درخت حوزه‌های تخصصی

ادبیات تطبیقی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۳٬۷۹۷ مورد.
۸۱.

آوارگی زبان و تبعید ذهن: تحلیلی تطبیقی در باب واسازی زبان در شعر یدالله رؤیایی و سلیم برکات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۲
بررسی چگونگی استحاله تجربه تبعید به یک بحران معرفت شناختی در زبان، در آثار دو چهره ساختارشکن شعر مدرن، یدالله رؤیایی (معمار «شعر حجم» فارسی) و سلیم برکات (از نوآوران برجسته شعر عرب) درونمایه اصلی پژوهش حاضر است. پرسش محوری آن است که چگونه آوارگی فیزیکی و ذهنی، این دو شاعر را به پروژه ای بنیادین برای واسازی زبان سوق داده است. با به کارگیری نظریه ساختارشکنی دریدا، به ویژه نقد «کلام محوری» و منطق «تفاوت-تأخیر»، می توان دریافت که رؤیایی و برکات، زبان را از رسانه ای برای بازنمایی واقعیت به فضایی خودارجاع، آواره و خودبسنده بدل کرده اند. در این ساحت نوین، کلمات از سلطه مدلول های ثابت رها شده و در شبکه ای بی مرکز از دلالت های معلق و لغزان به بازی درمی آیند. نکته اساسی و مهم در این میان آن است که هر دو شاعر از دو مسیر متضاد به این هدف دست می یابند: رؤیایی با راهبرد مینیمالیستی «شعر حجم» و تهی سازی فضا، و برکات با رویکرد ماکسیمالیستیِ انباشت اساطیر شخصی و واژگان کهن. همگرایی این دو رویکرد به خلق یک «شعر-شیء» می انجامد که دیگر نه «روایتی از تبعید»، بلکه خودِ «تجسم مادی و زبانیِ» آن است؛ زبانی که خود به وطن ویران شده ای بدل می شود و تنها امکان سکونت در آن، بازسازی مداوم ویرانه هایش است.  
۸۲.

بررسی مقولات فرهنگی درترجمه عربی داستان کوتاه جشن فرخنده جلال آل احمد براساس نظریه نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۸۲
ترجمه متونی که واژه ها، اصطلاحات عامیانه و مسائل فرهنگی، اجتماعی و... زبان مبدا را در خود جای داده است، نیازمند مطالعه فراوان وآگاهی مترجم است؛ زیرا ترجمه این متون با چالش هایی همراه است. با نقد ترجمه ها می توان برخی مشکلات ترجمه این متون را برطرف نمود. نظریه ای که در این جستار برای نقد مقولات فرهنگی در ترجمه به کارگرفته شده ، نظریه نیومارک است. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به نقد ترجمه عربی داستان کوتاه جشن فرخنده از مجموعه پنج داستان نوشته جلال آل احمد براساس نظریه نیومارک پرداخته شده است. در این ترجمه از هجده راهکار پیشنهادی نیومارک در ترجمه عناصر فرهنگی، معادل فرهنگی از بسامد بالایی برخورداراست و ازمقولات فرهنگی معرفی شده درنظریه مذکور، فرهنگ مادی، بیش ترین نمونه را درترجمه یاد شده دارد. نکته قابل ذکر این است که مترجم در ترجمه بعضی عناصر فرهنگی، گاهی به نوشتن معادل های اشتباه روی آورده است که در پژوهش پیش رو با توجه به نظریه نیومارک برای ترجمه بعضی از این عناصر، ترجمه هایی پیشنهاد شده است. نتایج با کمک جدول و نمودار نمایش داده شده است.
۸۳.

بررسی تطبیقی معنای زندگی در شعر رودکی و ابن فارض با رویکرد اخلاق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۳۷
مسئله ی معنای زندگی همواره یکی از پرسش های بنیادین بشر در قلمرو دین، فلسفه و روان شناسی بوده است. پرسشی که ریشه در دغدغه ی هستی شناسانه انسان دارد و پاسخ به آن می تواند سرنوشت روانی، اخلاقی و اجتماعی او را رقم زند. فقدان معنا، انسان را دچار خلأ وجودی و سرگردانی می کند، در حالی که ادراک هدفمندی و معنادار بودن حیات، بستری برای آرامش، مسئولیت پذیری و شکوفایی اخلاقی فراهم می آورد.پژوهش حاضر با عنوان «بررسی تطبیقی معنای زندگی در شعر رودکی و ابن فارض با رویکرد اخلاق اسلامی» به تحلیل تطبیقی دیوان این دو شاعر برجسته می پردازد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی است و در آن تلاش شده با استخراج گزاره های کلیدی مربوط به معنای زندگی از متون شعری رودکی و ابن فارض، دیدگاه های این دو شاعر درباره حیات، انسان، هدفمندی، لذت، رنج، مرگ، و ارتباط با خداوند بررسی گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که وجه اشتراک اصلی این دو شاعر در نگاه مثبت و متعادل به زندگی است؛ رودکی با تکیه بر حکمت و عقلانیت، بر لذت مشروع و زیستن آگاهانه تأکید دارد و ابن فارض با بهره گیری از مفاهیم عرفانی، زندگی را بستر سلوک معنوی و اتصال به حقیقت الهی می داند. هر دو شاعر ضمن پایبندی به اخلاق اسلامی، از ورود به زهد افراطی یا تعصب بی پایه پرهیز می کنند و نگاهی امیدبخش به هستی دارند. از دیگر یافته های پژوهش آن است که رودکی بیشتر به جنبه های دنیوی و عقلانی معنای زندگی توجه دارد، در حالی که ابن فارض بُعد اخروی و شهودی را پررنگ می کند
۸۴.

بررسی تطبیقی مدرنیسم در رمان های «سه دختر حوا» اثر الیف شافاک و «چراغ ها را من خاموش می کنم» اثر زویا پیرزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
این پژوهش نمودهای مدرنیسم را در دو رمان «سه دختر حوا» از الیف شافاک و «چراغ ها را من خاموش می کنم» از زویا پیرزاد با رویکردی تطبیقی تحلیل می کند. شافاک، نویسنده ترکیه ای، از طریق درون مایه های هویت و دین، تناقض های زندگی مدرن ترکیه را بازتاب می دهد، در حالی که پیرزاد، نویسنده ایرانی-ارمنی، به زندگی روزمره با نگاهی دقیق و شاعرانه پرداخته و تجربه های زیسته شخصیت ها را ملموس می سازد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نحوه به کارگیری مؤلفه های مدرنیستی، از جمله توجه به درونیات شخصیت ها، جریان سیال ذهن، و تغییر زاویه دید در ساختار روایی هر دو رمان می پردازد. یافته ها نشان می دهد که هر دو نویسنده از تکنیک های مدرنیستی برای تقویت عمق روایتی و بیان چندلایگی تجربه های انسانی بهره گرفته اند. شافاک با استفاده از ساختار غیرخطی و تغییرات زاویه دید، پیچیدگی روانی و اجتماعی شخصیت ها را برجسته کرده، در حالی که پیرزاد، با تمرکز بر جزئیات و ساختار غیرمتعارف زمان، به بیان احساسات و کنش های روزمره معنا و عمق می بخشد. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که مدرنیسم به عنوان یک جریان فکری، در آثار این دو نویسنده ابزاری مؤثر برای بازنمایی جهان متناقض و چندوجهی معاصر به شمار می رود؛ جریانی که با ایجاد لایه های متعدد معنایی و دعوت مخاطب به تجربه تفکرات پیچیده، بر تحول روایت های مدرن تأثیرگذار بوده است.
۸۵.

بررسی تطبیقی زیبایی شناسی نور و تاریکی در بازنمایی خیر و شر در فلسفه اشراق سهروردی و شعر مذهبی جان میلتون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۰
مسئله نسبت نور و تاریکی با خیر و شر و چگونگی پیوند آن با حقیقت و زیبایی، از مباحث بنیادین در سنت های فلسفی و دینی است که در حکمت اشراق شهاب الدین سهروردی و شعر مذهبی جان میلتون به دو صورت فلسفی و شاعرانه تبیین شده است. با وجود اشتراک در این دوگانگی، نحوه تبدیل مفاهیم نور و تاریکی به تجربه ای زیباشناختی و ابزار بازنمایی خیر و شر در این دو سنت، به روشنی تبیین نشده است. پرسش اصلی پژوهش این است که نور و تاریکی چگونه در اندیشه سهروردی و شعر میلتون به بنیانی برای بازنمایی خیر و شر و تجربه زیبایی تبدیل می شوند و این فرایند چه تفاوتی در ساختار ادراک و بیان آن ها دارد؟ این پژوهش با رویکرد تحلیلی–تطبیقی و روش کیفی، بر اساس مطالعه دو متن «حکمهالاشراق» و «بهشت گمشده» (Paradise Lost)، به بررسی مبانی زیبایی شناختی این مفاهیم و تحول آن ها از سطح متافیزیکی به زیباشناختی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که در حکمت اشراق، نور اصل وجود و منشأ معرفت و زیبایی است و شر فقدان آن است؛ در جهان میلتونی، نور صورت الاهیاتی فیض و ایمان است و تاریکی علاوه بر سقوط، بستر بازگشت به نور است. بدین ترتیب، خیر و شر در هر دو سنت در قالب حضور یا غیبت نور فهم می شوند، اما در حکمت اشراق ادراک زیبایی از طریق عقل شهودی و حضور نور حاصل می شود، در حالی که در شعر میلتون، تخیل شاعرانه تجربه ای دراماتیک شکل می دهد. زبان تمثیل و استعاره در هر دو سنت ابزار تبیین حقیقت و بازنمایی خیر و شر است.
۸۶.

بررسی تطبیقی گدای غلامحسین ساعدی و گدای (الشّحاذ) نجیب محفوظ بر اساس دیالکتیک هگل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۲۵۱
دو نویسنده ادبیات داستانی ایران و مصر، غلامحسین ساعدی و نجیب محفوظ، در دو اثر همنام خود با عنوانِ گدا، به موضوعات اجتماعی مهمی در برخوردِ جامعه با پدیده مدرنیته پرداخته اند. پژوهش حاضر، با تکیه بر دیالکتیک هگل، به تحلیل تطبیقی این دو اثر، پرداخته و برنهاد (تز) سنت، برابرنهاد (آنتی تز) مدرنیته و هم نهاد (سنتز) پیامدهای این تعارض را در دو جامعه ایران و مصر واکاوی می کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در داستان «گدا»ی ساعدی، سنت از طریق احترام به خانواده، پایبندی به ارزش های روستایی و اعتقادات مذهبی نمایان است و مدرنیته با فروپاشی کانون خانواده، گسترش فساد اخلاقی و بی اعتنایی به دین، برابرنهاد آن را شکل می دهد. در «الشّحاذ»، سنت در وفاداری خانوادگی، نوستالژی گذشته و سادگی و صمیمیت روستایی تجلی می یابد، در حالی که مدرنیته با علم زدگی، سردی روابط اجتماعی و بی حرمتی به مقدسات در تقابل با آن، قرار می گیرد. دیالکتیک هگل نشان می دهد که این تضادها به مثابه نیروی محرکه ای در بطن تاریخ عمل کرده که نطفه های یکدیگر را در خود پرورش می دهند. پیامد این صیرورت (سنتز) در هر دو اثر، اضطراب، ترس و تنهایی است که در ارتباط با عُمر حمزاوی، شخصیت اصلی الشّحاذ، به شکلِ پوچی و گم گشتگی در معنای زندگی نیز، تجلی می یابد. جستار پیشِ رو، با رویکردی توصیفی-تحلیلی، ضمن برجسته سازی جنبه های منفی مدرنیته، نشان می دهد که هر دو نویسنده با نگاهی انتقادی، گذارِ ناتمام از سنت به مدرنیته را به تصویرکشیده و عمیقاً به تبعات اجتماعی این تحول پرداخته اند.
۸۷.

بررسی تطبیقی تأثیر جنسیّت بر زبان (DSL) در شعر ژاله اصفهانی و سعاد الصباح (با تکیه بر نظریه رابین لیکاف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۰
یکی از نظریّاتی که توسّط رابین لیکاف ارائه گردید، تأثیرپذیری زبان از جنسیّت است؛ بدین معنا که سبک نوشتاریِ زنانه یا مردانه، به دلیل نوعِ جنسیّت آن دو، در زبان ادبیِ آنها نیز تأثیر خواهد نهاد. لیکاف نظریه خود را در چهار محورِ آوایی، واژگانی، نحوی و ارتباطی یا معنایی، ساماندهی کرد و ویژگی های سبکِ زنان را در این چهار حوزه مورد بررسی قرار می دهد. این جستار به روش تحلیلی- توصیفی و در راستای مکتب آمریکایی در ادبیات تطبیقی، به بررسی سبکِ شعری و زبانِ زنانه ژاله اصفهانی، سراینده معاصر ایرانی، و سعاد الصباح، شاعر معاصر کویتی بر اساس نظریه مذکور خواهد پرداخت تا میزانِ تأثیر این نظریه بر زبان شعریِ دو سراینده را مورد تحلیل سنجشانه قرار دهد. یافته های پژوهش گویای آن است که دو شاعر، از شاخصه های متعدّد زنانه در چهار سطح مذکور به طور فراگیر و گسترده ای بهره گرفته اند. از جمله اینکه استفاده از تکرار در سطح زبانی، کاربست کلمات عاطفی در سطح واژگانی، بهره گیری از جملات پرسشی و کوتاه در حوزه نحوی، و دفاع از حقوق هم جنسان خود و بیان دغدغه های زنانه در سطح ارتباطی و معنایی، بیش از دیگر مؤلّفه ها به عنوان ویژگی های زنانه و نشانه های تأثیر جنسیّت بر زبان در شعر دو سراینده، نمود پیدا کرده است.
۸۸.

بررسی تطبیقی مضامین مشترک در حکمت های ایرانیان باستان و منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۴۵
یکی از نشانه های ژرف اندیشی و خردمندی ایرانیان باستان، سخنانی است کوتاه و پرمغز و پندهایی ارزشمند است که نشان از خردگرایی و دین مداری و دادورزی و پایبندی به اخلاقیات آنان دارد. نیاز و شیفتگی عرب ها به فرهنگ و تمدن ایرانی و اشتیاق آنها به شنیدن اخبار ایرانیان باستان، باعث آشنایی آنها با حکمت ها و پندهای این قوم از طریق ترجمه متون پهلوی و اختلاط نژادی و درنتیجه ورود این سخنان حکیمانه به فرهنگ عربی شد. این پژوهش تکمله ای است بر کتاب حکمت های ایرانیان باستان در منابع عربی که به معرفی بیش از هزار مضمون حکیمانه ایرانی در ادب عربی پرداخته است. از آنجا که در پژوهش مذکور برخی منابع در دسترس نبوده و یا از قلم افتاده است، به معرفی حدود 250  مضمون جدید پرداخته همسویی و اشتراک آنها را با حکمت های نهج البلاغه، غررالحکم و احادیث نبوی و...  از جهت ساختار کلامی و مضمونی نشان داده ایم. علاوه بر معرفی حکیمانه های جدید ایرانی، تلاش کرده ایم که با روش عِلّی- مقایسه ای، احتمالات مختلف را برای توجیه و تفسیر این شباهت ها مورد بررسی قرار دهیم. نتایج  مقایسه بر اساس این احتمالات، نشان از  قرابت فکری و فرهنگی ایرانیان باستان با بسیاری از مضامین اسلامی به سبب تجربه و عقلانیت و آموزه های دینی دارد. هرچند احتمال جعل و انتساب دروغین با انگیزه تعصبات دینی و شعوبی منتفی نیست.
۸۹.

واکاوی دلالت رنگ سبز در شعر أمل دنقل و قیصر امین پور با تکیه بر رمزگان زیبایی شناختی پی یر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۱
نشانه شناسی پی یرگیرو به عنوان یک نظریه گفتمان محور، نشانه های زبانی را در متن بر اساس رمزگانی که بدان ها تعلق می گیرد مورد واکاوی قرار می دهد. رمزگان زیبایی شناختی در الگوی گیرو بر اساس نشانه های القائی در شعر که با خیال و عواطف انگیخته شده سرو کار دارد لذا به  نشانه های چند معنایی و مبهم، که ذهن و روان انسان با آن مواجه است، چهارچوب مشخصی می دهد که در این حالت تحلیل گر با نشانه هایی روبه رو است که به شکل  نظامی در آمده اند. رنگ سبز از جمله نشانه هایی القائی و انگیخته شعری در شعر قیصرامین پور و أمل دنقل دو شاعر نامی عربی فارسی است که با خلق فضای تخیّل آمیز و ایجاد تقابل های دوگانه سبب زیبایی و تضمن معنایی وبعضا چند معنایی می شود. از این رو مقاله حاضر می کوشد تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی دلالت رنگ سبز را در شعر أمل دنقل و قیصر امین پور به عنوان یک نشانه زبانی چند لایه در سایه رمزگان زیبایی شتاسی پی یر گیرو تحلیل کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که رنگ واژه سبز در آراء دو شاعر از اهمیت ویژه ای برخودار است و در مواردی از این رنگ به عنوان نماد عواطف و احساسات قلبی و همینطور عنصر معنوی و قدسی یاد می کنند. با توجه به معنای اصلی رنگ سبز به عنوان نماد طبیعت، هر دو شاعر در مقام مقایسه بین روستا و شهر، ضمن برتری دادن روستا بر شهر، آرامش و آسایش را از جمله نشانگان رنگ واژه سبز قلمداد می کنند.علاوه بر این رنگ واژه سبز درآثار مورد مطالعه نماد زندگی، امید، باروری، تازگی و زنده دلی است که هر کدام برای بیان مقاصد و افکار منحصر به فردی در قالب «خیزش و زایش»ارائه گردیده است.
۹۰.

نقد تطبیقی سیمای قهرمان در رمان های «همسایه ها» اثر احمد محمود و «چهره مرد هنرمند در جوانی» اثر جیمز جویس بر اساس نظریّه لارنس کلبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۱۲
قهرمانان از عناصر کلیدی داستان ها هستند که با رفتار خود حوادث داستان را شکل می دهند. بررسی تطبیقی سیمای قهرمانان در داستان های ملل مختلف می تواند نشانگر تفاوت های جامعه خاستگاه آنان باشد. یکی از ابزارهای مقایسه قهرمانان نظریّه های روانشناختی است. نظریّه روانشناختی معیار در این مقاله نظریّه اخلاقی کلبرگ است. در این نظریّه رشد اخلاقی افراد در سه سطح پیش قراردادی، قراردادی و فرا قراردادی مطالعه می شود. در پژوهش میان رشته ای حاضر قهرمانان در رمان «همسایه ها» و «چهره مرد هنرمند در جوانی» بر اساس نظریّه روانشناسانه اخلاقی کلبرگ بررسی و مقایسه می شوند. رمان «همسایه ها» اثر احمد محمود نویسنده ایرانی، اثری واقع گرا با لحنی برون گرایانه است؛ امّا رمان «چهره مرد هنرمند در جوانی» اثر جیمز جویس نویسنده ایرلندی تبار سبکی درونگرایانه دارد.لیکن تقارن زمانی تألیف دو کتاب و نیز سنخیّت جنسی و سنّی قهرمان دو کتاب، نقد تطبیقی را امکان پذیر می سازد. در این پژوهش تطبیقی-میان رشته ای به شیوه توصیفی تحلیلی کاربرد نظریّه روانشناسی اخلاقی کلبرگ در رفتار قهرمانان این دو رمان مطالعه و مقایسه می شود. این بررسی تأثیر دو فضای اجتماعی متفاوت را در رشد اخلاقی آن ها نشان می دهد و نیز در پی اثبات این مدّعاست که رشد اخلاقی افراد الزاماً در سطح سه متوقّف نمی شود؛ بلکه همان گونه که گاه موانع و مشکلات فردی و اجتماعی فرد را از تکامل اخلاقی باز می دارد، در شرایطی خاص فرد می تواند با تولدی دوباره، رشد اخلاقی خود را در مسیری دیگر آغاز کند.
۹۱.

شعر حافظ و سعدی و شاب ظریف در پرتو بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۲۱۶
تحلیل و مقایسه متون با یکدیگر در حوزه نقد و نظریه یکی از روش های جدید و کاربردی تحقیق به شمار می رود، در این راستا نظریه بینامتنیت بسیار مورد توجه منتقدین آثار کلاسیک و جدید است که با ادبیات تطبیقی نیز ارتباط تنگاتنگی دارد، عمده ترین مسأله در نظریه بینامتنیت کشف شباهت های متون است و دانشمندان این نظریه معتقدند که متن نظامی بسته نیست و متون در حال گفت وگو با یکدیگر هستند و هیچ متنی بدون پیش متن به وجود نیامده و هر متنی بر پایه متون پیشین خلق شده است، از این رو تطبیق متون ادبی ملل گوناگون ممکن است سبب کشف مضامین مشترک میان آثار شاعران و نویسندگان با یکدیگر شود. یکی از شعرای غزل سرای عرب که در قرن هفتم می زیسته، شاب ظریف است که معاصر با سعدی و متقدم بر حافظ است. اصلی ترین مضمون در دیوان او عشق و بیان احوال عاشق و معشوق است. اشعار او شباهت های مضمونی گوناگونی با غزلیات حافظ و کلیات سعدی دارد که شامل مواردی مانند نصیحت ناپذیری عاشق، وفای عهد، اشک ریزی عاشق، دیدار عاشق و معشوق، فراق و... است. از این روی در این جستار با بهره جستن از نظریه بینامتنیت کریستوا به تحلیل و بررسی برخی از موارد قرابت و تشابه مضامین شاب ظریف با کلیات سعدی و حافظ پرداخته و نمونه هایی از وحدت و تقارب مضامین آنان را بیان کرده ایم.
۹۲.

«خوانش تطبیقی دو نمایشنامه «سیاوش و سودابه» و« از خون سیاوش» با استفاده از نظریه تراروایت ژرار ژنت»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۹۲
برگرفتگی از گذشته و بازتاب معاصر آن در متون جدید برای حفظ پیوستگی میان انسان هایی که روایت جزئی جدانشدنی از زندگی شان است، همواره و در میان تمام ملل مورد توجه بوده است. با بررسی و مطالعه تاریخ ادبیات نمایشی ایران و جهان در می یابیم که نحوه استفاده و نمود متون کهن در این آثار، غالبا از طریق اقتباس های ادبی صورت پذیرفته است. در میان متون ایرانی نیز آنچه توجه را جلب می کند، استفاده مکرر از داستان های شاهنامه و اقتباس از آنها در نگارش متون جدید است. این پژوهش به صورت موردی به مطالعه دو اقتباس صورت پذیرفته از داستان سیاوش خواهد پرداخت که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند: سیاوش و سودابه که توسط گئورگ دارفی، نویسنده ارمنی الاصل، و از خون سیاوش که توسط محمود کیانوش، نویسنده ایرانی، به نگارش در آمده اند. این اقتباس ها به صورت انفرادی تحلیل و سپس به صورت کلی و به کمک تحلیل تراروایتی-بیش متنی ژرار ژنت مورد بررسی قرار خواهند گرفت. آنچه در انتها توجه ها را به سمت خود جلب می کند، خوانش امروزی تفاوت ها، شباهت ها و ظرفیت های دو متن فارسی و ارمنی است که با رویکردهایی مختص به خود، دست به اقتباس از متنی واحد و در قالبی واحد زده اند که نگاهی دوباره به آنها می تواند برای خلق متون جدید نیز راهگشا باشد.
۹۳.

ناهمترازی تشبیهات در داستان های معاصر فارسی و عربی (با تأکید بر آثار مستور، پیرزاد، الراهب و بیطار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۵۶
از آغاز شکل گیری فمنیسم، به ویژه در شاخه زبانشناسی آن بر ماهیت ذاتی«زبان» و نسبت آن با جهان و گفتمان «مردسالارانه» تأکید می شود و یکی از راه های برون رفت از معضل در حاشیه بودن زنان را، فاصله گرفتن از زبان مردانه و  پایه ریزی سبک و زبان زنانه می دانند. منتقدان فمنیست، ایده تفاوت زبان زنانه از زبان مردانه را مطرح کرده اند. در این نوشتار، صحّت و سقم این ادّعا، با هدف سنجش تشبیهات نویسندگان زن و مرد در دو زبان فارسی و عربی(در داستان ها) با توجّه به عامل «جنسیّت» بررسی شده است. به این منظور، از چهار نویسنده مشهور مرد و زن ایرانی و سوری آثاری انتخاب شده و تشبیهات آن به روش توصیفی تحلیلی از منظر همگرایی و واگرایی در تناسب با جنسیت نویسنده بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد تشبیهات جنسیت زده در آثار مستور، پیرزاد و بیطار پرکاربرد است؛ به علاوه، تشبیهات همگرا با جنسیت نویسنده، درآثار مستور و پیرزاد دیده می شود. در مقابل، الراهب و بیطار در کاربرد تشبیهاتی که از زبان شخصیت مرد در داستان بیان می شود، کنشی واگرایانه داشته و از جنسیت خود فاصله گرفته اند. در مجموع در صورتی که نام پیرزاد و مستور از کتابشان حذف شود، مخاطب می تواند با تمرکز بر ساخت و کاربرد تشبیهات، جنسیت نویسندگان را حدس بزند.
۹۴.

تحلیل تطبیقی ساختار شخصیت ورونسکی، سیدمیران، لئون و رودلف بر اساس روانکاوی فروید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۲۰۷
پژوهش پیش رو با رویکرد تحلیلی – تطبیقی بر مبنای روانکاوی فروید در بخش ساختار شخصیت، کشمکش های روحی و روانی شخصیت های مرد نابهنجار رمان های شوهرآهوخانم، آناکارنینا و مادام بواری را بررسی می نماید، این رمان ها در موضوع، درونمایه، شیوه بیان و روایت شباهت دارند؛ بنابراین روانکاوی شخصیت های ضد قهرمان در این رمان ها مساله ی اصلی این پژوهش است. یافته ها نشان می دهد که شخصیت های ضد قهرمان (مرد و نابهنجار) در هر سه رمان در مسیر حرکت خطی داستان تا انتها به گونه ایی عمل می کنند که تحت سیطره وجه نهاد قرار دارند و در راستای برآورده کردن وجه نهاد باعث روانپریشی خود و اطرافیان و نیز فروپاشی کانون خانواده می شوند. سیدمیران با سه شخصیت دیگر، یعنی؛ لئون و رودلف در رمان آناکارنینا و ورونسکی در رمان مادام بوواری کمی متفاوت است. دلیل این تفاوت متاهل بودن سیدمیران است. موضوع و درونمایه ی هر سه رمان با این که در دو فضای متفاوت جامعه شرقی و غربی رخ می دهد، خیانت و فروپاشی خانواده است. به دلیل غلبه وجه نهاد، اضطراب روان نژندی و همچنین اضطراب اخلاقی در ساختار شخصیت این افراد مشاهده می شود. به دنبال این اضطراب ها اغلب مکانیسم های دفاعی در هر چهار شخصیت نشان داده می شود.
۹۵.

بررسی بازتاب دگردیسی افراط و تفریط در چهار عنصر، از اسطوره به حماسه در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۴۸
بر بنیاد اسطوره های ایرانی بندهشی، نظم و تعادل و میانه روی، خواسته و داده ی اهورامزداست و برابر با مفاهیم بهشتی و کمال مطلوبیت است. در نبرد نخستین هرمزد و اهریمن که به تبع آن تا فرجام و در اسطوره های فرجام به درازا می انجامد؛ اهریمن سوگند یاد کرده است که با آفریده های مطلوب اهورمزدا نبرد نماید و همه را نابود کند. اهریمن با ایجاد افراط و تفریط تلاش می کند مطلوبیت آفرینش هرمزدی را از میان بردارد و تعادل و میانگی بهشتی را به آشوب و هرج و مرج و دروج (آشفتگی) بدل نماید. یکی از ممیزه های دروج و بی نظمی - که خواست و داده ی اهریمن است - افراط و تفریط به دستیاری دیو آز است. بر این بنیاد در جستار پیش رو، کوشش شده است تا بازتاب چنین پنداره های اسطوره ای که در حماسه ملی در متن داستان ها دگردیسی یافته و تجلی یافته است؛ در چهار عنصر سازنده ی گیتی (آب، خاک، باد و آتش) نشان داده شود. بدین منظور در شاهنامه فردوسی، مواردی از خشم و انگیختگی و بی سامانی در مظاهر چهار عنصر را که به سود انیران و نیروهای ستیزنده با ایران کنش ورزی داشته اند، شرح و تفسیر نهاده ایم. افراط و تفریط در آب، خاک، باد و آتش را که سبب گرفتاری جبهه ی نیکی و یلان حماسی شده بود و به یاریگری دشمنان ایران انجامیده بود در قالب دگردیسی پنداره های اسطوره ای به حماسی شرح داده ایم. روش این تحقیق، توصیفی - تحلیلی و شیوه ی نگارش آن، کتابخانه ای و تطبیقی بوده است و هدف اصلی تحقیق؛ کشف و بازنمون افراط و تفریط و آشفتگی اهریمنی در چهار عنصر در شاهنامه ی فردوسی بوده است.
۹۶.

مرگ و بی مرگی و سرنوشت پس از مرگ در شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر (یک بررسی تطبیقی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۲۶۳
قهرمانان آثار بزرگ حماسی و ادبی جهان، گاه از ویژگی هایی دارند که بر عظمت آن ها افزوده است. این ویژگی ها گاه با دیگر شخصیت ها مشترک و مخصوص یک نفر بوده است. رویین تنی برای قهرمان خاص، در پاره ای از آثار حماسی وجود دارد. آنچه باعث تفاوت آن ها می-شود، چگونگی مرگ یا از بین رفتن شرایط بی مرگی است. ازآنجاکه زبان فارسی و یونانی ازنظر فرهنگ و بن مایه های مشترک ادبی شباهت های زیادی دارند، بررسی تطبیقی کمک شایانی به چگونگی تأثیر و تأثر پذیرفتنِ شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه خواهد داشت. در این جستار، شباهت ها و تفاوت های مرگ و سرنوشت پس از مرگ و بی مرگی، در این آثار با روش تحقیق نظری (بنیادی)، صورت گرفته است. این پژوهشِ کیفی به روش تحلیل محتواست و بر اساس یادداشت ها و مطالبی که از رهگذر بررسی تطبیقی بین شاهنامه فردوسی و کتاب ایلیاد هومر از منظر مکتب فرانسوی صورت گرفته، تنظیم شده است. برای روشن تر شدن مطلب، موارد مشابه یا برابری های موجود در آثار حماسی پیش از اسلام نیز، که اندیشه های شاهنامه از آن بی بهره نبوده، بررسی شده است. بررسی انجام شده همسانی ها و باورهای ایرانیان و یونانیان را که در حماسه های آن ها تجلی یافته است، نشان می دهد. با بررسی بن مایه های مرگ، سرنوشت پس از مرگ، بی مرگی، جاودانگی و رویین تنی در شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر مشخص شد همه این موارد با نگاه خداشناسانه و منطق دینی هر فرهنگ و تمدنی که شاعر این اسطوره ها در آن پرورش یافته است، در ارتباط است.
۹۷.

واکاوی شخصیت قهرمان داستان بر اساس دیدگاه انیاگرام (مطالعه موردی: جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۶۱
از آن جا که اثر ادبی با قوای عاطفی و عالم درونی انسان سروکار دارد، استفاده از نظریه های شخصیت شناسی می تواند ما را با درونیات، روحیات و ذهنیات نویسندگان آشنا کند. نظریه انیاگرام از دیدگاه های نوین روان شناسی شخصیت است که با استفاده از آن می توان درک بهتر و عمیق تری از شخصیت ها و بازتاب های روان شناسی نویسندگان داشت. این دیدگاه، شخصیت افراد را در 9 تیپ دسته بندی می کند که بیانگر جهان بینی ها، نگرش ها، احساسات و نحوه تفکر هر فرد است. پژوهش حاضر با هدف، واکاوی شخصیت قهرمان داستان «جزیره سرگردانی» و «ساربان سرگردان» نوشته سیمین دانشور، براساس تیپ های نُه گانه انیاگرام صورت گرفته است. شیوه بررسی این مقاله، به صورت توصیفی_ تحلیلی بوده و با روش گردآوری منابع کتابخانه ای و یادداشت برداری، صورت گرفته است. بررسی شخصیت قهرمان داستان «جزیره سرگردانی» و «ساربان سرگردان» بر اساس تیپ های نُه گانه انیاگرم، نشان می دهد که سیمین دانشور به خوبی توانسته است به بیان جزئیات روحی و روانی شخصیت ها، به ویژه قهرمان داستان بپردازد؛ او برخی خصوصیات رفتاری تیپ چهارم از جمله تاریخچه خانوادگی، غم و افسردگی، انگیزه خودکشی، توهم و خیال بافی، رفتار دمدمی، خودکم بینی، خلاقیت و هنرمندی، پوشش ظاهری و حرفه و شغل را در شخصیت قهرمان نمایانگر کرده است؛ همچنین نگاهی به ویژگی رفتاری قهرمان در شرایط استرس و آرامش نیز داشته است و تغییر شخصیت وی را در برخی از مواقع انعکاس داده است. قهرمان در شرایط استرس به سمت تیپ دو و در شرایط آرامش و امنیت خاطر به سمت تیپ یک گرایش پیدا می کند.
۹۸.

تحلیل موقعیت فاوستی در منظومه «خانه سریویلی» اثر نیما یوشیج در افق اندیشه اگزیستانسیالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۵
این مقاله بارویکرد تطبیقی-تحلیلی به بررسی مفهوم موقعیت فاوستی در منظومه بلند «خانه سریویلی» اثر نیما یوشیج می پردازد. مسأله اصلی پژوهش آن است که چگونه نیما، در مواجهه شاعرانه با یکی از مهم ترین تمثیل های ادبیات غرب یعنی فاوست گوته، به بازتعریف تقابل انسان و شیطان می پردازد و از کلیشه اغوای بشر فراتر می رود. از خلال خوانش میان متنی و برپایه عناصر روایی چون ورود شیطان، ساختار دیالوگ و مناسبات اخلاقی شخصیت ها نشان داده می شود که فاوست در جست وجوی معنا به اغوا تن می دهد و در برابر مفیستوفلس سقوط می کند، درحالی که سریویلی، با آگاهی اگزیستانسیال و ایستادگی اخلاقی فریب نمی خورد و کلام شیطان را نیز به چالش می کشد. روش تحقیق کیفی_تفسیری است و تحلیل برپایه تطبیق موقعیت های روایی دو اثر، درون مایه های متافیزیکی و گفتمان فلسفی مقاومت در برابر شر انجام گرفته است و یافته های این مطالعه حاکی از آن است که نیما، با بهره گیری ضمنی از الگوی فاوستی دست به بازنویسی مفهومی آن می زند و موقعیت فاوستی مقاومت را ایجاد می کند که در آن، انسان شرقی حاکم بر گفت وگو با شر می شود. این مقاله می کوشد تا با تکیه بر شباهت ها و تمایزهای اساسی دو اثر، گامی در جهت بازخوانی بینافرهنگی ادبیات مدرن ایران در نسبت با روایت های کلاسیک غربی بردارد.
۹۹.

واکاوی تطبیقی واژگان دخیل فارسی در ادب عربی منظوم خراسان (قرن چهارم و پنجم)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۷۴
در طول تاریخ، ملّت ها و اقوام مختلف به واسطه همجواری جغرافیایی، مبادلات تجاری و نیز برخی شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر آنها، به ناچار با یکدیگر ارتباط داشته و این روابط و پیوستگی به مرور زمان تا بدان جا تعمیق یافته، که پیوندهای ناگسستنی فرهنگی و خانوادگی را به دنبال داشته است. طبیعی است که این امر، بر زبان و ادبیّات مردم علی رغم تفاوت های فرهنگی و ملّی، تأثیر گذارده و تنوّع در گفتار و واژگان را رقم زده است. علاوه بر این، اهتمام حکومت ها به علم و دانش، وجود علما و ادبا و محافل مختلف ادبی، عامل دیگری بر امتزاج فرهنگی به ویژه، عرصه واژگانی و گفتاری بوده و روشن است که در چنین فضایی و تأثیرات متقابل دو زبان بر یکدیگر، راه برای ورود واژگان دخیل را هموار نموده است. این پژوهش کوشیده است با دسته بندی واژگان معرّب در ده موضوع مرتبط و با روش توصیفی و تحلیلی به واکاوی مسأله بپردازد و در مجموع سی واژه دخیل که بیشترین بسامد را در ادبیات منظوم شعرای عربی سرای خراسان داشته، مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که شعرای تازی گوی خراسان در دو قرن چهارم و پنجم توانسه اند با وارد کردن واژگان دخیل فارسی در ادب عربی غنای فرهنگی این زبان را برجسته جلوه داده و میزان نفوذ فرهنگ و ادب ایرانی را در دیگر زبان ها، به ویژه عربی به نمایش گذارند که این امر را می توان نوعی ابتکار ادبای خراسان در احیای فرهنگ فارسی و هویت بخشی به اصالت زبان ایرانی دانست.
۱۰۰.

بازتاب هفت وادی سلوک عطار در غزل نخست حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۸
عرفان حافظ و بررسی مفاهیم و معانی عرفانی در شعر او از مهمترین موضوعات قابل تحقیق در دیوان اوست، که البته در این باره شارحان گذشته و معاصر اختلافاتی نیز داشته اند، اما در آثار عطار و به ویژه در منطق الطیر او، به طور ویژه و با دو رویکرد صریح و تعلیمی، و کنایی و نمادین به سیر و سلوک عرفانی و وادی ها یا مراحل سلوک پرداخته شده است. در این پژوهش که به شیوه کیفی و کتابخانه ای و با روشی تحلیلی و مقایسه ای انجام یافته، غزل نخست دیوان حافظ (با مطلع: الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها…) که به نوعی مرامنامه ی سلوکی او به شمار می آید، مورد توجه واقع شده و تأثیر هفت وادی سلوک عرفانی عطار در آن، به اختصار واکاوی و تفسیر و تبیین شده است. از نتایج تحقیق حاضر آن است که حافظ شیرین سخن با زبانی نمادین و بیانی غنایی و غیر مستقیم و ایهامی، هفت وادی عرفانی (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، و فقر و فنا) را به زیبایی و ظرافتی هنری در هفت بیت این غزل مشهور خود درج کرده و از دغدغه ها و دشواری های سلوکی عرفانی خود رونمایی کرده، و به طور ضمنی نیز این مبانی را به مشتاقان سلوک عرفانی و عموم مخاطبان خود معرفی کرده و آموزش داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان