فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
Recognizing the organized system of the impeccable Imams' (AS) interpretive methods in explaining geological verses, and their efforts in the process of understanding the Quranic verses and reaching God's intent through scientific explanation, can provide effective methods for interrogating the Quran in this type of verse. The Ahl al-Bayt (AS) and the Companions, in interpreting the scientific verses of the Quran, generally adopted three approaches: "Linguistic explanation, conceptual interpretation, and reference to the Quran itself." However, conceptual interpretation was more prevalent, and linguistic explanation was mostly dedicated to the semantics of words. While paying attention to other verses of the Quran and using their own rational arguments, they explained the Quran and eluded to its cosmic and internal signs, such as subduction, the non-annihilation of matter, and other matters. The present study explores how the Imams (AS) studied and approached the geological verses of the Holy Quran. Through content analysis and library-based data collection, the narrations are examined. By comparing the geological verses, scientific narrations, and natural sciences, it is concluded that the Impeccable Imams (AS) not only paid attention to the science of their time but also addressed issues that were unknown to the thinkers of that era and were discovered by scientists centuries later. They employed various methods to convey the meaning of scientific verses, such as semantic explanation, imagery, stating the cause, conceptual interpretation, and so on
تحلیل انتقادی انگاره های قرآنیون پیرامون تأخیر تدوین حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
33-60
حوزههای تخصصی:
مسأله تاخیر در تدوین حدیث به مثابه یک پدیده تاریخی، خود منشأ پیدایش مجموعه انگاره هایی در این خصوص شده است، که لازمه تحلیل این انگاره ها اتخاذ نگاهی تاریخی به این مقوله می باشد. انگاره ناهم ترازی اعتبار سنت با قرآن، انگاره بی نیازی به سنت در پیاده سازی شریعت و انگاره تفکیک ناپذیری احادیث صحیح از سقیم از جمله این انگاره ها هستند. در این میان جریان قرآن بسندگی در دین موسوم به «قرآنیون»، با تاثیرپذیری از مطالعات استشراقی نقش پر رنگی در توسعه و ترویج این انگاره ها داشته اند. مبنای قرآنیون دراین شبهات، گزارش های حدیثی و تاریخی احادیث منع کتابت در زمان رسول خدا (ص) و پذیرش نهی توسط صحابه و تداوم و تاکید بر آن پس از رحلت پیامبر(ص) است. پژوهش حاضر که به روش کتابخانه ای و با هدف تحلیل تاریخی انگاره های قرآنیون سامان یافته، به این نتیجه رسیده است که دلایل و مستندات قرآنیون در تثبیت این انگاره ها از اعتبار و وجاهت علمی کافی برخوردار نبوده؛ زیرا، اولا اعتبار سنت متوقف بر نگارش و کتابت آن نیست. ثانیا سیره گفتاری و رفتاری پیامبرمساله منع نگارش سنت را بر نمی تابد و نمی توان تصمیم صحابه در خصوص مقابله با تدوین حدیث را تداوم سیره نبوی دانست.
تاریخ گذاری حدیث "... لَقَدْ جِئْتُکُمْ بِالذَّبْحِ ..." در مصادر روایی فریقین «با تأکید بر روش تعیین حلقه مشترک»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ گذاری مأثورات در نگاه مستشرقان علی رغم گذشت یک سده از مباحث نوین درحدیث پژوهی معاصر تلقی می شود؛ به گونه ای که بازشناسی شیوه آنان در تحلیل روایات از ضرورت این امر گواهی می دهد؛ زیرا قبول یا طرد نتایج آنان فارغ از آشنایی با شیوه حدیث پژوهان غربی میسر نخواهد بود. پژوهش حاضر نیز با نگاهی مشترک بر سند و متن گزاره "لَقَدْ جِئْتُکُمْ بِالذَّبْحِ"، در پی ارزیابی این پرسش است که تعیین حلقه مشترک، کدامین دوره را نخستین خاستگاه زمانی ترویج روایت معرفی می دارد. لذا این پژوهش با نظر به فقدان مطالعات حدیثی پیرامون تاریخ گذاری روایت مذکور در مجامع فریقین، برآن است تا ازگذار پاسخ به سؤال فوق مبتنی بر نتایج حاصل از تحلیل ترکیبی، کاستی های موجود را برطرف نماید. گفتنی است این نوشتار با بهره وری از شیوه توصیفی تحلیلی بدین رهیافت نایل آمد که تحلیل سندی و دلالی روایت بر مبنای مستندات نقلی و کلامی، تماماً از ضعف روایت و گسترش بی رویه آن در عصر فتوحات خلفا حکایت می نماید. نقل منفرد گزاره در مصادر شیعی و انتقال آن در مکتوبات "راوندی" و "طبرسی"، در قیاس با نخستین ورود روایت در سیره "إبن إسحاق" و انعکاس آن با تعدد طرق در منابع متاخرتر، از جمله مهم ترین برآیند حاصله از تحلیل ترکیبی روایت است .
A Methodical Application of Identifying Surah Objectives in the Quran for Approaching Verse Coherence(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Holy Quran is a sign of the Iʻjāz and truthfulness of the final Prophet's (PBUH) claim of prophethood. It initially challenged opponents to produce something similar, and throughout history, it has become a platform for the endless and comprehensive efforts of scholars of literature, religious studies, and exegesis in accessing the essence of divine revelation. Recognizing and understanding the coherence of verses within the Quranic Surahs is one of the manifestations of these efforts. This importance motivated the present library research to compare the identification of Surah objectives with verse coherence using a descriptive-analytical method. This approach aims to investigate the reciprocal relationship between correctly identifying the objective of each Surah and understanding the coherence of its verses. The current research found that although knowing the manner of verse coherence in each Surah, due to its gradual revelation and thematic diversity, is difficult, a sign of the Quran's miraculous nature, and sometimes beyond human capability, subjective evaluation and unprincipled analysis of Surah objectives and verse relationships can hinder access to the consistency and harmony of the Word of God. Therefore, sincere contemplation, preliminary knowledge of the context of revelation and virtues of the Surah, awareness of the general objectives of the Quran, consideration of the Surah's name, utilization of interpretive narrations, attention to the beginning and ending of the Surah, a comprehensive view of all the Surah's themes, and reflection on the Surah's word choice and the significance of frequently repeated words and verses are eight criteria for understanding the harmony and coherence of each Surah's verses. All of these ultimately return to the role of Surah objectives in approaching verse coherence, factors that eliminate initial anxiety and dispersion and reveal the unity, continuity, and consistency of the verses
اذن الهی در موطن آخرت، بازخوانی مسئل جواز و عدم جواز تکلم در قیامت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۵)
133 - 156
حوزههای تخصصی:
آیاتی که بر تحقق نطق در موطن قیامت دلالت دارند به دو دسته تقسیم می شوند: 1. مواردی که دال بر صدور کلام به صورت مطلق و بدون قید اذن هستند؛ 2. آیاتی که بر نفی و عدم اذن به صدور آن به طور مطلق، دلالت می کنند. این مسئله، دست آویزی برای مدعیان وجود تناقض در آیات قرار گرفته است که در نتیجه مدعی غیروحیانی بودن قرآن شده اند. مفسران برای رفع این تعارض ظاهری پاسخ هایی را ارائه داده اند: الف: با توجه به تعدد مواقف در آخرت، در بعضی موارد اذن به تکلم صادر شده و در برخی از مواقف نیز سخن گفتن منع شده است. ب: با توجه به متعلق اذن، مراد از نطق مُجاز، تکلم درباره شفاعت و مراد از نطق غیرمُجاز، تکلم درباره عذر خواهی است. ج: عدم اذن، به نطقِ بدون حجت یا نطقِ بدون منفعت تأویل می شود. پژوهش پیش رو با تحلیل و بررسی اقوال مفسران، باز خوانی آیات اذن و عدم اذن الهی در موضوع تکلم و با استناد به معانی و کاربردهای دیگرِ اذن در قرآن کریم، پاسخی متفاوت در راستای رفع این تعارض ظاهری ارائه می دهد. نتیجه نهایی این است که با توجه به معانی دیگر اذن مانند اراده، رضایت و استماع، شبهه تعارض از اساس باطل است و به دلالت قرآن کریم، هیچ منعی برای تکلم در قیامت وجود ندارد. به بیان دیگر، کلام در مواقف مختلف موطن آخرت، محقق می گردد، اما نکته مهم، عدم بهره مندی گناه کاران از عذر آوردن و عدم پذیرش شفاعت شافعان در حق ایشان است. در واقع، مراد از اذن در آیات، گوش ندادن و توجه نکردن به سخن مجرمان و عدم تعلق اراده الهی بر رضایت و پذیرش عذر آنها پس از اتمام حجت بر ایشان در دنیا است.
تحلیل کاربردشناختی دعای ابوحمزه ثمالی با تکیه بر نظریه کنش گفتاری سرل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
323-356
حوزههای تخصصی:
کنش گفتاری یا کارگفت مفهومی، کلیدی در زبان شناسی و فلسفه ی کاربردشناسی زبان است که به بررسی عملکرد و معنای افعال در گفتگو با توجه به موقعیت اجتماعی و روابط بین گوینده و شنونده می پردازد و تلاش می کند کارکردهای زبان را به صورت نظام مند توضیح دهد. این پژوهش با رویکرد زبان شناسی کاربردی و بهره گیری از دس تهبندی ج ان س رل در نظری ه کنشه ای گفت ار ب ه تحلی ل دعای ابوحمزه ثمالی می پردازد تا قواعد معنایی استفاده از زبان برای دستیابی به اعمال گفتاری شناسایی و گفتمان دعای ابوحمزه در رابطه انسان با خدا بازنمایی شود. بدین منظور متن دعا به واحدهای معنایی کوچکتر تقسیم و بر اساس نظریه سرل تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که در دعای ابوحمزه شامل انواع مختلف کنش های گفتاری (اظهاری، ترغیبی، عاطفی و تعهدی) است که هر یک برای بیان هدفی خاص به کار رفته اند. بیشترین تأکید بر کنش های اظهاری با بسامد (53%) و پس از آن کنش های ترغیبی با بسامد (35%) قرار دارند. کنش های عاطفی با بسامد (11%) نیز حضور قابل توجهی دارند، اما از کنش های تعهدی(1%) بسیار کم استفاده شده است. نتیجه این بسامدگیری نشان می دهد که تمرکز اصلی گوینده بر ارائه باورها، بیان حقایق و انگیزش مخاطبان است. در مجموع، این پژوهش نشان داد که تحلیل کنش گفتاری می تواند ابزاری قدرتمند برای درک ساختار زبانی و کارکردهای مختلف دعا باشد. این روش نه تنها به روشن شدن معانی و مفاهیم نهفته در متن دعا کمک می کند، بلکه به شناخت بهتر ساختار ارتباطی در متون مذهبی می انجامد.
بررسی تفسیری آیات مربوط به اهل کتاب در سوره بقره با تأکید بر تناسب لفظی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
103 - 132
حوزههای تخصصی:
مسئله تناسب آیات قرآن کریم با یکدیگر به مثابه یکی از مباحث ارزشمند علوم قرآنی از دیرباز تاکنون به گونه ای رو به تزاید مطمح نظر اندیشمندان جهان اسلام بوده و توانسته است جای خود را در منظومه فکری بسیاری از مفسران معاصر همچون آیت الله جوادی آملی باز کند. این پژوهش که با توجه به نوع آن، بنیادی است و بر مبنای سؤال ها و اهداف با مراجعه به منابع کتابخانه ای به روش تحلیل اسنادی، به بررسی تفسیری آیات مربوط به اهل کتاب در سوره بقره با تأکید بر تناسب لفظی در تفسیر تسنیم پرداخته، بر آن است با اثبات این تناسب، در عمل به کسانی که سبک قرآن را پراکنده می دانند، پاسخ گوید. از این رو بعد از بیان مفهوم شناسی تناسب و پرداختن به تعاریف و اصطلاحات، اقسام تناسب لفظی در آیات مربوط به اهل کتاب همچون پاسخ به سوال، تاکید، تقیید اطلاق، تخصیص عمومیت و بیان مصداق بیان شده است.
تحلیل نگاشت های استعاره های مفهومی «انسان انگاری» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاربرد نظریه های جدید زبان شناسی در حوزه فهم آیات وحیانی می تواند نگاهی عمیق، علمی و دقیق برای درک مفاهیم الهی باشد. استعاره مفهومی از نظریه های جدید در حوزه زبان شناسی شناختی است که نشان می دهد مجاز جزء اساسی تفکر بشری است و بدون استعاره امکان فهم بسیاری از پدیده ها و مفاهیم انتزاعی ممکن نیست. نوعی ویژه از استعاره مفهومی هستی شناختی (وجودی) شخصیت بخشی و انسان انگاری پدیده ها، اشیاء و موجودات غیربشری است که می تواند به فهم و درک پدیده ها و مفاهیم الهی در قرآن کریم کمک بسیار کند. این مقاله، به روش توصیفی – تحلیلی، نمونه هایی از استعاره-های هستی شناختی قرآن کریم از نوع انسان انگاری را بررسی و تحلیل کرده است. نتایج حاصل نشان می دهد مفهوم قرآنی «حق» به مثابه انسانی مفهوم سازی شده است که از کانون اصلی خود، یعنی جهان غیبت، حرکت کرده و در این دنیا پیش سایرانسان ها حاضر شده است. این انسان انگاری حق و وصف آن با صفات انسانی ما را به وجود واقعی و ملموس مفهومی انتزاعی و معنوی رهنمون می سازد. از دیگر پدیده ها و اشیاء و موجوداتی که به صورت استعاره «انسان انگاری» در قرآن کریم تصویرسازی شده اند می توان به حضور و اشراف مرگ در پیش آدمی، رفت وآمد شب و نفس کشیدن صبح، سرکشی آب و سکوت خشم اشاره کرد.
تحلیل درون متنی آیه 87 سوره نمل بازخوانی و نقد دیدگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
209 - 236
حوزههای تخصصی:
یکی از مراحلی که موجودات در سیر تکاملی خود باید از آن عبور کنند، نفخ صور و حوادث بعد از آن است. آیه 87 نمل از آیاتی است که بدان سخن گفته و مفسران در وجوه آن دچار اختلاف گشته اند. در پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی به نگارش درآمده است، بعد از نقل و تحلیل انگاره های موجود، با بازخوانی آیه مذکور و بهره گیری از سیاق مشخص گردید صور با صیحه متفاوت است و مراحل پایانی جهان تنها در دو صور اماته و احیاء خلاصه نمی گردد، بلکه بنا به آیات قرآن در ابتدا، «صیحه اول» موجب مرگ تمامی افراد زمینی و انتقال آنها به برزخ می گردد، سپس با نفخ «صور اماته» همه برزخیان و افراد ساکن در آسمان ها بیهوش گشته، مجدد در «صور» دمیده گشته که سبب زنده شدن اهل برزخ و آسمانیان می شود که نفخ صور آیه مذکور برخلاف نظر برخی مفسران، بدان اشاره دارد و به دنبال آن ترس و فزعی از اهوال قیامت بر افراد وارد می شود و در نهایت با «صیحه دوم» همگان جهت حسابرسی نزد پروردگار حاضر می گردند. در این میان عده ای که جنبه بالاتری از مخلوق داشته و در حقیقت چیزی از خود به عنوان مخلوق ندارند تا از آنها گرفته شود بلکه با انجام اعمال صالح و پرهیز از تمامی گناهان فانی در خدا گشته اند و جنبه وجه الهی گرفته اند، از این فزع استثنا شده اند.
بررسی تطبیقی نسخ در قرآن کریم از دیدگاه شیخ طوسی و آیت الله خویی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۵)
109 - 132
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مهم و چالش برانگیز در طول تاریخ تفسیر و علوم قرآن، موضوع نسخ است. عالمان متقدم، بسیاری از آیات قرآن که جنبه تخصیص و تقیید داشته است را در محدوده نسخ درنظر گرفته اند. متأخرین با تعریفی نو، رویکردی ویژه نسبت به این موضوع داشته اند. اگرچه همچنان بحث ناسخ و منسوخ از جمله موضوعات اساسی علوم قرآنی به شمار می آید، در زمینه تبیین و بررسی وجوه تفاوت و تشابه دیدگاه علمای متقدم و متاخر در موضوع نسخ در قرآن کریم، پژوهش های زیادی انجام نشده است. ازاین رو پژوهش پیش رو درصدد است با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و مقایسه ای به بررسی تطبیقی دیدگاه های شیخ طوسی از عالمان متقدم در تفسیر التبیان فی تفسیر القرآن و کتاب العده فی اصول الفقه و آیت الله خویی از فقهای متأخر در کتاب البیان فی تفسیر القرآن بپردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد شیخ طوسی و آیت الله خویی در انواع نسخ و موارد آن در آیات قرآن کریم اختلاف نظر دارند و آیت الله خویی برخلاف شیخ طوسی، تنها به نسخ یک آیه از قرآن کریم معتقد است.
