فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
170 - 197
حوزههای تخصصی:
امروزه در بسیاری از کشورهای درحال توسعه، هم زمان با رشد شتابان مناطق شهری در کنار افزایش جمعیت، مسائل و مشکلات بی شماری به وجود آمده که بعضاً با گذشت زمان، منجر به فرسودگی ساختاری و عملکردی بافت های شهری شده که توسعه پایدار شهری به عنوان راه حلی برای رفع این گونه مشکلات در شهرها مطرح گردیده است. توسعه حمل ونقل محور، به عنوان یکی از رویکردهای توسعه هوشمند شهری با محوریت سیستم های حمل ونقل و مرکزیت عابرین پیاده در ایستگاه ها، می تواند یکی از راهکارهای مناسب در سیستم شهری جهت مقابله با مسائل و مشکلاتی باشد که گریبان گیر اکثر مناطق فرسوده شهرهای بزرگ از جمله تهران، شده اند. در این پژوهش محله صفا به عنوان یکی از محله های کلان شهر تهران که جزئی از بافت های فرسوده این شهر نیز قلمداد می شود، به علت قرار گرفتن در نزدیکی ایستگاه های حمل ونقل عمومی، به منظور بررسی کاستی ها و توان های موجود در آن برای توسعه شهری با محوریت حمل ونقل عمومی به منظور دستیابی به رویکردی مطلوب جهت ساماندهی بافت موردتوجه قرار گرفت. در پژوهش حاضر، با هدفی کاربردی و ماهیتی توصیفی _ تحلیلی، از طریق بررسی های میدانی و یافته های کمی به دست آمده از بلوک های آماری سال 1395 آمار ایران، به تحلیل یافته ها توسط نرم افزار GIS و مدل های تحلیل آمار فضایی پرداخته شد. نتایج نشان می دهد که این محدوده از پتانسیل های خوبی جهت اجرای طرح برخوردار بوده و در این میان ایستگاه 17 شهریور با توجه به شاخص های پنج گانه موردبررسی، بیشترین انطباق را با این رویکرد دارد.
بررسی میزان بازدهی استارت آپ های هوشمندسازی شهری به منظور دستیابی به پایداری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستیابی به شاخص های شهر هوشمند یکی از مهم ترین مسائلی است که امروزه در جهت رسیدن به پایداری شهری مطرح می شود. یکی از راه هایی که می تواند سهولت دستیابی به شاخص های شهر هوشمند را به وجود آورد، این است که به علت ناشناخته بودن این حوزه می توان از استارت آپ ها کمک گرفت. استارت آپ ها کسب وکارهای نوپایی هستند که در جهت حل یک مشکل یا ابداع یک نوآوری به وجود می آیند. گرچه بسیاری از استارت آپ ها در شروع کار با شکست مواجه می شوند اما به علت ماهیت ابداعی بودن و داشتن فکر جدید می توانند در رسیدن به شاخص های شهر هوشمند و در نتیجه دستیابی به پایداری شهری راهگشا باشند. بدین ترتیب این تحقیق به دنبال آن است که به بررسی میزان بازدهی استارت آپ های هوشمندسازی شهری در ایران جهت دستیابی به پایداری شهری بپردازد و با ارائه پیشنهادات مشکلات موجود در این زمینه را کاهش دهد. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و روش آن توصیفی - تحلیلی می باشد. نمونه موردی جهت تحصیل پرسش نامه به روش گلوله برفی انتخاب شده و نمونه هایی از استارت آپ های موفق در حوزه های هوشمندسازی شهری در ایران جهت بررسی میزان بازدهی معرفی می شوند. به منظور بررسی میزان بازدهی ابتدا با استفاده از روش سنتزپژوهی شاخص های موردمطالعه در شش حوزه شهر هوشمند (جابه جایی، حکمرانی، محیط زیست، مردم، زندگی و اقتصاد) شناسایی شده و با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی ارتباط شاخص ها با حوزه های شش گانه مشخص می شود و سپس با استفاده از آزمون T تک نمونه ای میزان بازدهی استارت آپ ها در رسیدن به پایداری بررسی می شود.نتایج آزمون تی بیانگر آن است که استارت آپ های حوزه های جابجایی، حکمرانی و زندگی هوشمند در ایران در شرایط پایداری قرار دارند و به بازدهی مناسبی رسیده اند اما در حوزه های محیط زیست، مردم و اقتصاد هوشمند هنوز فاصله زیادی تا رسیدن به پایداری وجود دارد.
تحلیل عوامل موثر بر آینده تاب آوری بوم شناسانه سکونت گاههای روستایی؛ مطالعه موردی: دهستان استرآباد جنوبی شهرستان گرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
161 - 175
حوزههای تخصصی:
تاب آوری سکونتگاههای روستایی به عنوان یک مؤلفه حیاتی ظاهر می شود، که نشان دهنده توانایی سیستم برای حفظ ثبات ساختاری و عملکردی در میان اختلالات خارجی یا تغییرات است. تقویت سکونتگاه های روستایی و بالا بردن سطح تاب آوری آنها به عنوان یک وظیفه حیاتی برای احیای سکونتگاههای روستایی است. با این حال سکونتگاههای روستایی در ایران با چالش های مختلفی از قبیل تخریب محیط زیست، کمبود خدمات عمومی، بیکاری، فقر و ... درگیر هستند که این موارد از موانع جدی دستیابی سکونتگاههای روستایی برای توسعه پایدار روستایی است. این پژوهش باهدف تحلیل عوامل موثر بر تاب آوری بوم شناسانه سکونت گاههای روستایی تدوین شد. پژوهش حاضر ازنظر نوع تحقیق کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی- تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی(پرسشنامه)؛ تجزیه وتحلیل اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی(میانگین و توزیع فراوانی) و آماری استنباطی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در محیط نرم افزارهای spss و pls صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر خانوارهای استرآباد جنوبی شهرستان گرگان است. تعداد نمونه لازم جهت تکمیل پرسشنامه با استفاده از فرمول کوکران 341 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شد. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که عوامل الگوها و عملکردهای بوم شناسانه با ضریب مسیر 299/0، الگوها و عملکردهای اقتصادی اجتماعی با ضریب مسیر 377/0، ساختار طبیعی با ضریب مسیر 268/0 و دانش و آگاهی ساکنان روستا با ضریب مسیر 238/0 بر تاب آوری بوم شناسانه سکونتگاههای روستایی تاثیر مثبت و معناداری دارد. از بین عوامل شناسایی شده عامل الگوهای اجتماعی و اقتصادی دارای بیشترین ضریب تاثیر بود و عامل دانش و آگاهی دارای کمترین میزان ضریب تاثیر بود.
