فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۱٬۰۶۶ مورد.
شیوه های زندگی انسان های فاضل در مدینه های غیرفاضله؛ نگاهی فلسفی به یک وضعیت چالش برانگیز فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر در مدینه های غیرفاضله، انسان های فاضل، منفرداً، بخواهند زندگی فاضلانه ای داشته باشند، چه سبکی از زندگی می تواند سنگ بنای زیست آنها باشد؟ فلاسفه اسلامی، با عطف توجه به یک چالش فرهنگی جهت زیست فاضلانه، در این خصوص نظریات مختلقی را داده اند. فارابی گزینه هایی چون: رفتن از مدینه غیرفاضله به مدینه فاضله؛ زیست غریبانه در مدینه غیرفاضله ؛ و یا تسلیم مرگ شدن به جای زندگی در مدینه غیرفاضله را پیش می کشد. فارابی به جزئیات زیست در مدینه های غیرفاضله نمی پردازد. پس از او، ابن سینا، به نحو اجمال، تأسیس شهر فاضله را توسط خود فیلسوف در بیرون از شهر ممکن می داند. در مقابل، ابن باجه آن سعادت و حیات را در همان جامعه غیرفاضله پی می گیرد. ابن طفیل، با بیرون بردن انسان فاضل از مدینه غیرفاضله، سعادت او را در انزوا، و با اکتساب نوع خاصی از معرفت پی می گیرد. این دو برای انسان فاضل یک برنامه عملی پیشنهاد می دهند. مهم آن است که این افراد فاضل در هر وضعیت، شیوه ای از زندگی را اتخاذ می کنند که راهنمای آنها به سوی سعادت است. در واقع، در اینجا بحث از یک وضعیت چالش برانگیز فرهنگی و نحوه انطباق فرد با آن وضعیت، یا شیوه های برون رفت از آن وضعیت است؛ فردی که بیرون از قواعد جاری فرهنگ شهر، و در حالیکه امکان تغییر آن وضعیت برایش نیست، خواهان تحقق سعادت خود در این جهان است.
بررسی میزان دینداری و نقش آن در شادمانی جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شادی موهبت بزرگی است که باید آن را جست وجو کرد، یافت، غنیمت شمرد، و به دیگران نیز انتقال داد. با توجه به تأثیر شادمانی در حیات فردی و اجتماعی، همچنین نقش گستردة مذهب در زندگی بشر، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطة دینداری و میزان شادمانی بین جوانان شهر تهران انجام شده است. در این پژوهش نقش دینداری بر ایجاد، تشدید، یا تضعیف شادی از دریچة نظریة شناختی، همچنین نظریه های اندیشمندانی چون دورکیم، وبر، توکویل، سیلگمن، آرگایل، کار، داینر، و بیسواس داینر کنکاش شد. برای شناخت ارتباط بین این دو مقوله، 384 پرسشنامه بین جوانان 18 تا 29 سالة شهر تهران توزیع شد. در نهایت، یافته های این پژوهش نشان می دهد بین دینداری و میزان شادی افراد رابطه ای مثبت و معنادار برقرار است. همچنین، نتایج حاکی از آن است که بین سه بعد دینداری، یعنی اعتقادات دینی و احساسات دینی و مناسک دینی، و شادی جوانان مطالعه شده همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. بنابراین، می توان نتیجه گرفت دینداری و ابعاد مختلف آن در ایجاد و تشدید شادی نقشی مهم و بسزا دارد.
تبیین تجربی نظریه های عرفی شدن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با بیان نظریه های مختلف در خصوص سکولارشدن و سکولارزدایی جوامع و نیز با طرح نظرات موافق و مخالف عرفی شدن جامعه ایرانی به بررسی رابطه تحصیلات عالی، دموکراسی و انسجام با نظام سیاسی حاکم، با سکولار شدن ایران پرداخته شده است. فرضیه های این تحقیق با استناد به داده های موج پنجم پیمایش ارزشهای جهانی(WVS) و تحلیل ثانویه این داده ها و نیز با استفاده از مدل معادله ساختاری و تکنیک مقایسه میانگینهای ساختمند آزمون شده اند. نتایج نشان دهنده سطح بالای دینداری در ایران بویژه در زمینه اعتقادات می باشد. سطح پایبندی به مناسک دینی نیز در این کشور بالاست. با توجه به عدم تفکیک رشته های علمی شاهد تاثیر اندک تحصیلات عالی در روند عرفی شدن جامعه هستیم، در مجموع نتایج این تحقیق موید گستره و عمومیت نفوذ دین در جامعه ایران است به صورتی که نمی توان ادعایی را در خصوص عرفی شدن جامعه ایرانی پذیرفت.
عوامل و انگیزه های جامعه شناختی ورود طلاب به حوزة علمیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوزة علمیه یکی از مهم ترین نهادهای دینی جامعة ایرانی است که برخی افراد با قصد و انگیزة طلبه شدن وارد آن می شوند. انتخاب طبلگی یکی از مهم ترین انتخاب های جوانان با نتایج و پیامدهای دامنه داری است که، به رغم وجود دیگر امکان ها و انتخاب ها، برخی این مسیر را برای زندگی خود در پیش می گیرند، اما چه عواملی زمینه ساز اجتماعی تصمیم جوانان برای طلبه شدن را رقم می زند و آنان با کدام انگیزه ها به دنیای طلبگی روی می آورند؟ این مطالعه با روش کیفی و با استفاده از نظریة زمینه ای به جست وجوی پاسخ می پردازد. به همین منظور، با 54 نفر از طلاب شاغل به تحصیل در حوزة علمیة قم مصاحبة عمیق صورت گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن اند که دو صورت از عوامل درونی و بیرونی در پیدایش انگیزه های افراد برای طلبه شدن مؤثرند؛ عوامل درونی به قرارگرفتن روحانیت در موضع گروه مرجع جوانان و بسترها و شبکه های معنوی ای اشاره دارد که آنان در آن زیست می کنند. عوامل بیرونی شامل زیست در شبکة روحانیت و همچنین افراد مذهبی تأثیرگذار است. در مجموع این عوامل چهار انگیزة مختلف را برای طلبه شدن در افراد پدید می آورند که شامل انگیزه های علمی، معنوی، اجتماعی، و ابزاری است تا در نهایت آنان تصمیم به طلبه شدن می گیرند. در نهایت، این یافته ها در قالب یک مدل نظری علّی/ فرایندی ارائه شده اند.
تحولات مذهبی در استان ایلام از ورود اسلام تا پایان دوره ی والیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرایط جغرافیایی، سیاسی و نزدیکی استان ایلام به عراق- مرکز خلافت اسلامی در دوران بنی عباس- در روند تحولات مذهبی این منطقه مؤثر بوده است. وجود کوه ها، مراتع، پناهگاه های طبیعی، آب کافی و منابع طبیعی ایلام از عوامل جغرافیایی مؤثر در تجمع مخالفان خلفای بنی امیه و بنی عباس بوده است. این تحقیق در پی آن است که: آیا با ورود اسلام به ایران، مردم ساکن ایالات ماسبذان و مهرجانقذق (شامل استان ایلام امروزی) مسلمان شدند؟با بررسی منابع و مآخذ می توان در مورد سیر تحولات دینی و مذهبی ایلام از گذشته تا عصر حاضر، اطلاعات پراکنده ای به دست آورد؛ امّا در منابع به صورت منسجم به بررسی این موضوع نپرداخته اند. هدف این مقاله، تبیین سیر تکاملی مذهب مردم استان ایلام در دوره های گذشته و نحوه ی گرایش مردم این سرزمین به تشیّع می باشد. مطالعه و بررسی نشان می دهد که گرایش مردم این منطقه به اسلام تا قرون چهارم و پنجم به آرامی صورت گرفته است. البتّه، پیروان ادیان دیگری هم وجود داشته اند؛ امّا در اقلیت بوده اند. وجود امام زاده ها در استان ایلام نشان از گرایش مردم این مناطق به تشیّع در دوره ی اسلامی دارد. از دوره ی اتابکان لرستان گرایش های شیعی در بین مردم و حاکمان این منطقه در منابع مشاهده می شود؛ امّا از دوره ی صفویه به بعد مردم به مذهب تشیّع روی آورده اند.
ناسیونالیسم و اسلام گرایی در تعاملات فراملی ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایدئولوژیک مؤثر در تعاملات فراملی ایران طی قرن اخیر چه بوده اند؟ در پاسخ، مقاله دربارة دو مفهوم ناسیونالیسم و اسلام گرایی تمرکز دارد. ناسیونالیسم باستان گرا در دوران پهلوی اول و دوم، ناسیونالیسم لیبرال در دوران نهضت ملی، و ناسیونالیسم مذهبی در دوران جمهوری اسلامی سه چهرة مهم ناسیونالیسم ایرانی اند که هر یک به نحوی در تنظیم مناسبات فراملی ایران نقش داشته اند. ناسیونالیسم، با وجود جهت گیری های مختلف، نقش مهمی در بازسازی هویت ملی و تحکیم خودباوری و استقلال کشور داشته است. پس از انقلاب اسلامی، ناسیونالیسم غالباً تحت الشعاع اسلام گرایی قرار داشته و ایدئالیسم اسلام گرا در عرصة مناسبات جهانی کشور ظهور پررنگی یافته است. نکتة کلیدی مورد تأکید رهبران جمهوری اسلامی این بوده که دولت در عرصة سیاست خارجی بایستی روی تکلیف و رسالت اسلامی اش تمرکز کند. به این منظور، جمهوری اسلامی با توجه به نابرابری ها و مناسبات سلطة جاری در عرصة بین الملل علناً با وضع موجود سیاست بین الملل مخالفت کرده و خواستار تغییرات به منظور برقراری عدالت بین المللی شده است
سکولاریزاسیون در افغانستان و نقش امیر عبدالرحمان در فرایند آن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«سکولاریزاسیون» پدیده ای اجتماعی است که نظریه پردازان گوناگون در باره اش نظریه پردازی کرده اند. این نوشتار به توضیح فرایند سکولاریزاسیون در جامعة افغانستان پرداخته است. برای تبیین این موضوع، از چارچوب نظری علاّمه طباطبائی استفاده شده است. بر اساس روش تحقیق این پژوهش، زمان امیر عبدالرحمان به عنوان واحد تحلیل گزینش شده است. در دوران وی، نظم خاصی شکل گرفت؛ نظمی که در تاریخ افغانستان خود را بازتولید نموده و تاکنون دچار تغییر بنیادی نشده است. نظمی که امیر عبدالرحمان ایجاد نمود، زمینة سکولاریزاسیون را در جامعة افغانستان فراهم ساخت. مشکلاتی که امروز جامعة افغانستان با آن مواجه است، نتیجة اختلالاتی است که امیر عبدالرحمان در آگاهی دینی جامعة افغانستان ایجاد نمود؛ یعنی تفسیر ناروا از آموزه های دینی که توسط امیر عبدالرحمان زمینة بسیار از مشکلات موجود را ایجاد کرد.
رابطه سبک زندگی با میزان دینداری جوانان: مورد مطالعه جوانان شیراز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر رابطه بین مفاهیم سبک زندگی و میزان دینداری جوانان شهر شیراز مورد بررسی قرار داده است. در ابتدا مطالعه های انجام شده در این حوزه مرور گردیدند، سپس بر اساس نظریه ایی مبتنی بر آرای گیدنز شش فرضیه ارائه شد. جهت آزمون فرضیه ها 560 جوان بین سنین 15 تا 29 شهر شیراز به شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. روش تحقیق این مطالعه پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بوده است. نتایج بدست آمده در سطح تحلیل های دو متغیره نشان داده اند که متغیرهای جنسیت، درآمد پاسخگو و پدر وی، تحصیلات پاسخگو و پدر وی، همچنین سبک-های فراغتی جدید، مصرف های جدید، فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی جدید، سبک مذهبی و نهایتاً سبک مدیریت بدن با متغیر میزان دینداری جوانان دارای رابطه بودند. همچنین نتایج حاصل از تحلیل چند متغیره نشان دهنده آن است که سبک مذهبی، شبکه های مجازی، استفاده از رسانه های خارجی، مدیریت بدن و نهایتاً فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی نوین و سبک فرهنگی بر روی هم توانسته اند نزدیک به 32 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.
جنسیت و دینداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تبیین علل دینداری بیشتر زنان نسبت به مردان، کالت [1] با ترکیب تئوری ریسک گریزی و تئوری قدرت – کنترل، دینداری زنان را به اقتدار پدر سالارانه یا برابر طلبانه در خانواده ایشان مربوط می کند. از طرف دیگر علی رغم تحقیقات گوناگون که یافته دینداری بیشتر زنان نسبت به مردان را تأیید می کند، لوونتال معتقد است که این یافته در همه جوامع و فرهنگ ها و مذاهب مشاهده نمی شود و تفاوت هایی در این زمینه وجود دارد. ما در این مقاله برآنیم که به آزمون این فرضیه ها پرداخته، به این سؤال ها پاسخ دهیم که آیا در ایرانیان زنان از مردان دیندارترند؟ آیا در مذاهب و ادیان ایرانی این یافته تأیید می شود؟ آیا زنانی که در خانواده های با نفوذ بیشتر پدر زندگی می کنند، دیندارترند؟ برای پاسخگویی به این سؤال ها پیمایش ملی ارزش های اجتماعی و فرهنگی ایرانیان با ابزار پرسشنامه و نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای اجرا شده است و نتایج تحقیق نشان می دهد : 1- در ایرانیان تفاوت های جنسیتی در دینداری به نفع زنان است؛ 2- تفاوت های جنسیتی در دینداری در سنی ها بیشتر از شیعه هاست، اما در میان مسیحیان به چشم نمی خورد؛ 3 – در زنانی که در خانواده های با نفوذ بیشتر پدر زندگی می کنند، دینداری بیشتری به چشم نمی خورد .
