فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۱٬۷۳۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
تعیین توان انگیزشی مشاغل در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی کرمان براساس شاخص انگیزش بالقوه مشاغل (MPS)،1384
حوزههای تخصصی:
بررسی تأثیرات متغیرهای جمعیت شناختی بر چابکی نیروی انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرعت و تغییر به عنوان دو ویژگی مهم عصر اخیر، سازمان ها را با چالش های زیادی روبه رو کرده است، تا آنجا که ادامه زندگی در این محیط ناپایدار و غیرقابل پیش بینی، تنها در صورتی ممکن است که سازمان بتواند با تکیه بر چابکی، علاوه بر تطبیق سریع با محیط، این تغییرات را به عنوان یک فرصت، پیش بینی کند و حتی فراتر از آن اینکه خودش تغییر را به وجود آورد. نیروی انسانی- به عنوان مهم ترین سرمایه سازمان- نقش تعیین کننده ای در چابکی سازمان ایفا می کند. هدف این مطالعه بررسی تأثیر متغیرهای جمعیت شناختی بر چابکی نیروی انسانی و زیرمجموعه های آن می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی است. برای گردآوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری این مطالعه، مدیران و معاونین صنعت بانک و روش نمونه گیری، احتمالی تصادفی و از جامعه محدود بوده و تعداد نمونه 171 می باشد. مهم ترین ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه بود و داده ها با استفاده از آزمون های KS، آزمون میانگین و معادلات رگرسیون تحلیل شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از بین متغیرهای جمعیت شناختی، سن، سنوات سمت و جایگاه سازمانی بر پیش فعالی مؤثرند و سایر متغیرها، تأثیری بر پیش فعالی نیروی انسانی ندارد. همچنین نتایج، حاکی از آن است که از بین متغیرهای جمعیت شناختی، تنها سن بر انعطاف پذیری نیروی انسانی مؤثر است؛ به علاوه هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی تأثیری بر سازگاری نیروی انسانی ندارند.
انتخاب اعضای گروه؛ هماهنگی یا گوناگونی؟
حوزههای تخصصی:
در دو دهه اخیر سازمانها به طور معناداری تغییر کرده اند و برای بقا در بازارهای جهانی رقابت می کنند. یکی از قبال توجه ترین این تغییرات، تغییر از سمت کار به صورت انفرادی به کار بر مبنای تیم است. از انجایی که این سازمانها با فشارهای ثابتی جهت تطبیق مستمر با محیطهای تجاری مواجهند، جهت پاسخگویی به این فشارها تیم های کاری می توانند موثر واقع شوند. از این رو ، چگونگی انتخاب اعضای تیم ها امری در خور توجه است. تناسب فرد- گروه به معنای تناسب بین فرد تازه استخدام شده و گروه کاری است. باعنایت به اهمیت نحوه انتخاب اعضای این تیم ها این ..>
شناخت هدفهای رفتاری - تربیتی آموزشی و ارزشیابی آن
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطة تحمل فشار روانی، عزّت نفس و مسئولیّت پذیری فرماندهان تیپ دا- اف با هوش هیجانی بر اساس مدل شات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطة بین هوش هیجانی فرماندهان و سه متغیّر، تحمل فشار روانی، عزّت نفس و مسئولیّت پذیری است. این پژوهش از حیث هدف، پژوهش کاربردی، از نقطه نظر زمان گردآوری، از نوع پیمایشی و از نظر روش های جمع آوری داده ها و اطلاعات، از نوع میدانی به شمار می آید. پرسشنامة هوش هیجانی شات برای 32 نفر از فرماندهان و تعداد 507 نفر از دانشجویان (آنان که به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند)، توزیع گردید. داده ها، توسط نرم افزار SPSS و به کمک روش های آماری همبستگی پیرسون و روش رگرسیون خطی تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان دادند که بین هوش هیجانی فرماندهان گروهان و تحمل فشار روانی، عزّت نفس و مسئولیّت پذیری آنان رابطه ای مثبت (به ترتیب 353/0r =، 317/0r = و 586/0r =) وجود دارد که در سطح 05/0، این روابط معنادار است. همچنین نتایج حاصل، نشانگر آن است که بین ابعاد ارزیابی و ابراز هیجان و نیز تنظیم و مدیریت هیجان فرماندهان با تحمل فشار روانی، عزّت نفس و مسئولیّت پذیری آنان رابطة مثبت و معنی داری وجود دارد و این در حالی است که بین بُعد بهره برداری از هیجان فرماندهان با متغیّرهای سه گانه پژوهش، رابطة معناداری حاصل نگردید.
