستقیم به سنّت های مذکور را می توان متأثر از وجود مناسبات و ملازمات فرهنگی مختص به پیروان هریک از این کتب دانست؛ چنانکه قرآن کریم با طرح عناوین «سنّت» و «سنن» و اشارات متعدد و مستقیم به سنت های موردبحث، نسبت به کتب عهدین از برتری ویژه ای برخوردار است. می توان سنت های مذکور را در قالب دو دسته کلّی افزایش نعمت های معنوی همچون برخورداری از قوه تشخیص حق از باطل و افزایش نعمت های مادی مانند نجات از تنگناهای گوناگون فردی و اجتماعی دسته بندی نمود.
بررسی آثار به کارگیری مجازات جایگزین حبس در تحقق بعد دینی تربیت اجتماعی فرزندان افراد بزهکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از رایج ترین مجازات کیفری در تاریخ نظام های قضایی جهان، مجازات حبس است. پیامدهای مخرب، منفی و نامطلوب این مجازات، در جامعه به طور محسوس قابل مشاهده است؛ ازاین رو صاحب نظران در عصر حاضر، نظریه جدیدی تحت عنوان «مجازات جایگزین حبس» طرح نموده اند که هم در مجامع علمی و تخصصی و هم در بین عموم مردم، مورد اقبال فراوانی قرارگرفته است. به نظر می رسد طرح این ایده و البته اجرای صحیح آن، علاوه بر تأثیرگذاریِ روانی بر فرد بزهکار، می تواند بر اجتماع انسانی و به ویژه اعضای خانواده و فرزندان او نیز مؤثر باشد. بر این اساس و بنا بر آنچه در مدت اجرای این ایده مشاهده شده است، می توان ادعا نمود ناملایمات و تبعات ناخوشایند ناشی از مجازات حبس تا سطح فراوانی کاهش یافته است؛ به علاوه ظاهراً این طرح، توانسته در بعد دینیِ تربیت اجتماعی فرزندان افراد بزهکار نیز اثربخش واقع شود. پژوهش حاضر بر آن است تا با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی آثار به کارگیری مجازات جایگزین حبس در تحقق بعد دینی تربیت اجتماعی فرزندان افراد بزهکار بپردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که این آثار عبارت اند از: ۱. عدم تخریب نقش الگویی والدین بر کودکان؛ ۲. عدم محرومیت فرزندان از منبع محبت والدین؛ ۳. حفظ نقش نظارتی و مراقبتی والدین بر فرزندان و ۴. جلوگیری از انزوای فرزندان در محیط های اجتماعی.
شگردها و شیوه های مبارزه دشمنان با رهبران دینی از منظر قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
بحث شناختِ دشمن در قرآن کریم مورد توجه ویژه قرار گرفته است. خداوند متعال در آیات متعددی دشمنان جبهه حق را معرفی می کند تا مسلمانان آنان را بهتر بشناسند و به مبارزه با آنها بپردازند. دشمن در اصطلاح لغویان و مفسران به کسی که ضرر می رساند و نیز هر آنچه انسان را از راه مستقیم منحرف سازد و موجب عدم اطاعت انسان از خدا شود، اطلاق می شود. در طول تاریخ ادیان الهی، رهبران امت های توحیدی بیش از همه مورد هجمه دشمنان قرار گرفته اند؛ چون رهبری در نظام توحیدی از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ از این رو دشمنان، تمام تلاش خود را در دشمنی با رهبری دینی به کار می گیرند. قرآن کریم با ظرافت و دقت تمام، خدعه ها، شیوه ها و اهداف کافران و مشرکان را در مبارزه و تخریب رهبران دینی برملا می سازد. از دیدِ قرآن کریم، ایجاد تردید و ابهام در بین مردم نسبت به حقانیت رهبری، شکستن قداست رهبری با استفاده از حربه تهمت و افتراء، تضعیف دستیاران رهبر و تشکیلات رهبری، تحقیر و استهزای رهبری، بدل سازی و رهبرتراشی، تطمیع رهبری، تهدید رهبری و ... از شگردها و شیوه های مبارزه دشمنان در مبارزه با رهبران دینی است. مبنای کار نگارندگان در این مقاله بر آن است تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با شیوه تفسیر موضوعی شگردها و شیوه های مبارزه دشمنان با رهبران دینی از منظر قرآن کریم را مورد بررسی قرار دهند.
تحلیل کنش های گفتار ادعیه پیامبران در قرآن کریم براساس نظریه جان سرل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دعا و نیایش یکی از والاترین معارفی دینی است که نقش پُراهمیتی در تربیت معنوی و شکوفایی روح آدمی دارد. انسان با دعا، نیازمندی، فقر و نهایت بندگی، خود را در مقابل خدا اظهار می کند. ادعیه پیامبران در قرآن کریم ازجمله گفتمان هایی است که در حوزه پراگماتیک و کاربری زبان از تأثیرگذاری، انسجام و ساختار هدفمندی برخوردار است و معانی کاربردشناختی پیچیده ای را محقق می سازد. پژوهش حاضر می کوشد با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریه کنش گفتار سرل، چگونگی کاربری زبان در این ادعیه و کارکرد کنش های موجود در آنها را بررسی کند. از دستاوردهای پژوهش این است که زبان کاربری شده در آیات، زبان پراگماتیکی است؛ به این معنا که کلمات و جملات صرفاً جنبه تولیدی و توصیفی ندارند؛ بلکه به دنبال اجرای کنش و تغییر جهان خارج، به سود کاربر آنهاست. ادعیه پیامبران در قرآن براساس الگوی جان سرل، بر سه کنش استوارند که بر حسب بسامد عبارت اند از ترغیبی که عموماً با اسلوب امری به شکل کنش غیرمستقیم، با نیروی در گفته التماس، رخصت کاربری شده است؛ در این کنش، شاخصه قدرت و سلطه نقش اساسی در اجرای کنش دارد. کنش اظهاری که کاربری آن در هر دو نوع کنش گفتار مستقیم و غیرمستقیم و نیروی در گفته آن اقرار و تبیین است. کنش عاطفی که غالباً به شکل کنش گفتار مستقیم کاربری شده است و نیروی در گفته ندامت و پیشمانی را شامل می شود. از این سه کنش پر کاربرد در ادعیه، ترغیبی و اظهاری جنبه مصلحت خواهی عمومی و عاطفی جنبه شخصی و تخلیه روانی دعاکننده را دارد.
تحلیل مؤلفه های انسجام در سوره نبأ بر اساس الگوی فرا نقش متنی هالیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل مؤلفه های انسجام در سوره نبأ براساس الگوی فرا نقش متنی هالیدیچکیدهنگاه از منظر زبانشناسی به قرآن کریم چشم اندازهای نوینی را در پژوهش های قرآنی گشوده است. نظریات مایکل هالیدی یکی از رویکرد های زبان شناسی نقشگراست که هم اکنون توجه زبانشناسان فراوانی را به خود جلب کرده است. هالیدی برای بخش های گوناگون کلام فرانقش های سه گانه اندیشگانی، بینافردی و متنی را قائل شده و مثل آنها سه لایه معنایی را ساماندهی کرده است. هدف این پژوهش بازبینی تحلیل گفتمان سوره نبأ در سطح فرانقش متنی طبق فرضیه نقشگرای هالیدی است از این رو با بررسی شکل مبتدا خبری و اطلاعی سوره نبأ و درک اجزاء و فنون خلق همبستگی دریافتیم که سوره نبأ از دیدگاه گفتمان بر اساس مکالمه پرسش و پاسخ بوده و در همبستگی متن آن ادات متعدد و گوناگونی موثر است که میزان بهره گیری از این فنون همبستگی دستوری لغوی یا معنایی با هم متفاوت است. اولین و مهمترین فاکتور اتحاد و همبستگی متن در این سوره عناصر واژگانی و لغوی است و عنصر تکرار با ابعاد مختلفش بیشترین بسامد را داراست. کلیدواژه: قرآن کریم، مایکل هالیدی، زبانشناسی نقشگرا ، فرانقش متنی ، سوره نبأ
آموزه های تربیتی در «ادعیه قرآنی» با رویکرد سبک شناسی لایه ای (مطالعه موردی هفده آیه در لایه ی واژگانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه سبک شناسی لایه ای، قرآن کریم با شیواترین تکنیک های سبک ساز، آموزه های اخلاقی_تربیتی را مفهوم سازی نموده است؛ هر یک از لایه های زبانی فی نفسه بنیانِ ارتباط نبوده بلکه روابط بینافردی با زایش معانی نوین شکل می گیرد. در میان مفاهیم قرآن کریم، «ادعیه قرآنی» به عنوان هسته ی عبادت، بسامد بالایی از ظرافت های معنایی را در زیر و بم شاخصه های ممتاز زبانی و به ویژه لایه ی واژگانی به خود اختصاص داده است؛ براین اساس نوشتار حاضر بر آن است تا با تکیه بر روش توصیفی و تحلیلی و با رویکرد سبک شناسی لایه ای و مطالعه ی موردی لایه ی واژگانی، آموزه های تربیتی را در هفده ادعیه قرآنی استخراج نموده و به این سوال پاسخ گوید که از چه اختیارات زبانی جهت زایش مفاهیم تربیتی استفاده شده است؟ رهیافت های حاصل آنکه، واکاوی لایه ی واژگانی در قالب مؤلفه های آوایی، ساخت واژی و جایگزینی واژگانی، مفاهیمی مانند کمال گرایی، ادب گفتمانی، فروتنی داعی مقابل مدعوّ، ضرورت شکر نعمات و...را فراهم ساخته تا الگویی قرآنی جهت کاربردینه سازی انسان کامل و تجسم سعادت ابدی شکل گیرد. گفتنی است نوع تقاضاها، رتبه بندی و اولویت بندی درخواست ها وعوامل دستیابی به تقرب الهی با بررسی الگومدار و روشمند سطوح سبک شناختی قابل ارزیابی می باشد.
چالش معناشناختی ظلم به نفس در قرآن در نگاه ایزوتسو و حورانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت معنای ظلم به نفس به تبیین روان شناختی از هویت دوگانه در انسان نیاز دارد که یکی از آن دو ظلم می کند و به آن رضایت دارد و به دیگری ظلم می شود و از آن ناراضی است. اجتماع این دوگانگی در وجود یک انسان برای قرآن پژوهان غیر مسلمان با اشکال مواجه شده است. برای حل مشکل، ایزوتسو معنای «ظلم به نفس» را به «ظلم به خدا» ارجاع کرده و جورج حورانی، معنای ظلم به نفس را به خطا و آسیب به خود تأویل کرده و آیات قرآن را به این معنا دانسته است. هر دو دیدگاه برخلاف ظاهر آیات قرآن و دیدگاه اندیشمندان اسلامی است. در قرآن کریم، ظلم به نفس مستقل از ظلم به خدا شناخته شده است. آیات قرآن هم از دو نوع نفس در وجود انسان خبر داده اند که بیان کننده هویت دوگانه انسان است. با الهام از آیات قرآن، اندیشمندان اسلامی به معنای این هویت دوگانه و نزاع درونی انسان اشاره کرده و به تبیین عقلانی از هویت دوگانه در وجود انسان پرداخته اند. با اثبات هویت دوگانه در وجود انسان، ظلم انسان به نفس خود، بدون نیاز به ارجاع یا تأویل گرایی فهم پذیر می شود و چالش خاورشناسان پاسخ می یابد.
A Critical Review of Qaffārī's Opinion on Infallibility with Regard to Shiite and Sunni Commentaries(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The infallibility of Imams (AS) is one of the true beliefs of Shiites, for the Imam is the messenger of God and the guardian of the Divine religion. This fundamental belief has been disputed and challenged by the Shiite opponents, among them are the misconceptions raised by Dr. Qaffārī. His doubts include, for instance, the doubt that this belief has been innovative concerning its background, the rejection of Shiite reasons for infallibility regarding the Qur'an and intellect, and the fruitlessness of this belief for Shi’a. This study, first, deals with the doubts of Qaffārī about infallibility and then answers the doubts and objections raised in this regard, relying on the verses of the Holy Qur’an and Shiite and Sunni commentaries. Referring to the Holy Qur'an, it is proved that the subject of infallibility is mixed with the position of Imamate and succession. Accordingly, the source of division among the Islamic Ummah is the lack of belief in the infallibility of the Messenger of God (PBUH) and his successors, which has caused seditions and disputes since the death of the Prophet (PBUH) until now. As a result, to come out of the current conditions of the Islamic world, Muslims should believe in the necessity of obeying the Infallible 'Ul al-'Amr.
Criticism of Christophe Luxenberg's View on the Verse, "Wa Qaṭṭa'nāhum Ithnatay 'Ashrata Asbāṭan"(وَقَطَّعْناهُمُ اثْنَتَي عَشْرَةَ أَسْباطا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Grammarians and commentators disagree about the syntactic role of "Asbata" in the verse "…va qaṭṭa'nāhumuth-natay 'ashrata asbāṭan…" (وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَهَ أَسْباطا) and have proposed several roles for it. According to Arabic grammar, the accusative of specification (tamiz) the numbers eleven and nineteen must be singular and assigned. The accusative of specification (tamiz) the number "twelve" in the above verse should come in the form of "sabṭan", while it is plural and accusative, which is against the grammar. For this reason, four grammatical roles are mentioned for it in syntactic and explanatory sources. Christoph Luxenberg, the author of the book "Syriac-Aramaic reading of the Qur'an", believes that the grammatical role of "asbaṭan" is distinctive accusative of specification (tamiz) ; But not according to the Arabic grammar, but according to the Syriac grammar. He considers the difference of opinion of grammarians and commentators in the role of "asbaṭan" due to their lack of familiarity with the Syriac Aramaic language and its influence on the Arabic language and the Qur'an. The current research has reviewed Luxenberg's point of view in this regard with the library method and comparative approach. Although there are some similarities between Syriac and Arabic syntax, the results indicate that Luxenberg's claim is not true.
نقد و بررسی کتاب «اسباب النزول» نوشته دکتر سید محمدباقر حجتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
51 - 68
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین و نخستین کتابی که در دوره معاصر شیعه در حوزه اسباب النزول نگاشته شده است کتاب اسباب النزول دکتر سیدمحمدباقر حجتی است. این کتاب به عنوان یک مرجع و منبع دست اول و معتبر برای بسیاری از محققان و قرآن پژوهان در حوزه اسباب نزول به شمار می رود و بر اساس سرفصل های جدید وزارت علوم (مصوب 1395) یکی از منابع اصلی درس علوم قرآنی 3 برای دانشجویان رشته الهیات (علوم قرآن و حدیث) است. باتوجه به اهمیت کتاب اسباب نزول به عنوان منبع آموزشی و چاپ متعدد آن، این پژوهش بر آن است که به نقد و بررسی و بررسی آن بپردازد و پیشنهاداتی برای ارتقاء و کارایی بهتر کتاب ارائه دهد. با بررسی ساختار و محتوای اثر مذکور این نتیجه به دست آمد که این کتاب در طرح جلد، فصل بندی ظاهری و صفحه آرایی دارای اشکالاتی است همچنین بهتر است مقدمه کتاب جامع تر و منسجم تر نگاشته شود کتاب دکتر حجتی ترجمه و بسط بخش اسباب النزول کتاب الاتقان سیوطی است نویسنده در مواردی از موضوع اصلی بحث خارج شده است و اطاله بی دلیل ایشان در مواردی سبب خسته شدن مخاطب می شود ایشان منابع جدیدی که در این حوزه نگاشته شده است را در کتاب خود انعکاس نداده و همین سبب شده که کتابشان روزآمد نباشد همچنین این کتاب دارای اشکالات ویراستاری است که باید یک ویراستار حرفه ای آن را رفع نماید. از دیگر مشکلات این کتاب می توان به پراکندگی مطالب، عدم تحلیل و جمع بندی مطالب، عدم رعایت برخی از اصول فنی نگارش، نداشتن ساختار کتب درسی اشاره کرد که نیازمند اصلاح و بازبینی مجدد است.
تحلیل مفهوم امانت در قرآن کریم
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
۳۱۴-۲۸۷
حوزههای تخصصی:
«امانت» و «امانات» مشتق از ماده «أ، م، ن» است در شش آیه از قرآن کریم به کار رفته است و علاوه بر این در تعدادی دیگر از آیات مشتقات دیگری از این ریشه در همین معنا است و آیه ای نیز در قرآن کریم به همین نام موسوم گشته است. برخی کلمات قرآنی نیز گرچه مشتق از ریشه «امن» نیستند، اما ناظر به ارکان امانت می باشند از قبیل عرض، حمل و اشفاق؛ همچنین امانت می تواند مصادیق گوناگون و متعددی داشته باشد که بر اساس داده های گردآوری شده به روش کتابخانه ای و به کمک شیوه توصیفی- تحلیلی چنین نتیجه گرفته شده که برخی از مفاهیم قرآنی از جمله عهد، دین، رهن و خلیفه از آن جمله است؛ به خصوص آنکه از میان تمام موجودات، تنها انسان لایق مقام «خلافت الهی» گشته و این بار امانت را بر عهده گرفته است.
Critical Discourse Analysis of Surah al-Ghāshīyah: A Faircloughian Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Meccan Surah al-Ghāshīyah in the Qur’an, with its cohesive structure, constructs a multi-layered discourse through descriptions of the Day of Judgment, invitations to reflect on creation, and an emphasis on the Prophet’s guiding role, promoting monotheistic faith and challenging the polytheistic hegemony of Mecca. This study examines how the surah represents theological concepts such as monotheism, resurrection, human responsibility, and social concepts including justice, faithful identity, and a critique of polytheism, while confronting the power structures of the Quraysh. Utilizing Norman Fairclough’s critical discourse analysis framework, which views language as a social practice for reproducing or transforming power relations, the study is conducted at three levels: textual, discursive process, and social practice. Findings indicate that the surah employs contrastive vocabulary, concise grammatical structures, and rhetorical devices such as antithesis, repetition, and rhetorical questions to represent the dichotomy between faith and disbelief. These tools, by reinforcing the process of othering, promote faithful identity as a legitimate and ethical alternative, undermining polytheistic hegemony. The surah also proposes a social order based on justice and spiritual equality through intertextuality and the integration of warning, argumentative, and persuasive discourses. This analysis elucidates the role of religious texts in social transformations and contributes to a deeper understanding of the interplay between language and power in the historical context of Mecca.
بررسی تحلیلی- مصداقی سبب نزول آیات 5 تا 22 سوره انسان
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
261 - 299
حوزههای تخصصی:
مفسران در مورد سبب و مکان نزول سوره انسان هم عقیده نیستند. گروهی با اعتقاد به مکی بودن سوره اصلا قائل به شأنی نزولی برای این سوره نیستند. عده ای دیگر مدنی بودن سوره را اذعان داشته ولی در مورد سبب نزول آن هم داستان نمی باشند. در این نوشتار با بررسی نقل های وارده در مکی و مدنی بودن و با عنایت به قرائن دیگر، به مدنی بودن سوره انسان حکم رانده شده است؛ هم چنین با هدف نیل به شأن نزول صحیح این سوره، به تحلیل روایات در این زمینه پرداخته شده و با نقد حکایت های مختلف در این زمینه به دلیل عدم تناسب با سوره، عدم دارا بودن سند یا عدم صحت سند، آنها را رد و طرد نموده است. تنها سبب نزولی که بر تعابیر ذکر شده در آیات منطبق بوده و روایات آن نیز در اکثر نقل ها، صحیح است، ماجرای انفاق خانواده حضرت علی (ع) در پی نذر ایشان می باشد. البته به این شأن نزول، شبهاتی وارد شده که با توجه به اینکه مقاله حاضر به تفصیل به آنها پاسخ داده، این واقعه به عنوان سبب نزول راستین سوره انسان تأیید می گردد.
معنا شناسی واژه «نور» در آیه «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ»
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷
123 - 138
حوزههای تخصصی:
واژه «نور» در قرآن یکی از الفاظی است که معنای کلیدی آن راه گشای حل برخی نکات عمیق قرآنی است، در آیه 35 سوره نور این واژه 5 بار استعمال شده که در فراز «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»، به «الله» اسناد داده شده و همین امر زمینه ساز بیان دیدگاه های مختلف تفسیری شده از آنجایی که مفهوم شناسی این واژه در فراز مذکور، روشنگر دیدگاه های کلامی- توحیدی است پرداختن به آن اهمیت دارد، از این رو این مقاله با استفاده از منابع کتابخانه ای و نرم افزاری و با پردازش توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی بود که «معنای واژه نور در آیه «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» چیست؟» یافته های پژوهش این شد که: از سه معنای حسی، اعتباری و روحانی واژه «نور»، در آیه مذکور معنای حسی آن با توجه به اعتقاد به عدم جسمانیت خداوند مراد نیست، از این رو مفسران معنای اعتباری یا روح معنا را برای آن قائل شده اند، در حالت اول از قواعد ادبی «مضاف محذوف»، «تشبیه بلیغ» و «مجاز» بهره برده و در حالت دوم با پذیرش قاعده روح معانی الفاظ، طبق دو تقریر «استعمال حقیقی برای معقولات و استعمال مجازی برای محسوسات» یا «استعمال حقیقی برای معقول و محسوس به نحو مشکک»، مراد از اطلاق نور برای خداوند رحمت دائمی خداوند یا همان هدایت تکوینی و تشریعی الهی برای همه کائنات دانسته اند.
بازخوانی آراء مفسران قرآن از مفهوم «اثخان» با تأکید بر آیه 67 سوره انفال(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۲)
63 - 82
حوزههای تخصصی:
مشتقّات واژه «اثخان» در قرآن تنها دومرتبه و درباره حکم اسارت، به عنوان یکی از احکام و فنون جنگی به کار رفته است. تفاوت ظاهری حکم موجود در دو آیه «ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْری حَتَّی یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ تُریدُونَ عَرَضَ الدُّنْیا وَ اللَّهُ یُریدُ الآخِرَهَ وَ اللَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ» (انفال: 67) و «فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا....» (محمد: 4)، ظهور عتاب در سیاق و نیز دریافت متفاوت از مفهوم «اثخان» و کمّ و کیف آن، سبب شده مفسّران قرآن برداشت های گوناگون و گاه متناقضی از این آیات ارائه دهند؛ گرچه دامنه تضارب آرای تفسیری در آیه 67 سوره انفال گسترده تر است. این پژوهش با تحلیل و نقد آرای مفسّران در این موضوع و با توجه به مفهوم «اثخان» [کُشت وکشتار شدید یا مغلوب شدن دشمن]، زمان نزول این دو آیه و نیز واکاوی قراین لحن آیات، تلاش نموده تفسیری منسجم از این دو آیه ارائه دهد و در پایان باورمند گردیده که دو آیه حاوی «اثخان»، بر مضمونی مشترک دلالت دارند و مفهوم «اثخان»، غلبه قدرتمندانه و پیروزی در میدان جنگ است که پس از آن، اسیرگرفتن جایز می گردد. همچنین در این آیات، قرینه ای برای حمل سیاق بر عتاب و سرزنش وجود ندارد و لحن هر دو آیه همراه با هشدار است.