بررسی اثرات دستیابی به امکانات و خدمات شهری بر حس تعلق مکانی در سکونتگاه های روستایی پیراشهری اهواز (مطالعه موردی: روستای ام الطمیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بسیاری از انسان ها به دلیل عدم وابستگی به مکان زندگی شان، دائم در حال جابجایی و تغییر مکان از جایی به جای دیگر هستند. یکی از دلایل عمده این امر، عدم احساس تعلق ساکنان نسبت به محیط اطراف خود می باشد. ایجاد حس تعلق به مکان باعث می شود که شخص به مرورزمان ارتباط نزدیکی با محل زندگی برقرار کند و درنهایت خود را متعلق به محیط و جزئی از آن بداند. پژوهش حاضر به بررسی اثرات دستیابی به امکانات و خدمات شهری بر حس تعلق مکانی در سکونتگاه های روستایی پیراشهری اهواز (مطالعه موردی: روستای ام الطمیر) پرداخته است. نوع تحقیق کاربردی با ماهیت توصیفی و تحلیلی است، روش جمع آوری داده ها میدانی و کتابخانه ای بوده است روش نمونه گیری به صورت تصادفی و جامعه آماری ما ساکنان روستای موردمطالعه بود که با استفاده از فرمول کوکران 356 نفر حجم نمونه انتخاب شد، روش تجزیه وتحلیلی نیز مبتنی بر روش های کمی تصمیم گیری چندمعیاره با کاربست مدل مارکوس جهت رتبه بندی خدمات و امکانات شهری با مؤلفه های حس تعلق مکانی بود و همچنین جهت آزمون فرضیه ها از ضریب پیرسون در نرم افزار SPSS. 26 استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بین دسترسی به خدمات شهری و حس تعلق مکانی در منطقه موردمطالعه ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد. زیرساخت های اساسی، خدمات بهداشتی و درمانی و خدمات آموزشی بیشترین تأثیر را بر حس تعلق مکانی ساکنان داشته اند. این یافته ها اهمیت توجه به توسعه متوازن خدمات و امکانات شهری و ایجاد فضاهای تعاملی را در برنامه ریزی های آتی برای سکونتگاه های روستایی پیراشهری، به ویژه روستای موردمطالعه، برجسته می سازد. توصیه می شود سیاست گذاران و برنامه ریزان به این عوامل توجه ویژه ای داشته باشند تا از این طریق به تقویت حس تعلق مکانی، بهبود کیفیت زندگی و درنهایت توسعه پایدار این مناطق کمک کنند.
ارزیابی دقت مکانی و زمانی مجموعه داده های GPCC و CRU در مقابل داده های مشاهده ای در کشور عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی دقت و قابلیت اعتماد داده های GPCC و CRU به منظور انجام مطالعات مختلف هیدرو-اقلیمی در عراق است.
روش و داده: داده های مورد استفاده شامل بارش ماهانه پایگاه داده GPCC با قدرت تفکیک مکانی 5/0 و 25/0 جغرافیایی و داده های بارش ماهانه، حداقل و حداکثر دمای ماهانه پایگاه داده CRU با قدرت تفکیک مکانی 5/0 جغرافیایی طی دوره 2020-1990 است. به منظور ارزیابی دقت داده ها از آماره های R، R2، EF، BIAS، RMSE و Slope استفاده شده است.
یافته ها: بر اساس نتایج اعتبارسنجی، GPCC و CRU در برآورد بارش، دمای حداقل و حداکثر در عراق دارای دقت مناسبی هستند. GPCC در برآورد بارش در استان های شرقی و شمالی عراق دارای ضریب همبستگی بالا (87/0- 71/0) است. مقدار آماره Slope در اکثر ایستگاه ها بین 2/1- 80/0 و NRMSE کمتر از 3 است. CRU در برآورد بارش در نیمه شرقی و شمالی کشور دارای R حدود 81/0، 5/0 < EF، 2 > NRMSE و Bias بین 2- تا 6 میلی متر است. همچنین، CRU در برآورد دمای حداقل و حداکثر در عراق دارای تطابق بالایی دارند، به طوری که داده های CRU و رصدی در ایستگاه ها دارای 96/0< R، 95/0< R2، 95/0< EF، 95/0 < Slope و NRMSE در حدود کمتر از 5/1 در اکثر مناطق هستند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج اعتبارسنجی، GPCC و CRU در برآورد بارش، دمای حداقل و حداکثر در عراق دارای دقت مناسبی هستند. GPCC در برآورد بارش در استان های شرقی و شمالی عراق دارای ضریب همبستگی بالا (87/0- 71/0) است. داده های CRU در برآورد دمای حداقل و حداکثر در عراق دارای تطابق بالایی دارند؛ بنابراین، می توان داده های GPCC و CRU را به عنوان منابعی معتبر برای تحلیل الگوهای بارش و دما و برای مناطق فاقد آمار در عراق معرفی کرد.
نوآوری، کاربرد نتایج: هر دو منبع داده امکان تحلیل الگوهای بارش و دما و همچنین گام های مهم تصمیم گیری مرتبط با مدیریت آب و سازگاری با تغییرات آب و هوا را فراهم می کنند.
