فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۳٬۷۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
اسطوره ها پس از گذار از مرحله تکوین، بارها بازخوانی و بازآفرینی می شوند. بازآفرینی مضامینِ اساطیری در پویانمایی، گونه ای از اقتباس در آفرینش های هنری است. قابلیت های روایی، تصویرسازی، حضور عناصر داستان و مضمون های مرتبط با هویت یابی در اسطوره ها، فرصتی در اختیار نویسندگان و تهیه کنندگان صنعت فیلم سازی می گذارد تا پویانمایی هایی گیرا برای مخاطبان معاصر بسازند. بررسی چگونگی بازتولیدِ اسطوره ها در فیلم، موضوعی بینارشته ای و از حوزه های پژوهشی در ادبیات تطبیقی است. در مقاله حاضر کوشیده ایم تا بازآفرینی مضامین اسطوره ای را در پویانمایی ربات وحشی ((The Wild Robot, 2023 نشان دهیم. با توجه به چندبعدی بودن بن مایه های اساطیریِ این فیلم، برای تحلیل متن، هم از نظریه "زمان چرخه ای" و "فضای مقدس" میرچا الیاده و هم از نظریه "سفر قهرمان" کمبل بهره برده ایم. این پویانمایی توانسته است مضامین اسطوره ای "گایا"، افسانه آفرینش "آدم" و ماجرای "کشتی نوح" را ضمن ایجاد فضای سرگرمی به مخاطبان رده های سنّی پایین تر منتقل کند. یافته های پژوهش نشان می د هد، کنشگران رسانه ای که دغدغه های فرهنگی دارند با گزینش کهن الگوهای اساطیری، می توانند بخش های مهمی از باورهای فرهنگی و دینی را در قالب پویانمایی، بازتولید و بازتفسیر کنند و به این ترتیب، تأثیر به سزایی در احیای روایت هایی داشته باشند که نسل جدید مخاطبان، کمتر به سراغ آن ها می روند.
از پساحافظه تا مکان های تروماتوپیک: تحلیلی بر بازنمایی تروما در آثار وجدی معود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تطبیقی بازنمایی تروما و حافظه در نمایشنامه های منتخب وجدی معود، شامل «خط ساحلی»، «آتش سوزی ها»، «جنگل ها» و «آسمان ها» می پردازد. هدف از این پژوهش، تحلیل چگونگی بازنمایی هنری تروما و حافظه در آثار معود و بررسی پیامدهای آن بر بازسازی هویت فردی و جمعی است. چارچوب نظری پژوهش بر اساس نظریه های کتی کاروت، پل ریکور، ماریانا هیرش و یان پاتوچکا تدوین شده و روش پژوهش کیفی و تطبیقی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که معود با بهره گیری از روایت های غیرخطی، نمادگرایی مکان و سکوت، پیچیدگی های حافظه فردی و جمعی را برجسته می کند. هر نمایشنامه به شیوه ای منحصربه فرد به این مضامین می پردازد؛ «آتش سوزی ها» روایت میان نسلی خشونت و جنگ را بررسی می کند، «خط ساحلی» بر جستجوی هویت و مواجهه با گذشته تمرکز دارد، «جنگل ها» اسرار خانوادگی و پساحافظه را نمایان می سازد و «آسمان ها» به بحران هویت در دنیای مدرن می پردازد. این پژوهش نشان می دهد که آثار معود با فراتر رفتن از مرزهای زبانی و فرهنگی، قدرت هنر را در بازسازی هویت و زخم های روانی به تصویر می کشند.
بازتاب عرفان و دین در نمادهای دوگانه حافظ: تحلیل نشانه شناختی بر اساس مدل معنایی آگدن و ریچاردز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
215 - 261
حوزههای تخصصی:
خواجه شمس الدّین محمّد، حافظ شیرازی، در اشعار خود از نمادهای دوگانه، استفاده کرده است که در بطن خود، ترکیبی از مفاهیم عرفانی و دینی را به نمایش می گذارند. این نمادها، که به طور هم زمان به مفاهیم متضّاد و مکمل اشاره دارند، بستر مناسبی برای بیان تعارضات ظاهری و هم زیستی مفاهیم عمیق معنوی و اجتماعی فراهم می کنند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی - تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، نویسنده درصدد آن است تا با بهره گیری از مدل معنایی آگدن و ریچاردز که سه عنصر اصلی نشانه، مصداق و اندیشه را به عنوان اجزای تشکیل دهنده معنا معرّفی کند و به تحلیل دقیق این نمادهای دوگانه در اشعار حافظ بپردازد. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که حافظ نه تنها تضّادهای ظاهری میان دین و عرفان را به تصویر کشیده؛ بلکه لایه های پنهانی از معانی عرفانی و دینی را آشکار ساخته است که در ورای این نمادها، نهفته اند. هدف اصلی این پژوهش، تبیین روش های نمادپردازی حافظ برای بیان تعارضات میان دین و عرفان و کشف چگونگی هم زیستی این مفاهیم در چارچوبی واحد است. این تحلیل نشان می دهد که حافظ چگونه با ترکیب این نمادها به ایجاد پلی میان ظاهر و باطن، و مادیّات و معنویّات پرداخته و در نهایت، مخاطب را به سوی درک عمیق تری از حقیقت معنوی و انسانیّت سوق داده است
کارکرد تعین بخش روایت شناسی «نظریه ژار ژنت» در داستان کوتاه رئالیستی -با تکیه بر مجموعه داستان کوتاه«غریبه هاو پسرک بومی» احمد محمود-(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
262 - 287
حوزههای تخصصی:
روایت آنجا معنا و مفهوم مهمی می یابد که انسان برای درک پدیده های فردی، اجتماعی و سیاسی پیرامون خویش نیازمند به شناخت آن می شود. روایت به طور خاص یک داستان است؛ داستانی که مجموعه ای از رخدادها در زنجیره زمانی در آن شکل می گیرد.در واقع، روایت آن چیزی است که داستان را بازگوید یا نمایش دهد و این نمایش یا بازگویی براساس نظریه روایت ژار ژنت(۱۹۳۰- ۲۰۱۸ ) باید در برهه ای از زمان باشد.روایت در داستان کوتاه به دلیل تمایل فراوان نویسندگان معاصر به روایت سوژه های اجتماعی تحت تاثیر مکتب رئالیسم است.این مکتب از جمله مکاتب مطرح و تاثیر گذار در ادبیات داستانی خصوصاَ داستان کوتاه معاصر ایرانی است. از مولفه های مهم این مکتب، نگرش ایدئولوژیک، زبان محاوره، تشریح جزئیّات وقایع، تیپ سازی، تأویل و تفسیر وقایع تلخ جامعه، نمود طبیعی، ایراد عبارت های فلسفی، برجسته کردن امور عاطفی، وقایع سیاسی، نقدِ عملکرد دولتمردان، تشریح جزئیات وقایع و تبیین علل و عوامل حوادث را می توان نام برد. در جستار پیش رو، درصددیم که نظریه روایت شناسی ژرار ژنت در مولفه های رئالیسم موجود در مجموعه داستان کوتاه «غریبه ها» که دارای داستانی به همین نام و دو داستان کوتاه دیگر با عنوان های «آسمان آبی دز» و «با هم» اثر احمد محمود(۱۳10-۱۳81) را مورد بررسی قرار دهیم. نتایج پژوهش نشان می دهد که در نظریه روایت شناسی ژنت سطوح گفتمان (مفهوم زمان و زیر شاخه های آن، وجه و لحن) و ترامتنیت مهمترین ویژگی های تمایز داستان و روایت دانسته شده این ویژگی ها به شکلی گسترده و ترکیبی با مولفه های رئالیسم قابل ارائه به مخاطب است
بررسی و تحلیل کنش های گفتاری گنبد سپید از هفت پیکر نظامی در پیشبرد روایت با تاکید بر نظریه جان. آر. سرل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
1 - 32
حوزههای تخصصی:
نظریّه کنش گفتار جان سرل، به عنوان یکی از مهم ترین نظریّه های زبان شناسی و فلسفه زبان، چارچوبی مناسب برای تحلیل متون ادبی فراهم می آورد. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای، داستان «گنبد سپید» از هفت پیکر نظامی گنجوی را بر اساس مفاهیم بنیادین این نظریّه، شامل کنش های اظهاری، ترغیبی، عاطفی، تعهدی و اعلامی، بررسی می کند. گنبد سپید، به عنوان یکی از شاخص ترین داستان های نظامی، با استفاده از تکنیک های بلاغی و تصویرپردازی، ابعاد مختلف روابط اجتماعی را بازتاب می دهد. از منظر نظریّه کنش گفتار، این داستان نشان می دهد که شخصیّت ها چگونه از طریق اعمال گفتاری خود، مفاهیم عمیقی را منتقل کرده و زبان چه نقشی در شکل گیری و توسعه روایت ایفا می کند. خطاب ها، پیمان ها، وعده ها و پیمان شکنی ها ازجمله کنش های گفتاری تأثیرگذار در ساختار داستانی و معنایی آن هستند. این تحلیل نشان می دهد که اندیشه های نظامی گنجوی با اصول این نظریّه منطبق است و در اشعار خود از طریق گفتار، شخصیّت ها، ابعاد عشق، روحانیّت و تعارضات اجتماعی را ترسیم کرده است. این پژوهش نه تنها به درک بهتر ساختار گفتاری داستان کمک می کند، بلکه نشان می دهد چگونه نظریّه های زبان شناسی مدرن در تفسیر متون ادبی کهن به کار می آیند.