دلالت هایی بر روند فردی شدن امر دینی در ایران: مطالعه موردی جوانان شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه امر دینی در ایران از جمله حوزه های جامعه شناسی است که نیاز به توجه ویژه ای دارد. از یک سو، نقش تعیین کننده دین در کلیه شئونات فردی و اجتماعی ایرانیان در طول تاریخ و از سوی دیگر، استقرار نظام اسلامی در سال 1357 اهمیت موضوع تحولات در عرصه دینی را به خوبی نشان می دهد. این مقاله با بررسی برخی از بازنمودها و آیین های مذهبی و نیز چند نمونه از رفتارهای روزمره ای که قرار است ارزش ها و هنجارهای مذهبی جهت دهندة نهایی آن ها باشند قصد دارد نگرش دینی جوانان شیراز را در این زمینه ها جویا شود. پژوهش حاضر در قالب مصاحبه از نوع باز در بین جمعی از جوانان بین 18 تا 32 ساله در اماکن گوناگون و نیز مشاهده میدانی دو مراسم دینی که در آن جوانان مشارکت فعالی داشته اند انجام گرفته است. نتایج تحقیق نشان دهنده اهمیت یافتن فزاینده پدیده فردی شدن در هر سه سطح باور، آیین و رفتارهای روزمره است. از آنجا که فرد در دنیای متکثر حامل ارزش های گوناگونی به سر می برد، ذهنیت دینی سیالیت فزاینده ای پیدا می کند و به موازات پویش فردیت یافتگی در متن زندگی اجتماعی، در عرصه دینی نیز گرایش های فردی برجسته تر می شود.
اسلام گرایی: گفتمان مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئلة اساسی این مقاله،اسلام گرایی به عنوان گفتمان سیاسی- اجتماعی است. فرضیة پژوهش این است که گفتمان اسلام گرایی نوعی مقاومت دربرابرسلطةگفتمان مدرنیتة غربی است. گفتمان اسلام گرایی با تعریف سیاسی از اسلام، نیروهای به حاشیه راندة گفتمان مدرنیزاسیون را جذبمی کند. این گفتمان با صورت بندی جدیدیاز اسلام، الگوی بدیلی برای مدیریت جامعهپیشنهاد می کند. گفتمان اسلام گراییمدرنیزاسیون غربی درکشورهای اسلامی را به چالش می کشد. اسلام گرایان با به دست دادن روایتی سیاسی از اسلام، به گردآورینیروهای مقاومت دربرابر سلطة گفتمان مدرنیتة غربی می پردازند.
موقعیت اجنماعی گرایش به دعا در جامعه ایرانی - اسلامی معاصر (یک تحلیل ثانویه)(مقاله پژوهشی حوزه)
دعا: یک کنش اجتماعی دینی – مؤثر، مستمر، فراگیر(تحلیل ادبیات دعا پژوهی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از منظر جامعهشناسی دین (نگاه اجتماعی به دین) و جامعهشناسی دینی (نگاه دینی به جامعه) دعاخوانی و دعا کردن یک کنش اجتماعی دینی است، کنشی است مؤثر (به لحاظ اعتقاد و باور دعاکنندگان مبنی بر اثرات مثبت آن بر فرد و زندگیاش )، مستمر (به لحاظ شایع بودن و جاری شدن آن در تمام ساعات و آنات زندگی روزمره فردی و اجتماعی) و فراگیر (به جهت سریان دعا به تمامی رخ دادهای زندگی روزمره).
در این میان، دعای دینی از جایگاه خاصی برخوردار است، بیشتر به این دلیل که محوری برای پیوند ابعاد مختلف دینداری اجتماعی را بر عهده دارد. به عبارتی، کنش اجتماعی دعاخوانی هم در خدمت تقویت باورهای دینی است، هم با شعایر اجتماعی خاصی همراه است، هم به عنوان نوعی تجربه دینداری نو شونده و روزمره با تقویت اخلاق دینی مرتبط است و هم اینکه سرشار از معارف و آگاهیهای عقیدتی و معنوی است. اینها را میتوان جزو شئونات کنشی دعای دینی دانست. از این لحاظ، این سؤالها پیش کشیده میشود: «فلسفه دعا چیست؟»؛ «دعای دینی معاصر حاوی چه ایدهها و مضامین کلیدی است؟»؛ در نهایت، در«دعای اسلامی و شیعی موجود چه رگههای گفتمانی میتوان یافت؟»
ما در این مقاله با این هدف و با استفاده از روش تحلیل ثانویه و تحلیل محتوا به سراغ ادبیات دعاپژوهی موجود (لاتین و فارسی) رفتهایم. برخی از یافتههای اصلی ما نشان میدهد که از حیث محتوایی و شئونات ممیزه دعای دینی سه گونه دعا متصور است:
الف) دعای ابراهیمی (که وجه بارز آن تجلی تعبد و تدین است)؛
ب) دعای اسلامی (که شأن ممیزه آن ایجاد ارتباط با خداوند است)؛
پ) دعای شیعی و سرآمد آن”دعای اسلامی ابراهیمی”( که خصیصه ممتاز آن تجلی نیاز و عشق، احساس عارفانه، خود آگاهی اجتماعی و ابراز ایدئولوژی است ).
امتناع اندازه گیری دین داری و امکان رتبه بندی نوع دین داری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله پژوهش های پیمایشی در حوزة دین را نقد و بررسی کرده است. البته تأکید اصلی مقاله بر نقد پیمایش های اندازه گیری دین داری است و نه لزوماً هرگونه پیمایش مربوط به دین. نقطة عزیمت مقاله بحث از هماهنگی و هم خوانی ناخواسته اما آسیب زای دو گرایش فکری در دو گروه متفاوت است: گرایش قشری گری دینی حاکم بر ذهن دولت مردان، سیاستمداران و مدیران جامعه ازیک سو و گرایش پوزیتیویستی حاکم بر ذهن دانشگاهیان و پژوهشگران ازسوی دیگر. آن قشری گری دینی و این تنگ نظری پوزیتیویستی کاملاً با هم سازگارند. هردو دین را امری بیرونی و عینی در نظر می گیرند و هریک به نحوی کمیت نگرند. هردو نگاهی قسری (مکانیکی) دارند و هردو می کوشند واقعیت دینی را هرچه بیشتر به اجزا تجزیه کنند. در ادامه، نویسنده پس از بیان مبادی روش شناختی این گونه تحقیقات بر نقادی پژوهش های پیمایشی دین در غرب و ایران تأکید می کند و می کوشد از طریق نقد یک مدل غربیِ سنجش میزان دین داری (مدل گلاک و استارک) و یک مدل ایرانی (مدل شجاعی زند) به مشکلات بنیادی پژوهش پیمایشی دین نقبی بزند. به دنبال چنین کوششی است که نویسنده امکان سنجش میزان دین داری را به دو دلیل منتفی می داند: نخست آنکه دین داری امری هم بیرونی و عینی و هم درونی و کیفی است و تبلور بیرونی دقیقاً تعین یافته ای ندارد. از این رو، هیچ یک از حالات افراد را نمی توان معیار ثابت سنجش دین داری تلقی کرد، زیرا خود این یا آن حالت آدمی نیست که بایست مورد توجه قرار گیرد بلکه معنای نهفته در حالت آدمی اهمیت دارد. دلیل دوم نیز این است که به هیچ وجه نمی توان میزان اهمیت هریک از مؤلفه های دین داری را در ترکیب کلی دین داری مشخص کرد و چون دین داری های بسیار متنوعی وجود دارد که وزن مولّفه های مختلفشان به نسبت متغیر است، هرگونه امکان مقایسه میان آن ها منتفی می گردد. به عبارت دیگر، دین داری های مختلف ناهمگن و ناهم سنخ اند و لذا سنجش و مقایسة امور ناهم سنخ ممکن نیست (سطح مقیاس اسمی). به جای سنجش میزان دین داری باید به رتبه بندی نوع دین داری (رسیدن به سطح مقیاس ترتیبی) پرداخت زیرا تنها می توان میزان دین داری افرادی را با هم مقایسه کرد که دین داری شان از یک سنخ باشد. روش مناسب این سنجش نیز روش کیفی است. بدین ترتیب، سنجش میزان دین داری در واقع جای خود را به رتبه بندی کیفی انواع دین داری می دهد.