فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۱٬۰۶۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با استفاده از نظریات کنش گرا و ساخت گرا به توصیف و تحلیل جامعه شناختی مـدت اقامت زائران ایرانی در مشهد می پردازد و نشان می دهد که عوامل موقعیتی- ساختاری از یک سو و متغیرهای ذهنی- ادراکی از سوی دیگر، ماندگاری زائران را مستقیم و غیرمستقیم تحت تأثیر قرار می دهند. اطلاعات مورد نیاز به وسیله پرسش نامه از 1600 زائر ایرانی در شهر مشهد، که به روش خوشه ای انتخاب شده بودند، به دست آمد و مشخص شد که مدت اقامت زائران به طور متوسط در فصول تابستان، پاییز و زمستان 5/5 روز و در فصل بهار 6 روز بوده است.
برای شناخت عوامل تأثیرگذار بر ماندگاری زائران از تحلیل رگرسیون استفاده و معلوم شد که اولاً هراندازه فاصله شهر محل سکونت زائر تا مشهد بیشتر باشد، ثانیاً هرچه زائر با شهر مشهد آشناتر باشد و ثالثاً هراندازه دفعات سفرهای پیشین زائر به مشهد بیشتر باشد، مدت اقامت زائر در مشهد طولانی تر است. همچنین زائران روستانشین در مقایسه با شهرنشین ها و کسانی که قبل از سفر ترجیح می-داده اند بابت اسکان روزانه در مشهد هزینه کمتری بپردازند، مدت بیشتری در مشهد می مانند. علاوه بر این، دو متغیر درآمد ماهیانه خانواده و تعداد همسفران، در عین حال که هزینه های اقامت روزانه را افزایش می دهد، باعث کاهش ماندگاری می شود.
حساسیت بین فرهنگی در اجتماعات قومی:«مطالعه پیمایشی اقوام تُرک و کُرد »(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود همفکری، همدلی و همگرایی فرهنگی و پذیرش اجتماعی در بین اقوام، یکی از مطمئن ترین راه های نیل به همبستگی و وفاق اجتماعی در جامعه ی چند قومی ایران به شمار می آید. این مقاله با اتخاذ رویکردی جامعه شناختی، به بررسی میزان حساسیت های بین فرهنگی در نزد ساکنان کُرد و تُرک شهر قروه و عوامل مرتبط با آن می پردازد. در بخش نظری، بر مبنای مدل نظری شش گانه ی حساسیت های بین فرهنگی میلتون جی بنت، یک چارچوب مفهومی تنظیم گردیده و در قالب آن فرضیه های اصلی مطرح شده است. تحقیق به روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه در مورد 400 نفر نمونه از کُردها و تُرک های ساکن در شهر قروه انجام گرفته است. نتایج تحقیق بر وجود حساسیت بین فرهنگی در میان اقوام یادشده دلالت دارد؛ با این وصف، حساسیت بین فرهنگی در میان کُردها شدت بیش تری دارد. یافته ها نشان می دهد که با گسترش پهنه ی ارتباطات واقعی بین قومی و ارتباطات مجازی و بالا رفتن آگاهی و شناخت بین قومی، حساسیت های بین فرهنگی تعدیل و کاهش می یابد. عوامل یاد شده در کنار عوامل زمینه ای میزان درآمد و مذهب، در مجموع 48 درصد تغییرات حساسیت بین فرهنگی را در نزد گروه های مورد بررسی تبیین می کند.
مطالعة عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر نگرش به هویت دینی زن مسلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت نگرش موجود به هویت زن مسلمان در شرایط کنونی جامعة ایران که از یک سو با گرایش های سکولاریستی مواجه است و از سوی دیگر در معرض افکار رادیکال فمینیستی قرار دارد، می تواند گامی اولیه در جهت بازشناسی و احیای هویت دینی زن مسلمان باشد. از این رو در پژوهش حاضر که در شهر تهران به انجام رسیده، ابتدا به شناسایی ویژگی های زن مسلمان از منظر متون دینی و صاحب نظران این عرصه و سپس به توصیف نگرش شهروندان تهرانی به هویت دینی زن مسلمان پرداخته شده و در نهایت عوامل مؤثر بر این نگرش شناسایی و تبیین شده است. بر اساس یافته ها بیشترین نگرش مثبت در وهلة نخست به بعد انسانی هویت زن و سپس به بعد خانوادگی و بعد اجتماعی ـ اقتصادی مربوط بوده و کمترین اجماع و توافق دربارة بعد سیاسی هویت زن مسلمان ابراز شده است.
