ازجمله مباحث تأثیرگذار در عرصه دین، بازشناخت گستره عصمت پیامبر اکرم’ است. درحالیکه متکلمان شیعه با استناد به آیات قرآن و روایات اهل بیت معتقد به عصمت مطلق پیامبر هستند و حوزه دخالت آن حضرت را در امور دینی منحصر نمیدانند، عموم عالمان، متکلمان و عارفان اهل سنت با تأثیرپذیری از روایات مجعول در منابع روایی خود همچون روایت تلقیح خرما، عصمت پیامبر و درنتیجه مشروعیت دخالت ایشان در امور دنیوی را انکار کرده و به راهیافت خطا در آموزه های نبوی فتوا داده اند. در این مقاله، ضمن بازکاوی دیدگاه عالمان فریقین در زمینه روایت تلقیح خرما، ایده محدودیت عصمت پیامبر اکرم’ و راهیافت خطا در آموزه های نبوی بررسی خواهد شد.
آیه 31 سوره بقره ضمن ترسیم جایگاه انسان در هستی و رابطه او با خداوند، بسیاری از پرسش های انسان شناسی را پاسخ گفته است. اما وجود برخی ابهام ها و چالش ها در ذیل آیه، آن را به یکی از آیات پرچالش قرآن تبدیل ساخته است. اگر خلافت در این آیه به معنای نیابت و جانشینی از اسلاف اعم از جانشینی جنیان، نسناس و دیگر انسان های ماقبل حضرت آدم× باشد، فضیلت قابل توجهی برای آن حضرت و ذریه او به دنبال نخواهد داشت؛ زیرا سیاق قبل و بعد از این آیه به طور عام دلالت بر این دارد که خلیفة اللهی از موضوعات بسیار مهمی است که خداوند از آن به فرشتگانش خبر داده است. این مقاله با واکاوی دیدگاه مفسران فریقین مهم ترین مؤلفه ها و آثار نظریه «خلافت انسان» را مورد بررسی قرار می دهد.
با صرف نظر از دیدگاه آن دسته از فلاسفه دین همچون: آلوین پلانتینگا که بر عدم نیاز خداوند به ارایه برهان پای فشرده اند، در باره انعکاس براهین اثبات صانع در قرآن در میان صاحب نظران چهار دیدگاه «انعکاس براهین اثبات صانع در قرآن»؛ «انعکاس تنبّهی براهین اثبات صانع در قرآن»؛ «انعکاس ضمنی براهین اثبات صانع در قرآن» و «انعکاس صریح براهین اثبات صانع در قرآن» وجود دارد.
نگارنده در این مقاله ضمن تقریر این آرا و نقد تفصیلی آنها، خود رأی دیگر را برگزیده که آن این است که خداوند در قرآن کریم با ملاحظه سطح مخاطبان، برای صاحبان مراتب علمی و عملی، وجود خود را بدیهی و فراتر از برهان دانسته و برای سایر مخاطبان، وجود خود را امری نظری و نیازمند برهان دانسته، از این رو به اقامه براهین روی آورده است.
مقاله پیش رو در صدد است با بررسی نسبت دین و روان انسان از منظر آیات قرآن کریم زمینه تامل و تدبر بیشتر در این دسته از آیات را فراهم نماید.
در این تحقیق ضمن ارائه تعریفی از دین بر پایه جستاری در آیات قرآن، به بررسی میزان توجه قرآن و آموزه های معرفتی، نظیر آموزه های اعتقادی، اخلاقی و عبادی، و احکام تشریعی آن به روان انسان پرداخته است؛ و ازآنجاکه دانش روان شناسی از مدعیان تبیین رابطه دین و روان است به سه دیدگاه روان شناسان دراین باره نیز، اشاره شده است.
آیات مختلفی از جمله آیات: 16 سوره نمل و 6 سوره مریم در باره وراثت انبیا به صراحت سخن گفته است. بحث وراثت پیامبران^ از مباحث چالشی و مورد اختلاف مفسران فریقین است. دراین باره دو فرضیه مطرح است: یکی اینکه حکم پیامبران در مسئله ارث مانند حکم سایر مردم است؛ ازاین رو انبیا برای دیگران ارث می گذارند و از دیگران نیز ارث می برند؛ دیگر اینکه حکم آنان به جهت شأن و رتبه پیامبری با سایر مردم متفاوت است؛ بدین معنا که آنان برای دیگران مالی را به ارث نمی گذارند و از کسی نیز چیزی به ارث نمی برند.
ارث به دو نوع: مادی و معنوی، قابل تقسیم است. مفسران فریقین در زمینه وراثت معنوی انبیا اتفاق نظر دارند اما درباره وراثت مادی آنان دارای اختلاف نظر هستند. این مقاله با فروگذاری مشترکات تفسیری فریقین در این موضوع، به بررسی دیدگاه های اختلافی مفسرین می پردازد.
در ترسیم رابطه قرآن کریم با روایات از نظر منبعیّت و حجّیّت چهار نگرش وجود دارد: 1. قرآن محوری؛ که بر اساس آن تنها منبع شناخت دین به قرآن انحصار می یابد. 2. سنت محوری؛ که به استناد آن برای شناخت دین تنها باید به سنت معصومین(ع) مراجعه کرد. 3. قرآن محوری و سنت مداری؛ که بر اساس آن سنت در طول قرآن قرار می گیرد؛ 4. دوگانه محوری؛ که بر اساس آن سنت در عرض قرآن دارای جایگاه خواهد بود. فرقه قرآنیون جزو مدافعان دیدگاه نخست به شمار می روند. اخباریان در دسته سنت محوری قرار دارند و علامه طباطبایی و شاطبی را باید جزو مدافعان نظریه سوم دانست. دیدگاه مورد نظر نگارنده که در این مقاله دلایل آن را مورد بررسی قرار داده، دیدگاه چهارم است. بر اساس این دیدگاه سنت در حجّیّت و منبعیّت دارای استقلال می باشد.
در آیات مختلفی از قرآن کریم به بحث از انسان و مراحل و مواد خلقت او با واژه هایی نظیر: تراب، طین، ماء، ماء مهین، ماء دافق، نطفه، علقه و ... پرداخته شده است. گونه گونی واژگان و تعابیر، باعث شده است تا برخی با تمسک به آن، ادعای وجود تعارض میان قرآن و علم نمایند.
این مقاله بر آن است تا با بررسی دیدگاه های تفسیری درباره آیات مربوطه و با تاکید بر آیات 7 ـ 5 سوره طارق به تعارض ادعایی پاسخ دهد. این تعارض برآمده از ناآشنایی مدعیان تعارض با حکمت نزول قرآن و نیز برداشت های نادرست برخی از مفسران است.
محیط های مورفوژنز با توجه به مجموعه عوامل و شرایط محیطی و نقش فرآیند های غالب ژئومورفولوژیکی سیستم های لندفرم ساز را تشکیل داده، که در مکان ها و زمان های مختلف بسیار متنوع و متغیر عمل می کنند. این محیط ها با توجه به شاخص های متغیر مکانی و زمانی نوع خاصی از سیستم های شکل زایی را در چرخه عمل خود پذیرا می شوند. فراوانی، تنوع، اندازه و پیچیدگی لندفرم ها به دوره زمانی فعالیت سیستم های یاد شده بستگی داشته و همچنین متناسب با تداوم و پایداری محیط های مورفوژنز آنهاست. تغییرات دینامیکی محیط های مورفوژنز شرایط و مجموعه ای از فرآیند های جدید شکل زایی را موجب شده و چهره های خاصی از چشم انداز لندفرم ها را بوجود می آورند.
با توجه به تغییرات دینامیکی اخیر (خشک شدن دریاچه ارومیه) عمدتا به دلیل کنترل و مهار آب های سطحی و استقرار فرآیند های جدید شکل زایی، این سوال مطرح می شود که لندفرم ها یاد شده در منطقه (نوار ساحلی دریاچه ارومیه) کدامند؟ چه فرآیندهایی آنها را بوجود می آورند؟ موضوع اصلی تحقیق حاضر مطالعه و شناخت و تحلیل لندفرم ها و فرآیند های آنهاست. محیط های شکل زایی بصورت سیستمی بشکل انحصاری عمل نموده و خروجی این سیستمها، لندفرم های بی نظیر خواهد بود. لذا شناخت لندفرم های نمکی و عوامل سازنده آنها و آثار و شواهد آنها در نوار ساحلی دریاچه ارومیه از اهداف این پژوهش می باشد. از روش مشاهدات مستقیم، مطالعات و بررسی های میدانی، تحلیل و توصیف لندفرم ها و فرآیندهای سازنده آنها استفاده شده است. یافته بدست آمده، حاکی از آن است که فرآیندهای شکل زایی هالوکارستی ساحلی در مقیاس ها و الگوهای متنوع زمانی و مکانی با چهره های خاص و بسیار جالب در دو گروه لندفرم های تراکمی و کاوشی ظاهر می شوند. شناخت الگوهای رفتاری و همچنین روند تغییر و تحولات این لندفرمها نشان می دهد که لندفرم های هالوکارستی ناپایدار بوده و دوره تحولات کوتاهی داشته و در طبقه لندفرم های موقت و ناپایدار قرار می گیرند. با توجه به تغییرات محیط ژئومورفولوژیکی دریاچه ارومیه در چند دهه اخیر، مطالعه و بررسی فرآیندهای مورفوژنز و لندفرم های آن اطلاعات ارزشمندی را در خصوص تحولات سیستم های مورفوژنز هالوکارستی ارایه می دهد. این اطلاعات به توسعه و مبانی نظری و کاربردی این شاخه از علم ژئومورفولوژی کمک شایانی می نماید.
برآورد و تعیین رواناب مستقیم رودخانه ها در عمل کار پیچیده ای است و تاکنون روش های متفاوتی برای محاسبه آن پیشنهاد شده است. یکی از روش های جدید در حل مسائل مهندسی آب و رودخانه ها و همچنین برآورد دبی رودها، استفاده از روش شبکه عصبی مصنوعی است که با الگوبرداری از شبکه عصبی مغز انسان، ضمن اجرای فرایند آموزش، روابط درونی بین داده ها را کشف می کند و آن را به موقعیت های دیگر تعمیم می دهد. هدف عمده پژوهش حاضر نیز برآورد رواناب از طریق تجزیه و تحلیل روابط بارش ـ رواناب براساس داده های کمی ژئومورفولوژی و با استفاده از تکنیک شبکه های عصبی مصنوعی ژئومورفولوژیکی (GANN) در حوضه امامه (از زیرحوضه های جاجرود) است. در مطالعه حاضر بر مبنای ساختمان ژئومورفولوژی شبکه هیدرولوژی حوضه مورد نظر، یک سامانه شبکه عصبی ژئومورفولوژیکی سه لایه با تعدادی نودهای میانی برابر تعداد مسیرها یا وضعیت های ژئومورفولوژیکی شبکه هیدرولوژی حوضه به منظور برآورد رواناب مستقیم ایجاد گردید. وزن های مربوط به اتصالات درون شبکه ای ساختمان آن مدل با استفاده از متغیرهای ژئومورفولوژی تعیین شد. نتایج به دست آمده از مدل شبکه ای مذکور با اطلاعات حاصل از مشاهدات مستقیم به منظور نشان دادن کارایی آن مقایسه شد. ارزیابی نتایج، حاکی از عملکرد بسیار خوب (97/0=2R) مدل شبکه ژئومورفولوژیکی در تعیین پاسخ های هیدرولوژیکی حوضه مورد مطالعه است. بدین وسیله، برتری مدل مذکور بر روش های رایج و معمول نشان داده می شود.