ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۷۹۴ مورد.
۴۱.

واکاوی پدیده سنگ باران زا و آیین ها و باورهای مرتبط با آن در عجایب نامه ها و متون کهن ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۷
در اساطیر و فرهنگ عامه آداب و رسوم گوناگونی با موضوع تصرف در طبیعت و ایجاد باران و برف و تگرگ یا دفع آن وجود داشته است. در این آیین ها با استفاده از اجسامی خاص، انجام اعمالی ویژه و خواندن افسون، در طبیعت و هوا تصرف می شد. یکی از مهم ترین نمودهای این امر، استفاده از حجرالمطر برای ایجاد برف و باران است که در آسیای مرکزی و غالباً در میان اقوام ترک زبان رواج داشته است. موضوع این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کهن انجام گرفته، بررسی، نقد و تحلیل حجرالمطر در متون کهن، به ویژه عجایب نامه ها، متون کانی شناختی و متون تاریخی و اشاره به آیین های مشابه در اساطیر و فرهنگ عامه است. پرسش اصلی تحقیق این است که منشأ این سنگ چیست و طرز عمل و کاربردهای آن چگونه بوده است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که قدما، دو نگاه عمده طبیعی و اسطوره ای به حجرالمطر به عنوان نوعی طلسم داشته اند که استفاده از آن قدرتی خارق العاده تلقی شده و افسونگران باران ساز با ایجاد برف و سرما، نقش مهمی در تضعیف و شکست لشکر دشمن داشته اند. همچنین در کشاورزی و باراندن باران بر مزارع و دفع تگرک نقش مهمی ایفا کرده است.
۴۲.

کارکرد زبان آرکائیک (کهن) و زبان عامیانه در شعر نظیری نیشابوری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۳۲
نظیری نیشابوری، از شاعران مشهور سبک هندی است که با استفاده از ظرفیت های زبانی متنوع، تصویرهای شعری خلاقانه را در این سبک، پدید آورد. یکی از مهمترین جلوه های این تنوع، کاربرد هم زمان زبان کهن (آرکائیک) و زبان عامیانه در شعر است که سبب غنای کلام او شده و آن را به آئینه ای تمام نما، از تحولات اجتماعی و فرهنگی -زبانی عصر او بدل کرده است. آمیختگی و ترکیب زبان فاخر و کهن با واژگان عامیانه و گاه محاوره ای، سبب شده، شعر او هم برای خواص، جذاب باشد و هم برای عوام، قابل درک شود. زبان آرکائیک در قالب واژگان مهجور و ساختارهای نحوی سنتی و اصطلاحات کهن، بُعدی سنتی به شعر او می بخشد و زبان عامیانه از طریق واژگان روزمره و کنایات مردمی و اصطلاحات محاوره ای، صبغه مردمی و صمیمیت و پویایی را به شعر او القا می کند. مقاله حاضر با روش تحلیلی – توصیفی، به بررسی و تحلیل کارکرد زبان کهن (آرکائیک) و زبان عامیانه در شعر نظیری نیشابوری پرداخته است تا جلوه های این دو نوع زبان را در شعر او با ذکر نمونه هایی نشان داده و نقش و تأثیر آنها را در شکل گیری سبک ادبی او بیان کند.
۴۳.

بازگشت به ریشه ها: نقش بازی های محلی در توسعه گردشگری و حفظ فرهنگ بومی (مورد مطالعه: استان یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۴۳
بازی های محلی به عنوان بخشی از میراث ناملموس فرهنگی، نقش مهمی در حفظ هویت بومی و تقویت ارتباط نسل ها با سنت های محلی دارند. احیای بازی های محلی می تواند به عنوان ابزاری مؤثر در توسعه گردشگری  فرهنگی عمل کند و به ایجاد فرصت های اقتصادی پایدار و تقویت پیوندهای اجتماعی منجر شود. بازی های محلی یزد، با ریشه داشتن در تاریخ و فرهنگ بومی این منطقه، نه تنها جنبه ای سرگرم کننده دارند، بلکه بازتاب دهنده ارزش ها، شیوه زندگی و هم بستگی اجتماعی مردم هستند. با پیشرفت تکنولوژی و تغییر در سبک زندگی مدرن، محبوبیت بازی های سنتی کاهش چشمگیری پیدا کرده است. بنابراین هدف از این پژوهش معرفی و تحلیل برخی از بازی های محلی و نقش آن ها در توسعه گردشگری و حفظ فرهنگ بومی استان یزد است. در این پژوهش ضمن بررسی ابعاد آموزشی و تربیتی، تأثیرات روان شناختی و اجتماعی و سیر تحول بازی های بومی و سنتی، به تحلیل تطبیقی بازی های بومی و سنتی با سایر فرهنگ ها و جغرافیاها و اثرات این بازی ها بر هویت فرهنگی و میراث معنوی پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که بازی های محلی نه تنها جذابیت های فرهنگی منحصربه فردی برای گردشگران فراهم می کنند، بلکه فرصتی برای انتقال دانش بومی به نسل های آینده و تقویت هویت اجتماعی هستند. همچنین، احیای این بازی ها در قالب رویدادهای گردشگری می تواند به ایجاد فرصت های اقتصادی و افزایش تعاملات فرهنگی منجر شود. این پژوهش بر اهمیت برنامه ریزی و سیاست گذاری مناسب برای ترویج بازی های محلی در قالب جشنواره ها و رویدادهای فرهنگی تأکید می کند.
۴۴.

