از دیدگاه رازی، ایمان در لغت مصدری از دو فعل «تصدیق» و «امان» و در اصطلاح عبارت از «تصدیق و معرفت با قلب» و «اقرار با زبان» است و زمانی که معرفت با قلب حاصل گردد، اقرار با زبان نیز در ظاهر حاصل می شود. وی معتقد است مقومات مفهومی ایمان، یکی «تصدیق و معرفت قلبی» و دیگری «اقرار زبانی» است و عمل از حوزه مفهومی ایمان خارج است؛ زیرا عطف عمل بر ایمان باعث تکرار است. او که بر این باور است که اعتقاد و ایمان باید مبتنی بر دلیل باشد در تبیین دیدگاه های خویش حول محور ایمان، از دیگران تاثیراتی پذیرفته و هم بر دیگران تاثیراتی داشته است. دیدگاه های او از جهاتی با دیگر متکلمان اشعری نیز تفاوتهایی داشته است.
سلجوقیان اولین و وسیع ترین امپراتوری ایران بعد از اسلام و بزرگترین قدرت قلمرو شرقی جهان اسلام را در قرون میانه پدید آوردند. حکومت سلجوقیان در عرصه سیاسی و نظامی، حکومتی موفق بود. آنها با شکست دادن غزنویان حتی بر دستگاه خلافت عباسی نیز استیلا یافته و بغداد را تصرف کرده و در حیطه و حوزه نفوذ خود در آوردند. اگر چه با تبعیت صوری از خلفای عباسی به تحکیم حکومت و تثبیت مشروعیت سیاسی خود نایل آمدند. آنان با دشمنان داخلی خود به ویژه اسماعلیان پیکار می کردند و در بیرون با رقیب قدرتمندی همچون فاطمیان مصر روبه رو بودند و جنگ های صلیبی در دوره آنها رخ داد.با این حال شیوه کشورداری و به ویژه نظام ملوک الطوایفی، آنها را به سوی ضعف و انحطاط و در نهایت سقوط سوق داد. یکی از مسایل مهم دوران سلجوقیان توقف رشد و حرکت علوم عقلی به ویژه فلسفه و منطق و رکود خردگرایی و خردورزی است. زمینه های این رکود و فترت از زمان غزنویان فراهم شده بود. این امر دلایل مختلفی داشت. اهداف سیاسی حکومت سلجوقیان، جهت گیری های مذهبی آنان، سیاست حکومتی و دینی خلفای عباسی از متوکل به بعد، مقابله بزرگانی مثل خواجه نظام الملک با علوم عقلی، سرکوب معتزله، تسلط کلام اشعری، شدت یافتن قشریت و ظاهرگرایی مذهبی، سوء استفاده از ظاهر دین در جهت سرکوب مخالفان، سرکوب شیعه، مخالفت علما و فقها و حتی ادیبان و شاعران با فلسفه و علوم عقلی از دلایل این رکود و فترت بوده است.
از جمله خصوصیات مختص انسان که او را از سایر موجودات متمایز می کند، عقل و دل (فطرت) است که دارای ابعاد مختلفی است. یکی از این ابعاد، توجه به کمال خواهی و بی نهایت طلبی است. برخی پژوهشگران اسلامی تلاش کرده اند از این طریق به اثبات باری تعالی بپردازند.
از آنجا که انسان به کمال مطلق و زیبایی مطلق میل دارد و این میل از مقوله تضایف است و دو امر متضایف در وجود تکافو دارند، می بایست معشوق کامل و زیبای مطلق نیز محقق باشد.
در این مقاله سعی شده است ساختار منطقی برهان عشق به کمال مطلق مورد دقت قرار گیرد.
مرورى بر آراء اُریجن و تأثیر او بر الهیات مسیحى
مهدى کریمى1
چکیده
بررسى الهیات مسیحى اریجن داراى جنبههاى گوناگونى است که هر کدام به تنهایى اهمیت ویژهاى دارد، به ویژه براى کسى که قصد آشنایى با کلام مسیحى را دارد. او هم فیلسوف بود، هم از آباء اولیه کلیسا و هم یک متکلّم مدافع و مفسّر کمنظیر. همچنین، او را مبدع الهیات نظاممند دانستهاند.
الهیات اریجن به نوعى یک طرح افلاطونى ـ گنوسى بود. سه مسئله مهم در کانون توجه او قرار داشت؛ وى در سه بخش عمده کتابش مسیحیت را چنین خلاصه کرد: خدا و تجلیات او، هبوط ارواح مخلوق، نجات. البته یک بخش مهم دیگر را هم در پایان مىافزاید که همان فهم تمثیلى کتاب مقدس است. او مىکوشد از مؤلفهها و مبانى مسیحیت یک کل انداموار فراهم سازد که هم پاسخگوى شبهات باشد و هم از تمام حقایق ناب و نتایج اندیشههاى پیشین بهره ببرد.
اریجن در برخى از عقایدش بدعتگذار شناخته شد و با نقد و از بین بردن آثار او در شرق، تا حدودى تأثیرگذارى او تحتالشعاع قرار گرفت، اما به زودى در کلیساهاى شرقى و غربى پیروانى جدى یافت. این مقاله درصدد است تا به بررسى مهمترین دیدگاهها و تأثیرات او در عالم مسیحى بپردازد.