این مقاله، مقاله ای کاملاً تحقیقی است و به چگونگی بکارگیری طب جدید در مناطق روستایی با الگوگیری از تعاونی های سنتی روستایی خرده مالکی اشاره دارد. تحقیق اصلی این مقاله در دو ناحیه روستایی ایران انجام گرفته که عبارتند از:
1- مناطق روستایی فریدن، واقع در استان اصفهان که از پنج گروه جمعیتی لر، ترک، فارس، ارمنی و گرجی تشکیل شده است.
2- مناطق روستایی سلسله، واقع در استان لرستان که ساکنان آن را لک ها تشکیل می دهند.
شاخه های مختلف علوم انسانی و اجتماعی با یک دیگر ارتباط دارند و نمی توان قایل به نوعی مرز بندی بین آن ها بود. از این منظر، جامعه شناسی حقوق نمود بارز تعامل دو شاخه مهم علوم انسانی و اجتماعی یعنی حقوق و جامعه شناسی است. با این حال، امروزه می توان از این دانش به عنوان دانشی مستقل یاد کرد که حصول شناخت در آن مبتنی بر عقلانیت تجربی است. این دانش در عین حال که فاقد رویکرد معرفت شناختی، هستی شناختی و یا چارچوب نظری نیست، مانند فلسفه حقوق وامدار گزاره های بدیهی و پیش فرض های متافیزیکی نیست و محتوا یا نوع تحلیلهای آن، به نسبت هر نظام حقوقی متفاوت می شود. در خصوص روش شناسی جامعه شناسی حقوق باید گفت از طرفی در حقوق روش استدلال هنجاری بر روش های دیگر غلبه دارد، در حالی که چیستی جامعه شناسی حقوق نمی تواند سازگاری چندانی با روش هنجاری و قیاس منطقی محض داشته باشد و مبتنی بر داده های متغیّر تجربی است. با این حال، موضوع مطالعه جامعه شناسی حقوق نمی تواند محدود به حقوق برآمده از بطن ساختار اجتماعی یا مبتنی بر اراده اجتماعی باشد و جامعه شناسی حقوق می تواند موضوع مطالعه خود را حقوق دولتی نیز بداند؛ اگر چه در مطالعه این موضوع بر دو اصل تأثیر و تأثّر حقوق و جامعه در ارتباط با یک دیگر تأکید دارد و با روش تجربی به مصادیق عینی این دو اصل می پردازد. در این تحقیق برای جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای و برای استنتاج از روش استقرای توصیفی استفاده شده است.
زمینه و هدف: رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون، نقش بسیار مهمی در بسترسازی افکار عمومی و تأمین امنیت و پیشگیری از وقوع جرم ایفا می کنند. این ابزارها با توجه به توسعه کمی و کیفی خود در عمل می توانند هم فرصت و هم تهدیدی برای امنیت اجتماعی باشند. پژوهش حاضر نقش سریال های اخیر پلیسی را در پیشگیری از جرم و آموزش آن بررسی کرده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی است و با روش تحلیل محتوای کمی انجام شده است. جامعه تحلیل را سریال های پلیسی پرمخاطب تلویزیون ایران در پنج سال اخیر تشکیل داده اند و از بین آن ها سریال های «زخم»، «رهایی» و «میکاییل» مبنای تحلیل قرار گرفته اند. برای سنجش پایایی تحقیق از اعتبار محتوایی یا صوری بهره گیری شده است که براساس توافق نظرات و آراء صاحب نظران و اساتید حوزه رسانه و جرم، شاخص ها و مقوله های مورد مطالعه و استخراج شده از اعتبار مناسبی برخوردار بودند. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که 20 درصد محتواهای پلیسی سریال های مورد بررسی را آموزش جرم، 27 درصد آن ها را توانمندی پلیس و پیشگیری از جرم، 21 درصد رواج ارزش-های مثبت، 13 درصد رواج ارزش های منفی و 18 درصد را وظایف رسانه ای تشکیل داده است. بنابراین سریال های پلیسی می تواند به عنوان ابزار مؤثری در پیشگیری از جرم مورد استفاده قرار گیرد.
در سه دهه اخیر، تحقیق چندانی درباره روند مشارکت مالی بخش خصوصی در توسعه صنعتی ایران و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن صورت نگرفته است. تحقیق حاضر با چنین هدفی و با استفاده از روش های اسنادی ، پیمایشی و میدانی، با حجم نمونه ای به تعداد 146 نفر از صاحبان صنایع بخش خصوصی انجام شده است. مطالعات نشان داد که فرآیند مشارکت مالی بخش خصوصی در توسعه صنعتی ، در دهه نخست پس از انقلاب اسلامی ، همراه با رشد منفی ، در دو دهه پس از آن، در مجموع همراه با رشد مثبت و از حدود دو سال پیش به این طرف دوباره رشد منفی داشته است. این، بدان معنی است که روند مشارکت مالی بخش خصوصی در توسعه صنعتی در سه دهه اخیر ناپایدار، پر نوسان و دَوَرانی بوده است و نمره مشارکت فعلی آن در حد کم یعنی 4/1 (در مقیاس صفر تا 4) است. پس از آزمون فرضیات، تنها فرضیات مربوط به عوامل درون جامعه ای تأیید و فرضیات مربوط به عوامل برون جامعه ای و بین جامعه ای رد شدند. و از این که نتیجه مطالعات نشان داد بین سه متغیر مستقل فرضیات مربوط به عوامل درون جامعه ای مانند: «میزان وجود آنومی»، «عملکرد دولت» و «عملکرد بازار» با «میزان مشارکت مالی بخش خصوصی» به عنوان متغیر تابع، رابطه معنادار معکوس وجود دارد، می توان نتیجه گرفت که حاکمیت شرایطِ آنومیک بر حوزه فعالیت های صنعتی، عملکرد دولت و عملکردِ بازار، مشارکت مالی بخش خصوصی را در توسعه صنعتی کاهش داده است
سینمای ماورا از اقسام فاخر هنر هفتم است که به منظور تجسم نمایشی پدیده های غیبی، با رویکرد تربیتی در دهة هشتاد در تلویزیون ایران طلوع درخشده ای داشت. متأسفانه این ژانر نوظهور و متعالی با انتقادهای غیرفنی و گاهی سرکوبگرانه از عرصه هنر تلویزیون خارج شد و اکنون در رکود به سر می برد. این گونة فاخر به همان اندازه که اهمیت فرهنگی و تربیتی دارد، همواره دارای چالش های نظری و بیانی (فنی) خاصی بوده است. یکی از چالش های این ژانر نوظهور، داشتن نظام نشانه ای ساختمند است. نشانه های تصویری سریال های ماورایی باید قدرت معناسازی بسیار قوی ای داشته باشند و انطباق معنایی با آموزه های اسلامی از نقاط اساسی در قدرتمندی آنها است . تحقیق حاضر در تحلیلی نشانه شناختی، بازنمایی «فرشته» را در سریال «ملکوت» بر اساس مطالعه تطبیقی با مبانی اسلامی فرشته شناسی بررسی می کند. این مقاله ابتدا آموزه های فرشته شناختی مورد نیاز را به عنوان مبنای نظری با تأکید بر قرآن کریم و آرای مفسران شیعه از فرهنگ اسلامی جمع آوری کرده و سپس با روش تحلیل نشانه شناختی بر اساس دو الگوی تحلیل رمزگان تلویزیونی اسلین و تحلیل هم زمانی (جانشینی: تقابلی) سوسور – اشتراوس دال های معناساز سریال را بررسی می کند . مهم ترین دستاوردهای این تحقیق عبارت اند از: ارائه مبانی نشانه ای تمثل فرشته و جهان غیبیِ این موجود ماورایی در سینما بر اساس مبانی اسلامی فرشته شناختی؛ نقد بازنمایی فرشته در دو حوزه: یکی رمزگان تلویزیونی (از نظر چهره پردازی، شخصیت پردازی، عناصر بصری صحنه و...) و دیگری نقد نشانه شناختی «جانشینی: تقابل شناسی» (تقابل هستی تجردی فرشته با ماده و نیز هدایت او با اضلال نفس و شیطان و....) در سریال مذکور؛ حل تعارض تمثل زیبا و زشت فرشته؛ و دفاع از انطباق داشتن گریه فرشته به عنوان یک نماد پرمعنا و قوی در تولیدات رسانه ای با موازین دینی.
مطالعه و بررسی وضعیت ابعاد سلامت جانبازان شیمیایی کشور از هر نظر حائز اهمیت است و توجه به اصل فردیت و مشارکت در ارائه خدمات و تعیین وضعیت جانبازان نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. مطالعه حاضر به بررسی تأثیر ویژگی های شخصیتی بر میزان سلامت اجتماعی جانبازان شیمیایی و به دنبال آن تعیین رابطه و سهم نسبی هر یک از این ویژگی ها در تبیین سلامت اجتماعی آنان می پردازد. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های همبستگی بوده که با ابزار پرسشنامه (کییز و شخصیتی نئو) و روش پیمایش انجام شده، جامعه آماری شامل کلیه جانبازان شیمیایی شهرستان سردشت بوده (400 نفر) که با توجه به محدود بودن تعداد نمونه از روش تمام شماری استفاده شده است. بخشی از نتایج بدست آمده حاکی از آن است که از بین عوامل شخصیتی مرتبط با سلامت اجتماعی، برونگرایی با (28) درصد، انعطاف پذیری با (14) درصد، با وجدان بودن با (15) درصد، دلپذیری با (14) درصد تبیین کننده سلامت اجتماعی جانبازان شیمیایی بودند، توجه به اصول مشارکت و فردیت در ارائه خدمات بنیاد شهید، توسعه اشتغال، ایمن سازی و مشارکت هر چه بیشتر جانبازان شیمیایی در جامعه از مهمترین پیشنهادات جهت افزایش میزان سلامت اجتماعی جانبازان شیمیایی می باشد.