فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۱۰٬۹۴۴ مورد.
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی شهری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۶
107 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش هوشمندسازی فضاهای شهری بر روی مشارکت شهروندی در ایران و به خصوص در کلانشهر تهران بود. شهرهای هوشمند، شهرهایی است که از شبکه اینترنت و وب برای ارائه خدمات متنوع و جامع به شهروندان در زمینه های مختلف بیشترین استفاده را می کنند. ایجاد چنین شهری تأثیرات بسیاری را در زمینه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به دنبال خواهد داشت. انتظار می رود با هوشمند شدن شهرها، مشارکت شهروندان در امور شهرسازی و مدیریت شهری ارتقاء یابد. بررسی تاثیر هوشمندسازی شهری بر مشارکت دارای اهمیت بسزایی است زیرا مفهوم مشارکت در همه جای دنیا بعنوان مفهوم پایه ای در ادبیات شهرسازی مطرح است. این موضوع در کلانشهرهای کشورهای درحال توسعه مانند ایران که تحولات اجتماعی همچون مشارکت شهروندی را به سرعت طی می کنند حائز اهمیت است. بویژه در شهری چون تهران که میزان مشارکت تا نقطه مطلوب، فاصله زیادی دارد. مسأله آن است که هوشمندسازی شهرها بر روی مشارکت چه تأثیری دارد و آینده مشارکت شهروندان در شهرهای هوشمند و پویا، چگونه خواهد بود؟ پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی، ضمن استفاده از روش ها و ابزارهای مطالعاات اسنادی در بخش مبانی نظری و پیشنه های پژوهشی و سپس بر پایه راهبرد پیمایش (پرسشنامه شهروندان به تعداد385 نفر در تهران)، سعی نمود نسبت به گردآوری داده ها و سپس تجزیه و تحلیل آنها (با نرم افزار SPSS) اقدام نماید. نتایج نشان دهنده تأیید گزاره های پژوهش است، زیرا نمره گزاره ها از حداقل قابل قبول (3.1) بالاتر و انحراف معیار نیز تقریبا در همه موارد، زیر 1 بوده است. همچنین آزمون تی تک نمونه ای با توجه به سطح معنی داری (sig) زیر 0.05 نشان از تأیید گزاره ها داشت.
بررسی میزان رضایتمندی روستاییان بیمه گذار محصول خرما در استان های خرماخیز کشور (رهیافت توبیت هکمن)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
23 - 46
حوزههای تخصصی:
خرما از محصولات باغی دارای مزیت نسبی و ارزآور کشور به شمار می رود که حمایت از تولید و صادرات آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. بیمه از ابزارهای حمایتی و کارآمد در راستای تولید محصول خرما است. هدف پژوهش بررسی میزان رضایتمندی روستاییان بیمه گذار محصول خرما از منظر کارگزاران صدور بیمه نامه در استان های سیستان و بلوچستان، خوزستان، کرمان، فارس، بوشهر و هرمزگان با استفاده از الگوی دومرحله ای هکمن بود. اطلاعات لازم با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از 105 کارگزار صدور بیمه نامه به صورت غیر حضوری در سال 1401 جمع آوری شد. نتایج آماره های مرحله نخست، مؤید قدرت توضیح دهندگی، دقت عمل و مناسب بودن مدل بود و نتایج مرحله دوم نشان داد سه متغیر سطح زیر کشت، بیمه کشاورزی و خرید تضمینی به ترتیب بیشترین تأثیر مثبت و معنادار را بر میزان رضایتمندی روستاییان بیمه گذار خرما داشته اند. در این راستا پیشنهاد می شود سیاست گذاران با اقدامات حمایتی لازم زمینه یکپارچه سازی اراضی خرما را فراهم نمایند. همچنین با بیمه کشاورزی و قراردادهای بازاریابی در قالب خرید تضمینی، ریسک های نخل داران را کاهش داده تا با افزایش تولید و صادرات آن، زمینه حفظ و توسعه این محصول فراهم شود.
تحلیل و سنجش موانع موثر بر تحقق پایداری گردشگری در نواحی روستایی (مورد مطالعه: دهستان اورامان شهرستان سروآباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
94 - 111
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال شناسایی مهم ترین موانع مؤثر بر پایداری گردشگری نواحی روستایی منطقه اورامان است. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی، ازلحاظ روش توصیفی - تحلیلی و ازلحاظ شیوه گردآوری اطلاعات ترکیبی از روش های اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی (مبتنی بر توزیع پرسش نامه، مشاهده و مصاحبه نیمه ساختاریافته) است. رویکرد پژوهش، تلفیقی از هر دو رویکرد کمی - کیفی است. جامعه آماری پژوهش، شامل مردم محلی و آگاهان عرصه گردشگری، صاحبان خدمات و مسئولین توسعه روستایی منطقه است. در بخش کیفی ابتدا جهت شناسایی مهم ترین موانع مؤثر بر پایداری گردشگری اورامان، با گروه صاحبان خدمات، متخصصان و مسئولین، با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی، مصاحبه هایی نیمه ساختاریافته انجام و با استفاده از نظریه داده بنیاد تجزیه وتحلیل گردیده . در مرحله بعد با استفاده از آزمون های آمار استنباطی (t تک نمونه ای و تحلیل مسیر) موانع شناسایی شده در قالب پرسش نامه ای محقق ساخته با حجم نمونه 310 نفر از سرپرستان خانوار ساکن روستاهای هدف گردشگری منطقه ارزیابی شد و در ادامه نیز توسط60 نفر از صاحبان خدمات گردشگری، گردشگران، متخصصان و مسئولین توسعه منطقه مورد تأیید قرار گرفت. نتایج پژوهش، مهم ترین موانع و چالش های پیشروی پایداری گردشگری روستایی منطقه اورامان را در چهار بعد نارسایی های اقتصادی، نارسایی های اجتماعی، نارسایی ها و ضعف های بعد نهادی و نارسایی های کالبدی - محیطی خلاصه نمودند. دراین بین، مؤلفه عدم توجه و نظارت مطلوب دولت با بار کلی 486/0 بیشترین تأثیر را در ناپایداری گردشگری منطقه دارد.
شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری هوشمند در منطقه آزاد ارس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
فضای گردشگری سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
81 - 98
حوزههای تخصصی:
گردشگری هوشمند یک اصطلاح جدید کاربردی است که بیانگر وابستگی روز افزون مقاصد گردشگری به اشکال جدید فناوری اطلاعات و ارتباطات است. با توجه به اهمیت موضوع، این مطالعه در صدد شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری هوشمند در منطقه آزاد است. پژوهش حاضر از ماهیت، توصیفی- اکتشافی بوده و جامعه آماری تحقیق را کارشناسان آشنا به موضوع توسعه گردشگری هوشمند و منطقه آزاد ارس تشکیل می دهند که به روش گلوله برفی، تعداد10 نفر از آنها به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدلسازی ساختاری- تفسیری (ISM) و تحلیل MICMAC استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که از بین 33 عامل شناسایی شده اولیه و نهایتاً 22 عامل نهایی؛ شش عامل بودجه، پتانسیل گردشگری منطقه، نیازسنجی گردشگران، زیرساخت های دولت الکترونیک، سیاست گذاری و برنامه ریزی، کلیدی ترین عوامل توسعه گردشگری هوشمند در منطقه آزاد ارس هستند.
بررسی موانع، محدودیت ها و راهکارهای زراعت صنوبر در مناطق روستایی استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
191 - 218
حوزههای تخصصی:
صنوبر گونه ای جنگلی با کارکردهای اقتصادی و زیست محیطی کلیدی محسوب می شود که در مقیاس جهانی مورد استفاده قرار می گیرد. این گونه از انعطاف پذیری اقلیمی و خاکی بالایی برخوردار بوده و توان رشد در شرایط متنوعی از گرمای شدید بیابان ها تا بادهای سهمگین مناطق کوهپایه ای را دارد. استان گیلان با برخورداری از ظرفیت های طبیعی، اقلیمی و نیروی انسانی، به عنوان یکی از قطب های اصلی کشت صنوبر در ایران شناخته می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع، محدودیت ها و راهکارهای توسعه این صنعت در مناطق روستایی گیلان، با استفاده از رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه مبنایی انجام شد. جامعه آماری شامل صنوبرکاران پیشرو استان بود که با نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و منجر به انجام ۱۲ مصاحبه باز و نیمه ساختاریافته (با میانگین ۶۰ دقیقه) شد. داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد توسعه صنوبرکاری تحت تأثیر شرایط علی (دسترسی به نهاده ها و کود، تأمین نهال های اصلاح شده رایگان، حمایت های فنی و مالی دولت، تخصیص زمین)، شرایط مداخله گر (فساد در تخصیص اراضی دولتی، ناکارآمدی مسئولان محلی، نبود سازوکار قیمت گذاری، قوانین محدود کننده برداشت چوب) و شرایط زمینه ای (سازگاری اقلیمی/خاکی، سرمایه انسانی، گونه های پربازده، روش های علمی کشت، تنوع بازار فروش) است. در پایان، الگویی ارائه شد که چارچوبی کامل و جامع از عوامل مؤثر بر پیشرفت و توسعه زراعت صنوبر در استان گیلان را به تصویر می کشد. راهکارهای پیشنهادی شامل مانند انجام تحقیقات کاربردی و انتقال نتایج به صنوبرکاران، حمایت آموزشی و فنی از سوی جهاد کشاورزی و نهادهای مرتبط، ساماندهی و شفاف سازی قیمت گذاری چوب، توسعه صنایع وابسته و ایجاد زنجیره ارزش در منطقه، مدیریت صحیح اراضی و آمایش سرزمین، تسهیل تأمین زمین و رفع موانع حقوقی و اداری، برون سپاری به بخش خصوصی و کشت قراردادی، تشکیل انجمن های صنفی و تقویت تشکل های حرفه ای، بازنگری قوانین مرتبط با زراعت چوب و حذف مالیات های مضاعف بر درآمد صنوبرکاران خرده پا است.
سنجش تغییرات بازدید شهروندان از پارک های شهری در دوره های قبل از کرونا، کرونا و پساکرونا
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
21 - 38
حوزههای تخصصی:
مناظر و فضاهای سبز شهری به ویژه پارک های شهری با ظهور و گسترش همه گیری کرونا تحت تاثیر قرار گرفته و در بسیاری نقاط مختلف جهان در طول دوران قرنطینه تعطیل شدند و سبب دوری شهروندان از این اماکن گردید، لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی تغییرات بازدید شهروندان از پارک های شهری در سه دوره مختلف قبل از همه گیری کرونا، همه گیری کرونا و پساکرونا می باشد. روش جمع آوری داده های مورد نیاز پژوهش از طریق منابع کتابخانه ای و پرسشنامه با ۹ سوال به وسیله توزیع در فضای مجازی بوده است. داده های حاصل از پرسشنامه به وسیله روش میانگین امتیازی بررسی شد و نتایج مورد نظر حاصل گردید. یافته های پژوهش نشان داد که دفعات مراجعه به پارک های شهری در دوران همه گیری کرونا نسبت به دوران قبل از آن به طور معنی داری کاهش یافته است اما در دوران پساکرونا این روند کاهشی متوقف شده و دوباره مراجعات افزایش یافته است، همچنین در ارتباط با دلایل مراجعه به پارک های شهری در دوران قبل و بعد از همه گیری کرونا جنبه تفریحی و گذران اوقات فراغت مهم ترین جنبه بوده ولی در دوران همه گیری کرونا جنبه آرامش روحی و روانی پر رنگ شده است.
