فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
رشد جمعیت و نیاز به فضای شهری بیشتر برای سکونت، اراضی بیشتری را به زیر ساخت وساز برده و شهر با تغییر کاربری اراضی مواجه می شود. تغییر کاربری با اثرگذاری بر روی اقلیم شهری باعث تغییر در توازن انرژی، افزایش دمای سطح زمین و دمای هوا در مناطق شهری می شود. بنابراین نحوه اثرگذاری کاربری های مختلف بر دمای سطح زمین مسئله مهمی است که بررسی دقیق آن منجر به مدیریت بهتر جهت کاهش اثرات نامطلوب جزایر حرارتی در شهرها می شود؛ در پژوهش حاضر با استفاده از سنجش ازدور به عنوان روشی نوین، رابطه تغییر کاربری اراضی با دمای شبانه سطح زمین جهت شناسایی لکه های داغ که مقدمه ای برای تشکیل جزایر حرارتی در داخل محیط شهری هستند در شهر مشگین شهر با استفاده از داده های حرارتی شبانه سنجنده استر و ماهواره سنتینل 3 مطالعه شد. در ارتباط با مسئله پژوهش ابتدا دمای سطح زمین با استفاده از الگوریتم پنجره مجزا برای تصاویر شبانه سنجنده استر برآورد شد، سپس دمای سطح برآورد شده با استفاده از پروداکت حرارتی سنتینل 3 اعتبارسنجی گردید. سپس کاربری اراضی با تصویر لندست 9 و الگوریتم SVM استخراج شد. در ادامه ارتباط دمای سطح زمین با عوامل توپوگرافی (شیب و جهت شیب) و کاربری اراضی بررسی و تحلیل شد. در نهایت عواملی از قبیل ترکیب نامتقارن پدیده های با خصوصیات و ظرفیت حرارتی متفاوت، پراکندگی نامنظم پوشش گیاهی و زمین های بایر در نتیجه گسترش شهر در شناسایی و نحوه توزیع لکه های داغ توسط الگوریتم گتیس - اورد در منطقه موردمطالعه استنتاج گردید.
تأثیر تغییر اقلیم در برنامه ریزی فعالیت های نظامی در مرزهای غربی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر اقلیم به عنوان یکی از بزرگ ترین تهدیدات قرن بیست و یکم، نه تنها بر محیط زیست و اقتصاد جهانی، بلکه بر امنیت و فعالیت های نظامی کشورها نیز تأثیرات عمیقی می گذارد؛ لذا تغییرات الگوهای آب و هوایی و غیرقابل پیش بینی بودن آن می تواند تهدید جدی برای زیرساخت های نظامی محسوب گردد. بنابراین هدف از این تحقیق، بررسی تغییرات پارامترهای اقلیمی بر شاخص اقلیم نظامی (MCI) نرمال شده در استان های آذربایجان غربی، ایلام، کردستان، کرمانشاه و خوزستان است. بدین منظور، ابتدا پارامترهای اقلیمی موردنیاز از سازمان هواشناسی اخذ گردد. سپس پس از مشخص نمودن بهترین مدل اقلیم جهانی (GCM)، پارامترهای اقلیمی هر ایستگاه با کمک مدل LARS-WG تا سال 2100 میلادی ریزمقیاس-نمایی شدند. نتایج نشان داد در همه ایستگاه های موردمطالعه از اواخر فصل بهار تا پایان فصل تابستان، شاخص MCI کاهش یافته که نشان دهنده شرایط سخت برای انجام فعالیت های نظامی است. در مقابل در اهواز اواخر پاییز و اوایل زمستان، ایلام در پاییز و اوایل بهار، کرمانشاه و سنندج در اوایل پاییز و بهار و در ارومیه بهار به دلیل بالا بودن شاخص MCI از شرایط بسیار مطلوبی برخوردار بوده اند. در پایان، پیشنهاد می گردد هرگونه برنامه ریزی برای فعالیت های نظامی اعم از تمرین، آموزش، مانور و طراحی مبتنی بر شناخت شرایط تغییر اقلیم و شاخص های اقلیم آسایش باشد که در این صورت لازم است تدابیر ویژه ای اتخاذ گردد. بنابراین، هرگونه بازنگری و مطابقت راهبردهای دفاعی با شرایط تغییر اقلیم در هر منطقه ضروری است.
ارزیابی روند بیابان زایی با استفاده از شاخص های پوشش گیاهی و تغییرات ضریب آلبدو در دوره زمانی 2000-2023، مطالعه موردی: حوضه آبریز مند در جنوب غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی روند بیابان زایی با استفاده از شاخص های پوشش گیاهی و تغییرات ضریب آلبدو در دوره زمانی 2000-2023، مطالعه موردی: حوضه آبریز مند در جنوب غرب ایران
چکیده
بیابان زایی یکی از مهم ترین فرآیندهای تخریب اراضی در مناطق خشک و نیمه خشک است که تحت تأثیر عوامل طبیعی و انسانی رخ می دهد. این مطالعه با هدف ارزیابی روندهای بیابان زایی و تغییرات زیست محیطی در حوضه مند، با استفاده از شاخص های سنجش ازدور شامل NDVI، EVI، SAVI، LAI، VCI، LST و آلبدو در سه بازه زمانی 2000، 2013 و 2023 انجام شد. در این مطالعه مشخص شد که، منطقه دارای روند معناداری از بیابان زایی است. شاخص های پوشش گیاهی شامل NDVI، EVI و SAVI روند کاهشی معناداری را نشان دادند. همچنین شاخص های خاکی مانند آلبدو و LAI نیز تغییرات قابل توجهی را آشکار کردند. میانگین آلبدو در سال 2000 برابر با 2378/0 بود، که در سال 2013 به 2343/0 افزایش یافت و در سال 2023 به 2271/0 کاهش یافت. این روند نوسانی نشان دهنده گسترش خاک های خشک و بیابانی در منطقه است. همبستگی منفی قوی بین آلبدو و شاخص های پوشش گیاهی (NDVI: r ≈ -0.78، p < 0.01) نیز وجود رابطه مستقیم بین کاهش پوشش گیاهی و افزایش خاک های بدون پوشش را تأیید می کند. تحلیل های منطقه ای نشان داد که توسعه بیابان زایی بیشتر در مناطق مرکزی و جنوبی حوضه مورد مطالعه رخ داده است. طبقه بندی بیابان زایی بر اساس آلبدو نشان داد، که حدود 30٪ از حوضه در طبقه "خطر زیاد"، 50٪ در طبقه "خطر متوسط" و تنها 20٪ در طبقه "خطر کم" قرار دارد. این الگوها با کاهش منابع آب، افزایش دما و فعالیت های انسانی مانند چرای بی رویه و تغییر کاربری اراضی همراهی می کنند. پیشنهاد می شود سیاست گذاری های منطقه ای بر اساس داده های فضایی-زمانی تقویت شوند تا از گسترش بیابان زایی در حوضه مند جلوگیری شود
بحران اثربخشی مدیریت شهری بر پایه داوری شهروندان (پژوهش موردی: شهر زاهدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : ادراک و قضاوت شهروندان زاهدانی در مورد کمیت و کیفیت فضای سبز، پارک های شهری، آسفالت معابر، نماها، بافت شهری، پاکیزگی و مبلمان شهری، نوعاً تعبیر به ضعف در مدیریت شهر می گردد. هدف پژوهش، تحلیل و آزمون وضعیت بحرانی اثربخشی مدیریت شهری و تبیین داوری شهروندان است. داده و روش : این پژوهش کاربردی با پرسش نامه محقق ساخته و نمونه برداری تصادفی دو مرحله ای داده های آماری 453 نفر از جمعیت بالای 17 سال زاهدان را در شش محدوده (رتبه 1 بالاترین و رتبه 6 پایین ترین) گردآوری و با مدل های استنباط آماری ناپارامتریک: تک نمونه ای کای2، کروسکال والیس، کندال تائو C ، سامرز D و شاپیروویلک تحلیل نمود. یافته ها : در مجموع 67 % شهروندان زاهدانی از اداره امور شهر ناراضی و 11 % آن ها نیز رضایت مندی داشتند. میزان عدم رضایت شهروندان از 72 % در زمینه کمبود فضاهای شهری گذران اوقات فراغت تا 66 %، در زمینه پاکیزگی و جمع آوری زباله نوسان داشت. شاخص نارضایتی در میان پاسخگویان بی سواد، زیردیپلم، دیپلم، کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، با سطح خطای 000/0 به ترتیب 22 % ، 53 %، 62 % ،83 %، 82 % و 100 % بود. پراکنش فضایی این نارضایتی شهروندان در شش محدوده فوق، با خطای 000/0 از محدوده سطح یک (بالاترین تراز) تا سطح شش (پایین ترین تراز) به ترتیب 86 %، 87 %، 81 % 69 %، 54 %، 31 %، بود. نتیجه گیری : این پژوهش صرفاً بحران اثربخشی (Effectiveness) مدیریت شهری زاهدان، یعنی میزان مؤثربودن اقدامات برای دستیابی به اهداف (رضایت مندی شهروندان) را بر مبنای داوری خود شهروندان، آزمون نمود و فرضیه های اصلی پژوهش، یعنی بحران اثربخشی تأیید گردید. لیکن، ضرورتاً باید شاخص کارآمدی مدیریت شهری زاهدان (Efficiency) میزان حداکثر شدن منافع یا خروجی سازمان، با توجه به منابع و امکانات دریافتی نیز پژوهش گردد. اگرچه، داده ، روش، فرضیه و مدل های تحلیلی خاصی طلب می کند. سپس دستگاه مربوطه بر مبنای نتایج حاصل از هر دو پژوهش ، بازنگری ساختارها، راهبردها، سیاست ها و برنامه ها را مدنظر قرار دهد.
شناسایی پهنه های مستعد خطر ریزش سنگ در جاده ارتباطی مشگین شهر- اهر با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۶
23 - 42
حوزههای تخصصی:
مخاطره ریزش سنگ می تواند در مسیر جاده های کوهستانی منجر به بروز خسارات جانی و مالی برای انسان ها شود. مسیر جاده ارتباطی مشگین شهر– اهر یکی از مسیر های ارتباطی می باشد که همواره با مخاطره ریزش سنگ روبه رو بوده است. ازاین رو شناسایی پهنه های مستعد خطر ریزش سنگ در این مسیر بسیار حائز اهمیت می باشد. در این تحقیق جهت شناسایی پهنه های مستعد خطر از شبکه عصبی مصنوعی مدل پرسپترون چندلایه (MLP) استفاده شد. برای این منظور 9 عامل تأثیرگذار در رخداد ریزش سنگ در محدوده موردمطالعه شناسایی و انتخاب شد. در ادامه با استفاده از بازدیدهای میدانی و نیز استفاده از تصاویر ماهواره ای لایه ریزش سنگ اتفاق افتاده در محدوده جاده تهیه گردید. سپس مدل سازی بر اساس این 9 عامل تأثیرگذار و لایه ریزش سنگ اتفاق افتاده در محیط نرم افزارSPSS Modeler صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که بیشترین امتیاز وزنی برای رخداد ریزش سنگ در منطقه موردمطالعه به ترتیب عوامل زمین شناسی 20/0، شیب و فاصله از گسل با 14/0 و ارتفاع با 12/0 بوده است. همچنین کمترین امتیاز وزنی نیز مربوط به عامل بارش با 05/0 و کاربری اراضی و جهت شیب با امتیاز وزنی 08/0 می باشد. همچنین بر طبق نتایج به دست آمده 13%، 14%، 28% و 45% درصد از منطقه موردمطالعه به ترتیب در کلاس های بسیار زیاد، زیاد، متوسط و کم قرار گرفته اند. نتایج تحقیق حاضر می تواند به کاهش مخاطرات دامنه ای و پایداری محیطی در محدوده موردمطالعه کمک کرده و گام مؤثری در توسعه پایدار منطقه بردارد.
