فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۱۰٬۹۴۴ مورد.
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
45 - 64
حوزههای تخصصی:
Purpose- Access to safe and clean water remains a critical global concern, especially in rural areas of developing countries where infrastructural and institutional limitations are prevalent. In Tanzania, particularly in the Simiyu Region, water insecurity is further compounded by limited community participation in the planning stages of rural water projects. While participatory approaches are widely advocated to improve sustainability and responsiveness of such initiatives, there remains limited empirical evidence on the socio-economic and institutional factors influencing household-level participation. The main purpose of this research is to analyze the determinants of community participation in rural water project planning in Simiyu region, Tanzania by employing a Logit Model Approach. Design/Methods/Approach- This study addresses this gap by analyzing the determinants of community involvement using a logit regression model, drawing from data collected through a cross-sectional survey of 217 respondents. The sample was derived using Yamane’s (1967) formula, and a mixed sampling technique was applied to ensure representativeness across demographic and socio-economic groups. Structured questionnaires were employed for data collection, and the resulting data were analyzed using descriptive statistics and logistic regression methods. Findings- The results revealed that several variables significantly influence participation. These include age (marginal effect = 0.116, p < 0.05), gender (0.098, p < 0.05), occupation—particularly among those engaged in livestock keeping (0.161, p < 0.05) and small businesses (0.177, p < 0.05)-as well as income level. Additionally, community awareness (0.247, p < 0.05) and prior experience with development initiatives (0.175, p < 0.05) were strong positive predictors. Cultural norms were found to influence gendered participation, with male respondents more likely to be involved in decision-making processes. Practical implications- These findings emphasize the importance of integrating gender-sensitive and participatory planning approaches to ensure alignment with local needs and to promote sustainability. Original/Value- The study recommends targeted policy interventions including community capacity-building, equitable policy frameworks, and strengthened local governance mechanisms to foster inclusive participation. Institutionalizing participatory approaches and promoting gender equity will be crucial in enhancing community ownership, improving project outcomes, and ensuring long-term water security in rural Tanzania.
Investigating the Role of Livestock Products Production in the Spatial Organization of Houses in the Historical Village of Liqvan, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
65 - 85
حوزههای تخصصی:
Purpose- This research attempts to analyze the role of livestock production in the spatial organization of the houses in Liqvan village that is one of the famous rural areas at the national level in Iran, and it owes most of its fame to the dairy products produced there (especially cheese). Design/methodology/approach- This study has been carried out in two sections: library and field studies. The theoretical part is done from available and accessible library resources (including books, magazines, articles, and authoritative sites). The field part is done using the "phenomenology" method. Findings- Studies show that in the traditional livelihood period, the role of livelihood was influential in the formation and spatial composition of the houses in this village, and the old living spaces of Liqvan were shaped to respond to the functions, with appropriate internal divisions, to provide long-term living facilities. However, along with the contemporary wave of modernization and changes in the needs of the present era, and especially the significant shift in income from traditional activities to mass dairy production, in the newly built houses, the residential spaces have often been converted into living spaces that do not have much affinity with local customs and traditions and do not have compatibility with the native architecture. Original/Value- Given the significant changes in the livelihoods of rural communities, it is crucial to implement strategies for developing and regenerating villages like Liqvan. This includes stabilizing rural centers, creating production and promoting income centers, and revising development strategies and policies. The focus should be on leveraging local potentials. The study also advocates introducing new productions and reviving past activities and services through production clusters with technical and specialized consultations. Furthermore, the preservation of indigenous architecture and the regeneration of local spaces can contribute to the growth of the tourism industry in the village.
توزیع مکانی و زمانی فقر انرژی خانوارهای روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
109 - 132
حوزههای تخصصی:
فقر انرژی به عنوان یکی از زیرشاخه های فقر معرفی شده و با توجه به ساختار هر کشوری، شاخص های مختلفی در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته است. لذا هدف اصلی این مطالعه، ارزیابی و تحلیل زمانی و مکانی فقر انرژی در مناطق روستایی ایران و به تفکیک استان ها است. بدین منظور، از شاخص های مختلف فقر انرژی شامل شاخص 10 درصد، شاخص درآمد پایین و مخارج بالا (LIHC) و شاخص دو برابر میانه و میانگین (2M) استفاده شد. داده های مورد نیاز در سال های 1380، 1390 و 1400 از داده های هزینه و درآمد مرکز آمار ایران گردآوری شد. نتایج به دست آمده نشان از کاهش فقر انرژی در بیشتر مناطق روستایی در سال1400 نسبت به سال های 1390 و 1380 دارد. با این حال، تعداد خانوارهای مواجه با فقر انرژی در مناطق روستایی استان های سیستان و بلوچستان، خوزستان، هرمزگان و فارس در سال های اخیر افزایش یافته است که زنگ خطری برای این استان ها است. بر این اساس دولت باید فقر انرژی در این استان ها را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار دهد و نسبت به اصلاح آن اقدام نماید.