ارزیابی و امکان سنجی نقش شهر هوشمند در پایداری زیست پذیری شهری (مطالعه موردی: کلانشهر اهواز)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
208 - 227
حوزههای تخصصی:
گسترش شهرنشینی و دستاوردهای شهری، آلودگی های زیست محیطی که از مهم ترین تولیدات یک شهر است توان پایداری آن را به شدت کاهش داده، به گونه ای که کیفیت محیط زیست به پایین ترین درجه خود رسیده و همه شاخص های پایداری دگرگون گردیده است. به کاهش مصرف انرژی و افزایش خودکفایی می انجامد. استفاده از فناوری هوشمند در کالبد ساختمان باعث بهبود کیفیت زندگی شده و همین امر علاوه بر کاهش اتلاف انرژی در افزایش سطح کیفی محیط زیست طبیعی نقش بسزایی را ایفا می کند.هدف اتحقیق ارزیابی و امکان سنجی نقش شهر هوشمند در پایداری زیست پذیری شهری مطالعه موردی کلانشهر اهواز می باشد، روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و بر مبنای مطالعات و بررسی های میدانی و پیمایشی است.جامعه آماری در دوگروه کارشناسان و شهروندان تقسیم بندی شده است، نمونه آماری کارشناسان هدفمند 15 نفر و شهروندان با استفاده از روش نمونه گیری کوکران 377 نفر مشخص شده است.ابزار گردآوری دیتاها پرسشنامه محقق ساخته و با استفاده از تحلیل آماری SPSS و مدل تاپسیس فازی تجزیه و تحلیل دیتا صورت گرفته است شاخص های مورد بررسی در دوبخش عوامل تاثیر گذار بر شهر هوشمند با 6 مولفه ( زیرساخت های هوشمند، حمل و نقل هوشمند، مدیریت انرژی هوشمند مدیریت پسماند هوشمند، کیفیت هوا و آب هوشمند، خدمات شهری هوشمند، اقتصاد هوشمند) و عوامل تاثیر گذار در محیط زیست شهری با 6 مولفه (مدیریت پسماند، آب و فاضلاب، فضای سبز شهری، حمل و نقل عمومی، آموزش و آگاهی محیط زیستی، پایداری و نوآوری شهری) مورد بررسی قرار گرفتند.طبق نتایج به دست آمده رابطه مثبت و معناداری میان شاخص های شهر هوشمند و پایداری زیست محیطی شهری در اهواز مشاهده شده است. بر اساس رتبه بندی تاپسیس، مؤلفه های "اقتصاد هوشمند" و "حمل ونقل هوشمند" به عنوان مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر پایداری زیست محیطی شناخته شدند.
پیش بینی جریان بار معلق رسوب با استفاده از برنامه ریزی بیان ژن (مطالعه موردی: حوضه آبریز ناورود گیلان)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
316 - 337
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به منظور بررسی کارآیی و دقت روش برنامه ریزی بیان ژن در پیش بینی رسوب بار معلق رودخانه ناورود در استان گیلان با استفاده از نرم افزار (GEP)، از داده های متوسط بارندگی، میانگین دبی رواناب، متوسط دمای حداکثر، متوسط دمای حداقل و میانگین دمای سالانه حوضه، به عنوان متغیرهای ورودی و همچنین داده های رسوب بار معلق مشاهده ای در ایستگاه هیدرومتری خرجگیل اسالم، به عنوان متغیر خروجی در دوره آماری مشترک 20 ساله (از سال آبی 75-74 لغایت 94-93) استفاده گردید. برای این کار، مقادیر رسوبات بار معلق حوضه از روش منحنی سنجه، مقادیر متوسط بارندگی از روش منحنی های هم باران با استفاده از مدل Kriging در محیط نرم افزار GIS و مقادیر سه شاخص درجه حرارت سالانه از طریق روابط گرادیان حرارتی منطقه برای سال های آماری مختلف برآورد گردید. جهت دست یابی به ساختار مناسب بین ورودی ها و خروجی مدل، اطلاعات 13 سال اول آماری برای آموزش برنامه و 7 سال باقی مانده برای صحت سنجی آن به کار گرفته شد و به منظور شناسایی ورودی های مؤثر، تعداد 6 الگوی مختلف بر اساس ترکیب داده های ورودی طراحی گردید. در نهایت، برای تعیین مناسب ترین رابطه جهت پیش بینی رسوبات حوضه، از دو شاخص معتبر جذر میانگین مربعات خطا (RMSE) و ضریب همبستگی (2R) استفاده گردید. نتایج نشان داد، با ساختار متوسط بارندگی، میانگین دبی رواناب، متوسط حداکثر و میانگین دمای سالانه حوضه، ضریب همبستگی (2R) بین داده های محاسباتی و مشاهد ه ای در دوره صحت سنجی به بیشترین مقدار خود (84%) و مقدار شاخص RMSE به کمترین مقدار خود (1.06) -می رسد. در نتیجه ساختار فوق به عنوان مناسب ترین الگوی ورودی جهت تخمین رسوبات سالانه حوضه پذیرفته شده و بر این اساس و با استفاده از زبان برنامه نویسی MATLAB و به کارگیری چهار عملگر اصلی حسابی، رابطه نهایی برای تخمین رسوب حوضه استخراج گردید.
باز توسعه اراضی قهوه ای و خاکستری با رویکرد توسعه پایدار، مطالعه موردی: منطقه ۳ و ۴ شهرداری کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بازتوسعه یک ی از م ؤثرترین ابزاره ای توس عه پایدار است که موج ب دمی دن زن دگی جدی د در محدوده ه ایی م ی گ ردد که در طی زم ان ه ای گذشته توس عه یافت ه، ام ا در ح ال حاض ر از نق ایص فیزیکی حقیقی و یا ادراکی مانند فضاهای ناکارآم د ی ا آلودگی های زیست محیطی رنج می برد. داده و روش: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، از نوع تحقیقات کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی-تحلیلی می باشد. گردآوری اطلاعات، از طریق روش های کتابخانه ای و مشاهده وضع موجود در محدوده مورد مطالعه تکمیل گردیده است. برای تجزیه و تحلیل وضعیت پراکنش اراضی قهوه ای و خاکستری و تهیه نقشه و نمایش اطلاعات از نرم افزار 10.8 Arc GIS استفاده شده است. یافته ها: این مقاله پس از همپوشانی لایه های مورد نظر سایت های اراضی قهوه ای و خاکستری شهر کرمان، این اراضی را در پنج گروه اراضی قهوه ای و دو گروه اراضی خاکستری طبقه بندی کرده است و به ارائه پیشنهاداتی جهت جبران کمبود کاربری های مورد نیاز در هر منطقه، اصلاح وضع موجود و بازتوسعه اراضی قهوه ای و خاکستری در مناطق 3 و 4 شهر کرمان پرداخته است. نتیجه گیری: نتایج حاصل به این ترتیب است که کل اراضی قهوه ای در منطقه 3 حدود 9 درصد از سطح منطقه و در منطقه 4 حدود 11 درصد از سطح منطقه و به همین نسبت کل اراضی خاکستری در منطقه 3 حدود 12 درصد و در منطقه 4 حدود 23 درصد از سطح مناطق را پوشش می دهند که توجه به ظرفیت های توسعه ای این فضاها خصوصاً فضاهای رها شده و بلااستفاده درون مناطق شهری کرمان و اتخاذ راهکارهایی به منظور باز توسعه این فضاها، ضمن کاهش الگوی پراکندگی شهری و اتخاذ راهکارهایی به منظور بازتوسعه این فضاها، منجر به تحقق انگاره توسعه پایدار خواهد شد.
شناسایی و تحلیل پیشران های مؤثر بر انزوای شهری با رویکرد تحلیل ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
17 - 40
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل و شناسایی پیشران های مؤثر بر انزوای شهری با رویکرد تحلیل ساختاری انجام شده است. روش پژوهش تبیینی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل ادبیات علمی مرتبط با انزوای شهری و نظرات متخصصان این حوزه است. داده ها با استفاده از تکنیک دلفی جمع آوری و برای تحلیل و رتبه بندی عوامل، از روش میک مک استفاده شد. این روش، روابط پیچیده بین متغیرها را تحلیل و نمودارهایی مانند نمودار تأثیر-وابستگی ارائه می دهد. نتایج پژوهش نشان داد که بی ثباتی شغلی مهم ترین عامل مؤثر بر انزوای شهری است و به طور مستقیم و غیرمستقیم بر سایر متغیرها تأثیر می گذارد. عدم اعتماد به دیگران، افزایش نرخ طلاق، تجربه فرهنگ فردگرایانه و ارائه ناکافی خدمات اجتماعی از دیگر عوامل مهم شناسایی شدند. یافته ها با ادبیات موجود در مورد انزوای شهری همسو بوده و بر نقش عوامل شخصی، اجتماعی-اقتصادی و محیطی در شکل گیری انزوا تأکید دارند. برای کاهش انزوا و بهبود کیفیت زندگی در شهرها، باید به طور هم زمان به این عوامل پرداخته شود. یافته های این تحقیق می تواند به ارتقای دانش و آگاهی در مورد انزوای شهری، شناسایی عوامل مؤثر بر انزوای شهری و ارائه راهکارهای کاهش این پدیده کمک کند. این امر می تواند زمینه ساز اتخاذ سیاست ها و اقدامات مناسب برای مقابله با انزوای شهری و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان شهرها شود.
سنجش شاخص های برآمده از شهر بیوفیلیک با تأکید بر دیدگاه سلامت روان (نمونه مورد مطالعه: مناطق و نواحی شهر اردبیل)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
611 - 629
حوزههای تخصصی:
با ظهور انقلاب صنعتی و تغییر نگرش ها و بهره کشی از طبیعت، گسیختگی بین فضاهای شهری و نظام های طبیعی به وجود آمده است. این امر موجب شکل گیری فضاهای بی روح شهری شده که با روحیات و نیازها و وابستگی های ذاتی انسانی به طبیعت هیچ انطباقی ندارند. مسائل و مشکلات بی شمار ناشی از این گسستگی به یکی از دغدغه های مهم برنامه ریزان شهری تبدیل شده است. در این راستا رویکرد بیوفیلیک به عنوان یک رویکرد نوین و جامعه نگر مبتنی بر طبیعت محوری در فضاهای شهری، با تطبیق شاخص های محیطی، شهروندمداری و مدیریتی به دنبال پایداری اکولوژیکی شهری است. در این راستا هدف پژوهش حاضر تبیین و بررسی وضعیت شاخص های شهر بیوفیلیک بر سلامت روحی و روانی شهروندان شهر اردبیل می باشد روش تحقیق حاضر توصیفی– تحلیلی بوده و سنجه های تخصصی با بهره گیری 60 گویه شامل زیرساخت بیوفیلیک (14 گویه)، فعالیت بیوفیلیک (14 گویه)، نگرش و آگاهی بیوفیلیک (11 گویه)، نهادها و سازمان های مرتبط با شهر بیوفیلیک (10 گویه)، سلامت اجتماعی و روانی (10 گویه) بود. برای تعیین پایایی ابزار پژوهش از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد میزان آلفای به دست آمده(932/.) می باشد.براساس یافته های پژوهش میانگین تمامی متغیرهای مورد مطالعه کمتر از حد متوسط(3) بوده که نشان دهنده نبود زیرساخت مناسب و عدم آگاهی مدیران و برنامه ریزان از شهر بیوفیلیک می باشد همچنین نتایج تحقی ق حاض ر اهمی ت وج ود ف ضاهای سبز در سلامت شهروندان و بهبود مؤلفه های مرب وط به سلامت روان را نشان می دهد، بن ابراین امی د اس ت که دست اندرکاران مربوط ه ب یش از پ یش ب ه اهمی ت وجود فضاهای سبز پ ی ب رده و گ سترش ای ن گون ه فضاها را در اولویت برنامه های خود قرار دهند ت ا ب ا این وسیله گامی را در جهت کاهش استرس و اف زایش سلامت روان شهروندان برداشته باشند.
تحلیل و اولویت بندی موانع توسعه گردشگری استان کرمان از دیدگاه خبرگان بخش های خصوصی و دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهت پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی موانع توسعه گردشگری استان کرمان از دیدگاه خبرگان بخش خصوصی و دولتی انجام شده است. جامعه آماری شامل خبرگان بخش های دولتی و خصوصی آشنا با مسایل گردشگری استان کرمان است.ابتدا مهم ترین موانع اصلی توسعه گردشگری با استفاده از مبانی نظری در چهار دسته کلی شامل موانع زیربنایی، موانع بازاریابی، موانع فرهنگی-اجتماعی و موانع مدیریتی و ساختاری شناسایی و 20 زیر معیار برای این موانع تعیین گردید. به این ترتیب سلسله مراتب مراتب درخت تصمیم طراحی شد. آنگاه بر اساس نظر خبرگان و با روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی داده ها موانع توسعه گردشگری استان اولویت بندی شده است. از دیدگاه جامعه مورد مطالعه، اولویت موانع مزبور به ترتیب عبارتند از؛ موانع زیربنایی با وزن 297/0، موانع بازاریابی با وزن 257/0، موانع فرهنگی-اجتماعی با وزن 235/0 و موانع مدیریتی و ساختاری با وزن 214/0. ضعف خدمات هتلداری و رستورانداری با وزن 175/0 حایز رتبه اول در میان زیر معیارهاست. استفاده ناکافی از صدا و سیمای شبکه استانی برای معرفی جاذبه ها با وزن 105/0 در اولویت دوم و ناآگاهی عمومی از مزایای گردشگری با وزن 091/0 سومین اولویت را در میان زیرمعیارها کسب کرده است.
تحلیل ساختاری مؤلفه های مؤثر بر پایداری اجتماعی- اقتصادی مناطق روستایی استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، با توجه به جایگاه و نقش جامعه ی روستایی در توسعه ی متوازن کشور و همچنین با عنایت به مسائل و مشکلاتی که این جامعه با آن مواجه است، توجه به پایداری روستایی امری ضروری به نظر می رسد. مقوله ی پایداری اقتصادی- اجتماعی یکی از مباحث مهم در ارتباط با مناطق روستایی است. این دو بعد از پایداری، به علت توجه بیشتر به مؤلفه های پایداری محیطی، تا حد زیادی در سایه و سیطره ی آن قرار گرفته و کمتر به طور مستقل بررسی شده اند. لذا هدف از انجام این تحقیق، تحلیل ساختاری مؤلفه های مؤثر بر پایداری اقتصادی- اجتماعی مناطق روستایی استان ایلام می باشد که با استفاده از آنالیز فضایی در سامانه اطلاعات جغرافیایی جهت نمونه گیری، از بین 378 روستای بالای 20 خانوار ، 37 روستا به عنوان نمونه انتخاب و 250 پرسشنامه توسط روستاییان تکمیل شده است. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی-تحلیلی است و جهت گردآوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. همچنین تحلیل داده ها با آزمون T تک نمونه ای در نرم افزار SPSS و رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار PLS انجام شده است. نتایج آزمون tتک نمونه ای نشان می دهد که مؤلفه ی مشارکت اجتماعی با میانگین 1646/3، بالاتر از حد میانگین 3 بوده و سایر مؤلفه های تحقیق، در حد میانگین یا پایین تر هستند. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری نشان می دهد، مقادیر تی بدست آمده برای تمام مسیرها بزرگتر از 96/1 است، بنابراین رابطه بین سازه های سطوح بالاتر با سازه های سطوح پایین تر معنادار است. همچنین نتایج کلی نشان می دهد پایداری اجتماعی نسبت به پایداری اقتصادی در ایجاد پایداری کلی نقش مهم-تری دارد.