مقدار ضریب تعیین تعدیل شده (R2adj)، برای تحمل فشار روانی، عزّت نفس و مسئولیّت پذیری، به ترتیب برابر 096/0، 071/0 و 322/0 گزارش شده است؛ این بدان معنی است که ابعاد هوش هیجانی (ارزیابی و ابراز هیجان، تنظیم و مدیریت هیجان، بهره برداری از هیجان)، به ترتیب10% ، 7% و 32% از کل واریانس متغیّرهای وابسته (تحمل فشار روانی، عزّت نفس و مسئولیّت پذیری) را تبیین می کنند. همچنین نتایج نشان دادند که بین هوش هیجانی فرماندهان گروهان با تحمل فشار روانی و عزّت نفس دانشجویان و افراد تحت امر آنان، رابطه ای مثبت (به ترتیب 054/0r =، 008/0=r) و بین هوش هیجانی فرماندهان گروهان با مسئولیّت پذیری دانشجویان رابطه ای منفی(057/0r =-) وجود دارد، لیکن این رابطه، از نظر آماری معنادار نیست.
منابع انسانی / رفتار مدیران، عامل اصلی برکناری کارکنان توانمند
حوزههای تخصصی:
دلیلی ندارد به دنبال مقصر باشید. شما در مقام مدیر، بهترین دلیل هستید که باعث می شوید کارکنان توانمندتان را از دست بدهید.
ضرب المثل رایجی آویزه ی گوش مدیران است که می گویند: مردم رؤسای خود را ترک می کنند، نه شغلهایشان را.
کوچکترین لغزش مدیران سبب خواهد شد تا بهترین کارکنانشان را از دست بدهند، اما بزرگترین خطای مدیران سبب نمی شود تا کارکنان سطح پائین از سازمان بروند.
اگر دوست دارید کارکنان توانمندتان را دودستی به رقبا تحویل دهید، این اثر برایتان ارزشی ندارد.
مدیریت رفتار سیاسی در سازمانها
حوزههای تخصصی:
پرده برداری از نفاق در سازمان با به کارگیری پدیدارنگاری: فهمی از دریافت های متکثر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی و طبقه بندی دریافت های اعضای یک دانشگاه از پدیدة نفاق در سازمان، بر پایة پدیدارنگاری، برای نیل به درکی عمیق تر از مفهوم این پدیده نزد افراد مورد مطالعه انجام گرفته است. نمونه گیری به روش بیشینة تنوع انجام گرفت و حجم نمونه با درنظرگرفتن قاعدة اشباع نظری تا 30 نفر مشخص شد. با مشارکت کنندگان مصاحبه های نیمه ساختاریافتة باز انجام گرفت. سپس، با نرم افزار Maxqda داده ها کدگذاری شد. پس از تحلیل مصاحبه ها، پنج دیدگاه به دست آمد که عبارت بودند از مفاهیم مبتنی بر فنون رفتاری مدیریت تصویرپردازی (خودشیرینی و سعایت)، نیت نفع طلبانة مستتر فرد (حفظ مقام، ارتقای مقام و جلب منافع مادی)، ویژگی های فعال سالوسانة فرد (خودپایشی و یادگیری رفتارهای غیرکارکردی سیاسی)، چاپلوس پروری مدیریتی و فرهنگ سوت و سکوت سیاسی. در ادامه، طبقات روی سلسله مراتبی با سه سطح فنون رفتاری، فرد و سازمان قرار گرفتند و فضای نتیجه ای سلسله مراتبی را برای شیوه های متفاوت ادراک پدیدة نفاق در سازمان رقم زدند. برای اعتبار و اعتمادبخشی به داده ها قابلیت های اعتبار، انتقال و اعتماد به کار گرفته شد.
