فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۲۱ تا ۲٬۳۴۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳۱
143 - 164
حوزههای تخصصی:
هیدروپلیتیک بررسی نقش آب در روابط کشورها در چهار مقیاس محلی، ملی، منطقه ای و جهانی است. کشور ایران با دارا بودن 26 رودخانه مرزی و وابستگی حدود 30 درصدی جمعیت کشور به آب حوضه های آبریز مشترک، جزء کشورهایی است که به شدت تحت تأثیر تحولات و تغییرات هیدروپلیتیکی در جهان قرار دارد. در این میان امنیت مناطق مرزی، به دلیل قرار گرفتن در مناطق پیرامونی و همچنین وابستگی شدید به آب رودخانه های مرزی بیشتر تحت تأثیر قرار می گیرد. بنابراین پژوهش حاضر با روش کیفی و رویکرد توصیفی - تحلیلی و با به کارگیری روش های دلفی، تحلیل ماتریس متقاطع (Micmac) و با استفاده از نرم افزار ArcGis، به بررسی هیدروپلیتیک رودخانه های مرزی کشور، شاخص ها و مؤلفه های تأثیرگذار بر آن و همچنین شاخص های ریسک و راهبردی پرداخته است.با استفاده از منابع کتابخانه ای و همچنین بهره گیری از تکنیک دلفی و اجرای روش پرسش نامه بیش از 50 شاخص تأثیرگذار بر هیدروپلیتیک رودخانه های مرزی شناسایی شد که در مرحله دوم و سوم دلفی نهایتاً 31 عامل مورد تأیید قرار گرفت. با تشکیل تیم خبرگی و مشورت با اساتید این 31 عامل در پنج بُعد «عوامل طبیعی، عوامل انسانی، عوامل ژئوپلیتیکی، عوامل نظامی و عوامل ژئواکونومیکی» دسته بندی شدند. نتایج حاصل از تحلیل ماتریس متقاطع در نرم افزار میک مک نشان دهنده شاخص های تأثیرگذار، تأثیرپذیر، هدف، مستقل، نتیجه و به خصوص شاخص های ریسک در هیدروپلیتیک رودخانه های مرزی ایران بوده است که در این میان شاخص های هدف و به خصوص شاخص های ریسک، شاخص های راهبردی مهم هستند. بنابراین نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهند که؛ نیاز به آب آشامیدنی رودخانه های مرزی، بیکاری و مهاجرت به دلیل کمبود آب در مناطق حوضه های آبریز مشترک، روابط کشورهای پیرامون تحت تأثیر حوضه های آبریز، وجود جمعیت فراوان مردم در حوضه های آبریز مشترک، ساخت سد و معادن در کشورهای بالادست، موقعیت دفاعی و نظامی رودخانه های مرزی ایران، بهره برداری سیاسی و ژئوپلیتیکی از آب توسط کشورهای بالادست و فعالیت گروه های اشرار و تروریستی در کشورهای بالادست مهم ترین شاخص های ریسک در هیدروپلیتیک رودخانه های مرزی ایران هستند.
ارزیابی توانمندی ژئوتوریستی ژئوسایت های شهرستان هشتجین با استفاده از مدل دینامیکی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گردشگری، به ویژه ژئوتوریسم، به عنوان شاخه ای نوین با تمرکز بر پدیده های زمین شناسی و ژئومورفولوژیکی، نقش مهمی در توسعه پایدار، حفاظت محیطی و ارتقای اقتصادی مناطق ایفا می کند. ایران با تنوع بالای منابع طبیعی، ظرفیت بالایی در این زمینه دارد. شهرستان هشتجین در جنوب اردبیل با ویژگی های شاخص طبیعی، یکی از مناطق مستعد ژئوتوریسم است که تاکنون به طور جامع ارزیابی نشده است. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی ژئوسایت های منطقه و تحلیل شاخص های ارزیابی ژئوتوریسم در چارچوب مدل دینامیکی انجام گرفته است. روش شناسی: در این پژوهش، ابتدا پنج ژئوسایت منتخب در شهرستان هشتجین جهت تحلیل و ارزیابی انتخاب شدند. جامعه آماری پژوهش شامل کارشناسان حوزه جغرافیای طبیعی و گردشگران بازدیدکننده از منطقه است که با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند، ۱۵ کارشناس و ۳۰ گردشگر (در مجموع ۴۵ نفر) برای پاسخ گویی به پرسشنامه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه محقق ساخته، نقشه های زمین شناسی و توپوگرافی، و نرم افزار ArcGIS بود. تحلیل داده ها بر اساس مدل دینامیکی هادزیک و از طریق محاسبه سه شاخص اصلی شامل ارزش علمی، ارزش های مازاد و میزان آسیب پذیری ژئوسایت ها انجام گرفت. نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد که توان ژئوتوریستی کوه آق داغ و رودخانه قزل اوزن به ترتیب با امتیاز 0076/73 و 303/64 توانمندی ژئوتوریستی بالایی نسبت به سایر ژئوسایت ها در این شهرستان دارند. هم چنین آبشار دیز با امتیاز 9839/38 ، آبگرم زاویه جعفرآباد 1518/38 و آبشار نوده با امتیاز 014/33 به ترتیب در رده های سوم تا پنجم قرار گرفته اند. کوه آق داغ از نظر ارزیابی کیفی در دسته "خیلی خوب" و رودخانه قزل اوزن در دسته "خوب" و سه ژئوسایت دیگر در دسته "متوسط" قرار گرفته اند. هم چنین بر اساس نتایج به دست آمده، مشخص شد که میزان آسیب پذیری رودخانه قزل اوزن با امتیاز 5/5 بیشتر از سایر ژئوسایت ها است، درحالی که کوه آق داغ با امتیاز 10 کمترین آسیب پذیری را نسبت به سایر ژئوسایت ها دارد. نتایج پژوهش نشان داد که ژئوسایت های هشتجین، به ویژه کوه آق داغ و رودخانه قزل اوزن، از پتانسیل بالایی برای توسعه ژئوتوریسم برخوردارند. با وجود مزایای ارزیابی به روش مدل دینامیکی، چالش هایی مانند ضعف زیرساخت ها و آسیب پذیری بالا در برخی مناطق نیازمند مدیریت هدفمند است. در همین راستا، راهکارهایی نظیر معرفی رسمی منطقه به عنوان یک ژئوسایت، مستندسازی دقیق، و طراحی مدل های بومی سازی شده پیشنهاد می شود.
واکاوی کمی و کیفی توان های ژئواکونومیکی حوزه خزر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهندسی جغرافیایی سرزمین دوره ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۱)
175 - 192
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه توجه به توانمندی های دریایی یکی از مهمترین رویکردهای دولت ها در راستای تحقق توسعه پایدار به شمار می رود. دریای خزر به عنوان یک منطقه منحصر به فرد ژئوپلیتیک، با دارا بودن مواهب محیطی، موقعیت ویژه و ظرفیت های مساعد، تاثیر بسزایی بر توسعه مناطق و کشورهای پیرامونی خود به ویژه توسعه ژئواکونومیک دارد. هدف: این مقاله با هدف واکاوی کمی و کیفی توان های ژئواکونومیکی حوزه خزر به رشته تحریر درآمده است. روش شناسی: نگارندگان با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای و پیمایشی درصدد پاسخگویی به سوال این پژوهش که عبارت است از "کمی و کیفی توان های ژئواکونومیکی حوزه خزر چگونه است؟" برآمده است. چنانکه ادبیات، مبانی نظری و یافته های توصیفی پژوهش از طریق مراجعه به کتب معتبر، مقالات علمی، آمارنامه ها و پژوهش های مرتبط و یافته های پیمایشی از طریق تدوین و تنظیم پرسشنامه و توزیع آن میان حجم نمونه شامل 271 نفر از اعضای انجمن ژئوپلیتیک ایران در فضای مجازی (930 نفر) که به صورت تصادفی ساده مورد پرسش قرار گرفتند، گردآوری شده است. یافته های میدانی با تکیه بر نرم افزار spss و آزمون های آماری در جهت ارزیابی فرضیه پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: حوزه دریای خزر به عنوان قلمرو جغرافیایی پژوهش مدنظر نگارندگان قرار گرفته است. یافته ها و بحث: بررسی های کتابخانه ای نشان می دهد : ظرفیت های اقتصاد دریا محور خزر و کنش های مرتبط با آن در قالب منابع بیولوژیک، اقتصاد انرژی، گردشگری ساحلی، صنعت کشتیرانی، موقعیت ممتاز بنادر، مناسبات مشترک ژئوکالچر، رویکردهای قدرت های منطقه ای فرامنطقه ای با محوریت ایرن بر توان های ژئواکونومیکی حوزه موثر است. همچنین یافته های پژوهش که از طریق بررسی های پیمایشی و از طریق تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار spss به دست آمده است حاکی از آن است بر اساس مقدار میانگین هر یک از گویه های پرسشنامه، مولفه های واقع شدن در مسیر کریدورهای شمال- جنوب، همسایگی خزر با روسیه، اشتراک فرهنگی پیرامون خزر، موقعیت اوراسیایی خزر و همجواری خزر با قفقاز و آسیای مرکزی، بیش از سایر مولفه ها بر کمیت و کیفیت توان ژئواکونومیکی حوزه خزر تاثیرگذار هستند. نتیجه گیری: ظرفیت های اقتصاد دریا محور حوزه دریای خزر زمینه های توسعه مناسبات ژئواکونومیکی جمهوری اسلامی ایران را فراهم می آورد.
سنجش تغییرات بازدید شهروندان از پارک های شهری در دوره های قبل از کرونا، کرونا و پساکرونا
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
21 - 38
حوزههای تخصصی:
مناظر و فضاهای سبز شهری به ویژه پارک های شهری با ظهور و گسترش همه گیری کرونا تحت تاثیر قرار گرفته و در بسیاری نقاط مختلف جهان در طول دوران قرنطینه تعطیل شدند و سبب دوری شهروندان از این اماکن گردید، لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی تغییرات بازدید شهروندان از پارک های شهری در سه دوره مختلف قبل از همه گیری کرونا، همه گیری کرونا و پساکرونا می باشد. روش جمع آوری داده های مورد نیاز پژوهش از طریق منابع کتابخانه ای و پرسشنامه با ۹ سوال به وسیله توزیع در فضای مجازی بوده است. داده های حاصل از پرسشنامه به وسیله روش میانگین امتیازی بررسی شد و نتایج مورد نظر حاصل گردید. یافته های پژوهش نشان داد که دفعات مراجعه به پارک های شهری در دوران همه گیری کرونا نسبت به دوران قبل از آن به طور معنی داری کاهش یافته است اما در دوران پساکرونا این روند کاهشی متوقف شده و دوباره مراجعات افزایش یافته است، همچنین در ارتباط با دلایل مراجعه به پارک های شهری در دوران قبل و بعد از همه گیری کرونا جنبه تفریحی و گذران اوقات فراغت مهم ترین جنبه بوده ولی در دوران همه گیری کرونا جنبه آرامش روحی و روانی پر رنگ شده است.
ارزیابی و امکان سنجی نقش شهر هوشمند در پایداری زیست پذیری شهری (مطالعه موردی: کلانشهر اهواز)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
208 - 227
حوزههای تخصصی:
گسترش شهرنشینی و دستاوردهای شهری، آلودگی های زیست محیطی که از مهم ترین تولیدات یک شهر است توان پایداری آن را به شدت کاهش داده، به گونه ای که کیفیت محیط زیست به پایین ترین درجه خود رسیده و همه شاخص های پایداری دگرگون گردیده است. به کاهش مصرف انرژی و افزایش خودکفایی می انجامد. استفاده از فناوری هوشمند در کالبد ساختمان باعث بهبود کیفیت زندگی شده و همین امر علاوه بر کاهش اتلاف انرژی در افزایش سطح کیفی محیط زیست طبیعی نقش بسزایی را ایفا می کند.هدف اتحقیق ارزیابی و امکان سنجی نقش شهر هوشمند در پایداری زیست پذیری شهری مطالعه موردی کلانشهر اهواز می باشد، روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و بر مبنای مطالعات و بررسی های میدانی و پیمایشی است.جامعه آماری در دوگروه کارشناسان و شهروندان تقسیم بندی شده است، نمونه آماری کارشناسان هدفمند 15 نفر و شهروندان با استفاده از روش نمونه گیری کوکران 377 نفر مشخص شده است.ابزار گردآوری دیتاها پرسشنامه محقق ساخته و با استفاده از تحلیل آماری SPSS و مدل تاپسیس فازی تجزیه و تحلیل دیتا صورت گرفته است شاخص های مورد بررسی در دوبخش عوامل تاثیر گذار بر شهر هوشمند با 6 مولفه ( زیرساخت های هوشمند، حمل و نقل هوشمند، مدیریت انرژی هوشمند مدیریت پسماند هوشمند، کیفیت هوا و آب هوشمند، خدمات شهری هوشمند، اقتصاد هوشمند) و عوامل تاثیر گذار در محیط زیست شهری با 6 مولفه (مدیریت پسماند، آب و فاضلاب، فضای سبز شهری، حمل و نقل عمومی، آموزش و آگاهی محیط زیستی، پایداری و نوآوری شهری) مورد بررسی قرار گرفتند.طبق نتایج به دست آمده رابطه مثبت و معناداری میان شاخص های شهر هوشمند و پایداری زیست محیطی شهری در اهواز مشاهده شده است. بر اساس رتبه بندی تاپسیس، مؤلفه های "اقتصاد هوشمند" و "حمل ونقل هوشمند" به عنوان مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر پایداری زیست محیطی شناخته شدند.
پیش بینی جریان بار معلق رسوب با استفاده از برنامه ریزی بیان ژن (مطالعه موردی: حوضه آبریز ناورود گیلان)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
316 - 337
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به منظور بررسی کارآیی و دقت روش برنامه ریزی بیان ژن در پیش بینی رسوب بار معلق رودخانه ناورود در استان گیلان با استفاده از نرم افزار (GEP)، از داده های متوسط بارندگی، میانگین دبی رواناب، متوسط دمای حداکثر، متوسط دمای حداقل و میانگین دمای سالانه حوضه، به عنوان متغیرهای ورودی و همچنین داده های رسوب بار معلق مشاهده ای در ایستگاه هیدرومتری خرجگیل اسالم، به عنوان متغیر خروجی در دوره آماری مشترک 20 ساله (از سال آبی 75-74 لغایت 94-93) استفاده گردید. برای این کار، مقادیر رسوبات بار معلق حوضه از روش منحنی سنجه، مقادیر متوسط بارندگی از روش منحنی های هم باران با استفاده از مدل Kriging در محیط نرم افزار GIS و مقادیر سه شاخص درجه حرارت سالانه از طریق روابط گرادیان حرارتی منطقه برای سال های آماری مختلف برآورد گردید. جهت دست یابی به ساختار مناسب بین ورودی ها و خروجی مدل، اطلاعات 13 سال اول آماری برای آموزش برنامه و 7 سال باقی مانده برای صحت سنجی آن به کار گرفته شد و به منظور شناسایی ورودی های مؤثر، تعداد 6 الگوی مختلف بر اساس ترکیب داده های ورودی طراحی گردید. در نهایت، برای تعیین مناسب ترین رابطه جهت پیش بینی رسوبات حوضه، از دو شاخص معتبر جذر میانگین مربعات خطا (RMSE) و ضریب همبستگی (2R) استفاده گردید. نتایج نشان داد، با ساختار متوسط بارندگی، میانگین دبی رواناب، متوسط حداکثر و میانگین دمای سالانه حوضه، ضریب همبستگی (2R) بین داده های محاسباتی و مشاهد ه ای در دوره صحت سنجی به بیشترین مقدار خود (84%) و مقدار شاخص RMSE به کمترین مقدار خود (1.06) -می رسد. در نتیجه ساختار فوق به عنوان مناسب ترین الگوی ورودی جهت تخمین رسوبات سالانه حوضه پذیرفته شده و بر این اساس و با استفاده از زبان برنامه نویسی MATLAB و به کارگیری چهار عملگر اصلی حسابی، رابطه نهایی برای تخمین رسوب حوضه استخراج گردید.
سنجش شاخص های برآمده از شهر بیوفیلیک با تأکید بر دیدگاه سلامت روان (نمونه مورد مطالعه: مناطق و نواحی شهر اردبیل)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
611 - 629
حوزههای تخصصی:
با ظهور انقلاب صنعتی و تغییر نگرش ها و بهره کشی از طبیعت، گسیختگی بین فضاهای شهری و نظام های طبیعی به وجود آمده است. این امر موجب شکل گیری فضاهای بی روح شهری شده که با روحیات و نیازها و وابستگی های ذاتی انسانی به طبیعت هیچ انطباقی ندارند. مسائل و مشکلات بی شمار ناشی از این گسستگی به یکی از دغدغه های مهم برنامه ریزان شهری تبدیل شده است. در این راستا رویکرد بیوفیلیک به عنوان یک رویکرد نوین و جامعه نگر مبتنی بر طبیعت محوری در فضاهای شهری، با تطبیق شاخص های محیطی، شهروندمداری و مدیریتی به دنبال پایداری اکولوژیکی شهری است. در این راستا هدف پژوهش حاضر تبیین و بررسی وضعیت شاخص های شهر بیوفیلیک بر سلامت روحی و روانی شهروندان شهر اردبیل می باشد روش تحقیق حاضر توصیفی– تحلیلی بوده و سنجه های تخصصی با بهره گیری 60 گویه شامل زیرساخت بیوفیلیک (14 گویه)، فعالیت بیوفیلیک (14 گویه)، نگرش و آگاهی بیوفیلیک (11 گویه)، نهادها و سازمان های مرتبط با شهر بیوفیلیک (10 گویه)، سلامت اجتماعی و روانی (10 گویه) بود. برای تعیین پایایی ابزار پژوهش از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد میزان آلفای به دست آمده(932/.) می باشد.براساس یافته های پژوهش میانگین تمامی متغیرهای مورد مطالعه کمتر از حد متوسط(3) بوده که نشان دهنده نبود زیرساخت مناسب و عدم آگاهی مدیران و برنامه ریزان از شهر بیوفیلیک می باشد همچنین نتایج تحقی ق حاض ر اهمی ت وج ود ف ضاهای سبز در سلامت شهروندان و بهبود مؤلفه های مرب وط به سلامت روان را نشان می دهد، بن ابراین امی د اس ت که دست اندرکاران مربوط ه ب یش از پ یش ب ه اهمی ت وجود فضاهای سبز پ ی ب رده و گ سترش ای ن گون ه فضاها را در اولویت برنامه های خود قرار دهند ت ا ب ا این وسیله گامی را در جهت کاهش استرس و اف زایش سلامت روان شهروندان برداشته باشند.
بررسی نقش ساخت و سازها در تغییرات پوشش گیاهی محدوده باسمنج بین سالهای 2000-2020(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای اقتصادی دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
32 - 48
حوزههای تخصصی:
با گسترش شهرنشینی در دهه های اخیر و پیشرفت فناوری اطلاعات و ارتباطات، توجه به پوشش گیاهی و جلوگیری از تخریب آن ها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. برای نیل به این هدف نیازمند شناخت وضع موجود و سیر تحولات و عوامل مؤثر بر آن می باشیم؛ لذا در این پژوهش به ارزیابی پوشش اراضی و تغییرات آن ها در محدوده باسمنج طی سال های 2000، 2010 و 2020 و بررسی عوامل تأثیر گذار بر تغییرات کاربری ها بخصوص پوشش گیاهی پرداخته شد. جهت انجام این مهم، از تصاویر ماهواره لندست استفاده شد و طبقه بندی کاربری ها در سه طبقه پوشش گیاهی، بایر و اراضی ساخته شده به روش نظارت شده و الگوریتم حداکثر احتمال صورت گرفت. جهت اعتبارسنجی نقشه ها، از داده های واقعیت زمینی (تصاویر گوگل ارث) استفاده و ضریب کاپا برای سال های 2000، 2010 و 2020 به ترتیب برابر با 79، 86 و 95% به دست آمد. در نهایت با استفاده از مدل Lcm پیش بینی برای آینده کاربری ها (سال 2030) صورت گرفت و نتیجه نشان داد که از سال 2000 تا سال 2030 اراضی ساخته شده با افزایش مساحت و در مقابل پوشش گیاهی و اراضی بایر با کاهش مساحت به نفع اراضی ساخته شده مواجه هستند؛ به این صورت که اراضی ساخته شده از 3303900 متربع در سال 2000 به 5927400 متر مربع در سال 2010 و 9066600 مترمربع در سال2020 رسید و پوشش گیاهی که شامل اراضی کشاورزی، باغات و فضای سبز در این محدوده می شود از 7432200 مترمربع در سال 2000 به 7028100 مترمربع در 2010 و 5659200 مترمربع در سال 2020 رسید، از عوامل دخیل در این تغییرات می توان به افزایش جمعیت، ارزش افزوده حاصل از تغییرات کاربری از پوشش گیاهی به مناطق ساخته شده و جاده سازی و شهرک سازی و ... اشاره نمود. طی پیش بینی صورت گرفته این روند تا سال 2030 نیز ادامه خواهد داشت.
تحلیل منافع متعارض ترکیه وروسیه در قفقاز جنوبی از منظر ژئو پلتیک انتقادی2022-2001(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال ۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۵
123 - 142
حوزههای تخصصی:
قفقاز جنوبی از مهم ترین مناطق ژئوپلیتیکی است که در طول دو دهه گذشته عرصه منافع متعارض قدرت های منطقه ای از جمله ترکیه و روسیه است. این تحقیق به دنبال تبیین منافع متعارض ترکیه و روسیه در قفقاز جنوبی از منظر ژئوپلتیک انتقادی است و این فرض را مطرح می کند که منافع متعارض دو کشور مذکور در قفقازجنوبی با فاصله گرفتن از ژئوپلیتیک سنتی، در قالب استعاره های قدرت، فضا و هویت قابل تبیین است. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی و استفاده از نظریه ژئوپلیتیک انتقادی این موضوع را بررسی کرده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که ذهنیت مقامات روسیه در قفقاز جنوبی بر مبنای تسلط بیش از دو قرن بر این منطقه، لزوم باقی ماندن در حوزه نفوذ مسکو، و لزوم دور نگه داشتن غرب از آن است. گفتمان سازی مقامات ترکیه در قفقاز جنوبی بر مبنای عمق استراتژیک، مسیر اتصال به اروپا و آسیای مرکزی و موازنه سازی است. بر اساس استعاره قدرت، روسیه و ترکیه قفقاز جنوبی را منطقه نفوذ ژئوپلیتیک خود می دانند. در استعاره فضا روسیه به وسیله حضور در سرزمین های اوراسیا که قفقاز نیز بخشی از آن است و ترکیه با نوعثمانی گرایی و ژئوپلیتیک تمدنی سعی می کنند فضای منطقه را به نفع خود مدیریت کنند. در استعاره هویت روسیه این منطقه را عرصه «هویت روسی» و حضور روس تباران می بیند. برای ترکیه نیز کنشگری بر مبنای اسلام گرایی میانه رو و عرفی گرایی اهمیت دارد.
تحلیل و اولویت بندی موانع توسعه گردشگری استان کرمان از دیدگاه خبرگان بخش های خصوصی و دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهت پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی موانع توسعه گردشگری استان کرمان از دیدگاه خبرگان بخش خصوصی و دولتی انجام شده است. جامعه آماری شامل خبرگان بخش های دولتی و خصوصی آشنا با مسایل گردشگری استان کرمان است.ابتدا مهم ترین موانع اصلی توسعه گردشگری با استفاده از مبانی نظری در چهار دسته کلی شامل موانع زیربنایی، موانع بازاریابی، موانع فرهنگی-اجتماعی و موانع مدیریتی و ساختاری شناسایی و 20 زیر معیار برای این موانع تعیین گردید. به این ترتیب سلسله مراتب مراتب درخت تصمیم طراحی شد. آنگاه بر اساس نظر خبرگان و با روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی داده ها موانع توسعه گردشگری استان اولویت بندی شده است. از دیدگاه جامعه مورد مطالعه، اولویت موانع مزبور به ترتیب عبارتند از؛ موانع زیربنایی با وزن 297/0، موانع بازاریابی با وزن 257/0، موانع فرهنگی-اجتماعی با وزن 235/0 و موانع مدیریتی و ساختاری با وزن 214/0. ضعف خدمات هتلداری و رستورانداری با وزن 175/0 حایز رتبه اول در میان زیر معیارهاست. استفاده ناکافی از صدا و سیمای شبکه استانی برای معرفی جاذبه ها با وزن 105/0 در اولویت دوم و ناآگاهی عمومی از مزایای گردشگری با وزن 091/0 سومین اولویت را در میان زیرمعیارها کسب کرده است.
تأثیر تغییر اقلیم بر منابع آب زیرزمینی حوضه آبخیز چم انجیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۵)
53 - 80
حوزههای تخصصی:
اضافه برداشت از آبخوان ها، تغییر اقلیم، فعالیت های انسانی و زمین شناسی از جمله عوامل اثرگذار بر کمیت و کیفیت منابع آب زیرزمینی است. در پژوهش حاضر برای ارزیابی تغییر اقلیم بر منابع آب از داده های روزانه دبی، ایستابی، تخلیه چاه، بارش، دما و کیفیت آب زیرزمینی (در سال های 1991-2021 آبخوان چم انجیر) در حوضه خرم آباد استفاده شد. یافته ها نشان داد که در حوزه چم انجیر روند برداشت از چاه، دما و شاخص های شیمیایی نسبت جذب سدیم (SAR) و درصد سدیم (% Na) افزایشی معنادار و سختی کل (TH) و روند دبی کاهشی معنادار داشته است. طبق خروجی مدل، تغییرات بارش در دوره 2041-2060نسبت به دوره مشاهداتی کاهش و دوره 2021-2040 نسبت به دوره مشاهداتی افزایش خواهد داشت؛ اما مقدار دبی در دوره 2021-2060 کاهش خواهد یافت. روند افزایشی دو عنصر SAR و %Na تحت تأثیر کل مواد جامد محلول (TDS) و هدایت الکتریکی (EC) است. با افزایش TDS و EC میزان SAR و Na % افزایش می یابد. همبستگی TDS با Na% و SAR به ترتیب ۷۱۵/۰ و ۶۳۶/۰ و همبستگی بین EC با SAR و %Na به ترتیب ۷۱۳/۰ و ۶۳۵/۰ است. بر اساس مدل رگرسیون دبی و بارش، سطح ایستابی در دوره های 2021 تا 2060 روند کاهشی و عناصر کیفیت آب زیرزمینی (آنیون، کاتیون و هدایت الکتریکی) روند افزایشی خواهد داشت. نتیجه این تغییرات کاهش کمیت و کیفیت منابع آب زیرزمینی و افزایش تنش های آبی است؛ بنابراین بازنگری در مدیریت و تخصیص منابع آب، سازگاری با تغییر اقلیم، مدیریت الگوی کشت، افزایش راندمان آبیاری و تعامل با جوامع محلی و ذی نفعان می تواند در بهبود شرایط مؤثر باشد.
تفاوت های منطقه ای بهره برداری از منابع آب در ایران و نتایج توسعه ای آن در استان های کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه ناحیه ای سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۹)
259 - 288
حوزههای تخصصی:
تفاوت های مکانی ظرفیت های منابع آب، بهره برداری از این منابع و نتایج توسعه ای ناشی از مصرف منابع آب، از مهم ترین چالش های فراروی سیاست گذاران، برنامه ریزان و جوامع محلی است. ایران ازجمله کشورهای با شرایط بحرانی در مدیریت مصرف منابع آبی است که توسعه مناطق با پتانسیل های آبی آن، ارتباط مستقیم ندارد. براین اساس، پرسش محوری پژوهش این است که آیا در کشور ایران، نتایج توسعه ای بهره برداری از منابع آب، متناسب با ظرفیت ها و میزان مصارف آبی آنها بوده است یا خیر؟ با استفاده از روش توصیف-تحلیل و مستند به داده های مکانی و گزارشات آماری رسمی از وضعیت تولید و مصرف آب از یک سو و بررسی شاخص های عمومی اقتصاد کلان (تولید ناخالص داخلی و ارزش افزوده رشته فعالیت ها) و شاخص های ترکیبی توسعه (ضریب جینی و شاخص توسعه انسانی) از سوی دیگر، اقدام به بررسی رابطه مصرف آب با نتایج توسعه ای آن در استان های کشور شد. استدلال این بررسی و پژوهش بر این است که تناسبی بین ظرفیت های آبی مناطق مختلف کشور و میزان بهره برداری و مصارف آبی آنها با نتایج توسعه ای مورد انتظار مشاهده نمی شود. بررسی و تحلیل یافته های پژوهش نشان می دهد که تفاوت و اختلافات مکانی، استانی و منطقه ای در بهره برداری از منابع آب و شکل گیری الگوهای توسعه ای متفاوت با ظرفیت ها و منابع طبیعی و اکولوژیکی، روز به روز بر دامنه بحث های چالشی توسعه نابرابر و نامتوازن بین مناطق و استان های کشور خواهد افزود و تنظیم ظرفیت های توسعه ای هر استان متناسب با ظرفیت های زیستی و آبی آن، ضرورتی انکارناپذیر خواهد بود.
ارزیابی نحوه توزیع و پراکندگی مدارس مقطع ابتدایی در شهر مسجد سلیمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بوم شناسی شهری سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۷)
169 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر شناخت نحوه توزیع و پراکندگی مدارس مقطع ابتدایی در شهر مسجدسلیمان با تلفیق GIS و روش BWM فازی است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی با ماهیت تحلیلی- توصیفی است. شیوه گردآوری اطلاعات ترکیب روش های کتابخانه ای، میدانی و مصاحبه با افراد خبره (20 نفر) است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار GIS و روش BMW استفاده شد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که شاخص های مرتبط با آسیب شناسی پراکنش مدارس ابتدایی عبارتند از نزدیکی به اماکن ورزشی، اداری، فضای سبز، نواحی مسکونی، خیابان اصلی، مراکز نظامی، مراکز صنعتی، درمانی و فرهنگی. براساس نتایج پژوهش حاضر شاخص های نزدیکی به مراکز صنعتی با وزن 1991/0، نظامی با وزن 1107/0 و خیابان اصلی با وزن 1095/0 دارای بیش ترین اوزان هستند. همچنین معیارهای نزدیکی به مراکز فرهنگی با وزن 0656/0، ورزشی با وزن 0992/0 و اداری با وزن 1019/0 به ترتیب کم ترین اوزان را به خود اختصاص داده اند.
شناسایی عوامل کلیدی موثر بر روند گسترش سکونتگاه های غیررسمی به روش تحلیل ساختاری (مطالعه موردی: شهر خوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۰
256 - 230
حوزههای تخصصی:
امروزه سرعت توسعه شهری از ظرفیت و توانایی دولت ها در گسترش زیرساخت ها و ارائه خدمات و ایجاد اشتغال پیشی گرفته است، در نتیجه پدیده اسکان غیررسمی به سرعت و به صورتی بی قاعده گسترش یافته است. آمارها حکایت از آن دارند که جمعیتی از کلان شهرها و حتی بسیاری از شهرهای متوسط اندام در زیستگاه های نابسامان و در حاشیه شهرها اسکان گرفته اند که جایگاه فقیرترین گروه های جمعیت شهری را تشکیل داده اند، این امر ضرورت تلاش در جهت ایجاد شرایط بهتر در این سکونتگاه ها را نمایان می سازد. امروزه یکی از شیوه های نوین برای واکاوی چالش های فعلی و پیش رو، بهره گیری از رویکرد آینده نگاری و نگاه به حال از آینده است. شهر خوی به دلیل رشد سریع جمعیت و مهاجرت طی دهه های گذشته، نتوانسته شرایط مناسب برای سکونت بخشی از جمعیت را فراهم آورد. به همین دلیل جمعیتی که به شهر خوی روی آورده مجبور به سکونت در حاشیه شهر شده و پدیده ای به نام سکونتگاه های غیررسمی را به وجود آورده است. این تحقیق با هدف شناسایی عوامل تاثیرگذار بر روند گسترش سکونتگاه های غیررسمی در شهر خوی به نگارش رسیده است. برای این منظور روش دلفی جهت شناسایی عوامل تاثیرگذار به کار گرفته شد که نتیجه آن شناسایی 72 عامل در 6 حوزه مختلف بود، سپس روش تحلیل اثرات متقابل جهت استخراج عوامل کلیدی تاثیرگذار به کار گرفته شد که در نتیجه آن از مجموع 72 عامل، تعداد 26 عامل به عنوان عوامل کلیدی شناسایی شدند.
ارزیابی اثر تغییرات کاربری اراضی بر سطح تراز آب زیرزمینی (مطالعه موردی: دشت آبخوان اسلام آباد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
40 - 57
حوزههای تخصصی:
آب های زیرزمینی یکی از منابع اصلی تأمین آب شیرین کره زمین محسوب می شوند. امروزه باتوجه به رشد جمعیت و روش های نوین آبیاری، پدیده تغییر کاربری اراضی به سرعت در حال افزایش است که اثرات منفی بر این منابع ارزشمند دارد. وابستگی بالا به منابع آب زیرزمینی در ایران و تعادل بخشی به این منبع مهم، موجب شد تا پژوهش حاضر به رابطه تغییرات کاربری اراضی بر سطح تراز آب زیرزمینی دشت آبخوان اسلام آباد در بازه زمانی 28 ساله در دو دوره (دوره اول: 1374-1378و دوره دوم: 1398-1402) بپردازد. در ابتدا با استفاده از تصاویر ماهواره لندست-5 و لندست-8 پوشش اراضی منطقه مطالعاتی را با الگوریتم جنگل تصادفی در 5 کلاس (کشاورزی دیم، کشاورزی آبی، مناطق ساخته شده، پیکره آبی و اراضی بایر) طبقه بندی گردید. سپس با بهره گیری از آمار چاه های مشاهده ای نقشه های پهنه بندی سطح تراز آب زیرزمینی در نرم افزارArcMap با ابزار درونیابی IDW تهیه شدند. در نهایت نتایج تغییرات کاربری اراضی با سطح تراز آب زیرزمینی مقایسه شد. نتایج نشان داد کاربری کشاورزی دیم در دوره دوم 33/15 درصد کاهش یافته که از این میزان، 79/12 درصد به کاربری کشاورزی آبی تبدیل شده و بیشتر در بخش های مرکزی حوضه اتفاق افتاده است. کاربری ساخته شده رشد 47/2 درصدی داشته که بیشتر آن مربوط به شهر اسلام آباد است. پهنه آبی به میزان 3/0 درصد کاهش و اراضی بایر 10/0 درصد افزایش مساحت داشته است. سطح تراز آب زیرزمینی در بازه مطالعاتی روند نزولی داشته به گونه ای که در نواحی مرکزی سطح تراز آب زیرزمینی از 14 متر در دوره اول با 18 و 27 متر در این دوره جایگزین شده است در این نواحی کاربری کشاورزی دیم به کاربری کشاورزی آبی تغییر یافته است. در مناطق شمالی حوضه نیز کاهش سطح تراز آب زیرزمینی به دلیل گسترش کاربری ساخته شده (شهر اسلام آباد) اتفاق افتاده است.
تحلیل ساختاری مؤلفه های مؤثر بر پایداری اجتماعی- اقتصادی مناطق روستایی استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، با توجه به جایگاه و نقش جامعه ی روستایی در توسعه ی متوازن کشور و همچنین با عنایت به مسائل و مشکلاتی که این جامعه با آن مواجه است، توجه به پایداری روستایی امری ضروری به نظر می رسد. مقوله ی پایداری اقتصادی- اجتماعی یکی از مباحث مهم در ارتباط با مناطق روستایی است. این دو بعد از پایداری، به علت توجه بیشتر به مؤلفه های پایداری محیطی، تا حد زیادی در سایه و سیطره ی آن قرار گرفته و کمتر به طور مستقل بررسی شده اند. لذا هدف از انجام این تحقیق، تحلیل ساختاری مؤلفه های مؤثر بر پایداری اقتصادی- اجتماعی مناطق روستایی استان ایلام می باشد که با استفاده از آنالیز فضایی در سامانه اطلاعات جغرافیایی جهت نمونه گیری، از بین 378 روستای بالای 20 خانوار ، 37 روستا به عنوان نمونه انتخاب و 250 پرسشنامه توسط روستاییان تکمیل شده است. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی-تحلیلی است و جهت گردآوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. همچنین تحلیل داده ها با آزمون T تک نمونه ای در نرم افزار SPSS و رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار PLS انجام شده است. نتایج آزمون tتک نمونه ای نشان می دهد که مؤلفه ی مشارکت اجتماعی با میانگین 1646/3، بالاتر از حد میانگین 3 بوده و سایر مؤلفه های تحقیق، در حد میانگین یا پایین تر هستند. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری نشان می دهد، مقادیر تی بدست آمده برای تمام مسیرها بزرگتر از 96/1 است، بنابراین رابطه بین سازه های سطوح بالاتر با سازه های سطوح پایین تر معنادار است. همچنین نتایج کلی نشان می دهد پایداری اجتماعی نسبت به پایداری اقتصادی در ایجاد پایداری کلی نقش مهم-تری دارد.
تحلیل نظری نقش مؤلفه های مدیریت سیاسی فضا بر پایداری منابع آبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
109 - 138
حوزههای تخصصی:
مسئله پایداری منابع آبی یکی از جدی ترین چالش هایی است که کشورها در چند دهه اخیر با آن مواجه بوده اند. پایداری منابع آبی عبارت است از: تأمین نیازهای آبی نسل حاضر و نسل های آینده؛ بنابراین حفظ چنین وضعیتی ارتباط مستقیمی با مدیریت سیاسی فضا در یک کشور دارد. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی و در چارچوب رابطه سیاست و فضا از دیدگاه نظری به دنبال بررسی نقش مؤلفه های مدیریت سیاسی فضا بر پایداری منابع آبی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سه بُعد 1. قانون گذاری(شامل: ساختار حکومت در یک کشور، تفویض اختیارات به نهادهای متولی آب، تمرکز قدرت سیاسی، تعدد و سطوح نهادهای قانون گذار، رابطه حکومت و ملت، الگوی نظام سیاسی حاکم) 2. مدیریت اجرایی(شامل: سیستم بودجه ریزی کشور، استراتژی های توسعه ملی، مسئله کارآمدی دولت و نهادهای زیرمجموعه، فرهنگ سیاسی، بوروکراسی، منابع درآمدی دولت، سطوح مدیریت اجرایی)3. تقسیمات سیاسی فضا(شامل: توازن و عدم توازن در واحدهای استانی، تمرکز در کانون های سیاسی اداری، معیارها و ضوابط تقسیمات کشوری، همگونی و ناهمگونی واحدهای سیاسی فضایی از جنبه طبیعی، نیروهای تأثیرگذار بر فرایند تقسیمات سیاسی) از جمله مهم ترین ابعاد و مؤلفه هایی هستند که پایداری منابع آبی را تحت تأثیر قرار می دهند.
تبیین نقش کیفیت محیط محلّه های مسکونی در بهزیستی روان شناختی ساکنان (نمونه موردی: محلّه غیر رسمی سایان شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
219 - 222
حوزههای تخصصی:
با رواج رویکرد تعامل فرد با محیط در مطالعات کیفیت محیطی، وضعیت محیط زندگی شهروندان به ویژه در سکونت گاه های غیررسمی، مورد تردید و سوال می باشد. زیرا این سکونت گاه ها می توانند آثار جبران ناپذیری بر وضعیت روحی و روانی ساکنان برجای گذاشته و در کیفیت زندگی آنان مؤثر باشند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر تبیین نقش کیفیت محیط کالبدی و عملکردی محله غیررسمی سایان شهر زنجان، در بهزیستی روان شناختی ساکنان است. پژوهش حاضر، در زمره پژوهش های اکتشافی - تحلیلی قرار می گیرد. رویکرد پژوهش کمّی بوده و از نظر کاربست نتایج، می توان آن را در زمره پژوهش های کاربردی به شمار آورد. گردآوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز ازطریق مطالعات کتابخانه ای و روش های میدانی انجام گردیده است. گردآوری و ارزیابی داده های مرتبط با کیفیت محیط، ازطریق پرسشنامه محقق ساخته بوده و جهت ارزیابی وضعیت بهزیستی روان شناختی ساکنان از پرسشنامه 54 سوالی «ریف» استفاده شده است. نمونه آماری مورد مطالعه شامل 134 پلاک مسکونی است که به صورت سیستماتیک و با مراجعه به درب منازل مورد پرسش گری قرارگرفته اند. جهت تجزیه و تحلیل شاخص های اثرمحور و بررسی روابط آن با وضعیت بهزیستی روان شناختی ساکنان، از مدل سازی معادلات ساختاری و از نرم افزار «Smart PLS» سوده برده شده است. داده های مشاهده کارشناسی نیز با استفاده از روش تحلیل کیفی مورد ارزیابی قرارگرفته اند. براساس نتایج به دست آمده؛ سازه بهزیستی روان شناختی در محله غیررسمی سایان به میزان 266/0 توسط کیفیت محیط کالبدی و عملکردی تببین می گردد. این مهمّ بیش از همه ازطریق کیفیت محیط کالبدی با ضریب معناداری 186/3 و ازطریق 3 مولفه بهداشت محیطی، خوانایی و اصالت محیط بر وضعیت بهزیستی روان شناختی ساکنان محله غیررسمی سایان، مؤثر واقع می گردد و نشان دهنده نقش معنادار کیفیت محیط کالبدی و عملکردی بر بهزیستی روان شناختی ساکنان است
ارزیابی و تبیین ابعاد سرمایه اجتماعی مؤثر در فرآیند توسعه نواحی روستایی (مورد مطالعه: دهستان دشت ارزنه، شهرستان باخرز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
98 - 112
حوزههای تخصصی:
دستیابی به توسعه روستایی مستلزم اهتمام ویژه به ذینفعان و بهره مندی از ظرفیت های جوامع محلی می باشد و این امر زمانی میسر خواهد بود که از سرمایه های اجتماعی در مناطق روستایی به نحو مطلوب استفاده نمود. در این پژوهش دو بعد سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد و مشارکت اجتماعی تعریف و مورد بررسی قرار گرفته است. دهستان دشت ارزنه یکی از دهستان های با ظرفیت بالای نیروی انسانی، اقتصادی، طبیعی و گردشگری در شهرستان باخرز است که کم توجهی به شاخص های اجتماعی همچون مشارکت، اعتماد، انسجام اجتماعی, تعهد و مسئولیت پذیری و .. زمینه ساز مشکلات متعدد در روستاها و حتی مهاجرت از روستاها، نارضایتی مردم، عدم احساس مسئولیت در زمینه جریانات روستایی شده است. که برنامه ریزی در این زمینه بسیار ضروری می باشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع تحقیقات توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش شامل سرپرستان خانوار روستایی دهستان ارزنه در شهرستان باخرز بوده و بر اساس آخرین سرشماری نفوس مسکن تعداد جامعه مطالعاتی 2779 خانوار می باشد و بر مبنای فرمول کوکران حجم نمونه مطالعاتی 300 نفر تعیین شده است. بمنظور بررسی ابعاد سرمایه های اجتماعی از آزمون های همبستگی اسپیرمن و مقایسه میانگین بین مؤلفه ها (تی مستقل) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که در بین مؤلفه های سرمایه های اجتماعی، مشارکت، احساس مسئولیت و اعتماد سازی تاثیر بسزایی در تقویت سرمایه های اجتماعی و دستیابی به توسعه روستایی در روستاهای مورد مطالعه داشته است و از بین 5 روستای مورد مطالعه، سه روستا توانسته اند به توسعه مطلوب بعد از انجام پروژه توان افزایی دست پیدا کنند، برمبنای یافته های پژوهش تقویت تشکل ها و گروه های مردمی از مهمترین راهبردهای تقویت سرمایه های اجتماعی و دستیابی به توسعه روستایی می باشد.
ارزیابی خسارات ناشی از زلزله در مناطق شمال شهر تبریز (مناطق 1، 5 و 10)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
1 - 22
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر آسیب پذیری لرزه ای مناطق شمالی شهر تبریز (مناطق 1، 5 و 10) مورد ارزیابی قرار گرفته است. ارزیابی آسیب پذیری لرزه ای در طی پنج مرحله شامل: ارزیابی مکانی معیارهای موثر بر آسیب پذیری، فازی سازی معیارهای ارزیابی، استخراج وزن معیارها با استفاده از مدل AHP، روی هم گذاری و ترکیب معیارها و در نهایت محاسبه ضریب آسیب پذیری لرزه ای شهر به انجام رسید. نتایج حاصل از مدل AHP نشان داد که معیارهای فاصله از گسل و تراکم مسکونی هر دو با ضریب وزنی 229/0 و معیار تراکم جمعیت با ضریب وزنی 162/0 مهم ترین معیارهای موثر بر آسیب پذیری لرزه ای مناطق شمالی شهر تبریز می باشند. پهنه بندی آسیب پذیری لرزه ای نشان داد که تقریبا تمامی مناطق شمالی شهر نسبت به مخاطره زلزله از آسیب پذیری بالا تا بسیار بالایی برخوردارند. در حالت تطبیقی بالغ بر 6/16 درصد از فضاهای شهری مناطق مطالعاتی در کلاس با آسیب پذیری لرزه ای زیاد و 6/5 درصد در کلاس با آسیب پذیری لرزه ای بسیار زیاد واقع شده اند. این فضاها عمدتا شامل کاربری های مسکونی واقع در محلات غربی منطقه 1 و محلات مرکزی منطقه 10 می باشند. بر اساس ضریب آسیب پذیری لرزه ای برای زلزله ای با شدت 10 مرکالی حجم تخریب در این محلات بین 65 تا 100 درصد خواهد بود. از دلایل آسیب پذیری لرزه ای بسیار بالای بخش های غربی منطقه 1 و بخش های مرکزی منطقه 10 می توان به مجاورت با گسل بزرگ تبریز، تراکم بالای جمعیتی و مسکونی، فقدان یا محدودیت شدید فضاهای باز شهری، ریزدانه بودن بخش قابل توجهی از ساختمان ها، وجود بافت فرسوده و حاشیه نشینی اشاره نمود.