سنجش میزان مسئولیت پذیری شهرداری منطقه 7 اصفهان در زمینه رعایت حقوق شهروندی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
97 - 111
حوزههای تخصصی:
حقوق شهروندی مجموعه ای از حقوق و تکالیفی است که یک شهروند به دلیل سکونت در یک کشور از آن برخوردار است. این حقوق شامل حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی است. ش هرهای امروزی برای آن که بتوانن د رف اه و آس ایش شهروندان خود را تأمین کنند، باید تحت مدیریت شهری مطلوب قرار بگیرند. یکی از مهم ترین نهادهای مدیریت شهری شهرداری ها هستند که باید همواره در قبال رعایت حقوق شهروندان مسئولیت پذیر باشند. پژوهش پیش رو با هدف سنجش میزان مسئولیت پذیری شهرداری منطقه 7 اصفهان در زمینه رعایت حقوق شهروندی انجام شده است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و روش تحقیق آن از نوع پیمایشی و توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری موردمطالعه شامل تمامی شهروندان ساکن در منطقه 7 شهر اصفهان بوده که بر اساس نتایج آخرین سرشماری کشور در سال 1395 تعداد آن ها برابر با 168732 نفر بوده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر تعیین شد و روش نمونه گیری مورداستفاده نیز تصادفی ساده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بوده که روایی آن با استفاده ازنظرات خبرگان، تائید و پایایی آن نیز با استفاده از آلفای کرونباخ، بررسی و مشخص شد که ضریب آلفا برای همه عوامل موردمطالعه در حد قابل قبولی قرار دارد. تجزیه وتحلیل داده های پرسشنامه در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرم افزار SPSS صورت گرفته است. در بخش آمار توصیفی، خصوصیات پاسخگویان و در بخش آمار استنباطی با استفاده از آزمون های آماری تی تک نمونه ای و فریدمن به بررسی وضعیت عوامل چهارگانه و شاخص های زیرمجموعه این عوامل پرداخته شد. نتایج و یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که میزان مسئولیت پذیری شهرداری منطقه 7 شهر اصفهان در زمینه رعایت حقوق شهروندی در حوزه های (حقوق زیست محیطی، حقوق اقتصادی و حقوق اجتماعی – فرهنگی) کمتر از سطح متوسط و در حوزه (حق دسترسی به خدمات و امکانات شهری) بیشتر از سطح متوسط بوده است. همچنین شاخص های سواد و تحصیلات، فراغت و کیفیت خدمات شهری به ترتیب دارای بالاترین امتیاز و شاخص های رفاه اولیه، آزادی فردی و پایین بودن نرخ بیکاری به ترتیب با دارای پایین ترین امتیاز ازنظر پاسخ دهندگان بودند.
بررسی وضعیت گردشگری در ایران از منظر حکمرانی خوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۲
95 - 115
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: صنعت گردشگری به عنوان یکی از محرک های اصلی توسعه اقتصادی در نظر گرفته می شود و حکمرانی خوب برای تضمین امنیت حقوق مالکیت، اجرای قرارداد و اقدام جمعی مورد نیاز است. صنعت گردشگری به ویژه در کشور ایران به دلیل داشتن جاذبه های تاریخی، فرهنگی و طبیعی باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد و خط مشی و سیاست گذاری های متناسبی در مورد آن لحاظ گردد؛ لذا در این تحقیق با در نظرگرفتن جداگانه شاخص های مربوط به حکمرانی خوب به بررسی تقاضای گردشگری در ایران پرداخته می شود.
روش شناسی: در این پژوهش با استفاده از داده های دوره 2020-1996 و روش حداقل مربعات پویا (DOLS) علاوه بر رشد اقتصادی و نرخ ارز به بررسی تأثیر ابعاد حکمرانی خوب بر صنعت گردشگری ایران در 6 مدل جداگانه پرداخته شده است.
یافته ها: یافته ها نشان می دهند که از میان 6 شاخص حکمرانی خوب تنها دو بعد حکمرانی، یعنی حاکمیت قانون و اثربخشی دولت، تأثیر معنادار و مثبت آماری بر تقاضای گردشگری ایران دارند. همچنین یافته ها حاکی از آن است که جریان های سیاسی کنترل کننده دولت ها، تأثیر آماری معناداری بر تقاضای گردشگری ندارد. درحالی که شاخص های اقتصادی؛ افزایش رشد اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی همواره ورود گردشگر را افزایش می دهد.
نتیجه گیری و پیشنهادها: بهبود شاخص های حکمرانی خوب می تواند به توسعه صنعت گردشگری و در نهایت به رشد و توسعه اقتصادی کشور کمک نماید و از این طریق خود را از اقتصاد تک محصولی و وابسته به درآمدهای حاصل از صادرات نفت جدا سازد. در این زمینه لازم است تا برنامه ریزان و سیاست گذاران به شاخص های حکمرانی خوب توجه بیشتری داشته و موانع توسعه صنعت گردشگری را تا حد امکان برطرف سازند.
نوآوری و اصالت: در بررسی تأثیر حکمرانی بر صنعت گردشگری، به استثنای معدودی، اکثر مطالعات تجربی به کشورهای توسعه یافته یا درحال توسعه بدون درنظرگرفتن ایران اختصاص دارند و تأثیر یک یا دو عامل تعیین کننده حکمرانی را بر بخش گردشگری، در سطح مطالعات موردی کشوری یا به عنوان یک تحلیل مقایسه ای مقطعی مورد بررسی قرار داده اند. تحقیق حاضر علاوه بر پرکردن این خلأ مطالعاتی؛ با استفاده از شش شاخص حکمرانی ارائه شده توسط بانک جهانی به بررسی اهمیت کیفیت حکمرانی در توسعه و انگیزه گردشگری در کشور ایران پرداخته می شود.
آسیب پذیری روستاهای گردشگری ایران از لحاظ مخاطره زمین لغزش با استفاده از GIS(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
153 - 170
حوزههای تخصصی:
زمین لغزش یکی از مهم ترین مخاطرات طبیعی است که تأثیرات مخربی بر سکونتگاه های انسانی، به ویژه در مناطق روستایی و گردشگری دارد. با توجه به ویژگی های جغرافیایی ایران و گسترش روستاهای گردشگری، شناسایی و تحلیل آسیب پذیری این روستاها در برابر زمین لغزش امری ضروری است. استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) ابزار قدرتمندی برای ارزیابی این مخاطره فراهم می کند. این پژوهش با هدف تعیین میزان آسیب پذیری روستاهای گردشگری ایران از لحاظ مخاطره زمین لغزش انجام شده است. روش پژوهش تحلیلی-کمی و مبتنی بر تحلیل داده های مکانی در چارچوب فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و همپوشانی وزنی است. عملیات تعیین معیارها، وزن دهی و همپوشانی انجام و در نهایت نقشه آسیب پذیری روستاهای گردشگری از لحاظ مخاطره زمین لغزش تهیه شد. نتایج نشان داد که 59/62 درصد مساحت کشور به عنوان پهنه با خطر بسیار کم؛ 55/19 درصد، پهنه با خطر کم، 20/11 درصد پهنه با خطر متوسط، 21/5 درصد پهنه با خطر زیاد و 43/1 درصد پهنه با خطر بسیار زیاد در زمینه مخاطره زمین لغزش شناخته شده است. بر اساس نتایج از مجموع 980 روستا، 25 روستای گردشگری ایران با آسیب پذیری بسیار بالا و 113 روستا با آسیب پذیری بالا در معرض مخاطره زمین لغزش قرار دارند. همچین ارزیابی توزیع روستاهای گردشگری با نقاط زمین لغزش، از تطبیق نتایج این پژوهش با نقاط نمونه برداشت شده اشاره دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین نقشه نهایی و معیارهای ارزیابی مخاطره زمین لغزش، ارتباط وجود دارد. در مجموع برخی از روستاهای گردشگری ایران در معرض مخاطره زمین لغزش هستند که با توجه به نتایج این پژوهش می توان برای آنها برنامه ریزی عملیاتی و موثری را اتخاذ نمود.
واکاوی نقش فضای سایبر در جغرافیای فرهنگی زندگی روزمره زنان نسل وای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی حضور زنان در حوزه عمومی سایبر و ارزیابی تاثیرات آن از جمله مسائل مهمی است که نیاز است به طور دقیق مورد واشکافی قرار بگیرد. در این تحقیق با استفاده از روش گرنددتئوری، به اکتشاف در حوزه عمومی و زندگی روزمره زنان پرداخته شده است. بررسی فضای سایبر ، نحوه تعامل در آن و زیست روزمره زنان گروه وای هدف اصلی این مقاله بوده است.. جامعه آماری کاربران زن گروه وای بوده اند که روزانه بیش از سه ساعت از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند. نمونه گیری بر اساس دو معیار اشباع اطلاعات و اشباع نظری انجام شده است و فرآیند مصاحبه های باز، بر این اساس پی ریزی شده است. بر اساس یافته های تحقیق، فضای سایبر نه تنها، زمینه را برای تغییر سبک زندگی زنان نسل وای فراهم آورده است بلکه علت این تغییر نیز بوده است. بنابر این، می توان فضای مجازی را همزمان زمینه و علت تغییرات زیستی زنان دانست. دومین محور شرایط زمینه ای بوده که برای این امر، مقولات مرتبط با حضور دائمی زنان در فضای مجازی مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج نشان داده است که آنلاین بودن شهروندان بستری برای فعالیت های روزانه ی دیگر می باشد که دو مفهوم استفاده و تعامل در فضای مجازی را با یکدیگر پیوند می زند. علاوه بر این، در این تحقیق، به شرایط مداخله گر یا همان فیلترینگ و کاهش سرعت اینترنت نیز به عنوان یکی از مسائل پرداخته شده و نتایج حاصل از آن در زیست این زنان تحلیل شده است.
شناسایی و اولویت بندی مخاطرات محیطی در سواحل جنوب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
110 - 129
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: امروزه مناطق ساحلی در سراسر جهان تحت تأثیر فشارهای اقتصادی محلی، محرک های بیوفیزیکی و سیستم های اجتماعی- اکولوژیک با مخاطرات فراوانی مواجه شده اند که منجر به تهدید و نابودی این اکوسیستم های طبیعی شده است. با توجه به این که سواحل همواره در معرض پیامدهای ناشی از وقوع مخاطرات محیطی و فعالیت های مختلف انسانی هستند، شناسایی و ارزیابی این مخاطرات از اهمیت بالایی برخوردار است. براین اساس، انجام ارزیابی آسیب پذیری از طریق شناسایی فشارها و تهدیدات وارده به این اکوسیستم های طبیعی، از مهم ترین ابزارهای موجود برای انجام تصمیم گیری و ارائه راه کارهای مدیریتی مؤثر برای کاهش آثار نامطلوب و نیز دستیابی به هدف حفاظت از مناطق ساحلی محسوب می شود. در این راستا، نواحی ساحلی ایران یکی از مهم ترین ذخایر زیستی و منابع تأمین کننده خدمات اکوسیستمی می باشند که لزوم شناسایی مخاطرات محیطی و حفظ و بهره برداری بهینه از این منابع امری ضروری است. روش ها: پژوهش حاضر با تمرکز بر شرایط محیط زیستی نواحی ساحلی و کلیه عوامل تنش زا و مخاطرات محیطی که باعث بر هم زدن تعادل اکولوژیک و به خطر افتادن موجودیت و بقای این نواحی می شوند، مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش شامل سه مرحله می باشد که در مرحله اول به تشریح، تجزیه وتحلیل سیستمی و شناخت مخاطرات محیطی منطقه بر اساس روش DPSIR پرداخته شد. در مرحله دوم پژوهش به امتیازدهی مخاطرات محیطی شناخته شده در پنج طبقه خیلی زیاد، زیاد، متوسط، کم و خیلی کم (در دامنه عددی 1، 3، 5، 7 و 9) اقدام گردید و در مرحله سوم مخاطرات به روش TOPSIS مورد رتبه بندی و اولویت بندی قرار گرفت. در نهایت، به منظور پاسخ به تهدیدات محیطی شناسایی شده، به ارائه اقدامات کنترلی در راستای کاهش فشارها و عوامل تهدیدکننده در این مناطق پرداخته شد. یافته ها: همان طور که نتایج نشان داد، 60 عامل در وقوع مخاطرات محیطی در نواحی ساحلی جنوب ایران نقش دارند که 50 عامل دارای منشأ انسانی و 10 عامل از منشأ محیطی برخوردارند. نتایج حاکی از آن است که بیشترین وقوع مخاطرات محیطی در سواحل با منشأ عوامل انسانی است. مطابق نتایج وزن دهی و اولویت بندی مخاطرات محیطی در منطقه، در بین معیارها بیش ترین وزن مربوط به خشکسالی اقلیمی و هیدرولوژیک (تنش آبی) (0187/0) و کم ترین وزن به تغییر در مسیر دلتاها و رودخانه ها (065/0) اختصاص یافته است. همچنین عمده ترین مخاطرات محیطی با بیشترین رتبه به ترتیب شامل «خشکسالی اقلیمی و هیدرولوژیک (تنش آبی)» ، «اثرات ناشی از توسعه فعالیت های انسانی در مجاورت مناطق ساحلی»، «آلودگی های ناشی از پساب آب شیرین کن ها»، «آلودگی های ناشی از کارگاه های لنج سازی و صنعتی در مجاور ساحل»، «گردشگری خارج از ظرفیت»، «صید غیرمجاز (ترال) » و «تغییر در رژیم بارش ها» می باشد. نتیجه گیری: مطابق نتایج به دست آمده از این مطالعه، توسعه ی فعالیت های انسانی و تداوم در شدت وقوع مخاطرات محیطی می تواند سبب افزایش آسیب پذیری و پیامدهای جبران ناپذیری در مناطق ساحلی جنوب کشور شود. براین اساس، کنترل این مخاطرات مستلزم برنامه ریزی راهبردی و راهکارهای مدیریتی در این مناطق است. نتایج این پژوهش می تواند با ارائه ی گستره ای از مخاطرات محیطی و درجه ی مخاطره پذیر بودن سواحل کشور، به تصمیم گیران و برنامه ریزان در تدوین برنامه ای مدیریتی و نیز اتخاذ اقداماتی راهبردی در این مناطق کمک کند.
ارزیابی تأثیر منابع آب بر پایداری مناطق روستایی، مورد: شهرستان حاجی آباد (استان هرمزگان)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
546 - 569
حوزههای تخصصی:
امنیت اجتماعی در جوامع روستایی به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار مطرح است. با این حال، افزایش جرایم در برخی سکونتگاه های روستایی ضرورت اتخاذ رویکردهای نوین در پیشگیری از جرم را دوچندان کرده است. مشارکت جامعه محور یکی از مؤثرترین راهکارها برای کنترل و کاهش جرم محسوب می شود. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین مشارکت اجتماعی و کاهش جرایم در نواحی روستایی شهرستان ارسنجان است. این پژوهش از نظر روش، کمی و مبتنی بر پیمایش میدانی است. جامعه آماری شامل خانوارهای روستایی شهرستان ارسنجان بوده و بر اساس فرمول کوکران، 253 خانوار به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه گردآوری و از طریق آزمون همبستگی پیرسون تحلیل شدند. متغیرهای اصلی پژوهش شامل الگوهای ذهنی جرم، تغییرات زمانی جرم و تغییرات در انواع جرم در ارتباط با میزان مشارکت اجتماعی بودند. نتایج نشان دادند که مشارکت اجتماعی تأثیر معناداری بر پیشگیری و کنترل جرم دارد. به ویژه، باور و اعتقاد مشارکتی بیشترین همبستگی را با تغییر الگوهای ذهنی جرم نشان داد. همچنین، افزایش همکاری با نهادهای انتظامی منجر به بهبود درک تغییرات زمانی جرم و کنترل انواع مختلف جرم شده است. این پژوهش بر اهمیت تقویت سیاست های پیشگیرانه مبتنی بر همکاری بین مردم و نهادهای انتظامی، ارتقای آگاهی عمومی و اعتمادسازی تأکید دارد. توسعه برنامه های آموزشی و توانمندسازی جوامع محلی می تواند نقش مؤثری در کاهش جرایم و افزایش امنیت اجتماعی در نواحی روستایی داشته باشد. پیشنهاد می شود که سیاست گذاران بر راهکارهای تقویت تعاملات اجتماعی و حمایت از ساختارهای مشارکتی در حوزه امنیت روستایی تمرکز کنند.
واکاوی ویژگی های کالبدی مؤثر بر سلامت روانی ساکنین در مسکن قشر کم درآمد مطالعه موردی شهرک اندیشه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقشار کم درآمد جامعه به طورمعمول در زمینه برخورداری از امکانات مطلوب مسکونی مورد غفلت قرارگرفته اند. این در حالی است که تأثیر عوامل محیطی نظیر مسکن، ازجمله مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر سلامت روانی ساکنان می باشد. هدف از پژوهش حاضر، دستیابی به مؤلفه های ارتقای سلامت روانی در مسکن قشر کم درآمد می باشد. حال این پرسش مطرح می گردد که نقش مسکن در سلامت ساکنان چیست و چگونه می توان از این رویکرد در مطالعه مسکن قشر کم درآمد استفاده نمود. برای پاسخگویی به این پرسش در پژوهش ترکیبی حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی است، به منظور گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای–اسنادی و همچنین روش میدانی به صورت پرسش نامه و انجام مصاحبه از ساکنان شهرک اندیشه شهر تبریز از طریق روش پس کاوی بر اساس مدل استخراجی در محدوده هدف مطالعه استفاده شده است. بدین ترتیب که نخست ابعاد، مؤلفه و سنجه های کالبدی مسکن در کنار ابعاد سلامت روانی استخراج شده، سپس در محدوده موردمطالعه، مورد آزمون قرارگرفته شده است تا نهایتاً پیشنهاد اصلی ارائه گردد. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که ارتقا سلامت روانی ساکنین در مسکن قشر کم درآمد منوط به مجموع ابعاد کالبدی، محیطی، اقتصادی، اجتماعی، عملکردی و ساختاری می باشد. این ابعاد به عنوان عوامل کلیدی، دارای نقش اساسی در برنامه ریزی و طراحی مسکن قشر کم درآمد ایفا می کنند، لذا از طریق دخالت دادن ابعاد استخراجی در برنامه ریزی ها و طراحی مسکن قشر کم درآمد، شاهد روندی مثبت و مؤثر در سلامت روانی ساکنین بخصوص در مسکن اقشار آسیب پذیر خواهیم بود.
تحلیلی بر آسیب های اثرگذار بر ناکارآمدی بافت تاریخی میدان مسجد بناب با رویکرد بازآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : بافت تاریخی میدان مسجد بناب در معرض تهدیدات و آسیب های مختلفی قرار دارد. این آسیب ها، نه تنها زیبایی بصری و ارزش تاریخی این بافت را تهدید می کنند بلکه هویت فرهنگی شهر بناب را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. داده و روش : روش پژوهش بر مبنای ماهیت و گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی و از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی است. به منظور غربال سازی متغیرهای شناسایی شده، تکنیک دلفی فازی مورد استفاده قرار گرفته و با نظرسنجی خبرگان، دسته بندی 23 زیرعامل کلیدی در بین 6 عامل اصلی، تأیید شده است. سپس با استفاده از روش DANP که ترکیبی از روش «دیمتل» و «ای اِن پی» فازی است مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر 30 نفر از خبرگان شهری، کارشناسان شهرداری، بهسازی و نوسازی و اساتید آشنا به این موضوع از طریق پرسش نامه گردآوری شده است. یافته ها : نشان دهنده آن است که بیشترین وزن را بعد زیست محیطی با امتیاز (186925/0) دارد و بعد از آن بعد کالبدی با امتیاز (179506/0)، ارتباطی (دسترسی) با امتیاز (171332/0)، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با امتیاز (17017/0)، منظر شهری (بصری) با امتیاز (161357/0) و مدیریتی با امتیاز (126786/0)، رتبه های دوم تا ششم را به خود اختصاص داده است. نتیجه گیری : نشان دهنده اهمیت و اولویت آسیب های شناسایی شده جهت بازآفرینی بافت و کاهش ناکارآمدی آن است که در این رابطه، مسؤلان شهری باید با توجه به این اولویت بندی، اقدام نمایند.
تبیین مفهومی و فرایند مدل سازی اجرایی شهر بی مانع (نمونه موردی خمین)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
135 - 154
حوزههای تخصصی:
بخشی از جمعیت جهان از نوعی معلولیت رنج می برند و تقریبا همه ی افراد، در یک دوره از زندگی خود ممکن است درجاتی از معلولیت جسمی و حرکتی را به دلیل آسیب های موقت استخوانی و ... تجربه کنند. برهمین اساس محیط های شهری باید به نیاز شهروندان به حضور و بهره مندی از زندگی شهری در دوره های معلولیت پاسخگو باشند. موضوعی که هرچند ضرورت آن بدیهی به نظر میرسد ولی به صورت اجرایی راهکارهای انجام آن در حوزه شهرسازی نیازمند تدقیق است. بدین منظور هدف از انجام این پژوهش مدل سازی اجرایی شهر بی مانع بود که با به کارگیری مانیتورینگ و مدلینگ فضای شهری بدون مانع به انجام رسیده است در این پژوهش عملیاتی ، براساس متون تخصصی، اسناد قانونی داخلی و بین المللی شاخص های دسترس پذیری محیط استخراج شده اند و سپس با برداشت میدانی، خصوصیات کالبدی نقاط واقع در فضاهای عمومی شهر خمین برداشت و با ایجاد بانک داده های مکانی با کمک نرم افزارهای Office Excel ، AutoCAD2018 و ArcMap10.5 و نهایتا تحلیل وضعیت موانع و تبیین ساختار اصلی شهر صورت پذیرفته است و در نتیجه گیری پایانی روند راهبردی تشریح سیاست گذاری مکانی برای ایجاد شهر بدون مانع در شهر خمین تشریح شده است.
راهبردهای سازگاری فعال در کشاورزی برای مقابله با تغییرات محیطی (مطالعه موردی: شهرستان نجف آباد)
حوزههای تخصصی:
بخش کشاورزی نقش کلیدی در اقتصاد و امنیت غذایی بیشتر کشور های جهان دارد و تولید محصولات کشاورزی همچنان منبع اصلی درآمد و معیشت اکثر جوامع روستایی جهان است. کشاورزی ذاتاً به شرایط محیطی حساس است و یکی از آسیب پذیرترین بخش ها در برابر خطرات و تاثیرات تغییرات محیطی است. انتظار می رود تغییرات محیطی طی سال های آینده روی عملکرد کشاورزی تأثیر بگذارد. هدف این تحقیق ارائه راهبرد های سازگاری محلی در کشاورزی برای مقابله با تغییرات محیطی است. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی است و از اصول روش تئوری بنیادی به عنوان راهنمای جمع آوری و تحلیل داده ها و ارائه مدل استفاده شده است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختار یافته استفاده شده است. این پژوهش، 17 مصاحبه، با کشاورزان صورت گرفت. نمونه گیری در انتخاب کارشناسان و متخصصان هدفمند و ساکنین محلی بصورت تصادفی تا مرحله اشباع نظری انجام شد. در این مطالعه «تغییرات محیطی» به عنوان مقوله مرکزی استخراج شد. نتایج نشان می دهد که هر چند اغلب کشاورزان درک درستی از تغییر محیط نداشته و تغییرات ب ه وجود آمده را معادل خشکسالی می دانستند، اما در سال های اخیر میزان درک کشاورزان منطقه م ورد مطالع ه از تغییرات محیطی تا حدودی بهبود یافته و سطح تحصیلات و برخورداری از خدمات ترویجی و تنوع منابع اط لاع رس انی در دس ترس کشاورزان، در ارتقاء درک کشاورزان از تغییر محیط، تاثیرگذار بوده است. همچنین نتایج بررسی (مصاحبه با کشاورزان) حاکی ازآن بود که بهبود سطح آگاهی ها نسبت به تغییر محیط، می تواند مهارت های کش اورزان را در س ازگاری ب ا تغیی ر محیط تقوی ت نمای د. در نهایت گزینه های تغییر فعالیت و مهاجرت، تنوع درآمدی خارج از مزرعه، مکانیزه کردن کشاورزی و توسعه شیوه های نوین آبیاری، تغییر نوع کشت و تغییر نوع بذر و واریته محصول به عنوان مهمترین راهبرد های سازگاری در شهرستان نجف آباد برای مقابله با تغییرات محیطی در بخش کشاورزی مطرح شد.
شناسایی و ارزیابی مؤلفه های فرم شهری با رویکرد بهره وری مؤثر از انرژی های تجدیدپذیر (نمونه موردی شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به منابع تجدیدپذیر انرژی که جایگزین مناسبی برای سوخت های فسیلی تجدیدناپذیر هستند، سبب شده است که جوامع به سمت انرژی های تجدیدپذیر، نظیر انرژی خورشیدی سوق پیدا کنند. فرم و ساختار فضایی شهر از ابعاد مهم شناخت و تحلیل شهر می باشد و از عوامل مؤثر بر مصرف انرژی در آن ها است. هدف از این پژوهش شناسایی و ارزیابیِ ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های فرم شهر و نوع تحقیق، کاربردی و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و جامعه آماری تحقیق 30 نفر از کارشناسان حوزه ی مرتبط که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 28 نفر به عنوان نمونه ی آماری انتخاب شدند. روش های گردآوری اطلاعات شامل؛ پرسشنامه و مطالعات اسنادی بوده و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز روش MARCOS (سنجش و رتبه بندی گزینه ها بر اساس راه حل) در نرم افزار Excel می باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد در بخش ابعاد به ترتیب اقلیم با امتیاز 0.922، معماری ساختمان ها با 0.837 و ساختار فضایی و فرم شهر با 0.734، در ارتباط با معیارها، به ترتیب ساعات آفتابی با امتیاز 0.991، دما با 0.981، جهت گیری بلوک های ساختمانی و جهت گیری بهینه نمای ساختمان ها با 0.841، در ارتباط شاخص ها، به ترتیب شدت و جهت تابش با امتیاز 0.991، ضرایب ساعات آفتابی با 0.961 بیشترین اثر را در بهره وری مؤثر از انرژی خورشیدی را در شهر تبریز دارند.
نقش اقامتگاه های بومگردی در حفظ و احیای فرهنگ و سنت های محلی (مطالعه موردی: اقامتگاه های بومگردی استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
187 - 211
حوزههای تخصصی:
در دنیای پویای امروز که تغییرات مداوم در آن اجتناب ناپذیر است، حفظ فرهنگ و سنت های جوامع اهمیت ویژه ای دارد. اقامتگاه های بومگردی به عنوان پلی میان شهرنشینان و فرهنگ روستایی عمل کرده و از طریق فعالیت های فرهنگی، هنری و آموزشی، نقش مؤثری در حفظ و احیای فرهنگ و سنت های محلی ایفا می کنند. بررسی نقش این اقامتگاه ها در حفاظت از هویت فرهنگی به عنوان یکی از مباحث مهم گردشگری پایدار، می تواند راهنمایی برای برنامه ریزان باشد. هدف این تحقیق بررسی نقش اقامتگاه های بومگردی در حفظ و احیای فرهنگ و سنت های محلی است. پژوهش به طور توصیفی-تحلیلی انجام شده و از نظر هدف، کاربردی می باشد. نمونه تحقیق شامل 196 نفر متخصص در حوزه گردشگری، گردشگر و صاحبان اقامتگاه های بومگردی است که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. استان خراسان رضوی به عنوان منطقه موردمطالعه انتخاب شده و از میان 23 اقامتگاه بومگردی درجه یک، 13 اقامتگاه به عنوان نمونه برگزیده شده اند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و مدل های تصمیم گیری چندمعیاره MEREC و MARCOS استفاده شده است. در این تحقیق، شاخص های سنجش نقش اقامتگاه های بومگردی بر حفظ و احیای فرهنگ و سنت های محلی در قالب 30 مؤلفه موردمطالعه قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که از طریق آزمون تحلیل عاملی اکتشافی، 4 عامل با مقادیر ویژه بزرگ تر از ۱ شناسایی شده اند که مجموعاً 83/87 % از واریانس 30 متغیر در رابطه موضوع موردمطالعه را تبیین می کنند. مهم ترین اثرات شناسایی شده در این تحقیق، تأثیر اقامتگاه های بومگردی بر «حفظ و ترویج فرهنگ و هنرهای محلی» با 47.32% واریانس تبیین شده است. همچنین، «احیای سنت های بومی مانند شیوه های سنتی کار، بازی و آموزش» با ضریب همبستگی 0.91 در اولویت اول قرار دارد. نتایج رتبه بندی اقامتگاه های بومگردی در این زمینه نشان می دهند که اقامتگاه های بومگردی ارگ رادکان و کنگ کهن به عنوان مؤثرترین اقامتگاه ها در حفظ و احیای فرهنگ و سنت های محلی استان خراسان رضوی شناسایی شده اند.
ارزیابی میزان آلودگی و توزیع مکانی فلزات سنگین موجود در گرد و غبار جاده ای (مطالعه موردی، مراکز بهداشتی شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۳
59 - 78
حوزههای تخصصی:
افزایش آلودگی درنتیجه رشد صنعتی شدن و شهرنشینی به دلیل تاثیر بر سلامت انسان به یک نگرانی مهم در کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است. از این رو در مطالعه حاضر به منظور بررسی آلودگی، 70 نمونه گردوغبار خیابانی از مراکز درمانی شهر یزد جمع آوری و در آزمایشگاه برای تعیین محتوای عناصر آهن، کبالت، منگنز، روی، کروم، سرب، کادمیوم، نیکل، مس، آرسنیک و آلومینیوم با استفاده از روش طیف سنجی القایی هضم شدند. الگوی مکانی غلظت فلزات با استفاده از روش درون یابی IDW در نرم افزار GIS تهیه شد. همبستگی زوجی بین فلزات با استفاده از همبستگی پیرسون و طبقه بندی فلزات مشابه از نظر منشأ احتمالی با استفاده از خوشه بندی سلسله مراتبی انجام شد. همچنین سطح آلودگی با استفاده از شاخص های فاکتور غنی شدگی، شاخص زمین انباشت، شاخص آلودگی و آلودگی یکپارچه تعیین شد. بر اساس نتایج، روند میانگین غلظت فلزات به ترتیب آهن (16/23587)، آلومینیوم (94/18074)، روی (54/602)، منگنز (7/445)، سرب (95/80)، مس (86/60)، کروم (83/46)، نیکل (09/34)، کبالت (2/10)، آرسنیک ( 29/0) و کادمیوم (21/0) میلی گرم بر کیلوگرم برآورد شد. بر اساس الگوی توزیع مکانی بیشترین مقادیر غلظت فلزات در مراکز درمانی نزدیک به خیابان دوطرفه و ایستگاه خط واحد مشاهده شد. بیشترین مقدار غنی شدگی در عناصر روی و در نتیجه کلاس غنی شدگی زیاد مشاهده شد. همچنین بالاترین مقادیر شاخص زمین انباشت، درجه آلودگی و آلودگی یکنواخت نیز مربوط به عناصر روی و سرب بود. همبستگی معنی داری بین عناصر آلومنیوم-آهن-کبالت-منگنز-کروم، کادمیوم- کروم-سرب و نیکل-مس در سطح 1 درصد مشاهده شد در حالی که آرسنیک هیچ گونه همبستگی با سایر عناصر نداشت. بر اساس خوشه بندی سلسله مراتبی عناصر کبالت، منگنز، کروم، کادمیوم، سرب، نیکل، مس و روی منشأ انسانی، در حالیکه آلومینیوم و آهن منشأ طبیعی داشتند.
تحلیل الزامات مهارتی برای توسعه کشاورزی و موانع آموزش آن؛ مورد مطالعه: نواحی روستایی شهرستان فاریاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
209 - 244
حوزههای تخصصی:
توسعه کشاورزی از ضرورت های بنیادین تحول در فضاهای جغرافیایی است که در گرو اقدامات اساسی از جمله بهبود و روزآمد نمودن آموزش و مهارت ها است. آشنایی با موانع ارائه آموزش های مهارتی بخش کشاورزی هر ناحیه جغرافیایی، می تواند در زمینه بهره وری عوامل تولید، نقش مهمی را ایفا نماید؛ مسئله ای که در این پژوهش در بستر جغرافیایی شهرستان فاریاب استان کرمان به آن پرداخته شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی– تحلیلی است. جامعه آماری با توجه به موضوع تحقیق در دو گروه مشتمل بر گروه اول؛ کارشناسان و خبرگان بخش کشاورزی و گروه دوم؛ بهره برداران کشاورزی در روستاهای شهرستان فاریاب بوده است. با توجه به بالا بودن حجم روستاها در شهرستان فاریاب، روستاهای بالای 100 خانوار انتخاب شد. تعداد کل جامعه آماری در گروه بهره برداران کشاورزی 5109 خانوار بوده است که از این تعداد با کمک فرمول کوکران 357 خانوار به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. نتایج تحقیق نشان داد که در فعالیت های باغداری، ضریب نفوذ آموزش های مهارتی به ترتیب مربوط به دهستان های گلاشگرد، مهروئیه، زهمکان و حور می باشد. در فعالیت دامداری، ضریب نفوذ آموزش های مهارتی به ترتیب مربوط به دهستان های گلاشگرد، مهروئیه، زهمکان و حور و در فعالیت های زراعی نیز ضریب نفوذ آموزش های مهارتی به ترتیب مربوط به دهستان های گلاشگرد، مهروئیه، زهمکان و حور می باشد. همچنین موانع موجود در دستیابی به مهارت های کشاورزی به موانع فردی، اجتماعی، اقتصادی و زیرساختی و مکانی تقسیم بندی شد و برای ارزیابی هر یک از این موانع، گویه هایی ملاک ارزیابی قرار گرفت. به طور کلی می توان گفت باتوجه به معناداری موانع فردی با ضریب مسیر 999/0، موانع اجتماعی با ضریب مسیر 612/0 ، موانع اقتصادی با ضریب مسیر 001/1 و موانع زیرساختی و مکانی با ضریب مسیر 898/0 بر آموزش های مهارتی کشاورزان تأثیرگذار بوده اند.
تجزیه و تحلیل قابلیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق بکر طبیعی استان آذربایجان شرقی با استفاده از شاخص های کمّی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : گردشگری به عنوان یک پدیده مدرن، ماهیتی اقتصادی دارد و برای کشورهایی که از این ظرفیت برخوردارند، نقش و اهمیت ویژه ای دارد ژئوتوریسم ترکیبی از واژه های "ژئو" به معنای زمین و "توریسم" به معنای گردشگری است. هدف از این پژوهش، ارزیابی پتانسیل های ژئوتوریستی و مدیریت آن در محدوده توریستی استان آذربایجان شرقی می باشد. روش شناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر سه مدل کوبالیکوا، کرچنر و GEM است. در مدل کوبالیکوا و کرچنر معیارها در پنج گروه طبقه بندی می شوند: ارزش های علمی و ذاتی، ارزش های آموزشی، ارزش های اقتصادی، ارزش های حفاظتی و سایر ارزش ها که تقریباً کلیه ویژگی های ژئوتوریسم را پوشش می دهد. مدل GAMروش ارزیابی فیزیکی ژئومورفوسایت های اولیه برای سنجش برنامه ریزی و مدیریت پایدارمکان های دارای میراث طبیعی و تبدیل آن ها به مقاصد گردشگری است. این روش، از دو ارزش اصلی و مکمل تشکیل شده است. ارزش های اصلی شامل ارزش های علمی و آموزشی، ارزش های زیبایی و منظره ی دید و ارزش های حفاظتی است و ارزش های مکمل نیز شامل ارزش های عملکردی و ارزش های گردشگری می باشند. نتایج و یافته ها : نتایج حاصل از ارزیابی بر اساس مدل کوبالیکوا و کرچنر نشان داد که ژئومورفوسایت جنگل های ارسباران و روستای اشتبین بالاترین امتیاز و منطقه آلاداغ پایین ترین امتیاز را کسب کرده اند. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی مدل ها می توان نتیجه گیری کرد که جنگل های ارسباران و روستای اشتبین بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارند. در نهایت، پیشنهاد می گردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق ژئوتوریستی مورد بررسی و دستیابی به نتایج دقیق تر، از هوش مصنوعی نیز بهره برداری شود.