Factors affecting ongoing preventive behaviors of sheep farmers against the prevalence of Covid-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
51 - 72
حوزههای تخصصی:
Purpose: Despite much evidence on consumers' behaviors and veterinarians' perspectives against Covid-19, nor have the past inquiries surveyed ranchers and livestock breeders' hygiene behaviors against Covid-19, serving as the main actors in the supply chain of livestock-product. Therefore, this study intends to be notified of the hygiene behaviors of ranchers and sheep farmers to curtail the spread of Covid-19.Design/Methodology/Approach: Using the theory of planned behavior and health belief model, this study contributes to predicting sheep farmers' behaviors in Maragheh County, northwestern Iran (2021-2022). Based on the quantitative paradigm and non-experimental research design, the study benefits from the cross-sectional survey to gather the data of 207 sheep farmers using questionnaire. To analyze the data, linear regression model (LRM), analysis of variance, and univariate GLM were used.Findings: Using the Univariate General Linear Modeling (UGLM), it was found that subjective norms (SNs) ( ) and perceived behavioral control (PBC) ( ) have a significant influence on behavior, further, these factors have different variate values at three levels of production unit type, inclusive of mechanized (n = 27), semi-mechanized (n = 47), and traditional (n = 133), most value of SNs and PBC falls under the category of traditional production units. The interaction of the SNs variable (SNs × Production Unit) with the levels of the production unit is statistically significant (F = 1.87, p < 0.05; ).Original/Value: This study fulfilled the knowledge gap of the factors that contribute to forecasting hygiene behaviors of sheep farmers against Covid-19. The agenda of recommendations would have impacts on health and wellbeing of not just sheep farmers but also public people by promoting the preventive behaviors of ranchers and sheep farmers against the spread of Covid-19.
شناسایی مؤلفه های کالبدی - فضایی بافت روستاهای باارزش بومی مبتنی بر توسعه گردشگری (مورد مطالعه: روستاهای کوهپایه ای غرب استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روستاهای با بافت تاریخی و بومی استان مازندران از مناطق مستعد توسعه گردشگری ایران محسوب می شود و به دلیل برخورداری از جاذبه های متعدد طبیعی، فرهنگی و تاریخی مورد بازدید روزافزون شهرنشینان قرار می گیرند و سالانه پذیرای حجم بالای سرریز گردشگران در استان هستند. اما گاهاً بی برنامگی و عدم توجه مسئولین و ساکنین به قابلیت های موجود و همچنین ورود افراد مهاجر در روستاهای مقصد گردشگری موجب شده تا محدودیت هایی متعدد کالبدی - فضایی در این مناطق ایجاد گردد که در این راستا شناسایی عوامل و معیارهای کالبدی - فضایی در راستای توسعه گردشگری این روستاها امری ضروری است. پژوهش حاضر ازلحاظ ماهیت، اکتشافی و از حیث بررسی داده ها، تجربی - پیمایشی است. جامعه آماری موردمطالعه شامل 250 نفر از متخصصین است که با استفاده از سیستم واقعیت مجازی، محیط 5 روستای شبیه سازی شده در قالب تور مجازی برای آن ها به نمایش گذاشته شده و سپس با استفاده از پرسش نامه پژوهشگر ساخت، مورد پرسشگری مستقیم قرار گرفتند. اطلاعات جمع آوری شده، با استفاده از نرم افزار SPSS و از طریق تحلیل عامل اکتشافی، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داده است؛ 9/97 درصد از تغییرات توسعه گردشگری توسط عامل های کالبدی - فضایی شامل: کیفیت کالبدی - محیطی، سازمان فضایی و نفوذپذیری، عناصر تزیینی و سبک معماری، امکانات رفاهی و زیربنایی، سازگاری اقلیمی، سرسبزی و مناظر طبیعی، مراکز فرهنگی و مذهبی، آسایش کالبدی، هویت و شخصیت مکان، تبیین شده است. که عامل های کیفیت کالبدی - محیطی، سازمان فضایی و نفوذپذیری به ترتیب با ضریب تأثیر 674/0 و 348/0 بیشترین تأثیر را در توسعه گردشگری روستاها دارند.
مطالعات خانه های دوم در ایران: مروری نظام مند بر وضعیت ساختاری و محتوایی مقاله های علمی- پژوهشی و ارائه مسیرهای پژوهشی آتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
72 - 93
حوزههای تخصصی:
امروزه خانه دوم به یک سبک زندگی رایج در اغلب نقاط جهان تبدیل شده است. با گذشت بیش از دو دهه از سوابق پژوهشی در ایران و پراکندگی ادبیات موضوعی، تاکنون مروری بر مطالعات خانه دوم صورت نگرفته است. هدف این پژوهش، مرور و تحلیل مقالات علمی-پژوهشی در حوزه خانه دوم در ایران در چهارچوب ساختاری و محتوایی به منظور ارزیابی جایگاه علمی کشور در مقایسه با دانش جهانی، آشکارسازی خلأهای تحقیقاتی و تشخیص اولویت های مطالعاتی آتی است. بدین منظور با روش مرور نظام مند، 87 مقاله داخلی شناسایی و با روش تحلیل محتوا و نرم افزار مکس کیودا مقوله بندی شدند. همچنین به منظور مقایسه تطبیقی مطالعات داخلی با دانش جهانی، 154 مقاله بین المللی، با تکنیک هم رخدادی واژگان در نرم افزار وی.او.اس ویوئر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مطالعات داخلی فاقد رویکرد بین رشته ای است. طبقه بندی موضوعی مطالعات بیانگر توجه بیشتر پژوهشگران به توصیف فضای بازتولیدشده در سطح عینیت، تسلط نگرش پیامدمحور و کم توجهی به سطح علّی - تبیینی است. ارزیابی روش شناسی مطالعات نمایانگر حاکمیت پوزیتیویستی در ادبیات داخلی است. متون بین المللی مشابه دانش داخلی بر چیرگی تفکر پیامدمحور تأکید می کنند و برخلاف مطالعات داخلی، بر رویکرد کیفی و ادراک ذهنی کنشگران بیشتر متمرکز شده اند. تحقیقات آتی مستلزم گسترش دامنه جغرافیایی و توجه به مقیاس شهر و حومه، تولید دانش با رویکرد بین رشته ای، تمرکز بیشتر بر روش های کیفی و آمیخته، تبیین نیروهای علّی با در نظر گرفتن تمامی ذی نفعان و همچنین مطالعات عمیق و چندسطحی است. دستاوردهای این پژوهش به دلیل آشکارسازی جایگاه فعلی دانش و پیشنهاد چشم اندازهای پژوهشی می تواند برای پژوهشگران و سیاست گذاران مفید باشد.
شناسایی و تحلیل ذی نفعان در امنیت زیستی مزارع آبزی پروری در استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
112 - 131
حوزههای تخصصی:
حکمرانی شایسته امنیت زیستی در مزارع آبزی پروری به شناسایی و تحلیل دیدگاه ذی نفعان بستگی دارد. هدف پژوهش حاضر شناسایی و تعیین جایگاه تمامی ذی نفعان امنیت زیستی مزارع آبزی پروری استان کرمانشاه بود که به صورت آمیخته انجام شد. داده ها توسط نمونه گیری هدفمند از متخصصان حوزه آبزی پروری گردآوری شدند. در گام نخست پس از سه مرحله دلفی کلاسیک و مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر 29 تن ذی نفع امنیت زیستی شناسایی شدند. با ترسیم ماتریس تأثیرگذاری- تأثیرپذیری، جایگاه هر ذی نفع ازلحاظ تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بر اقدامات بهداشتی مزارع مشخص و با استفاده از تحلیل قدرت - منفعت نیز میزان قدرت و نوع منفعت هر ذی نفع مشخص گردید. همچنین با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته نقش ذی نفعان و جایگاه آن ها در فرایند امنیت زیستی تعیین گردید. بر اساس نتایج، مجریان اصلی امنیت زیستی نهادهای دولتی هستند که ازلحاظ قدرت دانشی، اجتماعی، سیاسی و قانونی در جایگاه بالاتری نسبت به سایر ذی نفعان قرار دارند و از اجرایی شدن اقدامات امنیت زیستی منافع بیشتری کسب می نمایند. آبزی پروران به عنوان مجریان اصلی امنیت زیستی با جذب بیشترین منفعت بایست مرکز توجه سایر ذی نفعان برای دستیابی به اهداف امنیت زیستی باشند. دسته ای از ذی نفعان (دانشگاه ها) برخلاف نقش ارزشمند آن ها در پایداری اقدامات بهداشتی نقش بسیار اندکی ایفا می نمایند که این مسئله موجب تضعیف امنیت زیستی گردیده است. نتایج تحلیل محتوای متعارف منتج به شناسایی 85 جمله در قالب 38 گزاره مفهومی شد. می توان از دسته بندی ارائه شده در تحلیل مصاحبه های قدرت و منفعت به منظور ایجاد ظرفیت، ارتقای مشارکت و تعامل بیشتر بین ذی نفعان در راهبرد امنیت زیستی استفاده نمود.
پویایی سرمایه اجتماعی شبکه ذی نفعان محلی در راستای مدیریت مشارکتی روستایی، مطالعه موردی: شهرستان گچساران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
109 - 125
حوزههای تخصصی:
تجربه بسیاری از کشورهای درحال توسعه نشان می دهد که اجرای طرح هایی با رویکردهای مشارکتی و قبول نقش فاعلی جوامع محلی در برنامه های توسعه، مسئولیت ایجاد دگرگونی در محیط را از عناصر خارجی سلب و اجرای اصلاحات را در گروی فعالیت عناصر درونی قرار خواهد داد. با توجه به اینکه وجود سرمایه اجتماعی بالا در بین افراد منجر به مشارکت بیشتر آنان و موفقیت طرح های مشارکتی خواهد گردید، در این تحقیق خصوصیات ساختاری سرمایه اجتماعی در راستای مدیریت مشارکتی روستایی در بین اعضای صندوق های خرد توسعه روستاهای چهار بیشه علیا و خیرآباد خلیفه از توابع شهرستان گچساران استان کهگیلویه و بویراحمد در قبل و بعد از اجرای طرح آبادانی و پیشرفت منظومه های روستایی، مورد تحلیل قرارگرفته است. جامعه آماری در این مطالعه سرگروه های گروه های خرد توسعه روستایی است که 123 نفر را شامل می شود که به روش تمام شماری انتخاب گردیدند. در این تحقیق میزان روابط اعتماد و مشارکت در شبکه ذینفعان با استفاده از پرسشنامه تحلیل شبکه ای و بر اساس مشاهده مستقیم و مصاحبه با تمام کنشگران، همچنین با توجه به سنجش تمامی شاخص های سطح کلان شبکه مانند تراکم، تمرکز، دوسویگی، انتقال یافتگی و میانگین فاصله ژئودزیک در مرحله قبل و بعد از اجرای پروژه است. پس از اجرای پروژه میزان این شاخص ها افزایش پیداکرده است و به حد مطلوبی رسیده است و می توان بیان کرد اجرای این پروژه میزان اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی را افزایش داده که بر مشارکت گسترده روستاییان، افزایش رفاه اجتماعی و دستیابی به توسعه پایدار روستایی اثرگذار خواهد بود.