اثرات متاورس بر بازاریابی گردشگری روستایی در بخش طرقیه شهرستان مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، استفاده از رهیافت متاورس به عنوان یکی از راهبردهای کلیدی در توسعه بازاریابی گردشگری، مورد توجه بسیاری از کشورهای جهان قرار گرفته است و نتایج مثبتی در توسعه مناطق روستایی به همراه داشته است. لذا در تحقیق حاضر، هدف اصلی شناسایی اثرگذاری متاورس بر بازاریابی گردشگری روستایی است. این پژوهش از نظر روش شناسی، توصیفی- تحلیلی و از لحاظ هدف، از نوع کاربردی است. جامعه نمونه تحقیق شامل افراد ساکن در روستاهای گردشگر پذیر در بخش طرقبه(شهرستان بینالود) است که با استفاده از فرمول کوکران و با خطای 1/0 و به روش تصادفی انتخاب شده اند. برای تحلیل یافته ها از نرم افزار spss و مدل تصمیم گیری چند معیاره MARCOS استفاده شده است. در تحقیق حاضر متغیر اثرگذاری متاورس بر توسعه گردشگری روستایی با استفاده از 38 مؤلفه مورد مطالعه قرار گرفته است. بررسی یافته های توصیفی نشان داد که کمترین میانگین متعلق به گویه تاثیر متاورس در زمینه همکاری دولت برای راه اندازی بازاریابی گردشگری روستایی با میانگین 267/2 و بیشترین میانگین نیز متعلق به گویه تاثیر متاورس بر درآمد زایی محصولات گردشگری روستایی با میانگین 35/4 است. همچنین نتایج تحلیل عاملی نشان داد که مهمترین اثرات متاورس بر بازاریابی گردشگری روستایی شامل « اطلاع رسانی و آگاهی» با 23/17 درصد واریانس تبیین شده است. نتیجه آزمون تی تک نمونه ای نیز نشان داد که موثرترین بعد اثرگذاری متاورس در بازاریابی گردشگری روستاهای مورد مطالعه رونق فروش محصولات با میانگین 78/3 است. نتایج رتبه بندی مدل های تصمیم گیری چندمعیاره تکنیک آنتروپی و Marcos برای روستاهای موردمطالعه نشان داد که قوی ترین اثرگذاری متاورس در بازاریابی گردشگری روستایی متعلق به روستای ازغد می باشد. بنابراین پیشنهاد روش مقاله این است که حل مشکل آنتن دهی تلفن همراه و دسترسی عموم کاربران به اینترنت نسل سوم یا Web3مورد توجه قرار گیرد و آن را در برنامه های توسعه روستایی قرار دهند.
جستاری در برساخت ملی گرایی در جغرافیای سیاسی ایران مبتنی بر مفهوم حکومت مندی در عصر پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۷)
151 - 165
حوزههای تخصصی:
مفهوم حکومت مندی که نخستین بار توسط میشل فوکو در سال 1978 مطرح گردید؛ مشتمل بر مطاله تکنیک ها، فرایندها و رویکردهایی است که در چارچوب آن حکومت ها کلیه ابعاد زیست شهروندان را کنترل می نمایند. در چارچوب این رویکرد شناختی؛ این گفتمان اجتماعی - سیاسی است که در مقطع مشخص از تاریخ بُعد سیاسی فضا را خلق می نماید. در این راستا یکی از قلمروهای موضوعی مهم در چارچوب مفهوم حکومت مندی؛ شناخت چگونگی ساخت مولفه های ناسیونالیسم متأثر از نقش آفرینی گفتمان های حاکمیت می باشد. در این دیدگاه هویت ملی صرفاً جنبه طبیعی ندارد بلکه امری برساخته می باشد که در گذر زمان توسط قدرت سیاسی به صورت خاطره جمعی تثبیت گردیده و احتمال بازساخت در آینده را نیز دارد. در این مقاله کوشش گردیده با اتکا به روش تفسیری و با استفاده از مضمون نظری حکومت مندی گفتمانی؛ چگونگی صورتبندی مفهوم ناسیونالیسم در عصر پهلوی اول و پیامد آن در جغرافیای سیاسی ایران واکاوی گردد. یافته های تحقیق بیان گر آن است که ساخت هویت ملی در عصر پهلوی اول بر مبنای گفتمان سراسربینی ناسیونالیسم باستان گرای ایرانی در جهت همبستگی اقوام و طبقات اجتماعی ساماندهی گردید. ضمن اینکه بخشی از مفصل بندی ملی گرایی بر اساس پیوند دهی و رابطه برساخته در مقابل «دیگری» با ارجاع به مؤلفه های تخاصم ژئوپلیتیک پی ریزی شد. در این انگاره رهبری فره ایزدی تنها عاملی بود که می توانست اقدام به برقراری عدالت فضایی میان اقوام و طبقات مختلف اجتماعی نموده و با انطباق فضایی ملت و سرزمین قادر باشد ساخت جغرافیای سیاسی ایران را تثبیت نماید.
تحلیل عوامل مؤثر بر خروج سرمایه مالی از بخش کشاورزی روستاها؛ مطالعه موردی: شهرستان دهگلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۷)
233 - 253
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات ساختاری بخش کشاورزی، خروج سرمایه هایی است که از این فعالیت در روستاها به دست می آید. خروج سرمایه عارضه ای رو به رشد در اقتصاد روستایی است که اثرات منفی بر توسعه روستاها داشته و شکاف توسعه ای بین روستا و شهر را بیشتر می کند؛ درحالی که نگهداشت و بازچرخانی سرمایه های تولیدشده در روستاها می تواند بستری برای ارتقای شاخص های توسعه روستایی فراهم نماید. پژوهش حاضر به واکاوی عوامل مؤثر بر خروج سرمایهء انباشته شده از بخش کشاورزی در روستاهای شهرستان دهگلان در استان کردستان پرداخته است. این پژوهش از لحاظ روش، جزو پژوهش های توصیفی – تحلیلی است. علاوه بر مطالعات کتابخانه ای - اسنادی، داده ی لازم با ابزار پرسشنامه محقق ساخته به دست آمد. بر اساس فرمول کوکران تعداد 340 نمونه از میان بهره برداران کشاورزی در روستاها با روش نمونه گیری طبقه بندی شده انتخاب شدند. برای اطمینان از نرمال بودن داده از آزمون های کولموگروف اسمیرونوف و ضریب همبستگی در نرم افزار SPSS استفاده شد؛ سپس برای تحلیل عاملی داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار smartpls استفاده شده است. نتایج پژوهش بیانگر اثر مثبت و معنادار عوامل نهادی - مدیریتی، اجتماعی و اقتصادی بر خروج سرمایه است. از دیدگاه بهره برداران روستایی، مهم ترین عامل تأثیرگذار بر خروج سرمایه عامل نهادی - مدیریتی با بار عاملی 315/0 است؛ عوامل اجتماعی و اقتصادی به ترتیب در رتبه های بعدی قرار دارند. در عامل نهادی - مدیریتی مهم ترین مؤلفه های تأثیرگذار بر خروج سرمایه عبارت اند از نبود یا حضور غیرموثر نهادهای دولتی در بخش کشاورزی، ضعف حمایت ها و تسهیلات این نهادها، و سرمایه گذاری ناکافی دولت در زیرساخت های روستاها. مهم ترین عوامل اقتصادی شامل درآمدزایی و اطمینان از بازگشت سرمایه و وجود زمینه های سرمایه گذاری در شهر است و از مهم ترین عوامل اجتماعی می توان به مواردی همچون انگیزه سرمایه گذاری در اقتصاد شهری (به دلیل سوددهی و بازدهی سرمایه، بازگشت سرمایه، حمایت های دولتی و...)، رفاه و امنیت روانی و اجتماعی سرمایه گذاری در شهر اشاره کرد.
شناسایی و سطح بندی مؤلفه های خوداشتغالی روستائی با رویکرد ISM مورد مطالعه: استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش برمبنای شناسایی، بررسی و سطح بندی مولفه های موثر در خوداشتغالی روستایی در استان آذربایجان شرقی به دنبال پاسخگویی به سوالات و اهداف زیر می باشد: مؤلفه های خوداشتغالی مهم در روستاهای استان آذربایجان شرقی کدامند؟، هر یک از مؤلفه های خوداشتغالی روستائی شناسایی شده، در چه سطحی قرار دارند؟، الگو یا مدل روابط مؤلفه های خوداشتغالی روستائیان چگونه است؟ و در نهایت سیاست ها و تصمیم های موثر برای توسعه و افزایش خوداشتغالی روستائیان چیست؟. روش پژوهش: روش شناسی این پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده که به صورت کیفی در قالب تکنیک مدل سازی ساختاری-تفسیری (ISM) اقدام به سطح بندی و تعیین روابط مؤلفه های خوداشتغالی تأثیرگذار در روستاها گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل 34 نفر از افراد واجد شرایط از اساتید دانشگاهی و مدیران ارشد در سطح استان آذربایجان شرقی می باشد که در امر خوداشتغالی روستائیان صاحب نظر می باشند. بر اساس تئوری وارفیلد در مدل سازی ساختاری- تفسیری و ملاک خبرگی بر اساس دو شاخص میزان تجربه و سطح تحصیلات 13 نفر اعضای نمونه پژوهشی به عنوان خبرگان در نظر گرفته شد. یافته ها: یافته های این مدل نشان داد که چهار مؤلفه: زیرساخت های مناسب، تسهیل مقررات و فرآیندهای اداری، فرهنگ و روابط اجتماعی ، روحیه فردی و تربیتی، به عنوان عوامل پایه ای و مبنایی در مولفه های یازده گانه توسعه خوداشتغالی روستائیان استان آذربایجان شرقی می باشند. نتیجه گیری: ایجاد زیرساخت ها و فراهم کردن امکانات مناسب در روستاها، تفویض اختیار به استان ها و تمرکز زدایی در برنامه ریزی روستاها، اصلاح و بازنگری قوانین و مقررات بازدارنده مرتبط با اشتغال روستائیان، فعال سازی میزهای تخصصی اقتصاد و اشتغال روستایی، ارائه آموزش های مهارتی به داوطلبان خوداشتغالی در روستاها از جمله نتایج و پیشنهادات کاربردی پژوهش هستند.
نقش مهاجرت معکوس در توسعه اقتصادی، مورد مطالعه: روستاهای شهرستان نطنز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایجاد کسب وکار یکی از زمینه هایی است که قادر است نواحی روستایی را از ناتوانی خارج کند. پیش نیاز محقق شدن این مهم، شناخت مراکز دارای امتیاز و اولویت در سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات می باشد. این پژوهش با هدف شناسایی نقش مهاجرت معکوس در توسعه اقتصادی روستاهای دهستان های شهرستان نطنز از استان اصفهان انجام شد. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ روش توصیفی و تحلیلی است. نمونه ها مطابق با فرمول کوکران به تعداد ۳۸۱ نفر از ۲۴ روستا انتخاب شدند. اطلاعات از طریق مطالعات میدانی و با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شدند. برای تعیین پایایی و روایی ابزار پژوهش از روش ضریب آلفای کرونباخ و روش اعتبار محتوا استفاده شد. داده ها با بهره گرفتن از آزمون T تک نمونه ای و T تست و آزمون تحلیل عاملی در محیط نرم افزار SPSS انجام شد. 6 بعد (شاخص) و ۴۷ متغیر به عنوان نقش مهاجرت معکوس در توسعه اقتصادی روستاهای شهرستان نطنز شناسایی و در چارچوب پرسشنامه موردسنجش قرار گرفت. اعتماد و اطمینان پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ ۹۴۸/۰ تأیید شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد عوامل مختلفی در مهاجرت معکوس نقش داشته است که از بین آن ها بعد سرمایه گذاری با مقدار ویژه ۳.۴۴ و درصد واریانس تبیین شده ۴۲.۲۰۷ بالاترین و بعد درآمد با مقدار ویژه ۱.۴۰۳ و درصد واریانس تبیین شده ۳.۷۰۵ کمترین تأثیر را در بین ابعاد داشته است. درمجموع ابعاد عوامل مؤثر در مهاجرت معکوس ۷۱.۶۸۲ درصد از مجموع واریانس مهاجرت را توصیف و تبیین کرده است.
بررسی آثارICT بر توسعه اقتصادی و کالبدی - زیرساختی جوامع روستایی (مورد پژوهی؛ روستای محمودآباد – شهرستان خدابنده)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
630 - 648
حوزههای تخصصی:
فن آوری های اطلاعات و ارتباطات(ICT) جنبه جدایی ناپذیر توسعه و تمدن مدرن، به طور مداوم به فناوری های همیشه در حال تغییری که بر اساس آن ساخته شده است، وابسته است. صنعت ICT برای دستیابی به توسعه پایدار ضروری است، به طوری که مشاغل فناوری اطلاعات و ارتباطات تأثیر بسیار مثبت بر جنبه های اجتماعی، اقتصادی، آموزشی و... جامعه دارد. این فناوری فرصت های کم هزینه ای را برای جوامع محلی فراهم می آورد. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر ICT بر توسعه اقتصادی و کالبدی – زیر ساختی جوامع روستایی در روستای محمودآباد از توابع بخش مرکزی شهرستان خدابنده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی – تحلیلی است و گرد آوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی استفاده شده است و ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسش نامه می باشد. برای تعیین اعتبار پرسش نامه 100 پرسش نامه به صورت تصادفی در رابطه با موضوع تحقیق به توجه به شاخص های مربوط بین آنها توزیع گردید، برای تجزیه و تحلیل پرسش نامه از نرم افزار SPSS و Excel 2016 استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که ICT بر توسعه اقتصادی و کالبدی - زیر ساختی این روستا از دیدگاه روستائیان و مدیران محلی تاثیر گذاشته است. و با توجه به سطخ معنا داری آزمون فرضیه کمتر از 05/0 می باشد، می توان گفت که فرض پژوهشگر بر تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطلات بر توسعه اقتصادی و کالبدی – زیر ساختی پذیرفته می شود.
تحلیلی بر اثرات گردشگری کشاورزی بر تنوع درآمدی در مناطق روستایی (مطالعه موردی: روستاهای دورود و سلین- شهرستان سروآباد)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
667 - 704
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر گردشگری کشاورزی بر تنوع درآمدی در دو روستای سلین و دورود از شهرستان سروآباد انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی-تحلیلی است و داده ها با بهره گیری از روش های ترکیبی اسنادی و پیمایشی گردآوری شده اند. جامعه آماری شامل 270 خانوار کشاورز یا مرتبط با گردشگری محصول محور بود که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 350 خانوار به روش تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ای محقق ساخته با سه بخش اصلی بود که روایی آن با نظر متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰.۸۶ تأیید شد. تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS و Excel و استفاده از آزمون های آماری متنوع انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد گردشگری کشاورزی تأثیر مثبت و معناداری بر افزایش اشتغال، تنوع درآمدی، ارتقای کیفیت زندگی و توانمندسازی گروه های اجتماعی به ویژه زنان و جوانان دارد. همچنین، تفاوت معناداری در میزان بهره مندی از مزایای گردشگری بین دو روستای مورد مطالعه وجود دارد؛ به گونه ای که روستای سلین به دلیل موقعیت جغرافیایی و زیرساخت های بهتر، عملکرد موفق تری نسبت به دورود داشته است. یافته ها تأکید می کنند که گردشگری کشاورزی با ایجاد تنوع معیشتی و افزایش فروش مستقیم محصولات، می تواند به عنوان راهکاری مؤثر برای توسعه پایدار روستایی مورد توجه قرار گیرد. با این حال، چالش هایی مانند ضعف زیرساخت ها، فسادپذیری محصولات و کمبود خدمات گردشگری نیز شناسایی شده که رفع آن ها نیازمند سیاست گذاری هدفمند و تقویت ظرفیت های محلی است. در نهایت، پژوهش بر ضرورت برنامه ریزی کل نگر، آموزش و توانمندسازی جوامع محلی برای بهره برداری بهینه از ظرفیت های گردشگری کشاورزی تأکید دارد.
Measuring the importance of satisfaction indicators of urban parks: the opinions of citizens and experts (A qualitative research)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
721 - 735
حوزههای تخصصی:
Landscapes and urban green spaces, especially urban parks, are considered to be the most important urban spaces, and it is important to pay attention to these places in order to increase the quality of life of citizens. Based on this, the aim of this research is to rank the importance of satisfaction indicators of urban parks according to the opinion of citizens and experts. Library sources, field observation and structured interviews and Excel and Atlas ti software were used to obtain the data required for the research, and the obtained data were analyzed using the structural analysis method and in the Atlas ti qualitative software. In this way, the data from the interview was entered into the software, and after coding the data and determining their relationship with each other, the final model was extracted from the software. the results showed that the indicator of the presence of suitable greenery is the most important, and the presence of suitable health uses and the existence of a ski resort are the least important indicators in satisfaction with urban parks. In general, it can be said that paying attention to the soft landscape, various play equipment and walking paths can increase the level of satisfaction with urban parks.
Ranking of Effective Natural Factors in Location and Spatial Distribution of Castle Settlements by Using MABAC Model (Case Study: West Azerbaijan Province)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
736 - 753
حوزههای تخصصی:
The specific patterns of life formed on Earth are due to interactions that exist between man and the environment. In this regard, the present study is based on field and documentary data and using MABAC model and GIS, seeks to evaluate and rank the effective natural variables in the location and spatial distribution of castle settlements of west Azerbaijan province in Iran. In order to data analysis, after forming a database, the spatial distribution of identified castle settlements evaluated and analyzed in relation to variables of distance from the river, elevation levels, slope, aspect, landform, climatic classes, land use/vegetation and soil type. Findings obtained from the data analysis in the form of MABAC model show that distance from the river, elevation levels and landform (plain and mountainous) have the most effect on location and spatial distribution of castle settlements in studied region and other natural variables such as climatic classes, land use/ vegetation, soil type, slope and aspect have been effective in spatial distribution of these settlements in terms of importance and effective, respectively.
بررسی رابطه بین شکاف نسلی و بروز رفتارهای پرخطر (مورد مطالعه: مناطق حاشیه نشین شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه یکی از مسائلی که سلامت خانواده و به مراتب سلامت جامعه را تحت تاثیر قرار داده و پیامدهای مخرب و جبران ناپذیری در پی داشته است، شیوع رفتارهای پر خطر در میان اقشار مختلف، به ویژه در بین جوانان می باشد. در سال های اخیر با توجه به تغییرات سریع اجتماعی، از سوی سازمان های بهداشتی، مجریان قانون و سیاست گذاران اجتماعی بروز این رفتارها، به عنوان یکی از مهمترین مشکلات موجود در جامعه مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا، پژوهش حاضر نیز با هدف بررسی رابطه بین شکاف نسلی و بروز رفتارهای پرخطر در بین جوانان حاشیه نشین شهر قزوین انجام شده است. داده و روش: روش تحقیق مورد استفاده در پژوهش حاضر، از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه جوانان 29-15 سال شهر قزوین می باشد که در مناطق حاشیه نشین، سکونت دارند. حجم نمونه از طریق فرمول آماری کوکران و به شیوه نمونه گیری هدفمند به تعداد 380 نفر جهت گردآوری اطلاعات لازم انتخاب برآورد شده است. نرم افزار مورد استفاده نیز جهت تجزیه و تحلیل داده ها SPSS می باشد. یافته ها: نتایج نشان داد که همبستگی بین متغیر شکاف نسلی با تمامی مولفه های رفتارهای پرخطر از نظر آماری مورد تایید می باشد، نوع رابطه نیز مثبت و مستقیم بوده است. همچنین متغیرهای حاضر در مدل رگرسیونی توانسته اند 2/43 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمایند. نتیجه گیری: باتوجه به نتایج حاصل، تعامل و بین دو نسل جوانان و والدین و مذاکره بر سر ارزش های مورد منازعه براساس الگوهای منطقی و اهمیت دادن به انتظارات و ارزش های جوانان توسط نسل بزرگسال بیش از پیش ضروری است.
تدوین الگوی مدیریت ظرفیت برد در راستای ارتقا کیفیت گردشگری و حفظ محیط زیست در مناطق کوهستانی، مورد پژوهش: کوه صفه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بوم شناسی شهری سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
159 - 176
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ظرفیت برد گردشگری کوه صفه اصفهان درراستای ارتقای کیفیت گردشگری و حفظ محیط زیست انجام شد. نمونه های آماری دراین پژوهش بخشی از گردشگران بازدیدکننده ازاین منطقه به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. بدین صورت که باتوجه به مراجعه میدانی مکرر در روزهای مختلف، رقم متوسط تعداد مراجعان 100 هزار نفر برآورد شد. لذا با توجه به تعداد جامعه آماری، حجم نمونه تعیین شده طبق جدول مورگان، 384 نفرتعیین شد. این پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی است و از لحاظ هدف کاربردی محسوب می گردد. داده های مورد استفاده دراین پژوهش ازطریق پرسشنامه جمع آوری شد که روایی آن با محاسبه روایی صوری CVR تأیید و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تایید شد. همچنین برای برآورد ظرفیت برد از روش های کمی استفاده شد. برای بررسی رابطه ظرفیت برد گردشگری بر حفظ محیط زیست و ارتقای کیفیت گردشگری از روش معادلات ساختاری و نرم افزار PLS استفاده شد. از آنجایی که براساس ویژگی ها و مختصات هر منطقه کوهستانی ازجمله اقلیم، جغرافیا، فرهنگ و تاریخچه، ظرفیت برد گردشگری متفاوت است، نوآوری این پژوهش در آن است که تاکنون پژوهشی درزمینه ظرفیت های برد گردشگری در محدوده مورد مطالعه انجام نشده است و همچنین ارائه الگوی مدیریت ظرفیت برد در راستای ارتقای کیفیت گردشگری و حفظ محیط زیست در مناطق کوهستانی موضوعی است که تاکنون به آن پرداخته نشده است. یافته های پژوهش نشان داد ظرفیت برد فیزیکی 32500، ظرفیت برد واقعی 8076 و ظرفیت برد مؤثر 5387 نفر در سال است، لذا ظرفیت برد مؤثر و ظرفیت برد واقعی، تأثیر معناداری بر حفظ محیط زیست و ارتقای کیفیت گردشگری دارد؛ ولی ظرفیت برد فیزیکی تأثیر چندانی در افزایش کیفیت گردشگری و محیط زیست ندارد.
بررسی رابطه کیفیت حکمرانی با امید اجتماعی در توسعه شهری (مورد مطالعه: جوانان شهر بوشهر)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شهرنشینی یکی از امیدوارکننده ترین فرصت ها برای توسعه اجتماعی، اقتصادی از طریق صنعتی سازی و مدرن سازی در سراسر جهان است. یکی از مسائل اجتماعی شهرنشینی در شرایط کنونی جامعه ایرانی، مسئله امید اجتماعی در میان نسل جوان است. امید اجتماعی از عناصر اصلی توسعه جوامع است که خلق آن مستلزم قابلیت ها و شرایطی است که از طریق عملکرد کارآمد نهادهای حکمرانی در جامعه برساخته می شود. در این راستا بر اساس نظریه ها و پژوهش های انجام شده داخلی و خارجی مدلی نظری طراحی گردید. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه کیفیت حکمرانی با امید اجتماعی از نوع کاربردی و با رویکرد کمی و به روش پیمایشی اجرا شده است. جامعه پژوهش شامل جوانان 20 تا 35 سال شهر بوشهر بودند که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، تعداد 385 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه بود که پایایی آن به روش پایایی مرکب و آزمون آلفای کرونباخ، و روایی آن با تأیید خبرگان به روش روایی واگرا و همگرا تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون خطی چندگانه به روش ورودی و از نرم افزار spss استفاده گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که چون مقدار معناداری برابر (00/0) کوچکتر از 05/0 است و مقدار آماره F برابر(81/62) است، پس مدل رگرسیونی برازش داده شده معنادار است. همچنین ابعاد پنج گانه متغیر مستقل کیفیت حکمرانی در مدل پژوهش 45 درصد از تغییرات امید اجتماعی جوانان شهر بوشهر را تبیین می کنند.
تحلیل فضایی شاخص های اقتصادی در بین استان ها و قومیت های ایرانی- اسلامی
منبع:
جغرافیا و پژوهش های شهری دوره ۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
76 - 90
حوزههای تخصصی:
اولین گام در برنامه ریزی توسعه فضایی درک چگونگی توزیع فرصت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره بین مناطق مختلف جغرافیایی می باشد. توجه به این امر ارائه خدمات را بهبود بخشیده و تعادل میان مناطق مختلف را افزایش می دهد. هدف پژوهش حاضر، تحلیل فضایی توسعه قومیتی در ایران با تأکید بر شاخص های اقتصادی می باشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد. داده های مورد نیاز تحقیق از منابع کتابخانه ای- اسنادی و از سالنامه آماری سال 1401 و آخرین سرشماری ملی ایران در سال 1395، جمع آوری شده است. با استفاده از منابع مذکور داده های مربوط به 22 شاخص اقتصادی مهم جمع آوری گردید. در پژوهش حاضر از آنتروپی شانون، ضریب تغییرات و روش ویکور به ترتیب برای وزن دهی، تجزیه و تحلیل پراکندگی و تعیین سطح توسعه استفاده گردید. جهت تولید نقشه ها و نمایش نتایج بر روی نقشه از نرم افزار ArcGIS استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از ضعف توسعه اقتصادی متوازن میان اقوام ایرانی می باشد. تحلیل ها نشان می دهند که به لحاظ توسعه اقتصادی قومیت های فارس و آذری به ترتیب با Q، صفر و 0.5828 از برخوردارترین قومیت های ایرانی و قومیت های ترکمن و بلوچ به ترتیب با Q، به میزان 0.9007 و 0.9978 کم برخوردارترین قومیت های ایرانی هستند. به طور کلی نتایج تحقیق نشان می دهد که وضعیت توسعه یافتگی اقتصادی اقوام ایرانی ارتباط ضعیفی با عدالت اجتماعی و فضایی دارد و نیازمند توجه و برنامه ریزی های اثربخش و کارآمد جهت تحقق توسعه متوازن بین مناطق جغرافیایی مختلف می باشد.
شناسایی عوامل کلیدی تأثیرگذار در آینده مناسبات هیدروپلیتیک حوضه آبریز کورا- ارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۷)
111 - 132
حوزههای تخصصی:
حوضه آبریز کورا- ارس از حوضه های آبریز مشترک مهم در بین پنج کشور ایران، ارمنستان، ترکیه، آذربایجان و گرجستان که از حساسیت و موقعیت ژئوپلیتیک،استزاتژیکی خاصی برخوردار است.آب جاری ارس ناشی از سرچشمه های ترکیه از مسیر ترکیه به ارمنستان، ترکیه -آذربایجان، ایران -آذربایجان، ایران -ارمنستان و بار دیگر ایران - آذربایجان را سیراب کرده و از مرز های آن ها می گذرد و به رودخانه کورا پیوسته به دریای خزر می ریزد. و سوال اصلی تحقیق این است عوامل کلیدی تاثیر گذار در آینده مناسبات هیدروپلیتیک حوضه آبریز کورا- ارس کدامند؟ هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر وضعیت آینده مناسبات هیدروپلیتیک کشورهای حوضه آبریز کورا- ارس و میزان اثرگذاری زمینه ای برای شناسایی پیشران های اصلی و توجه به آینده های جایگزین در افقی کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت است. در این پژوهش تاکید بر شرایط حساس در مناسبات هیدروپلیتیک کشورهای حوضه آبریز کورا – ارس با تکیه بر این پیشران های کلیدی بررسی می شودنوع تحقیق کاربردی و روش گردآوری اطاعات روش اسنادی، کتابخانه ای و استفاده از نظر خبرگان(25 نفر) و احصا ء 44 عوامل کلیدی شناساایی شده و با تشکیل پنل خبرگی و ادغام عوامل مشابه و تعداد 32 عامل مشخص شدند و شیوه تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آینده پژوهی میک مک و به کارگیری روش تحلیل ماتریس متقاطع است و یافته های تحقیق گویای آن است که پپشران ها ی را در 4 بعد( مدیریت- حقوقی،جغرافیایی( طبیعی- زیست محیطی)، ژئوپلیتیک(سیاسی- اجتماعی) و اقتصادی و فنی) شناسایی شده است و در نهایت به 11 پیشران اصلی و کلیدی بر تبیین آینده مناسبات هیدروپلیتیک کشورهای حوضه آبریز کورا – ارس مشخص گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد کشورهای پایین دست حوضه آبریز برای تعیین میزان رژیم حقوقی، دسترسی عادلانه به آب و مدیریت یکپارچه مشترک منابع آب با کشورهای بالادست حوضه از جمله ترکیه به توافقاتی دست یابند.
ارزیابی عدالت فضایی در پرداخت تسهیلات اشتغال زایی روستایی، نمونه موردی : شهرستان های استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت توزیع فضایی تسهیلات اشتغالزایی در نواحی روستایی کشور و از طرف دیگر برنامه ریزی آینده براساس آن، راهی است برای توسعه اقتصادی روستاها که نتیجه آن شکوفایی اقتصاد کشور خواهدبود. هدف تحقیق حاضر، ارزیابی عدالت فضایی در توزیع تسهیلات و روند ایجاد اشتغال در بخش ها و گروه های عمده فعالیت های اقتصادی و پراکنش فضایی آن در نواحی روستایی استان لرستان به تفکیک شهرستان است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و براساس طرح تحقیق توصیفی- تحلیلی است. داده های پژوهش از نوع داده های ثانویه بوده و از مراجع رسمی کشور (معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغالزایی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در آبان سال 1400) جمع آوری شده است. داده های پژوهش با استفاده از ابزارها و مدل های فضایی در نرم افزارهای اکسل و سیستم اطلاعات جغرافیایی تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که در تسهیلات اشتغالزایی روستایی در سطح شهرستان های استان لرستان عدالت فضایی رعایت نشده است و تناسب بین نرخ بیکاری نواحی روستایی شهرستان ها و تسهیلات اشتغالزایی ارتباط مستقیم وجود ندارد و بیشتر شهرستان های همجوار به مرکز استان از این تسهیلات برخوردار بوده اند. همچنین بین ظرفیت محیطی شهرستان ها و رسته های شغلی که تسهیلات اشتغالزایی دریافت کرده اند تا حد زیادی همبستگی وجود دارد و از این منظر عدالت فضایی در بین شهرستان ها رعایت شده است.
سنجش مؤلفه های ارتقای امنیت محیطی در مجموعه های مسکونی مبتنی بر راهبردهای (CPTED)؛ مطالعه موردی: مجموعه مسکونی منازل توسعه نیشکر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۸۷
۷۰-۵۷
حوزههای تخصصی:
هدف : رشد شتابان شهرنشینی در چند دهه اخیر در ایران، موجب شکل گیری مجموعه های مسکونی انبوهی در شهرها شده است. از یک سو مجموعه های مسکونی امکانات بیشتر و بهتری را برای ساکنان فراهم کرده و از سویی دیگر، تا زمانی که به فضای خصوصی و زندگی شخصی ساکنان آنها آسیب وارد نشود، زندگی جمعی را بر زندگی فردی ترجیح می دهند. امنیت محیطی یکی از عوامل مهم ارتقاء کیفیت زندگی در مجموعه های مسکونی است. راهبردهای CPTED (پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی) با تأکید بر طراحی محیطی، به افزایش احساس امنیت و کاهش جرم در محیط های شهری منجر می شوند. پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان امنیت در مجموعه مسکونی منازل نیشکر شهر اهواز انجام شده است. روش پژوهش : این پژوهش از نوع کیفی و ترکیبی از روش های توصیفی - تحلیلی، پیمایشی و مورد کاوی می باشد. چارچوب نظری این پژوهش بر مبنای مطالعه منابع معتبر کتابخانه ای، گردآوری و تحلیل شده است. ابزار گردآوری داده ها از تکنیک پرسشنامه و مصاحبه روایی، بر اساس نظریه ها و همچنین بررسی های میدانی پژوهشگران انجام پذیرفته است. یافته ها: از 124 نفر از ساکنان این مجموعه مسکونی از طریق پرسشنامه پرسش به عمل آمد. پرسشنامه بر اساس استخراج اصول و شاخص های راهبردهای CPTED (نظارت، قلمروگرایی، کنترل دسترسی، پشتیبانی از فعالیت ها و ترس از جرم، تعمیر و نگهداری محیط و امنیت فیزیکی) تدوین گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS21 و آزمون T تک متغیره و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. نتیجه گیری: نتایج حاصله، نشان داد که به ترتیب مؤلفه های نظارت، پشتیبانی از فعالیت ها و ترس از جرم، مدیریت و نگهداری محیط و کنترل دسترسی به عنوان عوامل مهم امنیت در مجموعه مسکونی توسعه نیشکر اهواز می باشند و بین این عوامل رابطه معناداری وجود داشته که بر هم تأثیر مستقیم دارند.
تبیین الگوی مدیریت هوشمند شهری برای بهبود حکمروایی خوب شهری (مورد مطالعه: شهر شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حکمروایی خوب شهری الگوی مناسب و توصیه شده توسط نهادهای بین الملل برای حاکمیت در هزاره سوم است لذا برخورداری از یک الگوی جامع مدیریت هوشمند شهری گامی بلند در راستای تحقق حکمروایی خوب شهری است. هدف: هدف این پژوهش، تعیین الگوی مدیریت هوشمند شهری برای بهبود حکمروایی خوب شهر شاهرود است. روش شناسی تحقیق: پژوهش حاضر از نظر هدف یک پژوهش کاربردی-توسعه ای است و از منظر شیوه گردآوری داده ها یک پژوهش پیمایشی مقطعی محسوب می شود. جامعه مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل مدیران شهر شاهرود و اساتید مدیریتی شهری است. نمونه گیری با روش هدفمند انجام و با 10 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. در بخش کمی نیز از دیدگاه 393 نفر از شهروندان شهر شاهرود استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از روش تحلیل مضمون و حداقل مربعات جزئی استفاده شد. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش، شهر شاهرود می باشد. یافته ها: یافته های پژوهشی نشان داد عوامل مدیریتی، استراتژی مدیریت هوشمند شهری و عوامل فنی مدیریت هوشمند شهری بر خدمات هوشمند شهری و شفافیت مدیریت شهری تاثیر می گذارند. خدمات هوشمند شهری و شفافیت مدیریت شهری بر مشارکت شهروندان الکترونیک اثرگذاشته و به عملکرد اقتصادی، عملکرد زیست محیطی و عملکرد اجتماعی منجر می شوند. از طریق عملکردهای مذکور در نهایت دستیابی به حکمروایی خوب شهری میسر می شود. نتایج: در این مطالعه جهت هم افزایی نظری کوشش شد مدل یکپارچی و اجرایی برای حکمرانی خوب در سایه مدیریت هوشمند شهری در شهر شاهرود ارائه شود. این در حالی است که مطالعات پیشین به صورت جداگانه به این مفاهیم پرداخته بودند.