چگونگی انتظارات در روابط مدیران و زیردستان
حوزههای تخصصی:
شیوه های تقویت تعهد کارکنان در سازمان
منبع:
تدبیر ۱۳۷۹ شماره ۱۰۱
حوزههای تخصصی:
مدل جذب، انتخاب، افت در رفتار سازمانی و تجانس شخصیت مدیریتی
حوزههای تخصصی:
اوباشگری سازمانی و عوامل سازمانی موجد آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع حاد سوءرفتارهای سازمانی و بین فردی، اوباشگری سازمانی است و به مفهوم سوءاستفاده جمعی کارکنان از یک همکار یا به نوعی آزار و اذیت روانی فرد توسط عده ای دیگر است که با ایجاد فشارهای روانی بر فرد مورد نظر باعث ازبین بردن شخصیت او و ایجاد خلل در انجام منظم، مستمر و دائمی وظایف سازمانی می شود. با توجه به اهمیت مسئله اوباشگری و پیامدهای منفی آن شناخت و پیشگیری رفتارهای اوباشگری سازمانی نقش بسزایی در سلامت روانی و جسمانی کارکنان و افزایش بهره وری و کارایی سازمان خواهد داشت، از این رو، هدف مطالعه حاضر شناسایی عوامل سازمانی موجد اوباشگری سازمانی در سازمان است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، و از نظر نحوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی است، که با بهره گیری از تکنیک دلفی اجرا شده است. جامعه آماری کلیه خبرگان آشنا به موضوع پژوهش و درگیر در مسائل کارکنان با سابقه تخصصی و تجربی بوده اند که به روش هدفمند انتخاب شدند. در نهایت، 29 نفر در سه دور دلفی شرکت کردند و به پرسشنامه دلفی پاسخ دادند. ابتدا با مطالعه متون مرتبط با موضوع پژوهش 29 عامل سازمانی موجد اوباشگری شناسایی شد. سپس، این 29 عامل در اختیار خبرگان قرار گرفت و با نظر اصلاحی آن ها و طی سه دور دلفی، 31 عامل شناسایی شد. برای اندازه گیری میزان توافق نظر خبرگان ضریب هماهنگی کندال محاسبه شد. دلفی در سه دور اجرا شد. در نتیجه، 31 عامل سازمانی موجد اوباشگری در پنج دسته عوامل ساختاری، عوامل رفتاری – ادراکی، عوامل شغلی، عوامل مدیریتی و عوامل فرهنگی قرار گرفت.
بررسی رابطه میان ویژگی های شخصیتی و احتمال بروز رفتارهای ناکارآمد شغلی با استفاده از مدل پنج عاملی شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود علم روانشناسی به ادبیات مدیریت، شناسایی ابعاد گوناگون شخصیتی انسان و تأثیر آن بر پیامدهای مختلف سازمانی، مورد توجه قرار گرفت. در همین راستا، پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و احتمال بروز رفتارهای ناکارآمد شغلی با استفاده از مدل پنج عاملی شخصیت در بین کارکنان سازمان تأمین اجتماعی شهر ارومیه، به انجام رسید. روش تحقیق این پژوهش از حیث هدف کاربردی بوده و با توجه به ماهیت روش، در حیطه تحقیقات توصیفی- پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان شاغل در سازمان تأمین اجتماعی شهر ارومیه تشکیل داده و از این بین، 97 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. به منظور بررسی ویژگی های شخصیتی، پرسشنامه 44 سوألی مدل پنج عاملی شخصیت و برای سنجش رفتارهای ناکارآمد شغلی از پرسشنامه استاندارد رفتارهای ناکارآمد اسپکتور و همکاران استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد افرادی با درجات بالاتر برونگرایی و روان رنجوری، رفتارهای ناکارآمد شغلی بیشتر و افرادی با امتیاز بالاتر وجدانگرایی و سازگاری، رفتارهای ناکارآمد شغلی کمتری را از خود بروز می دهند. همچنین بین بعد گشودگی و رفتارهای مذکور ارتباط معناداری دیده نشد.