همچنین بر اساس تحلیل های دوبعدی هویت شخصی، میزان دین داری، نوع ارزش ها و نگرش ها، جنسیت، وضعیت تأهل و اشتغال با متغیر وابسته رابطة مستقیم و معنادار داشته اند. از این رو هرچه تعریف افراد از خودشان مثبت تر، میزان دین داری آن ها بالاتر، ارزش ها و نگرش هایشان سنت گرایانه تر و تحصیلاتشان بیشتر بوده، نگرش مثبت تری به هویت دینی زن مسلمان اظهار کرده اند. بر اساس نتایج رگرسیونی از میان عوامل مورد مطالعه ابتدا «میزان پایبندی دینی»، سپس «جنسیت»، «وضعیت تأهل»، «میزان تحصیلات» و «هویت شخصی» به ترتیب بیشترین تأثیر را بر متغیر وابسته نشان داده اند.
آزمون فازیِ ارتباط علّی دین داری با کجروی: شرط لازم یا شرط کافی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر سنجش دین داری و بررسی یکی از پیامدهای آن یعنی اجتناب از کجروی به روش فازی است. برای این منظور، دو مفهوم دین داری و کجروی در قالب مجموعه های فازی تعریف و درجات عضویت موردهای تحقیق در مجموعه های فازی تعیین شدند. با به کارگیری مجموعه های فازی و استفاده از معیارهای احتمال گرایانه، فرضیات این تحقیق که از نوع فرضیات علّی به شکل شرط لازم و شرط کافی بودند توسط نرم افزار fsQCA مورد وارسی و ارزیابی قرار گرفتند. مهم ترین یافتة این پژوهش در سطح 35 نفر از دانشجویان رشتة پزشکی که نمونة تحقیق را تشکیل می دادند آن بود که دین داری قوی شرط غالباً کافی برای اجتناب از کجروی است. علاوه بر اینکه تقید زیاد به انجام مناسک دینی نیز شرط کافی برای اجتناب از کجروی ارزیابی شد. از سویی دیگر، به جانیاوردن عبادات دینی شرطی لازم برای کجروی تشخیص داده شد. در مجموع، یافته های این تحقیق نشان داد که در بین ابعاد مختلف دین داری نقش بُعد مناسکی در اجتناب از کجروی اهمیت به سزایی دارد.
تلویزیون و تأثیر آن بر هویت دینی، گروهی و جنسیتی ایرانیان (مطالعه نظریه کاشت در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار «نظریه کاشت» «جرج گربنر» را با این مضمون که تکرار برنامه های تلویزیون بر ذهن مخاطبانِ پر مصرف تأثیر کاشتی می گذارد، درخصوص مقوله های دینی، گروهی و جنسیتی هویت بررسی کرده و محتوای پیام های ارائه شده از تلویزیون و نگرش مخاطبان به هویت را با بهره گیری از روش تحلیل محتوای تصویر و پیمایش، تحلیل و تبیین کرده ایم.
نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان می دهد برخلاف اینکه تلویزیون ایران درباره هر کدام از مقوله های مورد بررسی هویت، پیام هایی را تولید و پخش می کند، اما این پیام ها در کنار سایر عوامل تأثیرگذارند و تلویزیون پس از سایر متغیر های نظام اجتماعی عاملی تأثیرگذار بر نگرش مخاطبان درباره هویت بوده است. این مقاله که حاصل پژوهشی علمی در مرکز تحقیقات صداوسیماست، نشان می دهد نظریه کاشت که بر تأثیرهای قدرتمندانه تلویزیون به ویژه بر بینندگان پر مصرف تأکید دارد، در ایران اثبات نمی شود.
گونه شناسی و اعتبارسنجی طیف های اخلاقی در جامعه دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در یک نگاه جامعه شناختی، اخلاق اجتماعی آن دسته از منش ها و رفتارهایی است که در تعاملات اجتماعی به منصه ظهور و بروز می رسد و چهره و نمای فرهنگی و اخلاقی جامعه را به تصویر می کشد. حسب بررسی نویسنده طیف ها و لایه های اخلاقی در یک جامعه و شاخصه های آنها در قالب مدلی ارائه می شود که در آن چهار طیف و منطقه اخلاقی وجود داشته و تمامی گونه های اخلاقی موجود در جامعه را در خود جای می دهد: 1. ایمان اخلاقی، 2. عصیان اخلاقی، 3. کفر اخلاقی، 4. نفاق اخلاقی. این چهار حوزه اخلاقی براساس دو محور 1. عقیده و پذیرش، 2. رفتار و گفتار شکل می گیرد که محور عقیده و پذیرش (محور عمودی مدل) در دو جهت ایجابی (بخش بالایی) و سلبی (بخش پایینی) قابل توسعه و تشدید بوده و محور رفتار و گفتار (محور افقی مدل) نیز در دو جهت ایجابی (سمت راست) و سلبی (سمت چپ) توسعه پذیر است. تحلیل و تجزیه این مدل، در بردارنده نکات جامعه شناختی و روان شناختی دیگر است که در مقاله بدان پرداخته شده است.
راهبردهای توسعه اوقات فراغت زائران درمشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی گذران اوقات فراغت به عنوان پدیده ای اجتماعی در کلان شهر مشهد، با توجه به قداست و اهمیت بین المللی این شهر، از جمله مسائلی است که نگاه ویژه ای را برای تدوین راهبرد و برنامه ریزی در این زمینه می طلبد. هدف این پژوهش به طور کلی اولویت بندی راهبردهای توسعه اوقات فراغت زائران در کلان شهر مشهد است. روش پژوهش توصیفی/ تحلیلی با ماهیتی قیاسی، برگرفته از نگرش سیستمی است و روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای/ اسنادی و پیمایشی بوده که از 50 پرسش نامه محقق ساخته به روش دلفی استفاده شده است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش تکنیک سوات است. در این پژوهش مشخص شد که در کلان شهر مشهد در زمینه اوقات فراغت، وزن اصلی با قوت ها و فرصت هاست. نتایج پژوهش نشان می دهد که کلان شهر مشهد در موقعیت تهاجمی قرار گرفته و این واقعیت بیانگر آن است که کلان شهر مشهد باید از قوت ها و فرصت های خود برای رفع ضعف ها و تهدیدها استفاده کند. همچنین راهبرد ارتقای عملکرد زیرساخت های گذران اوقات فراغت موجود و خلق فضای کالبدی و معنوی متناسب با فرهنگ زیارت اولویت اول را در بین راهبردهای تهاجمی به خود اختصاص داده است.
دلایل سفر نکردن برخی از مردم مشهد به عتبات عالیات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زیارت معصومین (علیهم السلام) در باور مذهبی ایرانیان جایگاه برجسته ای دارد و در پژوهش های انجام گرفته حضور میلیون ها زائر در مشهد دیده شده است. اما اغلب تحقیقات درباره اقدام به سفر زیارتی است. این نوشتار به بررسی «نرفتن به سفر زیارتی» پرداخته است، با این سؤال محوری که چرا عده ای از مردم مشهد به کربلا سفر نمی کنند. روش مورد استفاده «رویش نظریه» است. یافته بررسی این است که آنان که برای زیارت به عراق نمی روند، یا با مانعی مواجهند یا انگیزه ای برای آن ندارند. موانع در یک مقولة مرکزی «ناداری و بی تحملی» خلاصه می شود. موانعی که از جنس «ناداری» هستند، نداشتن زمان، پول و همسفرِ همدل است و موانعی که از جنس «بی تحملی» هستند، راهِ دورِ سفر، فشردگیِ برنامه، تمیزنبودنِ اماکن اقامتی، تغذیه ای و ناامنی است. فقدان انگیزه نیز در مقوله مرکزی «دل مشغولی های دیگر و بی اشتیاقی» خلاصه می شود که زیرمجموعه آن غلبه انگیزه سیاحت، عدم اولویت تخصیص بودجه، اکتفا به زیارت حضرت رضا، یکسان انگاریِ زیارت از راه دور و نزدیک و نداشتنِ شوقِ زیارت امام حسین (ع) است. پیشنهاد پژوهشی مقاله بررسی این موضوع و نیز «سفرنکردن به مشهد» در سایر مناطق ایران است.
