فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
منبع:
توسعه فضاهای پیراشهری سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
105 - 128
حوزههای تخصصی:
کشاورزی شهری در ایران رویکردی نوظهور است که به توسعه فضاهای سبز، تولیدات غذایی و خدمات تفریحی-رفاهی کمک شایانی می کند. هدف اصلی این پژوهش شناخت متغیرهای خدمات فرهنگی اکوسیستمی تأثیرگذار در کشاورزی شهری با رویکرد مشارکتی (از طریق شناخت ادراکات استفاده کنندگان از کاربرهای کشاورزی شهری) است. پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و شیوه گردآوری داده ها، کمی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفته است. جامعه آماری شامل شهروندان استفاده کننده از کاربری های کشاورزی شهری و پیراشهری مریوان بود. حجم نمونه موردنیاز توسط فرمول کوکران 384 نفر برآورد گردید و از روش نمونه گیری در دسترس (توزیع پرسشنامه های آنلاین در شبکه های اجتماعی) داده ها جمع آوری شدند. داده های حاصله با استفاده از روش معادلات ساختاری توسط نرم افزار Smart-PLS تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که کشاورزی شهری نقش قابل توجهی در ارائه خدمات فرهنگی اکوسیستم به شهروندان دارد. به طوری که مؤلفه هایی همچون تفریح و اکوتوریسم (آماره تی 47/6)، تنوع فرهنگی (آماره تی 40/5)، روابط اجتماعی (06/3 آماره تی)، زیبایی شناختی (آماره تی 06/3) و جنبه های آموزشی (آماره تی 23/2) از مهم ترین مؤلفه های تأثیرگذار و درک شده بر مبنای تجربیات شهروندان مریوان از کشاورزی شهری و پیراشهری بود. همچنین مطلوبیت مدل ساختاری پژوهش ، با ضریب تعیین (R 2 ) 90/0 حاکی از دقت بالای مدل نظری در پیش بینی متغیرها بود. بنابراین کشاورزی شهری به عنوان یک رویکرد نوین می تواند به عنوان بستری مناسب جهت عرضه خدمات فرهنگی اکوسیستم در شهر مریوان توسعه یابد. یافته های مطالعه می تواند راهکاری مناسب برای برنامه ریزان شهری در جهت گسترش فضاهای کشاورزی شهری در مناطق مشابه باشد.
تأثیر هوش مصنوعی بر جذب گردشگران خارجی با نقش میانجی بازاریابی دیجیتال
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
155 - 171
حوزههای تخصصی:
امروزه با پیشرفت فناوری، نقش فناوری های نوظهور هم چون هوش مصنوعی در حوزه گردشگری نیز اهمیت زیادی یافته است. به علاوه فعالیت های بازاریابی نیز از شکل سنتی به شکل دیجیتال تغییر پیدا کرده است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر جذب گردشگران خارجی با نقش میانجی بازاریابی دیجیتال بود. نوع پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش انجام کار، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه گردشگرانی بودند که شهر اردبیل را به عنوان مقصد گردشگری خود برگزیده بودند. برای نمونه گیری، روش نمونه گیری تصادفی ساده و برای تعیین حجم نمونه، فرمول کوکران مورد استفاده قرار گرفت که با توجه به نامحدود بودن حجم جامعه آماری، حجم نمونه معادل 384 نفر تعیین شد. گردآوری داده ها به وسیله سه پرسشنامه استاندارد: هوش مصنوعی، عوامل مؤثر در توسعه گردشگری منطقه و بازاریابی دیجیتال صورت گرفت. روایی به وسیله تحلیل عاملی تأییدی و پایایی، با استفاده از آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها، با روش مدل سازی معادلات ساختاری و با کمک دو نرم افزار آماری SPSS 26 و Smart PLS 3 انجام شد. بر اساس یافته های پژوهش، هوش مصنوعی بر جذب گردشگران خارجی، هوش مصنوعی بر بازاریابی دیجیتال و بازاریابی دیجیتال بر جذب گردشگران خارجی تأثیر مثبت و معنادار دارند. هم چنین، بازاریابی دیجیتال در رابطه بین هوش مصنوعی و جذب گردشگران خارجی نقش میانجی ایفا می کند. یافته های این پژوهش، می تواند در حرکت سازمان ها و شرکت های فعال در حوزه گردشگری به سمت به کارگیری هوش مصنوعی و انجام فعالیت های بازاریابی به صورت دیجیتال مؤثر واقع شود.
ارزیابی پایداری اجتماعی- فرهنگی مقصدهای گردشگری در روستاهای هدف استان آذربایجان غربی
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
381 - 416
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش ارزیابی پایداری اجتماعی- فرهنگی توسعه گردشگری روستایی در استان آذربایجان غربی بود. از لحاظ روش تحقیق، این مطالعه از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی و کاربردی است. از نظر شیوه جمع آوری و دریافت اطلاعات این تحقیق در حوزه مطالعات میدانی قرار دارد. جامعه آماری، سرپرستان خانوارها در چهار روستای هدف گردشگری استان آذربایجان غربی(شامل 4 روستای سهولان در شهرستان مهاباد، نصرت آباد در شهرستان تکاب، باغچه جوق در شهرستان ماکو و حسنلو در شهرستان نقده)1160 نفر می باشد. برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی مورگان استفاده شده است. حجم نمونه سرپرستان خانوار 290 بدست آمد. به منظور انتخاب نمونه آماری از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب استفاده شده است. برای دستیابی به هدف تحقیق در مرحله اول شاخص های پایداری اجتماعی- فرهنگی گردشگری شناسایی شدند. در مرحله دوم با استفاده از مدل رادار پایداری سطح کلی پایداری اجتماعی فرهنگی گردشگری در روستاهای هدف استان آذربایجان غربی ارزیابی گردید. یافته های تحقیق نشان داد که ابعاد اجتماعی -فرهنگی گردشگری در منطقه مورد مطالعه با امتیاز 596/0 از سطح پایداری متوسط برخوردار است و بیشترین پایداری اجتماعی- فرهنگی با امتیاز 637/0متعلق به روستای سهولان و کمترین امتیاز پایداری با مقدار 540/0مربوط به روستای نصرت آباد بود.
تعیین کننده های قصد رفتاری گندم کاران آبی نسبت به کشت محصولات کم آب دوست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تغییر نوع کشت محصولات آب بر به محصولات با نیاز آبی کم تر، سازکاری موثر در سازگاری با کم آبی و خشکسالی، بدون رهاکردن فعالیت های کشاورزی و تداوم آن به شمار می آید. اجرای سازکار تغییر کشت، علاوه بر اجرای اقدامات فنّی، حمایتی و قانونی، مستلزم کاربست اقدامات روان شناختی از طریق مطالعه رفتارها و قصد رفتاری کشاورزان در زمینه تغییر نوع کشت است. این پژوهش قصد دارد تا با استفاده از تئوری توسعه یافته رفتار برنامه ریزی شده به واکاوی قصد رفتاری کشاورزان گندم کار آبی نسبت به کشت محصولات کم آب دوست بپردازد. روش پژوهش: جامعه آماری 711 نفر از کشاورزان گندم کار آبی در شهرستان کوهدشت در استان لرستان بود. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 250 نفر تعیین و نمونه ها، با ترکیبی از دو روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب و در دسترس، انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت گردآوری شدند. روایی پرسشنامه به روش اعتبار محتوایی و پس از اعمال نظر اساتید دانشگاه و کارشناسان بخش امور آب جهاد کشاورزی اصلاح و تأیید شد. پایایی از طریق محاسبه آلفای کرونباخ برای تمامی سازه های مختلف پرسشنامه (0/78 تا 0/93) مورد تأیید قرار گرفت. داده ها با استفاده از دو نرم افزار SPSS22 و SmartPLS4 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که تمامی فرضیه های تحقیق، بجز دو فرضیه تأثیر هنجارهای توصیفی و درک از خطر بر قصد رفتاری، تأیید شدند. براساس نتایج، متغیرهای تئوری توسعه یافته رفتار برنامه ریزی شده قادرند که 44/8 درصد از واریانس قصد رفتاری کشاورزان را تبیین کنند. نتیجه گیری: ایجاد مزارع نمایشی محصولات کم آب دوست مانند زعفران و گیاهان دارویی متناسب با اقلیم منطقه با استفاده از توان کشاورزان پیشرو، استفاده از پتانسیل رسانه های عمومی، شبکه های اجتماعی و فضای مجازی، حمایت کامل از کشت محصولات آب دوست شامل تأمین نهاده ها، ماشین آلات، آموزش و مشاوره در هر سه مرحله کاشت، داشت و برداشت، تهیه کلیپ های آموزشی و کتابچه های معرفی محصولات کم آب دوست از پیشنهادهای این تحقیق در جهت کشت محصولات کم آب دوست توسط کشاورزان است.
بررسی و ارزیابی روش های دورسنجی و ژئوفیزیکی جهت پتانسیل یابی منابع آهن دار در نیمه شمال شرق ده چاه -فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
121 - 148
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: امروزه استفاده از منابع معدنی زیرزمینی، مانند سنگ آهن، اولویتی مهم در عصر اقتصاد جوامع است و این منابع جزء ضروری ترین و ابتدایی ترین مواد فلزی در جوامع امروزی شمرده می شوند. ازاین رو اکتشاف سنگ آهن در مناطق مهم که پتانسیل های منابع فلزی دارند، در اولویت قرار دارد. تا کنون روش های بسیاری، برای پتانسیل یابی سنگ آهن در زیر سطح زمین، ابداع شده که مهم ترین آنها روش های دورسنجی و ژئوفیزیکی است. در منطقه مورد مطالعه، با توجه به سیستم لیتولوژی و ساختارهای گسلش منطقه، وجود منبع سنگ آهن در زیر سطح زمین تاحدی تأیید می شود ولی برای کاستن هزینه های اکتشافات، قبل از حفاری و صرف هزینه های هنگفت، باید مطالعات دقیق ژئوفیزیکی و زمین شناختی انجام بشود. هدف مطالعاتی، در منطقه مورد مطالعه، ترکیب و تلفیق چند روش دورسنجی و گرانی سنجی زمینی و تطبیق اطلاعات با مغناطیس سنجی و همچنین اعتبار سنجی نتایج آنها با مطالعات زمین شناسی است. مواد و روش ها: این عملیات گرانی سنجی و مغناطیس سنجی از قدیمی ترین روش های ژئوفیزیکی است که برای فعالیت های اکتشافی درزَمینه های گوناگون و به ویژه اکتشاف ذخایر آهن به کار می رود. محدوده مورد مطالعه در شمال شرق استان فارس و نیمه شمالی شهرستان نی ریز واقع شده است. در این پژوهش ابتدا، با استفاده از داده یک برگ از سنجنده، از نوع Level-1A و متعلق به تاریخ 22/09/2007 و به کارگیری روش های دورسنجی، شامل پردازش و تحلیل طیفی ترکیب های رنگی متفاوت و نسبت گیری باندی و تحلیل مؤلفه های اصلی باندها و نقشه برداری زاویه طیفی کانی ها با استفاده از نرم افزار ENVI روی داده های استر (ASTER)، پهنه های دگرسانی و مناطق کانی سازی شده مرتبط با کانی زایی آهن دار در منطقه مشخص شد. در مرحله بعد، داده های ژئوفیزیکی گرانی سنجی زمینی در این منطقه به کار رفت و این داده ها، با استفاده از نرم افزار Oasis Montaj، پردازش و تحلیل شد. درنَهایت، با استفاده هم زمان از هر دو سری داده های اکتشافی مهم، مناطق مهم کانی زایی آهن دار در محدوده مورد مطالعه شناسایی و پی جویی شد. بحث و نتیجه گیری: در این پژوهش، با توجه به نتایج مطالعات سنجش از دور و مطالعات گرانی سنجی زمینی، چهار نوع آنومالی شناسایی و پی جویی شده است که در هر دو روش، نتایج منطبق بر یکدیگر است. درواقع، آنومالی های A، B، C و D در روش سنجش از دور با آنومالی های A’، B’، C’، D’ و E’ در روش گرانی سنجی زمینی هم پوشانی داشته و همچنین تمامی نتایج، با داده های مغناطیس سنجی به منظور اعتبار سنجی، مطابقت داشته است. با توجه به مجاورت توده نفوذی آذرین با سنگ های آهکی، به صورت کلی به نظر می رسد آنومالی های A’، B’ و C’ می تواند ناشی از کانی زایی آهن از نوع اسکارن در این ناحیه باشد. وجود کانی زایی گارنت در این زون احتمال صحت این ادعا را افزایش می دهد. این آنومالی ها در اعماق و زیر واحدهای آهکی واقع شده است. با توجه به نقشه گرانی سنجی، کانی زایی آهن دار در راستای شمال غرب جنوب شرق اتفاق افتاده و آنومالی های A’، B’ و C’ ناشی از دو دایک مجاور هم در منطقه است. آنومالی D’ و E’ در جنوب محدوده و جنوب آنومالی A’ و C’ واقع شده و بر سنگ های شیست سبز و آمفیبولیت ها و گارنت شیست ها منطبق است. مهم ترین آنومالی A’ و C’ است که با توجه به طول و ضخامت توده، وضعیت کانی زایی مناسبی دارد. آنومالی مجاور آن نیز B’ است که احتمالاً با آنومالی های A’ و B’ منشأ یکسانی دارد و به نظر می رسد این کانی زایی در مرز سنگ های آهکی با توده نفوذی رخ داده باشد.
ارزیابی تغییرات شوری خاک در اراضی شهرستان بناب با استفاده از داده های ماهواره ای و زمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
119 - 138
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: پیشگیری از شور شدن خاک و مدیریت آبیاری کشاورزی بستگی زیادی به برآورد دقیق شوری خاک دارد . بنابراین، استفاده از روش های سنتی (تحلیل آزمایشگاهی، بررسی های میدانی) برای پایش آن ناکافی و نامناسب است، زیرا با پویایی تکامل این پدیده هم خوانی ندارد و هزینه های بالایی را نیز به همراه دارد. در ضمن روش های مورد استفاده در ارزیابی تغییرات مکانی، باید قدرت پاسخ گویی به پرسش ها و تحولات جدیدی که در این زمینه رخ می دهد را داشته باشد. به عنوان یک راهکار، تصاویر ماهواره ای می توانند به عنوان ابزاری قدرتمند برای نظارت مستمر استفاده شوند؛ زیرا حساسیت سیگنال های الکترومغناطیسی به پارامترهای خاک در اولین لایه سطحی که مستقیما با محتوای نمک خاک مرتبط است، وجود دارد. در مورد شوری خاک مطالعات بسیاری صورت گرفته، که براساس نمونه های زمینی و تصاویر ماهواره ای مورد استفاده نتایج متفاوتی به دست آمده است، بنابراین به کارگیری داده ها و تکنیک هایی که بتواند ضمن حذف خطاهای تصویر از دقت و صحت کافی برخوردار باشد، مورد توجه نقشه برداران خاک است. با توجه به اهمیت این موضوع، هدف از این پژوهش، ارزیابی و بررسی ارتباط بین داده های زمینی با شاخص های طیفی استخراج شده از تصاویر ماهواره ای لندست در شهرستان بناب است. مواد و روش ها: در این پژوهش، سه نوع داده مورد استفاده قرار گرفت: تصاویر ماهواره ای لندست 7 و 8 با فاصله زمانی 15 ساله، تصویر DEM بعنوان داده کمکی در عملیات طبقه بندی ، هم چنین نمونه های شوری خاک که از 74 نقطه مختلف در فواصل مکانی 500 متری جمع آوری شده اند. این نمونه ها از یک منطقه به مساحت 40 کیلومتر مربع در پاییز 2014 برداشت شده اند. جهت بررسی معناداری نمونه های زمینی با تصاویر ماهواره ای، از 12 شاخص طیفی سنجش از دور، استفاده شده است، پس از پیش پردازش های لازم (اتمسفری، رادیومتری و اعمال فیلتر 3*3)، مقادیر متناظر به مقادیر EC استخراج شدند. تصاویر قبل و بعد از اعمال فیلتر از طریق روش های رگرسیون مورد بررسی قرار گرفتند. در ادامه، از روش رگرسیون گام به گام برای بررسی ارتباط بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته استفاده شد. همه شاخص های طیفی به عنوان متغیرهای مستقل وارد مدل شدند، نتایج نشان داد که از بین این شاخص ها، NDWI و NDSI دارای بیشترین ارتباط معنادار با نمونه های زمینی هستند. برای تهیه نقشه ی تغییرات شوری خاک برای سال های 1999 تا 2014، از نمونه های زمینی و شاخص NDSI استفاده شد. همچنین، با استفاده از داده های DEM، داده های زمینی، و تصویر Landsat 8، نقشه طبقه بندی حداکثر احتمال برای سال 2014 تهیه شد. نتایج و بحث: تحلیل رگرسیون بین نمونه های EC و شاخص های طیفی نشان داد که شاخص های NDVI (0/45)، NDWI (0/37)، SI-T (0/43) و NDSI (0/41)، نسبت به دیگر شاخص ها دارای ارتباط معنادارتری با شوری خاک هستند. استفاده از فیلتر، ضریب تبیین این ارتباطات را بهبود بخشیده است . به علاوه، شاخص های VSSI و BI کمترین ارتباط معنایی را با نمونه های زمینی نشان دادند. نمودار تغییرات شوری خاک نشان می دهد که در منطقه ای با مساحت حدود ۴۰ کیلومتر مربع، بیشترین تغییرات شوری خاک با مقدار ۳۵.۳ کیلومتر مربع مربوط به تغییرات از اراضی شور به فوق العاده شور رخ داده است. نقشه طبقه بندی حداکثر احتمال برای سال ۲۰۱۴ نشان می دهد که با خشک شدن دریاچه ارومیه، روند افزایش شوری در منطقه تشدید شده است. نتیجه گیری : نتایج این پژوهش نشان داد، همه شاخص های استخراج شده دارای ارتباط معنایی با داده های شوری خاک هستند، و از بین شاخص های استخراج شده، شاخص های (NDVI، NDWI، SI-T، NDSI) دارای ارتباط معنایی بیش تری نسبت به شاخص های دیگر بودند. هم چنین نتایج استفاده از فیلتر نشان داد، اعمال فیلتر بر روی شاخص می تواند نتایج پژوهش را بهبود ببخشد. این مطالعه بر استفاده از تصاویر ماهواره ای برای پایش مداوم شوری خاک به دلیل حساسیت و سازگاری آن، بهتر از روش های سنتی تاکید دارد. همبستگی های قابل توجه بین داده های زمینی و شاخص های طیفی مانند NDVI، NDWI، SI-T و NDSI بر اثربخشی آنها در تجزیه و تحلیل دینامیک شوری خاک تأکید می کند. این یافته ها راهنمایی های ارزشمندی را برای تحقیقات آتی فراهم می کنند و بر استفاده از تکنیک های فیلتر برای بهبود دقت در ارزیابی تغییرات مکانی در شوری خاک تاکید می کند. اطلاعات این پژوهش می تواند به عنوان راهنما مفیدی برای انتخاب داده ها و تصاویر ماهواره ای دیگر در مطالعات مشابه مربوط به تغییرات مکانی شوری خاک در نظرگرفته شود.
تحلیلی حقوقی بر اجرای تبصره ۳ ماده ۱۰۱ قانون شهرداری ایران با مطالعه تطبیقی در نظام شهرسازی ترکیه
منبع:
جغرافیا و پژوهش های شهری دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
48 - 59
حوزههای تخصصی:
تبصره ۳ ماده ۱۰۱ قانون شهرداری که در اصلاحیه سال ۱۳۹۰ به تصویب رسید، یکی از مهم ترین سازوکارهای حقوقی در تنظیم روابط میان مالکان اراضی و نهاد مدیریت شهری در فرآیند تفکیک اراضی به شمار می رود. بر اساس این تبصره، شهرداری می تواند در اراضی بیش از ۵۰۰ مترمربع که دارای سند رسمی شش دانگ هستند، به منظور تأمین سرانه های خدماتی و عمومی شهری، تا سقف ۵۰ درصد (%25 + %25) از زمین را به صورت رایگان دریافت کند یا معادل ارزش روز آن را با نظر کارشناس رسمی اخذ نماید. در ظاهر، این حکم تلاشی برای حمایت از منافع عمومی است، اما در عمل چالش های متعددی، به ویژه در تفسیر و اجرای آن از سوی شهرداری ها، مشاهده می شود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل حقوقی اجرای این تبصره و بررسی پیامدهای عملی آن، به ویژه در ارتباط با اراضی زیر ۵۰۰ مترمربع و همچنین رویه شهرداری ها در خصوص تفکیک های غیررسمی، به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است. در این راستا، با بررسی تطبیقی قوانین شهرسازی ترکیه، به ویژه قانون عمران شهری، تلاش شده است تا ابعاد حقوقی، ساختاری و اجرایی اخذ قدرالسهم توسط نهادهای شهری در دو کشور مورد واکاوی قرار گیرد. یافته ها نشان می دهد که در ایران، شهرداری ها با تفسیر موسع از این تبصره، در مواردی خارج از چارچوب قانونی و گاه بدون ایجاد ارزش افزوده واقعی، اقدام به مطالبه سهم از مالکان می کنند؛ در حالی که در نظام حقوقی ترکیه، اخذ سهم تابع ضوابطی روشن، دقیق و نظارت پذیر است و تفکیک های غیرقانونی نه مبنای مطالبه، بلکه موضوع برخورد حقوقی محسوب می شود. در پایان، پیشنهادهایی برای بازنگری در دستورالعمل های اجرایی و شفاف سازی حدود اختیارات شهرداری ارائه شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل حقوقی اجرای این تبصره و بررسی پیامدهای عملی آن، به ویژه در ارتباط با اراضی زیر ۵۰۰ مترمربع، و همچنین رویه شهرداری ها در خصوص تفکیک های غیررسمی، به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است. در این راستا، با بررسی تطبیقی قوانین شهرسازی ترکیه، به ویژه قانون عمران شهری (İmar Kanunu)، تلاش شده تا ابعاد حقوقی، ساختاری و اجرایی اخذ قدرالسهم توسط نهادهای شهری در دو کشور مورد واکاوی قرار گیرد. یافته ها نشان می دهد که در ایران، شهرداری ها با تفسیر موسع از این تبصره، در مواردی خارج از چارچوب قانونی و گاه بدون ایجاد ارزش افزوده واقعی، اقدام به مطالبه سهم از مالکان می نمایند؛ در حالی که در نظام حقوقی ترکیه، اخذ سهم تابع ضوابطی روشن، دقیق و نظارت پذیر است و تفکیک های غیرقانونی نه مبنای مطالبه، بلکه موضوع برخورد حقوقی است. در پایان، پیشنهادهایی برای بازنگری در دستورالعمل های اجرایی و شفاف سازی حدود اختیارات شهرداری ارائه شده است
ارزیابی توان توسعه حمل و نقل محور در بافت فرسوده شهری (مطالعه موردی: محله صفای شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
170 - 197
حوزههای تخصصی:
امروزه در بسیاری از کشورهای درحال توسعه، هم زمان با رشد شتابان مناطق شهری در کنار افزایش جمعیت، مسائل و مشکلات بی شماری به وجود آمده که بعضاً با گذشت زمان، منجر به فرسودگی ساختاری و عملکردی بافت های شهری شده که توسعه پایدار شهری به عنوان راه حلی برای رفع این گونه مشکلات در شهرها مطرح گردیده است. توسعه حمل ونقل محور، به عنوان یکی از رویکردهای توسعه هوشمند شهری با محوریت سیستم های حمل ونقل و مرکزیت عابرین پیاده در ایستگاه ها، می تواند یکی از راهکارهای مناسب در سیستم شهری جهت مقابله با مسائل و مشکلاتی باشد که گریبان گیر اکثر مناطق فرسوده شهرهای بزرگ از جمله تهران، شده اند. در این پژوهش محله صفا به عنوان یکی از محله های کلان شهر تهران که جزئی از بافت های فرسوده این شهر نیز قلمداد می شود، به علت قرار گرفتن در نزدیکی ایستگاه های حمل ونقل عمومی، به منظور بررسی کاستی ها و توان های موجود در آن برای توسعه شهری با محوریت حمل ونقل عمومی به منظور دستیابی به رویکردی مطلوب جهت ساماندهی بافت موردتوجه قرار گرفت. در پژوهش حاضر، با هدفی کاربردی و ماهیتی توصیفی _ تحلیلی، از طریق بررسی های میدانی و یافته های کمی به دست آمده از بلوک های آماری سال 1395 آمار ایران، به تحلیل یافته ها توسط نرم افزار GIS و مدل های تحلیل آمار فضایی پرداخته شد. نتایج نشان می دهد که این محدوده از پتانسیل های خوبی جهت اجرای طرح برخوردار بوده و در این میان ایستگاه 17 شهریور با توجه به شاخص های پنج گانه موردبررسی، بیشترین انطباق را با این رویکرد دارد.
نظرسنجی از جامعه معلولین در مناسب سازی فضای ورودی ادارات (مطالعه موردی: شهر رود زرد ماشین)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
اندیشه های نو در علوم جغرافیایی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹
81 - 100
حوزههای تخصصی:
معلولان مانند سایر افراد حق دارند که به راحتی در فضاهای شهری به ویژه ادارات، بیمارستان هاو پیاده رو ها تردد کنند و در این رابطه با مشکل و مانعی مواجه نباشند. رعایت نکردن قوانین مناسب سازی و رفع موانع معماری در سطح شهر مشکلات عدیده ای برای افراد معلول، جانباز، افراد کم توان، سالمندان و...ایجادکرده است. این پژوهش با هدف سنجش نظر معلولین از مناسب سازی فضای ورودی ادارات در شهر رود زرد ماشین انجام شد. روش تحقیق بنا به ماهیت موضوع و اهدافی که برای آن پیش بینی شده، از نوع توصیفی تحلیلی و در زمره تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری معلولین و جانبازان شهر رودزرد ماشین به تعداد 100 نفر بصورت تصادفی انتخاب شده است. به منظور تحلیل داده ها، از روش های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده است. عملیات استنباطی با استفاده از نرم افزارهای Excel و SPSS انجام گرفته است که برای تحلیل آنها از آزمون T و تحلیل فازی تاپسیس استفاده شده است.یافته های پژوهش نشان می دهد براساس نتایج آزمون T میانگین کلی بدست آمده(70/4) که بزرگتراز میانگین (3)است. همچنین براساس تحلیل فازی تاپسیس شاخص ایجاد سطوح شیبدار(رمپ)در ورودی های مراکز عمومی با وزن نسبی(756/0)،شاخص همسطح بودن ورودی ساختمان با پیاده رو با وزن نسبی(747/0) و شاخص استفاده ازکفپوش غیرلغزنده در کف سرویس های بهداشتی با وزن(635/0) در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند.
واکاوی نقش فضای سایبر در جغرافیای فرهنگی زندگی روزمره زنان نسل وای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی حضور زنان در حوزه عمومی سایبر و ارزیابی تاثیرات آن از جمله مسائل مهمی است که نیاز است به طور دقیق مورد واشکافی قرار بگیرد. در این تحقیق با استفاده از روش گرنددتئوری، به اکتشاف در حوزه عمومی و زندگی روزمره زنان پرداخته شده است. بررسی فضای سایبر ، نحوه تعامل در آن و زیست روزمره زنان گروه وای هدف اصلی این مقاله بوده است.. جامعه آماری کاربران زن گروه وای بوده اند که روزانه بیش از سه ساعت از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند. نمونه گیری بر اساس دو معیار اشباع اطلاعات و اشباع نظری انجام شده است و فرآیند مصاحبه های باز، بر این اساس پی ریزی شده است. بر اساس یافته های تحقیق، فضای سایبر نه تنها، زمینه را برای تغییر سبک زندگی زنان نسل وای فراهم آورده است بلکه علت این تغییر نیز بوده است. بنابر این، می توان فضای مجازی را همزمان زمینه و علت تغییرات زیستی زنان دانست. دومین محور شرایط زمینه ای بوده که برای این امر، مقولات مرتبط با حضور دائمی زنان در فضای مجازی مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج نشان داده است که آنلاین بودن شهروندان بستری برای فعالیت های روزانه ی دیگر می باشد که دو مفهوم استفاده و تعامل در فضای مجازی را با یکدیگر پیوند می زند. علاوه بر این، در این تحقیق، به شرایط مداخله گر یا همان فیلترینگ و کاهش سرعت اینترنت نیز به عنوان یکی از مسائل پرداخته شده و نتایج حاصل از آن در زیست این زنان تحلیل شده است.
بررسی و تحلیل ارتباط میان متن و تصویر در کتاب های درسی جغرافیای دوره دوم متوسطه
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
246 - 268
حوزههای تخصصی:
متن و تصویر در عین آنکه بصورت منفک رساننده معنا هستند، ترکیب آن ها نیز در متون معاصر معنا را به شکل های جدیدی ایجاد و منتقل می نماید که می توان آن را یک فرا زبان نامید. یکی از مهمترین رسانه های آموزشی کتاب های درسی است و از آنجا که درس جغرفیا همواره به عنوان یکی از دروس مهم آموزشی در نظام های تعلیم و تربیت بسیاری از کشورهای جهان قلمداد شده است، آموزش صحیح آن اهمیت ویژه ای دارد. با توجه به اهمیت این موضوع، این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤالات برآمده است که در کتاب های جغرافیای دوره دوم متوسطه نظری، روش های ارتباط متن و تصویر برای انتقال معنا کدامند و تا چه اندازه تصاویر کتاب های جغرافیای دوره دوم متوسطه نظری به بیان فرانقش اندیشگانی موجود در متن می پردازند؟ این پژوهش به رویکرد توصیفی- تحلیلی بر اساس زبان شناسی نقش گرای نظام مند و با استفاده از چهارچوب تحلیلی آنزورث (2006الف)و به کارگیری روش نمونه گیری تصادفی ساده، تصاویر موجود در کتاب های جغرافیای دوره دوم متوسطه نظری چاپ شده در سال تحصیلی 1398-1399 را مورد تحلیل قرار داد. نتایج نشان داد که متن و تصویر به شکل های مختلفی که در چهارچوب آنزورث بیان شده است با یکدیگر تعامل می کنند. همچنین، روشن شد که تصاویر کتاب های جغرافیای دوره دوم متوسطه نظری تا حدود 95 درصد بیانگر فرانقش اندیشگانی موجود در متن هستند. دیگر نتایج نشان داد که چهارچوب آنزورث به ویژه در شاخه های «مکمل سازی» و «علّی» کامل نیست و شایسته است که در دسته بندی زیرشاخه های آن ها تجدید نظر صورت گیرد. در نهایت، پیشنهاد گردید که برای تدوین کتب آموزشی جغرافیا، از چهارچوب آنزورث استفاده شود.
شناسایی و اولویت بندی مخاطرات محیطی در سواحل جنوب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
110 - 129
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: امروزه مناطق ساحلی در سراسر جهان تحت تأثیر فشارهای اقتصادی محلی، محرک های بیوفیزیکی و سیستم های اجتماعی- اکولوژیک با مخاطرات فراوانی مواجه شده اند که منجر به تهدید و نابودی این اکوسیستم های طبیعی شده است. با توجه به این که سواحل همواره در معرض پیامدهای ناشی از وقوع مخاطرات محیطی و فعالیت های مختلف انسانی هستند، شناسایی و ارزیابی این مخاطرات از اهمیت بالایی برخوردار است. براین اساس، انجام ارزیابی آسیب پذیری از طریق شناسایی فشارها و تهدیدات وارده به این اکوسیستم های طبیعی، از مهم ترین ابزارهای موجود برای انجام تصمیم گیری و ارائه راه کارهای مدیریتی مؤثر برای کاهش آثار نامطلوب و نیز دستیابی به هدف حفاظت از مناطق ساحلی محسوب می شود. در این راستا، نواحی ساحلی ایران یکی از مهم ترین ذخایر زیستی و منابع تأمین کننده خدمات اکوسیستمی می باشند که لزوم شناسایی مخاطرات محیطی و حفظ و بهره برداری بهینه از این منابع امری ضروری است. روش ها: پژوهش حاضر با تمرکز بر شرایط محیط زیستی نواحی ساحلی و کلیه عوامل تنش زا و مخاطرات محیطی که باعث بر هم زدن تعادل اکولوژیک و به خطر افتادن موجودیت و بقای این نواحی می شوند، مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش شامل سه مرحله می باشد که در مرحله اول به تشریح، تجزیه وتحلیل سیستمی و شناخت مخاطرات محیطی منطقه بر اساس روش DPSIR پرداخته شد. در مرحله دوم پژوهش به امتیازدهی مخاطرات محیطی شناخته شده در پنج طبقه خیلی زیاد، زیاد، متوسط، کم و خیلی کم (در دامنه عددی 1، 3، 5، 7 و 9) اقدام گردید و در مرحله سوم مخاطرات به روش TOPSIS مورد رتبه بندی و اولویت بندی قرار گرفت. در نهایت، به منظور پاسخ به تهدیدات محیطی شناسایی شده، به ارائه اقدامات کنترلی در راستای کاهش فشارها و عوامل تهدیدکننده در این مناطق پرداخته شد. یافته ها: همان طور که نتایج نشان داد، 60 عامل در وقوع مخاطرات محیطی در نواحی ساحلی جنوب ایران نقش دارند که 50 عامل دارای منشأ انسانی و 10 عامل از منشأ محیطی برخوردارند. نتایج حاکی از آن است که بیشترین وقوع مخاطرات محیطی در سواحل با منشأ عوامل انسانی است. مطابق نتایج وزن دهی و اولویت بندی مخاطرات محیطی در منطقه، در بین معیارها بیش ترین وزن مربوط به خشکسالی اقلیمی و هیدرولوژیک (تنش آبی) (0187/0) و کم ترین وزن به تغییر در مسیر دلتاها و رودخانه ها (065/0) اختصاص یافته است. همچنین عمده ترین مخاطرات محیطی با بیشترین رتبه به ترتیب شامل «خشکسالی اقلیمی و هیدرولوژیک (تنش آبی)» ، «اثرات ناشی از توسعه فعالیت های انسانی در مجاورت مناطق ساحلی»، «آلودگی های ناشی از پساب آب شیرین کن ها»، «آلودگی های ناشی از کارگاه های لنج سازی و صنعتی در مجاور ساحل»، «گردشگری خارج از ظرفیت»، «صید غیرمجاز (ترال) » و «تغییر در رژیم بارش ها» می باشد. نتیجه گیری: مطابق نتایج به دست آمده از این مطالعه، توسعه ی فعالیت های انسانی و تداوم در شدت وقوع مخاطرات محیطی می تواند سبب افزایش آسیب پذیری و پیامدهای جبران ناپذیری در مناطق ساحلی جنوب کشور شود. براین اساس، کنترل این مخاطرات مستلزم برنامه ریزی راهبردی و راهکارهای مدیریتی در این مناطق است. نتایج این پژوهش می تواند با ارائه ی گستره ای از مخاطرات محیطی و درجه ی مخاطره پذیر بودن سواحل کشور، به تصمیم گیران و برنامه ریزان در تدوین برنامه ای مدیریتی و نیز اتخاذ اقداماتی راهبردی در این مناطق کمک کند.
ارزیابی تأثیر منابع آب بر پایداری مناطق روستایی، مورد: شهرستان حاجی آباد (استان هرمزگان)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
546 - 569
حوزههای تخصصی:
امنیت اجتماعی در جوامع روستایی به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار مطرح است. با این حال، افزایش جرایم در برخی سکونتگاه های روستایی ضرورت اتخاذ رویکردهای نوین در پیشگیری از جرم را دوچندان کرده است. مشارکت جامعه محور یکی از مؤثرترین راهکارها برای کنترل و کاهش جرم محسوب می شود. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین مشارکت اجتماعی و کاهش جرایم در نواحی روستایی شهرستان ارسنجان است. این پژوهش از نظر روش، کمی و مبتنی بر پیمایش میدانی است. جامعه آماری شامل خانوارهای روستایی شهرستان ارسنجان بوده و بر اساس فرمول کوکران، 253 خانوار به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه گردآوری و از طریق آزمون همبستگی پیرسون تحلیل شدند. متغیرهای اصلی پژوهش شامل الگوهای ذهنی جرم، تغییرات زمانی جرم و تغییرات در انواع جرم در ارتباط با میزان مشارکت اجتماعی بودند. نتایج نشان دادند که مشارکت اجتماعی تأثیر معناداری بر پیشگیری و کنترل جرم دارد. به ویژه، باور و اعتقاد مشارکتی بیشترین همبستگی را با تغییر الگوهای ذهنی جرم نشان داد. همچنین، افزایش همکاری با نهادهای انتظامی منجر به بهبود درک تغییرات زمانی جرم و کنترل انواع مختلف جرم شده است. این پژوهش بر اهمیت تقویت سیاست های پیشگیرانه مبتنی بر همکاری بین مردم و نهادهای انتظامی، ارتقای آگاهی عمومی و اعتمادسازی تأکید دارد. توسعه برنامه های آموزشی و توانمندسازی جوامع محلی می تواند نقش مؤثری در کاهش جرایم و افزایش امنیت اجتماعی در نواحی روستایی داشته باشد. پیشنهاد می شود که سیاست گذاران بر راهکارهای تقویت تعاملات اجتماعی و حمایت از ساختارهای مشارکتی در حوزه امنیت روستایی تمرکز کنند.
واکاوی ویژگی های کالبدی مؤثر بر سلامت روانی ساکنین در مسکن قشر کم درآمد مطالعه موردی شهرک اندیشه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقشار کم درآمد جامعه به طورمعمول در زمینه برخورداری از امکانات مطلوب مسکونی مورد غفلت قرارگرفته اند. این در حالی است که تأثیر عوامل محیطی نظیر مسکن، ازجمله مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر سلامت روانی ساکنان می باشد. هدف از پژوهش حاضر، دستیابی به مؤلفه های ارتقای سلامت روانی در مسکن قشر کم درآمد می باشد. حال این پرسش مطرح می گردد که نقش مسکن در سلامت ساکنان چیست و چگونه می توان از این رویکرد در مطالعه مسکن قشر کم درآمد استفاده نمود. برای پاسخگویی به این پرسش در پژوهش ترکیبی حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی است، به منظور گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای–اسنادی و همچنین روش میدانی به صورت پرسش نامه و انجام مصاحبه از ساکنان شهرک اندیشه شهر تبریز از طریق روش پس کاوی بر اساس مدل استخراجی در محدوده هدف مطالعه استفاده شده است. بدین ترتیب که نخست ابعاد، مؤلفه و سنجه های کالبدی مسکن در کنار ابعاد سلامت روانی استخراج شده، سپس در محدوده موردمطالعه، مورد آزمون قرارگرفته شده است تا نهایتاً پیشنهاد اصلی ارائه گردد. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که ارتقا سلامت روانی ساکنین در مسکن قشر کم درآمد منوط به مجموع ابعاد کالبدی، محیطی، اقتصادی، اجتماعی، عملکردی و ساختاری می باشد. این ابعاد به عنوان عوامل کلیدی، دارای نقش اساسی در برنامه ریزی و طراحی مسکن قشر کم درآمد ایفا می کنند، لذا از طریق دخالت دادن ابعاد استخراجی در برنامه ریزی ها و طراحی مسکن قشر کم درآمد، شاهد روندی مثبت و مؤثر در سلامت روانی ساکنین بخصوص در مسکن اقشار آسیب پذیر خواهیم بود.
تحلیلی بر آسیب های اثرگذار بر ناکارآمدی بافت تاریخی میدان مسجد بناب با رویکرد بازآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : بافت تاریخی میدان مسجد بناب در معرض تهدیدات و آسیب های مختلفی قرار دارد. این آسیب ها، نه تنها زیبایی بصری و ارزش تاریخی این بافت را تهدید می کنند بلکه هویت فرهنگی شهر بناب را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. داده و روش : روش پژوهش بر مبنای ماهیت و گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی و از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی است. به منظور غربال سازی متغیرهای شناسایی شده، تکنیک دلفی فازی مورد استفاده قرار گرفته و با نظرسنجی خبرگان، دسته بندی 23 زیرعامل کلیدی در بین 6 عامل اصلی، تأیید شده است. سپس با استفاده از روش DANP که ترکیبی از روش «دیمتل» و «ای اِن پی» فازی است مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر 30 نفر از خبرگان شهری، کارشناسان شهرداری، بهسازی و نوسازی و اساتید آشنا به این موضوع از طریق پرسش نامه گردآوری شده است. یافته ها : نشان دهنده آن است که بیشترین وزن را بعد زیست محیطی با امتیاز (186925/0) دارد و بعد از آن بعد کالبدی با امتیاز (179506/0)، ارتباطی (دسترسی) با امتیاز (171332/0)، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با امتیاز (17017/0)، منظر شهری (بصری) با امتیاز (161357/0) و مدیریتی با امتیاز (126786/0)، رتبه های دوم تا ششم را به خود اختصاص داده است. نتیجه گیری : نشان دهنده اهمیت و اولویت آسیب های شناسایی شده جهت بازآفرینی بافت و کاهش ناکارآمدی آن است که در این رابطه، مسؤلان شهری باید با توجه به این اولویت بندی، اقدام نمایند.
تبیین مفهومی و فرایند مدل سازی اجرایی شهر بی مانع (نمونه موردی خمین)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
135 - 154
حوزههای تخصصی:
بخشی از جمعیت جهان از نوعی معلولیت رنج می برند و تقریبا همه ی افراد، در یک دوره از زندگی خود ممکن است درجاتی از معلولیت جسمی و حرکتی را به دلیل آسیب های موقت استخوانی و ... تجربه کنند. برهمین اساس محیط های شهری باید به نیاز شهروندان به حضور و بهره مندی از زندگی شهری در دوره های معلولیت پاسخگو باشند. موضوعی که هرچند ضرورت آن بدیهی به نظر میرسد ولی به صورت اجرایی راهکارهای انجام آن در حوزه شهرسازی نیازمند تدقیق است. بدین منظور هدف از انجام این پژوهش مدل سازی اجرایی شهر بی مانع بود که با به کارگیری مانیتورینگ و مدلینگ فضای شهری بدون مانع به انجام رسیده است در این پژوهش عملیاتی ، براساس متون تخصصی، اسناد قانونی داخلی و بین المللی شاخص های دسترس پذیری محیط استخراج شده اند و سپس با برداشت میدانی، خصوصیات کالبدی نقاط واقع در فضاهای عمومی شهر خمین برداشت و با ایجاد بانک داده های مکانی با کمک نرم افزارهای Office Excel ، AutoCAD2018 و ArcMap10.5 و نهایتا تحلیل وضعیت موانع و تبیین ساختار اصلی شهر صورت پذیرفته است و در نتیجه گیری پایانی روند راهبردی تشریح سیاست گذاری مکانی برای ایجاد شهر بدون مانع در شهر خمین تشریح شده است.
ارزیابی چالش های سرمایه گذاری در مناطق روستایی با تأکید بر گردشگری: مطالعه روستاهای هدف گردشگری در بخش الموت شهرستان قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
207 - 230
حوزههای تخصصی:
تأمین سرمایه و سرمایه گذاری در فعالیت های اقتصادی به ویژه گردشگری یکی از مهمترین چالش های توسعه پایدار مناطق روستایی در کشورهای در حال توسعه است. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی چالش های سرمایه گذاری در گردشگری در مناطق روستایی انجام شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی– تحلیلی مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق مشاهده مستقیم و تکمیل پرسشنامه است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه روستاهای هدف گردشگری بخش الموت (شهرستان قزوین) است که روش تمام شماری استفاده شده است. در سطح خانوار با توجه به داده های سرشماری نفوس و مسکن (1395)، از بین تعداد 918 خانوار ساکن، تعداد 271 مورد با بهره گیری از فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب و پرسشنامه بر اساس محلات روستا با همکاری دهیاری به صورت تصادفی ساده توزیع شده است. برای تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای و تحلیل عاملی استفاده شده است. نتایج نشان داد که از بین چالش های سرمایه گذاری در گردشگری در مناطق روستایی در چهار بعد چالش های سیاسی- نهادی، اقتصادی، اجتماعی و زیرساختی، به ترتیب چالش های اقتصادی (4.72) و اجتماعی (4.67) بیشترین اهمیت را داشته اند. همچنین، نتایج تحلیل عاملی نشان داد که نتیجه حاصل از تقلیل 55 متغیر، معرف 9 عامل بوده که 68.3 درصد از واریانس را تبیین می کند. به طوری که، عامل "ضعف سیاسی و ناتوانی مسئولین محلی" با (17.2) درصد و "ضعف اطلاع رسانی و خدمات زیرساختی" با (12.15) درصد از واریانس به عنوان مهمترین عوامل تأثیرگذار در پایین بودن میزان سرمایه گذاری در گردشگری منطقه روستایی بخش الموت بوده است.
راهبردهای سازگاری فعال در کشاورزی برای مقابله با تغییرات محیطی (مطالعه موردی: شهرستان نجف آباد)
حوزههای تخصصی:
بخش کشاورزی نقش کلیدی در اقتصاد و امنیت غذایی بیشتر کشور های جهان دارد و تولید محصولات کشاورزی همچنان منبع اصلی درآمد و معیشت اکثر جوامع روستایی جهان است. کشاورزی ذاتاً به شرایط محیطی حساس است و یکی از آسیب پذیرترین بخش ها در برابر خطرات و تاثیرات تغییرات محیطی است. انتظار می رود تغییرات محیطی طی سال های آینده روی عملکرد کشاورزی تأثیر بگذارد. هدف این تحقیق ارائه راهبرد های سازگاری محلی در کشاورزی برای مقابله با تغییرات محیطی است. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی است و از اصول روش تئوری بنیادی به عنوان راهنمای جمع آوری و تحلیل داده ها و ارائه مدل استفاده شده است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختار یافته استفاده شده است. این پژوهش، 17 مصاحبه، با کشاورزان صورت گرفت. نمونه گیری در انتخاب کارشناسان و متخصصان هدفمند و ساکنین محلی بصورت تصادفی تا مرحله اشباع نظری انجام شد. در این مطالعه «تغییرات محیطی» به عنوان مقوله مرکزی استخراج شد. نتایج نشان می دهد که هر چند اغلب کشاورزان درک درستی از تغییر محیط نداشته و تغییرات ب ه وجود آمده را معادل خشکسالی می دانستند، اما در سال های اخیر میزان درک کشاورزان منطقه م ورد مطالع ه از تغییرات محیطی تا حدودی بهبود یافته و سطح تحصیلات و برخورداری از خدمات ترویجی و تنوع منابع اط لاع رس انی در دس ترس کشاورزان، در ارتقاء درک کشاورزان از تغییر محیط، تاثیرگذار بوده است. همچنین نتایج بررسی (مصاحبه با کشاورزان) حاکی ازآن بود که بهبود سطح آگاهی ها نسبت به تغییر محیط، می تواند مهارت های کش اورزان را در س ازگاری ب ا تغیی ر محیط تقوی ت نمای د. در نهایت گزینه های تغییر فعالیت و مهاجرت، تنوع درآمدی خارج از مزرعه، مکانیزه کردن کشاورزی و توسعه شیوه های نوین آبیاری، تغییر نوع کشت و تغییر نوع بذر و واریته محصول به عنوان مهمترین راهبرد های سازگاری در شهرستان نجف آباد برای مقابله با تغییرات محیطی در بخش کشاورزی مطرح شد.
تحلیل فضایی- زمانی پویایی بستر و تغییرات نیم رخ طولی هلیل رود با استفاده سنجش از دور و برهم کنش عوامل طبیعی و بشرساخت (1984-2020 م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دینامیک و تغییرات بستر رودخانه و مشخصات هندسی آن تابع عوامل طبیعی و انسانی به شکل محلی است و نه تنها از منطقه ای به منطقه دیگر، که در بخش های گوناگون یک رودخانه نیز تفاوت های چشمگیری دارد. به ویژه در چند دهه گذشته فعالیت ها و عملکردهای انسانی اثر چشمگیری بر ویژگی های هندسی بستر رودخانه بر جای گذاشته است؛ ازاین رو، این مطالعه تغییرات نیم رخ طولی و مورفولوژی رودخانه هلیل رود طی دوره زمانی 35 ساله (1984 تا 2020 م) و تأثیر عوامل گوناگون بر آن را با استفاده از تحلیل داده ها و تصاویر ماهواره لندست (5، 7 و 8) ارزیابی و تغییرات نیم رخ طولی آن را در GIS محاسبه کرده است. به دلیل طویل بودن و عبور از واحدهای ژئومورفولوژیکی گوناگون، رودخانه به 8 پاره تقسیم شده است. تحلیل داده ها از افزایش طول رودخانه در پاره های هشت گانه حکایت دارد. به طور خاص برخی پاره ها با افزایش طول بین 2 تا 4 کیلومتر روبرو شده اند؛ درحالی که برخی پاره ها (به ویژه در بخش های میانی) به دلیل تعادل دینامیکی و تأثیرات زمین ساختی تغییرات کمتری در نیم رخ طولی خود داشته اند. مقاومت سنگ های آذرین در پاره های بالادست سبب پایداری نسبی و رسوبات آبرفتی در پاره های پایین دست سبب دینامیک بالای رودخانه و تغییرات گسترده در الگوی پیچان رودها شده است. فعالیت های زمین ساختی اغلب در بخش های میانی با ایجاد گسل ها و بالاآمدگی های زمین شناختی، انحرافات قابل توجهی در مسیر رودخانه ایجاد کرده است. فعالیت های انسانی همچون ساخت سد، تغییرات چشمگیر در دبی آب و رسوب گذاری در پایین دست سد (پاره های ۵ و ۶) به افزایش طول رودخانه و پیچان رودهای آن و همچنین تغییر الگوی جریان منجر شده و تغییر کاربری اراضی به شکل تخریب پوشش گیاهی و گسترش کشاورزی در پاره های پایانی باعث افزایش فرسایش و تغییرات مورفولوژیکی شده است. ازنظر الگوی زمانی نیز بستر رودخانه در بیشتر پاره های هشت گانه طی سال های 1996 تا 2008 تغییرات نسبتاً کمی داشته است؛ اما پس از آن با تشدید فعالیت های انسانی همچون ساخت سد این تغییرات افزایش یافته است.
عوامل مؤثر بر تمایل دانش آموختگان کشاورزی به خوداشتغالی در تشکل های تعاونی(مورد مطالعه: لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
139 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین عوامل مؤثر بر تمایل به خوداشتغالی دانش آموختگان عضو سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان بود. برای رسیدن به این هدف از روش پیمایش استفاده گردید، جامعه آماری مورد نظر، اعضای فعال سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان بود (500 =N). بر اساس جدول کرجسی و مورگان، جامعه آماری220 نفر برآورد گردید. ابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه ای محقق ساخت بود که داده ها از طریق پرسشنامه آنلاین گرد آوری شدند. همچنین روایی آن بر اساس نظرات پیشنهادی اعضای هیئت علمی تأیید و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد که حاکی از پایایی قابل قبول ابزار پژوهش بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS 26 و AMOS 24 صورت پذیرفت. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری تئوری شغلی شناختی اجتماعی نشان داد، متغیرهای خودکارآمدی، انتظارات نتیجه و علائق بر متغیر تمایل به خوداشتغالی اثرگذار می باشند. در مجموع این متغیرها، 59 درصد از تغییرپذیری متغیر تمایل به راه اندازی تعاونی های خوداشتغالی را تبیین کردند. با توجه به نتایج این پژوهش می توان بیان نمود که تدوین برنامه های آموزشی، برگزاری دوره های خوداشتغالی و معرفی افراد الگو و موفق در زمینه خوداشتغالی به دانش آموختگان کشاورزی می تواند منجر به افزایش سطح آگاهی، دانش و مهارت آن ها گردد. همچنین منجر به ایجاد اعتماد بنفس در آن ها برای راه اندازی تعاونی های خوداشتغالی می شود و آن ها را برای راه اندازی این تعاونی ها توانمند می کند.