فهم فرآیند شکل گیری نشاط با استفاده از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش کیفی با هدف ارائه مدل تبیین کننده نشاط در کارکنان بانک های خصوصی استان قم انجام شده است. این مطالعه از نوع پژوهش های کیفی است که با استفاده از نظریه داده بنیاد انجام شده است. 23 مصاحبه با کارکنان بانشاط بانک های خصوصی استان قم انجام شد. حاصل این مصاحبه ها، مجموعه ای از مضامین اولیه بود که طی فرایند کدگذاریِ باز، گردآوری و از درون آنها مقوله هایی استخراج شد؛ سپس در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان این مقوله ها ذیل عناوین: شرایط علی، پدیده محوری، راهبردها، عوامل زمینه ای، شرایط مداخله گر و پیامدهای نشاط کارکنان در قالب پارادایم کدگذاری محوری تعیین شد؛ در ادامه و در مرحله کدگذاری انتخابی نیز، سیر داستان ترسیم گردید. در این پژوهش شرایط علی اثرگذار بر نشاط سازمانی به سه دسته کلی: عوامل فردی، عوامل شغلی و عوامل سازمانی تقسیم شده است. عوامل مداخه گر شناسایی شده، به دو دسته کلی: عوامل کلان و عوامل خرد تقسیم می شوند. عوامل کلان عبارت است از: شرایط اقتصادی و شرایط فرهنگی- اجتماعی جامعه و عوامل خرد عبارت است از: سیاست های سازمانی، ساختار سازمانی و ادراک عدالت. عوامل زمینه ای شناسایی شده عبارت است از: محیط خانوادگی، عوامل مدیریتی، ویژگی همکاران، ارگونومی و وقایع عاطفی. سرانجام پیامدهای شناسایی شده در این پژوهش عبارت است از: پیامدهای شخصی، پیامدهای خانوادگی، پیامدهای سازمانی و پیامدهای اجتماعی.
چگونه مشارکت را اثر بخش کنیم
منبع:
تحول اداری ۱۳۷۷ شماره ۱۸
حوزههای تخصصی:
ارزیابی سیستم کنترل داخلی
منبع:
حسابدار ۱۳۷۸ شماره ۱۳۲
حوزههای تخصصی:
شش سیگما و نقش آن در بهبود کارایی و اثربخشی فرایندهای سازمان
حوزههای تخصصی:
فرهنگ و جوسازمانی نوآورانه مدرسه؛ یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تعیین پدیده های فرهنگ و جو سازمانی نوآورانه در مدارس متوسطه بمنظور ایجاد یک چهارچوب مفهومی مناسب و توسعه مبانی نظری آن می باشد. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از راهبرد پدیدارنگاری انجام یافت. جامعه پژوهشی شامل اساتید و صاحب نظران، مدیران شاخص و معلمان نمونه مدارس متوسطه شهر تهران بودند که از میان آن ها 37 نفر به عنوان اطلاع رسان از راه نمونه گیری نظری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق گرد آوری شدند. روش تحلیل داده ها، تحلیل محتوای استقرایی با استفاده از کدگذاری در سه سطح باز، محوری و گزینشی بود. نتایج و یافته های مربوط نشان دادند که مقوله ها یا ابعاد اساسی فرهنگ و جو سازمانی نوآورانه شامل: 1) فرهنگ پژوهش محوری؛ 2)فرهنگ حامی نوآوری؛3)جو گشودگی و اعتماد متقابل؛4)جو خلاق و حامی نوآوری؛ 5)فرهنگ نقد و نقدپذیری می باشد. نتایج یافته ها بیانگر آنند که با فراهم ساختن بستر لازم برای شکل گیری فرهنگ و جو نوآورانه بر اساس نشانگرهای شناسایی شده در مدارس می توان مدارس را به سمت نوآور شدن هدایت کرد.
تجربه ای در زمینه تصمیم گیری گروهی
حوزههای تخصصی: