مساله مورد بررسی در این تحقیق جایگاه مدیریت دانش در تصمیم گیری های مدیران مدارس سازمان آموزش و پرورش شهر تهران می باشد و با عنایت به اینکه این تصمیمات با سرنوشت دانش آموزان و میهن عزیزمان ارتباط مستقیم دارند، اتخاذ تصمیمات نادرست می تواند جبران ناپذیر باشد. امروزه مدیریت دانش و دسترسی به دانش روز گران بهاترین سرمایه شرکت ها و سازمانهای موفق دنیا به خصوص سازمان های آموزشی می باشد و تصمیمات به روزی که بر اساس مدیریت دانش اتخاذ می گردند تعالی سازمان را تضمین می کنند.با توجه به موارد فوق الذکر اهداف تحقیق به شرح ذیل می باشند:1. اندازه گیری تاثیر مدیریت دانش در انتخاب نیروهای مدارس آموزش و پرورش شهر تهران، توسط مدیران 2. اندازه گیری تاثیرمدیریت دانش در تصمیمات انضباطی مدیران مدارس شهر تهران 3. اندازه گیری تاثیر مدیریت دانش در تصمیمات پرورشی مدیران مدارس شهر تهران 4. اندازه گیری تاثیر مدیریت دانش در تصمیمات مالی و اداری مدیران مدارس شهر تهران 5. اندازه گیری تاثیر مدیریت دانش در تصمیمات آموزشی مدیران مدارس شهر تهران 6. اندازه گیری تاثیر مدیریت دانش در تبادل تجربیات مدیران مدارس شهر تهران اندازه گیری تحقیق با رویکردی فرضی – قیاسی از طریق مشاهده، مصاحبه، پرسشنامه و مطالعه میدانی به بررسی روابط همبستگی و تحلیل داده ها و ساختن فرضیه ها می پردازد تحقیق از جنبه هدف، بنیادی، کاربردی می باشد و نتایج آن در اصلاح و بهبود تصمیمات مدیران مدارس و به روز کردن این تصمیمات کاربرد دارد.جامعه آماری تحقیق، شامل 7300 مدرسه در سطح شهر تهران است که نمونه آماری 300 مدرسه از نقاط مختلف شهر می باشد. تحلیل داده های تحقیق، از آمار توصیفی و روش های آماری پارامتریک استفاده گردیده است. صحت یا سقم فرضیه های تحقیق با استفاده از آزمون فرض نسبت در سطح معنی دار %95 تعیین شده. در نتیجه مدیران مدارس شهر تهران در اتخاذ تصمیمات خویش از مدیریت دانش استفاده می کنند برای تصمیم گیری های بهتر باید در کلیه مدارس، سایت کامپیوتری ایجاد گردد و با برگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت کلیه تصمیم گیری های مدیران بر اساس مدیریت دانش انجام پذیرد و بهتر است مدیران مدارس پیش از انتصاب لااقل پنج سال سابقه ی معاونت در مدارس شهر تهران را داشته باشند
هدف این تحقیق بررسی نقش سه متغیر استرس زا، یعنی ابهام نقش، تعارض نقش و اضافه بار نقش بر میزان استفاده از سه تاکتیک اصلی مدیریت تأثی،ر یعنی خود شیرینی، جلب حمایت و ارعاب می باشد. هم چنین اثر استفاده از این سه تاکتیک بر دو متغیر مهم شغلی، یعنی فشار شغلی و ارزیابی عملکرد کارکنان بررسی شده است. مدیریت تأثیر، زیرمجموعه ای از رفتارهای سیاسی است که درطول آن افراد تلاش می کنند تا تأثیراتی را که بر دیگران دارند کنترل و مدیریت کنند و در واقع، تصویر مورد نظر از خود را در اذهان دیگران شکل داده و تصمیم گیری ها را به سمت منافع خود سوق دهند.
این تحقیق پیشنهاد می کند که در واکنش به عوامل استرس زای نقش، تاکتیک های مرتبط مدیریت تأثیر مورد استفاده قرار می گیرد و این تاکتیک ها به نوبه خود بر فشار شغلی ادراک شده کارکنان و نیز بر ارزیابی عملکرد آنها به وسیله سرپرستشان اثرگذار است. جامعه آماری تحقیق کلیه کارمندان ادارات آموزش و پرورش استان قم می باشد. روش تحقیق پیمایشی و از نوع همبستگی و به طور مشخص مبتنی برمدل سازی معادلات ساختاری است. اجرای مدل معادلات ساختاری، پذیرفته شدن اکثر فرضیه ها و معتبر بودن مدل مفهومی تحقیق را نشان می دهد.