بررسی و ارزیابی تنش های هیدروپلیتیک ایران در حوضه های آبریز مرزی و نقش آن بر امنیت ملی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تغییر حجم و کیفیت منابع آبی در خاورمیانه سبب بروز تنش های سیاسی و نظامی می شود. این پژوهش به دنبال ارزیابی نقش کم آبی بر تنش های ژئوپلیتیکی ایران با همسایگان می باشد. روش شناسی : داده های پژوهش حاصل مطالعات کتابخانه ای و میدانی با نظرسنجی از 21 کارشناس آشنا به امور هیدرولوژی و علوم سیاسی می باشد. ارزیابی پرسشنامه های پژوهش به کمک روش های مدیریتی تاپسیس و تحلیل سلسله مراتبی و هم چنین روش سناریونویسی در نرم افزارهای اکسپرت چویز، اکسل و سناریوویزارد می باشد. نتایج و یافته ها : نتایج پژوهش حاکی از آن است که براساس روش تاپسیس، حوضه هیرمند با مقدار 91/0 کمترین فاصله را تا راه حل ایده آل دارد و بیانگر آن است این حوضه پرتنش ترین حوضه در حال حاضر و احتمالاً در شرایط مشابه در آینده خواهد بود. هم چنین آینده پروژه های سد سازی ترکیه به احتمال 67% در حالت قابل باور، منجر به وقوع جنگ میان کشورهای درگیر پروژه گاپ خواهد شد که تبعات امنیتی را برای مناطق شرقی ترکیه، عراق، سوریه و مناطق جنوب غرب ایران به همراه دارد و آینده ای پر از تنش برای آن تصور می شود. در بعد مدیریت داخلی نیز علاوه بر تغییرات اقلیمی عوامل داخلی چون مسائل اقتصادی(سرمایه و تکنولوژی)، مدیریت و سیاست گذاری های نادرست بر تاثیرات کمبود منابع آب در کشور دامن زده است.
بررسی تأثیر کارآفرینی گردشگری دریاچه ای بر توسعه سکونتگاه های روستایی پیرامونی (مطالعه موردی: دریاچه مهارلو-فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی مبتنی بر استفاده از منابع طبیعی بویژه توریسم روشی مناسب برای حل و فصل مسائل و چالش های جوامع روستایی به شمار می آید. در این راستا هدف تحقیق حاضر، ارزیابی نقش کارآفرینی در توسعه مناطق روستایی با تاکید بر گردشگری دریاچه ای در استان فارس می باشد. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر، شامل تمامی روستاهای همجوار دریاچه مهارلو در استان فارس تا شعاع 2 کیلومتر می باشد، بر این اساس در این پژوهش 10 روستا با 1729 خانوار مورد بررسی قرار گرفته است، که با استفاده از فرمول کوکران با سطح خطای 08/0، تعداد 138 خانوار به عنوان خانوارهای نمونه تعیین گردید. برای تحقق اهداف مورد نظر، ضمن مطالعات اسنادی، طیف گسترده ای از شاخص ها با ابعاد خلاقیت، ریسک پذیری، مدیریت منابع، تنوع اشتغال محلی و تنوع درآمد تعیین و در چارچوب مطالعات میدانی (تکمیل پرسش نامه ها و فرم های مشاهدات میدانی) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزارهای، FAHP، GRA و آزمون ضریب همبستگی کندال در نرم افزار SPSS استفاده گردیده است. یافته های پژوهش مؤید آن است که، بین ابعاد مورد بررسی و طبقات فاصله روستاها از دریاچه مهارلو با توجه به مقدار ضریب همبستگی کندال (413/0-) و سطح خطای کمتر از 01/0 درصد، رابطه منفی معناداری وجود دارد. در نهایت با استفاده از تکنیک GRA، مشخص گردید که کارآفرینی با تاکید بر گردشگری دریاچه ای در روستاهای دوبنه، مهارلو کهنه و مهارلونو دارای بیشترین تاثیر، در روستای محمودآباد و پشت پر دارای عملکرد متوسط و در سایر روستاها از عملکرد ضعیفی برخوردار می باشد.
ویژگی های درّه های یخچالی ایران، مطالعه موردی: دره سارمساقلو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
51 - 74
حوزههای تخصصی:
مناظر کوهستانی متأثر از یخچال های طبیعی، به بازسازی محیط دیرینه یخچال کمک فراوانی می نمایند. در این مقاله از یک مدل عددی فرسایش یخچالی برای کشف حداکثر گسترش زبانه های یخچالی استفاده شده است. تمرکز این مقاله بر تکامل پروفیل عرضی دره بر اساس موازنه جرم یخ با ابعاد عرضی درّه است که در مقیاس های زمانی هزاران تا صدها هزار سال تکامل یافته است. در بخش شمالی حوضه زنجان رود ، رودخانه «سارمساقلو» به سمت غرب جریان دارد و از طریق زنجان رود، به قزل اوزن می پیوندد. لندفرم های یخچالی حوضه «سارمساقلو»، به کمک مشاهدات میدانی مبتنی بر « GPS »، داده های « DEM » مستخرج از « SRTM »با قدرت تفکیک 30 متر و « Google Earth » (وضوح 15 متر) رقومی شدند. بعد از آن نمایه هایی از درّه که بر اثر توزیع فضایی جرم یخ، متناسب با ارتفاع شکل گرفته بود، در ارتباط با عمق درّه، عرض مقطع، مساحت مقطع و حجم درّه تجزیه وتحلیل شد. همچنین با استناد به یافته های اسنادی (روابط خطی بین دما و بارش با ارتفاع)، شرایط اقلیم کنونی و کواترنری تجزیه وتحلیل گردید. بر اساس برآوردهای حاصله، افزایش ارتفاع دیواره دره «سارمساقلو»، تابعی از فاصله گرفتن از ارتفاع برف مرز دائمی بوده است؛ به گونه ای که در ارتفاع بین 1800-1900 متر به حداکثر خود رسیده است. در این مکان در دوره های سرد کواترنری، سنگ های مقاوم شیل آهکی با توف، مانعی بر سر جریان یخچال بوده و باعث تجمع بیش ازحد یخ شده است. مسلماً تفاوت های زیاد درّه ها، از ماهیت یخچال های طبیعی و لیتولوژی بستر یخی تبعیت می نماید .
مدل سازی مصرف انرژی الکتریکی بخش مسکونی بر اساس شاخص UTCI(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۲
402 - 378
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف شناسایی تاثیرگذارترین متغیر اقلیمی بر مصرف انرژی الکتریکی بخش مسکونی و همچنین معرفی بهترین مدل در برآورد مصرف، با استفاده از مدل سازی مصرف انرژی الکتریکی انجام شده است. داده های اقلیمی برای سال های 2003 تا 2022 از مرکز پیش بینی میان مدت وضع هوا (ECMWF) و همچنین دادهای مصرف سالیانه انرژی الکتریکی بخش مسکونی به تفکیک استان های ایران، از توانیر دریافت شد. به منظور بررسی روند، از آزمون ناپارامتریک من-کندال استفاده گردید و برای مدل سازی مصرف انرژی الکتریکی، از مدل های، رگرسیون خطی چندگانه(MLR) ، شبکه های عصبی مصنوعی (ANN)، ماشین بردار پشتیبانی (SVM) و جنگل تصادفی (RF) استفاده شد. نتایج نشان داد که همبستگی میان مصرف انرژی الکتریکی بخش مسکونی و دمای کمینه و بیشینه، در تمام استان های کشور مثبت و رابطه مصرف انرژی الکتریکی با شاخص UTCI در استان های مختلف، مقادیر مثبت و منفی را به خود اختصاص داده است. به طوری که در 22 استان همبستگی مثبت و در 9 استان همبستگی منفی می باشد. نتایج حاصل از برسی روند تغییرات نشان داد که دمای کمینه، دمای بیشینه و انرژی الکتریکی، در همه استان ها روند افزایشی داشته است اما شاخص UTCI، روند منفی را هم در تعدادی از استان ها ثبت کرده است. همچنین رابطه ای که از مدل رگرسیونی گام به گام حاصل شد، نشان داد که در 23 استان، تنها متغیر تاثیرگذار، دمای کمینه می باشد. در استان های اصفهان، خراسان جنوبی و کرمان، متغیر های دمای کمینه و شاخص UTCI به عنوان متغیر تاثیرگذار شناخته شد. در استان های اردبیل، گیلان و گلستان، تنها دمای بیشینه وارد معادله گردید. نتایج حاصل از مدل سازی نشان داد، مدل ANN عملکرد بهتری را نسبت به سه مدل دیگر داشته است. به طوری که بیشترین ضریب همبستگی با 79/0 و حداقل خطا با 360 را ثبت کرده است. مدل های MLR، SVM و RF به ترتیب عملکرد بهینه، در رتبه های بعدی قرار دارند.
بررسی آمیختگی فرهنگی دیاسپورای ایرانی با جامعه میزبان در راستای ارتقا حس تعلق به مکان (کشور کانادا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفاوت های فرهنگی میان مبدأ و مقصد مهاجرت و عدم ادغام صحیح فرهنگی موجب ایجاد خود بیگ انگی اجتماعی و فرهنگ ی مهاجرین در جوامع مهاجرپذیر گردیده که خود حاکی از کاهش حس تعلق به مکان مهاجرین به جامعه میزبان می باشد. هدف از این پژوهش دستیابی به چگونگی ادغام فرهنگی و بکارگیری مولفه های فرهنگی جامعه مبدا در راستای افزایش حس تعلق به مکان دیاسپورای ایرانی در جامعه میزبان می باشد. روش تحقیق تحلیلی _ توصیفی و روش انجام آن پیمایشی می باشد، جامعه مورد بررسی150 نفر از مهاجرین ایرانی ساکن شهرهای تورنتو، مونترال و ونکوور کشور کاندا با روش گلوله برفی انتخاب گردیدند. تحلیل اطلاعات در نرم افزار SPSS انجام گردید. نتایج نشان داد که مناسبترین روش جهت ادغام فرهنگی روش یکپارچگی بوده که در این روش مهاجر به فرهنگ جامعه مبدأ متعهد است و با فرهنگ جامعه مقصد نیز تعامل دارد و به نوعی همبستگی اجتماعی منجر می گردد. همچین نتایج نشان داد که از بین مولفه های فرهنگی معماری ایرانی مولفه امنیت تاثیرگذارترین مولفه در ایجاد حس تعلق بوده و بعد از آن مولفه محرمیت و درونگرایی از عوامل مهم تاثیرگذار بودند و مولفه شفافیت و تداوم کمترین درصد تاثیرگذاری بر ایجاد حس تعلق به مکان جدید را می تواند برای مهاجرین داشته باشد.