بررسی تطبیقی کهن الگوی «عیار» در داستان های کور اوغلی و رابین هود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۵
کهن الگوی قهرمانی که در برابر ظلم و ستم قد علم کرده و با ایستادن در برابر فئودال ها و حاکمان ظالم، یاریگر طبقه فرودست جامعه و دادخواهان بوده است، در تمام جوامع دیده می شود. این عده که از ﺛﺮوﺗﻤﻨﺪان دزدی ﻣیکﺮدﻧﺪ و به فقرا ﻣیﺑﺨﺸیﺪﻧﺪ در ایران دوره ساسانیان «اﺷکﻮﻫﺎن» و ﻧیﺰ «ﻋیﺎران» یﺎ «ایﺎران» ﺑﻮدﻧﺪ که ﻗﻮاﻋﺪ ﺧﺎﺻی ﻣیﺎن ﺧﻮد داﺷﺘﻨﺪ. اَرَشک را می توان نخستین عیار ایران نامید که برای استقلال ایران علیه سلوکیان (جانشینان اسکندر مقدونی) قیام کرد. یعقوب لیث، نادرقلی اوشر، ملقب به نادرشاه افشار، و زینب پاشای آذربایجان نمونه ای دیگر از این قهرمانان تاریخی هستند. کوراوغلی آذربایجان و رابین هود انگلستان دو شخصیت از این عیاران هستند که پیوند تاریخ و اسطوره را با خود دارند. کوراوغلی قهرمان عیار مشترک میان بسیاری از مردمان ترک ازجمله مردم آذربایجان ایران، و ترکان ترکیه، ترکمن ها، ازبک ها و قشقایی هاست. رابین هود عیار بریتانیایی نیز شهرتی جهانی دارد. شاید هیچ شخصیت ادبی دیگری از اروپای قرون وسطی به جز رابین هود قانون شکن جنگلی یاغی نباشد که به این وسعت در سراسر جهان شناخته شده باشد. این مقاله بر مبنای مکتب آمریکایی، شخصیت کوراوغلی و رابین هود، دو عیار آذربایجانی و بریتانیایی را به شیوه توصیفی و تحلیلی تطبیق می دهد.
۴۵.

بررسی و تحلیل کارکردهای سِحر و جادو و عناصر فانتزی در داستان های عامیانه بهار دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۷۵
بهار دانش از افسانه های عامیانه و کهن هندی به زبان فارسی با درون مایه عشقی، نوشته عنایت الله کَنَبوِه لاهوری (درگذشته 1088ق) که آن را در سال 1061ق به نام شاه جهان گورکانی تألیف کرده است. این کتاب جزوِ ادبیات داستانی، یعنی فصل مشترک داستان های عامیانه و ادبی و به شیوه داستان پردازی هندی، داستان در داستان است. داستان اصلی و طولانی آن، تخیلی و موضوعش عشق «بهره وربانو و جهاندارشاه» و مضمون داستان اصلی و عمده ترین داستان های فرعی آن، حکایت هایی در مکر زنان است. در بهار دانش، درون مایه هایی چون تغییر شکل، طلسم، جادو، تجسد در حالت تغییر شکل، آگاهی به علم خلع بدن و نقل روح از کالبدی به کالبد دیگر در سراسر فضای داستان ها دیده می شود. به علاوه حضور و تسخیر دیوان و غولان، سخن گفتن با حیوانات جادویی، بهره گیری از جادوی موجود در عناصر طبیعت و... در تمامی داستان ها وجود دارد. در این مقاله، کارکردهای جادو و یاریگران آن، اشیا و ابزارهای جادو و شیوه های استفاده از آن ها، سفرها و مکان های جادویی و موجودات فراواقعی، راه های دست یابی به عوامل جادو و باطل کننده های سحر و طلسم در حکایات بهار دانش، بررسی و تحلیل شده تا هرچه بیش تر بر اهمیت مطالعه، آگاهی و حفظ پیشینه فرهنگی و اجتماعی قصه های عامیانه که مهم ترین بس تر حضور و تجلی بن مایه های اس اطیری و کهن در میان توده مردم اس ت- تأکید شود.  
۴۶.

تحلیل بازتاب فرهنگ عامه عشایر قشقایی در رمان ظلمت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۷۸
هر قومی دارای ادبیات شفاهی، فولکلور و باورهایی است که از درون فرهنگ، اندیشه ها و شیوه زندگی آن ها نشئت گرفته است. ایل قشقایی ازجمله ایلات بزرگ ایران است که بخش بزرگی از آن به صورت عشیره ای زیست و به زبان ترکی صحبت می کنند. یکی از رمان هایی که بخشی از آداب و رسوم و فرهنگ عامه عشایر قشقایی را به تصویر کشیده، رمان ظلمت نوشته داوود حسن آقایی کشکولی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیوندهای موجود میان شیوه زندگی کوچ نشینی عشایر قشقایی و فرهنگ عامه برخاسته از آن، از طریق تحلیل رمان ظلمت به نگارش درآمده است. روش ما در این پژوهش به شیوه تحلیلی توصیفی است و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای به دسته بندی فرهنگ عامیانه بازتاب یافته در رمان ظلمت می پردازدیم. دستاوردهای پژوهش گویای آن است که بُعد مادی و غیرمادی فولکلور عشایر قشقایی تحت تأثیر عواملی چون، تجربه های زیستی در شیوه زندگی کوچ نشینی و دامداری است، و علاوه بر آن باورهای اساطیری و مذهبی، اعتقاد به نیروهای ماورائی، بی سوادی و سادگی مردم عشایر، باورهای مشترک در میان ترکان، و زبان و نژاد متمایز آن ها بر شکل گیری این فولکلور مدد بسیار رسانده است. این پژوهش نشان می دهد که رمان ظلمت منبعی غنی و ارزشمند برای مطالعه فرهنگ عامه عشایر قشقایی است.  
۴۷.

بازنمایی هویت زنان در روایت عامیانه «میمون چوپان» بر اساس نظریات فمنیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۲
این پژوهش با هدف تحلیل بازنمایی مناسبات قدرت و هویت جنسیتی در ادبیات فولکلور ایران، به بررسی روایت زن محور «میمون چوپان» برگرفته از حافظه جمعی مردم سنقر در استان کرمانشاه می پردازد. چارچوب نظری تحقیق بر پایه نظریه های فمینیستی گیلبرت و گوبار، الین شووالتر و ژولیا کریستوا بنا شده است. این روایت با مضامین قتل مادر، تبعید، بقا، و مواجهه با قدرت مردانه، بازتابی چندلایه از خشونت ساختاری و امکان بازآفرینی هویت زنانه ارائه می دهد. شخصیت زن همسایه در قالب «زن دیوانه» گیلبرت و گوبار، عامل فروپاشی نظم مادری است؛ در حالی که تجربه دختران در بیابان و پیوند آن با بدن، طبیعت و زمین، در چارچوب نظریه شووالتر به مثابه بستری برای بازآفرینی سوژه زنانه بازخوانی می شود. کریستوا نیز با مفاهیمی چون «نیمه زبان»، «بدن ابژکت» و «بازگشت امر طردشده»، امکان خوانشی عمیق تر از دگرگونی تدریجی هویت زنانه را فراهم می آورد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شخصیت های زن داستان، از جایگاه قربانیان مطیع، به سوژه هایی کنش گر بدل می شوند که با گذار از طرد و رنج، ساختارهای پدرسالار را به چالش می کشند و درنهایت، از طریق تصاحب منابع قدرت و بازتعریف رابطه با بدن، به بازسازی هویت زنانه در بستری فرهنگی و بومی دست می یابند. پاسخ به سه پرسش کلیدی مقاله نیز در این مسیر روشن می شود: فرایند بازسازی هویت زنانه چگونه روایت می شود؟ تجربه بدن زنانه چه نقشی در بقا و معنا دارد؟ و حذف شخصیت میمون چه تأثیری در قدرت یابی زنان دارد؟ این داستان نه تنها بازتاب رنج زنان، بلکه روایتی از مقاومت، بازنویسی و شکل گیری خویشتن زنانه است.
۴۸.

سیمای یار در سروده های محلی استان کهگیلویه و بویراحمد با تکیه بر موانع وصال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۳۹
یکی از مهم ترین واژگان کلیدی اشعار لری، معشوق (یار) است که وصف زیبایی و ذکر صفات و ویژگی های ظاهری و اخلاقی وی از بن مایه ها و موتیف های برجسته شاعران محلی است. عشق، معشوق، عاشق، فراق معشوق، سوز و گداز، موانع وصال و رقیب، مجموعه واژگان غنایی هستند که در زیست بوم عشایری در کنار کوه های سر به فلک کشیده و دامنه های سرسبز و پهن دشت های اردیبهشت بهاری، مفهوم معنایی کامل تری می یابند. فراق که زاییده عشق است در زیست بوم عشایری، هرآنگاه که با محرومیت ها و ناکامی های اجتماعی عجین شود، سوزناک تر می شود و هر آنچه از دل برآید، بر دل بهتر نشیند و تأثیرگذارتر خواهد بود و سیمای معشوق شعر لری در غارتگری، دلیری و عیاری، همانند معشوق غزل فارسی بوده و همچنین، صدای موسیقی شعر لری که برگرفته از ناکامی ها و مشقت های عشقی و غیرعشقی است، محزون تر و غمگین تر بوده و آرزوی بازگشت به دوران شاد گذشته را دارد. در این جستار ادبی، سیمای معشوق در قالب توصیف ویژگی های ظاهری (چشم، ابرو، قد، لب، صورت) و رفتاری (اعراض و روی گردانی، بی رحمی و ستمگری، ناز و کرشمه، ایما و اشاره) به همراه عناوین استعاری یار برنو (berno)، شلال (shelal) ، شکال (shkal)، کهره شکال (karah shekal) و همچنین موانع وصال یار (موانع طبیعی و غیرطبیعی) موردبررسی قرارگرفته است. هدف نگارندگان، ضمن پرداختن به بازتاب جنبه های زیباشناسانه یار در سروده های محلی، اهمیت کمی و کیفی عشق و عاشقی را در زیست بوم فرهنگ لری مد نظر قرار داده اند و شیوه پژوهش به شکل بنیادی بر پایه مطالعات کتابخانه ای میدانی و به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است.
۴۹.

توصیف ساختمان دستوری «صفت» در گویش لایزنگانِ داراب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
صفت در لغت به معنی ویژگی است و در اصطلاح دستور زبان، واژه ای است که همراه با اسم به کار می رود و یکی از ویژگی های آن را بیان می کند. هر یک از دستورنویسان، برای صفت تعریفی ارائه کرده اند که با اندکی تسامح می توان گفت همه آن ها بر پایه ویژگی و چگونگی اسم بنا شده اند. پژوهش حاضر به ساختمان دستوری «صفت» در گویش لایزنگانِ داراب اختصاص یافته است. روشِ گردآوریِ مطالب این پژوهش به دو صورت میدانی و کتابخانه ای بوده و روش پژوهش نیز تحلیل محتوا با رویکرد تحلیلی-توصیفی بوده است. امروزه با توجه به دیدگاه های نوین زبان شناسی و توجه بیش از حد دستورپژوهان به جایگاه و محل قرار گرفتن واژه ها در جمله، صفت را نیز از نظر جایگاه و به طور کلی در گروه اسمی مورد بررسی قرار می دهند. اما به نظر می رسد این کافی نیست چراکه ویژگی بسیاری از مقوله های دستوری، به ویژه بخشی که مربوط به زایایی زبان فارسی می شود، مورد غفلت قرار گرفته است. بنا بر ضرورت و اهمیت این مسئله، نگارنده در این جستار، کوشیده است تا صفت در گویش لایزنگانی را از نظر مفهوم، ساختمان، ثابت یا درجه ای بودن، کاهش، افزایش و اعتدال (سنجش و مقایسه)، جایگاه (پیشین یا پسین بودن)، جایگاه صفت بیانی و موصوف و تقدم و تأخر آن، رابطه دستوری گروه وصفی و مطابقت صفت و موصوف مورد بررسی قرار دهد.
۵۰.

مروارید و باورها و آیین های وابسته به آن در عجایب نامه ها و متون کانی شناختی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
از میان احجار کریمه که در فرهنگ و تمدن ایرانی و در ادب فارسی مؤثر و قابل توجه بوده اند، مروارید جایگاه خاصی دارد. این سنگ که نشانه های حضور آن در فرهنگ مردم ایران از کهن ترین دوره ها به چشم می خورد، از چشم اندازهای اجتماعی، فرهنگی و ادبی قابل توجه و بررسی است. مسئله اصلی این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، بررسی جایگاه مروارید و آیین ها و باورهای مرتبط با آن در فرهنگ ایران با تکیه بر متون کانی شناختی و عجایب نامه هاست. انجام این تحقیق بخشی از مبهمات متون ادب فارسی و زوایایی از فرهنگ و تمدن کهن ایران را روشن خواهد کرد. نتایج تحقیق نشان می دهد باورها و آیین هایی در خصوص منشأ و شیوه تشکیل مروارید، فرو رفتن در آب و صید آن، استخراج مروارید از صدف و استحصال و بیختن و جدا کردن آن، انواع و اقسام مروارید، نقش مروارید در نظام اقتصادی جامعه، سفتن و به رشته کشیدن و اصلاح مروارید، خواص درمانی و کاربرد مروارید در تزیینات، ایجاد مروارید مصنوعی، تأثیر در فرهنگ عامه و خواب گزاری، نقش مروارید در زبان فارسی و پیدایش لغات، ترکیبات و اصطلاحات و بازتاب آن در مضامین و تصاویر شعری از مهم ترین زمینه های حضور مروارید در متون ادب فارسی به شمار می آید.
۵۱.

