عصر جدید اقتصاد جهانی با سرعتی بالا سبب شده تا راهبردهای عملیاتی شرکت تغییر کند. در این عصر، قیمت رقابتی و کیفیت بالا ضروری، اما عامل تعیین کننده موفقیت تجاری نسیتند، بلکه سرعت رسیدن به بازار و پاسخ سریع و منعطف به مشتری به عنوان یک اصل اساسی مورد توجه قرار گرفته است. به همین دلیل اهمیت سرعت و چابکی افزایش یافته و جانشین اولویت های رقابتی سابق شده است؛ بر همین اساس نیز هدف این مقاله ارزیابی تولید چابک در گروه های مختلف صنایع کوچک و متوسط استان آذربایجان شرقی بر اساس قابلیت های چابکی می باشد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه شرکتهای صنایع کوچک و متوسط استان آذربایجان شرقی تشکیل می دهد. نمونه آماری با استفاده از رابطه تعیین حجم نمونه در جامعه های محدود، 610 شرکت تعیین شده است. به منظور جمع آوری داده ها در این تحقیق پرسشنامه محقق ساخته به کار رفته است که بعد از آزمون روایی و پایایی در بین جامعه آماری توزیع شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق روش TOPSIS فازی به کار رفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که اکثر گروه های صنایع کوچک و متوسط بر اساس قابلیت های چابکی فاصله قابل توجهی با تولید چابک دارند.
در بسیاری از سازمان ها و موسسات یکی از معضل های اساسی این است که از میزان دانایی و دانش افراد، اطلاع کافی وجود ندارد. مدیریت موثر دانش با تمرکز بر روی راه حل هایی که کل سیستم شامل سازمان، منابع انسانی و فناوری را در بر می گیرد، از جمله مهم ترین ابزارها برای حل این مشکل محسوب می شود. برای طراحی یک نظام مدیریت دانش و یا ارتقاء سطح آن در یک سازمان، لازم است تا ابتدا شناخت کاملی نسبت به ماهیت و اهمیت دانش و مدیریت دانش در سازمان داشت و با شناخت مولفه ها و کارکردهای آن و در جهت دستیابی به مزایای راهبردی حاصل از پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان، به بسترها و زمینه های موفقیت آن و نحوه برقراری تعامل و تعادل میان این عوامل، توجه ویژه ای مبذول نمود. در مورد مدیریت دانش تاکنون مدل های مختلفی از سوی اندیشمندان و صاحب نظران ارائه شده است. در این مقاله جهت بررسی چالش ها و موانع موجود درمقوله نظام مدیریت دانش مرکز تحقیقات شهید صمدی می باشد. در این راستا پس از مرور ادبیات موضوع، به تهیه سوالات پرسشنامه در دو قالب جداگانه اقدام گردید. به منظور تهیه سوالات پرسشنامه اول، مدل نوناکا انتخاب و به 8 قسمت تقسیم شد. سپس برای هر یک از قسمت ها، پارامترهایی که ممکن است جهت ارتقای سطح دانشی آن قسمت مهم باشند، تهیه و در نهایت پارامترها و گزینه های تعیین شده به صورت سوالات پرسشنامه درآمدند. سپس پرسشنامه ها بین کارکنان مرکز توزیع و از آنها خواسته شد که تاثیر این سوالات را در ارتقای سطح دانش مرکز بیان کنند. در ادامه، به منظور طراحی و یا انتخاب مدل مناسب جهت تدوین استراتژی دانش در مرکز، مهمترین تحقیقات و مطالعات انجام شده در سطح بین المللی در خصوص استراتژی دانش بررسی شده است. سپس به وسیله پرسشنامه و مصاحبه های عمقی، سوابق و ویژگی های موضوع در مرکز مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که با وجود آشنایی نسبی مدیران با اهمیت مدیریت دانش، هنوز در هیچ بخشی استراتژی دانش به صورت مدون وجود ندارد. همچنین نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که چارچوب ارائه شده توسط زاک مدل مناسبی جهت تدوین استراتژی دانش در مرکز می باشد.
هدف اصلی این پژوهش ، طراحی الگویی برای دلبستگی کارکنان در بخش دولتی ایران بود. پژوهش حاضر به صورت پژوهش ترکیبی (کیفی – کمّی) انجام شده است. بر این اساس در بخش اول پژوهش به منظور ارائه الگوی جامع از دلبستگی کارکنان، از روش پژوهشی کیفی فراترکیب سندلوسکی و بارسو (2007) استفاده شده گردید. بدین ترتیب که بعد از شناسایی مقولات، مفاهیم و کدهای دلبستگی کارکنان و ارزیابی روایی و پایایی آن، الگوی مفهومی اولیه پژوهش شکل گرفت. در بخش دوم پژوهش که روش پیمایش را شامل می گردید با استفاده از نظرات خبرگان و ارزیابی روایی محتوا (ضریب نسبی و مقیاس روایی محتوا)، تبیین الگوی دلبستگی کارکنان میسر گردید. در ادامه به منظور کاربردی نمودن الگو و ارزیابی مؤلفه های دلبستگی کارکنان در سازمان های دولتی تعداد 281 پرسشنامه بین کارکنان اداره کل امور مالیاتی، اداره کل دیوان محاسبات و اداره کل ثبت اسناد و املاک استان آذربایجان غربی،که به صورت نمونه گیری طبقه ای انتخاب گردیده بودند، توزیع شد. با استفاده از روش تحلیل عاملی تائیدی، تجزیه وتحلیل انجام گرفت. نهایتاً در بخش سوم پژوهش به منظور ارائه ترکیب مطلوب ابعاد الگو به گونه ای که بتوان دلبستگی کارکنان را بهینه نمود از روش الگو سازی ریاضی (سیستم خبره فازی) استفاده گردید. درنهایت از بخش های پژوهش می توان چنین نتیجه گیری کرد که ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های استخراجی از روش فراترکیب (الگوی پژوهش) مورد تائید جامعه هدف قرار گرفت.
برای مقابله با تهدیدات سرزمینی در مناطق مختلف کشور پوشش و فریب تاکتیکی گردان های توپخانه صحرائی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. هدف این پژوهش تبیین چگونگی اجرای پوشش و فریب تاکتیکی گردان های توپخانه صحرائی نزاجا در عملیات ناهمتراز می باشد. این مقاله کاربردی و روش اجرای آن توصیفی و با رویکرد تحلیل آمیخته نگاشته شده و تلاش دارد پوشش و فریب تاکتیکی گردان های توپخانه صحرائی در عملیات ناهمتراز را مشروحاً بیان نماید. جامعه آماری این تحقیق شامل 110 نفر از فرماندهان، جانشینان و معاونین اداری قرارگاه های منطقه ای نزاجا و گروه های توپخانه و همچنین کارشناسان عملیات و آموزش آجا و نزاجا می باشد. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه ای 23 گویه ای، دارای دو مولفه پوشش و فریب تاکتیکی می باشد. تجزیه و تحلیل کمی داده ها از تحلیل کمی (آزمون کای دو) استفاده شده است. در سطح معنی داری 05/0 صحت فرضیه های پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد سازمانی در حد یک گروه عملیات دود جهت گردان های توپخانه صحرایی می تواند تاْثیرگذار باشد و استفاده از ماکت جنگ افزارهای توپخانه باعث نمایش تعداد یگان های بیشتر توپخانه شده و دشمن را وادار به گسترش بیش از حد خواهد نمود.
مدیریت جهادی از جمله مفاهیمی است که به واسطه ضرورت های انقلاب اسلامی شکل گرفته و آثار و برکات فراوانی را در سالیان گذشته نصیب کشور کرده است. امروزه، با گسترده شدن عرصه دشمنی استکبار از سویی و جهت گیری رو به پیشرفت «جمهوری اسلامی ایران» از سوی دیگر، احساس نیاز به بهره گیری از الگوهای شکل گرفته در این مسیر افزایش یافته است؛ از این رو هدف از این پژوهش، شناسایی اصول حاکم بر مدیریت جهادی با تحلیلی کیفی از تجربه مدیریت جهادی در کشور است؛ بنابراین با نگاهی گسترده تر به مفهوم مدیریت جهادی و پیگیری آن در عرصه های مختلف اقتصادی، صنعتی، نظامی و غیره تلاش شده است تا با بهره گیری از تجربه های فعلان این حوزه ها، اصول کلی حاکم بر مدیریت جهادی تبیین شود. پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع پژوهش های توسعه ای است که با روش کیفی تحلیل مضمون مصاحبه های عمقی با 12 نفر از خبرگان انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آرمان گرایی واقع گرایانه در مدیریت جهادی، شامل مضامین اصلی مدیریت دانش، نگاه غیر ماشینی یا انسانی به نظام سازی، رهبری و نه اداره، نوآوری، عدم تقلید، نگاه سیستمی، آرمان خواهی و چشم انداز وسیع و عمیق است.
سازمان آتلانتیک شمالی که یک تشکل عمدتاً سیاسی به جامانده از زمان جنگ سرد است، به واسطه سهمی که رهبر آن یعنی آمریکا در نظام بین الملل دارد، باعث شده است همچنان خود را به عنوان قدرتی مطرح در عرصه جهانی مطرح کند. ناتو که شامل کشورهای غربی به رهبری آمریکاست، سعی می کند در جای جای جهان، حضور فیزیکی خود را حفظ کند. در این میان منطقه خاورمیانه و کشور ایران از جمله مناطقی است که این حضور قابل لمس و دارای حساسیت های ویژه ای است. به عبارتی با توجه به برنامه های ناتو جهت توسعه به شرق و نزدیک شدن به محیط جغرافیایی اطراف ایران و پیوند این سازمان با برنامه های نظامی آمریکا در جهت مداخله در منطقه ژئوپلتیک خاورمیانه، ناتو یک تهدید جدی برای ایران محسوب می شود. در این نوشتار با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی ابتدا سعی شده است، ضمن اشاره به ساختار ناتو به عنوان ترتیب امنیتی منطقه ای به تشریح نظریه رئالیست تهاجمی به عنوان دیدگاه تئوریک پرداخته شود و پس از آن تأثیر حضور ناتو بر امنیت منطقه ای بالاخص امنیت جمهوری اسلامی ایران مورد مطالعه قرار گیرد. سوال اصلی در این پژوهش تأثیر راهبردهای جدید ناتو بر منافع و امنیت جمهوری اسلامی ایران است و فرضیه تحقیق نیز به این ترتیب است که؛ وسعت جغرافیایی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) به کشورهای حوزه شرق، دغدغه امنیتی مهمی را نسبت به مأموریت های ناتو بر امنیت بین المللی کشورهای حوزه شرق بالاخص ایران به وجود می آورد. واژگان کلیدی:
ارزیابی سطح مدیریت دانش، برای سازمان های دانشی نظیر دانشگاه ها و به خصوص دانشگاه افسری امام علی(ع) به مثابه بازوی توانمند علمی و مرکز آموزش عالی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ لذا تحقیق حاضر با استفاده از شیوه توصیفی و پیمایشی، به کمک پرسشنامه محقق ساخته، در صدد ارزیابی سطح مدیریت دانش در دانشگاه افسری امام علی(ع) است. روایی ابزار تحقیق با استفاده از نظرهای استادان مجرب و صاحب نظر در مدیریت دانش و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (0.91=α) مورد تأیید قرار گرفت. داده های به دست آمده از طریق آماره های توصیفی و استنباطی میانگین یک جامعه و فریدمن تجزیه و تحلیل شد. یافته ها حاکی از آن است که دانشگاه افسری امام علی(ع) در هیچ کدام از ابعاد مدیریت دانش دارای وضعیت ایده آلی نیست و به طور نسبی در بین ابعاد مدیریت دانش، به کارگیری دانش بهترین وضعیت را به خود اختصاص داده است و تشخیص، اشتراک، تحصیل، توسعه و نگهداری دانش به ترتیب در رتبه های بعدی قرار دارند.
امروزه بخش قابل توجهی از مبادلات تجاری و کسب وکارها به صورت مجازی و با استفاده از اینترنت صورت می گیرد. در این فرایند، بانکداری الکترونیکی امکان پرداخت هزینه این خدمات و مبادلات را فراهم آورده است. شکل گیری شرکت های مجازی و اینترنتی، موجب رونق کسب و کار مجازی و سود آوری فضای مجازی برای کاربران و شاغلین در آن فراهم آورده است. قوانین حمایتی کشور، دارای کاستی های زیادی در حمایت از مشاغل مجازی و شاغلین این نوع از کسب وکارها می باشند. قانون تأمین اجتماعی به عنوان یک قانون قدیمی، همانند بسیاری از قوانین جاری کشور، در ارتباط با فضای کسب و کار مجازی حاوی مقررات خاصی نمی باشد. در حالی که زمینه و دلایل تشکیل بنیادی تحت عنوان تأمین اجتماعی، ایجاب می نماید که مشاغل مجازی نیز تحت شمول و حمایت مقررات تأمین اجتماعی قرار گیرند. در این مقاله زیرساخت ها، چالش ها و قوانین و مقررات مرتبط با تأمین اجتماعی برای مشاغل مجازی بررسی گردیده و لزوم پوشش بیمه های اجتماعی برای شاغلین مشاغل مجازی مورد تحلیل و تأکید قرار گرفته است.
این پژوهش با هدف ارائه الگوی دستورکار خط مشی های اصلاح نظام اداری در ایران و با استفاده از نظریه داده بنیاد انجام شده است. 16 مصاحبه با خبرگان ادبیات موضوع انجام شد. داده ها توسط کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل و قضایای پژوهش ارائه گردید. نتایج نشان می دهد شرایط علّی اثرگذار بر دستورکار خط مشی های اصلاح نظام اداری شامل حوزه های ساختاری و سازماندهی، بهره وری، سرمایه انسانی، مدیریتی، قوانین و مقررات و ارتباطات بین المللی است. عوامل مداخله گر عبارتند از: شبکه های اجتماعی، کانون های تفکر، عدم تخصیص بهینه بودجه و فقدان انگیزه و تعهد مستمر مدیران و کارگزاران که با توجه به عوامل زمینه ای شامل: جریان های سیاسی، اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی - فناوری، بین المللی و سازمانی - اداری بر دستورکار خط مشی های اصلاح نظام اداری تاثیر گذارند. همچنین راهبردهای ارائه شده شامل: انطباق قابلیت ها، ظرفیت ها، و توانمندی های نظام اداری با نقش و وظایف یک دولت ایده آل و مطلوب، و فرهنگ سازی برای ایجاد تحول و اصلاح در نظام اداری منجر به پیامدهای مثبت اصلاح نظام اداری می شوند.
یکی از راهبردهایی که علاوه بر آنکه راه های آسیب رسان به اقتصاد ملی را مسدود می کند، و از طرفی با تهاجمی کردن اقتصاد به جای تدافعی بودن آن، باعث بهبود شاخص فضای کسب وکار و کارآمدی نظام اقتصادی کشور در شرایط تحریم و غیر آن می شود، اقتصاد مقاومتی است؛ به طوری که بر اساس آن می توان نقشه ای جامع و علمی در مدیریت منابع مالی و انسانی تنظیم نمود. یکی از راه های اجرایی نمودن این راهبرد، اصلاح الگوی مصرف یا به عبارتی تغییر روش استفاده از منابع مالی به سمت مصرف بهینه است. هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و تعیین راه های اصلاح الگوی مصرف در حوزه اداری در جهت پیاده سازی اقتصاد مقاومتی در دانشگاه افسری امام علی (ع)است. روش کار پژوهش به صورت پیمایشی و با استفاده از قالب تحلیل آمیخته (کیفی و کمی) بوده و جامعه آماری آن تعداد 80 نفر تمام شمار از کارکنان متخصص، صاحب نظر و باتجربه در حوزه های مختلف دانشگاه می باشد که با استفاده از توزیع پرسشنامه و انجام مصاحبه، یافته های پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و با ترکیب شاخص ها و نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل کمی و کیفی، 16 راهکار اصلاح الگوی مصرف مشخص و اولویت بندی شده و پیشنهادهای لازم ارائه گردیده است. نتایج حاکی از آن است که اصلاح الگوی مصرف در حوزه اداری بر اساس راهکارهای به دست آمده، در پیاده سازی اقتصاد مقاومتی تأثیر مستقیم دارد
علی رغم اهمیت ادراک شهروندان از عملکرد دولت، مطالعات اندکی درباره ادراک و نگرش منفی به بخش دولتی انجام گرفته است. هدف این مقاله توصیفی همبستگی، بررسی رابطه بوروکراسی هراسی و ادراک از تاب آوری ملی است. به این منظور با پیمایش شهروندان از طریق پرسشنامه وجود پدیده بوروکراسی هراسی و چگونگی ادراک از تاب آوری ملی مطالعه و بررسی شد. سپس، رابطه این دو متغیر بررسی شد. جامعه آماری شهروندان 18 تا 70 ساله ای بودند که در یک سال گذشته دست کم یک بار برای دریافت خدمت به یکی از سازمان های عمومی مراجعه کرده اند. نمونه ای به روش در دسترس انتخاب شد، که 515 نفر پرسشنامه پژوهش را کامل کردند. داده ها با ترسیم جدول توافقی و آزمون خی دو تحلیل شد. نتایج نشان داد بی اعتمادی به دولت و کارکنان بخش عمومی فقط با عملکرد خدمات عمومی مرتبط نیست و 31 درصد پاسخگویان بوروکراسی هستند. همچنین، نتایج نشان داد 31 درصد پاسخگویان ادراک منفی از تاب آوری ملی داشتند. بیشترین پاسخگویان به ترتیب، فضای مجازی، بیکاری و فاصله طبقاتی را به عنوان تهدیدات مهم و اصلی معرفی کردند که کشور ایران را تهدید می کنند. درنهایت نتایج نشان داد بین ادراک از تاب آوری ملی و بوروکراسی رابطه معنی دار وجود دارد.
هدف این پژوهش ارائه الگوی آنتروپی رفتاری در سازمان می باشد. پژوهش فوق در چارچوب رویکرد کیفی و با به کارگیری روش تحقیق داده بنیاد انجام گرفته است. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختار یافته بوده و به منظور گردآوری اطلاعات، با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند با 23 نفر از مدیران ارشد و میانی شهرداری اصفهان و خبرگان دانشگاهی آشنا به مسائل سازمانی و رفتارهای سازمانی، مصاحبه انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گرفت. بر اساس آن، مدل کیفی پژوهش طراحی شد. در این مدل مهمترین عوامل علی شامل عوامل فردی، سازمانی و محیطی بودند. پدیده محوری در بروز آنتروپی رفتار بی عدالتی سازمانی بود. عوامل زمینه ساز نیز شامل عدم شفافیت سازمانی، اجتماعی سازی نامناسب، نبود شایسه سالاری و فرهنگ سازمانی بود. نتایج نشان داد که ضعف سیستم های ارتباطی، سکوت مدیران در برابر هنجارشکنی ها و رفتارهای منافقانه مدیران و کارکنان مهمترین عوامل مداخله گر می باشند. بر اساس نتایج توجیه کردن، قانون گریزی و عدم درگیری عاطفی – ذهنی راهبردهای افراد در آنتروپی رفتاری می باشد. در نهایت پیامدهای آنتروپی رفتار در قالب پنج پیامد فردی، سازمانی، گروهی، خانوادگی و محیطی طبقه بندی شدند.