شکاف نظری و رفتاری در فرهنگ سیاسی دانشجویان دانشگاه تهران و عوامل موثر برآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به فرهنگ سیاسی (که یکی از موضوعات مهم در حوزه های علوم اجتماعی و سیاسی می باشد) دانشجویان دانشگاه تهران و عوامل موثر بر آن می پردازد. برای تحلیل فرهنگ سیاسی از نظریه های کسانی چون آلموند، وربا، پای، راش، لیپست و دال استفاده شده است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایش و تکنیک جمع آوری داده ها و اطلاعات از طریق پرسشنامه استاندارد و برای تجزیه و تحلیل از نرم افزار SPSS استفاده گردیده و از آماره های تحلیلی مانند رگرسیون سود جسته تا به ارائه تحلیل مسیر و در نهایت رسم مدل نهایی دست یابیم. شیوه نمونه گیری تصادفی ساده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با300 نفر بوده است. نتیجه تحقیق چنین نشان می دهد که سطح نظری فرهنگ سیاسی دانشجویان بیشتر از نوع تبعی می باشد و بین سطح نظری و سطح رفتاری فرهنگ سیاسی دانشجویان شکاف وجود دارد. همچنین متغیرهایی مانند منافع سیاسی، مهارتهای سیاسی، پایگاه اجتماعی – اقتصادی، سن براین شکاف تاثیر دارد و تاثیر متغیرهایی همچون موانع اجتماعی وخانوادگی، اعتماد سیاسی بر شکاف فوق الذکر تایید نگردید.
روندهای شکل گیریِ دینداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث «روندهای شکل گیریِ دینداری»، موضوع نسبتاً بدیع و کمتر کار شده ایست که جای آن در کنار بحث های «ریشة دین خواهی» و «منشأ دین» خالی است. مقاله پس از تشریح محتوا، کاربرد و ضرورت های این موضوع، به بازشناسی و تفکیک الگوهای دیندارشدن می پردازد. تفکیک و جداسازی میان الگوهای دیندارشدن، با استفاده از سه معیار «عرضه یا تقاضایِ» دین، «قصدی یا غیرقصدی» بودنِ دینداری و «تقدم نظری یا عملی» داشتنِ این روند انجام شده است.
«کشش های فطری» و «آمادگی های روانی» از الگوهایی هستند که ذیل تقاضا برای دین مطرح می شوند. «اکتساب» اما، شاخص ترین الگوی عرضه محور است. آنچه اما واقعی تر است و از رواج بیشتری هم برخوردار است، الگوی «توأمانیِ» فطرت- اکتساب است. دیندارشدنِ ناشی از «محرومیت»، یا مواجهه با یک «اتفاق باشکوه» یا متأثر از «شخصیت های دینی»، به مسیرهای غیرقصدیْ تعلق دارند. مسیرهای «منطقی- عُقلایی» و «انتخابگری» را هم باید در زمرة الگوهای قصدی محسوب کرد که تنها دربارة انسان های به لحاظ عقلی، رشید و بالغ امکان پذیر است. دستِ آخر به «دیندارشدنِ عملی» می رسیم که رایج ترین الگو در میان دینداران، خصوصاً کودکان و نوجوان است. «الگوی شامل» اما واقع نگرانه ترین مسیر دیندارشدن را عرضه می نماید.
زمینه یابی تجارب تفسیری (دعا، استخاره، رؤیای صادقه، لقمة حلال، چشم زخم) از دریافت های معرفتی در اقشار مردم کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصطلاح تجربه دینی را نخستین بار شلایر ماخر، در قرن هجدهم، در غرب به کار برد. این اصطلاح انواع مختلف تجربه های دینی (تجربه شبه حسی، تجربه وحیانی، تجربه احیاگر، تجربه عرفانی، تجربه ربانی یا قدسی، و تجربه تفسیری) را فرا می گیرد. تجربه تفسیری تجربه ای است که دینی بودن آن به واسطه برداشت دینی از رویدادی است که شخص صاحب تجربه بر اثر اعتقادات دینی خود به آن می رسد و پس از روبه روشدن با آن، آن را با چهارچوب شناختی دینی خود تفسیر و تبیین می کند.
تجارب تفسیری رایج میان شیعیان ایران شامل دعای شخصی، استخاره، رؤیای صادقه، پیامدهای لقمه حلال، و چشم زخم می شود. هدف این جستار شناخت انواع دین داری و تجارب دینی شیعیان ایران و بررسی تأثیر تجربه تفسیری در حیات اجتماعی و فردی آن هاست.
این مقاله ضمن تبیین مبانی نظری تجربه های دینی، به بررسی زمینه ها، گونه ها، و میزان باور و پای بندی مردم کاشان به دعا، استخاره، رؤیای صادقه، و چشم زخم پرداخته است. نتایج این تحقیق، با نمونه آماری 362 نفر، نشان داد که زنان از بین تجارب مذکور به دعا و رؤیای صادقه بیش تر از مردان اعتقاد دارند، ولی اعتقاد زنان و مردان به استخاره و لقمه حلال تفاوتی با هم ندارد. همچنین بین بالارفتن تحصیلات و باورهای مذکور رابطه معکوسی برقرار است.
اسلام گرایی در کردستان و چالش های ناسیونالیسم کردی و واگرایی؛ علل و زمینه ها (نمونة موردی: تطورات گفتمان مکتب قرآن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله می کوشد تا در پرتو نظریه دیرینه شناسانه فوکو، به تحلیل تطورات گفتمانی مفهوم شهروندی، از صورت کلاسیک آن به صورت متکثر و حساس به نیاز گروه های خاص، پرداخته و موانع «امکان شهروندی» پنج گروه اجتماعی خاص را مورد بررسی و طبقه بندی مجدد قرار دهد. همچنین تلاش شده در هر مورد، راهکارهای رفع «امتناع» شهروندی با توجه به مباحث نظری و تجربیات جهانی ارائه شود. تطور مباحث نظری انتقادی و تحولات نهادی شهروندی از یک سو و ایجاد نهادها، گرایش ها و مبانی نظری مستقل علوم اجتماعی در مورد گروه های خاص از دیگر سو، باعث تجدیدنظر در درک ما از شهروندی بر مبنای حقوق گروه های اجتماعی «خاص» شده است. دلایل مشترکی برای حذف کامل یا نسبی گروه های خاص مورد بررسی از حیطه شهروندی وجود دارد، مانند عدم موازنه حقوق و مسئولیت های شهروندی در میان این گروه ها، عدم دسترسی آنان به سپهرهای اجتماعی به معنای عام و دوری نسبی آنان از بازار کار.
جایگاه دین روستایی در جامعه شناسی روستا: علل بی توجهی و پیامدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی روستایی در ایران سابقه ای نزدیک به نیم قرن دارد. مطالعات روستایی در ایران و بالاخص جامعه شناسی روستایی بعد از اصلاحات ارضی به طور خاصی بر موضوع روستا به مثابه پدیده اقتصادی ـ سیاسی و در راستای اهداف اقتصادی ملی و بین المللی متمرکز شد. در نتیجه این روند، بیشترین موضوعاتی که در این مطالعات مورد توجه قرار گرفتند سیستم تولید و نظام قدرت سنتی در روستا بود. از جمله موضوعاتی که در این گفتمان علمی توجهی به آن نشد مقوله مذهب و امر دینی در روستا است. مذهب به مثابه هسته نظام فرهنگی و زمینه بازتولید انسجام اجتماعی نقشی کلیدی در جامعه روستایی ایران دارد، که از یک سو حافظ سنت است و از سوی دیگر می تواند عامل تغییر و عنصر مشروعیت بخش تغییرات باشد. در این مقاله از طریق فراتحلیل مطالعات روستایی در علوم اجتماعی، به بررسی علل درونی و بیرونی بی توجهی به مقوله مذهب در گفتمان جامعه شناسی روستایی ایران از دهه 40 تا 80 شمسی (علی رغم رخداد انقلاب اسلامی در این دروان) پرداخته شده است. علل بیرونی از جمله اقتصاد سرمایه داری و مسائل شهری سبب شد روستا به مثابه عنصری اقتصادی و جمعیت شناختی شده اهمیت یابد و علل درونی مانند تأثیر سنت مارکسیستی و پوزیتیوسیتی بر گفتمان جامعه شناسی روستایی و فقدان مفهوم بندی دقیق در باب دین و دین داری روستایی و در نهایت مقتضیات گفتمان روشنفکری دانشگاهی سبب شد به دین روستایی بی توجهی شود. در نتیجه، جامعه شناسی روستایی نتوانسته جریان اصلی فرهنگ و جامعه روستایی را، با توجه به هسته این نظام فرهنگی یعنی دین، به درستی تبیین کند، لذا مسائل فرهنگی و اجتماعی روستا، از دهه 40 تا آغاز دهه 90، همچنان تداوم داشته و دارد. در نهایت باید گفت که جامعه شناسی روستایی برای فهم زندگی فرهنگی و اجتماعی روستا و برای برنامه ریزی دقیق تر و کارآمدتر در حیطه توسعه روستایی، نیازمند تمرکز هرچه بیشتر بر مقوله دین و فرهنگ روستایی ایرانی است.