فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۱٬۱۴۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه مدیران آموزش عالی با مشکلاتی نظیر فشارهای مالی، تغییرات سریع محیطی، رقابت با سایر مراکز آموزش عالی برای دستیابی به رتبه علمی و پژوهشی بالاتر، جذب دانشجویان مستعدتر و اعطای استقلال بیشتر به اعضای هیات علمی روبرو هستند و برای غلبه بر این مشکلات می توانند از نوآوری در برنامه های درسی، ارایه خدمات پشتیبانی و فرایند یاددهی- یادگیری کمک بگیرند. این مقاله درصدد بررسی نوآوری اداری و تکنیکی در دانشگاه های علوم پزشکی و غیر علوم پزشکی بوده است.روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- تحلیلی، جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی استان (1830 نفر) بود که با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی 480 نفر در سال 1389 انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل پرسش نامه استاندارد Hongming و همکاران بود که روایی آن با استفاده از روایی محتوایی و صوری و پایایی آن با استفاده از محاسبه ضریبCronbach’s alpha (r=0.92)تاییدگردید.تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار 18SPSS و در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت.یافته ها: میانگین نمرات نوآوری اداری و نوآوری تکنیکی در دانشگاه های دولتی استان، کمتر از سطح متوسط بود و فواصل اطمینان نشان داد که به احتمال 99 درصد میانگین نمرات نوآوری اداری بین 4.17 و 4.5، نوآوری تکنیکی بین 4.47 و 4.8 و نوآوری سازمانی بین 4.3 و 4.6 بوده است. از طرفی بین میانگین انواع نوآوری سازمانی در دانشگاه ها بر حسب مشخصات دموگرافیک تفاوت معنی داری مشاهده شد، به طوری که نوآوری اداری در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیشتر از سایر دانشگاه های دولتی استان و نیز این نوع نوآوری در اعضای هیات علمی با سابقه کار 1 تا 10 سال بیشتر از 11 تا 20 سال بوده است.از طرفی نوآوری تکنیکی دانشگاه صنعتی بیشتر از سایر دانشگاه های دولتی استان بود. این نوع نوآوری در اعضای هیات علمی با مرتبه دانشیاری کمتر از سایر اعضا بود و نیز نوآوری تکنیکی در اعضای هیات علمی با سابقه کار 1 تا 10 سال بیشتر از 11 تا 20 سال بوده است.نتیجه گیری: دانشگاه ها باید به گونه ای مدیریت و رهبری شوند که نوآوری به عنوان یک فرهنگ و بخش طبیعی فعالیت های روزانه درآید و به عنوان دانش افزوده برای همه اعضای هیات علمی و دانشکده مطرح شود. توانایی تسریع در انتشار و تبدیل این دانش به سرمایه که محرکی برای بهبود آموزشی می باشد، امری ضروری است.
میزان استنادات و مشارکت گروهی نویسندگان مقالات مجله پژوهش در علوم پزشکی PDF (English)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"مقدمه: مجلات علمی یکی از مهم ترین ابزارهای اطلاع رسانی و رشد دانش در هر رشته به شمار می آید. یکی از راه های تشخیص جایگاه یک مقاله، استناد علمی به آن است که مهم ترین معیار برای ارزیابی یک اثر علمی، میزان استناد به آن است. هدف از این مطالعه تعیین میزان استنادات و مشارکت گروهی نویسندگان مقالات مجله پژوهش در علوم پزشکی از ابتدای سال 1379 تا پایان 1382 بوده است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی بود که از روش تحلیل استنادی برای انجام آن استفاده شد. بدین منظور اطلاعات توسط چک لیست گردآوری و سپس با استفاده از قانون Bradford و ضریب همکاری گروهی نویسندگان، نتایج به دست آمد و با نرم افزار SPSS تحلیل گردید.
یافته ها: در مجموع 386 مقاله از 21 مجله تولید شده بررسی گردید که در کل دارای 4915 استناد بود. متوسط تعداد استناد برای هر مقاله 73/12 استناد و بیشترین تعداد مقاله مربوط به سال 1382 بود. در رابطه با میزان مشارکت، بیشترین مقالات سه نویسنده داشت. میانگین ضریب همکاری در حد متوسط قرار داشت. از میان انواع منابع، نشریات با 75/69 درصد بیشترین استفاده را داشتند.
نتیجه گیری: نگاهی کلی به مقالات و استنادهای مجله پژوهش در علوم پزشکی نشان داد که نویسندگان مقالات مجله پژوهش در علوم پزشکی نسبت به سایر محققان تحقیقات گذشته در یک حد میانه برای تدوین مقالات خود به منابع، استناد کرده اند و به انجام کارهای گروهی نیز گرایش داشته اند. همچنین استنادهای تعلق گرفته به نشریات در مقالات تالیفی مورد بررسی نشریات از مدل قاعده Bradford تبعیت می کردند.
"
بررسی وضعیت سیستم اطلاعات پاتولوژی آناتومیکال در بیمارستان های آموزشی، درمانی تابعه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تاکید بر حقوق اساسی انسان در مراقبت های بهداشتی به ویژه حفظ شان بیمار به عنوان یک انسان زمانی اهمیت می یابد که آسیب پذیری بیمار، او را به آسانی در معرض تخلفات و نقاط ضعف نظام بهداشتی و اجتماعی قرار می دهد. این پژوهش به منظور مقایسه حقوق بیمار در چند کشور پیشرفته و ارایه الگو برای ایران انجام گرفت.روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی بود که به صورت مقطعی در سال 1387 انجام گردید. جامعه پژوهش عبارت از""سیستم اطلاعات آزمایشگاه پاتولوژی آناتومیکال در بیمارستان های آموزشی و درمانی تابعه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی"" (مشتمل بر 13 مرکز) بود. حجم نمونه مطابق حجم جامعه بود. گردآوری داده ها از طریق مشاهده و به وسیله ابزارهای فهرست وارسی و پرسش نامه انجام گردید. اعتبار ابزار پژوهش از طریق تعیین اعتبار محتوا سنجیده شد که بر اساس مطالعه متون معتبر و دریافت نظرات استادان راهنما و مشاور و دیگر صاحب نظران مرتبط با موضوع پژوهش انجام گردید. برای تعیین پایایی پرسش نامه مربوط، از روش آزمون مجدد (Test re-test) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از آمار توصیفی انجام گردید.یافته ها: اکثر سیستم های اطلاعات پاتولوژی آناتومیکال تحت مطالعه (77.8 درصد) از نوع نیمه مکانیزه بودند. در 88.9 درصد سیستم های پاتولوژی آناتومیکال تحت مطالعه، طبقه بندی آماری داده ها با استفاده از سیستم طبقه بندی ICD-O و تنها در 11.1 درصد آن ها با استفاده از سیستم طبقه بندی 10ICD- انجام می گردید، در حالی که سایر انواع پردازش ها از جمله طبقه بندی آماری داده ها با استفاده از سیستم نام گذاری منتظم پزشکی (NOMED یا Systemized Nomenclature of Medicine)، محاسبه نسبت منفی کاذب نتایج آزمایش ها در سیتوپاتولوژی و تجزیه و تحلیل خودکار نمونه های بافتی انجام نمی گردید.نتیجه گیری: استفاده از سیستم های اطلاعات الکترونیک باعث تسهیل، ترویج و پیشرفت حرفه پاتولوژی می گردد. تجزیه و تحلیل خودکار (دیجیتال) نمونه های بافتی می تواند مزایای بسیاری از جمله کاربرد داده های دیجیتال جهت انجام مشاوره از راه دور، تهیه اسلایدهای مجازی و تدریس داشته باشد.
ارتباط بین سلامت معنوی و افسردگی در مراجعه کنندگان مبتلا به سرطان سینه در بیمارستان تخصصی سیدالشهدا(ع) اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرطان سینه شایع ترین، کشنده ترین و از نظر روانی تأثیرگذارترین سرطان در زنان است و موجب بروز مشکلات هیجانی و عاطفی عمیقی همچون افسردگی میشود. یافته های چندین مطالعه بیانگر وجود ارتباط آماری معنی دار بین سلامت معنوی و افسردگی در این بیماران می باشد. وجــود موارد ضد و نقیض در این زمینه، در تحقیقات خارج از کشور و عدم وجود چنین مطالعه ای در ایران، محققین را بر آن داشت تا مطالعه ای را با هدف ارتباط بین سلامت معنوی و افسردگی در مراجعه کنندگان مبتلا به سرطان سینه در بیمارستان سیدالشهدا(ع) اصفهان طراحی و اجرا نمایند .
روش بررسی: این مطالعه، از نوع تحلیلی- مقطعی بود. نمونه های مورد پژوهش 223 نفر از بمراجعه کنندگان مبتلا به سرطان سینه در بیمارستان سیدالشهدا(ع) در سال 1390 بودند که به روش نمونه گیری آسان وارد مطالعه گردیدند. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسش نامه ی سلامت معنوی پولوتزین و الیسون و خرده مقیاس افسردگی پرسش نامه ی DASS-42 استفاده شد. سپس داده ها با استفاده از 17SPSS و روش های آمار توصیفی (توزیع درصد فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و تحلیلی (آزمون t مستقل و ضریب همبستگی Pearson و Spearman)، مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: در این مطالعه، 223 بیمار (1/99 درصد زن و 9/0 درصد مرد) شرکت نمودند. میانگین سنی این بیماران 6/48 سال با انحراف معیار 07/1 بود. 3/80 درصد افراد متأهل بودند. میانگین مدت ابتلا به بیماری 26/39 ماه با انحراف معیار 7/41 بود. میانگین نمره ی بعد مذهبی سلامت معنوی بیماران 25/52 با انحراف معیار 08/7 از 60 بود و میانگین نمره ی بعد وجودی سلامت معنوی بیماران 87/42 با انحراف معیار 31/9 از 60 و میانگین کلی نمره ی سلامت معنوی بیماران نیز 89/94 با انحراف معیار 99/14 از 120 بود و میانگین نمره ی افسردگی واحدهای مورد پژوهش 24/12 با انحراف معیار 58/9 از 42 بود. یافته ها حاکی از وجود ارتباط آماری معنی دار معکوس بین ابعاد مذهبی و وجودی سلامت معنوی با میزان افسردگی بود (به ترتیب با 22/0- = r و 001/0 = P و نیز 48/0- = r و 001/0 > P). همچنین بین نمره ی کلی سلامت معنوی و افسردگی ارتباط معنی دار وجود داشت (41/0- = r و 001/0 > P).
نتیجه گیری: در بیماران مبتلا به سرطان سینه با نمرات بالاتر سلامت معنوی، میزان افسردگی کمتری وجود دارد. بنابراین به نظر می رسد در بیماری هایی همچون سرطان که بر جسم، روان و روح افراد تأثیرگذار هستند، پرستاران می توانند با استفاده از رویکرد مراقبت کل نگر با تأکید بر بعد معنوی مراقبت به بیماران در دستیابی به ارتقای سطح سلامت روان کمک نمایند.
وضعیت سیستم ثبت اطلاعات خونشناسی در آزمایشگاههای بیمارستانهای آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"مقدمه: بخش خون شناسی، اطلاعات با ارزشی را در زمینه تشخیص و درمان بیماران فراهم می کند که هدف آن کمک به ارتقای سلامتی و بهبود بیماران می باشد. در این زمینه، سیستم اطلاعات این بخش موجب می شود که اطلاعات تولید شده به طور دقیق و به موقع در دسترس کاربران قرار گیرد. بر این اساس، این پژوهش با هدف بررسی وضعیت سیستم ثبت اطلاعات خون شناسی بیمارستان های آموزشی درمانی شهید بهشتی انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی سیستم اطلاعات 13 بخش خون شناسی از آزمایشگاه های بیمارستان های آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی مورد بررسی قرار گرفت. حجم نمونه مطابق با حجم جامعه بود. داده ها به روش مشاهده و پرسش و به وسیله ابزارهای چک لیست و پرسشنامه جمع آوری گردید. روایی ابزار بر اساس روش اعتبار محتوا و پایایی آن نیز از طریق آزمون مجدد تعیین گردید و با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: سیستم های اطلاعات خون شناسی 92/76 درصد از نوع نیمه مکانیزه و بقیه از نوع مکانیزه است. در تقسیم بندی داده ها به سه دسته بیمار، نمونه ها و تست ها، یافته ها نشانگر آن است که به طور میانگین، عناصر اطلاعاتی مربوط به بیمار در 4/79 درصد، عناصر اطلاعاتی مربوط به نمونه ها در 85/93 درصد و تمام عناصر اطلاعاتی مربوط به تست ها در این سیستم ها وجود دارد. در 5/87 درصد آنها برای پردازش داده های حاصل از تست ها از اتوآنالایزرها استفاده می شود. 80 درصد سیستم های اطلاعات خون شناسی دارای افراد مسؤول در زمینه جمع آوری، پردازش و توزیع اطلاعات هستند.
نتیجه گیری: با توجه به وضعیت موجود، سیستم های مکانیزه مدیریت اطلاعات خون شناسی بهتر می توانند جوابگوی نیاز کاربران باشند و در این صورت جمع آوری، پردازش و توزیع اطلاعات به نحو بهتری صورت می گیرد."
آموزش مدیران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بر اساس الگوی مبتنی بر شایستگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بهره وری هر سازمان تا حد قابل ملاحظه ای به ذخیره ی دانش، مهارت، خلاقیت و تجربه ی نیروی انسانی آن سازمان بستگی دارد. از این رو، ضروری است که هر سازمان با تنظیم برنامه ی آموزش، نیازهای توسعه ی فردی، شغلی و سازمانی را استخراج و تأمین کند. این مقاله به صورت گزارش موردی، برنامه ی ارتقای عملکرد مدیران شاغل در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را از طریق مسلح ساختن آن ها به دانش، بینش و مهارت های مدیریتی مورد نیاز مأموریت سازمانی تشریح نموده است.
روش بررسی: توانمندسازی مدیران بر اساس رویکرد «آموزش مبتنی بر شایستگی»، در سال های 87-1381، با طراحی برنامه ی 7 مرحله ای و تشکیل کمیته ی تخصصی آموزش و راه اندازی 7 مرکز آموزش- پژوهش- مشاوره در وزارت بهداشت انجام شد و کلیه ی مدیران شاغل در این وزارتخانه را تحت پوشش قرار داد. در هر مرحله، از یافته های مطالعات قبلی و یا اجرای پژوهش های جدید استفاده شد. کمیته ی آموزش با استفاده از ابزارها و روش های علمی، صحت اطلاعات ثانویه و اولیه ی هر مرحله و همچنین شیوه ها و نتایج اجرای دوره های آموزشی را مورد تأیید قرار داد.
یافته ها: نیازهای آموزشی استخراج شده، بسته های آموزشی تدوین شده و دوره های آموزشی اجرا شده به تفکیک سطوح مدیریت، در راستای اهداف، راهبردها و فرآیندهای کلان و اهم مسایل وزارتخانه بودند و تکالیف قانونی و ظرفیت های شغلی و سازمانی مورد نیاز مدیران را پوشش می دادند. ارزیابی عملکرد مدیران در دوره ی زمانی 6 ماهه و یک ساله نشان داد که رتبه های مدیران آموزش دیده، نسبت به دوره ی زمانی قبل از خود و نسبت به مدیرانی که دوره ی آموزش را سپری نکرده بودند، به ترتیب رشد متوسطی معادل 25 درصد و 37 درصد داشته است و عملکرد آن ها بهتر بوده است. این در حالی بود که اغلب مدیران شاغل، از دانش، مهارت و تجربه ی مدیریتی مناسب با مأموریت های سازمانی خود برخوردار نبودند.
نتیجه گیری: برای ارتقای عملکرد مدیران، توجه به مأموریت سازمانی و تواناییهای علمی و اجرایی مورد نیاز آن ها ضروری است. این تجربه نشان میدهد که الگوی آموزش مبتنی بر شایستگی، شیوه ای مناسب برای ارتقای عملکرد فردی، شغلی و سازمانی به حساب میآید و میتوان با استفاده از ظرفیت های موجود، آن را در سطوح سازمانی و مدیریتی وزارت بهداشت به کار گرفت.
مطالعه تطبیقی نظام ملی ثبت اطلاعات بهداشت روان انگلستان، مالزی و ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"مقدمه: با وجود توسعه قابل توجهی که در طول چند دهه اخیر در این کشور در بخش مراقبت بهداشت روان صورت پذیرفته، توجه چندانی به ثبت اطلاعات بهداشت روان نشده است. در حال حاضر یک نظام کارآمد ملی ثبت بهداشت روان که بتواند نیازهای این بخش را برآورده کند وجود ندارد؛ هدف پژوهش حاضر ارائه ساختار مقدماتی نظام ثبت اطلاعات بهداشت روان در ایران بود.
روش بررسی: در این مطالعه تطبیقی نظام ملی ثبت بهداشت روان انگلستان، مالزی و ایران در سال 1383 مورد مطالعه قرار گرفت. منبع جمع آوری داده ها شامل منابع کتابخانه ای، شبکه های اطلاع رسانی و مشاوره با متخصصان داخل و خارج کشور بود. ابزار جمع آوری داده ها فرم های اطلاعاتی بود که روایی آن با نظر متخصصان تایید شد. تحلیل یافته ها به صورت نظری و مقایسه ای صورت گرفت. مدل مقدماتی نظام ملی ثبت اطلاعات بهداشت روان با توجه به شرایط اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی ایران تدوین گردید.
یافته ها: برای نظام ملی ثبت بهداشت روان ایران الگویی در شش محور اصلی پیشنهاد شد. یافته های پژوهش نشان داد که به منظور بهینهسازی ثبت اطلاعات بهداشت روان در کشور، تجدید نظر کلی در اهداف، ساختار، عناصر اطلاعاتی، معیار ثبت، فرایند گردآوری داده ها و سیستم های طبقه بندی در نظام فعلی ثبت اطلاعات بهداشت روان کشور بر اساس الگوی پیشنهادی ضرورت دارد.
نتیجه گیری: کمبود یک نظام ملی ثبت بهداشت روان در ایران، کشور ما را با مشکلات جدی در زمینه های کنترل و پیشگیری بیماری های روانی، انجام تحقیقات اپیدمیولوژیکی، طراحی سیاست ها و استراتژی ها برای کنترل هزینه های ناشی از اختلالات روانی و بهبود کیفیت زندگی بیماران روبه رو کرده، که امید است با به کارگیری الگوی پیشنهادی بر بسیاری از مشکلات ذکر شده فائق آییم.
"
مکانیزم های اطلاع رسانی و جذب گردشگران پزشکی در بیمارستان های شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه بازار گردشگری پزشکی به عنوان یکی از صنایع درامد زا و رقابتی در دنیا مطرح شده و از حوزه های نوین گردشگری پیشرفته است. اطلاع رسانی مناسب منجر به آگاهی گردشگران پزشکی از قابلیت های حال حاضر خدمات سلامت می گردد. این پژوهش با هدف، تأثیر مکانیزم های اطلاع رسانی در جذب گردشگران پزشکی در بیمارستان های منتخب شهر تهران انجام گرفت.
روش بررسی: پژوهش توصیفی- مقطعی حاضر در سال 1390 بر روی 195 نفر از رؤسا، مدیران، مترون ها، مسؤولان بهبود کیفیت، سوپروایزرها و سرپرستاران بیمارستان های هاشمی نژاد، شهید رجایی، حضرت رسول اکرم، میلاد، ایران مهر، محب، لاله و پارسیان انجام گرفت. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه ی دو بخشی بود. پرسش نامه پس از کسب اعتبار علمی و داشتن پایایی 88/0 به کمک آزمون Cronbach’s alpha توسط افراد شرکت کننده در پژوهش تکمیل گردید. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار 16SPSS و آزمون های توصیفی درصد فراوانی و میانگین و آزمون تحلیل استنباطی F مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بین مکانیزم های اطلاع رسانی و جذب گردشگران پزشکی رابطه ی معنی داری وجود نداشت (05/0 < P). از بین متغیرهای مکانیزم های اطلاع رسانی، تنها تبلیغات رسانه ای با جذب گردشگران پزشکی رابطه ی معنی داری داشت (05/0 = P). سایر متغیرها از جمله بروشورها، کتابچه های راهنما، برنامه های تلویزیونی، روش های الکترونیکی و سازمان های مسؤول گردشگری تأثیری در جذب گردشگران پزشکی نداشتند.
نتیجه گیری: با توجه به وجود این که تنها تبلیغات رسانه ای در جذب گردشگران پزشکی مؤثر است؛ به نظر می رسد که تبلیغ توانمندی های کشور در این زمینه در رسانه های بین المللی می تواند به جذب هر چه بیشتر گردشگران پزشکی کمک نماید.
مقاله کوتاه: ارزیابی طرح بیمه ی درمان روستاییان بر اساس وضعیت عمومی عدالت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: به منظور تأمین نیازهای بهداشتی و درمانی روستاییان، سازمان بیمه ی خدمات درمانی کشور طرحی را تصویب نمود که به موجب آن، بیمه ی درمان روستاییان در سال 1384 به اجرا در آمد. در این پژوهش تلاش گردید که طرح بیمه ی درمان روستاییان با استفاده از شاخص مربوط به وضعیت عمومی عدالت مورد ارزیابی قرار گیرد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع تحلیلی بود که در آن، جهت ارزیابی طرح بیمه ی درمان روستاییان کشور بر اساس وضعیت عمومی عدالت، از روش مقایسه ای و از شاخص متوسط هزینه ی بهداشتی و درمانی خانوارهای روستایی به تفکیک استان های مختلف در سه سال 1383 (سال پیش از اجرای طرح)، 1385 و 1386 (سال های پس از اجرای طرح) استفاده گردید.
یافته ها: با اجرای طرح بیمه ی درمان روستاییان، انتظار میرفت که متوسط هزینه های بهداشتی و درمانی خانوارهای روستایی (به عنوان یکی از شاخص ها برای ارزیابی این طرح بر اساس وضعیت عمومی عدالت) کاهش قابل ملاحظه ای یابد، اما ارزیابیهای صورت گرفته در این پ ژوهش نشان داد که طرح بیمه ی درمان روستاییان تأثیر قابل توجهی بر کاهش متوسط این هزینه ها و در نتیجه در بهبود وضعیت عمومی عدالت نداشته است.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه یکی از عمده ترین انتظارات از اجرای طرح بیمه ی درمان روستاییان، بهبود در وضعیت عمومی عدالت در جامعه ی روستایی کشور میباشد، این پژوهش نشان خواهد داد که بهبود قابل ملاحظه ای در وضعیت عمومی عدالت با اجرای این طرح به دست نیامده است.
الزامات امنیتی پروندهی الکترونیک سلامت در کشورهای منتخب؛ یک مطالعهی تطبیقی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"مقدمه: امروزه افزایش روزافزون تولید اطلاعات در حوزه بهداشت و درمان، موجب به کارگیری فن آوری های نوین برای بهره برداری مناسب از اطلاعات از جمله ایجاد پرونده ی الکترونیک سلامت شده است. ظرفیت روبه رشد فن آوری های اطلاعات برای جمع آوری، ذخیره و انتقال اطلاعات در مقادیر بی سابقه، نگرانی های قابل درکی برای بیماران ایجاد کرده زیرا پرونده ی کامپیوتری از محل های متعددی قابل دسترس است و نقص امنیتی آن می تواند منجر به افشای صدها یا هزاران پرونده شود. حال با توجه به حرکت کشور به سمت ایجاد پرونده ی الکترونیک سلامت، سؤال اساسی این است که آیا الزامات امنیتی آن توسط متولیان امر مورد توجه قرار گرفته است؟
روش بررسی: مطالعه به روش توصیفی – تطبیقی در سال 86 در خصوص الزامات امنیتی اطلاعات پرونده ی الکترونیک سلامت کشورهای استرالیا، کانادا، انگلستان و ایران انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها چک لیست و منابع اطلاعاتی شامل: مقالات، کتب و مجلات به روش مطالعه ی متون از کتابخانه ها و سایت های معتبر انگلیسی زبان مربوط به سال های 1995 تا 2006 بوده است. سپس داده های گردآوری شده جدول بندی، مورد مقایسه قرار گرفتند و توصیف شدند.
یافته ها: کشورهای مورد مطالعه الزاماتی را در خصوص امنیتی پرونده ی الکترونیک سلامت، شامل تشکیلات امنیتی اطلاعات، امنیتی طبقه بندی و کنترل امکانات، ایمنی منابع انسانی، ایمنی مدیریت ارتباطات و عملیات و ایمنی کنترل دسترسی به اطلاعات پیش بینی کرده و به کار می برند اما کشور ما فاقد الزاماتی در خصوص امنیتی پرونده ی الکترونیک سلامت است. ن
تیجه گیری: ایمنی اطلاعات پرونده ی الکترونیک سلامت یکی از ضروریات ایجاد پرونده ی الکترونیک سلامت است و کشور ما فاقد الزاماتی در این زمینه می باشد. با توجه به رویکرد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در خصوص ایجاد پرونده ی الکترونیک سلامت برای هر ایرانی، تهیه و تدوین این الزامات توسط متولیان امر با استفاده از تجربیات سایر کشورها توصیه می شود.
"
تعیین رابطه ی بین دسترسی به زیرسامانه ی مدیریت اطلاعات درمانی بیماران با خدمت رسانی ناب ادراک شده به منظور ارایه ی یک مدل مناسب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
منظور از خدمت رسانی ناب ادراک شده، آن دسته از خدمات درمانی است که نیازهای بیماران را به لحاظ اطلاع رسانی در خصوص نحوه ی پذیرش و سرویس دهی درمانی بیمارستان و مراکز خدمات درمانی تکاپو می کند. هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه ی بین دسترسی به زیرسامانه ی مدیریت اطلاعات درمانی بیماران با خدمت رسانی ناب ادراک شده به منظور ارایه ی یک مدل مناسب است.
روش بررسی: روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه ی بیماران مراکز خدمات درمانی- پزشکی شهر اصفهان تشکیل دادند. برای جمع آوری اطلاعات از شیوه ی نمونه گیری در دسترس (103 نفر از بیماران مراجعه کننده به درمانگاه های خدمات درمانی موجود در سطح شهر اصفهان در سال 91-1390)، استفاه شده است. ابزار تحقیق، پرسش نامه ی محقق ساخته در خصوص زیرسامانه های مدیریت اطلاعات حاوی 36 و پرسش نامه محقق ساخته در خصوص خدمات رسانی ناب ادراک شده مشتمل بر 12 گویه و پرسش نامه ی رضایتمندی بیماران از نحوه ی سرویس دهی مشتمل بر 15 گویه با طیف پنج درجه ای لیکرت بود که با استفاده از مطالعات انجام شده (ادبیات موجود و نظرات متخصصان و استادان و مطالعات مقدماتی)، پرسش نامه های مورد نظر تهیه شد و روایی پرسش نامه به لحاظ محتوا تأمین گردید و بر اساس روش Cronbach's alpha، ضریب اعتبار آن ها به ترتیب معادل 87/0، 93/0 و 89/0 به دست آمد. تحلیل داده ها بر اساس نرم افزار SPSS نسخه 16 و LISREL (Linear structural relationships) صورت گرفت.
یافته ها: زیرسامانه ی مدیریت اطلاعات شرایط پذیرش بیمار، دارای اثر مستقیم (34/0)، مدیریت اطلاعات پذیرش سرپایی دارای اثر مستقیم (27/0) بر خدمات رسانی ناب ادراک شده است. زیرسامانه ی مدیریت اطلاعات پذیرش سرپایی دارای اثر مستقیم (42/0)، زیرسامانه ی مدیریت اطلاعات پذیرش بستری دارای اثر مستقیم (33/0)، زیرسامانه ی مدیریت اطلاعات مدارک و سوابق پزشکی بیمار دارای اثر مستقیم (13/0) بر رضایتمندی بیماران از نحوه ی سرویس دهی است. شاخص براز مدل نهایی تحقیق به قرار ذیل می باشد: شاخص برازش تطبیقی ( CFI یا Comparative fit index) برابر با 944/0، شاخص توکر- لویس (TLI یا Tucker-Lewis index) برابر با 926/0، شاخص برازش هنجار شده مقتصد (PNFI یا Parsimony normed fit index) برابر با 784/0، شاخص برازش تطبیقی مقتصد (PCFI یا Parsimony comparative fit index) برابر با 638/0 ، ریشه ی میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA یا Root mean square error of approximation) برابر با 078/0، 2χ نسبی برابر با، شاخص نیکویی برازش شده (GFI یا Goodness of fit index) برابر با 953/0، مقدار 2χ (Chi-square) برابر با 592/268 و سطح معنی داری برابر با 001/0 > P.
نتیجه گیری: تهیه ی زیرسامانه های مدیریت اطلاعات همواره باید در راستای کیفی سازی خدمات رسانی به بیماران جهت درمان، در نظر گرفته شود تا سرویس دهی مؤثری در خصوص پذیرش بیماران صورت گیرد.
میزان اجرای دستورالعملهای کد گذاری صدمات، سوختگیها و مسمومیتها در بیمارستانهای آموزشی دانشگاههای علوم پزشکی ایران، تهران و شهیدبهشتی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"مقدمه: کدهای استاندارد و تعاریف آنها ابزار مهمی در تحقیقات، طراحی، اجرا و ارزیابی برنامه های کنترل صدمه و زیر مجموعه های آن می باشند. هدف از این مقاله تعیین میزان اجرای دستورالعمل های کد گزاری صدمات، سوختگی ها و مسمومیت ها در بیمارستان های آموزشی منتخب بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی ـ مقایسه ای پرونده 735 بیمار با تشخیص صدمات، سوختگی و مسمومیت از بیمارستان های آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی ایران، تهران، و شهید بهشتی مورد بازبینی قرار گرفت. پرونده ها به روش نمونه گیری منظم از میان پرونده کلیه بیماران مورد نظر در 6 ماه اول سال 1385 انتخاب شد. در این انتخاب از 33 بیمارستان آموزشی موجود، 9 بیمارستان به علت عدم بستری بیماران صدمه، سوختگی و مسمومیت و 2 بیمارستان به علت عدم کاربرد کتاب ICD-10 از لیست کنار گذاشته شد. داده ها ازطریق مشاهده مستقیم و تکمیل چک لیست جمع آوری و اعتبار چک لیست با استفاده از نظر خواهی از خبرگان در رشته مورد نظر تعیین شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS انجام شد.
یافته ها: در این پژوهش میانگین درصد میزان اجرای دستورالعمل های کد گذاری صدمات در دانشگاه های علوم پزشکی ایران، تهران و شهید بهشتی به ترتیب 80/77، 64/67 و 11/70 و میزان اجرای دستورالعمل های کد گذاری علت های خارجی صدمات به ترتیب 80/57، 03/70 و 17/62 درصد بود. میانگین درصد میزان اجرای دستورالعمل های کد گذاری سوختگی ها در دانشگاه های علوم پزشکی ایران و شهید بهشتی به ترتیب 33/58 و 77/55 درصد و علت خارجی آن 17/54 و 33/53 درصد بود.
نتیجه گیری: تطابق لازم در میزان اجرای دستورالعمل های کد گذاری صدمات، مسمومیت و سوختگی ها در بین کد گذاران بیمارستان های مورد مطالعه دیده نمی شود و لازم است بر نامه های مداخله ای مد نظر قرار گیرد"
مطالعه بیمارستان های استان تهران از دیدگاه تئوری خادمیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به مطالعه بیمارستانهای استان تهران از دیدگاه تئوری خادمیت می پردازد و نقش متغیرهایی چون شفافیت؛ پاسخگویی؛ رضایتمندی از خدمات و اعتماد عمومی را بر شکل گیری خادمیت بررسی می کند. جامعه آماری پژوهش مدیران، کارکنان و مراجعه کنندگان به بیمارستانهای استان تهران بود و اطلاعات و داده های پژوهش از طریق سه پرسشنامه (خبرگان، کارکنان و شهروندان)، مصاحبه و مشاهده استخراج شده. یافته های پژوهش نشان می دهد که بسترهای لازم برای خادمیت را می توان از راه ایجاد جو پاسخگویی و اعتماد عمومی ایجاد کرد. در شرایط کنونی وضعیت بیمارستانهای مورد مطالعه از نظر پاسخگویی و کیفیت خدمات مناسب نیست و اعتماد شهروندان به آنها اندک است، همچنین از نظر شهروندان ظرفیت های لازم برای خدمت رسانی مناسب نیست و ضعف فرهنگ خدمت رسانی، به کاهش اعتماد شهروندان منجر شده است
طراحی الگوی ساختار مدیریَت بلایا برای ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین چالش های زمان حاضر، نیاز به داشتن نظام مدیریَت بلایا در مواجهه با بلایای طبیعی و انسان ساخته است. براى استقرار چنین نظام مدیریَتى در یک کشور، نیاز اساسی به طراحی ساختار سازمانى و تشکیلاتی خاص در زمینه مدیریَت بلایا می باشد. هدف این پژوهش طراحی الگوی ساختار مدیریَت بلایا برای ایران بود. روش بررسی : این پژوهش از نوع تطبیقی با ارائه ى الگوی کاربردی است. جامعه ى پژوهش در بخش طراحى ساختار مدیریَت بلایا عبارت اند از؛ ساختار مدیریَت بلایای کشورهاى آمریکا، ژاپن، استرالیا، هند، ترکیه و اندونزی در مقایسه با ایران. اطلاعات مورد استفاده در تحقیق از منابع علمى و کتابخانه اى عمدتا منابع خارجی- شامل کتب، مجلات علمى، مستندات، انتشارات و گزارش هاى رسمى و مکتوب- و منابع و اطلاعات داخلى است که از طریق پست الکترونیک و اینترنت مستقیم از پایگاه هاى الکترونیکى مربوط در کشورهاى مورد مطالعه کسب شده اند. براى طراحی مدل ساختارى پژوهش، از متون و مطالعات مرتبط، مدل عمومی ساختار و سازماندهى مدیریَت بلایا در کشورهاى مورد مطالعه استفاده شد. این الگو با استفاده از روش دلفی به نظر و نقد 30 نفر از صاحب نظران و خبرگان امر رسیده و مورد تحلیل علمى قرار گرفت و الگوی نهایى ارائه شد . یافته ها : مطالعه هاى مربوط به کشورهای منتخب نشان داد که کشور های توسعه یافته دارای ساختار سازمانی مدیریَت بلایا با پوشش قرار دادن بلایای طبیعی و غیر طبیعی در زیر یک مجموعه ى متمرکزبوده که ابعاد ساختاری آن از رسمیَت ، تمرکز و پیچیدگی بالایی برخوردار می باشد؛و ساختار نظام مدیریَت بلایا در بیشتر کشورهای مورد مطالعه در قالب یک سازمان مستقل زیر نظر بالاترین مقام اجرایی کشور قرار دارد. اکثر کشورها بر کلیَه ى مراحل مدیریَت بلایا یعنی پیشگیری، آمادگی، مقابله و بازسازی توجَه دارند. الگوی طراحی شده در این پژوهش نیز ، با توجه به اصول به دست آمده از یافته های پژوهش-مانند در نظر گرفتن طرح پایه؛ مجموعه ای واحد و متمرکز در قالب سازمان برای بلایاى طبیعى و انسان ساخته؛ شوراى بلند پایه در سطح کلان و سایر سطوح و لزوم سطح بندى ارائه خدمات و مطابق با شرایط ایران- ارائه شده است . نتیجه گیرى : با توجَه به وسعت ایران، تنوع بلایای مختلف و شدَت و تعدَد آن ها، وجود طرحی جامع و ساختاری جدید و مدون برای نظام مدیریَت بلایا از نیازهای اساسی کشور به شمار می رود. بهره گیری از یک الگوی ساختاری مناسب می تواند به نحو شایسته ای در جهت صرفه اقتصادی، کاستن از موانع بوروکراتیک و سرعت بخشیدن روند امور مرتبط با مدیریَت بلایای کشور موثر واقع شود.
بررسی توزیع فراوانی عدم رعایت اصول نگارشی فارسی در پایان نامه های کارشناسی ارشد ناپیوسته و دکترای دانشکده های پزشکی و داروسازی در سال 79-1378
حوزههای تخصصی:
"مقدمه:
در مجامع علمی، پایان نامه ها به عنوان نتایج تحقیقات دانش پژوهان در نظر گرفته می شود و هویت علمی دانشگاهها در گرو ارزیابی همین اسناد است. هر چقدر اصول نگارش در این پایان نامه ها به خوبی رعایت شود؛ محتوای نوشته ها با کمال فصاحت و بلاغت به خواننده انتقال می یابد. لذا در این پژوهش سعی شده است رعایت اصول و قواعد نگارش زبان فارسی مورد بحث و بررسی قرار گیرد. شایان ذکر است نگارنده در زمینه ویراستاری پایان نامه و پژوهش تاکنون با تحقیقی مواجه نبوده است.
روش بررسی:
این مطالعه از نوع توصیفی بوده و جامعه ی مورد مطالعه ی آن تمام پایان نامه هایی است که در مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته و دکترا در سال 1378 در دانشکده های پزشکی و داروسازی دفاع شده است.
در این پژوهش ابتدا غلط های نگارشی در پایان نامه ها مشخص شد در پنج جدول (رسم الخط، نکات دستوری، شیوه ی تنظیم تحقیق، درک مطلب و نشانه گذاری) به طور جداگانه ثبت گردید. تمام اطلاعات به دست آمده با استفاده از روشهای آمار توصیفی (فراوانی درصد و میانگین) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها:
با توجه به نتایج بدست آمده بیشترین تعداد غلط به تایپ پایان نامه اختصاص داشت و میانگین آن 92/18 بود. پس از آن شیوه ی صحیح نوشتن همزه رعایت نشده و میانگین آن 66/13 مشاهده گردید. کمترین تعداد غلط مربوط به ترتیب صفحات گزارش بود. در مقایسه میانگین تعداد غلط در جداول پنج گانه (که در بالا بدان اشاره شد) مشخص شد بیشترین تعداد غلط مربوط به جدول شیوه ی تنظیم تحقیق می باشد و کمترین تعداد غلط به جدول نکات دستوری اختصاص دارد. بر اساس نتایج آزمون آنالیز واریانس با تکرار مشاهدات مشخص شد تعداد غلطها در حیطه های مختلف یکسان نیست.
نتیجه کیری:
در این تحقیق مشخص گردید میانگین غلطهای جدول تنظیم تحقیق از همه بیشتر بود. همچنین میزان غلطهای نشانه گذاری، درک مطلب رسم الخط و نکات دستوری به ترتیب بیشتر مشاهده گردید. لذا با توجه به نتایج بدست آمده مشخص گردید، در زمینه ی کیفیت تایپ پایان نامه ها رسم الخط، به ویژه شیوه ی صحیح نوشتار همزه، اتصال حرف «ب» به اسم و فعل، پیوست هیا ناپیوسته نوشتن واژه ها، نشانه گذاری و کاربرد علامتهای نقطه ویرگول و نقطه باید توجه بیشتری معطوف گردد. "
دیدگاه مدیران درباره ی موانع، معایب و مزایای واگذاری در مراکز ارایه دهنده ی خدمات سلامت در اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: واگذاری در بخش بهداشت و درمان به عنوان یک راهبرد هزینه– اثربخش، می تواند منجر به افزایش کیفیت خدمات قابل ارایه به بیماران گردد. نظر به اهمیت مسأله ی واگذاری و هدف آن مبنی بر بهبود نظام سلامت، این پژوهش با هدف بررسی واحدهای واگذار شده در مراکز ارایه دهنده ی خدمات سلامت (بیمارستان های منتخب) شهر اصفهان و نیز موانع، معایب و مزایای این واگذاری انجام گرفته است.
روش بررسی: این تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی بود که در سال 1389 انجام شد. جامعه ی مورد پژوهش، تمام مدیران معاونت درمان و بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهر اصفهان (60 نفر) بودند. ابزار جمع آوری داده ها چک لیست و پرسش نامه ی محقق ساخته ی عوامل مربوط به واگذاری بود که اعتبار آن مورد تأیید استادان رشته ی مدیریت خدمات بهداشت و درمان قرار گرفت و روایی آن بر اساس آزمون Cronbach’s alpha 80 درصد محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی به کمک نرم افزار 18SPSS استفاده گردید.
یافته ها: بین خدمات درمانی- پاراکلینیکی واگذار شده، بخش های بستری، فیزیوتراپی، رادیولوژی و سونوگرافی بالاترین درصد واگذاری (33 درصد) و بین خدمات پشتیبانی واگذار شده، خدمات کاخ داری، نگهداری و تأسیسات، بالاترین درصد واگذاری (100 درصد ) را داشتند. میزان بازگشت پرسش نامه ها 88 درصد (53 نفر) بود. از دیدگاه مدیران، از بین مزایای واگذاری، توجه بیشتر به مشتری داخلی و خارجی (بیمار و پرسنل) در بخش خصوصی، بالاترین امتیاز (2/57 درصد) را به خود اختصاص داد. در ارتباط با معایب واگذاری، تحمیل هزینه به بیماران و افزایش کل هزینه ها، بالاترین امتیاز (6/45 درصد) را گرفت. از بین موانع واگذاری، فراموش کردن هدف واگذاری (کارایی) و تبدیل شدن واگذاری به هدف، بالاترین امتیاز (6/60 درصد) را به خود اختصاص داد.
نتیجه گیری: اگر چه دیدگاه مدیران نسبت به واگذاری مراکز ارایه دهنده ی خدمات سلامت به نسبت موافق بود، اما از نظر آن ها موانعی در زمینه ی واگذاری موفق وجود داشت؛ از این رو بر ضرورت رفع موانع واگذاری مراکز ارایه دهنده ی خدمات سلامت، تأکید می گردد. توسعه ی زیرساخت های اساسی واگذاری همچون رقابتی کردن، ارتقای فرهنگ واگذاری، آموزش و اصلاح باورهای مسؤولین و برقراری سیاست های تشویقی برای موفقیت واگذاری در بخش سلامت توصیه می شود.
شناسایی، بررسی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر پیاده سازی مدیریت دانش با استفاده از تکنیک TOPSIS (مطالعه موردی: دانشگاه علوم پزشکی شیراز)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدیریت دانش به عنوان یکی از موضوعات جالب و چالش برانگیز علم مدیریت در هزاره ی جدید است. کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی در محیط آموزشی و پژوهشی مانند دانشگاه ها از مکان های مستعد برای پیاده سازی برنامه های مدیریت دانش هستند. هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر پیاده سازی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی شیراز بوده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر توصیفی- پیمایشی بود. جامعه ی آماری شامل کتابداران کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال تحصیلی 90-1389 بود (88 نفر)، که به علت محدودیت حجم جامعه، نمونه گیری صورت نگرفت. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامهی محقق ساخته بر مبنای عوامل مدل Bukowitz و William (2000) بود. روایی محتوایی پرسش نامه توسط استادان مجرب تأیید گردید و به منظور تعیین پایایی آن از فرمول Cronbach's alpha استفاده شد که مقدار آن 80/0 = α برآورد گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی به کمک نرم افزار آماری 16SPSS استفاده شد.
یافته ها: تمام عوامل مدل Bukowitz و William (یافتن، به کارگیری، یادگیری، تسهیم، ارزیابی، ایجاد/ نگهداری و حذف دانش) بر پیاده سازی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی شیراز مؤثر بودند و به جزء عامل یادگیری و حذف دانش، بقیه ی عوامل در وضعیت مناسبی قرار داشتند. همچنین در رتبه بندی این عوامل با استفاده از تکنیک برترین پیشنهاد از راه حل ایده آل (TOPSIS یا Technique of order preference by similarity to ideal solution)، مشخص شد که عامل «تسهیم دانش» بیش ترین و عامل «حذف دانش» کم ترین تأثیر را در پیاده سازی مدیریت دانش دارد.
نتیجه گیری: اجرای این برنامه ها در محیط های بهداشتی و درمانی که اشتراک دانش از اهمیت زیادی برخوردار است، موجبات خدمات رسانی بهتر و تسهیل یادگیری، آموزش، و پژوهش خواهد شد. لذا شناخت عوامل مؤثر و رتبه بندی آن ها بسیار حایز اهمیت است. با توجه به نتایج حاصل، عوامل مدل Bukowitz و William به منزله ی پیشنهادی جامع در اجرای موفقیت آمیز مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی شیراز مؤثر خواهد بود.
اقدامات اطلاعرسانی برای مقابله با بحرانها در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شیراز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"مقدمه: یکی از مسائل و مشکلاتی که بیمارستان با آن روبرو می شود شرایط بحرانی ناشی از بلایا می باشد. از جمله زیرساخت های نظام مدیریت اطلاعات بلایا دانش مدیریت بحران، فن آوری اطلاعات، ابزارهای اطلاع رسانی، منابع انسانی، سرمایه و ... می باشد. بنابراین بیمارستان ها برای مقابله ی مؤثر با شرایط بحرانی ناشی از بلایا باید یک برنامه ی مدون مدیریت اطلاعات بلایا و به دنبال آن فراهم آوری نظام های اطلاع رسانی به منظور آگاه سازی کارکنان بیمارستان برای مقابله با بحران را تهیه نماید. هدف از مطالعه ی حاضر نیز ارزیابی اقدامات اطلاع رسانی انجام شده برای کارکنان در هنگام وقوع بلایا در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی شیراز بوده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی از دسته ی مطالعات مقطعی و جامعه ی آماری در این پژوهش کل مسؤولین 9 عدد از بیمارستان های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز (28 نفر) بودند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای بود که روایی و پایایی آن در مطالعات قبلی سنجیده شده بود. روش جمع آوری داده ها مصاحبه بود که داده ها پس از جمع آوری با نرم افزار SPSS مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد 5/55 درصد مترون ها و 5/77 درصد از مدیران جامعه ی پژوهشی دوره ی مدیریت بحران را گذرانده بودند. فقط 50 درصد بیمارستان های جامعه ی پژوهشی (پرسنل پرستاری) آموزش لازم را در مورد تخلیه ی سریع بیماران به هنگام بحران و شرایط اضطراری دیده بودند و در 1/11 درصد بیمارستان های جامعه ی پژوهشی کمیته ایمنی وجود داشت. نتیجه گیری: به هر حال بروز بی نظمی در دقایق اولیه ی پس از رخداد یک حادثه ی اجتناب ناپذیر است و یک مدیریت صحیح در صدد آن است که این زمان را به حداقل برساند. با توجه به نیاز مدیران اجرایی (مدیران و مترون ها) به گذراندن «دوره های آموزشی مدیریت بحران» برگزاری کلاس های آموزشی ضروری است."
الگوی استقرار سازمان یادگیرنده برای بیمارستان های عمومی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیمارستان های امروزی، برای هم سویی با تحولات جهانی ناچارند خود را به ابزارهایی همچون یادگیری و ایجاد بیمارستان یادگیرنده تجهیز نمایند. در همین راستا، این پژوهش با هدف طراحی الگوی استقرار سازمان یادگیرنده برای بیمارستان های عمومی ایران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نظر فرآیند انجام پژوهش از نوع کیفی بود، که به شیوه ی تطبیقی و به صورت مقطعی در سال های 1388 و 1389 انجام پذیرفت. ابتدا الگوهای سازمان یادگیرنده در سه بخش حوزه ی نظری عمومی، تجارب موجود در حوزه های خارج از بهداشت و درمان و تجارب موجود در حوزه ی بهداشت و درمان، گردآوری و سپس در قالب جداول تطبیقی، تنظیم و الگوی اولیه استخراج گردید. برای تعیین اعتبار الگوی فوق و طراحی الگوی نهایی، از تکنیک دلفی استفاده شد. این تکنیک در طی دو مرحله و در بین 26 نفر از صاحب نظران علوم مدیریت، مدیران بیمارستان های عمومی و خبرگان حوزه ی سازمان یادگیرنده انجام گرفت. برای اخذ نظرات در دلفی از ابزار پر سش نامه استفاده شد که روایی آن توسط صاحب نظران مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن نیز با ضریب Cronbach's alpha 94 درصد تأیید گردید.
یافته ها: در این پژوهش، برای استقرار بیمارستان یادگیرنده دو بعد اصلی یعنی، تعالی فرد و تعالی سازمان مورد شناسایی قرار گرفت. بر این اساس، تعالی فرد مقدم بر تعالی سازمان بود و محور های تعالی شخصی با 5، تعالی ذهنی با 4 و تعالی حرفه ای نیز با 4 جزء به عنوان زیرمجموعه های آن طبقه بندی گردیدند. همچنین، یادگیری سازمانی، چشم انداز مشترک، فرهنگ یادگیرنده، فن آوری، ساختار و رهبری به عنوان محورهای تعالی سازمانی مورد شناسایی قرار گرفت و برای هر یک از آن ها به ترتیب 5، 3، 4، 2، 3، 2 زیرمجموعه تعیین گردید.
نتیجه گیری: هر گونه تلاش در راستای یادگیرنده شدن بیمارستان های عمومی کشور، مستلزم تعالی فرد و سازمان می باشد. از یک سو، کارکنان باید برای رسیدن به تعالی شخصی، ذهنی و حرفه ای تلاش نمایند و از سوی دیگر، گردانندگان بیمارستان نیز باید با خلق چشم انداز مشترک، فرهنگ یادگیری سازمانی را در بیمارستان اشاعه دهند و ضمن تغییر در ساختار و استفاده از فن آوری های مناسب، بیمارستان را در مسیر افزایش کیفیت و بهره وری خدمات درمانی رهبری نمایند. در این راستا، مدیران بیمارستان باید ترتیبی اتخاذ نمایند تا درک روشنی از فرآیند یادگیری به وجود آید و تمام فعالیت های بیمارستان به عنوان مبنایی برای یادگیری بهبود بهره وری، سامان دهی شود.