تحلیل سفر قهرمانی زن در رمان رویای تبت بر اساس نظریه مورین مورداک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
138 - 171
حوزههای تخصصی:
چگونگی هویت فردی سؤالی بنیادی است که در روانشناسی عمقیِ کارل گوستاو یونگ و پیروان او مورد تحلیل و واکاوی قرار می گیرد. قهرمان و سفر قهرمانی نظریه ای است که ابتدا توسط جوزف کمپبل مطرح گردید و هدف از آن دقت در سیر مراحلی است که هر فردی در سفر زندگی خود آن را طی کرده تا به هویت فردی ویژه خود دست پیدا کند. او برای این امر از تحلیل قصه و داستان و اسطوره یاری گرفت. بر این اساس مورین مورداک، با یافتن مسائل متفاوتی که زنان در طی یافتن هویت فردی خود، با آن روبرو هستند، نظریه سفر قهرمانی زن را ارائه نمود که شامل ده الی یازده مرحله است و الگوهای فردی سفر زنان را ارائه می دهد که روان زنان، برای یافتن هویت فردی ناگزیر آنها را طی خواهند کرد. رویای تبت به عنوان نمونه داستانی موفق برای به تصویر کشیدن شخصیت ها و دغدغه ها و ویژگی زنان، قابلیت آن را دارد تا بر اساس نظریه مورداک تحلیل شود. هدف از این تحلیل دریافتن میزان قوّت شخصیت پردازی های زن به عنوان قهرمان توسط نویسندگان ادبیات فارسی است. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که فریبا وفی به عنوان نویسنده زن ایرانی نسبت به خلق شخصیت های حقیقی زنانه دقیق عمل کرده است و در به تصویر کشیدن شخصیت های زن و دغدغه های آنان موفق بوده است.
بررسی مؤلفه های فرهنگی سیاست نامه و قابوس نامه و تطبیق با مفاهیم شهروندی نوین با رویکرد توسعه فرهنگ شهروندی برمبنای مدل اینگلهارت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
219 - 258
حوزههای تخصصی:
ادبیّات تعلیمی فارسی همواره، نقشی کلیدی در تبیین و انتقال ارزش های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جوامع ایرانی ایفا کرده و بستری برای آموزش اصول حکمرانی، اخلاق اجتماعی و سبک زندگی بوده است. دو اثر برجسته در این حوزه، سیاست نامه و قابوس نامه، افزون بر ارائه آموزه های مدیریّتی و اخلاقی، بازتاب دهنده ارزش های جامعه عصر خود هستند و الگویی برای رفتار فردی و اجتماعی فراهم می کنند. این دو کتاب، هرچند در بستر تاریخی خاصی نگاشته شده اند، مفاهیمی بنیادین دارند که می توان آن ها را با اصول شهروندی معاصر مقایسه کرد. مدل اینگلهارت، به عنوان یکی از نظریّه های مهم جامعه شناختی، تغییرات فرهنگی جوامع را بر اساس دو محور سنت گرایی – سکولاریسم و بقا – خودبیانگری تحلیل کرده و نشان می دهد، جوامع، چگونه از ارزش های سنتی به سوی ارزش های مدرن تحوّل می یابند. با این مدل، می توان سنجید آموزه های این دو اثر کلاسیک تا چه حد با مفاهیم شهروندی مدرن مانند مشارکت اجتماعی، حقوق فردی، عدالت محوری، برابری و مسئولیت پذیری هم سویی دارند. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تطبیقی و روش کتابخانه ای، مؤلفه های فرهنگی سیاست نامه و قابوس نامه را شناسایی و میزان همگرایی یا واگرایی آن ها با مفاهیم شهروندی نوین بررسی کرده است. نتایج پژوهش، نشان می دهد که اگرچه بخش هایی از آموزه های این آثار، به ویژه در حوزه عدالت، مسئولیت اجتماعی و مشورت پذیری، با ارزش های شهروندی مدرن همسوست، اما مفاهیمی مانند اطاعت مطلق از قدرت، ساختار سلسله مراتبی و نگاه نخبه گرایانه، با اصول مشارکت محور و برابری طلب شهروندی امروز در تعارض اند. این یافته ها نشان می دهد این آثار، ضمن داشتن ظرفیت هایی برای تقویّت فرهنگ شهروندی، نیازمند بازخوانی انتقادی برای کاربست مؤثر در فضای اجتماعی امروز هستند.
نوستالژی فردی در اشعار گروس عبدالملکیان و احمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
172 - 189
حوزههای تخصصی:
نوستالژی همان احساس اندوه هنگام یادآوری گذشته است، و اشعاری که به نوعی حسرت بازگشت به دوران گذشته را نمایان می کند، نوستالژیک محسوب می شود. گروس عبدالملکیان و احمد مطر از شاعران معاصر ایران و عراق هستند که به دلیل شرایط خاص زندگی شخصی و اوضاع زمانه مسلط بر دوره آنان، نوستالژی در اشعارشان انعکاس ویژه ای دارد که با تأمل در آن می توان به شناخت روشن تری از اشعار آنها دست یافت. آنها از نوستالژی به عنوان ابزار هنری خاصی برای بیان عواطف، احساسات، حسرت ها و اندوه های خود استفاده کرده اند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی و مقایسه نوستالژی فردی در اشعار گروس عبدالملکیان و احمد مطر می پردازد. یافته ها نشان می دهد که اشعار گروس و مطر در حیطه نوستالژی فردی، شامل این مضامین می باشد: نوستالژی برای خاطرات دوران کودکی، نوستالژی برای از دست دادن دوستان، نوستالژی برای نزدیکان، نوستالژی برای معشوق، نوستالژی برای غربت درونی. بررسی نوستالژی فردی در اشعار این دو شاعر، نقش مهمی را در درک ملموس شعر آنها و شناخت روحیات شخصی و اوضاع زمانه شان ایفا می کند.
بررسی مدرنیسم در رمان «سه دختر حوا» بر اساس طرح ساختاری کنراد کنست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
92 - 121
حوزههای تخصصی:
مدرنیسم یک جنبش ادبی، فرهنگی و هنری در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بوده است. این جنبش با تمرکز بر نوآوری در فرم و محتوا، به تزلزل و بازسازی الگو های سنتی داستان پردازی پرداخته است. در این زمینه نظریه کنراد کنست، نویسنده و منتقد آلمانی، سه مؤلفه کلیدی وداع با قهرمان سنتی، وداع با پیرنگ کلاسیک و وداع با راوی المپی را معرفی می کند. این پژوهش به تحلیل نحوه تجلی این ویژگی ها در رمان "سه دختر حوا" اثر الیف شافاک می پردازد؛ که هدف از آن بررسی چگونگی ظهور این مؤلفه های مدرنیستی در این اثر است. برای دستیابی به این هدف، از روش های تحلیل متن در ادبیات داستانی مدرن استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که شخصیت اصلی داستان به عنوان ضد قهرمان و ساختار غیرخطی پیرنگ با بهره گیری از تکنیک های مدرنیستی نظیر جریان سیال ذهن به نحوی مؤثر بر ویژگی های مدرنیستی کنست استوار بوده است؛ همچنین تغییر روایت از دانای کل به دیالوگ های میان شخصیت ها، به درک عمیق تر ابعاد مدرنیستی کمک می کند. این تحلیل به فهم بهتر ساختار و تکنیک های مدرن در ادبیات معاصر می افزاید.
خوانشی از آسیب های اجتماعی در داستان های اقلیمی رسول پرویزی و نسیم خاکسار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
92 - 121
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با این پیش فرض که بررسی ادبیات و فرهنگ عمومی جامعه می تواند به عنوان ابزاری قدرتمند برای شناسایی و تحلیل آسیب های اجتماعی هر دوره مورد استفاده قرار گیرد و به درک بهتر دلایل ایجاد و راه های مقابله با این آسیب ها کمک کند، با رویکردی توصیفی – تحلیلی، به بازخوانی آسیب های اجتماعی در داستان های اقلیمی رسول پرویزی و نسیم خاکسار می پردازد. پرویزی در «شلوارهای وصله دار» و «لولی سرمست» به مسائل و مشکلات اجتماعی حوزه روستایی اقلیم جنوب پرداخته است؛خاکسار نیز در داستان های «گیاهک» و «نان و گل» به مسائل و مشکلات اجتماعی حوزه دریایی اقلیم جنوب توجّه دارد. یافته ها نشان می دهد که هرچند هر دو نویسنده با توجّه به تفاوت های جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی حوزه خود ، به نوع خاصی از آسیب های اجتماعی پرداخته اند، اما هر دو با نگاهی انتقادی و واقع گرایانه به آسیب های اجتماعی تلاش کرده اند تا با ارائه تصویری دقیق از این مشکلات، به آگاهی بخشی در جامعه کمک کنند. برخی از این آسیب ها مانند ارتباط های نامشروع، اعتیاد، کودک آزاری، دزدی و کمبود امکانات بهداشتی در هر دو اقلیم دیده می شود. آسیب های مختص حوزه دریایی شامل طلاق، بیوه گی و بی پناهی زنان، خودکشی و قاچاق است. در حوزه روستایی نیز خرافه گرایی، عشوه گری زنان، تنوّع طلبی مردان و چندهمسری به عنوان کژروی ها و آسیب های اجتماعی مطرح شده اند؛ لذا می توان نوع اقلیم را در پدید آوردن برخی از انواع آسیب ها و معضلات اجتماعی مؤثر دانست.
بازنمایی ابعاد شور و اشتیاق در غزلیّات منزوی؛ بر اساس آرای جان استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
152 - 181
حوزههای تخصصی:
با بررسی غزلیات عاشقانه زنده یاد حسین منزوی در می یابیم که عشق، یگانه مولد نیرومند در تمام وجوه درونی و بیرونی این غزل سرای معاصر است که ناخواسته تمام هویت او را نشان می دهد؛ نگاه منزوی به عشق، زمینی و فرودین است که به تبع آن، عنصر شور و اشتیاق و شوریدگی در آن پررنگ و برجسته است. در میان نظریه های معاصر که به مقوله عشق اشاره کرده اند، آرای استرنبرگ درخور توجه است. او عشق را دارای سه ضلع «صمیمیت، شور و هیجان (شهوت)، تعهد» می-داند. این پژوهش بر آن است با تعریف ضلع شور و اشتیاق و مؤلفه های آن، با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به بسامد این عنصر در غزلیات منزوی بپردازد. برآیند پژوهش حاضر، حاکی از آن است که بر اساس ضلع شور و اشتیاق در نظریه مثلث عشق از استرنبرگ، منزوی با توجه به موقعیت های مختلف زندگی، توانسته است این ضلع از مثلث عشق را به تمام و کمال درک و توصیف کند. همچنین، مشحص گردید که در این بخش از غزل ها، سه محور «زن بودن معشوق»، «توصیف اندام و بدن معشوق» و «توصیف حالات و رفتارهای او» به عنوان مهم ترین مؤلفه های عنصر شور و اشتیاق مطالعه شده است که اوج دلباختگی و شیدایی او را نسبت به معشوق زمینی اش بیان می کند. افزون بر این، معشوق منزوی از جنس مخالف و نوع رابطه نیز، بر اساس یافته ها و ضلع شور و اشتیاق استرنبرگ از درجه بالایی از برانگیختگی فیزیولوژیک و روانی برخوردار است. انگیزه هایی که به کمال عشق، جذابیت فیزیکی و جنسی منجر می شود.
همسنجی مؤلفه های بافت ساز متن از دیدگاه جرجانی و زبان شناسان قدیم عرب با نظرات برخی از زبان شناسان معاصر غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
103 - 124
حوزههای تخصصی:
بافت را می توان مطمئن ترین و مهم ترین ابزار مفسّر برای ورود به تحلیل متون چه دینی و چه غیر دینی دانست. نظرات پراکنده بافت شناسی جاحظ و ابن جنی پایه گذار نظریات جرجانی محسوب می شود و حال آنکه نظریات مدون جرجانی مقدمه ای است بر نظریات دانشمندان غربی متاخر از او مانند «اولمان»، «یاکوبسن»، «فرث» و« چامسکی». جرجانی بافت را در راستای رسیدن به معنا، می بیند و از همین گذر، فعالیت های او نسبتاً منسجم و در چارچوب علم مدرن معناشناسی کاربردی تبیین می گردد. این مقاله می کوشد تا با شیوه توصیفی – تحلیلی به معرفی و همسنجی برخی از مولفه های بافت ساز در نزد زبان شناسان قدیم عرب و زبان شناسان معاصر غربی با نظرات بافت شناسی جرجانی که اصالتا ایرانی است بپردازد و با تطبیق آنها با هم، رویکرد بافت شناسی هر سه گروه را به متن بازتاب دهد.بافت موقعیت که در نزد جرجانی به «اقتضای حال مخاطب و شنونده» شناخته می شود؛ در نزد همه زبان شناسان غربی و مسلمان مورد بحث، نقطه اشتراک است. در مبحث بافت درون زبانی بحث الفاظ و ارتباطات آن با معنا و همچنین بحث آوا شناسی در نظریات ابن جنی و جاحظ و همچنین فرث مطرح است. نقش های ارتباطی الفاظ میان جمله های متن که ماهیت تقویت ساختار بافت کلام را دارند؛ در نزد یاکوبسن و جرجانی از جمله مواردی است که نقطه اشتراک آن دو در بررسی بافت کلام شناخته می شود. البته نباید قواعد ترکیبی را از نظر دور داشت چرا که در حقیقت بافت کلام محصول حضور الفاظ در ترکیب کلام هستند، این مهم نیز نقطه اشتراکی زبان شناسان غربی و جرجانی می تواند قلمداد شود. ترکیب های نحوی در نزد جرجانی و چامسکی به عنوان مولفه بافت ساز شناخته می شود و نقش تولیدی نحو یا به عبارت دیگر دستور زایشی باعث ایجاد و شکل گیری ساختار بافتی در جمله و نیز کلام در نزد این دو زبان شناس شده است.
معناشناسی معناهای ضمنی چند واژه عربی در غزل های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
1 - 19
حوزههای تخصصی:
زبان شعر حافظ بسیار ظریف، هنرمندانه و همچنین اثرگذار و شاعرانه است. واژگانی که حافظ برمی گزیند و به شعر می آورد از ظرفیت معنایی بسیاری برخوردارند. او، واژگان را در چنان بافتی قرار می دهد که کلمه در آن شکوفا می شود و معناهای سایه وار متکثری را تداعی می کند. واژه های عربی غزل های او نیز به تمامی این ویژگی ها را دارایند. این واژگان از طرفی، به خاطر اینکه در زبان دیگری ریشه دارند، قابلیت خلق آشنایی زدایی را در شعر فارسی دارند. از طرف دیگر، بسیاری از این واژگان از متون و فرهنگ اسلام، وارد زبان شعر حافظ شده اند. ازاین رو، آن ها ظرفیت معنایی بسیاری دارند؛ این ظرفیت در سیاق شعر حافظ، به زیباترین شکل ممکن متبلور می شود. واژگان عربی در شعر او، به شکلی در بافت نشسته اند که هاله معناهای بسیاری از آن ها به ذهن می آید. در این اثر سعی شده معناهای سایه وار و ضمنی این واژگان کشف شود و در ضمن آن، زبان شعر حافظ، زیبایی ها و ژرفای آن نمایانده شود. واژگان عربی حافظ، در قیاس با مترادف های فارسی و دیگر هم معناهای عربی شان، بار معنایی عاطفی بیشتری دارند. برخی از آن ها، از جمله واژگان اضدادند. برخی دیگر، واژگان قرآن اند و به طور هم زمان هم معنای مرکزی واژه و هم معنای واژه در بافت قرآن را به ذهن تداعی می کنند. برخی از واژگان عربی، معناهای هاله واری را به ذهن می آورند. این معناها برخاسته از هم نشینی حروف و اصوات کلمه است که عمدتاً معنای مرکزی واژه را تأکید می کنند.
خوانشی جامعه شناسانه از رمان های بهشت و دوزخ و من تا صبح بیدارم از جعفر مدرس صادقی و رمان های خوشه های خشم و ماه پنهان است از جان اشتاین بک بر اساس نظریه بازتاب لوکاچ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر اثر چارچوب فکری نویسنده را نشان می دهد، اما باید دانست که منشأ این چارچوب فکری تنها تفکر خود نویسنده نیست بلکه جامعه و تحولات آن نقش اساسی در پیدایش آن افکار دارند و به همین دلیل است که هر نویسنده تفکر معینی درباره جامعه دارد. جعفر مدرس صادقی و جان اشتاین بک پیوسته کوشیدند تا نشان دهند چگونه جامعه مدرن در جهت انقیاد و استثمار طبقات فرودست و تضادهای طبقاتی به کار گرفته شده است. از این رو، پژوهش حاضر می کوشد با بهره گیری از نظریه بازتاب لوکاچ و با روش توصیفی-تحلیلی به واکاوی مؤلفه های اجتماعی در رمان های بهشت و دوزخ و من تا صبح بیدارم از مدرس صادقی و رمان های خوشه های خشم و ماه پنهان است از اشتاین بک به صورت تطبیقی بپردازد. واکاوی این رمان ها نشان می دهد، هر دو نویسنده می کوشند تا سنت های اجتماعی را در آثار خود منعکس نمایند و به نوعی روایتگر فرهنگ حاکم بر جامعه باشند. هر دو نویسنده با بازنمایی مسائل اجتماعی چون فقدان آزادی، اعتصاب، سرکوب و مسائل سیاسی به انعکاس ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه می پردازند. همچنین شخصیت های این رمان ها اغلب افراد آسیب دیده اجتماعی هستند که در تلاش اند تا خود را با هویتی که جامعه بر آن ها تحمیل می کند، تطبیق دهند که در این انطباق هویت عموماً شکست می خورند.
داستان نویسی از زبان حیوانات در ادبیات عربی و ادبیات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
59-80
حوزههای تخصصی:
داستان نویسی از زبان حیوانات – منثور و منظوم – یکی از گونه های ادبی است که از دیرباز در ادبیات ملت های کهن مورد توجه بوده است. داستان های ایسوپ (ازوپ) در غرب و کلیله و دمنه در شرق از کهن ترین این داستان ها به شمار می روند. چگونگی راهیابی کلیله و دمنه از هندوستان به ایران در دوره پیش از اسلام و ترجمه آن به زبان عربی در سده های نخستین اسلامی برای همگان آشناست. در این پژوهش به تأثیر و تأثر زبان عربی و فارسی از یکدیگر در این گونه ادبی پرداخته شده و نمونه های گوناگون آن را در ادبیات هر دو ملت از روزگاران کهن تاکنون بیان شده، شاعران و نویسندگان ایرانی و عرب به گونه ای برجسته از این نوع ادبی برای بیان مضامین تعلیمی و اخلاقی وام گیری کرده اند. از نمونه های این ادیبان در ادبیات عربی می توان از احمد شرقی، محمد عثمان جلال و توفیق حکیم نام برد و از میان ادیبان ایرانی علاوه بر مرزبان بن رستم، سنایی، عطار و مولوی می توان از محمد حسن خان اعتماد السلطنه، پروین اعتصامی و ایرج میرزا نام برد.
بررسی تطبیقی نقش بونصر مشکان با گودرز کشواد در دستگاه حکومتی بر مبنای نظریه روان شناسی سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
40 - 58
حوزههای تخصصی:
دو اقیانوس ادب فارسی، تاریخ بیهقی در نثر و شاهنامه در نظم فارسی شاهکارهای ابوالفضل بیهقی و ابوالقاسم فردوسی نمایان گرِ تاریخ درخشان ِقدمتِ ایران در پهنه ی گیتی است. این جستار بر آن است تا دو مروارید گران بها از این دو اقیانوس ادب فارسی را صید کرده و ضمن معرفی کوتاهی از این دو صید ارزشمند، شباهت های نقشی که در جایگاه خود ایفا کرده اند را بررسی و واکاوی نماید. در هر دوره ای در تاریخ در رأس هر حکومتی افراد مثبت و منفی وجود دارند که دارای منصب و مقامی هستند و نگارنده بر آن است تا افرادی که نقش مثبت در دستگاه حکومتی داشته اند را با هم مقایسه نماید. روش انجام این پژوهش روش تحلیلی توصیفی از طریق یادداشت برداری کتابخانه ای است که بر مبنای نظریه ی روان شناسی سیاسی به بررسی و مقایسه ی ویژگی های شخصیتی موثر در عملکرد سیاسی بونصر مشکان در متن کتاب تاریخ بیهقی و گودرز کشواد در متن شاهنامه ی فردوسی می پردازد. نتایج اولیه حاکی از آن است که هر دو شخصیت دارای هوش سیاسی بالا و وجدان کاری خوبی بودند و از حق پذیری، تواضع، فروتنی و امانت داری بالایی برخوردار بودند که مجموع این خصایص شخصیتی کمک شایانی به پیشبرد اهداف سیاسی هر دو شخصیت داشته و سبب شده است همکاری هر دو شخص در اداره ی امور مملکت به شکل سازنده ای موثر و مفید باشد.
بررسی مایه های اسطوره ای زمان در شعر اوکتاویوپاز و شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
182 - 214
حوزههای تخصصی:
در این جستار، جلوه های اسطوره ای زمان در شعر اوکتاویو پاز و شفیعی کدکنی بررسی و مشابهت یابی شده است در این مقاله، به سه جلوه زمان بخش پذیر و بخش ناپذیر تجلی آن در اسطوره؛ بن مایه های اسطوره بازگشت به اصل؛ و در پایان، مایه های اسطوره ای خلق مدام و استکمال و تدویر اشاره شده است و در روند بررسی و نگارش، کوشش بر آن بوده است تا مقایسه تطبیقی میان بازتاب های شعری این سه جلوه اساطیری زمان در آثار پاز و کدکنی به دست داده شود. روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی بوده است و شیوه های تحقیق، تطبیقی و مقایسه ای همراه با شرح و تأویل پیچش های شعر منثور چندمعنایی موردنظر بوده است. هدف از نگارش این جستار، مقایسه و کشف دیدگاه های مشابه دو شاعر در موضوع عنصر زمان و زیر مجموعه های آن بوده است. این جستار نشان داده است که شعر و اندیشه شاعر مکزیکی با وجود برخورداری خاستگاه های دانش اساطیر مکزیک و هند؛ دلیلی روشن برای مشابهت و نزدیکی دیدگاه دو شاعر به دست داده است. اسطوره های ایرانی که خاستگاه هندوآریایی هم دارند، در شعر شفیعی کدکنی و در شعر پاز - که به واسطهحضور در هند با اساطیر شرقی آشنایی یافته بود - شباهت های بنیادین نشان داده است.
تحلیل مؤلفه های وجودشناسی نظریه برایان مک هیل در رمان «اگر شبی از شب های زمستان مسافری»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
288 - 321
حوزههای تخصصی:
نظریات پست مدرنیسم را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد. دسته اول شامل نظریه پردازانی همچون بری لوئیس، پیتر والن و دیوید لاج است که مجموعه ای از ویژگی های سبکی پست مدرنیسم را معرفی می کنند، از جمله عدم قطعیّت، پارانویا، و بی نظمی زمانی. دسته دوم، نظریه ای شاخص از برایان مک هیل است که برای توضیح پست مدرنیسم از مفهوم عنصر غالب در فرمالیسم روسی الهام گرفته است. مک هیل معتقد است که پست مدرنیسم بر وجودشناسی تمرکز دارد، در مقابل معرفت شناسی که عنصر غالب مدرنیسم است. وجودشناسی به بررسی ماهیت وجود و هستی می پردازد. مک هیل استدلال می کند که درک جهان، پیش نیاز پاسخگویی به پرسش های وجودشناسانه است، اما آثار مدرن از ارائه پاسخ های قطعی امتناع می کنند و خواننده را در عدم قطعیت وجودی قرار می دهند. حال این پژوهش در جستجوی پاسخ به این مسأله است که شگردها و مؤلفه های وجودشناسی در رمان اگر شبی از شب های زمستان مسافری از ایتالو کالوینو با توجه به نظریه برایان مک هیل کدامند و چگونه این شگردها و مؤلفه ها بر اساس نظریه برایان مک هیل در برجسته کردن عنصر وجودشناسانه این اثر نقش دارند؟ این پژوهش به بررسی رمان اگر شبی از شب های زمستان مسافری اثر ایتالو کالوینو می پردازد و تلاش می کند تا شگردها و عناصر وجودشناسانه در این رمان را بر اساس نظریه مک هیل شناسایی کند. نتایج نشان می دهد که این رمان با استفاده از تکنیک هایی مانند چندصدایی، عدم قطعیت، بی نظمی زمانی و مکانی، و پارانویا، به پیچیدگی و دشواری شهرت دارد و به خوبی عناصر وجودشناسانه را به تصویر می کشد.
جلوه های «فرودست» اسپیواک در شخصیت های زن دو رمان جای خالی سلوچ و عرس الزین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
173 - 217
حوزههای تخصصی:
نقد پسااستعماری پژوهشی است میان رشته ای که یکی از مهم ترین شاخه های نظری آن مطالعات فرودستان است. اسپیواک از پیشگامان رویکرد فرودست پسااستعماری است. وی متون ادبی را جایگزین مناسبی برای بیان تاریخ فرودستان قلمداد می کند. دولت آبادی و صالح دو رمان نویس معاصر ایرانی و سودانی در رمان های خود «جای خالی سلوچ» و « عرس الزین» به بازنمایی مشکلات فرودستان؛ ازجمله زنان می پردازند. در این تحقیق به روش تحلیلی– توصیفی، با تکیه بر الگوهای ادبی اسپیواک، مشخص می گردد که در دو اثر پسااستعماری جای خالی سلوچ دولت آبادی و عرس الزّین طیب صالح به مشکلات زندگی پرمشقّت جامعه روستایی، به ویژه اعمال خشونت های پنهان و نهادینه شده مردان علیه فرودستان خاص همچون، زنان، دختران، پرداخته شده است و وجوه مشترک هویت و عاملیت قهرمانان زن خودآیین دو روایت موردنظر که باخودآگاهی و گفتمان های خلاقانه و خردمندانه، می کوشند در جنبش های روزمرّه و تدریجی، نیروهای متناقض درونی و در پی آن روابط با مردان فرصت طلب و سودجوی را تعدیل و تنظیم نمایند، به تصویر کشیده شده است. به موازات این بازنمایی ناهمگونی دیدگاه تردیدآمیز و وهم آلود دولت آبادی با نگاه خوش بینانه طیب صالح به آینده جامعه روستا نشین ایران و سودان، به تفاوت های انکارناپذیر فرهنگی و طبقاتی ستمدیدگان به ویژه زنان به سیر رخدادهای اجتماعی، سیاسی، زیستی و اقتصادی انحصاری زمان وقوع داستان نسبت داده شده و نتایج حاصل از آن در تمثیل های نمادین پایان هر دو روایت انعکاس یافته است.
مضامین مشترک در ادبیات جنگ فارسی و عربی (رمان های «زمین سوخته» اثر احمد محمود و «فهرس» اثر سنان أنطون)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
104 - 127
حوزههای تخصصی:
ادبیات متأثر از مقتضیات اجتماعی و اوضاع و احوال زمان است. هنگامی که کشوری آماج حمله بیگانگان و استعمارگران می-شود، مقاومت و مبارزه مردم با دشمنان در آثار ادبی نیز بازتاب می یابد. در این میان، حمله عراق با همراهی کشورهای غربی به ایران و حمله آمریکا به عراق، دو مقطع مهم در تاریخ این دو کشور است. هنرمندان و ادیبان همگام با دیگر مردم این دو کشور و در قالب ادبیات پایداری سعی کردند مظلومیت مردم خود را در جریان این دو تهاجم بیان کنند. رمان زمین سوخته اثر احمد محمود جزو اولین آثار ادبی است که به حمله عراق به ایران پرداخته است. از سوی دیگر، رمان فهرس اثر سنان أنطون به قصد فراموش نشدن عراق قبل از جنگ آمریکا و زنده نگهداشتن آن در یادها با شیوه روایی جدید نوشته شده است. در پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، مضامین مشترک این دو رمان بررسی شد. توصیف خرابی ها و ویرانی هایی که در پی حمله دشمن به وجود آمده، بیان رنج و درد و اضطراب و ترس مردم، انتقاد از سیاست مداران و دولتیان، انتقاد از سیاست های استعماری آمریکا، دشمن ستیزی و دعوت به مبارزه و ایستادگی در مقابل فتنه های دشمن، از مضمون های مهم این آثار است.