هماهنگی واکه ای در گویش قاینی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۴۰
پژوهش حاضر به بررسی پدیده هماهنگی واکه ای در گویش قاینی، یکی از گویش های جنوبی خراسان، می پردازد. داده های این تحقیق از منابع مکتوب مرتبط با گویش قاینی، شم زبانی نگارنده و مصاحبه با گویشوران بومی میان سال گردآوری شده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل انواع هماهنگی واکه ای در این گویش با تمرکز بر نوع پس رو و بررسی تغییرات واکه ای در واژه های مختلف از منظر ویژگی هایی چون پسین بودن، افراشتگی و گردی است. نتایج نشان می دهد که در گویش قاینی، هماهنگی پس رو در پیشوندهای فعلی نظیرme- وbe- به صورت چشمگیری رخ می دهد و منجر به تغییراتی مانند تبدیل me- به mi- یا mo- می گردد. همچنین، در برخی واژه ها، واکه ها تحت تأثیر واکه های مجاور دچار تغییر در ویژگی های آوایی خود می شوند که نشان دهنده حضور فعال و نظام مند این فرایند در ساخت واژگانی و نحوی گویش قاینی است. این یافته ها می تواند در طبقه بندی واج شناختی این گویش و درک بهتر از ساختارهای زبانی نواحی شرقی ایران مفید واقع شود.
۵۲.

بررسی فولکلور مادی زایش در جویُم فارس با تکیه بر نظریه گذار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۵
زایش و باروری به عنوان کلان محور در زندگی بشری به شمار می آیند و در میان اقوام و ملل، اساس زندگی و تداوم نسل انسان هستند. در ادبیات عامه و آیینی ایران زمین، توجه به باورها و آداب و رسوم زایش از گذشته تاکنون با شکل های مختلفی همراه بوده است. در جویم فارس به عنوان شهری تاریخی، آداب و رسومی در ارتباط با زایش و باروری مشاهده می شود و برخی از این آداب با شهرهای دیگر ایران اشتراکاتی نیز دارد. در این پژوهش توصیفی- تحلیلی سعی بر این گردیده با تمرکز بر آداب و رسوم مردم جویم، آیین های زایش به عنوان نمونه مادی ادب عامه، از رهگذر مراحل سه گانه «نظریه گذار» وَن جنپ مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش، شخصیت مادر برای دریافت هویت جدید در سه مرحله «زن- همسر- مادر» و دریافت تشرّف، تحلیل می-شود. دریافت حیات شخصیتی زن و استحاله شخصیتی وی، مهم ترین وقایع زندگیش را با شکل گیری آیین ها، همراه دارد. نتایج نشان می دهد گذر شخصیتی زن مطابق با نظریه ون جنپ در آداب و رسوم مردم جویم، به وضوح مشهود است و آداب در سه مرحله گسست، گذار و پیوندی دوباره نشان داده می شود و این استحاله شخصیتی و قدسی درگرو به جا آوردن این رسوم است؛ زیراکه بسیاری از این آداب با رمزهای کیهانی و معنوی همراه هستند که دستاوردشان استحاله و دگردیسی شخصیتی است. بسیاری از این آداب و رسوم، شکل سنتی خود را از دست نداده اند و همچنان در باور و پایبندی مردم جویم حضور دارند.
۵۳.

کانون ادبی قُهستان؛ تبلور ادبیاتِ شیعی در غرب خراسانِ بزرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۶
یکی از کانون های مهم شعرِ شیعی در قرن هشتم و نهم هجری در بلادِ قهستانِ کهن قرار داشت. قهستانِ بزرگ و ولایاتِ آن از دیرباز جایگاه و خواستگاهِ تفکّرات شیعی بوده است. ظهورِ اسماعیلیان و پایگاه ساختنِ قهستان پس از الموت نقشه بسزای در گسترش شیعه در این دوره داشته است. حجم چشم گیرِ شعرِ شیعی و شمارِ شاعرانِ شیعی در این منطقه، قهستان را به کانونِ شعرِ شیعی در غرب خراسانِ بزرگ بدل ساخته است. مدح و منقبت رسول اکرم(ص) و ائمه (ع) که در قرن هشتم آغاز شده بود در قرن نهم به اوج خود رسید. پدید آمدنِ گونه های متنوّعِ ادبی که پیش از این در تاریخِ ادبی نظیر ندارد از ویژگی های این کانونِ ادبی است. تطوّر شعر شیعی به سه دوره ی آغاز، دوره ی تکوین ادبیاتِ شیعی و دوره ی تثبیت تقسیم بندی شده است. اقلیم شناسیِ شعرِ شیعی می تواند به فهمِ چگونگی، شکل گیری و گسترشِ آن در ادوار مختلفِ تاریخِ ادبی یاری رساند.
۵۴.

مجلس گردانی رزم در نقالی: مطالعه تطبیقی معرکه آرایی مرشد سعیدی و مرشد ترابی از صحنه کشتی دوم رستم و سهراب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۸۳
از مهم ترین صحنه های نقل رزمی، کشتی دوم رستم و سهراب، معروف به مجلس «سهراب کشی» است. نقالان می کوشند بهترین اجرای خود را از این صحنه به نمایش درآورند. پرسش اینجاست چگونه معنا در مجلس نقل ساخته می شود؟ و چگونه نقالان اجرای خود از این فراز داستان را نسبت به یکدیگر متمایز می سازند؟ نظر به اهمیت نقش حرکات بدن در داستان گزاری، پژوهش حاضر از چشم انداز متفاوتی به اجرای نقالی می پردازد. بدین منظور بر پایه یافته های زبان شناسی در مطالعات ژست، تعامل اجزای معرکه آرایی براساس بخشی از ویدئوی اجرای نقل سهراب کشی مرشد سعیدی و مرشد ترابی بررسی شد. بحث درباره ویژگی های فنی و ابداعی حرکات نقالان نشان داد ترابی بیشتر از ژست های تصویرگر عینی بهره برده است، ولی سعیدی علاوه بر تصویرگری عینی، متنوع تر از ژست برای ارتباط با مخاطب و توصیف مفاهیم انتزاعی نیز استفاده می کند. نقال حماسه ملی را با تأکیدهای کانونی متمایز در اجرا تفسیر می کند. ترابی بیشتر نبرد تن به تن را عینی تصویر می کند و بر نقش چرخ بلند برسرنوشت سهراب تأکید دارد، اما سعیدی بر مقاومت سهراب در برابر رستم تأکید می کند و درنهایت مرگ او را در قالب استعاری نشان می دهد؛ درختی که باد آن را بر زمین می افکند.
۵۵.

طبقه بندی انواع خواستگاری در منظومه های عاشقانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۷۹
یکی از مهم ترین انواع شعر غنایی در سنت ادب فارسی، منظومه عاشقانه است. داستان های عاشقانه به عنوان قصه هایی که بستر روایی مشابهی دارند عموماً دارای بن مایه ها و عناصر همانندی هستند. این روایت ها برآمده از روابط میان دو قطب اصلی، یعنی عاشق و معشوق اند و تحلیل تعاملات میان این دو سویه، ابزار مناسبی برای واکاوی ساختار روایی آن ها به دست می دهد. در این میان، کنش بنیادین عاشق که معمولاً در پی نخستین مواجهه با معشوق رخ می دهد، ورود به فرایندی است که می توان آن را به مثابه گره افکنی مرکزی روایت در نظر گرفت؛ کنشی که با برقراری تمنای وصال، رخدادهای بعدی داستان را در پی می آورد. در چنین فرایندی، کنش «خواستن دیگری» نه صرفاً به عنوان مرحله ای از تعامل انسانی، بلکه به منزله یکی از گره های روایی دارای بار معنایی و کارکردی قابل تأمل مطرح می شود. همین کنش اولیه، جایگاه عاشق و معشوق را در منظومه تثبیت می کند؛ عاشق را به فاعل پی جوی وصال و معشوق را به مفعول مطلوب بدل می سازد و سلسله ای از رویدادها را حول این رابطه شکل می دهد. می توان با تکیه بر رویکردهای ریخت شناسانه و ساختارگرایانه، به بازشناسی و تحلیل این مرحله کلیدی در روایت های عاشقانه پرداخت. در پژوهش حاضر پس از ارائه تبیینی نو از ساختار روایت های عاشقانه منظوم در ادب فارسی، با برگزیدن سی رابطه از دل این منظومه ها، یکی از مهم ترین مراحل این روابط، یعنی مرحله خواست معشوق از سوی عاشق از نظر انگیزه خواست، شکل خواست، چگونگی خواست و انواع پاسخ خواست ها بررسی شده است.
۵۶.

گاه​شماری زمستان در فرهنگ عامه قوم ترک بجنورد (مطالعه اسنادی بیست روستای ترک​نشین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۸
یکی از حوزه های مطالعه در فرهنگ و ادبیات عامه بررسی چگونگی گاه شماری در میان اقوام مختلف است، زیرا گاه شماری یکی از زیرشاخه های فرهنگ عامه محسوب می شود و از گذشته های بسیار دور در فرهنگ اندیشگانی ایرانیان باستان، «زمان» از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده تا حدی که برای «زمان» آیین شناخته شده ای به نام «زروانیت» در نظر داشته اند. ایرانیان در دوره های گوناگون سال را به شیوه های مختلفی تقسیم می کردند. یکی از این شیوه های تقسیم بندی توسط عامه مردم انجام می شد و با گاه شماری رسمی متفاوت بود. گاه شماری عامه بیشتر بر مبنای طبیعت استوار بوده است. در این گاه شماری، سال به دو فصل تابستان و زمستان تقسیم می شد و هر فصل بر مدار دو چله استوار بود؛ پس از آن، ماه های باقی مانده را به روزهای کوچک تر تقسیم می کردند. از آنجایی که گاه شماری، بخشی از فرهنگ و دانش ملت هاست که در گذر زمان با آداب و اعتقادات عامه تلفیق شده و این آداب و اعتقادات در میان اقوام هر ملت متفاوت است؛ بنابراین، در این پژوهش با روش مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه میدانی با 28 گویشور ترک که از سن بالای شصت سال برخوردارند و همچنین در روستاهای مورد پژوهش ساکن هستند و آشنایی و درک کامل تری نسبت به این شیوه از زمان سنجی (گاه شماری عامه) دارند، بخش بندی فصل زمستان را میان قوم ترک شهرستان بجنورد، مرکز استان خراسان شمالی، بررسی می کنیم تا ضمن آشنایی با گاه شماری عامیانه معمول در میان این قوم، جلوه هایی از فرهنگ و ادبیات عامه مربوط به گاه شماری زمستان در بین قوم مذکور نیز به نمایش گذاشته شود. حاصل این پژوهش نشان می دهد مناطق ترک نشین بجنورد (بیست روستای مورد پژوهش که عبارت اند از چناران شهر، اسفیدان، پیغو، صندل آباد، بازخانه، پاقلعه، اسدلی، درتوم، امام وردی، قاپاق، علی گل، گریوان ، رختیان، نیستانه، حصار، تاتار، شیخ تیمور، عرب، گلی و قره نوده) در تقسیم بندی فصل زمستان، دی و بهمن را به «چله بزرگ» چهل روزه و «چله کوچک» بیست روزه بخش می کردند و ماه اسفند را به شش بخش پنج روزه، سه قسمت ده روزه، چهار قسمت پنج روزه و یک بخش ده روزه یا دو قسمت پنج روزه و دو قسمت ده روزه تقسیم می کردند. مهم ترین بازه های این فصل با آیین های ویژه ای همچون شب چله، آتش افروزی و کوزه شکنی همراه بود. همچنین ضرب المثل، اشعار و روایاتی درمورد این تقسیم بندی شکل گرفته که در حوزه ادبیات عامه قوم ترک بجنوردی حائز اهمیت است. هر چند که گاه شماری زمستان و آیین های مربوط به آن در بین اغلب اقوام ایرانی وجود داشته و در بیشتر موارد دارای اشتراکاتی است، اما اجرای آن در میان هر قوم متفاوت بوده که درواقع از سبک زندگی و فرهنگ آن قوم ناشی می​شود.
۵۷.

کارنواهای صیادی استان گیلان (مطالعه موردی: بندر انزلی و بندرکیاشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۴۷
در فرهنگ مردم حاشیه دریای خزر، صیادی جایگاه مهمی در معیشت و سبک زندگی آن ها دارد؛ بدین سبب، صیادان در این فرهنگ نقش چشم گیری در اقتصاد دارند. وجود دریا، رود و شرایط آب و هوا، فضای مناسبی برای زیست مردم ساحل نشین فراهم کرده است. برخی شهرهای ساحلی همچون بندرانزلی و بندرکیاشهر به دلیل داشتن مرداب و مصب رودخانه، از دیرباز محل تخم ریزی انواع ماهی های استخوانی و بدون استخوان بودند. این شهرها به عنوان پایتخت ماهیان خاویاری، صیادانی را در خود پرورش داد که نه تنها برای مجموعه شیلات لیانازوفِ روسی پرفایده بودند، بلکه در صیدهای انفرادی یا چند نفره نیز، بدون وابستگی به شیلات، صیاد باتجربه ای شدند. وجود اشعار، ترانه ها، ضرب المثل ها، کارآواها و قصه های شکارسری و صیادی در بین ماهی گیران و مردم عادی بازتاب داشته، به گونه ای که می توان آن ها را بخشی از فرهنگ شفاهی مردم گیلان دانست. در این فرهنگ، اشعار مختلفی به یاد صیادان سروده شد که از زبان خودشان یا دیگران جاری می گردد. اگرچه نواهای صیادی شمال ایران به دلیل وجود ماهیان باارزش خاویاری و شرایط ویژه صید، مانند نواهای صیادی جنوب ایران، با ساز و آواز خوانده نمی شود، اما در همین تعداد انگشت شماری که برجای مانده، نام برخی از ماهی ها، پرندگان، ابزار کار و اسامی افراد شنیده می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که شعر صیادی در حاشیه دریای خزر به دو شاخه «ترانه های کار و سوگواره های صیادی» تقسیم می شود. تعداد کارنواهای صیادی در شمال ایران به دلیل شرایط جغرافیایی و سیاسی اندک است و پژوهش های دامنه دار نتوانست نتایج بیشتری در دست پژوهش گر قرار دهد.
۵۸.

تبیین قراردادهای اجرایی در شکل گیری نمایش آئینی تعزیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۲
تعزیه، نمایشی آیینی است که قالب و مضمون آن از سنن مذهبیِ ریشهدار متأثر است و در طول تاریخ و به مرورزمان در قالب گونه های مختلف، از دل آئین ها، سوگواره ها و مراسم روضه خوانی سر برآورده است؛ تعزیه، دارای مجموعه ای از قراردادهای اجرایی است که به صوت سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل و به فراخور گذر زمان، فرازوفرودهایی را طی کرده و دستخوش تحول شده است؛ ازاین رو تبیین اصول و قواعد قراردادهای نمایشی در شکل گیری نمایش آیینی تعزیه، یکی از ضرورت های نمایش امروز ماست. هدف اصلی این پژوهش تبیین قراردادهای نمایش آئینی تعزیه در فرایند تولید اینگونه ی نمایش آئینی است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی تدوین شده و جهت تکمیل مبانی نظری از منابع کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است؛ در این مقاله سعی بر آن است تا به این سؤالات پاسخ داده شود که قراردادهای نمایشی به چه معناست و عناصر و شاخص های قراردادهای نمایش آئینی تعزیه کدامند؟ در نتیجه گیری تصریح شده است که آشنایی و فراگیری قراردادهای نمایشی همچون « قراردادهای پیرنگ یا طرح روایی و ترتیب و توالی رویدادها در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای نمایشگری در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای زمانی در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای اشیاء در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای مکان و صحنه آرایی در نمایش آئینی تعزیه»، «ارتباط متقابل و مشارکت فعال نمایشگران با تماشاگران در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای لباس و رنگ در نمایش آئینی تعزیه» و «قراردادهای موسیقی و آواز در نمایش آئینی تعزیه» می تواند موجب افزایش شناخت نمایشگران از ظرفیت های اجرایی قراردادهای نمایشی در اشکال مختلف نمایش آئینی تعزیه شود.
۵۹.

تجلی عشق در دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۵۲
عشق از مهم ترین درون مایه های دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان است. آفرینندگان اصلی دوبیتی ها هنرمندان عامه هستند که از شهرت و مقامی بهره ندارند، ولی در میان گروه های مردم عادی زندگی می کنند. سینه های مردم و ذهن تاریخی نسل ها، وسیله نگهداری و انتقال دوبیتی ها بوده است. از این رو، هدف این پژوهش بررسی تجلی عشق در دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، تعداد 1200 دوبیتی عامه هزارگی مورد مطالعه قرار گرفت، یافته های اسنادی و میدانی نشان می دهد که درون مایه های اکثر دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان عشق است، زیرا از 1200 دوبیتی، 1100 دوبیتی یعنی تقریباً 92 درصد را  مسائل عشقی و عاطفی تشکیل می دهد. همچنین در تجلی عشق می توان جلوه های معیشتی، شرایط محیطی و نمادهای مذهبی را نیز دید. از جمله مفاهیم برجسته عاشقانه در این دوبیتی ها، وصف زیبایی های معشوق، آرزوی  وصل و دیدار، وفاداری به معشوق، بی قراری و سوز عشق و عاشق در انتظار معشوق بیشترین بسامد را داراست. علاوه برآن ها نمادها و باورهای مذهبی، شکایت از اطرافیان، شرم از مردم،  هجران و دوری از معشوق و وطن دوستی و غم غربت از جایگاهی ویژه در این دوبیتی ها برخوردارند. مفاهیم یادشده و نیز سوز و گداز، شور و اشتیاق، لحظه های غم و شادی و التهاب درونی از عوامل سرایش این دوبیتی هاست. در این دوبیتی ها، عشق ساده، دست یافتنی، زمینی و جسمانی بیشترین بازتاب را دارد تا عشق آسمانی و روحانی. همچنین دیده شد که شاعر عاشق پیشه هزارگی نمادهای مذهبی را برای توجیه عشق بازی های خود استفاده کرده است.  
۶۰.

بررسی عوامل فرهنگی تأثیرگذار بر شکل گیری شخصیت دیو در افسانه های آذربایجان براساس مطالعات انسان شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۳
دیوها در افسانه های آذربایجان، گاه مظهر شر و بدی و ستمکاری هستند که از لحاظ بدنی قدرتمندند و بر انسان پیروز و غالب اند و گاه در برخی موقعیت ها، انسان یا به لحاظ توان و نیروی بدنی یا به لحاظ ذکاوت و هوش آن ها را مغلوب می کند. پژوهش حاضر این تغییر و تحول را از منظر انسان شناسی فرهنگی بررسی می کند و سؤال اصلی پژوهش این است که دیو در افسانه های آذربایجان از نظرگاه های انسان شناسی توضیح دهنده چه پدیده های فرهنگی است و براساس کدام مقتضیات فرهنگی به وجود آمده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر بررسی شخصیت دیو در افسانه های مکتوب آذربایجان با روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای به شناخت و تحلیل فرهنگ مردم آذربایجان پرداخته و به نتایجی از این دست رسیده است که براساس نظرگاه های کارکردگرایی مالینوفسکی، فرهنگ ازدواج اجباری، فرهنگ مردسالاری، فرهنگ رزم و حماسه و هوشیاری در برابر دشمن و دفع فریب خوردگی، فرهنگ تقدیرگرایی، فرهنگ ارزشمندی عشق پاک و نیز توسعه یافتگی فرهنگی با عنایت به رشد فکری و بینشی مردم طی دوران، در شکل گیری شخصیت دیو در افسانه هایشان تأثیرگذار بوده و این وجوه فرهنگی بیانگر احوال و خلقیات مردم آن جامعه و روشنگر هویت فرهنگی شان است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان