فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
۱۶۴-۱۴۳
حوزههای تخصصی:
جهاد اراده به روح و جسم قدرت می بخشد و از اصول مهم تأثیرگذار در زندگی دنیوی و اخروی انسان مسلمان است. هدف تحقیق، بررسی سؤال اساسی چیستی، چگونگی و چرایی تربیت جهادی و قدرت بخشیدن قوای ارادی از نگاه قرآن و ارائه یک الگوی مفصل در این زمینه است. در این جستار که پژوهشی بنیادی از نوع توصیفی- اکتشافی است، برای کاوش نمونه تربیت جهادی و تقویت قوای ارادی از شیوه تحلیل مضمون استفاده شد. برای جمع آوری و شناخت مفاهیم مرتبط جهاد، ابتدا مبانی نظری، صاحب نظران بازبینی شد. آنگاه با بررسی جامع قرآن کریم، مضمون های مربوط بیرون کشیده و کدگذاری شدند. یافته های تحقیق نشان می دهد در اسلام تقویت قوای ارادی زمانی ارزشمند است که در جهت نزدیکی به پروردگار و رضای خالق یگانه باشد و با ویژگی هایی مانند باور، امانت داری، پرهیزگاری، علم، عقل همراه باشد. الگوی به دست آمده دارای 5 مفهوم غالب، 18 مضمون فراگیر و سازمان دهنده و 125 مضمون پایه بود.
تحلیل و بررسی عوامل مؤثر در شکل گیری حبّ و بغض منافقان اعتقادی از منظر قرآن کریم
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
۳۰۸-۲۷۷
حوزههای تخصصی:
نفاق از موضوعاتی است که خداوند در سوره های متعدد و با تأکید خاصی به آن پرداخته است. منافقان از دین به عنوان ابزاری برای رسیدن به منافع دنیوی استفاده می کنند؛ بنابراین نقش مهمی در انحراف حرکت نظام اسلامی ایفا می کنند که توجه به آن ضرورت پرداختن به موضوع را مشخص می کند. جستار فرارو به روش توصیفی – تحلیلی با بررسی گفتمان قرآن درباره ی منافقان به بررسی عوامل مؤثر در سوگیری حب و بغض آن ها و بازتاب آن در عمل و اندیشه ی آن ها همت گماشته است؛ سپس جلوه های دنیاپرستی و هواپرستی ذیل عوامل مؤثر بیرونی و درونی از نگاه قرآن مورد تحلیل قرار گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش ریشه ی اصلی حب و بغض منافقان را می توان در دو قالب بیرونی و درونی تحت عنوان دنیاپرستی و هواپرستی جستجو کرد؛ که نتایج آن در اندیشه و عمل آن ها با همدلی و همدستی با کافران، خیانت و تضعیف روحیه ی مشارکت در مسائل جامعه ی اسلامی متجلی می شود.
قرآن و تفاوت های فرهنگ پوشش کنیزان با زنان آزاد؛ از جاهلیت تا صدر اسلام
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
۳۴۶-۳۱۵
حوزههای تخصصی:
در فقه فریقین یک وفاق نسبی وجود دارد که کنیزان از حکم وجوب پوشش سر و صورت، مستثنا شده اند. در قرآن کریم به مستثنا شدن کنیزان تصریح نشده است. پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مرجعیت علمی اهل بیت علیهم السلام به عنوان معلمان و مفسران قرآن، نادیده انگاشته شد. از طرف دیگر، صحابه نیز دانش و تسلّط کافی برای گره گشایی از معانی قرآن کریم نداشتند. این عوامل موجب شد جامعه پس از پیامبر صلی الله علیه و آله تعداد قابل توجهی از آیات قرآن کریم را با سوء برداشت یا اجتهادات مصلحت محور نقض کند. نقض آیات قرآن کریم توسط جامعه پس از پیامبر صلی الله علیه و آله این احتمال را به وجود می آورد که «مستثنا شدن کنیزان از حکم قرآنی حجاب شرعی» نیز سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نباشد؛ بلکه از قبیل همین موارد باشد. این مقاله برای بررسی همین احتمال تدوین شده است. هرچند مسئله پوشش کنیزان، امروزه مسئله مورد ابتلایی نیست؛ اما درک مسائلی مانند مقاصد شارع، علل تشریع احکام، نظام جنسیتی مورد نظر اسلام به تحلیلی که از پوشش آنان داریم وابستگی دارد. واژگان کلیدی: پوشش، کنیزان، حجاب، فقه، خلافت، جاهلیت، پیامبر.
فتنه و راهکارهای غلبه بر آن از دیدگاه نهج البلاغه
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
163 - 194
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعاتی که از ابتدای تاریخ اسلام، توجه افراد را به خود جلب کرده است مسئله فتنه است. فتنه، حرکتی پیچیده، پنهان و خشن علیه ارزش ها و سنت های صالح جامعه اسلامی است که موجب تخریب بافت اخلاقی و شبهه آفرینی در جامعه شده و بر سیر تاریخی جامعه اثر منفی گذاشته و جامعه را به سوی ضلالت و گمراهی می کشاند. قرآن با نکوهش بسیار فتنه، آن را شدیدتر و بزرگتر از قتل (سوره بقره، آیات 191 و 217) معرفی می کند. شدت و بزرگی فتنه در قرآن، موجب طرح این پرسش می شود که فتنه چیست و در جامعه چه اثری می گذارد؟. ازآنجاکه مسئله فتنه، در زمره مسائل پیچیده به شمار می رود، بیداری و بصیرت هنگام فتنه از اهمیت به سزایی برخوردار است. یکی از بارزترین ویژگی های فتنه که انسان ها را سخت در ابهام فرو می برد این است که در فتنه، حق و باطل با یکدیگر مخلوط می شوند و درنتیجه تشخیص حق از باطل با سختی روبه رو شده و این موضوع فرونشاندن آتش فتنه را دشوار کرده و می تواند افرادی را گمراه نماید. نگاه به فتنه های گذشته و عبرت گیری از آنها راه حل خوبی برای گرفتار نشدن در دام فتنه های پیشه رو است. در این مقاله تلاش شده است از دیدگاه امیرمؤمنان علی(ع) موضوع فتنه مورد بررسی قرار گرفته و نیز از دیدگاه آن حضرت راهکارهایی جهت برون رفت از آن مطرح شود. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و کتابخانه ای ضمن بیان معنای لغوی و اصطلاحی فتنه، مصادیقی از فتنه بیان شده و به وظایف در شرایط فتنه اشاره شده است.
بررسی تطبیقی آرای علامه محمدحسین طباطبایی و دکتر محمود البستانی در تفسیر ساختاری سوره غافر از سوَر حوامیم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
168 - 191
حوزههای تخصصی:
تفسیر ساختاری قرآن، روش و شیوه فهم متن آسمانی ازجمله حوزه های نوین و جذاب در عرصه مطالعات دانشگاهی معاصر بوده و در چند دهه اخیر فراوانی چشمگیری داشته و مفسران و محققان بسیاری در این حوزه پا به عرصه نهاده اند. این روش در پی کشف مقصد نص الهی بوده و آن را مرهون شناخت عمیق غرض و موضوع سوره می داند. بخشی از بررسی های علمی یک روش از گذر مقایسه و تطبیق آن با دیگر روش های علمی صورت می پذیرد. بدین لحاظ، این پژوهش و روش تحقیق نوآورانه ملاک محور و پرسش نهاد «استنطاقی»، با هم سنجی و تطبیق روش ها، تکمله ای کاربردی بر بررسی تطبیقی روش تفسیری مفسّران است و در نحوه انجام کار از گذر فرو گرفت اندیشه ها، مبانی، منابع، ابزار، قواعد و معیارهای رویکردی تفاسیر جامع و ساختاری آثار دو دیدگاه کمابیش مشابه و مشترک، تفسیر جامع المیزان علامه طباطبایی و تفسیر ساختاری و البنائی دکتر محمود بستانی به بررسی تطبیقی آرای آنان پرداخته و با در نظر گرفتن ضرورت کشف اشتراکات و افتراقات عملکردی، بعنوان ملاک بنیادین و کارگشا در تفسیر تطبیقی، قواعد نظری و عملی ایشان در مناسبات، تنسیقات، کشف اغراض آیات و موضوعات حاکم بر مقاطع و فصول سوره غافر، بعنوان یک مصداق از سوره های حوامیم معلوم نموده، و در جهت تولید و توسعه مفاهیم نوین و ایجاد یک روش ترکیبی از اقسام روشها و گرایش های تفسیری، با ساخت زبان و ادبیات مشترک و نوین جامع ساختاری، به کشف و فهم صحیح و مؤثر در معانی و اسرار تفسیری سوره بیانجامد و الگوی جدید و دستاورد کامل خویش را به عرضه نمایش و اشتراک گذارد.
ارزیابی نظریه «نجات در پرتو تمسک به عترت و صحابه»، نقدی بر دیدگاه فخر رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
83 - 108
حوزههای تخصصی:
برخی از مفسران اهل سنت سعی نموده اند ضمن داخل نمودن محبت صحابه در کنار محبت اهل بیت (ع)، با طرح ادعاهایی فقط اهل سنت را اهل نجات معرفی نمایند. فخر رازی بعد از ذکر روایاتی در فضایل اهل بیت (ع) و لزوم محبت به ایشان با استناد به حدیث «سفینه نوح» و حدیث «اصحابی کالنجوم» ادعا می کند که برای رهایی از امواج شبهات و شهوات علاوه بر سفینه مطمئن، محتاج به راهنمایی ستارگان درخشان نیز هستیم و اهل سنت چون بر سفینه اهل بیت (ع) قرارگرفته و چشم به ستارگان صحابه دوخته اند، اهل نجات و سعادت دنیوی و اخروی هستند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی با تأکید بر آیاتی که درباره ویژگی های سفینه و ماجرای طوفان نوح صحبت می کند درصدد رد ادعای فخر رازی است و نتیجه می گیرد که با توجه به اوصافی که در قرآن کریم برای سفینه نوح ذکرشده و نیز نظر به عدم اعتبار سندی و دلالی روایت «اصحابی کالنجوم» تمسک واقعی به اهل بیت (ع)، موجب نجات و عدم آن، مساوی با هلاکت می باشد.
Typology of the Interpretation of Gharīb al-Quran wal Hadith in the Works of Shaykh Ṣadūq(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Quran and Religious Enlightenment, Volume ۵, Issue ۱, ُ۲۰۲۴
109 - 124
حوزههای تخصصی:
Shaykh Ṣadūq has his specific methods and criteria for semantic analysis of the Gharīb (unfamiliar) terms in the field of hadith in general, and in the area of interpretation and semantics of vocabulary in particular; recognizing his methods and criteria in the semantic analysis of Gharīb words in the Holy Quran and the sayings of the impeccable Imams (AS) leads to the discovery of new approaches and the presentation of a more precise image of his methods and criteria in semantic analysis. Among his remaining works, one can find some of his views. The present study aims to observe and discover the types of explanations of Gharīb words in the thoughts of Shaykh Ṣadūq. To this aim was used a descriptive-analytical method and data collection is library-based. The result indicated that he used methods such as: Utilizing Shia theological arguments, defining examples for words, leveraging Arabic culture and literature, interpreting Gharīb words according to the companions, followers of the Imams (AS), and his scholars, highlighting grammatical points, using the sayings of the impeccable Imams (AS), stating all semantic aspects of a word, and preferring one meaning over others. Through his specific criteria, Shaykh Ṣadūq has been able to reach the core meaning and interpretive significance of Gharīb words.
نسبی گرایی و مطلق انگاری در پارادایم هرمنوتیکی پژوهش های قرآنی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نقد و بررسی جریان هرمنوتیک به دنبال این مطلب هستیم که آیا مطالعات روشی در پژوهش های قرآنی معاصر جهان اسلام به مثابه یک جریان هست یا خیر؟پژوهش حاضر به صورت توصیفی به بررسی مطالعات هرمنوتیکی در پژوهش های قرآنی می پردازد و با تحلیل مضمون ارتباط آن ها را با یکدیگر مورد ارزیابی و سنجش قرار می دهد. با بررسی های انجام شده باید گفت پارادایم هرمنوتیک فلسفی مفسرمحور که نسبی گرایی فهم از آن استنباط می شود و هرمنوتیک روشی (متن) که متن محور و مؤلف محور است و به صورت مطلق گرایی به فهم متون دینی می پردازد، موجب بروز دوقطبی بین مسلمانان شده است. به تبع آن به لحاظ مطلق گرایی و نسبی گرایی مباحث «هرمنوتیک کلاسیک» با رویکرد مطلق گرایی و شاخصه «هرمنوتیک مدرن» نسبی گرایی و «هرمنوتیک پسامدرن» که از نقد هرمنوتیک مدرن نشأت می گیرد و در آن یک مفسر محوری وجود ندارد و فارغ از متن هرکسی می تواند نقش مفسر محوری را ایفا کند و همه هم صحیح هستند. فی الجمله در نسبی گرائی و مطلق انگاری میان مستشرقان و اندیشمندان جهان اسلام هم صدایی خاصی وجود دارد اما در تقابل با دانشمندان ایران است و نتایج عکس وجود دارد و به لحاظ دیدگاه دوره تاریخی میان اندیشمندان مستشرق، جهان اسلام و ایران سنخیت و قرابت بیشتری وجود دارد.
تحلیل گفتمان خداوند در مقابل مخالفان در سوره انعام بر اساس دو نظریۀ داده بنیاد و لاکلا و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه لاکلا و موفه به بررسی گفتمان خداوند متعال در مقابل مخالفان در سوره انعام می پردازد؛ لذا ابتدا داده ها بر مبنای نظریه داده- بنیاد کدگذاری گردید سپس بر اساس این نظریه تحلیل شد. بررسی داده ها نشان می دهد که گفتمان خداوند با دال مرکزی «توحید» در تقابل با گفتمان مخالفان با دال مرکزی «شرک» قرار می گیرد. مخالفان به منظور حفظ هژمونی و قدرت خود اقدام به طرد و حاشیه رانی گفتمان خداوند از طریق ایجاد شک و دودلی، بهانه جویی و نافرمانی می کنند اما خداوند، در مقابل، از طریق برجسته سازی گفتمان خود به بازنمایی هژمونی خود می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد خداوند مدلولی است مقتدر که در کنار دال شناور «مهربان بودن»، «عقاب دهنده» نیز هست. در نظام معنایی گفتمان خداوند برخی از دال ها مانند دال شناور «یکتا بودن» در تضاد با دال محوری گفتمان مخالفان در بازنمایی گفتمان هژمونیک خداوند نقش عمده ای را ایفا نموده اند.
«شورا» و مشارکت سیاسی حداکثری مشروط(واکارگزارانه)؛ نگاهی تحلیلی به جایگاه «شورا» در تفسیر سیاسی-موضوعی قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شورا یکی از مهم ترین مفاهیم در علوم سیاسی و در تفسیرسیاسی-موضوعی قرآن است که رابطه وثیقی با مشارکت سیاسی دارد. بر این پایه سوال اصلی تحقیق آن است که ماهیت شورا در قرآن چیست و چه رهیافتی بدان، رهیافت مطلوب قرآن است؟ فرضیه پژوهش مبتنی بر روش تفسیر موضوعی آن است که شورا از مفاهیمی است که مشارکت سیاسی از آن قابل استخراج و استنطاق بوده و قابلیت ظرفیت سنجی در مفاهیم مدرن را دارد که بر اساس این ظرفیت سنجی می توان گفت از منظر قرآن شورا، به مثابه مفهومی امضایی متفاوت از مشورت بوده و در عرصه عمومی سیاسی گونه ای از الزام را به ویژه در عصر غیبت معصوم دارد و با این نگاه، رکن مهم رهیافت مشارکت سیاسی حداکثری مشروط(واکارگزارانه) تلقی می شود. رهیافت واکارگزارانه(حداکثری مشروط) در رابطه با آیات شورا و نسبت به مشارکت سیاسی، در مرحله انتخاب رهبر باوجود پذیرش نص و نصب الهی اما برای مشارکت سیاسی مردم موضوعیت قائل است. مشورت با مردم و یا نمایندگان مردم امری تزیینی قلمداد نمی شود. مشورت امری لازم است و هم التزام به نتیجه مشورت بالاجمال امری ضرور است. بر این پایه در عصر غیبت، مشارکت سیاسی عمومی و مشورت با مردم هم در انتخاب رهبری است و هم در جریان تصمیمات سیاسی مشروط به رعایت شرایط و زمینه های پیشینی به نحو الزامی جاری می شود و شرعیت حدوث و بقای دولت دینی با آن گره خورده است.
طراحی الگوی مطلوب دعوت بر اساس غرر آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۴ تابستان ۱۴۰۳شماره ۲ (پیاپی ۱۴)
104 - 135
حوزههای تخصصی:
با توجه به تحولات فن آورانه رخ داده در جهان، جایگاه «دعوت» نسبت به «امربه معروف» ارتقا یافته است؛ زیرا امربه معروف در جامعه ای قابل تحقق است که مردم بر پیمان های مشترک ملتزم باشند، درحالی که در جوامع امروزی، به دلیل «ازجاکندگی»، فضای اجتماعی برخی از افراد دگرگون شده و تعلق خاطر آن ها به مکان زندگی کمتر شده است. ازاین روی، تراکنش میان چنین افرادی جنبه دعوت به خود می گیرد. باوجود نیاز مبرم به ارائه الگوی مطلوب دعوت، کمتر در این زمینه نظریه پردازی صورت گرفته است. نگارنده در راستای نظریه پردازی اسلامی، با الهام از رویکرد تفسیر موضوعی، قرآن کریم را استنطاق نموده و بر اساس تحلیل «غرر آیات» به الگوی مطلوب کنش دعوتی دست یافته است. نتایج پژوهش نشان می دهد در الگوی مطلوب قرآن بنیان، تراکنش آرمانی و تمدن ساز، زمانی تحقق می یابد که انسان ها در جایگاه پیام فرست، «شاهد»؛ یعنی باورمند و عامل به محتوای پیام باشند. در جایگاه مخاطب «مستمع» بوده و بدون محدودیت، ضمن گوش فرادادن به همه صداها گزینشگ. ر باشند و بهترین را انتخاب نمایند. درنهایت، باید دعوت به لحاظ محتوای پیام ازجمله پیام های عاطفی و هنری در چهارچوب اصل «حکمت» قرار گرفته، استدلال پذیر و معطوف به عقل بشری باشد؛ بنابراین با سه کلیدواژه «حکمت»، «شاهد» و «استماع» با محوریت مفهوم «الله» الگوی تراکنش دعوتی طراحی می شود
Tawfīqī1 or Ijtihādī of Naming Surahs of the Qur'an and Its Jurisprudential Effects(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Qur'an, like other holy books, has smaller sections that are called "Surahs" based on the Qur'anic verses. The significant and privileged position of the Qur'an is accepted by all Islamic religions, and the effort to preserve this position, along with the divinity of its words, has caused most of the debates that refer to the structure of the Qur'an to be considered Tawfīqī (non-arbitrary) matters. The arrangement of the verses and the scope of the Surahs is one of the things that there is a consensus on their being non-arbitrary; However, there are two general views regarding the naming of the Surahs of the Qur'an. Most of the Qur'anic scholars believe that based on narrative and rational reasons, the naming of Surahs is one of the non-arbitrary matters; while some experts have considered it as a matter of ijtihād2. The acceptance of each point of view will have different jurisprudential effects. This research is of a qualitative type and has investigated the mentioned issue through a descriptive-analytical method based on content analysis. This study by inferring the arguments of both views and relying on the historical analysis of the stages of naming the Surahs of the Qur'an, has preferred the view of Ijtihādī-oriented naming. Of the most important jurisprudential effects of accepting ijtihād in naming Surahs of the Qur'an is the permissibility of accepting new names for Surahs, the point that the Qur'anic names do not imply the valuing of people or the subject, the impossibility of inferring jurisprudential rulings by referring to the names of the Surahs or proving the virtue of names, etc.
Rukūʿ as a Semantic Unit: A Novel Approach to Interpreting the Qur’an with a Case Study of the Tenth Rukūʿ of Surah al-Naḥl(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the internal divisions of the Qur’anic text is the rukūʿ , which, as a semantic unit, provides significant potential for rereading the text and uncovering new interpretive levels. Nevertheless, this division has been largely neglected in many contemporary Qur’anic codices and rarely addressed in Qur’anic studies. The present study aims to propose and apply an approach of Qur’anic interpretation based on rukūʿ analysis, focusing on the tenth rukūʿ of Surah al-Naḥl (Q. 16:71–76). Conducted through a descriptive-analytical approach, the research proceeds in three stages: first, elaborating the proposed approach of understanding the Qur’an through rukūʿ units; second, applying this approach to the tenth rukūʿ of Surah al-Naḥl as a paragraph-like semantic unit; and third, assessing the findings by comparing them with the exegetical categorizations of other commentators. The results indicate that verses 71–76 of Surah al-Naḥl form a structurally and thematically coherent passage that can be identified as an independent semantic unit. Within this framework, the topic sentence, supporting statements, transitional sentence, and concluding sentences were identified. Furthermore, a comparative critique of three exegetes’ approaches revealed that neglecting rukūʿ divisions in existing commentaries has often led to semantic discontinuity, disruption of textual coherence, deviation from the surah’s main objective, and reader confusion. Accordingly, it can be concluded that a rukūʿ -based reading of Qur’anic surahs not only highlights the thematic independence of each semantic unit but also ensures their internal coherence and contributes to identifying the overarching purpose of the surah. This approach may thus serve as an effective model for Qur’anic exegesis and a means of avoiding the interpretive challenges resulting from fragmented exegetical categorizations.
Development and Validation of the Familiarity with the Qur’an Questionnaire(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Qur’an encompasses a multitude of valuable teachings that serve as essential guidance for Muslims. To fully derive benefits from this divine source, a comprehensive and continuous engagement is imperative. The present study aimed to develop and standardize the "Familiarity with the Qur’an Questionnaire" (FwQQ) and to investigate its factorial structure. Utilizing the insights of Qur’an teachers, experts, and lecturers of Qur'anic studies with seminary degrees from Saqqez County, the characteristics of individuals familiar with the Qur’an were identified. Based on these characteristics, a 22-item questionnaire was developed. A total of 434 primary and secondary school teachers as well as Qur’anic studies instructors from Saqqez, selected through multi-stage cluster sampling, participated in the study and completed the questionnaire. The collected data were analyzed using SPSS and LISREL software through exploratory factor analysis (EFA) (including principal component analysis (PCA) with varimax rotation), and confirmatory factor analysis (CFA) (using fit indices). The Kaiser-Meyer-Olkin (KMO) test indicated that the data were suitable for factor analysis. Additionally, PCA with varimax rotation revealed that the FwQQ comprises two factors: "Learning and Teaching the Qur’an," and "Tendency towards the Qur’an and Contemplation on It." These results were also supported by CFA, demonstrating a good fit between the data and the two-factor model. The reliability of the questionnaire, calculated using Cronbach's alpha, was found to be 0.97 for the overall scale, 0.93 for the first factor, and 0.96 for the second factor. This validated instrument holds promise for future research exploring the role of Familiarity with the Qur’an in various psychological and social contexts.
مبانی مرجعیت علمی قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
مرجعیت علمی بدون شک از ابعاد شاخص تمسک علمی و عملی به قرآن کریم است و قرآن پژوهان با رویکردهای گوناگون بدان پرداخته اند. باید دید این مرجعیت، چه پیش ساخت ها و مبانی ویژه ای را در بر می گیرد و چه اثری در بحث مرجعیت علمی قرآن دارد. جامعیت قرآن کریم، جاودانگی قرآن، پاسخ گو بودن به نیازهای کلیدی انسان و جامعه معاصر، عدم تفکیک قرآن کریم و اهل بیت (ع)، مفسّران حقیقی از کتاب الهی، برخی مبانی مهم مرجعیت علمی قرآن است. پژوهش پیش رو بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی و با مطالعه کتابخانه ای به بررسی و تحلیل مبانی مذکور بپردازد. از اهداف این پژوهش می توان به فراهم کردن زیرساخت های علمی برای تحقق مرجعیت علمی قرآن، نهادینه سازی مرجعیت قرآن در فرآیند تولید علم و محتوای علوم و ابتنای نظام های خرد و کلان اجتماعی و معرفتی بر معارف قرآن اشاره کرد. فرهنگ سازی و زمینه سازی برای اتکای عالمانه کنش گران اجتماعی- فرهنگی به قرآن و دسترسی سازمان یافته جهت بهره مندی از کتاب الهی در علوم، از اهم دستاوردهای این پژوهش است.
رهیافتی تطبیقی بر مؤلفه های معنایی «ذائقه» در قرآن کریم
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۲)
132 - 154
حوزههای تخصصی:
درک معانی واژگان قرآن کریم نقش بسزایی در فهم عمیق پیام الهی دارد. در پژوهش پیش رو با روش توصیفی-تحلیلی، ظرافت های معنایی واژگان مرتبط با مفهوم «ذائقه» مورد ارزیابی و تحلیل معنایی قرار گرفته است. در این مرحله با قراردادن کلمه «ذائقه» در نقطه کانونی این حوزه، بعضی کلماتی که بیشترین مؤلفه های معنایی مشترک با این واژه را در قرآن کریم داشته اند مورد تحلیل معنایی قرار گرفته است. واژگانی همچون: «طعم»، «خبر»، «أنبا»، «آنس»، «بصر»، «رأی»، «شاهد»، و «عرّف». نتایج تحقیق حاکی از آن است که واژه ی «ذوق» هرچند به معنای چشیدن و به ظاهر معنای اندک بودن را می رساند، در واقع به مفهوم عمق آنچه را که باید درک شود به مخاطب منتقل می نماید. این کلمه در معنای دانستن، علم داشتن، قدرت شناختی، ادراک قلبی، احساس کردن، امتحان، تجربه کردن و نیز دیدن مجازات، استعمال شده است. این واژه بیشتر به معنای چشیدن عذاب به کار رفته است، ولی در مواردی نیز به معنای چشیدن رحمت آمده است. به نظر می رسد استفاده ی این کلمه برای چشیدن مرگ نه از باب کاربرد آن برای عذاب، بلکه از باب درک معنا با عمق وجود و تجربه کردن استفاده شده است. دیگر واژگان در این حوزه نیز هرکدام دارای وجوه معنایی تمییزدهنده ای اند که آن را از دیگر واژگان متمایز می سازد.
Assessing the Conceptual and Spatial Aspects of Persian Gardens through the Lens of the Qur’an: A Questionnaire-Based Survey(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Holy Qur’an provides extensive descriptions of paradise as created by God for humanity. These descriptions not only emphasize material rewards but also highlight spiritual blessings that fulfill human emotional and psychological needs. This study investigates the realization of Qur’anic conceptual and spatial indicators of gardens in the design of Persian gardens, addressing the following questions: What are the conceptual and spatial indicators of gardens in Qur’anic verses? To what extent have these indicators been realized in Persian gardens? Using a descriptive-analytical methodology with a comparative approach, the Qur’anic verses and their interpretations were analyzed to identify key indicators of paradise gardens. These indicators were categorized into two groups: mental and intrinsic perceptions, such as feelings of security, health, eternity, spiritual tranquility, spiritual wealth, reflection on divine blessings, and recreation; and visual and spatial perceptions, including expansiveness, the attractiveness of greenery, scenic beauty, and decorative aspects of the garden. The study assessed these indicators through a survey of 200 visitors to eleven historical Persian gardens, utilizing an 11-item questionnaire. Data were analyzed using confirmatory factor analysis (CFA). The findings reveal a significant alignment between the Qur’anic descriptions of paradise and the perceptions of visitors to Persian gardens. Mental and intrinsic components were found to have a greater impact than visual and spatial components in reflecting the spirituality and Qur’anic teachings embedded in Persian gardens. Among the mental and intrinsic elements, the sense of security emerged as the most influential factor, while scenic beauty ranked as the most impactful visual and spatial feature.
بازخوانی انتقادی تفسیر آیه سوم سوره تحریم با تکیه بر تاریخ گذاری قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۵ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳ (پیاپی ۱۷)
35 - 54
حوزههای تخصصی:
آیه سوم سوره تحریم خبر از راز رسول خدا (ص) و افشای آن توسط برخی همسران ایشان می دهد که اخبار سبب نزول، افشای آن راز و نوع توطئه را به عنوان یک مسئله، به حسادت زنانه تنزل داده است. کشف این راز و نوع توطئه از این زاویه دارای اهمیتی ویژه است؛ زیرا از یک سو راز افشاشده را به حسادت زنانه کاهش داده و ازسوی دیگر، مفسران اهل تسنن و مکتب شیعه متأثر از این روایات، راز افشاشده را به خلافت ابوبکر و حضرت علی (ع) معطوف دانسته اند. در این مقاله، ابتدا اخبار سبب نزول از منابع و تفاسیر شیعه و اهل سنت ذیل حسادت زنانه و خلافت ابوبکر و حضرت علی (ع) دسته بندی و ارزیابی شده و آنگاه با استفاده از روش تاریخ گذاری سوره های قرآن و خط نزولی سوره تحریم و همجواری میانی آن با سوره های منافقون، نور، احزاب ، فتح و صف، حقیقت توطئه و راز افشاشده در آیه سوم را مربوط به پیروزی قطعی پیامبر (ص) در آینده نزدیک بر مشرکان دانسته است. بنابراین، گذشته از تبیین متفاوتی که از مفهوم راز افشاشده ذیل آیه سوم حاصل شد، روش تاریخ گذاری نقش مهمی در شناخت صحت و سقم روایات اسباب نزول ایفا کرد؛ زیرا تاریخ نزول این سوره به وضوح نشان می دهد که روایات اسباب نزول به غلط ذیل آیه سوم سوره تحریم آورده شده و برآن منطبق گردیده است.
بازخوانی داستان حضرت ابراهیم (ع) در قرآن کریم بر پایه نقش مایه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۵ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳ (پیاپی ۱۷)
94 - 118
حوزههای تخصصی:
یکی از گونه های پرکاربرد سخن در قرآن کریم، قصه است. قصص قرآن کریم گنجینه ای بس غنی از معارف ایمانی و اخلاقی و رفتاری است که آن ها را در عمل مجسم می کند و به تصویر می کشد تا قابلیت «تأسی» و «اقتدا» را برای دیگران مهیا سازد. ازسوی دیگر، در یک بازخوانی جامعه ساز از قصص انبیا در قرآن، اولین گام ها یافتن مضامین پرتکرار در روایت خداوند از آموزه ها و عملکرد انبیای الهی در قرآن کریم است. رویکردهای مضمون شناسی در دانش های ادبی، از جمله روایت شناسی، ابزارهای علمی دارای رَوایی و پایایی ارائه نموده است که می تواند به ما در این مسیر یاری رساند. براین اساس، نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با الگوی کاربست عنصر نقش مایه در دانش روایت شناسی، بخشی از داستان حضرت ابراهیم (ع) در قرآن کریم را بازخوانی کرده است. یافته های پژوهش نشان از نقش مایه هایی همچون تثبیت نگرش عقلانی تمدن ساز در پرتو نقش مایه محاجّه، تثبیت کوشش و مجاهدت در بسط امر تمدنی با نقش مایه ابتلا و دغدغه تداوم تمدنی در نسل های آینده با نقش مایه دعا برای فرزندان در داستان ابراهیم (ع) دارد.
مقایسه تحلیلی جایگاه و کارکرد شورا در نظریه حکومتی دروزه و فضل الله با تکیه بر آیات ۱۵۹ آل عمران و ۳۸ شورا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۵ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴ (پیاپی ۱۸)
73 - 94
حوزههای تخصصی:
چنین می نماید که آیه 159 آل عمران و 38 شورا جایگاهی ویژه در تنظیم شاکله نظریه حکومتی نزد اندیشمندان مسلمان در دوران جدید دارد؛ ازآن رو که ازسویی عموم نظریات حکومتی دینی، به ویژه در سده بیستم میلادی و متأثر از نظام های دمکراتیک حاکم بر کشور های غربی، بر نفی حکومت های استبدادی و موروثی و متغلّبانه تأکید ورزیده و ازدیگرسو، وجود رکن شورا یا پارلمان و به تبع آن برخورداری عموم مردم از حق رأی و حق دخالت در سرنوشت سیاسی شان را ضروری دانسته است. دقیقاً در این جهت است که مفسران معاصر، به ویژه اهل سنت، به آیات مشورت توجهی جدی و جدید نشان داده و کوشیده اند همگام با تحولات اجتماعی نوین، شورا را به عنوان یکی از ارکان تأثیرگذار در نظریه حکومتی اسلام در نظر گیرند و مقوّمات آن را مخصوصاً با دقت در آیات مشورت به دست آورند. فرضیه پژوهش آن است که نگاه مفسران معاصر شیعه و اهل سنت به کارکرد این دو آیه در جهت مطلوب فوق، چندان همسو نیست؛ به این معنا که مفسران اهل سنت عموماً برای شورا و رأی مردم به ویژه در مشروعیت حاکم و نظارت بر عملکرد او مدخلیت قائلند و درمقابل، مفسران شیعی به رغم تأکید بر جایگاه و اهمیت شورا در حیات اجتماعی مسلمانان و حتی ساختار حکومتی، مشروعیت حاکم را وابسته به آن نمی دانند و درنهایت نیز او را ملزم به تبعیت از نظرات شورا نمی شمارند. پژوهش حاضر این دو کارکرد شورا را به طور خاص نزد دو اندیشمند شیعه و سنی، فضل الله و دروزه، بررسی می کند. تحلیل نهایی پژوهش نیز مؤید فرضیه پیش گفته است.