فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۱٬۰۳۷ مورد.
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
393 - 427
حوزههای تخصصی:
افغانستان کشوری است که به دلیل ناامنی و بی ثباتی سیاسی و نبود داده های جمعیتی مناسب، وضعیت باروری و سایر جنبه های جمعیتی آن کم تر بررسی شده است. هدف از این مطالعه، برآورد شاخص های باروری افغانستان با بهره گیری از روش های مختلف است. برای این منظور، داده های پیمایش جمعیت و سلامت افغانستان در سال 2015 مورد استفاده و تحلیل قرار گرفته است. با به کارگیری تکنیک غیرمستقیم براس و رله، میزان باروری کل افغانستان در سال مذکور به ترتیب، 5.0 و 5.4 فرزند و با به کارگیری روش مستقیم، معادل 5.0 فرزند به ازای هر زن برآورد گردید. میزان باروری نکاحی براساس سن 7.1 فرزند و براساس رتبه 7.0 فرزند به ازای هر زن و به همین ترتیب میزان باروری تجمعی با روش نسبت توالی زنده زایی 7.2 فرزند به دست آمد. براساس مقادیر نسبت های توالی زنده زایی 90 درصد زنان 49-45 ساله در افغانستان در سال 2015 حداقل 5.0 فرزند داشته اند. همچنین 77 درصد از زنان در این گروه سنی که 7.0 فرزند داشته اند، برای داشتن فرزند هشتم پیش رفته اند. یافته ها حاکی از آن است که داده های پیمایش سلامت و جمعیت 2015 به عنوان یک منبع داده ای در دسترس می تواند بادقت نسبی، شواهدی از سطح و الگوهای سنی باروری افغانستان ارائه دهد.
مدل سیستمی عرضه نیروی کار در ایران: مطالعه ای با رویکرد پویایی شناسی کیفی سیستم ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیروی انسانی، یکی از مهم ترین عوامل تولید است که نقش مؤثری در رشد و توسعه اقتصادی کشور دارد. بازار نیروی انسانی در مقایسه با سایر بازارها از حساسیت بیشتری برخوردار است؛ به دلیل اینکه علاوه بر تأثیرپذیری از عوامل اقتصادی از عوامل اجتماعی و جمعیتی نیز تأثیر می پذیرد. در این پژوهش با تدوین مدل سیستمی برمبنای روش پویایی شناسی کیفی سیستم، به مطالعه تعیین کننده های عرضه نیروی کار در ایران پرداخته شد. این روش به سیاست گذاران کمک می کند تا با جامع نگری و وابسته دیدن حوزه های بعضا متفاوت، به شناخت عمیقی از پیچیدگی ها و تأخیرات موجود در سیستم برسند. شاخص درصد مشارکت نیروی کار به عنوان نسبت جمعیت در سن کار یک کشور که مشغول فعالیت (شاغل یا بیکار) در بازار کار هستند، نشانه ای از عرضه نسبی نیروی کار است. از این رو با استفاده از نظرات خبرگان حوزه بازار کار و همچنین مرور پژوهش های پیشین، عوامل جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر مشارکت نیروی کار شناسایی شد که عبارتند از: ازدواج و باروری، مباحث مربوط به بازنشستگی، مهاجرت، رشد اقتصادی، فرصت های شغلی ایجاد شده، اشتغال ناقص و چندشغله بودن و سرمایه انسانی. با در نظر داشتن این که در مدل کیفی با ایجاد تغییر در رفتار سیستم می توان به عملکرد بهینه دست یافت؛ بر اساس مدل سیستمی مطالعه حاضر با افزایش تولید ناخالص داخلی و به تبع آن افزایش فرصت های شغلی، احتمال پیدا کردن شغل در کشور افزایش و مهاجرتهای خارجی کاهش می یابد. این مسیر به همراه افزایش سن بازنشستگی و همچنین کاهش فساد که مسیر رشد اقتصادی را با موانع زیادی مواجه می سازد می تواند به افزایش عرضه نیروی کار بینجامد.
فهم تجربه زنان از ازدواج های زودهنگام: مطالعه ای در شهر تیتکانلو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه علی رغم افزایش آگاهی و دانش عمومی مردم در حوزه های مختلف، ازدواج های زودهنگام در دنیا و ایران همچنان شایع است. استان خراسان شمالی در زمره استان هایی با بالاترین ازدواج های زودرس در ایران است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه شرایط علّی، زمینه ای و مداخله گر ازدواج های زودهنگام در بین زنان زیر 15 سال شهر تیتکانلو در استان خراسان شمالی است. روش پژوهش، کیفی بوده و از رویکرد نظریه زمینه ای استفاده شده است. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر، 24 نفر از زنان ازدواج کرده کمتر از 15 سال شهر تیتکانلو هستند که با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند و نظری انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته گردآوری و با بهره گیری از رویه های نظام مند استراوس و کربین (1990) در سه مرحله کدگذاری «باز»، «محوری» و «انتخابی»، تحلیل شده اند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که شرایط علّی مؤثر بر ازدواج های زودهنگام عبارتند از: عوامل فردی، عوامل خانوادگی، عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی و عوامل اقتصادی. اهمیت یافتن بدن و استفاده از رسانه های جمعی نیز به عنوان شرایط زمینه ای مؤثر بر ازدواج های زودرس شناخته شده اند. اعتقادات دینی و سنتی و مردانگی هژمونیک نیز عوامل مداخله گری هستند که بر واقعه ازدواج های زودهنگام در شهر تیتکانلو مؤثر بوده اند.
مالکیت مسکن و ترجیح زمان گذار به والدینی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه بین مسکن و باروری در ادبیات جهانی مستند شده و مالکیت یا نوع تصدی مسکن به عنوان یکی از اصلی ترین سازوکارهای تأثیرگذار در این زمینه معرفی شده است. خلأ پژوهشی موجود در مطالعات داخلی نویسندگان را بر آن داشت تا با استفاده از اطلاعات پیمایش ملی ازدواج در سال 97-1396 و با روش آماری تحلیل پیشینه واقعه، به بررسی نحوه اثرگذاری مالکیت مسکن بر زمان مناسب تولد اولین فرزند پس از ازدواج (گذار به والدینی) بپردازند. یافته ها نشان داد زوجین ساکن در ملک پدری نسبت به زوجین صاحب خانه یا مستأجر، تمایل به فرزندآوری سریع تری دارند. علاوه براین، یافته دیگر مطالعه، مبنی بر تمایل به فرزندآوری زودهنگام تر در میان افرادی که خانواده پدری آنها درآمد بالاتری دارند، بر اهمیت نقش خانواده پدری از طریق تأمین مسکن و یا حمایت های مالی دیگر بر نگرش های مربوط به فرزندآوری در بستر ایران تأکید می کند. یافته ها همچنین حاکی از وجود رابطه مثبت بین تحصیلات و زمان مطلوب گذار به والدینی است که می توان آن را نشانه ای از معکوس شدن جهت رابطه تثبیت شده بین تحصیلات و فرزندآوری در ایران در نظر گرفت. مطالعات آینده می تواند با بررسی عوامل موثر بر این پدیده به تبیین آن کمک کند.
واکاوی معنایی زمینه های ازدواج زنان ایرانی با اتباع افغانستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
219 - 264
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به واکاوی معنایی زمینه های ازدواج زنان ایرانی با اتباع افغانستانی می پردازد. ایران در چند دهه گذشته به یکی از مقصدهای اصلی مهاجران افغانستانی تبدیل شده است؛ این امر به دلیل وجود مرز گسترده بین دو کشور و همچنین آشفتگی سیاسی، جنگ های متعدد، شرایط اقتصادی وحشتناک، ترس از جان، و سایر عوامل اقتصادی و سیاسی است. رویکرد پژوهش، کیفی و روش آن داده بنیاد است. مشارکت کنندگان در پژوهش، زنان ایرانی دارای همسر افغانستانی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و داده ها با انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. تعداد مشارکت کننده با معیار اشباع نظری، 12 نفر بود. داده ها با بهره گیری از کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و گزینشی) استخراج و تحلیل شدند. در فرایند کدگذاری و تحلیل داده ها، تعداد 106 مفهوم، 35 مقوله فرعی، 10 مقوله اصلی و یک مقوله هسته استخراج شد. مقوله های اصلی پژوهش در قالب شرایط علی («رویه پدرسالارانه و ازدواج اجباری»، «سماجت و پافشاری اتباع بیگانه»)، شرایط زمینه ای («مصائب خانه پدری»، «نبود و کمبود آگاهی»، «فقر و احساس محرومیت» و «تقدیرگرایی»)، و شرایط مداخله گر («ادراک واکنش های متنوع»، «موانع اداری و حقوقی»، «نبود آینده نگری» و «بی پشتوانگی و ناپایداری شغلی و اقتصادی اتباع بیگانه») دسته بندی شدند. مقوله هسته نیز به «گزینش و زندگی ناخواسته» اشاره دارد. نتیجه این که، ازدواج و زندگی زنان ایرانی با اتباع افغانستانی، گونه ای از چالش در پیوند با موقعیت زنان و خانواده های آن ها در جامعه است که راهی ناخواسته را فراروی آن ها قرار می دهد.
رهیافت انتقادی به مکتب جامعه شناسی شهری شیکاگو: واسازی مناسبات ثروت، قدرت و حرکات فضایی-سکونتی جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
481 - 514
حوزههای تخصصی:
براساس تفسیر مکتب جامعه شناسی شهری شیکاگو، طبقات بالای اقتصادی همواره در رقابت برای بهترین نقش های اجتماعی و موقعیت های فضایی پیروز می شوند و دارای قدرت دستکاری و اصلاح فضای شهری در راستای منافع خود هستند. نوشتار حاضر می کوشد از طریق ارائه یک تفسیر جایگزین، یعنی تفسیر مبتنی بر مکتب واسازی، تفسیر مکتب فوق را درباره مناسبات میان ثروت، قدرت و حرکات فضایی جمعیت واسازی کند. برای دستیابی به این هدف، نظریه شهر مناطق متحدالمرکز که توسط برگس ارائه شده است، به عنوان چارچوب تحلیل پژوهش حاضر انتخاب می شود. تفسیر حاضر استدلال می کند که طبقات ثروتمند همواره طبقات اصلح و قدرتمند رقابت های شهری نبوده و دارای نقش تعیین کنندگی نهایی برای شکل دهی به حرکات جمعیتی درون شهر نیستند، بلکه طبقات کم درآمد اجتماعی نیز قادرند مکان استقرار طبقات بالای اقتصادی را در راستای منافع طبقاتی خود، تعیین و کنترل کنند. تفسیر مقاله حاضر نشان می دهد که طبقات بالای اقتصادی نمی توانند ساختار فضایی- اجتماعی شهر را صرفاً برحسب اراده آزاد و منافع طبقاتی خود دستکاری و کنترل کنند، زیرا آن ها در رقابت با طبقات کم درآمد برای تصرف بهترین موقعیت های فضایی برای سکونت که در فاصله کمتری از مرکز شهر قرار دارتد، شکست می خورند. در تحلیل الگوی حرکات سکونتی جمعیت، باید ساختار قدرت شهری را به صورت شبکه ای از مناسبات قدرت در نظر گرفت که در میان تمام طبقات اجتماعی توزیع شده است و در تملک یک طبقه خاص اجتماعی نیست. شهر یک کلیت ساختاری است و طبقات اجتماعی، نه براساس اراده آزاد و مطلق طبقاتی خود، بلکه در راستای وحدت کلی حاکم بر آن کلیت عمل می کنند.
فهم عوامل زمینه ساز تصمیمات مکانی و مهاجرتی طبقه خلاق به کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
467 - 503
حوزههای تخصصی:
در مقایسه با انواع گونه های مهاجرت، مهاجرت افراد خلاق و بامهارت بالا به ویژه در سطح داخل کشور کمتر موردتوجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش تبیین عوامل مؤثر بر تصمیمات مکانی و مهاجرتی سرمایه انسانی خلاق و بامهارت بالا به کلانشهر تهران است؛ تا سازوکاری که تهران از طریق آن طبقه خلاق کشور را به خود جذب می کند را فهم و درک نماید. این پژوهش از دریچه نگاه گفتمان تفسیری و روش کیفی به مسئله پژوهش نگاه می کند واز تحلیل محتوا کیفی برای تجزیه و تحلیل داده استفاده می کند. داده های مورد نیاز نیز با تکنیک مصاحبه از بین 19 مشارکت کننده گردآوری شده است. بر اساس یافته ها، 9 متغیر بیشترین تأثیر را در تصمیمات مکانی و مهاجرتی سرمایه انسانی خلاق و بامهارت بالا در ایران و بخصوص کلان شهر تهران دارند. این 9 متغیر به ترتیب اهمیت عبارت اند از مدارا و تنوع؛ امکانات، مزیت ها و تمایزات؛ فرصت های اقتصادی و شغلی؛ نقش دانشگاه و محیط علمی؛ فرهنگ و سبک زندگی؛ احساس و امکان پیشرفت؛ عوامل شخصی و خانوادگی؛ داشتن جو بین المللی؛ موانع و معایب. تهران با داشتن دست بالا در این متغیرها جریان طبقه خلاق کشور را به سمت خود روانه می کند,
نابرابری امید زندگی در بدو تولد: مطالعه مقایسه ای ایران و کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
405 - 443
حوزههای تخصصی:
در نیم قرن اخیر، امید زندگی در بدو تولد در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (منا) و از جمله ایران افزایش چشمگیری یافته است. بااین حال تفاوت های مهمی در این شاخص در کشورهای این منطقه وجود دارد. این مطالعه در تلاش است تا تفاوت امید زندگی در بدو تولد ایران با کشورهای منطقه منا را با تمرکز بر اهمیت نسبی سهم هر کدام از گروه های سنی- جنسی و علل مرگ روشن نماید. مطالعه حاضر، پژوهشی کمی است که با استفاده از تحلیل ثانویه داده های موجود انجام گرفته است. در این تحقیق، اطلاعات مرگ برای ایران و همچنین کشورهای منا بر حسب تمامی علل مرگ و نیز مرگ ومیر به تفکیک سن و جنس از برآوردهای مطالعه جهانی بار بیماری ها سال 2019 گرفته شده است. سپس، با کاربرد تکنیک جدول عمر، امید زندگی دو جنس در بدو تولد برای ایران و کشورهای منا محاسبه شده و در ادامه، با استفاده از روش تجزیه، سهم گروه های سنی و علل مرگ در تفاوت امید زندگی ایران و منا شناسائی گردیده است. نتایج نشان داد که امید زندگی برای مردان ایرانی 4/3 و برای زنان 5/3 سال بالاتر از رقم متناظر برای کشورهای منطقه منا بود. همه گروه های سنی مردان و زنان (به جز گروه سنی 19-15 سال، 24-20 سال و 29-25 سال در مردان)، مشارکت مثبتی در بالاتر بودن شاخص امید زندگی ایرانیان داشته اند. برپایه نتایج، تفاوت های مشاهده شده در مرگ ومیرهای اطفال زیر یک سال و همچنین بیماری های قلبی و عروقی بیشترین سهم را به ترتیب از نظر اهمیت نسبی گروه های سنی و اهمیت علل اصلی مرگ در تبیین فزونی امید زندگی ایران در مقایسه با کشورهای منا داشته اند. از بین علل مرگ، تنها حوادث ترافیکی است که تأثیر منفی بر امید زندگی مردان در کشور (با سهم 05/0-) ایجاد نموده است.. به طورکلی، یافته های این تحقیق بیانگر این است که ایران در مقایسه با کشورهای منطقه منا از نظر تکوین مراحل گذار اپیدمیولوژیک پیشرو بوده است. بنابراین، به نظر می رسد که از این پس، ارتقاء بیشتر شاخص امید زندگی در کشور عمدتا منوط به کنترل مرگ ومیرهای غیرواگیر و در سنین سالمندی است علاوه بر آن، کاهش میزان مرگ ومیر جوانان در اثر حوادث ترافیکی در ایران باید در برنامه ریزی های سیاستی مدنظر قرار گیرد.