چین و خاورمیانه نوین: امکان و امتناع نظم نوین منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
177 - 216
حوزههای تخصصی:
اخیراً رفتارهای چین در منطقه خاورمیانه مسئله چگونگی براندازی نظم غربی-آمریکایی و زایش احتمالی یک نظم منطقه ای- چینی را در صدر گفت وگوها قرار داده است. این نوشتار با اتکا بر روش تحلیلی-اکتشافی و کاربست مدل مفهومی نظم های منطقه ای در پرتو نگرش های محیطی به این پرسش اساسی پاسخ می دهد که چه امکان ها و موانعی برای چین در شکل دادن به نظم منطقه ای نوین در خاورمیانه وجود دارد؟ ما استدلال می کنیم که محورهای امکان پکن جهت شکل دهی به نظم نوین منطقه ای در خاورمیانه به ترتیب و غالباً در سطوح ژئواکونومیک و ژئوکالچر قرار دارند و اهم محورهای امتناع نیز در سطح ژئوپلیتیک قابل تبیین اند. همچنین نشان می دهیم که نقطه قوت حضور چین در خاورمیانه در سطح ژئواکونومیک و ژئوکالچر متأثر از وجود ظرفیت های اقتصادی و فرهنگی نظیر ادغام اقتصاد خاورمیانه در اقتصاد چین و توسعه نفوذ فرهنگی در پرتو خود برندسازی است و پاشنه آشیل آن نیز در سطح ژئوپلیتیک متأثر عوامل داخلی و منطقه ای نظیر افراط در اصرار بر اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها و سندرم سواری مجانی در حاشیه معماری امنیتی غربی قرار گرفته است.
ارزیابی توان لرزه خیزی گسل هرات در غرب افغانستان بر پایه فراسنج های لرزه زمین ساختی و نرخ گشتاور لرزه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
79 - 98
حوزههای تخصصی:
سیستم گسلی هرات غربی یکی از پهنه های فعال لرزه زمین ساختی افغانستان می باشد که در سال ۲۰۲۳ چهار زمین لرزه را تجربه نموده است. نظر به اهمیت این منطقه و رخداد لرزه ای متوالی، در این پژوهش پویایی لرزه زمین ساختی منطقه بر اساس فراسنج های لرزه خیزی و تحلیل فرکتالی مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش، تغییرات نرخ لرزه خیزی منطقه بر پایه تغییرات فراسنج لرزه خیزی (b-value) و بعد فرکتال شکستگی و لرزه خیزی (D-value) با استفاده از داده های لرزه ای موجود بررسی و تحلیل شده است. در یک تقسیم بندی منطقه مورد مطالعه به ۹ پهنه اولیه تقسیم شده و در هر پهنه فراسنج های لازم محاسبه شده است. بزرگترین ابعاد فرکتالی گسل محاسبه شده مربوط به پهنه های جنوب شرقی، مرکزی و شمال غربی است و بیشترین مقدار بعد فرکتالی لرزه خیزی مربوط به مناطق مرکزی و شمال غربی می باشد. مقادیر محاسبه شده برای پارامتر b در مرکز محدوده مطالعاتی و منطبق بر گسل هرات نشان دهنده افزایش تنش در این ناحیه بوده که ممکن است هشداری برای وقوع یک زمین لرزه بزرگ در آینده باشد. نرخ گشتاور لرزه ای نشان دهنده نرخ تغییر در انرژی سطح زمین است که به تغییرات لرزه ای تبدیل می شود. مقدار نرخ گشتاور لرزه ای برای کل منطقه مطالعاتی برآورد شده است. با توجه به مجموع تحلیل های فرکتالی و محاسبه گشتاورهای لرزه ای منطقه، مناطق زنده جان، انجیل، غوریان و کوشان می توانند به عنوان کاندیدای زلزله های بعدی معرفی شوند. مقایسه نتایج به دست آمده این دیدگاه را تقویت می کند که غرب افغانستان به عنوان پهنه ای دگرشکلی در حال تکامل، مستعد رخدادهای لرزه ای بیشتری است.
بررسی اثرات، مزایا و معایب کشت گلخانه ای در مناطق روستایی، مطالعه موردی: شهرستان مبارکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
161 - 184
حوزههای تخصصی:
ارزیابی بخش کشاورزی در مناطق روستایی نشان می دهد که کشت گلخانه ای در حال گسترش است و این توسعه، مسلماً پیامدها و اثرات متنوعی به دنبال دارد. شهرستان مبارکه در استان اصفهان، از مناطق بارزی است که روستاهای آن، به کشت گلخانه ای روی آورده اند. با توجه به فراگیرشدن این نوع کشت و کشت وسیع در این منطقه، هدف پژوهش حاضر بررسی توسعه کشت گلخانه ای و اثرات آن بر مناطق روستایی منطقه است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر داده های پیمایشی از طریق پرسش نامه می باشد. جامعه آماری پژوهش را بهره برداران کشت گلخانه ای به تعداد 1927 بهره بردار تشکیل داده اند. بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه برای گروه بهره برداران برابر با 322 نفر محاسبه شد. روایی پرسش نامه از طریق نخبگان تأیید و پایای آن نیز با ضریب کرونباخ بیشتر از 70/0 تأیید شد. تجزیه وتحلیل داده ها در نرم افزارهای «spss» انجام شد. نتایج آزمون نشان داد کشت گلخانه ای در سطح معناداری کمتر از 05/0، اثرات اقتصادی و اجتماعی متنوعی در مناطق روستایی داشته که بر اساس میانگین آزمون، مهمترین تأثیر اقتصادی و اجتماعی کشت گلخانه ای به ترتیب، افزایش تولید با میانگین 947/4 و کنترل و مدیریت منابع آب با میانگین 388/4 بوده است. همچنین نتیجه آزمون نشان داد که مهمترین مزیت کشت گلخانه ای، تولید بیش از یک محصول در سال با میانگین 779/4 و مهمترین مشکل کشت گلخانه ای، هزینه زیاد اولیه(به ویژه برای احداث) با میانگین 680/4 می باشد.
مطالعه تأثیر توانمندسازی زنان روستایی در دست یابی به توسعه پایدار و حفاظت محیط زیست (یک مطالعه سنتز پژوهی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
199 - 222
حوزههای تخصصی:
زنان از گروه های مهم اجتماعی به شمار می روند که در مطالعات نظری و عملی «پایداری» همواره بر آنان تمرکز می شود. بنابراین، مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و روش سنتزپژوهی تأثیر توانمندسازی زنان روستایی در دست یابی به توسعه پایدار و حفاظت محیط زیست را بررسی کرد. در این مطالعه پس از جست وجو، غربالگری ادبیات تخصصی و گزینش چند مرحله ای اسناد علمی معتبر، کدگذاری باز، بسته و محوری یافته ها صورت گرفت. نتایج نشان داد زمینه ها و عوامل اثرگذار/اثرپذیر بر/از توانمندسازی زنان روستایی عبارتند از «عوامل بنیادین، نهادی-سازمانی و ساختاری»، «نابرابری های نهادینه شده تاریخی»، «زمینه های ناعادلانه ی تبعیض های جنسی-جنسیتی» و «بسترهای تحول آفرین». چالش ها و موانع توانمندسازی زنان روستایی عبارتند از «چالش ها و موانع روانشناختی»، «چالش ها و موانع آموزشی»، «نداشتن مشارکت جامعه»، «چالش ها و موانع اقتصادی»، «محدودیت های قانونی»، «محدودیت های اجتماعی-فرهنگی» و «محدودیت های جنسیت بنیان کارآفرینی». راهکارهای توانمندسازی زنان روستایی عبارتند از «پررنگ سازی نقش زنان در فرآیند توسعه پایدار روستایی»، «افزایش دسترسی به زیست بوم خلاقیت، نوآوری و تکنولوژی های نوین»، «برخورد همگن با مسائل زنان»، «راهکارهای سیاستی برای توانمندسازی زنان» و «الگوسازی و ارائه الگوهای مناسب». هم چنین اثرات و فواید توانمندسازی زنان روستایی عبارتند از «تثبیت مالکیت، قدرت و زمینه های نقش آفرینی زنان»، «حفاظت پایدار محیط زیست با نقش آفرینی زنان» و «رشد پایدار اقتصادی و توسعه اجتماعی با نقش آفرینی زنان». نتیجه آن که مسیر توسعه پایدار و حفاظت محیط زیست می تواند از آموزش زنان روستایی و افزایش توانمندی های آنان آغاز شود زیرا چرخه ای به ترتیب میان آموزش محیط زیست، توانمندسازی زنان روستایی، میزان مشارکت فعال آنان و دستیابی به حفاظت محیط زیست برقرار است.
شناسایی پهنه های سیل گیر رودخانه سفیدرود با مقایسه مدل هیدرولیکی مبتنی بر مدل های رقومی ارتفاعی سنجش از دوری و شواهد ژئومورفولوژیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
80 - 58
حوزههای تخصصی:
روش های متعددی برای تعیین پهنه های سیل گیر وجود دارند که از آن جمله می توان روش های هیدرولیکی و ژئومورفولوژیکی را نام برد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی روش های بهینه تعیین پهنه های سیل گیر در نواحی فاقد داده های نقشه برداری شده، سه بازه 25 کیلومتری مجزا از رودخانه سفیدرود به نام های یساول در استان کردستان، گیلوان در استان زنجان و آستانه در استان گیلان را با استفاده از روش های هیدرولیکی و ژئومورفولوژیکی مورد مطالعه قرار داده است. روش هیدرولیکی با مبنا قرار دادن نقشه توپوگرافی با مقیاس 1000/1 و دو DEM سنجش از دوری رایگان SRTM (30 متر) و ALOS PALSAR (12.5 متر) در نرم افزار HEC RAS انجام شد. شناسایی ژئومورفولوژیکی پهنه های سیلابی نیز با اتکا بر عکس های هوایی و تصاویر ماهواره ای قدیم و جدید، بازدیدهای میدانی و آثار سیلاب های گذشته انجام شد. نتایج حاصل مؤید آن است که در نواحی کوهستانی در صورت عدم وجود داده های با قدرت تفکیک مکانی بالا، استفاده از DEM های 30 متر SRTM و 12.5 متر ALOS PALSAR دقت قابل قبولی در تعیین پهنه های سیل گیر دارد؛ به شرطی که نتایج مدل سازی با استناد به نظرات کارشناسی و بازدیدهای میدانی تدقیق و اصلاح گردد. مقایسه DEM های 30 متر SRTM و 12.5 متر ALOS PALSAR نشان می-دهد که در نواحی کوهستانی و تپه ماهوری هر دو DEM نتایج نسبتاً یکسانی را به دست داده اند اما DEM 30 متر SRTM به ویژه در دوره بازگشت های میان مدت و بلندمدت نتایج مطلوب تری را دارا می-باشد. در نواحی دشتی و جلگه ای استفاده از روش-های ژئومورفولوژیکی در تعیین پهنه های سیلابی دقت بالاتری دارد.
شاه دژ اصفهان و جاذبه های گردشگری آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
فضای گردشگری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
77 - 94
حوزههای تخصصی:
موقعیت ویژه دشت اصفهان در جغرافیای سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران باعث شده است که این منطقه همواره مورد توجه جهانگشایان قرار گیرد و نیز همواره از سوی زاگرس نشینان غارت اما به سرعت بازسازی شود. علاوه بر ویژگی های طبیعی این جلگه، وجود شاه دژ بر فراز کوه صفه، به عنوان دژی طبیعی و استراتژیک، همواره نقش کلیدی در دفاع از این ناحیه ایفا کرده است. پژوهش حاضر بر آن است تا اهمیت این دژ در دوران سلجوقیان را شناسایی کرده و بخشی از جاذبه های گردشگری اصفهان را که میراثی از آن دوران بر کوه صفه باقی مانده است، معرفی نماید. نتایج تحقیق که از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی به دست آمده، نشان می دهد که این دژ با پایه هایی از دوران ساسانی، در دوره ملکشاه سلجوقی تعمیر و توسعه یافته است. در دوره ای کوتاه میان ملکشاه و محمد بن ملکشاه، اسماعیلیان این دژ را تصرف کرده و علیه سلطنت سلجوقیان از آن بهره بردند. پس از شکست این جنبش مردمی این دژ برای همیشه ویران شد. در چارچوب جغرافیای تاریخی، شاه دژ به عنوان ساختاری استراتژیک و دفاعی، نماد پیوند میان جغرافیا و تحولات سیاسی دوران سلجوقیان است. موقعیت منحصر به فرد این دژ بر فراز کوه صفه، که از نظر توپوگرافی تسلطی طبیعی بر دشت اصفهان دارد، نقش حیاتی در شکل دهی تاریخ و امنیت منطقه ایفا کرده است.
الگوی پیاده سازی حکمرانی مردمی در خدمات شهری با بکارگیری فناوری حلقه های میانی محلات شهر بیستون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۹
209 - 225
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه الگویی برای پیاده سازی حکمرانی مردمی در خدمات شهری، با بهره گیری از فناوری حلقه های میانی در محلات شهر بیستون انجام شده است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. مشارکت کنندگان شامل ۲۰ نفر از مدیران، کارکنان و ارباب رجوع های شهرداری بیستون در سال ۱۴۰۳ بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته گردآوری و با روش کدگذاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد عوامل علّی مانند حمایت از نهادهای مردمی و تشکیل گروه های داوطلب در زیباسازی شهری، عوامل زمینه ای چون حمایت از مشارکت شهروندان، و عوامل مداخله گر نظیر واگذاری مسؤلیت ها به مردم، در تحقق این الگو مؤثرند. راهبردهای کلیدی شامل نظرسنجی عمومی، مشارکت در بهداشت شهری و تأمین مالی مردمی، و پیامدهای آن شامل حل مسائل شهری و نهادینه سازی فرهنگ مشارکت شهروندی بود.
بررسی میزان اثرگذاری مولفه های گردشگری هوشمند روستایی بر پایداری روستاهای هدف گردشگری (مطالعه موردی: روستاهای شرق استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
109 - 138
حوزههای تخصصی:
گردشگری هوشمند روستایی به عنوان یک راهبرد جدید در مسیر توسعه پایدار روستاها مطرح می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان اثرگذاری مؤلفه های گردشگری هوشمند روستایی بر پایداری روستاهای هدف گردشگری شرق استان کرمانشاه است. روش تحقیق در نوشتار حاضر بر اساس هدف، از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. جمع آوری اطلاعات به روش اسنادی منابع کتابخانه ای، مجله های علمی و گردآوری میدانی به روش پرسشنامه و اطلاعات مورد نیاز در زمینه گردشگری هوشمند روستایی و شاخص های آن با استفاده از پیشینه، با توجه به شرایط منطقه جمع آوری شده است. پرسشنامه به دلیل بررسی وضعیت گردشگری هوشمند روستایی در روستاهای نمونه، در قالب طیف پنج گزینه ای لیکرت تهیه و در بین روستاییان توزیع و تکمیل شده است. از مجموع (1191 خانوار) 3888 نفر تعداد جمعیت روستاهای نمونه با فرمول کوکران با خطای 065/0 درصد حجم نمونه 215 نفر به دست آمد. برای سنجش گردشگری هوشمند روستایی و توسعه پایدار روستایی با توجه به نوع داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون ، تی تک نمونه ای استفاده شده است. در ادامه به دلیل سطح بندی روستاهای مورد مطالعه به لحاظ دستیابی به گردشگری هوشمند روستایی و توسعه پایدار روستایی با توجه به نوع داده ها از روش وزن دهی CRITIC و روش رتبه بندی COCOSO و MARCOS استفاده شده است و برای تحلیل تأثیر عوامل گردشگری هوشمند روستایی بر پایداری روستاهای هدف گردشگری از روش معادلات ساختاری SMART PLS استفاده شده است. برای تحلیل های آماری از نرم افزار JAMOVI و نقشه ها از نرم افزار GIS استفاده شده است. با توجه به نتایج، ضرایب t بین متغیرهای اصلی پژوهش، بیش از 161/22 بوده یعنی رابطه معنادار و غیر مستقیم است بدین ترتیب انواع شاخص های گردشگری هوشمند روستایی بر توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی تأثیر مثبت و معناداری دارد و گردشگری هوشمند روستایی با ضریب 821/0 بیشترین تأثیر مستقیم بر توسعه پایدار روستایی را داشته و متغیر مستقل 3/86 درصد از واریانس متغیر توسعه پایدار روستایی را پیش بینی می کنند.
بررسی معیارهای کالبدی مؤثر بر شکل گیری تصویر ذهنی زنان از فضای شهری مطلوب (مطالعه موردی؛ شهر اهواز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تصویر ذهنی، تصویر یا برداشتی است که هر انسان از خود، دیگران و محیط اطراف دارد. بنابراین پرداختن به مفاهیم ذهنی فرد و شکل گیری تصویر ذهنی از محیط و تأثیر آن در رفتار و همچنین قضاوت نسبت به انتخاب مکان مطلوب برای زنان ضرورت می یابد. فضای شهری عنصر اساسی ساخت شهر است که با کانون راهبردهای اجتماعی مربوط می شود و شکل دهنده ی رفتار و زندگی اجتماعی افراد است. درعین حال فضای عمومی شهری فضایی است که با ساختار کالبدی و کارکرد اجتماعی اش می تواند عرصه ی مطلوبی برای رشد و بالندگی جامعه ی مدنی ارائه دهد. به همین منظور پژوهش حاضر باهدف بررسی معیارهای کالبدی مؤثر بر شکل گیری تصویر ذهنی زنان از فضای شهری مطلوب در شهر اهواز تدوین شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و ازلحاظ ماهیت و روش انجام، توصیفی- تحلیلی می باشد. در این پژوهش از مدل SECA جهت تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که 10 عامل بر معیارهای شکل گیری تصویر ذهنی زنان از فضای شهری مطلوب (مطالعه موردی؛شهر اهواز) تأثیرگذار بودند که از این معیارهای کانون های خرید و گردشگری در شهر اهواز، سیتی سنتر مهزیار رتبه اول، بازار امام خمینی رتبه دوم و مرکز خرید برج رتبه سوم را کسب کرده است.
ارزیابی میزان انطباق پذیری طرح ویژه ناژوان با اصول رویکرد زیست پذیری و اکوتوریسم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
111 - 124
حوزههای تخصصی:
رهیافت زیست پذیری و رویکرد اکوتوریسم، از موضوعات نوین در حوزه شهرسازی به شمار می روند که هر دو مبتنی بر اصول توسعه پایدار هستند. این دو رویکرد علاوه بر توجه به حفاظت از محیط زیست، توسعه اقتصادی، اجتماعی و کالبدی را نیز دنبال می کنند. محدوده ناژوان، به عنوان یکی از فضاهای سبز و زراعی مهم اصفهان، در سال های اخیر تحت تأثیر ساخت وسازهای غیرمجاز و تغییرات کاربری آسیب دیده است؛ در پاسخ به این وضعیت، «طرح ویژه ناژوان» توسط نهادهای مسئول تدوین و ابلاغ شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفیت این طرح، به شیوه ای توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از تحلیل محتوا انجام گرفته است. در این مطالعه، سنجه هایی مبتنی بر مبانی نظری اکوتوریسم و زیست پذیری، به منظور ارزیابی طرح به صورت کمی و کیفی تعریف شده اند. در بخش کمی، صرف اشاره به سنجه ها در مراحل مختلف طرح (شناخت، تحلیل و پیشنهاد) ملاک ارزیابی قرار گرفته و در بخش کیفی، علاوه بر اشاره، میزان واقع گرایی، جزئی نگری و قابلیت اجرایی نیز سنجیده شده است. امتیازدهی بر اساس طیف لیکرت و روش SWARA صورت گرفته است. بر اساس نتایج، ضریب اهمیت ابعاد زیست محیطی (۰٫۲۷)، اقتصادی (۰٫۲۳)، کالبدی (۰٫۱۸)، کاربری (۰٫۱۴)، اجتماعی (۰٫۱۰) و مدیریت (۰٫۰۸) تعیین شد. امتیاز نهایی طرح در ارزیابی کمی برابر ۴٫۴۵ از ۵ و در ارزیابی کیفی برابر ۳٫۳۱ از ۵ گزارش شده است. این تفاوت بیانگر آن است که هرچند طرح از نظر انطباق کمّی با اصول زیست پذیری و اکوتوریسم موفق عمل کرده، اما در بُعد کیفی دقت و جزئی نگری کافی نداشته و از نظر اجرایی، کیفیت لازم را در تمامی ابعاد مسئله به طور کامل در نظر نگرفته است.