مطالعات کتابداری و سازماندهی اطلاعات (کتاب سابق)
مطالعات کتابداری و سازماندهی اطلاعات دوره 36 زمستان 1404 شماره 4 (پیاپی 144) (مقاله علمی وزارت علوم)
یادداشتها
حوزههای تخصصی:
تحولات شتابان فناوری های دیجیتال، وب معنایی و هوش مصنوعی، سازماندهی دانش را در سطح جهانی وارد مرحله ای تازه از بازاندیشی مفهومی، فناورانه و نهادی کرده است. در ایران، این حوزه در عین برخورداری از پیشینه ای ارزشمند و سرمایه انسانی قابل توجه، با نوعی ایستایی ساختاری و عملیاتی در مواجهه با این تحولات روبه روست. این سرمقاله با نگاهی تحلیلی و انتقادی، مهم ترین چالش های روزآمدسازی و پیاده سازی سازماندهی دانش در کشور را بررسی می کند؛ چالش هایی که از ضعف در به روزرسانی دانش و مهارت های تخصصی، مقاومت در برابر فناوری های نو، کاستی در اجرای استانداردهای پیشین، فقدان سیاست ها و اسناد بالادستی منسجم، نارسایی در بومی سازی معناشناختی، نگرش تقلیل گرایانه به نقش سازماندهی دانش، تا ضعف زیرساخت های فناورانه و نرم افزاری را دربرمی گیرد. استدلال اصلی این نوشتار آن است که تداوم این وضعیت، مانع ایفای نقش راهبردی سازماندهی دانش در حکمرانی داده، تصمیم سازی کلان و توسعه زیست بوم داده ای کشور خواهد شد. سرمقاله بر ضرورت ارتقای سازماندهی دانش از یک فعالیت صرفاً فنی به مسئله ای راهبردی ملی، تقویت اراده نهادی، همگرایی سیاستی، بومی سازی آگاهانه استانداردها و مشارکت فعال جامعه حرفه ای تأکید کرده و آن را پیش شرط گذار از ایستایی به پویایی در این حوزه می داند.تقویت بعد نظری این حوزه در سطح فعالیت های آموزشی و پژوهشی، و کسب مهارت ها و دانش کاربردی برای پیاده سازی و روزآمدسازی سیستم های سازماندهی دانش راهگشا خواهد بود. برآورده شدن این مهم نیاز به اراده ملی، و هم افزایی تلاش های فردی و سازمانی در قالب تشکیل کمیته ها و کارگروه های تخصصی با حضور پژوهشگران و حرفه مندان این حوزه است. امید می رود که در آینده نزدیک شاهد تحولات و تغییرات کاربردی و اجرایی یکپارچه، عمیق، جدی و مداوم در این حوزه باشیم .
مقالات
کاربرد هوش مصنوعی در سازمان دهی دانش: مطالعه تطبیقی فهرست نویسی و رده بندی توسط کتابداران و ابزارهای هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: به طور سنتی، نظام سازمان دهی دانش، فهرست نویسی و رده بندی کتاب و نمایه سازی مدارک وظیفه ای دقیق و نیازمند دانش عمیق از موضوعات و پیروی از نظام های رده بندی، سرعنوان های موضوعی و اصطلاح نامه های نمایه سازی هستند. این فرایندها در طول سالیان به گونه ای طراحی شده اند که امکان دسترسی سریع و دقیق به منابع علمی فراهم شود. هرچند، انجام این وظایف به تجربه و مهارت بالای متخصصان نیاز دارد و ممکن است زمان بر باشد؛ اما ظهور هوش مصنوعی در حال متحول کردن این فرایند است و نویدبخش کارایی سازمان دهی دانش (انجام امور و کارهای سازمان دهی دانش به نحو شایسته و درست) و دقت بیشتر در این حوزه را می دهد. هدف پژوهش حاضر شناسایی امکان به کارگیری هوش مصنوعی در فهرست نویسی موضوعی کتاب، رده بندی کتاب و نمایه سازی موضوعی، به صورت نیمه خودکار است. پژوهش حاضر تلاش دارد کارایی ابزارهای هوش مصنوعی را در مقایسه با روش های سنتی بررسی کند. چراکه هنوز امکان انجام امور سازمان دهی دانش در کتابخانه ها به طور کاملاً خودکار توسط هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی و یادگیری عمیق فراهم نیست و مستلزم دسترسی هوش مصنوعی به متن تمامی کتاب های موجود در کتابخانه هاست که این مسئله ناقض قانون حق مؤلف است. روش: برای گردآوری داده ها، در گام نخست ده کتاب به زبان فارسی از فهرست سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزیده شدند که طیفی از موضوعات مختلف را پوشش می دادند تا ارزیابی دقیق تری از عملکرد سیستم های هوش مصنوعی به دست آید. سپس عناوین کتاب ها در فهرست سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران جستجو شدند تا سرعنوان های موضوعی، شماره رده بندی کنگره و شماره رده بندی دهدهی دیوئی اختصاص داده شده به هر کتاب شناسایی شود. سپس، برای هر کتاب از سه ابزار هوش مصنوعی ChatGPT، Copilot و Gemini استفاده شد تا به هر کتاب موضوع، شماره رده بندی کنگره و شماره رده بندی دهدهی دیوئی داده شود. آنگاه، موضوعات، شماره رده بندی کنگره و دیوئی اختصاص داده شده توسط کتابخانه ملی با هوش مصنوعی مقایسه شد. این مقایسه برای ارزیابی درجه همخوانی و انطباق میان روش های سنتی و ابزارهای نوین هوش مصنوعی صورت گرفت و تفاوت های احتمالی در عملکرد آن ها مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که درجه همخوانی و انطباق در فهرست نویسی و رده بندی بین فهرست نویس انسانی و هوش مصنوعی پایین است. موضوعات، شماره رده بندی کتابخانه کنگره و شماره رده بندی دهدهی دیوئی تخصیص داده شده توسط هوش مصنوعی با آنچه متخصصان سازمان دهی دانش و کتابداران به کتاب ها اختصاص داده اند، متفاوت است؛ اما می توان گفت ChatGPT، Copilot و Gemini کمک فهرست نویس و کمک نمایه سازهای خوبی هستند و می توان در امر فهرست نویسی، رده بندی و نمایه سازی از آن ها بهره برد تا نقش تسهیل گر را در فرایند فهرست نویسی، رده بندی و نمایه سازی ایفا نمایند. نتیجه گیری : با وجود تفاوت های مشاهده شده، استفاده از هوش مصنوعی در سازمان دهی دانش می تواند با خودکارسازی وظایف تکراری، بهبود دقت در رده بندی و فهرست نویسی و تسهیل فرایند ایجاد فراداده، تحولی مثبت ایجاد کند. فناوری های هوش مصنوعی به عنوان یاریگرانی مؤثر، پتانسیل بالایی برای بهبود کارایی و دقت در سازمان دهی دانش دارند و می توانند در آینده ای نزدیک، نقش مهم تری در این حوزه ایفا کنند.
نقش میانجی خلاقیت در رابطه بین هوش مصنوعی و رفتارِ کاری نوآورانه کتابداران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش میانجی خلاقیت در رابطه بین هوش مصنوعی و رفتارِ کاری نوآورانه کتابداران در بین مدیران، کارکنان اداری و رؤسای کتابخانه های عمومی کشور است. روش: پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و ازنظر روش، توصیفی- همبستگی است که از یک رویکرد پژوهشی کمی برای بررسی نقش میانجی خلاقیت در رابطه بین هوش مصنوعی و رفتارِ کاری نوآورانه کتابداران استفاده کرده است. جامعه آماری این پژوهش شامل مجموعه مدیران، کارکنان اداری، رؤسا و مسئولان شاغل در نهاد کتابخانه های عمومی کشور بودند که با توجه به محدودیت دسترسی به این افراد در سراسر کشور و به منظور دسترسی به دیدگاه های آن ها از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شد. نمونه آماری پژوهش 310 نفر است که از هر خوشه به شکل تصادفی انتخاب شده بودند. در بخش کمی پژوهش، به منظور بررسی نقش میانجی خلاقیت در رابطه بین هوش مصنوعی و رفتارِ کاری نوآورانه کتابداران از پرسش نامه استاندارد برای جمع آوری داده استفاده شد. به منظور سنجش هوش مصنوعی از پرسش نامه چِن و همکاران حاوی 22 گویه، برای سنجش خلاقیت کارکنان از پرسش نامه بر و اولدمن که حاوی 10 گویه، همچنین در سنجش رفتارِ کاری نوآورانه از پرسش نامه رفتارِ کاری نوآورانه دیجانگ و دنهارتگ که حاوی 12 گویه است، استفاده شد. برای اندازه گیری شاخص ها در پرسش نامه از طیف پنج گزینه ای لیکرت از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم استفاده شد. از روایی همگرا و روایی واگرا برای تائید روایی ابزار اندازه گیری استفاده شده است. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که هوش مصنوعی بر رفتارِ کاری نوآورانه کتابداران با مقدار ضریب مسیر 0/422 تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، هوش مصنوعی با مقدار ضریب مسیر 0/509 تأثیر مثبتی بر خلاقیت کتابداران دارد و آن ها را در ایجاد ایده های جدید و حل مشکلات به شیوه های خلاقانه ترغیب می کند. درنهایت، خلاقیت کتابداران به طور مستقیم با مقدار ضریب مسیر 0/514 بر رفتارِ کاری نوآورانه آن ها اثرگذار است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که خلاقیت نقش میانجی کامل در رابطه بین هوش مصنوعی و رفتارِ کاری نوآورانه کتابداران ایفا می کند؛ به این معنا که هوش مصنوعی به تنهایی تأثیر مستقیمی بر رفتار نوآورانه ندارد، مگر آنکه منجر به ارتقاء خلاقیت در میان کتابداران شود. این یافته بیانگر آن است که صرف استفاده از ابزارها و فناوری های هوش مصنوعی بدون تقویت جنبه های خلاقیت فردی و سازمانی نمی تواند به نوآوری در رفتارهای کاری بینجامد.
جایگاه فناوری و تحولات دیجیتال در اسناد راهبردی کتابخانه ها و آرشیوهای ملی جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش، بررسی و تحلیل جایگاه فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی و تحول دیجیتال، در اسناد راهبردی و برنامه های عملیاتی کتابخانه ها و آرشیوهای ملی جهان است. این مطالعه با رویکردی سندمحور، به دنبال شناسایی و ارزیابی نحوه استفاده از این فناوری ها در را هبردهای بلندمدت این نهادها است. همچنین، پژوهش حاضر قصد دارد وضعیت کنونی کتابخانه ها و آرشیوهای ملی را از منظر توجه به فناوری های نوین و تحول دیجیتال بررسی کند. هدف دیگر این مطالعه، ارائه چشم اندازی روشن از روندهای جهانی در این زمینه برای سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران است تا بتواند در تعیین راهبرد ها، اولویت ها و اقدامات آینده خود از آن بهره ببرد. درنهایت، این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که وضعیت کتابخانه ها و آرشیوهای ملی جهان از حیث پرداختن به موضوعات مربوط به فناوری، تحول فناورانه و دیجیتال و هوش مصنوعی چگونه است. روش : پژوهش حاضر ازنظر هدف بنیادی و ازنظر رویکرد کمّی است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کمّی با رویکرد متن کاوی، به بررسی نظام مند و عینی بسامد واژه های مرتبط با فناوری های دیجیتال و هوش مصنوعی در اسناد رسمی کتابخانه ها و آرشیوهای ملی می پردازد. جامعه پژوهش شامل اسناد رسمی و برنامه های راهبردی 30 کتابخانه و آرشیو ملی جهان تا سال 2023 است که به زبان انگلیسی در دسترس بوده و به مباحث فناورانه پرداخته اند. داده ها از طریق جستجوی گسترده در منابع مختلف و وب سایت های رسمی کتابخانه ها و آرشیوهای ملی جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار Voyant Tools جهت متن کاوی و شناسایی کلمات کلیدی مرتبط با فناوری ها و تحولات دیجیتال استفاده شد. همچنین، نرم افزار MAXQDA برای تحلیل محتوای کمّی و طبقه بندی موضوعی به کار گرفته شد. برای تضمین روایی و پایایی پژوهش، مفاهیم کلیدی مرتبط با فناوری، هوش مصنوعی و تحول دیجیتال به طور دقیق استخراج و طبقه بندی شدند و یافته ها با مطالعات مشابه مقایسه شدند. همچنین، تمامی مراحل پژوهش مستند شده و از نرم افزار مکس کیودا برای تحلیل داده ها استفاده شد تا دقت و ثبات نتایج افزایش یابد. بخشی از تحلیل ها نیز توسط یک پژوهشگر دیگر مرور شد تا پایداری یافته ها تأیید شود. نتایج به صورت نمودارها و جداول آماری ارائه شده و الگوها و روندهای موجود در استفاده از فناوری های نوین و هوش مصنوعی در کتابخانه ها و آرشیوهای ملی مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفته است. یافته ها: برون داد ابر کلمات نشان داد برخی کلمات در اسناد راهبردی مطالعه شده بیشترین ظهور و بروز را داشته اند. کلماتی مانند دیجیتال، اطلاعات، خدمات، عموم، مجموعه ها، دسترسی، پژوهش، مردم، دانش و داده. کلمه «دیجیتال» با 500 بار بسامد و کلمه اطلاعات با 376 بار بسامد بیشترین کلمات موجود در متن مستندات گزارش شدند، ضمن اینکه کلمات «دیجیتال»، «داده»، «دانش»، «اطلاعات» و «دسترسی» روندهای مهمی در سال های اخیر بوده اند. پیوند بین کلمات پربسامد در برنامه های راهبردی کتابخانه ها و آرشیوهای ملی نیز نشان داد واژه هایی مانند «دیجیتال» با کلماتی مانند «زیرساختار»، «داده»، «مجموعه» و «خدمات»، پیوند دارد. همچنین مفهومی مانند «اطلاعات» با «جامعه»، «دانش»، «خدمات»، «دسترسی»، «فناوری» و ... پیوند مفهومی دارند. مقوله ها و زیرمقوله های استخراج شده در فرایند تحلیل محتوا از متن مستندات و برنامه های راهبردی کتابخانه ها و آرشیوهای ملی شامل 709 کد اولیه، 6 مقوله کلی و 51 زیرمقوله کدگذاری شد. در این کدگذاری، اهداف، اصول و اولویت های راهبردی کتابخانه ها و آرشیوهای ملی به سمت تحول نوآوری و دیجیتال (270 کد) معطوف شده است. تحول گرایی (131 کد)، رهبری سازمانی (123 کد)، بلوغ سازمانی (81 کد) و داده و هوش مصنوعی (76 کد) از مقوله های نسبتاً پربسامدی هستند. نتیجه گیری: کتابخانه ها و آرشیوهای ملی در سراسر جهان به اهمیت فناوری های نوین به ویژه هوش مصنوعی و همگامی با تحول دیجیتال پی برده اند و در برنامه های راهبردی خود به این موضوع توجه ویژه ای دارند. این نهادها در حال حرکت به سمت نوآوری، مدرن سازی خدمات و سازگاری با محیط دیجیتال هستند. همچنین، اهمیت رهبری در حوزه فناوری، توسعه مهارت های دیجیتال کارکنان و استفاده از هوش مصنوعی در فرایندها مشهود است. این روند نشان دهنده تحولی عمیق در ماهیت خدمات کتابخانه ای و روابط با کاربران است. بااین حال، برای استفاده بهینه از این فناوری ها، نیاز به سرمایه گذاری در فناوری و نوآوری، توسعه مهارت های دیجیتال و آموزش نیروی انسانی، تطبیق ساختار سازمانی و طراحی برنامه های راهبردی جامع وجود دارد.
ارزیابی تأثیر سواد دیجیتالی بر کارآیی کتابداران (نمونه پژوهی: کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سواد دیجیتال از جمله مهارت هایی هستند که برای استفاده زندگی روزمره، عملکرد شغلی و فعالیت های شخصی مورد نیاز است. در واقع ارتقاء سواد دیجیتالی می تواند نقش مؤثری در کاهش آسیب ها و همچنین افزایش کارایی کارکنان ایفا نماید؛ از سوی دیگر هرچه در زمینه سواد دیجیتال رشد بیشتری باشد مسیر پیش رو هموارتر خواهد بود؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر سواد دیجیتالی بر کارایی کتابداران کتابخانه های عمومی است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- پیمایشی است که با استفاده از ابزار پرسش نامه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل 170 نفر از کتابداران شاغل در کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه است که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه آماری به تعداد 118 نفر محاسبه و تعیین شد. ابزار تجزیه وتحلیل داده های پرسش نامه ای این پژوهش نرم افزار آماری اس. پی. اس. اس و آموس است. به منظور تعیین وجود یا عدم وجود تأثیر بین متغیرها و برآورد و تعمیم نتایج به دست آمده از حجم نمونه به جامعه آماری از مدل رگرسیونی ساده و چندگانه با متغیر پنهان و آزمون تی تک نمونه ای جهت ارزیابی فرضیه های پژوهش استفاده شد. یافته ها : با توجه به یافته های حاصل از سنجش 4 فرضیه موردپژوهش در این مطالعه، سواد دیجیتالی کتابداران بر کارایی آن ها در کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه به میزان 20 درصد تأثیر دارد. ابعاد سواد دیجیتالی کتابداران (شایستگی دیجیتال، کاربری دیجیتال، انتقال دیجیتال) بر کارایی کتابخانه ها به میزان 22 درصد تأثیر دارد. مهارت سواد دیجیتالی کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه با اختلاف 0/64 بالاتر از حد متوسط جامعه گزارش شده است و در سطح مطلوب قرار دارد. همچنین یافته ها نشان داد که کارایی کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه 3/64 است که با اختلاف 0/64 بالاتر از حد متوسط جامعه گزارش شده است. براساس یافته های کلی تمام مؤلفه های موردسنجش در حد مطلوب قرار دارند و ابعاد مورد بررسی رابطه معناداری بر کارایی آن ها در کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه داشته است. نتیجه گیری : در دنیای پیچیده امروز و با توجه به اهمیت تأثیر سواد دیجیتالی کتابخانه ها برای ادامه حیات خود باید به جای استفاده از روش های قدیمی، فرایندهای خود را مدرن کنند و کتابداران را آموزش دهند. درنتیجه آموزش به کارمندان باعث افزایش انرژی و اعتماد به نفس شان خواهد شد. از طرف دیگر آموزش کارکنان به پیشرفت دانش و مهارت کارمندان کمک می کند در نتیجه، کارایی سازمان بالا می رود؛ بنابراین کتابداران توانمند با کارایی و اثربخشی بالایی که دارند می توانند اهداف نهاد کتابخانه ها را محقق کنند؛ زیرا که عملکرد کتابداران انعکاسی از دانش و مهارت های آن ها به شمار می آید.
سطوح پاسخگویی چت جی. پی.تی. به پرسش های کاربران: مطالعه ای مبتنی بر نظریه خدمات مرجع روتشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پیشرفت های چشمگیر در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، به ویژه ظهور و گسترش هوش مصنوعی، تحولات بنیادینی را در شیوه تولید، دسترسی و مصرف اطلاعات به دنبال داشته است. این تحولات عمیق، کتابخانه ها را نیز، تحت تأثیر قرار داده است. گسترش روزافزون فناوری های نوین، پاسخ به نیازهای اطلاعاتی کاربران را آسان تر و سریع تر فراهم ساخته و با تأثیر فوق العاده بر الگوهای رفتاری کاربران در جستجو و استفاده از اطلاعات، نیازهای اطلاعاتی آنان را پیچیده تر و متنوع تر نموده است. در این راستا، کتابخانه ها برای پاسخ گویی به نیازهای روزافزون کاربران، با چالش های جدیدی مواجه شده اند. یکی از مهم ترین چالش های پیش روی کتابخانه ها، ارزیابی کارایی ابزارهای هوش مصنوعی مانند چت بات ها در پاسخ گویی به پرسش های مرجع کاربران است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی سطوح پاسخ گویی و ارائه خدمات اطلاعاتی در چت جی. پی. تی. به پرسش های کاربران با توجه به نظریه سطوح خدمات مرجع روتشتاین انجام شده است. روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف ک اربردی اس ت ک ه ب ه روش پیمایش ی و ب ا رویک رد توصیفی- تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کتابداران بخش مرجع کتابخانه های دانشگاهی و متخصصان علم اطلاعات بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ای محقق ساخته شامل 20 پرسش از سؤالات متداول بخش مرجع کتابخانه است که براساس دسته بندی کتز از پرسش های مرجع طبقه بندی شدند. این پرسش نامه ابتدا توسط چت جی. پی. تی. پاسخ داده شد و سپس پاسخ های ثبت شده، توسط خبرگان ارزیابی شدند. ارزیابی پاسخ ها با استفاده از نظریه روتشتاین مبنی بر تعریف 3 سطح حداکثر، میانه و حداقل برای پاسخ های ارائه شده به پرسش های مرجع انجام شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که چت جی. پی .تی. در پاسخ به برخی انواع پرسش ها، همچون پرسش های جستجوی ویژه، عملکرد بهتری داشته و بازخوردهای مثبتی دریافت کرده است. بااین حال، در پاسخ به سایر انواع پرسش ها، ازجمله پرسش های پژوهشی، عملکرد آن ضعیف تر ارزیابی شده است. همچنین، پاسخ دهندگان به مواردی همچون عدم توانایی چت جی.پی.تی. در درک احساسات، ارائه پاسخ های ناقص و عدم دقت در اطلاعات ارائه شده اشاره کرده اند. علاوه بر این، پوشش ناکافی پایگاه های اطلاعاتی، به ویژه در مورد زبان ها و کشورهای خاص، یکی دیگر از محدودیت های این چت بات بوده است. این یافته ها حاکی از آن است که اگرچه چت جی.پی.تی. پتانسیل بالایی در ارائه خدمات مرجع دارد، اما برای بهبود عملکرد آن در پاسخ گویی به انواع مختلف پرسش ها، نیاز به رفع برخی نواقص و محدودیت های موجود است. نتیجه گیری : این پژوهش با هدف ارزیابی توانایی چت جی. پی. تی. در پاسخ گویی به پرسش های مرجع کتابخانه ها، بر اساس دو نظریه معتبر در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی انجام شده است. نتایج حاصل از تحلیل نظرات کتابداران و متخصصان نشان داد که عملکرد چت جی. پی. تی. در بسیاری از موارد رضایت بخش بوده است. یافته های این پژوهش با مطالعات پیشین نیز همسو است. بررسی ها نشان داد که با افزایش پیچیدگی و تخصصی شدن پرسش ها، عملکرد چت جی. پی. تی. بهبود یافته است. به نظر می رسد علت این امر آن است که پرسش های تخصصی با منابع مشخص، بازیابی اطلاعات را برای چت بات ها آسان تر ساخته. بعلاوه، زبان و بافت فرهنگی پرسش ها نیز بر کیفیت پاسخ ها تأثیر قابل توجهی دارد.
تحلیل موضوعی و روند تولیدات علمی سلامت در حوزه سواد اطلاعاتی با استفاده از فنون متن کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: وجود پژوهش های متنوع درزمینه سواد اطلاعاتی، نیاز به تحلیل موضوعات این مطالعات را برای داشتن چشم اندازی روشن و جامع از این حوزه ضروری می سازد. پژوهش حاضر با هدف مدل سازی موضوعی مقالات منتشرشده درزمینه سواد اطلاعاتی متون سلامت با استفاده از پایگاه PubMed انجام شده است. روش: این پژوهش ازلحاظ رویکرد کمی و ازنظر نوع کاربردی است که با استفاده از روش های متن کاوی انجام گرفت. تولیدات علمی درزمینهه سواد اطلاعاتی مبتنی بر سرعنوان موضوعی مش و با استفاده از فرمول جستجوی "information literacy" [Majr] بدون محدودیت زمانی از پایگاه PubMed استخراج شدند. جستجو در تاریخ 15 مرداد 1403 انجام شد که تعداد 8407 رکورد از 1519 عنوان نشریه و کتاب بازیابی شد. سپس، چکیده و عنوان مقالات به فرمت تکست ذخیره و با هدف تحلیل، به صورت ساختاریافته به فرمت اکسل تبدیل شد. 7608 رکورد دارای چکیده بودند. 797 رکورد فاقد چکیده بودند که پس از حذف رکوردهای خالی تعداد 7608 رکورد برای تجزیه وتحلیل مورداستفاده قرار گرفتند. بدین منظور ابتدا توکن یابی انجام شد. سپس علائم نگارشی و ایست واژه ها نیز حذف شدند و در ادامه، ریشه یابی کلمات انجام گرفت و در مرحله بعد برای اعمال فنون یادگیری ماشینی در داده های متنی، ابتدا متون به بردارهای عددی تبدیل شدند و سرانجام با الگوریتم LDA مدل سازی موضوعات انجام گرفت. پس از پاک سازی داده ها، چکیده و عناوین این مقالات با استفاده از کتابخانه های Pandas، PyLDAvis، sklearn، PyLDAvis، numpy، Setuptools، NLTK، Gensim، Wordcloud، Seaborn، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و مدل سازی موضوع انجام شد. یافته ها: تجزیه وتحلیل مقالات بازیابی شده با استفاده از الگوریتم TF_IDF نشان داد بالاترین فراوانی وزنی مربوط به «بیماران»، «روان»، «سلامت روان»، «اطلاعات» و «مراقبت» هستند. با استفاده از الگوریتم تخصیص دیریکله پنهان، 7 خوشه موضوعی نتیجه مدل سازی موضوعی شامل «اطلاع جویی سلامت برخط و سواد سلامت دیجیتال»؛ «تأثیر سواد سلامت در تصمیم گیری»؛ «خوانایی منابع آموزش به بیمار»؛ «سواد سلامت در همه گیری کووید 19»؛ «سواد سلامت روان»؛ «سواد سلامت دهان و دندان»؛ و «ارتباطات در مراقبت های بهداشتی» شناسایی شد.تحلیل روند رشد تولیدات علمی در هر یک از موضوعات استخراج شده نشان داد که دو موضوع "تأثیر سواد سلامت بر تصمیم گیری" و " اطلاع جویی سلامت برخط و سواد سلامت دیجیتال " بیشترین رشد را در طول زمان داشتند. در مقابل، موضوع "سواد سلامت در همه گیری کووید-19" روند کاهشی را نشان داد. ازنظر درصد مقالات علمی در حوزه سواد اطلاعاتی مشخص شد که موضوع «سواد سلامت روان» با 22 درصد بالاترین و «سواد سلامت در همه گیری کووید 19» با 2 درصد کمترین درصد تولیدات علمی را به خود اختصاص داده اند. نتیجه گیری: خوشه های موضوعی استخراج شده از تولیدات علمی سواد اطلاعاتی انسجام مناسب و روابط موضوعی قوی را نشان دادند؛ بنابراین این پژوهش می تواند کمک شایانی به پژوهشگران در راستای ارتقای تولیدات علمی حوزه سواد اطلاعات سلامت کند.
هستی نگاری اصطلاحات حاضر در عنوان مقاله های علمی با رابطه کاربرد بین آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پرسش که برای حل یک مساله معین علمی چه روش هایی توسط پژوهش گران به کار گرفته شده است، برای پژوهش گری که قصد دارد به آن مساله علمی بپردازد پرسشی مهم است. مفاهیم و روش های مهم در هر حوزه ای از علم، در اصطلاحات تخصصی آن حوزه ذکر می شوند. پس رابطه «کاربرد» بین اصطلاحات تخصصی دارای اهمیتی شایان است. هدف این پژوهش تنظیم روشی است که رابطه کاربرد را بین اصطلاحات حاضر در عنوان مقاله های علمی تشخیص دهد و آن اصطلاحات و رابطه کاربرد بین آن ها را در یک هستی نگاری درج کند. تشخیص و ثبت رابطه کاربرد بین اصطلاحات، هرگاه در مقیاسی کلان پیاده سازی شود، آشکار می سازد که پژوهش گران برای یک هدف مفروض، چه ره یافت هایی را آزموده اند. روش: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت داده ها، کیفی است. داده های اولیه عبارتند از عنوان مقاله های یک نشریه علمی خاص دلخواه، طی یک دوره زمانی مشخص دلخواه. در این پژوهش روشی پیشنهاد می کنیم که اصطلاحات تخصصی حاضر در عنوان مقاله های علمی را تشخیص می دهد، دو رابطه خاص-عام و کاربرد را بین آن اصطلاحات می یابد و نتیجه را در یک هستی نگاری درج می کند. نخست عبارت های اسمی حاضر در عنوان مقاله مشخص می شوند. این عبارت های اسمی با ملاحظاتی، اصطلاحات تخصصی هستند. این روش بر عنوان هایی متمرکز است که در آن ها دو اصطلاح تخصصی توسط یک رابط به هم مربوط شده اند و آن رابط، به لحاظ معنایی نشان دهنده کاربرد است، به این معنی که یکی از آن اصطلاحات، در دیگری به کار رفته است. چنین مواردی پس از تشخیص، در هستی نگاری درج می شوند. افزون بر رابطه کاربرد، رابطه خاص-عام نیز تنها بر پایه ساخت نحوی هر گرو ه اسمی یافته شده پیشنهاد می شود. افزون بر آن، قاعده های استنتاج مناسب در هستی نگاری طراحی شده است که بر پایه آن ها رابطه کاربرد بین اصطلاحات، از خاص به عام به ارث برده می شود. اگرچه رابطه کاربرد بین اجزای عنوان مقاله را می توان از مدل های کلان زبانی نیز استخراج کرد، انجام این کار برای شماری کلان از عنوان های مقالات، مستلزم هزینه است. گذشته از این، لازم خواهد بود که پاسخ مدل های کلان زبانی نیز تحلیل شود و افزون بر آن، نیاز به درج در هستی نگاری به قوت خود باقی خواهد ماند. یافته ها : برای ارزیابی روش، عنوان مقاله های یک سال از یک نشریه علمی به کار رفته است. پس از اجرای روش، هستی نگاری تشکیل شده معاینه شده است. در این ارزیابی در ۶۹٪ از عنوان هایی که حاوی الگوی مورد نظر این پژوهش هستند، هر دو گروه اسمی یعنی اصطلاح به کاررفته و اصطلاح به کاربرنده به طور کامل استخراج شده اند. در ۱۷٪ عنوان های دارای الگو، یک یا هر دو گروه اسمی یعنی دست کم یکی از دو اصطلاح به کاررفته و به کاربرنده، ناقص استخراج شده اند به طوری که بخش استخراج شده از نظر معنایی صحیح است اما در بردارنده همه معنی عنوان نیست. در ۱۴٪ عنوان های دارای الگو، دست کم یکی از دو گروه اسمی یعنی اصطلاح تخصصی به کاررفته یا به کاربرنده نادرست استخراج شده است. نتیجه گیری : از آن جا که روش پیشنهاد شده مکانیزه است، می توان آن را برای شماری کلان از مقاله های علمی به کار برد. برای افزایش دقت، پیشنهاد می شود حروف رابط دیگر افزون بر حروف رابطی که نسبت کاربرد را منعکس می سازند، در تحلیل عنوان مقاله در نظر گرفته شوند.
ارائه مدل احتکار دانش در سازمان های دولتی با روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: احتکار دانش به عنوان یک پدیده رایج در سازمان های دولتی، مانعی برای بهبود عملکرد و بهره وری سازمانی محسوب می شود. این مسئله تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد که نیازمند شناسایی و تحلیل است. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل احتکار دانش در سازمان های دولتی استان لرستان انجام پذیرفت. روش: پژوهش حاضر برحسب هدف کاربردی، بر اساس شیوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی و بر مبنای ماهیت داده ها پژوهشی کیفی از نوع داده بنیاد به شمار می رود. جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاهی و مدیران منابع انسانی و اداری سازمان های دولتی بوده که با استفاده از روش نمونه گیری نظری انتخاب شده اند. ازاین رو، بر اساس قاعده اشباع نظری، در پژوهش حاضر با استفاده از 12 مصاحبه این مهم حاصل شد و داده های موردنیاز با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی در قالب روش ساختاریافته نظریه پردازی داده بنیاد انجام پذیرفت. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد 175 کد باز شناسایی شده در قالب 100 کد محوری و 29 کد انتخابی تلفیق و در 6 طبقه اصلی شامل شرایط علّی (عدم اعتماد سازمانی، احساس مالکیت دانش، عدم آگاهی از اهمیت اشتراک دانش، احساس ناامنی شغلی، فرهنگ سازمانی ناکارآمد و عدم شناخت ارزش دانش در سازمان)، پدیده مرکزی (ترس از دست دادن جایگاه سازمانی و رقابت ناسالم)، شرایط زمینه ای (محدودیت های منابع سازمانی، فقدان برنامه های آموزش و توسعه، محیط کاری پراسترس، عدم شفافیت در نقش ها و مسئولیت ها و فقدان روابط اجتماعی مناسب)، شرایط مداخله گر (سیستم پاداش ناکارآمد، سیاست های سازمانی متناقض، مداخلات نادرست مدیران، محدودیت های قانونی و مقرراتی و ناتوانی در ایجاد توازن بین کار و زندگی)، راهبردها (پنهان کاری دانش فردی، گزینشی عمل کردن در اشتراک دانش، نادیده گرفتن درخواست های اشتراک دانش، تأخیر در اشتراک دانش، ایجاد انحصار در دانش و جعل یا تحریف دانش) و پیامدها (کاهش بهره وری سازمانی، کاهش خلاقیت و نوآوری، کاهش همکاری و تعاملات تیمی، عدم توانایی در پاسخ به چالش ها و بحران ها، کندی فرایندهای تصمیم گیری و کاهش کیفیت خدمات و محصولات) دسته بندی شدند.
میزان رعایت حق مؤلف توسط دانشجویان در بهره گیری از منابع اطلاعاتی دیداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تعریف بنیادی سواد دیداری، توانایی خواندن، نوشتن و ایجاد عناصر دیداری است. این مهارت شامل ارزیابی و درک سوابق دیداری است که برای متخصصان علم اطلاعات و پژوهشگران در مدیریت و تفسیر مؤثر تصاویر بسیار مهم است. سواد دیداری به گروهی از توانایی های بینایی اشاره دارد که یک انسان می تواند با دیدن و هم زمان داشتن و ادغام سایر تجربیات حسی ایجاد کند. همچنین، سواد دیداری به توانایی تفسیر و استفاده موفق از تصاویر اشاره دارد. سواد دیداری یک گفت وگوی مداوم درباره تصاویر، عکس ها، نگاره ها، نمادها و به طورکلی تصاویر است. همچنین زمینه ای برای مطالعه و تمرین که نحوه مشاهده و تفسیر تصاویر و شیوه استفاده از نمادها و عکس ها برای انتقال معنا را بررسی می کند. با استفاده گسترده از تصاویر در رسانه های مختلف و منابع اطلاعاتی و توسعه فناوری های دیداری، در حال حاضر کاربران رسانه تا حد زیادی با اطلاعات دیداری مواجه شده اند. لازم به ذکر است که سواد دیداری مفهومی بین رشته ای است و نقش مهمی در آموزش عالی ایفا می کند. استفاده دانشجویان از مهارت های سواد دیداری در دانشگاه ها نقش مهمی در فعالیت های عملی آن ها دارد. این پژوهش به بررسی نقش سواد دیداری در رعایت حقوق مالکیت فکری در استفاده از منابع اطلاعاتی می پردازد. روش : روش پژوهش پیمایشی – تحلیلی است. جامعه آماری 41 نفر از متخصصان موضوعی دانشگاهی هستند که درزمینه سواد دیداری آگاهی و اطلاعات دارند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی آن به شیوه روایی صوری بازنگری و اصلاح شد. پایایی پرسش نامه به روش آماری آلفای کرونباخ تحلیل شد و میزان 0/831 برای آن به دست آمد. برای سنجش نرمال بودن داده ها از آزمون کالموگروف - اسمیرنف استفاده شد. این آزمون نشان داد که داده ها از توزیع نرمال برخوردار هستند. پرسش های پرسش نامه در مورد مسائل مربوط به کپی رایت و حقوق مالکیت فکری بود که به جنبه های مختلف این حوزه می پرداخت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که ارزیابی شاخص های «میزان پایبندی دانشجویان به اصول اخلاقی در استفاده از منابع تصویری»، «میزان پایبندی دانشجویان به مسائل حقوق مالکیت فکری در استفاده از منابع تصویری» و «میزان استناد در استفاده از منابع تصویری» کمتر از حد متوسط است. همچنین مشخص شد که دانشجویانی که با سواد دیداری آشنا هستند، دانش محدودی درباره مسائل حقوق مالکیت فکری داشتند؛ بنابراین لازم است آموزش های مناسبی در این زمینه برای آن ها برگزار شود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که انجام کارهای آموزشی و توان بخشی در این زمینه ها مناسب است که شامل این موارد می شود: حریم خصوصی، رعایت اصول اخلاقی درباره تولید، استفاده و اشتراک گذاری تصاویر؛ آشنایی با مؤلفه هایی مانند نقش سانسور و درک ابعاد آن، آشنایی با روش های اخلاقی مناسب هنگام دسترسی، استفاده و ایجاد تصاویر، دانستن محدودیت های مرتبط با مجوزهای استفاده از تصویر؛ استناد به ایجادکننده تصویر؛ پیروی از بهترین شیوه های قانونی و اخلاقی و نیز آموزش استانداردهای سواد دیداری. همچنین شایسته است دانشگاه ها برای استفاده از تصاویر و دیداری ها به ابعاد مختلف حقوق مالکیت فکری توجه کرده و در انتشار آثار علمی به این جنبه ها اهمیت بیشتری دهند.
بررسی تأثیر تعارض کار-خانواده بر قصد جابه جایی و ساماندهی کتابداران؛ تبیین نقش میانجی استرس و فرسودگی شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در دهه های اخیر، با توجه به تغییرات سریع و گسترده در محیط های کاری و تحولات اجتماعی، تعارض کار-خانواده به یکی از مسائل کلیدی در حوزه مدیریت منابع انسانی و روان شناسی سازمانی تبدیل شده است. این تعارض زمانی به وجود می آید که فشارها و مسئولیت های ناشی از زندگی حرفه ای و شخصی افراد به گونه ای با یکدیگر در تضاد قرار می گیرند که ایفای نقش در یکی از این حوزه ها بر دیگری تأثیر منفی می گذارد. این مشکل تنها مختص به کارکنان زن و مرد نیست، بلکه با افزایش مشارکت زنان در بازار کار و نقش های شغلی مردان در محیط های خانوادگی، ابعاد جدیدی پیدا کرده است. در همین راستا، هدف اصلی این پژوهش تعیین تأثیر تعارض کار-خانواده بر قصد جابه جایی و ساماندهی کتابداران کتابخانه های عمومی استان مرکزی با توجه به نقش میانجی استرس و فرسودگی شغلی است. روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی- پیمایشی است و ازنظر زمان نیز، از نوع مقطعی است. جامعه آماری شامل تمامی کتابداران شاغل در کتابخانه های عمومی استان مرکزی که در سال 1403 مشغول به کار بودند و نمونه آماری به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از طریق فرمول کوکران، 120 نفر تعیین شد. ابزار اندازه گیری شامل پرسش نامه های تعارض کار خانواده از کارلسون و همکاران، استرس شغلی و فرسودگی شغلی از شین و همکاران و قصد جا به جایی از ردوت است. روایی پرسش نامه ها به روش روایی سازه از طریق تحلیل عاملی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ سنجیده شده است. جهت تجزیه وتحلیل داده ها نیز از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار اس.پی.اس.اس. نسخه 25 و اسمارت پی.ال.اس. نسخه 3 بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که در سطح خطای کمتر از 0/01، تعارض کار- خانواده تاثیر مثبت و معناداری بر قصد جابه جایی و ساماندهی کارکنان، استرس شغلی و فرسودگی شغلی دارد و همچنین تاثیر مثبت و معنی دار استرس شغلی و فرسودگی شغلی بر قصد جابه جایی و ساماندهی کتابداران تایید شد. درنهایت، استرس شغلی و فرسودگی شغلی نقش واسطه ای معناداری در رابطه بین تعارض کار- خانواده با قصد جابه جایی و ساماندهی کتابداران کتابخانه های عمومی استان مرکزی ایفا می کند. نتیجه گیری : پژوهش حاضر نشان داد برای کاهش تعارض کار-خانواده، ایجاد برنامه های حمایتی مانند ساعات کاری منعطف، دورکاری و مرخصی های استعلاجی بیشتر به کارکنان کمک می کند تا تعادل بهتری بین زندگی شخصی و حرفه ای برقرار کنند و رضایت شغلی آن ها افزایش یابد. همچنین، برگزاری کارگاه های آموزشی درزمینه مدیریت زمان و کاهش استرس می تواند به کتابداران در مقابله با تعارضات کار-خانواده و بهبود مهارت های مقابله ای کمک کند. در خصوص کاهش استرس شغلی، برگزاری دوره های آموزشی برای مدیریت استرس و ترویج فرهنگ حمایت اجتماعی در محیط کار از طریق ایجاد گروه های پشتیبانی و تشویق تعاملات اجتماعی، می تواند به کاهش استرس کتابداران کمک کند.