تجربه زیسته مردان نابارور از پدرانگی با روش فرزندپذیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
139 - 181
حوزههای تخصصی:
ناباروری با علت مردانه، یکی از دلایل اقدام به پذیرش فرزندخوانده در خانواده های ایرانی است؛ لیکن اغلب مطالعات حوزه ناباروری و فرزندخواندگی بر زنان متمرکز بوده و فارغ از دلایل، زمینه ها و آثار آن، فرزندخواندگی را هم چون ناباروری، امری بیشتر «زنانه شده» می دانند. پژوهش حاضر با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی به مطالعه تجربه زیسته 10 مرد نابارور اقدام کننده به فرزندخواندگی در مشهد می پردازد که به شیوه نمونه گیری هدفمند از بین اعضای گروه تلگرامی «هم مسیرها» انتخاب شدند. داده های حاصل از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با این مردان، که در بازه زمانی بهمن 1401 تا اردیبهشت 1402 انجام گرفت، با روش کلایزی تحلیل شد. سه مقوله به دست آمده عبارتند از: 1) «بار بی فرزندی» شامل رنج ناباروری، رنجیدگی از مواجهه با دیگران مهم، آشیانه خالی و درمان نافرجام، 2) «گذار دشوار» شامل چالش های معطوف به خود، چالش های معطوف به اقدام، چالش های معطوف به دیگران و چالش های مربوط به فرزندخوانده و 3) «پدرانگی بدون بدن» شامل دغدغه های بی پایان، هویت یابی پدرانه، شوق فرزندداری و پدرانگی مدرن. همچنین یافته ها نشان داد این مردان، در پی فشار و استیگمای بی فرزندی برای کسب هویت و تجربه پدرانگی و پاسخ به نیاز همسران شان به مادرانگی، اقدام به پذیرش فرزندخوانده نموده و علی رغم دغدغه های موجود از انتخاب خویش رضایت داشته و آن را مثبت ارزیابی می کنند.
کاوشی در تجربه زیسته مردان نابارور در شهر رشت: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
149 - 190
حوزههای تخصصی:
ناباروری مردان به عنوان یکی از اختلالات مهم و یک مشکل اجتماعی پیچیده با پیامدهای مختلف تعریف شده است. این مطالعه با هدف بررسی تجربه زیسته مردان نابارور با رویکرد کیفی و الگوی پدیدارشناسی انجام شد. جامعه مورد مطالعه 17 نفر از مردانی بوده است که در مؤسسه درمان ناباروری مهر رشت در حال درمان بوده اند. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است و نمونه گیری تا زمان اشباع داده ها و عدم دستیابی به داده های جدید ادامه یافته است. تکنیک پژوهش مورد استفاده مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. مصاحبه ها با استفاده از روش کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد عمده ترین مضمون، مردانگی خاموش است. این وضعیت برای مردان نابارور پرتنش، پارادوکسیکال و دارای تأثیرات چندوجهی است که در یازده زیرمضمون مشخص شد: احساس ناامیدی از والدگری، بحران معنای زندگی، چرخش شناختی در حوزه ناباروری، برچسب اجاق کور، فرسایش سرمایه زناشویی، رنج سراسربین، فرسایش سرمایه اجتماعی، هویت مردانه مخدوش، نزدیکی سقوط زندگی، بی تفاوتی متظاهرانه و زندگی در سایه. ناباروری و تأخیر در فرزندآوری به عنوان یک معضل چندبُعدی، شرایط خاصی بوجود آورده و به همراه الگوهای تثبیت شده فرهنگی، تنش ذهنی و اجتماعی به جا گذاشته است.
ارتباط بین تعارض کار- خانواده و نگرش های ازدواج - فرزندآوری: مطالعه ای در بین زنان شاغل در شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
191 - 233
حوزههای تخصصی:
نظر به اهمیت سازگاری نقش های شغلی با تعهدات بلندمدت خانوادگی، پژوهش حاضر ارتباط بین تعارض کار- خانواده و نگرش های ازدواج- فرزندآوری زنان شاغل را بررسی کرده است. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر نظریه های تعارض نقش، نابرابری جنسیتی، حمایت اجتماعی و منابع اقتصادی است. پژوهش برحسب نوع و روش گردآوری داده ها کمّی و پیمایشی است. میدان مطالعه، سنندج و نمونه شامل 338 زن ازدواج نکرده و دارای همسر 49-15 ساله شاغل است که با نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و تصادفی ساده انتخاب شدند. یافته ها نشان داد زنان ازدواج نکرده ای که تعارض کار- خانواده بالاتری را تجربه می کنند، سن بالاتری را برای ازدواج مناسب می دانند. همچنین، تجربه بالاتر تعارض کار- خانواده در بین زنان دارای همسر با نگرش به تعداد فرزند کمتر همراه است. یافته های تحلیل چندمتغیره نشان داد که در زنان مجرد، 5/23 درصد از تغییرات نگرش به سن ازدواج توسط متغیرهای وضعیت استخدام و تعارض کار- خانواده؛ و در زنان دارای همسر، 5/42 درصد از تغییرات نگرش به تعداد فرزند ایده آل با متغیرهای تعارض کار- خانواده و سن تبیین می شوند. قرار گرفتن زنان در موقعیت های شغلی ایمن و رفع تعارض های کار- خانواده با در پیش گرفتن سیاست های حمایت از خانواده برای تحقق ایده آل های ازدواج- فرزندآوری از توصیه های سیاستی پژوهش حاضر است.
درهم تنیدگی های ساخت اجتماعی جنسیت و مهاجرت های مستقل بین المللی زنان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
305 - 357
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به مطالعه ی درهم تنیدگی های ساخت اجتماعی جنسیت در مهاجرت های مستقل بین المللی زنان ایرانی، براساس پارادایم تفسیری و روش شناسی کیفی پرداخته است. روش مورد استفاده نظریه ی زمینه ای و جامعه ی مورد مطالعه زنان مهاجر مستقل ایرانی ساکن در کشورهای توسعه یافته ی غربی بوده است. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه ی عمیق و نمونه گیری با روش گلوله برفی و به صورت نظری و هدفمند بوده که بعد از 15 مصاحبه اشباع نظری حاصل شده است. مطابق با تحلیل ها و یافته های پژوهش، مقوله ی هسته «زن بودگی و انسداد» احصا شده و شرایط سبب ساز حاکم بر آن «مردسالاری، زن و احساس ناامنی، محدودیت های جنسیت بنیان، کلیشه های جنسیتی و طرد اجتماعی زنان» بوده اند. نتایج حاکی است که در بستر برهم کنش های زمینه ی اجتماعی و عوامل مداخله گر، تقابل عاملیت زنانه با ساختارهای مردانه در ایران، راهبرد این دسته از زنان را مهاجرت به فراسوی مرزها رقم زده است؛ محیطی که به زعم زنان مهاجر مستقل، گشایش انسدادهای مترتب بر زنانگی و خودشکوفائی خویش را در آن جستجو می کرده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که فرایند مهاجرت زنان درهم تنیده با جنسیت به عنوان سازه ای اجتماعی فرهنگی است.
تمایل به ازدواج مجدد در بین سالمندان بیوه شهرستان فریدونشهر و عوامل مرتبط با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
183 - 217
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تمایل به ازدواج مجدد در بین سالمندان بیوه شهرستان فریدونشهر و عوامل مرتبط با آن انجام شده است. روش پژوهش، پیمایشی از نوع تحلیلی- مقطعی است. جامعه آماری کلیه سالمندان بیوه شهرستان فریدون شهر به تعداد 1254 نفر و حجم نمونه با کمک جدول مورگان، 264 نفر برآورد شده است. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته با استفاده از روش نمونه گیری سهمیه ای، و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Spss نسخه 26 استفاده شد. ارزیابی فرضیه ها حاکی از آن است که بین متغیرهای مشکلات روحی، مشکلات جنسی، تعلق خاطر به فرزندان، حمایت شبکه ای و بازدارنده های هنجاری با متغیر وابسته همبستگی معنی دار است. متغیرهای مشکلات ظاهری و مشکلات جسمی در بین کل نمونه با متغیر وابسته همبستگی معنی دار داشتند که این نتیجه، با تفکیک جنسی حاصل نشد. همچنین تمایل به ازدواج مجدد بر حسب متغیرهای شغل و سطح سواد پاسخگویان متفاوت بوده است. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان می دهد متغیرهای مشکلات ظاهری، روحی، جنسی، حمایت شبکه ای و بازدارنده های هنجاری بیش از 55 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نموده اند که بر این اساس مدل پژوهش حاضر از قدرت تبیین و پیش بینی خوبی برخوردار است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که تمایل به ازدواج مجدد در بین مردان سالمند شهرستان فریدون شهر بیشتر از زنان بوده و موضوع ازدواج مجدد سالمندان می بایست به عنوان اولویت نهادها و سازمان های مسئول قرار گیرد.
