فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۱٬۱۴۳ مورد.
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۷ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۵۶
۱۰۷-۹۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به نقش و جایگاه پزشکان عمومی در طرح پزشک خانواده، شناخت و آگاهی از مؤلفه های اثرگذار بر تصمیم آن ها جهت ورود به این طرح، برای سیاستگذاران و برنامه ریزان از اهمیت به سزایی برخوردار است. هدف این تحقیق استخراج ترجیحات و مؤلفه های اثرگذار بر این تصمیم پزشکان عمومی شاغل در مراکز بهداشتی- درمانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران است. روش کار: تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و ماهیتاً پیمایشی- توصیفی است. در این مطالعه، ترجیحات پزشکان عمومی شاغل در سال 92، در مراکز بهداشتی- درمانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران استخراج گردیده است. به این منظور از رویکرد آزمون انتخاب گسسته استفاده شده است. اطلاعات جمع آوری شده از طریق پرسشنامه ای که با استفاده از معیار D-Efficiency و بوسیله نرم افزار SAS طراحی شده بود، توسط نرم افزارهای SPSS و STATA12 مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. یافته ها: خالص دریافتی بالاتر، خدمت در محل سکونت، وجود تخصیص سهمیه برای اخذ مدرک تخصص پزشک خانواده، وجود تسهیلات ایاب و ذهاب و جمعیت کمتر تحت پوشش، تمایل پزشکان عمومی شاغل در بخش دولتی دانشگاه علوم پزشکی تهران را برای ورود به طرح پزشک خانواده افزایش می دهد. از میان مؤلفه های پیش گفته، مؤلفه ی محل خدمت 5/2 تا 15 برابر بیش از سایر مؤلفه ها از نظر پزشکان دارای اهمیت می باشد. مؤلفه زمان تسویه با پزشک اثر معنی داری بر تصمیم پزشکان ندارد. به علاوه، اهمیت برخی مؤلفه های شناسایی شده، در میان گروهای سنی و درآمدی گوناگون و نیز جنسیت پزشکان متفاوت است. نتیجه گیری: طراحی برنامه با در نظرگرفتن ویژگیهای دموگرافیک پزشکان عمومی، می تواند با افزایش احتمال حضورپزشکان عمومی در طرح، همراهی بیشتر ایشان را برای پیاده سازی آن در پی داشته باشد. به علاوه با توجه به اهمیت بسیار بالای مؤلفه محل خدمت، به نظر می رسد مشوق های بسیار جذابی باید در نظر گرفته شود تا پزشکان عمومی شاغل در بخش دولتی، تمایل به خدمت در مناطق دور افتاده داشته باشند.
بهبود فرایند مدیریت بیمار در اورژانس با شبیه سازی و روش پرامیتی (PROMETHEE)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۷ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۵۷
۲۵-۱۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این مطاالعه روشی ارائه می کند که در آن عملکرد اورژانسی در تهران را که با مشکل زمان انتظار بالای بیماران و در نتیجه نارضایتی بیماران و کادر اورژانس روبرو است، بهبود می دهد. روش کار: ابتدا جریان بیمار در اورژانس بیمارستان با کمک شبیه سازی گسسته پیشامد شبیه سازی شده و گلوگاه ها شناسایی شدند. در این مدل نرخ ورود بیماران به صورت ناهمگن و عملیات بخش های تشخیصی به صورت جزئی در نظر گرفته شده است و در نتیجه صف نمونه بیماران به صورت مجزا از صف بیماران مورد بررسی قرار گرفته است. برای تصمیم گیری نهایی معیارهایی معین شد و از ابزار ای اچ پی (AHP) برای وزن دهی به معیارها و در نهایت از ابزار تصمیم گیری چندمعیاره پرامیتی برای یافتن بهترین گزینه برای بهبود عملکرد اورژانس استفاده می شود. یافته ها: با توجه به نتایج شبیه سازی سناریوهای پیشنهادی، افزودن یک شیفت چهار ساعته برای تایپیست و رادیولوژیست بخش سونوگرافی سبب کاهش متوسط زمان انتظار به میزان شش درصد می شود. این بدین معناست که کمبود ظرفیت این بخش تأثیر قابل توجهی در انتظار بیماران دارد. نتیجه گیری: شبیه سازی برای انعکاس ازدحام بیماران به کار گرفته شده است. بر اساس نتایج شبیه سازی می توان سناریوهایی طراحی کرد تا به وسیله آنها بتوان زمان انتظار را کاهش و رضایت بیمار و کادر اورژانس را افزایش داد. انتخاب بهترین راه حل بر اساس معیارهایی نظیر زمان انتظار، نسبت استفاده، ترک اورژانس با مسئولیت شخصی و هزینه، توسط ابزار تصمیم گیری چند معیاره انجام می شود.
ارزیابی جوّ سازمانی کتابخانه های تحت پوشش دانشگاه های علوم پزشکی بابل در سال 1390(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۶ بهار ۱۳۹۲ شماره ۵۱
۶۹-۶۰
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جوّ سازمانی مجموعه ویژگی هایی است که یک سازمان را توصیف می کند و آن را از دیگر سازمان ها متمایز می سازد، تقریباً در طول زمان پایدار است و رفتار افراد در سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی جوّ سازمانی کتابخانه های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی بابل بود. روش کار: این مطالعه به صورت پیمایش توصیفی- تحلیلی و مقطعی درسال 1390 انجام گرفت و جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه کارکنان کتابخانه های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی بابل بود که به صورت رسمی، قراردای و تبدیل وضعیت در حال خدمت بوده اند (25 نفر). برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد توصیف جوّ سازمانی ( OCDQ-RS ) که توسط لیل ساسمن و سام دیپ طراحی شده است، استفاده گردید. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی، T- test و آنالیز واریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد، از حداکثر نمره جوّ سازمانی یعنی 160، میانگین جوّ سازمانی کتابخانه های مورد بررسی برابر با 04 . 112 بوده است. بین وضعیت جوّ سازمانی کتابخانه های مورد بررسی (دانشکده ای، بیمارستانی و مرکزی) تفاوت معناداری وجود نداشت . اما بین نگرش کارکنان زن و مرد نسبت به جوّ سازمانی حاکم بر کتابخانه ها، تفاوت معناداری وجود داشت (سطح معناداری 012 . 0). همچنین از بین شاخص های هشت گانه جوّ سازمانی، بیشترین میانگین نمرات به ترتیب به شاخص های مزاحمت یا بازدارنگی (52 . 16)، صمیمیت (32 . 16) و روحیه گروهی (20 . 16) تعلق داشته است و کمترین میانگین نمره نیز به شاخص فاصله گیری با میانگین 24 . 11 مربوط می گردد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، تلاش مدیریت کتابخانه ها و مسئولین سازمان برای بهبود جوّ سازمانی کتابخانه ها مهم به نظر می رسد و از سویی ارائه راهکارهای مدیریتی برای بالا بردن علاقمندی و نفوذ در کارکنان برای ایجاد خلاقیت و انگیزه های شغلی در آن ها لازم و ضروری است.
مدل تعاملی و فرایندی مخاطرات حوزه منابع انسانی در بخش سلامت: رویکرد مدل سازی ساختاری-تفسیری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۴ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۸۶
۷۰-۵۸
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه اثربخشی سازمان به طور مستقیم تحت تأثیر کیفیت منابع انسانی آن تعریف می شود. در این میان یکی از مسائل چالش برانگیز سازمان ها در حوزه ی منابع انسانی به ویژه در بخش سلامت، مخاطرات حوزه مدیریت منابع انسانی است. پژوهش حاضر باهدف ارائه مدل تعاملی و فرایندی و ترسیم ارتباطات ساختاری مخاطرات منابع انسانی در بخش سلامت انجام شده است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بود که با روش ترکیبی انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش 19 نفر از مدیران و کارشناسان منابع انسانی مراکز درمانی شهرهای کاشان، آران و بیدگل بودند که با روش نمونه گیری غیرتصادفی مبتنی بر معیار انتخاب شدند. در این مطالعه از روش مدل سازی ساختاری-تفسیری برای ساختاربندی و ترسیم روابط تعاملی 14 خطر اصلی حوزه منابع انسانی در بخش سلامت استفاده شد. یافته ها: 14 خطر در حوزه منابع انسانی در بخش سلامت، شناسایی و با استفاده از روش مدل سازی ساختاری-تفسیری در چهار سطح طبقه بندی شد. به گونه ای که مخاطرات «دیدگاه مبتنی بر نقش غیرراهبردی واحد منابع انسانی»، «دیدگاه مبتنی بر عملکرد غیر اثربخش واحد منابع انسانی» و «خطر سیستم انتخاب و استخدام» در سطح چهارم و مخاطرات «مالی» و «رفتاری» در سطح اول قرار گرفت. نتیجه گیری: شناخت مخاطرات کلیدی منابع انسانی و روابط علی بین آن ها به مدیران کمک می کند که با هزینه کمتر بتواند در جهت کاهش سایر مخاطرات، ایجاد سیاست های یکپارچه، تصمیمات راهبردی و بهبود سیستم جذب در به کارگیری نیروی انسانی تلاش نمایند.
ابعاد مدیریت دانش در شبکه بهداشت و درمان شهرستان آبیک: 1394(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۹ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۶۴
۷۲-۶۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدیریت دانش در سازمان ها فراهم کننده زمینه بازخوانی، ایجاد، پرورش، تسهیم و تبادل، ارتقای سازماندهی، نگهداری و انتشار دانش در سطح سازمان هاست. مطالعه با هدف بررسی ابعاد مدیریت دانش در شبکه بهداشت و درمان آبیک انجام گرفت. روش کار: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است و به صورت مقطعی در سال 1394 انجام گرفت. حجم نمونه کلیه کارکنان 153 نفر بود. داده ها به وسیله پرسشنامه مدیریت دانش لاوسون جمع آوری و توسط آمار توصیفی و تحلیلی در نرم افزار16 SPSS تحلیل شد. یافته ها: مدیریت دانش در شبکه بهداشت و درمان شهرستان آبیک با میانگین 2/3 (از پنج نمره) و انحراف معیار4 7/0 بوده و در وضعیت »متوسط« قرار داشت. میانگین بعد خلق دانش (1 9/2 )،کسب دانش (94/0 9/2 )، سازماندهی دانش (99/0 1/3)، ذخیره دانش (80/0 2/3 ) و کاربرد دانش (83/0 3 ) در وضعیت »متوسط« و انتشار دانش (93/0 9/3 ) در وضعیت»خوب« برآورد شده است. بین کلیه ابعاد مدیریت دانش با یکدیگر رابطه معناداری وجود داشت. بین سطح تحصیلات و سابقه خدمت کارکنان با سازماندهی، ذخیره و خلق دانش رابطه معنا داری وجود داشت.(p=0.000) نتیجه گیری: ضعف در هر یک از ابعاد مدیریت دانش می تواند ابعاد دیگر را تحت تاثیر قرار دهد و کارایی سیستم را پایین آورد. با توجه به اینکه نمرات ابعاد مدیریت دانش در شبکه بهداشت و درمان شهرستان آبیک متوسط است، فراهم نمودن زیرساخت های مناسب مدیریت دانش می باید در اولویت کاری مدیران شبکه های بهداشت و درمان قرار گیرد و شرایط برای مشارکت کارکنان مراکز بهداشتی درمانی در بهبود و تقویت ابعاد مدیریت دانش فراهم شود.
بررسی کارایی اتاق عمل های بیمارستان های آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی شیراز با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها: 1393- 1391(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۱ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۷۲
۶۳-۵۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کارآیی اتاق های عمل یکی از عوامل اصلی در تعیین هزینه های بیمارستان است که با افزایش توان آنها همراه با افزایش کیفیت می توان ظرفیت مالی بیمارستان ها را بالا برد. این مطالعه با هدف بررسی کارایی اتاق های عمل بیمارستان های آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد. روش ها: در این مطالعه توصیفی- کاربردی، کارایی کلیه اتاق های عمل بیمارستان های آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی شیراز به تعداد 78 اتاق عمل، با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها و نرم افزار دیپ طی سال های 1393-1391 تحلیل و بررسی شد. ستانده ها شامل تعداد اعمال جراحی، زمان عمل جراحی، میزان چرخش تخت عمل جراحی، میزان لغو عمل جراحی و نهاده ها نیز مشتمل بر تعداد تخت عمل جراحی و تعداد کارکنان اتاق عمل بود. یافته ها: بر اساس نتایج حاصل از تحلیل پوششی داده ها متوسط کارایی فنی، کارایی مدیریتی (خالص) و کارایی مقیاس به ترتیب (893/0، 912/0 و 980/0) محاسبه شد. همچنین نتایج حاکی از آن است که بازدهی ثابت نسبت به مقیاس بر فرآیند تولید حاکم است. علاوه بر آن ظرفیت مازاد عامل تولید کارکنان اتاق عمل به میزان 72/14 درصد در بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی شیراز محاسبه شد. نتیجه گیری: حذف نیروی انسانی مازاد در قالب یک برنامه ریزی جامع و بر اساس نتایج روش تحلیل پوششی داده ها نقش عمده ای در بهبود کارایی و در پی آن کاهش هزینه های بیمارستان و بخش بهداشت و درمان ایفا می کند. همچنین، نتایج تحقیق منجر به پیشنهادهایی برای بهبود کارایی بیمارستان ها از طریق صرفه جویی های بالقوه در نهاده ها، 72/14 درصد در تعداد کارکنان و 33/11 درصد در تعداد تخت به طور متوسط گردید.
بررسی میزان کاربست مؤلفه های الگوی سایبرنتیک در مدیریت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 1389– 1388(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۵ پاییز ۱۳۹۱ شماره ۴۹
۵۷-۴۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه رهبری دانشگاه ها برای سازش و یا کنارآمدن با پدیده های پیچیده و ناشناخته به الگویی جدیدتری نیاز دارند تا بتوانند در سایه آن، سازمان ها را به طریق مقتضی هدایت نمایند. هدف این پژوهش بررسی میزان کاربست مؤلفه های الگوی سایبرنتیک در مدیریت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود. روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی- پیمایشی بود که جامعه آماری آن را کلیه اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 1389– 1388 تشکیل می دادند که از میان انها 207 نفر عضو هیأت علمی با بهره گیری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده های مورد نیاز هفت سؤال با در نظر گرفتن مؤلفه های الگوی سایبرنتیک (نظارت و کنترل، پیوندهای سست و سخت، تعاملات، تصمیم گیری، سلسله مراتب، رهبری، توازن در مدیریت) از پرسشنامه محقق ساخته الگوی سایبرنتیک که روایی و پایایی آن به تأیید رسید، استفاده شد. تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون t تک متغیره) انجام شد. یافته ها: از آنجایی که میانیگن هر هفت مؤلفه مذکور از سطح متوسط (3) بالاتر می باشد، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در میزان استفاده از الگوی سایبرنتیک در سازماندهی فعالیت های خود، از جایگاه مناسبی برخوردار است. همچنین نتایج حاکی از آن است که دانشگاه مذکور، گرایش به این الگو دارد و بیشترین گرایش در پیوند با مؤلفه سلسله مراتب با میانگین 3.66 بوده است. بحث: از آنجا که مدیران دانشگاه طبق نقشه ای معین منطبق بر الگوی سایبرنتیک، به سازماندهی فعالیت های دانشگاه مبادرت نکرده اند چنین استنباط می شود که در صورت تدوین الگویی برای مدیریت دانشگاه در چارچوب مفهومی سایبرنتیک، می توان انتظار داشت که مدیران دانشگاه برای توسعه کاربرد الگوی سایبرنتیک در فضای سازمانی خود آمادگی بیشتری داشته باشند.
مطالعه اثر انواع رهبری بر مدیریت استعداد (مورد مطالعه: سازمان هلال احمر استان یزد)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۸ بهار ۱۳۹۴ شماره ۵۹
۱۰۵-۹۲
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سازمان هلال احمر به عنوان یکی از مهم ترین سازمان های مردم نهاد نقش بسزایی در زمینه مدیریت بحران را بر عهده دارد. اثر بخشی این سازمان در گرو نقشی است که نیروهای امدادی به عنوان سرمایه های انسانی ایفا می کنند. در این خصوص، مدیریت استعداد مجموعه ی کاملی از فرآیندها برای شناسایی، به کارگیری و مدیریت افراد به منظور اجرای موفقیت آمیز استراتژی کسب وکار است. هدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر گونه ها مختلف رهبری بر ابعاد مدیریت استعداد و شناسایی مناسب ترین گونه آن در خصوص توسعه و بهبود مدیریت استعداد است. روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی و کاربردی است و با روش پیمایش تک مقطعی و میدانی انجام گرفته است. جامعه آماری این تحقیق را امدادگران جمعیت هلال احمر استان یزد، تشکیل می دهند؛ که بر اساس حجم نمونه محاسبه شده، 246 نفر به صورت تصادفی انتخاب و مورد پیمایش قرار گرفتند. به منظور تبیین رابطه ی میان متغیر های تحقیق، از دو پرسشنامه چندعاملی رهبری (MLQ) باس و آلیو و مدیریت استعداد استفاده شده که پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق روایی محتوایی بررسی گردیده است. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق مدل یابی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار SMART-PLS و آزمون تی-استیودنت در محیط SPSS 18 انجام شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشانگر غلبه ی رهبری تحول آفرین و سپس مبادله ای در این سازمان و همچنین وضعیت نامناسب ابعاد همسو سازی و نگهداشت و توسعه استعداد می باشد. از سوی دیگر بر اساس خروجی روش PLS، نوع رهبری مبادله ای با تمام اجزاء فرایند مدیریت استعداد ارتباط مثبت و معنی دار دارد و رهبری تحول آفرین تنها با فرایند جذب استعداد دارای رابطه معنی دار می باشد. نتیجه گیری: با توجه به تأثیر مستقیم و معنادار رهبری مبادله ای بر ابعاد مدیریت استعداد و همچنین وضعیت کنونی رهبری غالب در سازمان، حرکت به سوی جایگزینی رهبری مبادله ای در عوض رهبری تحول آفرین در این سازمان باید در اولویت قرار گیرد و با بهبود آن، علاوه بر افزایش کارایی و اثربخشی سازمان به وضعیت مدیریت استعداد به طور چشم گیری مطلوبیت بخشید
گزارش کوتاه: بررسی ویژگی های علمی و عملی کتابداران بالینی با تاکید بر نقش آنان در فرایند پزشکی مبتنی بر شواهد: مروری بر متون(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۵ بهار ۱۳۹۱ شماره ۴۷
۱۲-۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه پزشکان و اعضای تیم مراقبت و درمان از جمله مهمترین اقشار یک جامعه هستند که دسترسی به اطلاعات معتبر و روز آمد توسط آنان به معنای تأمین سلامت و بهداشت یک جامعه و در موارد متعددی، به معنای نجات جان بیماران است.[1]با رشد فناوری اطلاعات و افزایش نامحدود منابع، پزشکان با مشکلاتی از جمله مهارتهای محدودتر در جستجو و بازیابی اطلاعات و کمبود فرصت زمانی برای این اعمال روبرو هستند. با توجه به این مسائل، وجود و حضور یک فرد دارای تخصص و مهارت اطلاع یابی، می تواند نقش مهمی در تأمین نیازهای اطلاعاتی تیم مراقبت و درمان و در نتیجه ارتقاء کیفیت خدمات پزشکی و درمانی داشته باشد. در این رابطه، با تلاشهای لمب در اوایل دهه 1970، کتابدارانی که دانش پزشکی و مهارت اطلاع یابی لازم را کسب کرده بودند به تدریج فعالیت خود را که تنها در چهارچوب کتابخانه بوده است به خارج از محدوده آن بردند و در میان تیم مراقبت ودرمان پزشکی حضور مفید و تأثیر گذاری در ارتقای خدمات پزشکی و سلامت جامعه پیدا نمودند.[2] 2امروزه نقش کتابداران بالینی و در اصطلاح جدیدتر ارائه شده توسط دیویدف و فلورانس در سال 2000، یعنی «اینفورمیشنیست»(Informationist) یا متخصص اطلاعات، به عنوان افراد توانمند و ماهری که رابط بین اطلاعات و متخصصین مراقبت و درمان هستند و در فرایند پزشکی مبتنی بر شواهد به عنوان عضو مهم و فعالی حضور دارند، بارزتر می شود.[2]با توجه به این مطالب، بررسی ویژگی های کتابداران بالینی و متخصصان اطلاعاتی و نقش آنها خصوصاً در فرایند پزشکی مبتنی بر شواهد ((Evidence-Based Medicine=EBM، می تواند اطلاعات کلی و مفیدی را برای شناخت بهتر ویژگی ها و خصوصیات آنها و بهره گیری از این اطلاعات جهت تربیت و آموزش نیروی انسانی کارآمد ارائه دهد. حضور فرد متخصص اطلاعات در کنار تیم مراقبت و درمان به معنای تأمین نیازهای اطلاعاتی و افزایش آگاهی و قدرت تصمیم گیری تیم پزشکی است و در نتیجه آن افزایش سلامت و درمان افراد جامعه در پی آن خواهد بود. در این رابطه در داخل کشور، تا کنون پژوهشی در جهت تعیین ویژگی های مختلف کتابداران بالینی انجام نشده است و پژوهشها و نیز مطالعات محدود موجود، تنها به نوعی به کتابداران بالینی یا فرایند پزشکی مبتنی بر شواهد اشاره کرده اند که دراین میان می توان به مطالعات اسعدی شالی[3]، زارع گاوگانی[4]، شکرانه[5]، پاسیار و ولی نژادی[6]، ولی نژادی و دیگران[7]، و اطلسی]8[ اشاره کرد. اما در خارج از کشور پژوهش هایی موجود بود که به شکل وسیعتر و دقیق تر به بررسی ویژگی های کتابداران بالینی و متخصصان اطلاعاتی پرداخته بودند که از جمله مهمترین آنها می توان به پژوهشهای وایت مور و دیگران[9]، رنکین و دیگران[10]، هاریسون و براکت[11] و برتل و دیگران[12]اشاره کرد. در این پژوهش نیز به بررسی وسیعتر و کلی تر ویژگی های علمی و عملی کتابداران بالینی پرداخته شده است تا اطلاعات جامعتری از ویژگی های آنان ارائه گردد و زمینه مناسبی را برای بهره گیری از تجارب آنان و برنامه ریزی جهت اجرای برنامه های رشته کتابداری بالینی برای افزایش آگاهی تیم پزشکی و در نتیجه افزایش سلامت جامعه فراهم کند. روش کار: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و به روش بررسی جامع منابع و متون انجام شده است. در این راستا مقالات علمی مرتبط با اهداف پژوهش که عبارت بودند از: شیوه آموزش کتابداران بالینی، انواع فعالیت های آنان، توانایی های مورد نیاز، نوع فعالیت در فرایند پزشکی مبتنی بر شواهدEBM))، پایگاه های اطلاعاتی و نوع شواهد مورد استفاده در EBM و مشکلات کتابداران بالینی، مورد بررسی قرار گرفتند. مقالات مرتبط از طریق جستجو در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Web of Science، LISTA،Google Scholar،Science Direct و Emeraldکه در بردارنده مقالات مرتبط با موضوع و اهداف پژوهش بوده اند و با استفاده از استراتژی های جستجوی تعیین شده برای هر پایگاه، بازیابی شدند. وجه اشتراک جستجو در تمام این پایگاه ها، بازیابی مقالات تمام متن و انگلیسی زبان منتشر شده در بازه زمانی سال های 1990 تا 2011 بود (از آنجا که پایگاه Lista مقالات تمام متنی را که مرتبط با اهداف پژوهش باشد در بر نداشت، بنابراین مرتبط ترین مقالات بازیابی شده با بررسی عنوان و چکیده هر کدام، انتخاب و بررسی شدند). پس از انجام جستجو، متن کامل مقالات بازیابی شده، گرد آوری و بررسی شدند که پس از بررسی و حذف مقالات نامرتبط، در نهایت از 47 مقاله مرتبط استفاده شد...
عوامل مرتبط با تمایل به ماندگاری پزشکان شاغل در مناطق روستایی و ارزیابی آن با توجه به توصیه های سازمان جهانی بهداشت (مطالعه موردی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۳ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۸۲
۵۰-۴۰
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جذب و ماندگاری پزشکان در نواحی روستایی و کم برخوردار یکی از مهم ترین چالش های سیاست گذاران نظام سلامت است که بر وضعیت سلامت جمعیت ساکن در این نواحی تأثیرگذار است. لذا، هدف از مطالعه حاضر تعیین عوامل مرتبط با تمایل به ماندگاری پزشکان شاغل در نواحی روستایی و ارزیابی آن با توجه به توصیه های سازمان جهانی بهداشت است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که به روش توصیفی- تحلیلی و به صورت مقطعی در سال 1398 انجام شد. جامعه پژوهش 306 نفر از پزشکان شاغل در مراکز بهداشتی درمانی روستایی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد بود که به روش سرشماری انتخاب شده بودند و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بود. داده ها با روش های آمار توصیفی، تحلیل رگرسیون ترتیبی تک متغیره و چندگانه تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد نمره تمایل به ماندگاری پزشکان شاغل در مناطق روستایی مشهد پایین (16 درصد) بود. همچنین، بین میزان اهمیت بعد قوانین و مقررات، میزان رعایت بعد آموزشی، قوانین و مقررات، مشوق های مالی و حمایت های فردی و شغلی با تمایل به ماندگاری پزشکان در مناطق روستایی رابطه معناداری وجود داشت (p<0/05). نتیجه گیری: استفاده از مشوق های مالی متناسب با انتظارات کارکنان و هزینه های فرصت ازدست رفته به خاطر زندگی در روستاها همراه با حمایت فردی و شغلی از کارکنان می تواند منجر به تقویت اثرات هریک از ابعاد گردد و در نهایت تمایل به ماندگاری را در مناطق روستایی افزایش دهد.
ارائه یک مدل شبکه عصبی مصنوعی در پیش بینی کیفیت خدمات کتابخانه های دانشگاهی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۶ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۵۴
۳۳-۲۴
حوزههای تخصصی:
مقدمه : کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی معمولاً با استفاده از ابزار لیب کوآل به بررسی کیفیت خدمات می پردازند. در تجزیه و تحلیل لیب کوآل می توان از شبکه عصبی مصنوعی استفاده نمودکه با درجه خطای پایین به بررسی سطح خدمات می پردازد. پژوهش حاضر در پی آن است که به معرفی شبکه عصبی مصنوعی بپردازد تا در پیش بینی کیفیت خدمات سایر کتابخانه های دانشگاهی مثمر ثمر واقع شود. روش کار: این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی و از نوع کاربردی مقطعی می باشد . جامعه پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز است. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه لیب کوآل می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و ارائه شبکه عصبی مناسب از نرم افزار MATLAB استفاده شده است. همچنین جهت دستیابی به مناسب ترین شبکه عصبی مصنوعی که قادر به پیش بینی کیفیت خدمات با کمترین خطا و بیشترین میزان تطابق باشد الگوریتمی در نرم افزار MATLAB نوشته شد که به صورت خودکار با گرفتن داده های ورودی و داده های هدف به محاسبه چنین شبکه ای بپردازد. یافته ها: به ازای پنج دسته داده ورودی و اجرای الگوریتم نوشته شده، پنج شبکه عصبی مصنوعی ایجاد گردید که به ترتیب دارای ضریب تعیین 77059/0، 68280/0، 81089/0، 79161/0 و 83273/0 می باشد. نتیجه گیری: با مقایسه شبکه های عصبی مصنوعی مشخص گردید شبکه عصبی مصنوعی که دارای 20 لایه پنهان،80 درصد داده آموزشی، 667/16 درصد داده آزمایشی، 3333/3 درصد داده اعتبارسنجی باشد و به وسیله داده های پنج ورودی تغذیه شود، مناسب ترین شبکه در ارزیابی کیفیت خدمات کتابخانه های دانشگاهی می باشد.
میزان توجه به مقالات منتشرشده پژوهشگران ایرانی در حوزه سرطان های شایع در شبکه های اجتماعی: یک مطالعه دگرسنجی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۱ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۷۳
۸۸-۷۲
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثرگذاری تولیدات علمی پژوهشگران ایرانی در زمینه پنج سرطان شایع که در پاب مد طی سال های 2011-2015 میلادی منتشر شده انجام گرفته است. روش ها : پژوهش حاضر کاربردی از نوع توصیفی-تحلیلی و روش پژوهش آن علم سنجی (با استفاده از شاخص دگرسنجی) بود. جامعه پژوهش شامل تمام مقالات پژوهشگران ایرانی در حوزه سرطان های شایع (معده، روده بزرگ، پستان، پروستات، و ریه) بود که در بازه زمانی 2011-2015 میلادی در پاب مد منتشر شده بود. داده ها با استفاده از ابزار برچسب گذاری دگرسنجه استخراج و با روش های آمار توصیفی در نرم افزار اکسل تحلیل شدند. یافته ها: از مجموع مقالات علمی پژوهشگران ایرانی در حوزه های سرطانی به ترتیب در سال 2011 و 2015 میلادی در سرطان معده 25 و 52، سرطان روده بزرگ 40 و 93، سرطان پستان 88 و 256، سرطان پروستات 20 و 44، و سرطان ریه 15 و 32 رکورد در پاب مد منتشر شد که در هر زمینه درصد کمی از مقاله های دارای نشانگر شی دیجیتال بود؛ از این تعداد نیز درصد محدودی از مقالات دارای نمره دگرسنجی بودند. همچنین در بررسی شبکه های اجتماعی که به مقاله های پژوهشگران ایرانی اشاره شده است، سهم ابزار مدیریت مرجع مندلی از همه بیشتر بود. نتیجه گیری: بطور کلی، تولیدات علمی پژوهشگران حوزه سرطان های شایع در کشور از رشدی طبیعی و قابل قبول برخوردار است، اما تولیدات علمی از نظر نمرات آلتمتریک کسب شده ناهمگون بودند. به نظر می رسد، پژوهشگران حوزه های مختلف با دقت در انتخاب مجلات معتبر و نیز به اشتراک گذاری بروندادهای پژوهشی خود در رسانه های اجتماعی می توانند باعث جلب توجه مخاطبین و بیشتر دیده شدن این مقاله ها شوند.
ارتقای عملکرد سازمانی از طریق فراموشی سازمانی هدفمند: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۵ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۴۸
۱۰۵-۹۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سازمان های امروزی استفاده از ظرفیت فراموشی سازمانی را به عنوان یکی از ابزارهای بهبود عملکرد خود مورد نظر قرار داده اند. این پژوهش به دنبال شناسایی نوع رابطه بین فراموشی سازمانی هدفمند، یادگیری سازمانی، ظرفیت مدیریت دانش با عملکرد سازمانی است. روش کار: این تحقیق از نوع کاربردی و پیماشی است و با استفاده از پرسشنامه صورت گرفته است. در این پژوهش برای ارزیابی مدل ، از تحلیل عاملی تائیدی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد و جهت تحلیل داده ها نرم افزار لیزرل به کارگرفته شده است. جامعه آماری این پژوهش را رؤسا، معاونین، مدیران و سرپرستان بیمارستان های دولتی و خصوصی سطح شهر مشهد تشکیل داده اند. یافته ها: نتایج نشان دهنده این است که فراموشی هدفمند و یادگیری سازمانی بر روی عملکرد سازمانی از طریق ارتقاء ظرفیت مدیریت دانش تأثیر می گذارند که در این میان با توجه به نتایج حاصله از تحلیل عاملی مربوط به بررسی معنی داری روابط بین شاخص ها و عامل ها در سطح معناداری 01. 0 و همچنین پارامتر استاندارد ، شاخص های نادیده گرفتن دانش قدیمی و جایگزینی دانش جدید در شروع فعالیت ، استفاده از مکانیزم های رسمی جهت تسهیم تجارب، وجود فرایندهای منظم و بروز کسب دانش جدید از محیط و رضایت شغلی کارکنان از جمله مهترین عوامل تأثیرگذار بر عملکرد سازمانی است. بحث: یافته های پژوهش حاکی است که مدیران جهت ارتقاء و بهبود عملکرد سازمانی خود باید ظرفیت مدیریت دانش سازمان خود را بالا ببرند که این مهم زمانی اتفاق می افتد که فرایند یادگیری از طریق مدیریت فراموشی سازمانی به شکل پویاتر و مؤثرتری اجرا شود.
شناسایی الگوی رفتار مردم در اهدای خون با استفاده از الگوریتم K-Means مبتنی بر تازگی، بسامد و ارزش خون(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۱ بهار ۱۳۹۷ شماره ۷۱
۷۸-۶۶
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اهدای خون در کشورهای توسعه یافته 18 برابر بیشتر از کشورهای در حال توسعه است. اگر تنها پنج درصد از کل جمعیت جهان به طور مستمر خون اهدا کنند، ذخیره کافی برای تامین نیازهای جامعه وجود خواهد داشت. این رقم در کشورهای در حال توسعه کمتر از یک درصد است. هدف مطالعه حاضر شناخت رتبه وفاداری اهداکنندگان خون به منظور برنامه ریزی مناسب برای گسترش و تقویت رفتار اهدای خون در جامعه است. روش ها: پژوهش حاضر به روش توصیفی- مقطعی صورت گرفته و نمونه گیری به روش سرشماری بوده است. جامعه پژوهش متشکل از داده های سازمان انتقال خون تهران از آبان 1383 تا خرداد 1388 است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار Clementine12.0 استفاده شده است. برای مدل سازی الگوریتم K-Means در دو حالت جمعیت شناختی و مبتنی بر مقادیر تازگی، بسامد و ارزش خون (Recency-Frequency- Monetary (RFM)) اجرا گردید تا ارتباط بین متغییرهای مختلف بدست آید. یافته ها: مقدار میانگین شاخص ریشه میانگین مربع انحراف از معیار برای خوشه بندی مبتنی بر تازگی، بسامد و ارزش خون و جمعیت شناختی 72/10 و 14/11 است و خوشه بندی بهتر داده ها توسط الگوریتم مبتنی بر تازگی، بسامد و ارزش خون را تایید کرد. این الگوریتم داده ها را در چهار خوشه قرار داد که خوشه چهارم شامل مردان مجرد حائز بیشترین رتبه وفاداری اهدای خون و خوشه سه شامل زنان متاهل حائز کمترین رتبه وفاداری گردید. نتیجه گیری: استفاده از رو ش های نوین داده کاوی برای تحلیل و رده بندی اهدا کنندگان خون، شیوه نگرش سازمان های انتقال خون را به روند اهدای خون تغییر می دهد. بررسی رفتار اهداکنندگان به شناسایی سریع تر و دقیق تر وفاداری اهداکنندگان و مدیریت صحیح پایگاه خون کمک می کند.
تأثیر نابرابری درآمدی بر سلامت افراد در کشورهای منتخب با استفاده از داده های تابلویی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۴ پاییز ۱۳۹۰ شماره ۴۵
۸۶-۷۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رابطه بین موقعیت سلامتی در اجتماع و نابرابری درآمدی در خلال دو دهه گذشته بسیار مورد توجه قرار گرفته است. اما یکی از سئوالاتی که در جواب به آن توافق عمومی وجود ندارد این است که آیا تغییرات در نابرابری اقتصادی، منتهی به تغییرات در شاخص های سلامت جامعه خواهد شد؟ روش کار: برای پاسخ به این سئوال از امید به زندگی و نرخ مرگ و میر به عنوان شاخص های سلامت و از ضریب جینی به-عنوان شاخص نابرابری درآمدی استفاده شده است. در این تحقیق، رابطه بین نابرابری درآمدی و سلامتی جامعه طی سال-های 2007-1995 در 125 کشور جهان با استفاده از داده های تابلویی بررسی شده است. یافته ها: به هنگام استفاده از داده های تابلویی باید ناهمگنی و تفاوت های غیر قابل مشاهده کشورها در قالب اثرات ثابت نیز در نظر گرفته شود. به کارگیری روش Panel data و با در نظر گرفتن اثرات ثابت و ناهمگنی مقاطع، رابطه بین نابرابری و سطح سلامت جامعه از نظر آماری بی معنی حاصل می شود. بحث: با افزایش درآمد، امید به زندگی افزایش و نرخ مرگ و میر کاهش می یابد اما برخلاف بسیاری از مطالعات که بیشتر با استفاده از داده های سری زمانی صورت گرفته اند، رابطه معنی داری بین نابرابری درآمدی و شاخص های سلامت وجود ندارد.
سطح آگاهی، نگرش و عملکرد مراجعین مراکز بهداشتی و درمانی روستایی در رابطه با برخی از عوامل خطر بیماری های قلبی و عروقی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۳ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۸۱
۷۴-۶۶
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جوامع در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه و در هر دو بخش شهری و روستایی، در حال تجربه اپیدمی بیماری های غیر واگیر هستند. توانمندسازی مردم برای مقابله مؤثر با این اپیدمی و عوامل خطرش ضروری است. در مطالعه حاضر به منظور تعیین نیاز آموزشی، سطح نگرش، آگاهی و عملکرد مراجعین مراکز بهداشتی و درمانی روستایی در رابطه با برخی عوامل خطر بیماری های قلبی و عروقی بررسی شد. روش ها: مطالعه حاضر، مقطعی و به روش توصیفی و تحلیلی بر روی 245 نفر از مراجعین 18 تا 60 سال در مراکز بهداشتی درمانی روستایی استان خراسان جنوبی در سال 1396 انجام شد. داده ها در یک بازه زمانی چهار هفته ای جمع آوری و در نرم افزار SPSS نسخه 18 با استفاده از روش های آماری توصیفی و تحلیلی (ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تی) در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شد. یافته ها: میانگین سن افراد مطالعه شده 82/7±5/38 سال بود. میانگین نمره آگاهی و عملکرد افراد در رابطه با عوامل خطر بیماری های قلبی عروقی مطلوب بود؛ اما میانگین نمره نگرش افراد پایین بود. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین میانگین نمره آگاهی، نگرش و عملکرد افراد ارتباط معناداری وجود دارد. قوی ترین ارتباط بین آگاهی و نگرش به دست آمد (46/0r=). بر اساس آزمون t-test ارتباط معنی داری بین سابقه ابتلا به فشارخون و آگاهی (7/0=p)، نگرش (5/0=p) و عملکرد (6/0=p) افراد وجود ندارد. نتیجه گیری: گرچه، توجه به ابعاد نگرش، آگاهی و عملکرد برای موفقیت سیاست توانمندسازی مردم ضروری است اما یافته های این مطالعه، پایین بودن سطح نگرش افراد را نشان داد که با توجه به ارتباط نگرش فرد با انتخاب سبک زندگی و مواجهه با عوامل خطر بیماری های قلبی و عروقی، اتخاذ سیاست آموزشی مناسب جهت ارتقای سطح نگرش افراد توصیه می گردد.
به کارگیری مدل شکاف کیفیت خدمات (سروکوال: ServQual) در مجتمع آموزشی درمانی امام خمینی (ره): 1390(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۶ بهار ۱۳۹۲ شماره ۵۱
۱۸-۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بخش خدمات و کیفیت ارائه آن به افراد در بیمارستان ها به عنوان یکی از سازمان های بزرگ و پیچیده خدماتی و مهم ترین واحدهای ارائه خدمات در نظام سلامت، بسیار برجسته است و نظر بیماران میزان کیفیت خدمات ارائه شده را تعیین می نماید. هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی میزان شکاف کیفیت خدمات ارائه شده در مجتمع آموزشی و درمانی امام خمینی (ره) تهران با استفاده از تفاوت بین ادراکات و انتظارات بیماران از خدمات است. روش کار: نظرات 116 نفر از بیماران بستری در مجتمع آموزشی و درمانی امام خمینی (ره) تهران در پژوهشی مقطعی با استفاده از پرسشنامه شش بعدی مدل سروکوال، مورد بررسی قرار گرفت و روایی و پایایی پرسشنامه توسط محققین تأیید گردید. نمونه با استفاده از فرمول آماری کوکران تخمین زده شد و با استفاده از آزمون های آماری t مستقل، آزمون همبستگی پیرسون و آزمون آنووا، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: در تمام ابعاد کیفیت خدمات ارائه شده، شکاف منفی وجود داشت؛ بیش ترین شکاف (2.55-) در بعد دسترسی و کم ترین میزان آن (0.697-) در بعد تضمین به دست آمد. هم چنین هیچ یک از متغیرهای زمینه ای، شامل جنس، وضع تأهل، بیمه، دفعات مراجعه، سن و میزان تحصیلات، ارتباط آماری معنی داری با شکاف کیفیت خدمات (0.05 P> ) به دست نداد. نتیجه گیری: در هیچ یک از ابعاد، انتظارت بیماران، برآورده نشده است و می توان، به جز در بعد دسترسی، با اثرگذاری بر هر طرف از انتظارات و یا ادراکات، بر طرف دیگر ابعاد اثر گذاشت. در حالت کلی، فضای زیادی برای بهبود کیفیت خدمات در این مرکز وجود دارد. کلیدواژه ها: بیمارستان، کیفیت خدمات، انتظارات بیماران، ادراکات بیماران، سروکوال
بررسی شاخص های عملکردی بخش اورژانس بعد از اجرای برنامه حضور پزشکان متخصص مقیم طرح تحوّل نظام سلامت در بیمارستان های دولتی استان آذربایجان غربی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۰ بهار ۱۳۹۶ شماره ۶۷
۶۳-۵۰
حوزههای تخصصی:
مقدمه: به نظر می رسد حضور دائمی متخصصین مقیم، بر بهبود شاخص های عملکردی بخش اورژانس تأثیرگذار باشد. لذا، هدف از این مطالعه، بررسی عملکرد بخش اورژانس بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، قبل و بعد از پیاده سازی برنامه حضور پزشکان متخصص مقیم طرح تحول نظام سلامت است. روش کار: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و توصیفی-تحلیلی است. در این مطالعه، ابتدا داده های مربوط به شاخص های عملکردی 23 بیمارستان دولتی استان آذربایجان غربی، از طریق فرم گردآوری داده برای دو دوره شش ماهه قبل و بعد از حضور متخصصین مقیم، جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS 22، آزمون تحلیل اندازه های مکرر تحلیل شدند. سپس برای بررسی علل عملکرد خوب یا ضعیف، بهترین و ضعیف ترین بیمارستان از لحاظ عملکرد، با 15 نفر از پرسنل دو بیمارستان منتخب مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای صورت گرفت و از طریق نرم افزار MAXQDA10، تکنیک تحلیل چارچوبی تحلیل شدند. یافته ها: حضور پزشکان متخصص مقیم، باعث بهبود نسبی شاخص های عملکردی چون «مدت زمان تعیین تکلیف بیماران اورژانسی در سطح یک تریاژ» (17/0 دقیقه کاهش) و «درصد بیماران تعیین تکلیف شده ظرف مدت شش ساعت» (36/1 درصد افزایش) شده است. (05/0P-Value >) نتایج حاصل از مصاحبه ها نیز نشان داد که حضور دائمی متخصص طب اورژانس، نحوه مدیریت در اورژانس، نحوه تریاژ بیماران و انجام مشاوره ها، فراهم کردن امکانات و فضای فیزیکی لازم، برگزاری کلاس های آموزشی برای پرسنل، وجود امکانات تشخیصی و نیز انگیزش پرسنل، عواملی هستند که باعث بهبود کلی عملکرد بخش اورژانس بهترین بیمارستان شده اند. نتیجه گیری: به طورکلی برنامه حضور پزشکان متخصص مقیم، درصورتی که به درستی اجرا شود، می تواند باعث بهبود شاخص های عملکردی بخش اورژانس شود. ضمن این که لازمه پیاده سازی هرچه بهتر این برنامه، انگیزش پزشکان می باشد.
بررسی جوّ سازمانی کتابخانه های دانشگاه های دولتی شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۹ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۶۵
۵۰-۴۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جوّ سازمانی درک کارکنان از محیطی است که در آن مشغول کار هستند. هدف این پژوهش ارزیابی جوّ سازمانی کتابخانه های دانشکدای دانشگاه های دولتی شهر اصفهان با استفاده از ابزار کلایمت کوال بود. روش کار: این پژوهش پیمایشی و از نوع کاربردی است، که در سال 1394 انجام گرفت. جامعه پژوهش، کلیه کتابداران شاغل در کتابخانه های دانشکدهای دانشگاه های دولتی شهر اصفهان (تعداد 87 نفر) بودند که به روش سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه جوّ سازمانی کلایمت کوال بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با نظر اساتید و صاحب نظران تعیین شد، و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ، 83/0 تعیین گردید. داده های گردآوری شده وارد نرم افزار SPSS نسخه 18 شد، و از طریق آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون ANOVA) تحلیل شد. یافته ها: بر اساس یافته های این پژوهش، میانگین کل نمره جوّ سازمانی در کتابخانه های دانشکده ای، 5/69 (از 100) و مطلوب ارزیابی شد. این میانگین برای دانشگاه اصفهان، 79 و ایده آل ارزیابی گردید و برای دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه صنعتی به ترتیب، 8/69 و 1/64 و مطلوب ارزیابی گردید. پایین ترین میانگین مربوط به جوّ عدالت با میانگین 49 بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که جوّ سازمانی کتابخانه های دانشگاه های دولتی شهر اصفهان از وضعیت مطلوبی برخوردار است. لیکن یکی از ابعادی که نیاز به توجه و بررسی های بیشتر دارد، جوّ عدالت است که در سایر پژوهش های مشابه نیز پایین ترین نمرات را به خود اختصاص داده است.
بررسی جوّ سازمانی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۵ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۵۰
۴۰-۳۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هر سازمان از جمله بیمارستان، دارای جوّ سازمانی خاصی است که اگر همساز با باورهای کارکنان خود نباشد، موجب ناکارآمدی سازمان خواهد شد. لذا، این پژوهش با هدف بررسی جوّ سازمانی در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفته است. روش کار: این مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی در خصوص تعداد 500 نفر از کارکنان بیمارستان های عمومی آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه جوّ سازمانی لایل ساسمن و سام دیپ بود. تعداد 354 نفر پرسشنامه مورد نظر را تکمیل کردند و عودت دادند. از نرم افزار SPSS برای جمع آوری و توصیف اطلاعات و از آزمون های Duncan, Anova, T برای تحلیل اطلاعات به دست آمده استفاده شد. یافته ها: کمتر از نیمی از کارکنان اعتقاد داشتند که جوّ سازمانی در بیمارستان های مورد مطالعه مطلوب است. هم چنین، جوّ سازمانی این بیمارستان ها با سن (01. 0 = P )، با وضعیت استخدامی (012. 0 = P ) و با نوع شغل کارکنان (007 . 0 = P )، دارای ارتباط معنی داری بود. بحث: اکثریت کارکنان با جوّ سازمانی موجود در بیمارستان های مورد مطالعه موافق نیستند. لذا مدیران این بیمارستان ها باید با ایجاد نظام پاداش کارآمد و شفاف کردن رویه های سازمانی و تغییر دیدگاه کارکنان، جوّ سازمانی این سازمان ها را از حالت نامطلوب به مطلوب تغییر دهند.