فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۱٬۱۴۳ مورد.
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۴ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۸۴
۹۳-۸۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مرزهای مسیر شغلی در همه ابعاد حرفه پزشکی اثرگذار است و چون عوامل زیادی می توانند انتخاب مسیر شغلی پزشکان را شکل دهند، مفهوم مسیر شغلی، همواره موردتوجه مباحث پزشکی بوده و حتی به عنوان رویکردی در آموزش پزشکی استفاده می شود. بنابراین، پژوهش حاضر باهدف تبیین الگوی مفهومی مرزهای مسیر شغلی پزشکان انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بود که دارای رویکردی کیفی و از استراتژی نظریه داده بنیاد نظام مند بهره برده است. جامعه پژوهش شامل پزشکان بود که از طریق نمونه گیری غیر تصادفی گلوله برفی انتخاب شده اند. درنهایت 19 نفر در مصاحبه های نیمه ساختاریافته شرکت کردند. تحلیل داده ها در این الگو، شامل سه گام کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود که با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد. یافته ها: الگوی مفهومی مرزهای مسیر شغلی در حرفه پزشکی شامل مقوله های شرایط علّی (تفاوت های فردی و نهادهای اجتماعی)، پدیده محوری (مرزهای کار- خانواده، مرزهای جغرافیایی، اجتماعی، سازمانی، اخلاقی و قانونی)، راهبردها (درک مرزها، بازنگری در مرزها و عبور مرزی)، شرایط زمینه ای (بسترهای تربیتی و بسترهای فرهنگی)، شرایط مداخله گر (عوامل کلان و عوامل خرد) و پیامدها (آینده مسیر شغلی، برنامه ریزی مجدد مسیر شغلی و تعادل کار – خانواده) بود. نتیجه گیری: توجه به الگوی مفهومی مرزهای مسیر شغلی می تواند در برنامه ریزی، تصمیم گیری، مدیریت و توسعه مسیر شغلی پزشکان تأثیر قابل توجهی داشته باشد. به علاوه، پزشکان شاغل، افراد جویای کار و دانش آموختگان دانشگاهی می توانند نسبت به مرزهای مسیر شغلی خودآگاهی یابند و با علل پیدایش و قوام مرزها و پیامدهای مرزهای مسیر شغلی خود نیز آشنا شوند تا با شناخت کافی در انتخاب مسیر شغلی گام بردارند.
ارزیابی اثربخشی بالینی شاخص های احیای قلبی_ ریوی در بخش اورژانس: مطالعه نیمه تجربی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۴ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۸۵
۶۶-۵۶
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عملکرد ضعیف گروه احیا می تواند پیامدهای منفی برای بیمارستان به همراه داشته باشد. شناسایی و اصلاح مشکلات مرتبط با بخش اورژانس از اولویت های بهبود کیفیت ارائه خدمات و افزایش رضایتمندی است. هدف از مطالعه تعیین تأثیر روش FOCUS PDCA بر بهبود شاخص احیای قلبی-ریوی (Cardiopulmonary Resuscitation(CPR)) در بخش اورژانس بود. روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی بود که در بخش اورژانس بیمارستان امام علی شهر اندیمشک انجام شد. گروه شاهد شامل 75 رخداد CPR قبل از اجرای مداخله و گروه آزمون شامل 76 رخداد CPR بعد از اجرای FOCUS-PDCA بود. تیمی از پرستاران شاغل در اورژانس و گروه احیا بر اساس معیارهای ورود انتخاب شدند. کارگاه های آموزش CPR پایه و پیشرفته و روش FOCUS PDCA برای آنان برگزار شد. سپس، مراحل نُه گانه FOCUS-PDCA اجرا شد. چک لیست محقق ساخته ابزار گردآوری داده بود که داده ها با نرم افزار SPSS-22 و آزمون های کای دو، دقیق فیشر و من ویتنی تحلیل شدند. یافته ها: نتیجه احیای موفق برای بیماران بعد از اجرای FOCUS PDCA به میزان 64/3 درصد افزایش یافت. نتیجه احیای موفق قبل از مداخله 7/6 درصد و بعد از مداخله 3/26 درصد بود. بعد از اجرای مداخله، میزان موارد ناموفق در بیماران ترومایی، داخلی و بیماران بدون علائم حیاتی کاهش پیدا کرد. بین دو گروه از نظر وقوع ایست قلبی در حضور شاهد اختلاف آماری معناداری وجود داشت. نتیجه گیری: انتظار می رود اجرای روش FOCUS PDCA بتواند منجر به بهبود شاخص ها و احیای موفق بیماران در بخش اورژانس شود.
مقایسه کارایی هزینه های بخش سلامت در ایران و کشورهای منتخب با استفاده از روش تحلیل فراگیر داده ها طی سال های 1377 تا 1387(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۵ پاییز ۱۳۹۱ شماره ۴۹
۲۶-۱۴
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افزایش کارایی نظام سلامت یکی از مواردی است که اکثر سیاستگذاران بخش سلامت به عنوان یکی از موارد اصلاح نظام سلامت بر آن تأکید دارند. این مطالعه با هدف مقایسه کارایی هزینه های بخش سلامت در ایران و کشور های منتخب با استفاده از روش تحلیل فراگیر داده ها طی سال های 1377 تا 1387 انجام شد. روش کار: این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی - کاربردی است. در این پژوهش برای تعیین کارایی بخش سلامت کشور ایران و سایر کشور های منتخب که مجموعاً شامل 40 کشور می باشند از روش تحلیل فراگیر داده ها ( DEA ) استفاده شد. یافته ها: بخش سلامت ایران طی دوره 1377 تا 1378 به طور متوسط دارای کارایی فنی برابر 2.77 درصد بوده است. ایران در بین تمام کشور های مورد بررسی رتبه شانزدهم را از نظر کارایی بخش سلامت کسب نموده است. بحث: کارایی فنی هزینه های بخش سلامت ایران تقریباً هفتاد درصد مقدار ایده آل است. از آنجا که افزایش هزینه های بخش سلامت به تنهایی نمی تواند منجر به بهبود شاخص های بهداشتی شود، لذا سیاست گذاران بخش سلامت همواره باید با سیاست گذاری های مناسب و اجرای این سیاست ها کارایی این هزینه ها را افزایش دهند. توسعه بیمه های همگانی، ارتقاء و بهبود سبک زندگی، اصلاحات سازمانی و توجه بیشتر به اقدامات پیشگیرانه از جمله مواردی هستند که موجب افزایش کارایی این هزینه ها می شوند.
ارزیابی وضعیت ارتباط با صنعت در دانشگاه های علوم پزشکی ایران؛ 1385(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت ۱۳۸۶ شماره ۳۰
۳۲-۲۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ارتباط دولت، دانشگاه و صنعت موضوعی است که در دهه های اخیر در بسیاری از دانشگاه های دنیا به عنوان راهکاری برای افزایش درآمد، بهبود ارتباط با جامعه، ارتقاء دانشگاه و در نهایت توسعه کشور مطرح شده است. در حال حاضر در حدود 40 دانشگاه علوم پزشکی در ایران وجود دارد که می توانند نقش مهمی در این زمینه ایفا کنند. لذا این تحقیق با هدف ارزیابی وضعیت ارتباط با صنعت در دانشگاه های علوم پزشکی ایران در سال 1385 تدوین انجام شده است. روش بررسی : این پژوهش یک مطالعه توصیفی است که به صورت مقطعی انجام شده است. جامعه پژوهش آن 40 نفر از مدیران پژوهشی و مدیران دفاتر ارتباط با صنعت دانشگاه های علوم پزشکی کشور بوده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده و داده ها به روش میدانی گردآوری شده است. برای تحلیل داده های کمی از نرم افزار SPSS و برای تحلیل داده های کیفی از روش گروه بندی استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داده که در حدود ( 5/64 درصد) دانشگاه ها، ساختارهای واسطه ای مانند دفتر ارتباط با صنعت در داخل دانشگاه ایجاد کرده اند. در (9/55درصد) موارد، این دفاتر فاقد ساختار سازمانی بودند. عمده افرادی که در این واحد فعالیت داشته اند هیأت علمی بوده و بیشترین نوع ارتباط دانشگاه و صنایع، کارآموزی، بازدیدهای منظم علمی و مشاوره بوده است. در حدود (7/83 درصد) دانشگاه ها، پاداشی برای پژوهشگران در زمینه ارتباط با صنعت در نظر نگرفته اند در حدود (5/93 درصد) از آنها قوانین خاصی در مورد نحوه کارکردن افراد در صنعت و همچنین (5/80 درصد) سیاست خاصی در زمینه مالکیت فکری نداشته اند. مشکلات عمده دانشگاه های علوم پزشکی در زمینه ارتباط با صنعت شامل نا آشنایی مسولین بخش صنعت با توانایی های دانشگاه و نا آشنایی کارکنان دانشگاه با مشکلات بخش صنعت بوده است. نتیجه گیری: تعداد زیادی از دانشگاه ها به اهمیت ارتباط با صنعت و اینکه دانشگاه بخشی از وظایفش کمک به جامعه است پی برده اند اما برای اجرایی کردن آن نتوانسته اند راهکاری اجرایی پیدا کنند زیرا دیدگاه و روش ارتباط با صنعت در این دانشگاه ها بیشتر به شکل سنتی بوده و تفکر غالب تفکر منسجم و علمی نیست.
حجم فعالیت های حوزه بهداشت خانواده در مراکز بهداشتی درمانی: کاربرد یک مدل مطالعه کار و زمان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۳ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۸۰
۷۵-۶۴
حوزههای تخصصی:
مقدمه: محدودیت های اقتصادی عرضه امکانات بهداشتی و درمانی را با مشکلات جدی مواجه کرده است. لذا، بهبود مدیریت عملکرد کارکنان در سازمان ها موضوعی بسیار مهم است؛ بنابراین، مطالعه حاضر باهدف بررسی حجم فعالیت های حوزه بهداشت خانواده در مراکز بهداشتی درمانی انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی–مقطعی است و با استفاده از روش های ترکیبی (کیفی و کمی) انجام شده است. جامعه پژوهش مطالعه شامل کلیه فعالیت های واحد بهداشت خانواده مراکز بهداشتی درمانی شهرستان سوادکوه بود. برای شناسایی فعالیت ها و سایر بخش های کیفی نیز از روش مصاحبه و مشاهده و برای تسهیل انجام مراحل فوق از نرم افزار Excel 2007 استفاده شد. یافته ها: مجموع زمان استاندارد برای کل فعالیت های حوزه موردمطالعه برابر با 2107 واحد کاری بود. فعالیت های ثبت اطلاعات مراجعین در سامانه سیب با 482 واحد کاری بیشترین و فعالیت ارجاع مادر یا کودک دارای مشکل تکاملی به پزشک با 3/0 واحد کاری کمترین حجم کاری را به خود اختصاص داده بودند. کل واحدهای کاری محاسبه شده برای واحد بهداشت خانواده از حداقل موظفی آن کمتر بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که تعداد کارکنان واحد بهداشت خانواده بیشتر از تعداد موردنیاز است و میزان بیکاری زیادی در آن وجود دارد. هر سازمان برای ارتقای سطح عملکردی خود نیاز به شاخص یا مدل هایی مانند مدل ارائه شده در مطالعه حاضر دارد تا ضمن کاهش اتلاف منابع، بازدهی سازمان مربوطه را ارتقا بخشد.
الگوی پیش بینی تقاضای سالانه داروی مصرفی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۲ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۷۷
۱۰۴-۸۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تحلیل مقدار فروش داروهای مصرفی کشور نقش مهمی در تأمین تقاضای داروی کشور در گروه های درمانی مختلف دارد. دراین بین مهم ترین چالش فرارو، روش های متداول و تجربی پیش بینی صنعت دارو است. هدف پژوهش حاضر بررسی کارایی دو روش پیشنهادی شبکه عصبی مصنوعی و برازش منحنی در مقایسه با روش متداول نرخ رشد مرکب است. روش ها: پس از تجمیع داده های 17 سال فروش محصولات دارویی (از سال 1379 تا 1395) و اعمال اصلاحات لازم ازهر سه روش یادشده جهت پیش بینی استفاده شد. سپس با شاخص متداول جذر میانگین مربعات خطاهای پیش بینی، کارایی سه روش مقایسه شده است. یافته ها: پس از بررسی حدود 2200 محصول ژنریک دارویی و شناسایی 17 گروه درمانی اصلی با استفاده از سه روش یادشده، فروش ریالی ۱۷ گروه درمانی برای سال های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ پیش بینی شد و درصد خطای فروش سالیانه محاسبه شده برای دو روش شبکه عصبی مصنوعی و برازش منحنی در سال های 1379 تا 1395 به ترتیب برای ۱۱ سال (از 13 سال محاسبه شده با روش شبکه عصبی) و ۱۵ سال (از 17 سل محاسبه شده با روش برازش منحنی) کمتر از هفت درصد، گزارش شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که به کارگیری روش شبکه عصبی و برازش منحنی در پیش بینی میزان فروش ریالی دارو همواره عملکرد بهتری از روش مرسوم دارد و در مواقعی که سوابق داده های تجربی گذشته برای فروش دارو کم است، روش برازش منحنی کارایی بهتری دارد اما با داده های ورودی بیشتر، روش شبکه عصبی کارایی بهتری نسبت به دو روش دیگر خواهد داشت.
چالش های خدمات سلامت به بیماران قلبی و عروقی در پاندمی کووید-19 در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۴ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۸۶
۱۰۴-۹۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پاندمی بیماری کووید-19 تأثیرات بسیاری بر روند دریافت خدمات پزشکی در بیماران مبتلا به بیماری های مزمن از جمله بیماری های قلبی و عروقی داشته است. معطوف شدن تمام توجه و تخصیص منابع جهت کنترل همه گیری کرونا، دسترسی بیماران قلبی و عروقی را به خدمات سلامت دچار مشکل نموده است. هدف از انجام این مطالعه شناسایی چالش های ارائه خدمات سلامت به بیماران قلبی و عروقی در زمان پاندمی کووید-19 در ایران بوده است. روش ها: این مطالعه از نوع کاربردی بود که با روش کیفی- توصیفی انجام شد. مشارکت کنندگان 15 نفر از متخصصین قلب و عروق، متخصصین طب اورژانس، متخصصین داخلی و پرستاران بخش قلب بودند. داده ها از طریق راهنمای مصاحبه به صورت نیمه ساختارمند جمع آوری شدند که به روش تحلیل محتوای کیفی با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. یافته ها: بر اساس نتایج این مطالعه تعداد چهار طبقه اصلی و نُه زیرطبقه استخراج شد. طبقات اصلی شامل کمبود منابع در بخش قلب و عروق، ضعف در ارائه آموزش کارآمد و مؤثر، ضعف در برنامه آمادگی بیمارستان، اختلال در کیفیت و کمیت خدمات درمانی بوده است. نتیجه گیری: ارائه خدمات مراقبت سلامت به بیماران قلبی و عروقی به دلیل همزمانی با پاندمی بیماری کووید-19 با چالش ها و موانعی روبرو شده است. تخصیص درست منابع، آگاه سازی و آموزش به اقشار جامعه و کادر درمان و تدوین برنامه های جامع جهت آمادگی بیمارستان ها در زمان همه گیری می تواند به رفع این چالش ها و ارائه خدمات سلامت مطلوب به بیماران قلبی و عروقی کمک نماید.
طراحی مدل جامع تاب آوری بیمارستانی در مواجه با بیماری کرونا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۳ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۸۰
۸۸-۷۶
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مراکز بهداشتی درمانی باید بتوانند به سرعت با حوادث فاجعه باری مانند بلایای طبیعی و انسانی سازگار شوند. یکی از راه های مواجهه با بلایای مختلف در مراکز بهداشتی درمانی، افزایش تاب آوری است. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل جامع تاب آوری بیمارستانی از طریق شناسایی عوامل موثر بر تاب آوری بیمارستانی، نحوه ارتباط میان این عوامل در شرایط مواجهه با بیماری کرونا بود. روش ها: در ابتدا، با استفاده از مطالعه پیشینه پژوهش عوامل مؤثر بر تاب آوری بیمارستانی شناسایی شد و در ادامه با استفاده از فن مد ل سازی ساختاری تفسیری مدل ارتباطی میان عوامل شناسایی شده، به دست آمد. مدل مفهومی به دست آمده از مد ل سازی ساختاری تفسیری با استفاده از نرم افزار Smart PLS نسخه سه مورد برازش قرار گرفت. بدین منظور پرسش نامه حاوی 33 سؤال در اختیار 80 تن از مدیران، خبرگان و کارکنان بیمارستان های آموزشی یزد قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از شناسایی هشت عامل کلی مؤثر بر تاب آوری بیمارستانی دارد. هشت عامل شناسایی شده در پژوهش حاضر، در چهار سطح کلی توسط مدل سازی ساختاری تفسیری ساختار یافتند. سطح آغازین مدل عوامل «پایداری» و «سیستم ارتباطات و فن آوری اطلاعات» هستند. همچنین، نتایج برازش مدل حاکی از تأیید روابط شکل گرفته توسط مدل سازی ساختاری تفسیری دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مدیران بهداشت و درمان کشور می توانند به منظور تاب آوری بیمارستان های کشور در مواجه با بلایای طبیعی و حوادث پیش بینی نشده استفاده نمایند.
ایجاد داشبورد مدیریت اطلاعات بخش سرطان شناسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۲ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۷۶
۸۵-۶۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به وسعت بیماری سرطان در ایران و دنیا، بخش سرطان شناسی از مهمترین بخش های بیمارستان می باشد. کیفیت اطلاعات نقش اساسی را در بهبود عملکرد این بخش ایفا می کند. داشبوردها می توانند شاخص های کلیدی را ردیابی و با انتقال اطلاعات به مدیران، عملکرد این بخش را ارتقا دهند. در پژوهش حاضر، با توجه به نیاز های ذینفعان و تصمیم گیران، شاخص های عملکردی متناسب با بخش سرطان شناسی تعیین گردید و سپس داشبورد طراحی و ارزیابی شد. روش ها: در مرحله اول جهت تعیین شاخص ها، پرسش نامه توسط تمام مسئولین بخش سرطان شناسی بیمارستان های دانشگاه های علوم پزشکی و بیمارستان های خصوصی شهر تهران که دارای بخش سرطان شناسی بودند، به تعداد 30 نفر تکمیل شد. در مرحله دوم داشبورد براساس مطالعات قبلی و با استفاده از نرم افزار کلیک ویو طراحی گردید و توسط مدیر بیمارستان و مسئولین بخش سرطان شناسی بیمارستان های شهدای هفتم تیر و فیروزگر به کمک پرسش نامه ارزیابی گردید. یافته ها : شاخص های کلیدی عملکردی در حیطه مدیریتی و مالی بر اساس داده های موجودکه شامل تعداد مراجعین، تعداد روزهای مرخصی، ساعات آموزشی، تعداد پرسنل، تعداد شکایات، درآمد و هزینه بود، برای نمایش در داشبورد انتخاب شد. و در مرحله ارزیابی ، میانگین رضایت مدیر بیمارستان (32/0±5/7)، مسئول فنی بخش سرطان شناسی (39/0±4/7) و مدیر داخلی بخش سرطان شناسی (37/0±3/7) بود. نتیجه گیری: با توجه به پراکندگی اطلاعات این بخش، داشبورد می تواند اطلاعات را از سیستم های گوناگون جمع آوری و آنها را بطور خلاصه در قالب شاخص های کلیدی عملکرد نشان دهد. اطلاعات موجود در داشبورد مدیریت بخش سرطان شناسی می تواند مبنایی برای تصمیم گیری آگاهانه جهت ارتقا عملکرد بخش باشد.
مدیریت اعزام اورژانس پیش بیمارستانی با استفاده از امتیازدهی فیزیولوژیک(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۵ پاییز ۱۳۹۱ شماره ۴۹
۱۳-۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اورژانس پیش بیمارستانی در ایران نیازمند حرکت به سمت ارائه خدمات مبتنی بر شواهد است. هدف این مطالعه ارزیابی کارآیی سیستم امتیاز هشدار اولیه فیزیولوژیک جهت مدیریت اعزام بیماران داخلی می باشد. روش کار: این پژوهش از نوع مقطعی است. جامعه مورد پژوهش بیماران داخلی اعزام شده توسط اورژانس پیش-بیمارستانی استان سمنان می باشند. ابزار گردآوری داده ها سیستم امتیازات هشدار اولیه فیزیولوژیک می باشد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی (ضریب همبستگی پیرسون) و توسط نرم افزار SPSS19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: میانگین امتیاز فیزیولوژیک واحدهای مورد پژوهش2.42±2.38 بود. 28.9 درصد از افراد اعزام شده به بیمارستان-ها نیاز به درمان اورژانسی نداشتند و رابطه معنی داری بین نیاز بیماران به خدمات اورژانس پیش بیمارستانی و نمرات هشدار اولیه فیزیولوژیک آنها وجود داشت. بحث: سیستم امتیاز هشدار اولیه فیزیولوژیک ابزار مناسبی جهت مدیریت اعزام بیماران داخلی نیازمند به خدمات اورژانس پیش بیمارستانی می باشد. اما در شناسایی بیمارانی که به خدمات اورژانسی فوری نیاز ندارند با چالش مواجه است، بنابراین تصمیم گیری در مورد استفاده از این ابزار در حوزه اورژانس پیش بیمارستانی نیازمند مطالعات گسترده تر می باشد. کلید واژه ها: بیماران داخلی، امتیاز هشدار اولیه فیزیولوژیک، اورژانس پیش بیمارستانی، مدیریت اعزام
شناسایی عوامل مؤثر بر اداره هلدینگ بیمارستانی سازمان تامین اجتماعی ایران با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۲ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۷۷
۶۶-۵۶
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیمارستان ها به عنوان بخش بزرگی از نظام سلامت، سهم بالایی از منابع بخش بهداشت و درمان را به خود اختصاص می دهند. با توجه به اهمیت هلدینگ بیمارستانی در اداره کارا و اثربخش بیمارستان ها، پژوهش حاضر، با هدف شناسایی و تبیین نقش و اهمیت عوامل مؤثر بر اداره هلدینگ بیمارستانی سازمان تامین اجتماعی ایران انجام شد. روش ها: مطالعه حاضر، از نوع مطالعات کاربردی است که به روش توصیفی انجام شد. ابتدا، از طریق بررسی ادبیات پژوهش و مصاحبه با 15 نفر از خبرگان در زمینه اداره بیمارستان ها و هلدینگ های درمانی، متغیرها و مؤلفه های اصلی مؤثر بر اداره هلدینگ های بیمارستانی استخراج و با استفاده از آنها، پرسش نامه پژوهش طراحی شد. داده ها از 405 نفر از مدیران و کارشناسان شاغل در حوزه های صف و ستاد بخش درمان سازمان تامین اجتماعی سراسر کشور، جمع آوری شد. سپس، داده های جمع آوری شده با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و از طریق نرم افزارهای SPSS23 و AMOS24 تحلیل شد. یافته ها: پنج عامل برنامه ریزی استراتژیک، تامین مالی، حق تصمیم گیری، نظارت و ارزیابی، و پاسخگویی به عنوان عوامل مؤثر بر اداره هلدینگ های بیمارستانی شناسایی شد. عوامل تامین مالی و حق تصمیم گیری با بار عاملی 83/0 و 44/0 به ترتیب بیشترین و کمترین تأثیر را بر اداره هلدینگ بیمارستانی سازمان تامین اجتماعی داشتند. نتیجه گیری: به منظور اداره کارا و اثربخش هلدینگ های بیمارستانی، ضمن توجه به کلیه عوامل پنج گانه، بهتر است عوامل تامین مالی و نظارت و ارزیابی، مورد توجه و تأکید بیشتری از سوی مدیران قرار گیرند.
ارائه مدل پیش بینی تشخیص عوامل ناباروری؛ با استفاده از الگوریتم های داده کاوی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۷ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۵۷
۵۷-۴۶
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حدود 15-10 درصد از زوجین نابارور هستند. ناباروری علل متفاوتی دارد و تشخیص روش درمان بیماران بر اساس نوع عامل ناباروری آن ها انجام می شود. در این تحقیق مدلی ارائه شده است که بر اساس ویژگی های اولیه و نتایج آزمایشات ساده علل ناباروری افراد را پیش بینی می کند که می تواند به پزشکان در تشخیص زودهنگام علت ناباروری و تصمیم گیری بهینه کمک کند. روش کار: داده های این تحقیق برگرفته از داده های ناباروری بیمارستان صارم تهران می باشد. در این تحقیق از روش های دادهکاوی استفاده شده است. ابتدا روش خوشه بندی k-means و سپس روش های دسته بندی ماشین بردار پشتیبان (SVM: Support Vector Machine) و شبکه های عصبی مصنوعی به منظور پیش بینی نوع علل ناباروری، اجرا و نتایج دو الگوریتم دسته بندی با هم مقایسه شدند. همچنین برای تحلیل داده ها و اجرای الگوریتم های بخش مدل، از نرم افزار SPSS Clementine 12.0 استفاده شده است. یافته ها: در بخش خوشه بندی بر اساس الگوریتم K-means داده ها به پنج خوشه تقسیم شدند. در هر گروه یک یا چند علت ناباروری مشاهده شد. در ادامه و با اجرای الگوریتم های دسته بندی SVM و شبکه عصبی مصنوعی، مشخص شد که الگوریتم SVM با نوع کرنل چندجمله ای بالاترین کارایی را به دست آورد. نتیجه گیری: انجام این تحقیق علاوه بر اینکه منجر به شناخت بهتر ویژگی های بیماران ناباروری شد، می تواند زمینه ای برای انجام تحقیقات آتی باشد. از آنجائی که با تشخیص علل ناباروری افراد قبل از مراحل ثانویه و آزمایشات سنگین، به مقدار قابل توجهی در هزینه و زمان صرفه جویی و از اثرات جسمی که بر بیماران می گذارد کاسته خواهد شد، می توان در مطالعات آینده با استفاده از نتایج این تحقیق سیستمی را جهت اجرای این مدل پیاده سازی نمود.
تحلیل شکاف بین وضعیت موجود و مطلوب جانشین پروری: مطالعه موردی در وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۹ بهار ۱۳۹۵ شماره ۶۳
۱۰۰-۹۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تحولات فناوری، جهانی شدن، نیاز به واکنش سریع به تغییرات محیطی و کاهش هزینه ها در صحنه رقابت فشرده و کاهش وفاداری کارکنان، ضرورت جانشین پروری در سازمان ها را تشدید می کنند. مطالعه حاضر در سال 92 با هدف تعیین وضعیت موجود و مطلوب وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و تحلیل شکاف بین آنها انجام شد. روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی مقطعی است. داده ها از طریق پرسشنامه ای جمع آوری گردید که با بهره مندی از ادبیات موجودتوسط تیم پژوهش در دو بخش وضعیت موجود و مطلوب جانشین پروری تدوین شد، و پس از اطمینان از روایی و پایایی، به روش سرشماری بین 268 نفر از مدیران کل، روسای دفاتر، معاونین مدیران کل، روسای گروه های کارشناسی، کارشناسان مسئول و کارشناسان توزیع و سپس جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون T زوجی در نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: وضع موجود سازمان در محورهای شش گانه برنامه ریزی، فرهنگ سازمانی، رویکرد سیستمی، الگوی شایستگی، مسیر ارتقا شغلی و نقش مدیران ارشد، در محیط پژوهش از امتیاز قابل قبول بالای 50درصد برخوردار است. در عین حال شکاف بین وضع موجود و مطلوب در تمامی ابعاد، معنی دار بود. میانگین امتیاز وضع موجود در تمامی ابعاد 90/2 از پنج با انحراف معیار 06/1 و وضع مطلوب 82/3 با انحراف معیار 89/0 به دست آمد. بحث و نتیجه گیری: با توجه کسب امتیاز قابل قبول در وضع موجود و معنی داری شکاف بین وضع موجود و مطلوب سازمان برای استقرار جانشین پروری، به نظر می رسد ماهیت و ویژگی های خاص سازمان مورد مطالعه، سطوح بالایی از توجه به مسئله حیاتی جانشین پروری را طلب می کند.
اولویت بندی عوامل مؤثر بر مدیریت زنجیره تأمین پایدار دارو در داروخانه های بیمارستان های آموزشی منتخب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۳ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۸۰
۱۰۱-۸۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدیریت زنجیره تأمین دارو، به عنوان یکی از عوامل اثرگذار اصلی در عملکرد بخش سلامت شناخته می شود. هدف پژوهش حاضر، تعیین اولویت عوامل مؤثر بر مدیریت زنجیره تأمین پایدار دارو در داروخانه های بیمارستان های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران است. روش ها: پژوهش حاضر، ازنظر نتایج کاربردی بود که با روش دلفی و دیمتل فازی به صورت مقطعی انجام شد. برای شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت زنجیره تأمین پایدار دارو در داروخانه های مدنظر، از پرسش نامه طراحی شده بر اساس چارچوب مدل مرجع عملیاتی زنجیره تأمین جهت گردآوری نظرات خبرگان استفاده شد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند بود. سپس، با استفاده از روش دلفی فازی عوامل اصلی شناسایی شد و پس ازآن، با کمک روش دیمتل فازی عوامل اثرگذار و اثرپذیر و رتبه آن ها مشخص شد. یافته ها: 23 عامل در پنج بعد (قابلیت اطمینان، پاسخگویی، انعطاف پذیری، هزینه ها و مدیریت دارایی) شناخته شد که 17 عامل، درون زا و 6 عامل برون زا بودند. از 17 عامل درون زا، 10 عامل اثرگذار و 7 عامل اثرپذیر بودند. نتیجه گیری: مهم ترین عوامل شناسایی شده در مطالعه حاضر، از بعد مدیریت دارایی و بیشترین تعداد عوامل از بعد پاسخگویی بود. این نشان از پاسخگویی ضعیف سیستم مدیریت داروخانه های مطالعه شده دارد؛ بنابراین، رسیدگی به این دو بعد در مدیریت داروخانه ها بیشتر پیشنهاد می شود.
عوامل مؤثر بر تعامل بیمار با پزشک در بیماران آنژیوپلاستی: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۴ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۸۵
۴۲-۳۲
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تعامل با بیمار مفهومی است که امروزه در مراقبت های پزشکی اهمیت ویژه ای پیداکرده است و به عنوان هدفی ارزشمند در مراقبت از بیمار مدنظر قرارگرفته است. امروزه با تکامل نظام سلامت از مدل بیماری محور به مدل بیمار محور، تعامل بیمار نقش مهمی را در بهبود فرآیند مراقبت سلامت ایجاد کرده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر در تعامل بیمار با پزشک انجام شده است. روش ها: مطالعه از نوع کاربردی با روش کیفی- توصیفی بود. ابتدا اطلاعات بیمارانی که در سال 1397 آنژ یوپلاستی شده بودند از سیستم اطلاعات بیمارستانی استخراج شد. سپس، با استفاده از راهنمای مصاحبه نیمه ساختارمند با بیماران مصاحبه های عمیق انجام گرفت. داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی با استفاده از نرم افزار MAXQDA صورت گرفت. یافته ها: بعد از تحلیل داده ها 1072 کد استخراج شد که تمامی کدها در دو طبقه عرضه (پزشک) و تقاضا (بیمار) قرارگرفتند. 11 عامل موثر بر تعامل از طرف عرضه (اطلاع رسانی، رفتار پزشک، آموزش، دسترسی، هزینه، پاسخگویی، ادراک بیمار از تخصص و مهارت پزشک، ضعف مدیریتی، امکانات، اعتماد و رضایت از پزشک) و هفت عامل از طرف تقاضا (مشکلات شخصی، روحیه پرسشگری بیمار، پاسخگویی از منابع دیگر، مشکلات مالی، فقدان دانش و آگاهی، توصیه اطرافیان، خوددرمانی) شناسایی شد. نتیجه گیری: انتظار می رود تعامل بیمار با پزشک معالج بعد از آنژیوپلاستی باعث تسریع در روند بهبودی بیمار، جلوگیری از عوارض احتمالی و کاهش هزینه شود. شناخت عوامل مؤثر و طراحی مداخلات مقتضی در سمت عرضه و تقاضا می تواند منجر به بهبود تعاملات بیمار با پزشک و زمینه ساز ارتقای سلامت جامعه شود.
ارزیابی کیفیت وب سایت های فارسی حوزه افسردگی براساس مقیاس وب مد کوال(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۳ شماره ۵۵
۹۸-۸۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه : امروزه در محیط اینترنت هر فرد می تواند با هر سطح دانشی به عنوان تولید و توزیع کننده اطلاعات عمل کند و تفاوت این رسانه با بسیاری از رسانه های سنتی انتقال اطلاعات، عدم امکان کنترل بر محتوی اطلاعات منتشر شده در شبکه اینترنت می باشد وهمین امر باعث شده کیفیت اطلاعات از جمله در حوزه سلامت مورد تردید قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر تعیین کیفیت وب سایت های فارسی حوزه افسردگی بود. روش کار : پژوهش حاضر پیمایشی تحلیلی و از نوع کاربردی است. جامعه پژوهش شامل 14 وب سایت فارسی حوزه افسردگی بود که توسط اشخاص حقیقی یا حقوقی ایجاد شده بودند. ابزار گردآوری اطلاعات سیاهه وارسی استاندارد وب مد کوال بود. وب سایت های مورد مطالعه بر اساس شاخص های محتوای اطلاعات، اعتبار منابع، طراحی، دسترس پذیری و قابلیت استفاده، پیوندها، پشتیبانی از کاربر و محرمانگی اطلاعات ارزیابی شد که حداکثر امتیاز برای هر وب سایت 83، حداقل آن صفر و امتیاز متوسط 5/41 بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای درنرم افزار SPSS استفاده شد و یافته ها به صورت میانگین امتیاز و نمره مطلوب ارائه شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد وب سایت های فارسی درحوزه افسردگی در شاخص های اطلاعات (میانگین امتیاز 6/6)، اعتبار منابع (میانگین امتیاز2/4)، دسترس پذیری (میانگین امتیاز1/2)، پیوندها (میانگین امتیاز 5/1)، پشتیبانی کاربر (میانگین امتیاز 9/3) و محرمانگی اطلاعات (میانگین امتیاز 5/2) از وضعیت مطلوبی برخوردار نبوده و امتیاز آن ها کمتر از میانگین امتیاز متوسط بود و تنها در شاخص طراحی (میانگین امتیاز 9) از امتیاز مناسب و بالاتر از میانگین برخوردار بودند. از بین وب سایت های مورد بررسی، وب سایت انجمن روانشناسی ایران بهترین، و وب سایت افسردگی از نظر امتیاز کلی ضعیف ترین وب سایت بود. نتیجه گیری: اطلاعات وب سایت های فارسی در حوزه افسردگی برای استفاده کاربران از کیفیت لازم برخوردار نیستند. بنابراین توصیه می شود کاربران در زمینه افسردگی از فهرست رتبه بندی شده وب سایت های این حوزه بهره بگیرند یا با راهنمایی متخصصان، اطلاعات مورد نظر خود در اینترنت را بازیابی نمایند .
رابطه ی سلامت سازمانی و شاخص های عملکردی در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران: 1390(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۴ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۴۶
۳۸-۳۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سلامت سازمانی از عوامل بسیاری تأثیر می پذیرد که می تواند منجر به اثر بخشی سازمان گردد و در نهایت در سوددهی و بازدهی سازمان کارایی داشته باشد. در این مطالعه رابطه سلامت سازمانی و ابعاد هفت گانه آن با شاخص های عملکردی بیمارستان مورد بررسی قرار گرفت. روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی – تحلیلی و کاربردی بود که به صورت مقطعی در زمستان 1389 انجام گرفت. جامعه پژوهش کارکنان بیمارستان های آموزشی و درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. حجم نمونه با روش نمونه گیری تصادفی برابر 300 نفر تعیین شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد سلامت سازمانی که روایی این ابزار از طریق اخذ نظر 7 تن از صاحب نظران مورد تأیید قرار گرفت. پایایی این پرسشنامه نیز با آلفای کرونباخ برابر 88 درصد سنجیده شد. همچنین در این مطالعه داده ها از طریق چک لیست شاخص های عملکرد، جمع آوری وبه وسیله نرم افزار آماری SPSS و آماره های توصیفی شامل، آماره های فراوانی مطلق، فراوانی نسبی، میانگین و انحراف معیار وازمون همبستگی اسپیرمن تحلیل شد. یافته ها: بین ابعاد روحیه، تأکید علمی، ملاحظه گری و حمایت منابع با هیچکدام از شاخص های عملکرد رابطه ی معنادار آماری وجود نداشت (P≥0.05). همچنین یافته ها نشان داد بین بعد ساخت دهی سلامت سازمانی با شاخص های تعداد کل تخت روز اشغالی، تعداد کل بستری شدگان، فاصله چرخش یا عملکرد تخت و میزان مرگ و میر خام رابطه معنادار آماری وجود داشت (P≤0.05). 3درصد از پاسخ دهندگان سلامت سازمانی بیمارستان ها را در سطح خیلی بالا، 68درصد در سطح بالا و 28درصد در سطح معمولی ارزیابی کردند. بحث: بطور کلی بین سلامت سازمانی با هر یک از شاخص های عملکرد ارتباط معنا دار آماری وجود نداشت. به منظور بالا بردن سلامت سازمانی مدیران در سازمان باید پذیرای پیشنهادها و انتقادهای کارمندان و ارباب رجوع باشند، بتوانند به خوبی با رؤسایشان کار کنند و در کل در سازمان محیطی را فراهم آورند که از لحاظ یادگیری، منضبط و جدی باشد.
شکاف بین ادراک و انتظار کیفیت خدمات بر مبنای سروکوال در درمانگاه های منتخب بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۳ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۸۱
۶۵-۵۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه اندازه گیری و شناسایی ابعاد مختلف کیفیت خدمات جهت تخصیص مؤثر منابع و تضمین سطح بالاتری از رضایت بیماران در دستور کار مدیران مراقبت بهداشتی قرارگرفته است. مطالعه حاضر باهدف ارزیابی کیفیت خدمات از دیدگاه بیماران و مدیران در مراکز سرپایی تحت پوشش بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و به صورت مقطعی در سال 1398 انجام شد. تعداد 435 نفر بیمار و 15 نفر مدیر با روش تصادفی نظام مند در این مطالعه شرکت داشتند. داده های مطالعه با استفاده از پرسش نامه دارای روایی و پایایی تائید شده سروکوال جمع آوری شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون های کای دو و یو-من-ویتنی استفاده شد. تمام تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 25 انجام شد. یافته ها: میانگین نمره انتظارات بیماران (76/4) بالاتر از مدیران (58/4) است، درحالی که سطح ادراکات بیماران (20/3) از خدمات پایین تر از ادراکات مدیران (73/3) گزارش شد. شکاف بین انتظارات و ادراکات از دیدگاه بیماران در تمام ابعاد معنی دار شد، به طوری که بعد پاسخگویی (70/1-) بیشترین اختلاف میانگین نمره را داشت. از دیدگاه مدیران نیز اختلاف بین انتظارات و ادراکات در همه ابعاد به جز بعد پاسخگویی معنی دار گزارش شد و بعد محسوسات (73/1-) بیشترین اختلاف نمره را داشت. نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که بین انتظارات و ادراکات از دیدگاه بیماران و مدیران در تمام ابعاد کیفیت خدمات شکاف منفی وجود دارد. بنابراین، مدیران بیمارستان باید حداکثر تلاش خود را در جهت کاهش شکاف بین انتظارات و ادراکات با ارائه به موقع خدمات و بهبود مهارت های ارتباطی کارکنان به کارگیرند.
وضعیت مسئولیت اجتماعی و ابعاد آن در بیمارستان های دولتی شهر مشهد: مطالعه مقطعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۳ بهار ۱۳۹۹ شماره ۷۹
۱۱۱-۱۰۲
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مسئولیت اجتماعی به معنای توجه ویژه سازمان ها در فرآیندهای کسب وکار به مسائل زیست محیطی و اجتماعی است. هدف مطالعه حاضر، تعیین ابعاد مسئولیت اجتماعی بیمارستان های دانشگاهی دولتی شهر مشهد در سال 1397 است. روش ها: مطالعه حاضر از نوع تحلیلی و مقطعی بود. داده های مرتبط با مسئولیت اجتماعی و ابعاد آن ازنظر 273 نفر از کارکنان و مراجعین در بیمارستان های دولتی دانشگاهی شهر مشهد با استفاده از پرسش نامه استاندارد بررسی شده و با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آزمون آماری تی به کمک نرم افزار SPSS نسخه 11 در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شد. یافته ها: بیشترین میانگین امتیاز (40/2) مربوط به بعد رهبری و فرآیندهای درونی و کمترین میانگین امتیاز (83/1) مربوط به بعد محیط کار بود. سایر میانگین امتیازها به ترتیب شامل بعد محیط زیست (08/2)، بعد بازار (01/2)، بعد جامعه و کشور (92/1) بوده است. درمجموع، مسئولیت اجتماعی بیمارستان ها تفاوت معنی داری با سطح متوسط یعنی دو دارد (05/2) و با توجه به مثبت بودن آماره تی برای مقایسه یک نمونه می توان نتیجه گرفت که مسئولیت اجتماعی به طور معناداری کمی بیشتر از سطح متوسط است. (05/0Pvalue≤) نتیجه گیری: ارتقاء وضعیت کاری کارکنان به عنوان مهم ترین سرمایه اجتماعی اهمیت زیادی دارد که در پژوهش حاضر کمترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. با توجه به نتایج پژوهش، وجود تبعیض و نیز نوبت های کاری سبب کاهش رضایت در این بعد شده است. عدم آگاهی کارکنان مهم ترین دلیل کاهش بوده است که می توان با افزایش آگاهی کارکنان مسئولیت اجتماعی در این بعد را ارتقاء بخشید.
واکاوی نقش سواد رسانه ای در ارتقاء سلامت روان جامعه ایران: پژوهشی به روش ترکیبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سلامت روان جامعه یکی از زمینه هایی است که می تواند تحت تاثیر انتشار محتوای رسانه ای قرار گیرد . پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقش سواد رسانه ای در ارتقاء سلامت روان جامعه ایران انجام شد. روش ها: این پژوهش کاربردی با روش ترکیبی در سال 1402 انجام شد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل اساتید ارتباطات متخصص در زمینه سواد رسانه ای و روانشناسان، و در بخش کمی کلیه شهروندان بالای 18 سال ساکن تهران بود. در بخش کیفی، از مصاحبه و نمونه گیری هدفمند برای جمع آوری داده ها استفاده شد. تحلیل داده های به دست آمده نیز باروش تحلیل موضوعی انجام شد. در بخش کمی، برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد. با نمونه گیری خوشه ای تصادفی ساده و چند مرحله ای، 384 پرسشنامه گردآوری شد و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 25 و ضریب همبستگی پیرسون مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های کیفی پژوهش نشان داد که موضوعاتی مانند آموزش روش های تشخیص اخبار واقعی از جعلی، شکل گیری آسیب ها در صورت انتشار اخبار منفی، آموزش نحوه مواجهه با اخبار منفی، آموزش سواد رسانه ای از پیش دبستانی تا دبیرستان و توسعه مهارت چندرسانه ای بیشترین فراوانی را در بین نظرات کارشناسان دارد. با توجه به نتایج کمی، ارزش آمار پیرسون برای «درک محتوای پیام های رسانه ای»، «اهداف پنهان پیام های رسانه ای»، «انتخاب آگاهانه پیام های رسانه ای»، «نگاه انتقادی به پیام های رسانه ای» و «تحلیل پیام های رسانه ای» به ترتیب برابر با 0/541، 0/577، 0/311، 0/533 و 0/420 بود (0/0001>P)، که نشان دهنده برقرار بودن رابطه معنادار آماری بین این پنج محور پیام های رسانه ای و ارتقاء سلامت روان جامعه ایران است. نتیجه گیری: افزایش سواد رسانه ای و سلامت روانی جامعه همبستگی مثبت دارند. بنابراین، آموزش سواد رسانه ای باید به یک اولویت جدی حوزه سلامت روان برای جامعه تبدیل شود. توجه به این آموزش به افزایش توانایی افراد در تشخیص اخبار جعلی و محتوای نادرست کمک می کند و همچنین، می تواند منجر به بهبود سلامت روان