نقد دیدگاه مفسران در مصداق یابی «اصحاب القریة» در سوره یس با تکیه بر بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
133 - 160
حوزههای تخصصی:
ماجرای «اصحاب القریه» که تنها در سوره یس اشاره شده است، با ماجرای اعزام رسولان مسیح به سرزمینهای مختلف که در کتاب اعمال رسولان آمده است اشتراکاتی دارد. از این رو مفسران، اصحاب القریه را بر اهالی انطاکیه حمل می کنند. این در حالی است که تناقضات آشکاری بین این ماجراهای عهدینی با ماجرای قرآنی وجود دارد؛ از جمله اینکه در متن آیات به عذاب «القریه» اشاره شده درحالیکه کتب تاریخی نه تنها گزارشی از نزول عذاب بر انطاکیه ارائه نکرده اند، بلکه انطاکیه را نخستین شهری می دانند که به مسیح ایمان آورده است. همین تناقضات ضرورت بررسی آراء مفسران و علت انطباق ماجرای اصحاب القریه با انطاکیه را مطرح کرد تا با روش تحلیل آیات و بررسی بینامتنیت سوره یس با کتاب اعمال رسولان که در عهد جدید آمده، این مسئله تبیین شود. در نهایت چنین حاصل شد که وجود اشتراکات و تشابهات بین ماجرای اصحاب القریه با چند ماجرای مختلف از کتاب اعمال رسولان که هر کدام مربوط به یک سرزمین است، مفسران را به مطابقت آنها با یکدیگر واداشته است. درصورتی که در هیچیک از این ماجراها به وجود شخصی که از «اقصی المدینه» می آید اشاره ای نشده است و حتی بر نزول عذاب بر انطاکیه نیز سخنی به میان نمی آید. حضور دو راوی اسرائیلی یعنی وهب بن منبه و کعب الاحبار نیز در نقل این اسرائیلیات بی تاثیر نیست. مراد از اصحاب القریه طبق برخی از قرائن درون متنی قومی یهودی بودند که در برابر فرستادگان الهی مقاومت کرده و به عذاب دچار شدند. کاربرد واژه رحمن، اشاره به رجم و تطیر که جزو معتقدات یهودی است، به عنوان دلایلی در این دیدگاه مطرح می شود.
تحلیل محتوای عملکرد هوای نفس و شیطان از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
247 - 264
حوزههای تخصصی:
یکی از دغدغه های مهم دین داران در مسیر سعادت، مقابله با هوای نفس و شیطان می باشد. مسئله هوای نفس و شیطان در مصحف شریف قرآن کریم مطرح و روشن شده است. تلاش نگارنده بر این است که روش عملکرد هوای نفس و شیطان و شیوه مقابله با آن را شناسایی نماید و بحث و تحلیل کند. این پژوهش از اَشکال پژوهش های کیفی بوده و با روش تحلیل محتوای استقرایی با نظام کدگذاری داده ها انجام شده است . یافته های پژوهش نشان می دهد که در ارتباط با مفهوم شناسی هوای نفس، 6 مقوله اصلی شامل نحوه عملکرد هوای نفس در گمراه سازی انسان ها، تابعان هوای نفس، مصادیق هوای نفس، ویژگی مشترک خواسته های نفسانی، پیامد پیروی و نتایج ایستادگی درمقابل هوای نفس احصا گردید. در خصوص مفهوم شناسی شیطان، 4 مقوله اصلی شامل نحوه عملکرد شیطان در گمراه سازی انسان ها، نوع فرمان های شیطان، دلیل غلبه و روش مقابله با شیطان، احصا گردید که هر کدام از این مقولات، دربرگیرنده مؤلفه های مربوط به خود بودند. در مقایسه نحوه عملکرد هوای نفس و شیطان، هر دو، بر دادن وعده های فریبنده دنیایی و زیبا جلوه دادن کارهای بد به انسان تکیه دارند. هر دو به وسوسه گری و ایجاد هوس در دل ها می پردازند، با این تفاوت که ریشه وسوسه افکنی از سوی هوای نفس، امری درونی و غریزی است و وسوسه افکنی از سوی شیطان و به طور کلی عملکرد شیطان، منشأ بیرونی دارد. با این حال، هر دو مکمل هم اند و از دو جبهه درون و بیرون، انسان را مورد هجمه مستمر قرار می دهند. امر به منکرات، تضعیف ایمان و نشانه رفتن اراده، دنیاپرستی، خروج از صراط مستقیم، ایجاد غفلت از پروردگار و بازداشتن انسان از مسیر حق، ترفند مشترک شیطان و هوای نفس است.
تحلیل قصدی بودن معنا در بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و اریک دونالد هرش (مطالعه موردی: دلالت وضعی معنا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت متن و کشسانی آن بین مؤلف و خواننده، قصدگرایی متن به خواننده و مفسر کمک می کند تا او به فهمی بهتر از قصدگرایی متن در آرای طباطبایی و هرش و تأثیر آن بر عینیت بخشی معنا در متون بشری و متن قرآن دست یابد. این پژوهش با هدف بررسی تحلیل قصدی بودن معنا در بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و هرش انجام شده است. در این نوشتار، از روش تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی - تحلیلی استفاده شده است تا پس از گردآوری اطلاعات درباره قصدی بودن معنا، به این مفهوم برسیم که طباطبایی متأثر از مفسران اسلامی و اصولی، قائل به قصدگرایی متن است. در کنار ایشان، هرش برخلاف برخی از هرمنوتیست ها که خواننده را محور فهم متن و تفسیر می دانند، قصدگرایی معنا را با این پیش فرض پذیرفته است که حتی واژه ها و لغات نیز تابع قصد و نیت ماتن هستند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که با استناد به معنای سمانتیک، می توان لغت را یکی از منابع تفسیری طباطبایی در تفسیر متن قرآن دانست؛ اما هرش، برخلاف طباطبایی، از آنجا که به معنای عرفی الفاظ در متن توجه ندارد و معنای لغات را برگرفته از نیت صِرف مؤلف می داند، از تبیین و توجیه زبان شناختی واژگان عاجز است؛ در نتیجه، بین معنای زبان شناختیِ متن و معنای مدنظر مؤلف ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد که در یک حرکت رفت و برگشتی می تواند مفسر را به معنای اصلی و مدنظر متن قرآن راهنمایی کند و ذیل آن، جامعه تفسیری را از تشتت تفسیری به اجماع تفسیری سوق دهد.
نقد و تحلیل ترجمه های معنایی در برگردان ژرف ساخت آیات قرآن کریم (موردکاوی ترجمه های فولادوند، خرمشاهی، مجتبوی و مشکینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روساخت و ژرف ساخت از مباحث علم زبان شناسی هستند. نوآم چامسکی، اولین فردی است که نظریه دستور زایشی - گشتاری را مطرح کرده است. وی از جملات عینی به روساخت و از جملات نهفته در پس آن ها به ژرف ساخت تعبیر می کند. ترجمه لایه های سطحی و توجه به رویکرد صورت مدار در ترجمه، مترجم را از تأمل در لایه های عمیق معنا باز می دارد. در جستار حاضر، نگارندگان بر آن هستند تا از رهگذر رویکرد متن مدارانه، ترجمه های فولادوند، خرمشاهی، مجتبوی و مشکینی را بررسی و هر یک را تجزیه وتحلیل کنند. هدف پژوهش آشنایی بیشتر مترجمان با موضوع ژرف ساخت معنایی به ویژه در متون دینی است تا به وسیله آن مخاطب بتواند ارتباطی بهتر با آن اثر برقرار کند. برآیندهای حاصل از این پژوهش نشان می دهند مترجمان یادشده که ترجمه هایشان ترجمه ای معنایی است، در ترجمه آیات پرکاربرد این کتاب آسمانی، فقط به لایه سطحی معنا توجه داشته باشند و این امر آن ها را از بررسی معنای نهفته عبارت ها بازداشته است.
رهیافت روایی به اقسام مدلول های ظاهری قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
7 - 34
حوزههای تخصصی:
از موضوعات زیربنایی در فهم و تفسیر قرآن، شناسایی و تفکیک انواع مختلف دلالت ها در کلام الهی است. تنقیح دلالت های قرآن می تواند ملاکی برای ارزیابی و سنجش برداشت های تفسیری فراهم کند و مانع از تفاسیر ذوقی و سلیقه ای شود. به رغم اهمیت این موضوع، اقسام مدلول های قرآن تاکنون به صورت تفصیلی و مستقل مورد مطالعه قرار نگرفته است. از طرفی، انتساب هر نوع دلالتی به قرآن کریم نیازمند دلیل معتبر است. ازاین رو پژوهش حاضر با تکیه بر روایات معصومان(ع) به عنوان مهم ترین مرجع فهم قرآن، به مطالعه تحلیلی-توصیفی دلالت های قرآنی پرداخته و به جهت گستره بحث، بررسی خود را محدود به مدلول های ظاهری نموده است. بنابه نتایج پژوهش، مدلول های ظاهری قرآن در سه دسته کلی جای می گیرند: مدلول های منطوقی، مدلول های التزامی اخص و مدلول های التزامی اعم. در ذیل این مدلول ها، اقسام مختلفی همچون مدلول حقیقی، مجازی، کنایی، ایهامی، تقدیری، پیش انگاری، تعریضی، استلزامی، تقریری و... قرار دارند که جستار پیش رو به تبیین آن ها پرداخته و برای هر یک نمونه های روایی ارائه نموده است.
بررسی موانع تاثیر اموزه های اخلاقی قرآن کریم و نهج البلاغه بر سلامت روانی جامعه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
184-204
حوزههای تخصصی:
دین وآموزه های اعتقادی به ویژه قرآن نقش پر اهمیتی در سلامت روحی و روانی فرد و جامعه دارد و می تواند سلامت روانی فرد را تضمین کرده و مانع ابتلای فرد و جامعه به فشارها و آسیب های روحی_روانی شود. سلامت معنوی جامعه به مفهوم ارتباط سالم انسان با عالم معنا و حرکت او در مسیر قرب الهی با ابزار توحید و معاد باوری، وارستگی و بندگی خداوند متعال است که از بهترین و مطمئن ترین ابزارها برای رسیدن به این مقصود، قرآن کریم و نهج البلاغه می باشد. نظام سازی همه جانبه امیرالمؤمنین(ع) در کتاب نهج البلاغه بر محوریت کتاب خدا و سنت رسول الله(ص)، بنیادی معنوی دارد و نظام سازی اجتماعی ایشان از این قاعده مستثنی نیست. این پژوهش جهت پاسخ گویی به سوال اصلی تحقیق "موانع تاثیر آموزه های اخلاقی قرآن و نهج البلاغه بر سلامت روانی جامعه اسلامی کدامند؟" با روشی توصیفی تحلیلی و مراجعه به این دو منبع گرانقدر به بررسی موانع تاثیر آموزه های اخلاقی بر سلامت روانی جامعه اسلامی پرداخته است.
مفهوم «اضلال شیاطین» در نظام معنایی قرآن کریم با تأکید بر روابط هم نشینی و جانشینی: رویکرد معناشناسی ساختگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
231-262
حوزههای تخصصی:
حوزه معنایی «هدایت-اضلال» از حوزه های معنایی مهم در نظام معنایی قرآن و شیطان از مفاهیم کلیدی در این حوزه معنایی به شمار می آید. پژوهش حاضر سعی دارد با بهره گیری از روش معناشناسی ساختگرا، مبتنی بر بافت زبانی، برمبنای روابط هم نشینی وجانشینی ، تبیینی جامع از مفهوم «اضلال شیاطین» ارائه دهد. بررسی 30 آیه که در آن این مفهوم به کار رفته است، نشان داد که حوزه معنایی «مُضِلّ» شامل مفاهیمی هم چون فرعون، سامری، گروهی از اهل کتاب و مجرمان با مرکزیت شیطان است. با توجه به هم نشینی اضلال شیاطین و «سبیل» با بالاترین بسامد تکرار مشخص می شود که این مفهوم وابسته به راه و به معنای منحرف کردن از مسیری آسان و طبیعی با مقصد معنوی و به سوی حق می باشد. مفهوم «صد» جانشین «اضلال شیاطین» در قرآن است با این تفاوت که بر خلاف «صد» در اضلال مؤلفه ایجاد مانع وجود ندارد و «صد» هرگز به خدا اسناد داده نشده است؛ از این رو مفهوم اضلال نسبت صد عمومیت بیشتری دارد. حوزه معنایی اضلال شیاطین شامل مفاهیمی هم چون تزیین، وعده، تنمیه، نزغ، ازلال، دعوت، وسوسه و امر می باشد که نسبت به مفهوم اضلال شیاطین، واژگانی زیرشمول و به عبارت دیگر نوعی ازآن به شمار می آیند.
قرآن و متن شناسی؛ رویکردهای اعجاز متن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
5 - 28
حوزههای تخصصی:
تردیدی نیست که تمام پژوهش های متن شناختی در فرهنگ اسلامی در پرتو متن قرآن به وجود آمده است. تلاش بلاغت دانان، ادیبان، ناقدان و شعرشناسان در راستای فهم و درک از قرآن و پژوهش های اعجاز توسط بلاغت دانان و متکلمان نیز جملگی در حوزه متن قرآن شکل گرفته است. قرآن کریم، به مثابه یک متن و به طور خاص متن ادبی، ظرفیت بالایی در شکل گیری پژوهش های متن محور در جهان اسلام داشته است. این امر همواره برای پژوهشگران مسئله آفرین بوده است؛ بدین معنا که هریک از پژوهشگران به ویژه متن شناسان و کسانی که به حوزه تحلیل متن علاقه مند بوده و هستند، به قرآن به عنوان متن توجهی ویژه نشان داده اند. پیش فرض این رویکرد به متن قرآن بر این اصل استوار است که قرآن ویژگی های یک متن را دارد، بنابراین باید تکلیف این موضوع، یعنی متن بودن قرآن روشن شود. رهیافت مقاله به اعجاز، رویکرد متن شناسانه است؛ بدین معنا که متن قرآن یک متن ویژه با سازوکارهای خاص خود است که درک بی بدیل بودن آن در سنت زبان شناختی عرب تنها از راه مطالعه متن شناختی ممکن است.
مطالعه بازتاب آیات قرآن کریم در نقوش قالی های محرابی دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
87 - 112
حوزههای تخصصی:
یکی از تزیینات مهم در قالی های صفوی که تجلی گر تلفیق هنر و فرهنگ اسلامی است، کتیبه نگاری است که شامل آیات قرآن، اشعار یا دعاها می شود. قالی هایی با طرح محرابی معمولاً با کتیبه هایی از عبارات قرآنی مزین می شده و به عنوان سجاده کاربرد داشته است. آیات قرآن در کتیبه نگاری ها، نه تنها به عنوان عناصر تزیینی، بلکه به عنوان حاملان مفاهیم دینی عمل می کند. این مقاله به بررسی چگونگی تجلی مفاهیم اسلامی از طریق آیات قرآن و به ویژه متن آیه الکرسی در کتیبه نگاری دو نمونه منتخب از قالی های محرابی دوره صفوی پرداخته است و هدف، بررسی ارتباط میان مضامین قرآنی کتیبه ها با نقوش اسلیمی و طرح محرابی در قالی هاست. این پژوهش در پی پاسخ گویی به این دو پرسش است: نقوش نوشتاری بافته شده در کتیبه قالی های مورد مطالعه، چه ویژگی های فرمی و معنایی دارد؟ کتیبه های اجراشده چه ارتباطی با نقوش تصویری و طرح این قالی ها دارد؟ گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای و تصویری بوده و پژوهش با رویکردی تاریخی و به شیوه توصیفی تحلیلی صورت گرفته است. این پژوهش از طریق بررسی نوع متن آیات و ذکرهای موجود در کتیبه قالی ها به عنوان جایگاهی برای عبادت نمازگزاران، ارتباط آیات با شکل محرابی قالی های سجاده ای و نقوش اسلیمی را بررسی کرده است و اذعان می دارد که وجود آن ها در کتیبه نگاری قالی ها، جلوه ای از وحدت بین هنر و دین را به نمایش گذاشته و تجلی گاه مفاهیم قرآنی است.
بازخوانی نقش دراماتیک ابلیس در قصه آفرینش به روایت قرآن کریم از منظر روایت شناسی ارسطو(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
115 - 139
حوزههای تخصصی:
قصه آفرینش انسان در قرآن، سرشار از آموزه های اخلاقی، اعتقادی و فلسفی است و جایگاهی ویژه در تفسیر و تبیین آموزه های دینی دارد که می توان آن را از زوایای گوناگون تحلیل و بررسی کرد. این مقاله با استفاده از رویکرد روایت شناسی ارسطو، قصه آفرینش را تحلیل می کند. براساسِ نظریه روایی ارسطو، قصه آفرینش از تمام عناصر روایی ارسطویی بهره مند است، شخصیت ابلیس به طور کامل و دقیق ترسیم شده است و ابعاد گوناگون شخصیتی او به تصویر درمی آید. ابلیس، نقشی محوری در پیشبرد قصه و انتقال پیام الهی ایفا می کند و با استفاده از فریب و وسوسه، در صدد گمراه کردن انسان ها برمی آید. مضمون این قصه، هشدار نسبت به خطرات وسوسه های شیطانی و تأکید بر ضرورت تقوا و بندگی خداوند متعال است. این مضمون با بهره گیری از عناصر روایی به شکلی هنرمندانه به مخاطب القا می شود. مقاله پیش رو با روش تحلیلی روایت نشان می دهد که چگونه قصه آفرینش از تمام عناصر روایی ارسطویی برای خلق روایتی جذاب و پرمحتوا بهره می برد. این رویکرد به درک عمیق تر این قصه و نقش شخصیت های آن، به ویژه ابلیس، یاری می رساند. یافته های پژوهش نشان می دهد که قصه آفرینش انسان تمام عناصر روایی ارسطویی را به طور کامل و دقیق داراست. نتایج این پژوهش می تواند در تولید محتوای دینی و اخلاقی، آموزش روایت شناسی و نقد و تحلیل آثار ادبی و مذهبی کاربرد داشته باشد. همچنین این پژوهش می تواند به درک عمیق تر از آموزه های دینی و نقش شخصیت های داستان های مذهبی، به ویژه ابلیس، کمک کند.