درخت حوزه‌های تخصصی

ادبیات تطبیقی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۳٬۷۹۷ مورد.
۱۲۱.

بررسی دینامیک های حرکتی در منطق الطیر عطار و رسالة الغفران ابوالعلا معّری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۳۱
این مقاله به بررسی و مقایسه دینامیک حرکتی در منطق الطیرعطار و رساله الغفران ،  ابوالعلا معّری می پردازد. هر دو اثر، به نوعی سیروسلوک معنوی و سفر روحانی را به تصویر می کشند؛ اما  در شیوه های بازنمایی حرکت تفاوت هایی وجود دارد . منطق الطیر به عنوان یک اثر عرفانی، سیر تکاملی پرندگان در جستجوی حقیقت را نماد انسان های جویای خداوند نشان می دهد، در حالی که ابوالعلا معّری با دیدگاه فلسفی خاص خود به موضوع سفر و حرکت به عنوان یک سفر ذهنی و فلسفی پرداخته است. این پژوهش،  به بررسی ابعاد مختلف حرکت و مقایسه مفاهیم فلسفی در این دو اثر، می پردازد. هر دو اثر نوعی سیر و سلوک معنوی و فلسفی را با دیدگاهها و جهان بینی متفاوتی به تصویر می کشند. در حالی که عطار با بهره گیری از استعاره های عرفانی به تبیین سفری روحانی به سوی حقیقت نهایی پرداخته، معّری با دیدگاهی فلسفی و شک گرایانه به سفر ذهنی و انتقادی از باورهای دینی و اجتماعی زمان خود پرداخته است. هدف این پژوهش بررسی عمق و معنای حرکت در هر دو اثر و تحلیل تطبیقی این حرکت از منظر عرفانی و فلسفی است. این مطالعه با استفاده از رویکرد تطبیقی و تحلیل محتوا به بررسی ریشه ها، ویژگی ها و نتایج این حرکت ها در دو اثر می پردازد. نتایج نشان می دهد که حرکت در منطق الطیر ، نماد سفری روحانی به سوی کمال است، در حالی که در الغفران معّری، حرکتی فلسفی و ذهنی در راستای نقد جهان بینی های سنتی است.
۱۲۲.

حافظ در آیینه شعر حکیم نباتی(نگاهی به روابط بینامتنی نباتی با حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۲۸
بینامتنیت از تئوری های جدید ادبی است که روابط بین متون را می کاود. این تئوری ادبی با تأکید بر این که هیچ متن ادبی، مستقل نیست، دنبال ردّ پای متون در یک متن خاص است؛ متن را معرّقی از نقل قول ها و هر متنی را جذب و دگرگون سازی متن دیگر می داند. ادبیات ترکی آذری و نمایندگان این ادبیات، با نظر به اینکه این ادبیات متأثّر از ادب فارسی، رشد و گسترش یافته، روابط بینامتنی گسترده ای با ادب فارسی و شاعران بزرگ این ادبیات داشته اند. حکیم ابوالقاسم نباتی از جمله شاعران این ادبیات است که نشان ذهن و زبان حافظ را در جای جای دیوان او می توان دید و روابط بینامتنی او با حافظ در ساحات مختلف زبانی، مضمونی و فکری و صورت های خیال آشکار است. بر این اساس پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به کاوش روابط بینامتنی در ساحات مذکور اختصاص یافته و ابعاد مختلف بینامتنی نباتی با حافظ را بازکاویده است. حضور واژگان و ترکیبات، مضامین و موضوعات بخصوص مضامین رندانه و ریاستیزانه شعر حافظ، صور خیال رایج در شعر حافظ در شعر نباتی، دالّ بر این رابطه بینامتنی اند و پژوهش حاضر با آشکار کردن این نمودهای رابطه بینامتنی، ارتباطات هنری و روابط عمیق بینامتنی نباتی با حافظ را به اثبات رسانده و جایگاه حافظ را به عنوان شاعری اثرگذار در شکل دهی و بالندگی شعر نباتی مورد تأکید قرار داده است.
۱۲۳.

خوانش تطبیقی رمان «الأسود یلیق بک» و «پاییز فصل آخر سال است» بر پایه نظریه الین شوالتر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۴
امروزه نظریات و الگوهای فمینستی، ابزار مناسبی برای اثبات ادعای فمنیستی بودن اثر، نویسنده و میزان برخورداری آن از سازوکارهای فمنیستی است. در این میان، نظریه رویکردهای چهارگانه الین شوالتر، منتقد برجسته قرن بیستم آمریکایی، اعم از رویکرد زیست شناختی، فرهنگی، روانکاونه و زبانی این امکان را برای نقد زنانه اثر فراهم می کند و با تکیه بر آن می توان جایگاه زنان را در آثار ادبی چه آثار مردان و چه آثار زنان تشخیص داد. از این رو نوشتار حاضر سعی کرده تا یک رمان از نسیم مرعشی نویسنده زن ایرانی با عنوان پاییز فصل آخر سال است و یک رمان از احلام مستغانمی، نویسنده زن الجزایری با عنوان الأسود یلیق بک (سیاه برازنده توست) را برای نقد نوشتار زنانه انتخاب کند و آن را بر حسب معیارهای زنانه نویسی مورد اعتنای الین شوالتر، مورد واکاوی قرار دهد تا تصویر روشن تری از وضعیت زنان، ستم هایی که بر آنها شده و اندیشه ها و آرمان های آنها بدست آورد. مطابق با یافته های تحقیق و با توجه تعلق این دو اثر به مرحله فمینیسم از سنت نوشتاری الین شوالتر نشانه های ابعاد زنانه نویسی در دو اثر هویدا است، اما در بخش رویکرد زیست شناختی بنابر عناصر فرهنگی و نشر، پرداختن به جزئیات و مسائل شخصی کمتر دیده می شود.
۱۲۴.

تأثیر فرهنگ فارسی بر ادبیات عرب با درنگی در شعوبی گری ابن یسار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۴
راه های انتقال فرهنگ و ادبیات ایران زمین در زبان و ادبیات عربی بی شمار است؛ از این میان می توان به نقش شاعران عرب ایرانی چونان اسماعیل بن یسار اشاره کرد که با سیاست و ترفند شعوبی گری اش نقش مهمی در انتقال فرهنگ ایرانی به ادبیات عرب داشته است؛ وی با تفاخر به اجداد کسروی اش و برشمردن افتخارات فرهنگ ایرانی همانند احترام به حقوق زن، توانسته است تأثیر فرهنگ ایرانیان را در قالب الفاظ و واژگان و نیز مفاهیمی چون حکمت، ضرب المثل، آیین دوستی و مهرورزی و ... آشکار سازد؛ علاوه بر آن ابن یسار با صراحت بیان و لهجه تهاجمی به مقصود مورد نظر خویش یعنی پررنگ کردن حضور فرهنگ ایرانیان در بنای زبان و ادبیات عربی، رسیده است. این جستار که مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است و با روش توصیفی - تحلیلی انجام شده، کوشیده است تا با واکاوی اشعار شعوبی گری ابن یسار، به تأثیر فرهنگ ایرانی در زبان و ادبیات عربی و همچنین غنای فرهنگ ایرانیان اشاره کند، شاعر در این راستا با استمداد از زبان شعری، این تأثیرگذاری را دوچندان کرده است.
۱۲۵.

بررسی الگوی نشانه شناختی پیرس در زبان عرفانی عبدالرحمن اسفراینی در کاشف الاسرار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۲۳۷
روش های مختلف نقد ادبی نوین به متون فارسی کمتر توجه شده است. این در حالی است که این متون می توانند به عنوان بستری مناسب برای بررسی نظریه ها و کشف رویکردهای جدید در تفسیر زبان ادبی مورد استفاده قرار گیرند. یکی از این روش های نقد، استفاده از نشانه شناسی است. مقاله حاضر به بررسی الگوی نشانه شناختی چارلز سندرز پیرس، یکی از بنیان گذاران نشانه شناسی در زبان عرفانی عبدالرحمن اسفراینی در کاشف الاسرار می پردازد. نشانه شناسی پیرس به عنوان یک چارچوب نظری قدرتمند برای فهم و تحلیل نشانه ها و فرایندهای معناآفرینی به کار گرفته شده است تا شیوه های معناآفرینی و ارتباطات نمادین در متون عرفانی اسفراینی بررسی شود. این الگو، سه نوع نشانه اصلی شبیه سازی، ارتباط مستقیم و ارتباط قراردادی را معرّفی می کند. نویسنده در این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه ای به بررسی و تحلیل انواع نشانه های آیکونیک، نمایه ای و نمادین در این اثر و چگونگی انتقال مفاهیم عرفانی و تأثیر آن ها بر خواننده پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که زبان عرفانی اسفراینی از الگوهای پیچیده و چندلایه ای برای بیان تجارب و مفاهیم عرفانی بهره می برد که به کمک چارچوب نشانه شناختی پیرس قابل شناسایی و تحلیل است. این تحلیل ها نشان دهنده تعامل عمیق میان فرم و محتوا در متون عرفانی و نقش بسزای نشانه ها در تسهیل درک و تجربه های معنوی است و تلاش می کند تا با بهره گیری از چارچوب نظری پیرس، به تحلیل دقیق تر و جامع تری از زبان و نشانه های عرفانی در اثر عبدالرحمن اسفراینی بپردازد و بدین وسیله فهم عمیق تری از روش های بیان و انتقال مفاهیم عرفانی فراهم آورد.
۱۲۶.

در جستجوی سفر یک بیت: از شیراز تا قاهره(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۰
مطلع (بلبلی خون دلی خورد و… ) از غزل ۱۳۴ خواجه شیراز، تمثیل و نمادی از این حقیقت است که زندگی آدمی در مسیر دست یابی به معشوق، همراه با درد، رنج، جدایی و فراق است؛ چراکه به ناگه دشواری ها و تلخی های روزگار، آرامش و شادی را از او گرفته و معنی آن را به پریشانی، رنجوری و تلخی مبدل می سازد. این مطلع زیبا، از دیرباز با استقبال برخی از شاعران ادب فارسی نیز همراه بوده است،اما در روزگار معاصر و فراتر از مرزهای ایران، مورد اقتباس نویسنده مشهور مصری و برنده جایزه نوبل ادبیات؛ یعنی نجیب محفوظ قرار گرفته است. محفوظ در مجموعه «حکایات حارتنا» این بیت را چهار مرتبه در سه داستانک شماره (1) و (4) و(78)به کار برده است.یافته های پژوهش، بیانگر این است؛ اگرچه کاربرد نمادین و تمثیلی این مطلع در سه داستانک مذکور به ژرفای غزل حافظ نمی رسد، اما درعین حال، بیانگر آشنایی او با ادب پارسی و نیز فرهنگ ادبی گسترده و توانایی فنی ایشان در کاربرد نمادین آن مطلع براساس سبک خود و گریز به پرسش ها و اندیشه های نویسنده در باب دین و معمای هستی است. در این پژوهش، ضمن بررسی راه های چگونگی آشنایی محفوظ با غزلیات این سخن-سرای نامدار ایرانی به تحلیل اهداف و شیوه نویسنده در کاربرد این مطلع شعری می پردازیم
۱۲۷.

تبیین معادلات ارتباطی در داستان رستم و سهراب بر اساس الگوی کنشگران اجتماعی ون لیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۲
داستان رستم و سهراب از شاهنامه فردوسی، با درون مایه ای تراژیک، بستری مناسب برای تحلیل مناسبات اجتماعی و ارتباطات انسانی است. الگوی کنشگران اجتماعی ون لیون، با تأکید بر نحوه بازنمایی شخصیّت ها و ساختارهای ارتباطی، ابزاری دقیق برای تحلیل معادلات ارتباطی در این داستان است. این الگو شامل مؤلفه هایی چون حذف، اظهار، مشخّص سازی و نامشخّص سازی تشخّص زدایی و تعیین ماهیّت است. این پژوهش، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، به بررسی معادلات ارتباطی داستان رستم و سهراب بر اساس این مؤلفه ها پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که حذف کنشگران فرعی، برجسته سازی قهرمانان اصلی و تفکیک نکردن برخی مفاهیم، به تقویّت پیام های حماسی و تراژیک داستان کمک کرده است. تشخّص زدایی از طریق اندام مداری و ابزارمداری، تأثیر عاطفی نبرد رستم و سهراب را تشدید کرده و روایت را از سطح فردی به لایه های اجتماعی و فرهنگی ارتقا داده است. نتایج این تحلیل نشان می دهد که فردوسی با بهره گیری از الگوهای ارتباطی، تعارض میان قدرت، آگاهی و ناآگاهی را به گونه ای هنرمندانه به تصویر کشیده است. الگوی ون لیون امکان تبیین عمیق تری از لایه های پنهان و معانی اجتماعی این اثر حماسی را فراهم آورده است.
۱۲۸.

مرگ در پایان بندی لیلی و مجنون نظامی و گوژپشت نتردام ویکتور هوگو با تکیه بر رمانتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۷۸
تراژدی و مرگ متعالی از مؤلفه های رمانتیسم است که در قالب راهی برای رسیدن به وصال، رهایی یا جاودانگی معنوی، به شکلی تراژیک اما باشکوه، در پایان بندی های عاشقانه و دراماتیک آثار رمانتیک، به تصویر کشیده می شود. مقاله حاضر به بررسی تطبیقی مفهوم «مرگ» در دو اثر برجسته ادبی، یعنی «لیلی و مجنون» و «گوژپشت نتردام»، با تمرکز بر اصول رمانتیسم می پردازد. «مرگ» در این دو اثر به مثابه نمادی از عشق متعالی، فداکاری و اعتراض در برابر ناملایمات زندگی، بازنمایی شده است. در «لیلی و مجنون»، مرگ لیلی در بستر بیماری و سپس مرگ مجنون بر مزار معشوق، اوج رمانتیسم عاشقانه را به نمایش می گذارد؛ که در آن عشق زمینی، در نهایت به شکل وصالی ابدی و متعالی تحقق می یابد. جایی که عشق این جهانی با مرگ دو دلداده، به پیوندی سرمدی بدل می شود. از سوی دیگر، در «گوژپشت نتردام»، مرگ اسمرالدا به دست نظام فاسد و پیوند اسکلتی کازیمودو با او در سرداب، در بستر رمانتیسم، تراژدی رمانتیک را با نقدی تند بر جامعه و سرنوشت ناعادلانه پیوند می زند. این مطالعه، با تحلیل تطبیقی این دو اثر، نشان می دهد که چگونه رمانتیسم از مرگ در قالب ابزاری برای تعمیق احساسات، ستایش عشقی بی سرانجام، نمایش تقابل میان آرمان های عاشقانه و نقد واقعیت های تلخ اجتماعی بهره می جوید. یافته ها، حاکی از آن است که هرچند هر دو اثر ریشه در فرهنگ ها و زمینه های تاریخی و اجتماعی متفاوت دارند، اما در به کارگیری مرگ به عنوان عنصری تراژیک، همسویی چشمگیری با اصول رمانتیسم دارند و پایان بندی آنها، پیوند دلدادگان را در مرگ به نمادی از جاودانگی عشق تبدیل می کند.
۱۲۹.

بررسی تطبیقی اقتباس انیمیشن قلعه ماهی ها و منطق الطیر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۲۰۳
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی اقتباس انیمیشن قلعه ماهی ها و منطق الطیر عطار در یک گفتمان بینارشته ای در حوزه ادبیات تطبیقی و مطالعات اقتباس می پردازد. نگارنده بر مبنای نظریه اقتباس لیندا هاچن، اقتباس قلعه ماهی ها را نه به عنوان یک فرایند ساده و مستقیم از متن اول بلکه به عنوان فرایندی کنش گرانه و خلاق بررسی می کند که شامل تغییرات عمیق و تفسیرهای جدیدی است که بر اساس زمینه ها و شرایط فرهنگی و اجتماعی، تفاوت در رسانه انتقال و نیز درک مخاطب ایجاد می شود. در این جستار، براساس چهارچوب روش شناسی هاچن، بررسی فرایند اقتباس انیمیشن قلعه ماهی ها در سه سطح انجام می شود: از منظر سطح اول اقتباس یا همان متنی، به بررسی تفاوت میان درون مایه و پیرنگ دو داستان می پردازیم. در سطح دوم اقتباس یا فرایندی، تغییرات ناشی از تبدیل رسانه مکتوب منطق الطیر به رسانه بصری انیمیشن مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در سطح سوم بررسی یا همان تجربه مخاطب، به تغییرات خلاقانه اقتباس گر با توجه به مخاطب کودک اقتباس خواهیم پرداخت. روش تحقیق توصیفی-کیفی است و داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی گردآوری شده اند.انتخاب نمونه نیز به صورت هدفمند و براساس شاخص های اقتباس خلاقانه در آثار کودک انجام شده است.نگارنده نشان می دهد که اقتباس انیمیشن در رسانه نمایشی حوزه کودک چگونه می تواند تجربیات و تفسیرهای جدیدی از داستان اصلی را ایجاد کند و چگونه در زمینه فرهنگی و زمانی متفاوت، منجر به بازنگری و تغییر در معنای داستان می شود.
۱۳۰.

ترجمه های گرجی قصه های ایرانی و تاثیرشان در شکل گیری ادبیات کلاسیک گرجستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۳
بخشی از آثاری که طی قرن های 15 تا 18 میلادی از ادب فارسی به زبان گرجی ترجمه شده، متعلق به حوزه ادبیات روایی بوده است. مشابهت های فرهنگی دو ملت موجب شده بود که گرجی ها در کنار متون حماسی و تعلیمی ایرانی، از این داستان ها نیز استقبال کنند.مساله اصلی این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی به سامان رسیده است بررسی ترجمه های گرجی قصه های ایرانی و تاثیر شان در شکل گیری ادبیات کلاسیک گرجستان است. گرجیان طی قرون و هم زمان با ترجمه، نسبت به تغییر و تبدیل این داستان ها اقدام کرده، به آنها رنگ و بوی گرجی داده اند. بااین همه، علی رغم همه دگرگونی ها، باز هم رنگ و بوی ایرانی اثر همچنان آشکار است. قصه هایی چون بختیار نامه، برام گلندامیانی (بهرام و گلندام)، میریانی (مهر و مشتری)، یوسب زلیخانیانی (یوسف و زلیخا)، قرمانیانی (قهرمان نامه)، سیلانیانی (سهلان نامه)، چاردرویشیانی (چهار درویش) و برخی از داستان های حماسی همچون روستمیانی از زمره این قصه ها هستند. این متون ترجمه شده بعدها خود موجب پیدایش آثار روایی برجسته در ادبیات گرجی شدند. منظومه های پلنگینه پوش (شاهکار ادبیات حماسی گرجی)امیر اندار جانیانی و ورد بلبلیانی از این زمره اند که با وجود استقلال ظاهری، در ساختارروایت و پیرنگ قصه، شیوه روایت پردازی، توصیفات و تصویر پردازی های شعری ، زبانزدها و برخی تعابیر و اصطلاحات و حتی نام گذاری ها نیز تحت تاثیر قصه های ایرانی بوده اند .
۱۳۱.

بررسی و تحلیل واژه های مشک، نافه و گلاب در آثار خاقانی، حافظ و بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۹۸
واژه های گلاب، مشک و نافه هر سه از یک نگاه مشترک در رابطه عاشق و معشوق بهره می برند. درواقع هر سه این واژگان به عنوان وجه تمثیل حالاتی بکار می روند که از نظر شاعر (عاشق) زیبایی معشوق را به نمایش در می آورند. روش مطالعه: پژوهش پیش رو با استفاده از مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است. محدوده مورد مطالعه نیز اشعار سه شاعر مطرح به نام های خاقانی، حافظ و بیدل دهلوی است. مشک، نافه در دوره های مختلف مورد توجه ایرانیان قرار داشته اند به طوری که در اشعار، شاعران سده های مختلف ظهور و بروز یافته اند. شاعران برای برخی از ویژگی های اصلی مشک و نافه و شماری از ویژگی های انسانی از جمله بوی یار یا بوی زلف معشوق تصویرسازی کرده اند که این استفاده از مشک در صور خیال شاعرانه، در دوره های گوناگون و با توجه به سبک شاعران، متفاوت است. تحلیل کمی این واژه ها در اشعار مورد بررسی قرار گرفته از هر سه شاعر مطرح در این تحقیق نشان می دهد که نگاه بیدل دهلوی نسبت به گل و گلاب از برجستگی بیشتری نسبت به دو شاعر دیگر برخوردار است. این در حالی است نگاه حافظ و خاقانی از منظر کمی بیشتر بر روی مشک و نافه قرار دارد. ولی تک بیت هایی در دیوان حافظ و خاقانی مشاهده می شود که درباره رابطه گلاب و گل از ویژگی های منحصر به فردی سود می برند. خاقانی، حافظ و بیدل دهلوی هر کدام با استفاده از عناصر طبیعی همچون مشک، نافه و گلاب در اشعار خود سعی نموده اند تصاویری زیبا را در ذهن مخاطب خویش بوجود بیاورند.
۱۳۲.

کاوشی در تطابق آرای کلامی امام محمد غزالی و عبدالرحمن جامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۳
امام محمد غزالی و جامی از برجسته ترین شخصیت های فرهنگی ایران زمین اند، این دو، دیدگاه های کلامی خود را در آثارشان بازتاب داده اند و در گرایشات غالب کلامی خود، پیرو اشعریه اند ولی با این همه در پاره ای موارد، آرای کلامی اشاعره را نمی پذیرند. تفاوت هایی در پاره ای آراء کلامی بین این دو وجود دارد. در پژوهش حاضر به آراء کلامی این دو در زمینه هایی مثل توحید افعالی، نگرش این دو نسبت به فلسفه، جبر و اختیار، مباینت و یگانگی ذات و صفات خداوندی، مسئله رویت، تشبیه و تنزیه، عقل ونگاه این دو به آن، معاد جسمانی و شفاعت پرداخته شده و اشتراکات و نکته های تفارق بین این دو در این ابعاد روشن شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان از آن دارد که که هم غزالی و هم جامی معتقد به توحید افعالی اند، ضد فلسفه اند، در مورد رؤیت، غزالی رؤیت را می پذیرد ولی بیشتر متمایل به رؤیت از طریق دل است و خداوند را منزّه از رؤیت جسمانی می داند، ولی جامی معتقد به رؤیت جسمانی است و در این مورد به شکل کامل از دیدگاه اشاعره تبیعت می کند. در عقل ستیزی و جبرگرایی نیز جامی نظر افراطی تری دارد؛ او در عقل ستیزی پیرو نگرش عرفانی است؛ حال آنکه غزالی جایگاه خاصّی برای عقل قائل است. در زمینه جبر و اختیار نیز، غزالی حد اوسط را برگزیده و جامی جبرگرای مطلق است. در مورد شفاعت و معاد جسمانی نیز تفاوت هایی در نگرش های این دو دیده می شود.
۱۳۳.

أثر ألف لیله ولیله فی روایه ألف لیله فی لیله لسوسن جمیل حسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۷۶
النّص کشفُ خطاب السرد النسویّ التی یَفتحُها الرّاوی فی العمل الرّوائی محاولهٌ للإفصاحِ عن مکانهِ الأنثی وحقیقتِها. کما بان لنا أنّ شهرزاد، فی القصّه الافتتاحیه لکتاب ألف لیله ولیله، استطاعتْ بفعل السردانیّهِ تناولَ صوره المرأهِ والحفاظ علی بقاءها أمامَ «شهریار یمثّل جنس الرّجل». من هذا المنطلقِ، أبدعتْ سوسن جمیل حسن روایتَها ألف لیله فی لیله مستلهِمهً من ألف لیله ولیله، کنموذجٍ روائیٍ نسائیٍ، مجالاً لصوتها کی تَتکلّمَ عن قضیه الأنوثه تحت سلطهِ الرجوله فی المجتمع عبر محاور مختلفهٍ. فروایتُها تحملُ عنوانًا ما یتضمّنُ اللیلَ وما یشیرُ إلیه من السّهرِ والحکی، عدا أنّ الرّاویه «دیمه» تخاطبُ رجلاً ما بلقب «المولی»، وتشیر إلى نفسِها بکلمه شهرزاد عبرَ حکایات متوفّرهٍ، تعدّ مِن ذکریات الرّاویه وتجاربها الشخصیّه. المنهج الوصفی المقارن هو المنهج البحثی المستخدم فی هذه الدراسه للمقارنه بین روایه ألف لیله فی لیله والقصّه الافتتاحیّه لألف لیله ولیله. العنوان یتضمن اللیل وما یشیر إلیه فی السهر والکلام، الراویه "دیمه" تخاطب رجلاً بلقب "مولای" وتشیر إلى نفسها بکلمه شهرزاد من خلال القصص المتوفره التی تعتبر تجارب ذکریات الرّاویه. فی روایه جمیل، العنوان له دلالته وهدفه الخاص. بالإضافه إلی ذلک، ثمّه اختلافاتٌ بین کیفیّهِ تجلّی شهرازد الأسطوریه ودیمه ممثّله هوّیه المرأه العربیّه. لکنّها لیست هی تماماً علی الطریقهِ الشهرزادیّهِ، و کذلک إضاءهٌ على هوّیه «الأنا» للمرأهِ فی المجتمعِ العربیّ المعاصر، بتعلّقها بحیاهِ دیمه التی تنیرُ تجربتها الحیاتیّه والبیئیّهَ والمرحلهَ الزمنیّه التی عاشت فیها أمام متطلبات «الأنا» لشهرزاد. تحصل سوسن على تقنیات سردیه جدیده عن مسار إعاده التراث فی تجربه معاصره، فأضافت دوراً جدیداً إلى الدور التقلیدی لشهرزاد وشهریار، وفتحت باباً للتأمل عن قرب فی ما یدلّ على العلاقه بین الذکر والأنثى وما یعلن عن علاقتهما، وسعت إلى وصف صوره حیه للذات فی الطرف الآخر، مع التعبیر عن رأیها من خلال دیمه على شکل انطباعات فکریه، ساعیهً إلى إثبات ذاتها الأنثویه من خلال السرد.
۱۳۴.

منطق روایی در جهان موازی داستان (مطالعه موردی رمان 1Q84 اثر هاروکی موراکامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۲۵۶
از مهم ترین ویژگی های داستان پردازی پسامدرن و ادبیات فرا واقع، عدم قطعیت وجود شناختی یا در هم آمیختن مرز میان واقعیت و خیال است؛ زیرا برخلاف داستان مدرنیستی که درون مایه معرفت شناختی را برجسته می کند درداستان پسامدرنیستی درون مایه هستی شناسی برجسته است و این امر حاصل مرز آشوبی های سطوح هستی شناسانه و به هم ریختن مرزهاست. هاروکی موراکامی نویسنده معاصر اهل کشور ژاپن است که در رمان های مختلفش به بیان مسائل گوناگون جهان معاصرو رازهای پنهان از شگفتی های دنیای اطراف می پردازد. خط سیر آثار او به ویژه داستان 1Q84 را می توان بر مبنای نوعی مکاشفه درونی با جهان های موازی دانست. این داستان پست مدرنیستی پیرنگی خلاف عادت دارد به گونه ای که براساس منطق روایی کلاسیک که خواننده به آن عادت دارد نمی باشد و فهم آنها در گرو درک و دریافت جهان های موازی و ممکنی است که در علم فیزیک کوانتوم مورد توجه قرار می گیرند. در این روایت زمان و مکان داستان در جهت تکثر جهان های مختلف و چندگانه فیزیکی طرح ریزی شده و به صورت عدم قطعیت، مکان مبهم، زمان نامشخص وهستی شناسی چندجهانی درداستان موراکامی مورد توجه قرار گرفته است. در مقاله پیش رو که به شیوه توصیفی- تحلیلی و روش سندکاوی بر مبنای مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است، نگارنده در تلاش است تا ارتباط میان مفهوم جهان موازی (ممکن) با روایت داستان یاد شده را مورد توجه قرار دهد. نتایج نشان می دهد روایت این داستان به صورت موازی قرار گرفتن زمان و مکان، و نیزهویت و ماهیتِ گنگ و خیالی، به ایده جهان موازی بسیار کمک کرده است
۱۳۵.

بررسی تطبیقی تکواژ «ال» در زبان عربی و زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۳۳۲
زبان عربی بیش از هر زبان دیگری بر زبان فارسی اثر گذاشته است. در فرایند وامگیری زبان فارسی، برخی از تکواژهای دستوری زبان عربی نیز به فارسی وارد شده است. از جمله این تکواژها، تکواژ «ال» است. بسیاری از صاحب نظران، خصوصاً دستوردانان سنتی، بر عدم استفاده از تکواژهای وامگیری شده تأکید کرده اند. اما، دلایل مختلفی وجود دارد که نشان می دهد تکواژ معرفه ساز «ال» عربی که در زبان فارسی جایگیر شده و کاربرد یافته است، تفاوت های شایان توجهی، از لحاظ معنایی و کاربردی، با تکواژ «ال» در زبان عربی دارد. در این پژوهش تکواژ «ال» در دو زبان عربی و فارسی را از منظرهای مختلفی چون واج شناختی، ساخت صرفی، نحوی، معنایی، کاربردشناختی مورد بررسی قرار گرفته و شباهت ها و تفاوت های این دو کاویده شده است. بررسی ها نشان می دهد نقش و مفهوم تکواژ «ال» در دو زبان فارسی و عربی تفاوت بارزی دارد. نقش اصلی تکواژ «ال» در عربی معرفه سازی است درحالی که در فارسی «ال» چنین نقشی ندارد.
۱۳۶.

تحلیل اشعار عزالدین میهوبی و احمد شاملو بر پایه نظریه سطوح معنایی کارکردی پی یر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۳۵۹
نظریه سطوح معنایی کارکردی پی یرگیرو، وام گرفته از نظریه تواصل رومن یاکوبسن است، با این تفاوت که وی کارکردهای شش گانه زبان را تلفیقی از نشانه شناسی زیبایی شناسی، منطقی و اجتماعی می داند که در این نظریه متون،  نشانه ها، رمزگان ها و کاربرد آن ها در فضای بیرون و درون بررسی می شوند.  پژوهش حاضر که با روش تحلیلی-تطبیقی و بر اساس مکتب آمریکایی انجام شده، در پی تحلیل اشعار عزالدین میهوبی (1) و احمد شاملو بر پایه نظریه سطوح معنایی کارکردی گیرو است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که  این سطوح در اشعار دو شاعر به طور کلی در قالب کارکردهای ارجاعی، عاطفی، زیبایی شناختی، کنایی، همدلی و فرازبانی تجلی یافته اند؛ و از وجوه تشابه و تفاوت بر پایه نظریه سطوح معنایی گیرو این است که کارکردهای عاطفی، ادبی، همدلی و ارجاعی، بیشترین بسامد را در اشعار هر دو شاعر دارند، اما ساختارهای زبانی و گزینش هنر سازه ای بیانی در شعر آن دو به دلیل تفاوت زبانشان، متفاوت است. همچنین کارکرد ارجاعی در اشعار هریک از آن ها با شخصیت های دینی و تاریخی، نمود پیدا کرده، اما به دلیل تفاوت دین دو شاعر (یکی مسلمان و دیگری مسیحی) این کارکرد در اشعارشان متفاوت است. همچنین کارکرد زیبایی شناختی در قالب مفهوم زندان و آزادی در شعر دو شاعر متجلی است، اما به دلیل تمایز فلسفه زندگی دو شاعر که در ناخودآگاه آن ها نقش بسته است، در شعر شاملو برخلاف میهوبی خود را اسیر تقدیر و محبوس در زندان می داند. کارکرد فرازبانی نیز کم ترین بسامد را در شعر دو شاعر داشته است.
۱۳۷.

نقش ترجمه خیام در دنیای عرب براساس نظریه نظام چندگانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۹۳
تأثیر ادبیات ملل مختلف بر یکدیگر امری غیر قابل انکار می باشد. ادبیات پارسی از دیرباز تاکنون تأثیر قابل توجهی بر ادبیات جهان داشته است. بررسی «نوشتار» بهترین شیوه ی فهم رابطه میان ادبیات و جامعه است. در عین حال این بررسی نیازمند چهارچوبی نظری است که رابطه دو سویه میان کارکردهای ادبی و اجتماعی را تبیین نماید؛ بنابراین استناد به "نظریه نظام چندگانه" ایتامار اون زهر به دلیل دارا بودن چنین قابلیتی در بررسی ادبیات ترجمه شده در تحقیق حاضر توجیه پذیر است. از جمله آثار تأثیرگذار بر ادبیات جهان رباعیات حکیم عمر خیام می باشد. نکته قابل تأمل در این باب نقش ترجمه است، ازاین رو این پژوهش بینارشته ای بر آن است تا اندیشه های خیام و تأثیر ایدئولوژی وی بر اندیشمندان جهان عرب را بررسی نماید. از این رو از رهگذر ادبیّات تطبیقی و از منظر نظریه نظام چندگانه به بررسی «تحلیلی-توصیفی» ترجمه های رباعیّات خیام (مستقیم/غیر مستقیم) می پردازد. در پایان اذعان می دارد آن دسته از مترجمانی که رباعیات را از زبان فارسی به عربی بازگردانده اند، نسبت به کسانی که رباعیات را از زبان های دیگری به عربی ترجمه کرده اند، در انتقال دقیق تر و سنجیده تر اندیشه های خیام توفیق نسبتاً بیشتری داشته اند، و ترجمه اشعار از منبع اصلی یعنی زبان فارسی باعث ورود تفکرات ناب و اصیل وی به دنیای عرب شده است.
۱۳۸.

بررسی تطبیقی عاشقانه های رمانتیکی در سروده های سید قطب و رهی معیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۲۴۷
عشق پاسخی به معمای وجود انسان و جوابی کامل به ژرف ترین نیازهای او برای غلبه بر جدایی و رهایی از زندان تنهایی خویش است. عشق به عنوان یکی از شاخص های رمانتیکی، در اشعار رهی معیری، شاعر معاصر ایران و سید قطب، شاعر معاصر مصر، از بسامد قابل توجهی برخوردار است و غزل های این دو سراینده، یکی از زیباترین جلوه گاه های تجلی عشق در شعر معاصر فارسی و عربی است؛ به نحوی که نگاه دو شاعر به مقوله ی عشق را می توان از جهاتی با هم مقایسه نمود. نگاه حسرت آمیز سید قطب و معیری به اموری چون فراق، عهد گسیختن معشوق، افسوس بر ایام گذشته، و ...، عشق را در نزد این دو، در هاله ای از غم و ماتم فرو برده است، تا جایی که می توان این دو شاعر را در ادبیات معاصر ایران و مصر، به عنوان ((دو عاشق غمگین)) قلمداد نمود. روش پژوهش در این مقاله، به شیوه ی معنایی و با تکیه بر مکتب آمریکایی در ادبیات تطبیقی است؛ به این شکل که محتوا و مضمون غزل های دو شاعر با هم مقایسه شده است و از این رهگذر، شباهت های معنایی و مفهومی قابل توجهی ملاحظه شده است.
۱۳۹.

بررسی تطبیقی سروده های پروین اعتصامی و لنگستون هیوز با تکیه بر مقولۀ فرودست نگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۱۵
لنگستون هیوز از مطرح ترین شعرای سیاهپوست آمریکاست که او را ملک الشّعرای سیاهان نامیده اند. او در آثارش به تشریح جنبه های گوناگون زندگی سیاهان پرداخته و برای احقاق حقوق مدنی آنان با بی عدالتی و تبعیض نژادی به مخالفت برخاسته-است. در این پژوهش برخی از مؤلّفه های شعر هیوز با سروده های پروین اعتصامی مقایسه می شود. هدف از پژوهش، تشریح این موضوع است که دو سراینده تلاش دارند، بخش هایی از رفتارها و ارزش های معرفتی را در پیوند با طبقات مختلف اجتماعی به-ویژه گروه های فرودست باز گویند. براساس نتایج پژوهش، هیوز و پروین اعتصامی به دلیل گرایش های اجتماعی و تفکّرات ایدئولوژیک، به خواست ها و آرمان های طبقات فرودست جامعه توجّه نشان داده اند. واکنش آن ها در برابر اختلافات طبقاتی، برخاسته از اندیشه ای است که در دامان آن پرورده شده اند. در سروده های هیوز، بازتاب گرایش های نژادپرستانه که در برنامه های اجتماعی خود بهبود زندگی فرودستان را خطر بزرگی می دانند، بیش تر نمود دارد، امّا براساس شعر پروین اعتصامی، در جامعه ایرانی که تفکّر نژادپرستی حاکم نیست، وضعیت محرومیّت افراد با تحلیل های ایدئولوزیک و نسبت دادن آن به قضا و قدر توجیه می شود.
۱۴۰.

واکاوی بن مایه آزادی در شعر قاسم حدّاد و احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۴۵
شعر آزادی شاخه ای از شعر است که در آن شاعر به بیان ایده ها، احساسات و اندیشه های خود بدون محدودیت های سنتی، اجتماعی یا سیاسی می پردازد و از تحریم ها و محدودیت های زبانی و ساختاری رها می شود. در این نوع شعر، شاعر اغلب به بیان اندیشه های نو، تجربیّات شخصی و نگرش های متفاوت به جوامع و مسائل اجتماعی می پردازد. شعر آزادی با ابتکار، خلاقیّت و زبان شاعرانه می تواند بر مخاطبان خود تأثیر بگذارد و به عنوان ابزاری برای انتقاد از قدرت ها و نهادها و تبیین آرمان های فردی و اجتماعی استفاده شود. در میان عرب زبانان و فارسی گویان، شاعران برجسته ای در زمینه آزادی شعر سروده اند که از آن جمله می توان به قاسم حدّاد از بحرین و احمد شاملو از ایران اشاره کرد. اشعار این دو شاعر مملو از مفاهیم آزادی است که به عنوان میراثی ارزشمند در عرصه شعر آزادی در ادبیّات معاصر شناخته می شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مکتب آمریکایی ادبیّات تطبیقی، درون مایه های آزادی دو شاعر را بررسی و شباهت ها و تفاوت های آن را استخراج می کند تا عوامل ظهور مضامین آزادی در شعر هر دو تبیین شود. یافته های پژوهشی حاکی از آن است که عوامل اجتماعی، سیاسی و تاریخی از مهم ترین انگیزه های دو شاعر در بیان مضامین آزادی هستند. مهم ترین درون مایه های مشترک آزادی در شعر هر دو عبارتند از: برخورد با ظلم و ستم، حقوق انسانی، بیان اندیشه ها و ایده ها، انکار زنجیرها و محدودیت ها، تجربه زندان و زندگی در محدودیت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان