تحلیل نقادانه منطقی و روش شناسانه از «انگاره ها» و «ساختار فکری»ِ حاکم بر «مبانی الحادی» ریچارد داوکینز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
505 - 534
حوزههای تخصصی:
داروین با نظریه «تکامل انواع»، تبیین سازوکار پیدایش در انواع موجودات را در ذهن می پروراند. او به عنوان یک زیست شناس به دنبال استنتاجات فلسفی از تکامل نبود، اما دیدگاه وی بعدها پایه ای برای تفسیر الحادی برخی چون ریچارد داوکینز از آفرینش واقع شد. تحقیق حاضر ضمن بیان اجمالی نظریات داوکینز به بررسی مبانی و ساختارهای فکری حاکم بر مجموعه دیدگاه های وی با سنجه های منطقی پرداخته، انگاره های پیشینی او در مباحث الهیاتی را مورد تحلیل نقادانه قرار می دهد. نگرش ماتریالیسمی داوکینز در فرایند تکامل انباشتی، بر مجموعه ای از خطاهای منطقی و فلسفی مبتنی است؛ او از تبیین چگونگی شکل گیری نظم طبیعی، انتظار تبیین چرایی و علّی آن را دارد و روشن است چنین تحمیلی، منطقا راه به جایی نخواهد برد. به طور کلی فقدان تفکر نظام مند و قویم منطقی در سرتاسر استدلالات داوکینز مشاهده می شود. نیز وی با توجه به اشراب تجربه گرایی و فلسفه مبتنی بر اصالت ماده، انگاره های غلطی در الهیات چون «ترکب خدا از اجزاء، و مادی انگاری خدا» در سر می پروراند که یکی از علل مهم دیدگاه های الحادی او به شمار می آید.