تحلیل برخورداری و الگوی فضایی پراکنش خدمات عمومی در سطح محلات شهری (مورد مطالعه: منطقه 15 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خدمات عمومی شهری ساختاردهنده شکل و ماهیت کالبدی، اجتماعی و فضایی شهر هستند و بنابراین الگوی نامتوازن توزیع آنها، تأثیر جبران ناپذیری بر ساختار محلات شهری خواهد داشت. هدف: در این پژوهش برخورداری و الگوهای فضایی پراکنش خدمات عمومی در سطح محلات شهری منطقه 15 شهرداری تهران مورد تحلیل قرار گرفته است. روش شناسی تحقیق: روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است که با به کارگیری داده های اسنادی و مشاهده ای و استفاده از قابلیت های سیستم اطلاعات جغرافیایی و اجرای مدل ویکور انجام شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: محدوده شهری منطقه 15 شهرداری تهران با مساحت 8/27 کیلومترمربع و حدود 66 هزار نفر جمعیت، قلمرو جغرافیایی این تحقیق است. تحقیق در سطح محلات شهری که 19 محله تشکیل دهنده این منطقه هستند، صورت گرفته است. یافته ها: 19 محله مورد مطالعه به لحاظ تعداد و وزن خدمات در چهار دسته قابل گونه بندی هستند. در گونه برتر، سه محله ابوذر، مشیریه و مسعودیه قرار دارند که در دهه های اخیر تکوین یافته و توسعه یافته اند. در پایین ترین رده، سه محله مسگرآباد، شوش و مظاهری را شامل می شود. محله نخست یک محله حاشیه ای است و دو محله دیگر جزء محلات بافت قدیم تهران هستند. 4 محله در گونه سطح بینابین نزدیک به محلات گونه برتر و 9 محله در دسته بینابینی نزدیک به رده پایین قرار دارند. الگوی توزیع خدمات، جز در خصوص مراکز خدمات مذهبی که تصادفی است، حالت خوشه ای دارد. نتایج: شکل گیری نیازهای خدماتی بیشتر و متنوع تر در گذر زمان ایجاب می نموده که فضاهای بیشتری برای استقرار خدمات اختصاص یابد. از این رو در محلات بافت قدیمی شهر که فضا از گذشته همه اشغال شده بوده است، در مقایسه با محلات جدید، نارسایی بیشتری در استقرار خدمات عمومی وجود دارد. حرکت در مسیر ایجاد الگوی متوازن در توزیع خدمات، مستلزم اجرای رویکرد نوین مشارکت عمومی در مدیریت شهری است.
تأملی در معناباختگی خانه های نوظهور روستایی با تأکید بر وجوه فضایی - عملکردی (مطالعه موردی: دهستان ئیلاق جنوبی، شهرستان دهگلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: فرم، فضا و عملکرد خانه روستایی برآیند جهان بینی و ذهنیت ساکنین بوده و مدرنیته و فرایندهایش، وجوه چندگانه خانه روستایی را تحت تاثیر قرار داده و به تبع آن، نوعی جدایی میان ذهنیت ساکنین و عینیت خانه های نوظهور به وجود آمده که نتیجه آن، خالی شدن از دیروز و گم شدن در آن همه معناست. هدف: هدف این پژوهش، بررسی ابعاد معناباختگی مساکن جدید روستایی بویژه از بعد فضایی- عملکردی است. روش شناسی تحقیق: داده ها به دو روش اسنادی و پیمایشی گردآوری شد. در بخش مطالعه میدانی از ابزارهای پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده بهره گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (میانگین و فراوانی) و آمار استنباطی (آزمون کای اسکوئر، مان ویتنی، کروسکال والیس و همبستگی اسپیرمن) استفاده گردید. قلمرو جغرافیایی پژوهش: جامعه آماری تحقیق، شهرستان دهگلان است که دارای 5 دهستان است. نمونه مورد بررسی، دهستان ئیلاق جنوبی بوده که تعداد 24 دهیار و کارشناس حوزه مسکن به عنوان نمونه انتخاب گردید. یافته ها: یافته های حاصل از آزمون کای اسکوئر (خی دو) نشان می دهد که در بعد کالبدی، مساکن نوظهور موجب تغییر در معنای حقیقی معماری بومی و کاهش سطح زیربنا شده اند که با مقدار خطای آلفای 000/0 معنادار است. از بعد اقتصادی، نوسازی بر معیشت محوری خانه های روستایی تاثیر گذاشته و به نوعی در حذف عملکرد معیشتی خانه روستایی موثر می باشد. پدیدار شدن مساکن نوظهور در روستاها تغییراتی را در مفهوم اجتماعی مسکن ایجاد نموده و موجب شکل گیری مساکن تک خانواری با مقدار کای اسکوئر 750/19 و سطح معناداری کمتر از 05/0 شده است. نتایج: نتایج نشان می دهد که ساخت مساکن جدید در روستاها، تغییرات عمده ای در نوع معماری و تنوع فضایی و عملکردهای پیشین آن ایجاد کرده، به طوری که از معنای خانه های کهن روستایی که عملکرد زیستی- معیشتی داشته و مصالح و منظر و معماری آن با طبیعت و محیط پیرامون روستا همخوانی داشته، فاصله گرفته است.