برهمکنش فرهنگ و تجرد: واکاوی ابعاد فردی و اجتماعی- فرهنگی طولانی شدن دوران تجرد دختران در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییرات اجتماعی در خانواده ایرانی، به برساخت های اجتماعی متفاوت و از جمله طولانی شدن دوره تجرد دختران انجامیده است. تجربه ی تجرد در نسل ها و سنین مختلف متفاوت است. با توجه به افزایش دختران مجرد در جامعه، هدف تحقیق حاضر، کشف و واکاوی تجرد در میان دختران بالای 35 سال در شهر یزد می باشد. تحقیق حاضر، مطالعه ای کیفی است که در سال 1402 انجام شد. مشارکت کنندگان در تحقیق شامل 15 دختر مجرد بالای 35 سال در شهر یزد بوده اند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده ها به روش تحلیل مضمونی واکاوی و نقشه مضمونی آن ارائه گردید. یافته ها نشان داد که بیشتر مشارکت کنندگان شرایط فعلی خود را غیررضایت بخش می دانند و با نوعی سخت زیستی تجرد مواجه اند. ته نشست های فرهنگی و اجتماعی نسبت به دختران مجرد از یک سو و محدودیت های فردیِ مشارکت کنندگان از سوی دیگر، رفاه ذهنی، روانی و اجتماعی آن ها را تحت تأثیر قرار داده است. مضامین برساخت شده تحقیق عبارتند از: پذیرش اجتماعی تجرد، ابرشکاف های هنجاری، تبعیض و فشار، ایده آل گرایی و زیستِ نامتعین. مضمون هسته، زنانگی بازمانده است که به معنای یک امر بالقوه اما ناکام است. تحقیق حاضر ابعاد فردی و اجتماعی تجرد دختران دهه شصت و قبل از آن را در بستر مذکور واکاوی نموده است.
مطالعه تأثیر احساس ترس از کرونا بر کیفیت زندگی سالمندان شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت سال ۲۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۲۱ و ۱۲۲
۳۸-۲۵
حوزههای تخصصی:
سالمندی دوره حساسی از زندگی فردی و اجتماعی بشر بوده و توجه به مسائل و نیازهای این مرحله یک ضرورت جمعیتی- اجتماعی اجتناب ناپذیر است. با توجه به روند افزایشی جمعیت سالمند در جامعه ایران و بروز مشکلات و ناتوانی ها در سال های پایانی زندگی این افراد، پیش بینی و ارایه راه حل برای حفظ استقلال و بهبود کیفیت زندگی آنان لازم و ضروری است. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف مطالعه تأثیر احساس ترس از کرونا بر کیفیت زندگی سالمندان شهر اهواز به مرحله اجرا درآمده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی-علّی است. متغیرهای مورد بررسی در قالب یک مدل مفهومی بوده که شامل متغیرهای مستقل احساس ترس از کرونا و متغیر وابسته کیفیت زندگی و مؤلفه های آن (حیطه وضعیت کلی سلامتی، حیطه جسمی، حیطه روانی، حیطه اجتماعی و حیطه محیطی) است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش کلیه سالمندان شهر اهواز است که با بکارگیری روش پیمایش، از میان آنها 383 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه 5 گویه ای احساس ترس از کرونا ویسی و همکاران (1399) و پرسشنامه 26 گویه ای کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی- فرم کوتاه گردآوری شدند و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. آزمون فرضیات تحقیق نشان می دهد احساس ترس از کرونا بر کیفیت زندگی سالمندان شهر اهواز و همینطور بر مؤلفه های آن (وضعیت کلی سلامتی، جسمی، روانی، اجتماعی و محیطی) اثرگذاری معنی داری دارد. کنترل احساس ترس از کرونا و کاهش آن، تأثیر بسزایی در افزایش کیفیت زندگی سالمندان شهر اهواز خواهد داشت. سعی شود به سالمندان شیوه استفاده از وسایل ارتباط جمعی مدرن آموزش داده شود تا به واسطه آن بتوانند با افراد مورد اعتماد خود ارتباط برقرار کرده و از این طریق استرس و ترس خود را کاهش دهند.
نقدی بر گزارش جمعیتی «ایران 2040 دانشگاه استنفورد: پویایی جمعیت ایران و فرصت پنجره جمعیتی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
349 - 370
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، نتیجه و خروجیِ تحلیل ها و سلسله بررسی هایی است که به منظور نقد و بررسی بخش جمعیت «پروژه ایران 2040 دانشگاه استنفورد» انجام شده است. پروژه استنفورد که به دلیل آینده نگر بودن، ایران 2040 نامیده شده است، یک ابتکار دانشگاهی است که به عنوان مرکز یا قطبی برای محققان در سرتاسر جهان، به ویژه محققان ایرانی خارج از کشور، برای انجام تحقیقات در زمینه مسائل اقتصادی و فنی مرتبط با توسعه بلندمدت ایران و ارزیابی پیامدهای احتمالی آنها در زمینه جهانی عمل می کند و ادعا دارد تنها هدف آن ارتقای همکاری های علمی در زمینه های اقتصادی و فنی مرتبط با پایداری توسعه بلندمدت ایران از طریق استفاده از ظرفیت های علمی پژوهشگران برجسته ایرانی خارج از کشور است. گزارش پویایی جمعیت ایران و فرصت پنجره جمعیتی در ارتباط با «ایران 2040 دانشگاه استنفورد» به لحاظ اینکه درک صحیح از پویایی جمعیت ایران برای درک پتانسیل توسعه بلندمدت ایران از اهمیت بالایی برخوردار است، به بررسی و ارزیابی روندهای گذشته و پیش بینی های آینده پویایی جمعیت ایران به همراه سهم عوامل اصلی تعیین کننده آن (باروری، مرگ ومیر و مهاجرت) بر مبنای سرشماری سال 1395 می پردازد. یکی از نقدهای اصلی به گزارش این است که مبنای تمام تجزیه و تحلیل ها و آینده نگری های انجام شده در ارتباط با روندهای گذشته و پیش بینی های آینده پویایی جمعیت ایران، به همراه سهم عوامل اصلی تعیین کننده آن (باروری، مرگ ومیر و مهاجرت) سرشماری سال 1395 و به ویژه پذیرش تثبیت باروری در سطح جایگزینی 2.1 فرزند برای هر زن است. گزارش به نوعی این گونه القا می کند که ما باید به فرصت پنجره جمعیتی و ایجاد اشتغال بپردازیم و کاری به نرخ باروری نداشته باشیم و تصمیم برای اجرای یک سیاست پروناتالیستی (سیاست های افزایش جمعیت) را زودرس اعلام می کند.
برآورد اثرات سناریوهای مختلف پیش بینی مهاجرت بر ساختار سنی در ایران تا سال 1420(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۸ پاییز و زسمتان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
151 - 184
حوزههای تخصصی:
این مقاله به برآورد تأثیر تراز مهاجرت بر ساختار سنی جمعیت ایران تا سال 1420 می پردازد. با استفاده از مدل ها و روش های جمعیت شناختی و داده های سرشماری دهه های اخیر، تغییرات شاخص های سنی در سناریوهای مختلف مهاجرتی تحلیل شده است. نتایج نشان می دهند که میزان خالص مهاجرت کشور در دوره زمانی 1400- 1395 سالانه معادل 9/1- در هزار بوده است. بر اساس سناریوهای مهاجرتی این پژوهش، تراز خالص مهاجرت کشور بین صفر تا 4- در هزار درنظر گرفته شده است. در صورت افزایشی شدن تراز منفی خالص مهاجرتی و رسیدن آن به 4- در هزار تا سال 1420، میانه سنی جمعیت از 40 به 46 سال و شاخص سالخوردگی از 35 به 138 نفر سالمند به ازای هر 100 نفر جمعیت جوان افزایش می یابد. در مقابل، در سناریوی کاهشی تراز منفی خالص مهاجرتی و صفر شدن آن تا سال 1420، میانه سنی حدود 40 سال و شاخص سالخوردگی به 75 نفر سالمند به ازای هر 100 نفر جمعیت جوان افزایش می یابد. نتایج نشان می دهد که الگوی تغییرات خالص مهاجرتی کشور می تواند بر روند جوانی و سالخوردگی و الگوی تغییرات هرم سنی معنادار باشد. سیاست های علمی و منطقی تعدیل روند تراز منفی مهاجرت می تواند به حفظ سرمایه انسانی، بهبود باروری، و کاهش سرعت سالخورده شدن جمعیت کمک کند. تدوین سیاست های عقلائی و علمی کاهش مهاجرفرستی کشور نه تنها موجب حفظ سرمایه های انسانی کشور می شود، بلکه زمینه ترمیم هرم سنی جمعیت، بهبود سطح باروری و مقابله با سالخورده شدن جمعیت را فراهم می کند.
تغییرات ارزشی و نگرشی در نهاد خانواده ایرانی بر اساس پیمایش جهانی 2020(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۸ پاییز و زسمتان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
317 - 348
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک تحلیل ثانویه بر اساس داده های پیمایش جهانی ارزش ها (2020) است که به بررسی عوامل مؤثر بر تمایزات ارزشی و نگرشی در نهاد خانواده ایرانی می پردازد. هدف از این پژوهش، شناسایی و تحلیل الگوهای تغییر در نگرش ها و باورهای مرتبط با خانواده، روابط جنسی، خشونت خانگی، نقش های جنسیتی و مسئولیت های اجتماعی در جامعه ایران است. نتایج نشان می دهد که نگرش های اجتماعی در ایران تحت تأثیر عواملی نظیر سن، جنسیت، وضعیت اقتصادی و تحولات فرهنگی در حال تغییر است. اکثر پاسخ دهندگان (71.9 درصد) با روابط جنسی قبل از ازدواج مخالف هستند، اما نسبت به سقط جنین و طلاق شکاف نسلی و تغییرات مثبتی مشاهده می شود. همچنین، جامعه به طور فزاینده ای با خشونت علیه زنان و کودکان مخالف است. تحلیل داده ها نشان می دهد که افراد با تحصیلات دانشگاهی و ساکنان شهر، نگرش های مدرن تری نسبت به مسائل اجتماعی دارند. علاوه بر این، وضعیت اقتصادی بر نگرش ها تأثیرگذار است؛ به طوری که با افزایش درآمد، پذیرش سقط جنین و طلاق افزایش می یابد. این تغییرات به ویژه در نسل های جوان تر و در میان افراد با وضعیت اقتصادی بهتر مشهود است. این یافته ها بر ضرورت توجه سیاست گذاران و برنامه ریزان اجتماعی به این تغییرات و اتخاذ رویکردهای متناسب با تحولات جامعه تأکید می کند.
چرخه های زندگی زناشوئی و تصمیم به طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۸ پاییز و زسمتان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
349 - 384
حوزههای تخصصی:
این مقاله به مطالعه بسترهای شکل گیری تصمیم به جدایی و طلاق در بین ساکنان شهر تهران، با رویکرد چرخه های زندگی می پردازد. روش پژوهش، پیمایشی بوده و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه زنان و مردان متأهل ساکن شهر تهران در سال 1401 می باشد و حجم نمونه نیز 630 نفر زن و مرد متأهل ساکن شهر تهران هستند که به صورت تصادفی از مناطق 22گانه تهران انتخاب شدند. برای تبیین موضوع مورد نظر از نظریات همسان همسری، نقش ها و تاب آوری استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که تصمیم به جدایی و طلاق متأثر از سه مرحله زندگی زوجین است: مرحله نخست، یعنی آشنایی و سازگار شدن زوجین (38 درصد)، مرحله دوم، یعنی میانه زندگی خانوادگی با مشخصه ثبات زندگی زناشوئی (28 درصد) و مرحله پایانی چرخه زندگی زناشوئی، یعنی مؤلفه های ناپایدارکننده زندگی و بروز فرایند غریبگی (30 درصد).
واکاوی مهاجرت های بین استانی در ایران طی دوره زمانی 1395-1385(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۸ پاییز و زسمتان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
185 - 228
حوزههای تخصصی:
شواهد آماری بیانگر بالا بودن میزان مهاجرت های داخلی ایران و تغییر الگوی جریان این مهاجرت ها به سمت افزایش مهاجرت های بین استانی طی سال های اخیر است. هدف این مطالعه، واکاوی تحولات، الگوها، اثربخشی و مسیرهای مهاجرت بین استانی کشور طی دوره 1385-1395 بود. بدین منظور از روش تحلیل ثانویه داده های مهاجرت 31 استان کشور بهره گرفته شده است. یافته ها نشان می دهند، طی دوره های مذکور همواره برخی استان ها مهاجرفرست درحالیکه بعضی مهاجرپذیر بوده اند. استان های یزد، البرز و سمنان، بالاترین نسبت مهاجرپذیری به مهاجرفرستی را داشته اند. مهاجرپذیری و مهاجرفرستی استان ها از سطح توسعه یافتگی آنها تأثیر پذیرفته است. طی دوره های مورد مطالعه، میزان اثربخشی مهاجرت در بازتوزیع فضایی جمعیت در استان های غربی، مرکزی و جنوب شرقی بیشتر و در استان های شرقی کشور کمتر بوده است.اثر مهاجرت های بین استانی در بازتوزیع جمعیت نیز تاحدودی افزایش یافته است. طی دوره 1385-1390، از حجم مهاجرت ها به پایتخت کاسته شده و بر حجم مهاجرت ها به فواصل کوتاه و به کلان شهرهای منطقه ای افزوده شده است، درحالیکه طی دوره 1390-1395، عکس آن اتفاق افتاده است. در هر دو دوره، نقش استان های کلان شهری منطقه ای در جذب مهاجران استان های همسایه (همانند استان خراسان رضوی در جذب مهاجران خراسان شمالی، جنوبی و سیستان وبلوچستان و...) قابل مشاهده است. استان تهران و استان های همجوار با بُعد مسافت کمتر، مقصد اکثر مهاجرت های بین استانی بوده اند. نتایج نشان می دهند جریان مهاجرت بین استانی کشور به شدت متأثر از راهبردها و سیاست گذاری های دولت در استان ها بوده و این موضوع نقش زیادی در شکل گیری بازتوزیع فضایی جمعیت در کشور دارد.