سید مهدی سجادی
| مدرک تحصیلی: استاد فلسفه گروه تعلیم و تربیت دانشگاه تربیت مدرس |
مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
دانلود اکسل نتایج
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۱۲۲ مورد.
تبیین معرفت شناسی ژیل دلوز و علامه طباطبایی و نقد چالشهای رویکرد ریزوماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از نگارش این مقاله، بررسی «معرفت شناسی» در رویکرد ریزوماتیک ژیل دلوز و علامه طباطبایی و نقدهای وارد بر معرفت شناسی ریزوماتیک دلوز بر مبنای نظریات علامه طباطبایی بود. روش: از روش های تحلیل مفهومی و انتقادی برای پاسخ به سؤالات پژوهش استفاده شده است. یافته ها: مفاهیم اصلی معرفت شناختی ریزوماتیک ژیل دلوز شامل نفی بازنمایی دانش، صیرورت و شدن به جای بودن، تجربه گرایی استعلایی، کثرت بدون هیچ گونه وحدت، شک گرایی و نسبی گرایی، رد اقتضائات پیشینی، رد تصویر جزمی اندیشه، نفی فرا روایت، عقل ستیزی، جنبه تولیدی بودن معرفت و فاقد هر گونه وجه کشفی است. نظر به اینکه دیدگاه معرفت شناختی ژیل دلوز و مواضع رادیکال وی تا حدود زیادی اعتبار رویکرد درختی در معرفت را در هم شکست و منجر به چالش های جدّی شد، علامه طباطبایی در تقابل جدّی با اندیشمندان غرب و مواضع سکولاری و پساساختارگرایی آنان، در بنیان های معرفت شناختی خود بر مبناگروی، مطابقت با واقع به عنوان معیار صدق داعیه های دانشی، جهان شمولی معرفت فطری، عقل حجت باطنی خداوند و ابزار فهم و دریافت معارف بنیادین، انسان واجد معرفت های فطری، یقینی بودن معرفت و بداهت آن، متعیّن بودن حقیقت و... اشاره می کنند. نتیجه گیری: معرفت شناسی ژیل دلوز حکایت از ایدئولوژی ناسازوار و تقابل های صریح و جدّی با معرفت شناسی علامه طباطبایی دارد.
تحلیل تطبیقی راهنمای برنامه درسی دین و زندگی دوره متوسطه دوم با مولفه های سبک زندگی اسلامی – ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تحلیل تطبیقی راهنمای برنامه درسی دین و زندگی دوره متوسطه دوم با مولفه های سبک زندگی اسلامی – ایرانی است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی از نوع تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل راهنمای برنامه درسی دین و زندگی دوره متوسطه دوم است، که رویکردها، اصول، اهداف و مفاهیم آن بررسی و با مولفه های سبک زندگی اسلامی – ایرانی مورد مقایسه قرار گرفت. یافته های حاصل حاکی از این است که در راهنمای برنامه درسی دین و زندگی دوره متوسطه دوم بیش تر به نگرش ها و ارزش های اسلامی پرداخته شده است، اما بُعد عینی و کاربردی سبک زندگی اسلامی – ایرانی مورد غفلت قرار گرفته است. علاوه بر این راهنمای برنامه درسی دین و زندگی بیشترین تناسب را با ویژگی الگویی و فرهنگی سبک زندگی اسلامی – ایرانی دارد. همینطور این راهنمای برنامه کمترین تناسب را با ویژگی های انطباق پذیری، فرایندی و مرحله ای بودن، ووظایف مالی و اقتصادی داشته است.
رویکردی شناختی به بازنمایی رویداد حرکت در زبان هَورامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حرکت، یکی از بنیادی ترین تجارب بشر است؛ بنابراین، به نظر می رسد این رویداد به صورت مفهومی جهانی در همه زبان های دنیا بازنمایی شود. بر اساس نظریه الگوهای واژگانی شدگی تالمی (۱۹۸۵ و ۲۰۰۰)، زبان ها به لحاظ بازنمایی رویداد حرکت به دو رده تقسیم می شوند: فعل بنیاد و تابع بنیاد. در زبان های فعل بنیاد، جزء هسته ای رویداد حرکت، یعنی مسیر در فعل و شیوه حرکت در تابع بازنمایی می شوند؛ امّا در زبان های تابع بنیاد، عکس این اتّفاق می افتد. هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه زبان هَورامی در رده شناسی دوگانه تالمی است. بدین منظور، ۱۴۰ فعل حرکتی (ساده و غیر ساده) هورامی از طریق مصاحبه با ۲۰ گویشور بومی بالای ۳۰ سال گردآوری و تحلیل شده اند. تحلیل داده ها نشان می دهد که زبان هورامی، رده شناسی دوگانه تالمی را به چالش می کشد؛ زیرا عناصر معنایی مسیر و شیوه، تقریباً به یک اندازه در ریشه فعل واژگانی می شوند؛ به عبارت دیگر، هورامی هم ویژگی زبان های فعل بنیاد و هم تابع بنیاد را دارد؛ لذا نمی توان آن را به طور قطع در یکی از دو رده پیشنهادی تالمی قرار داد. بهتر است رفتار آن را در بازنمایی رویداد حرکت با توجّه به پیوستار برجستگی شیوه (اسلوبین، 2004) و پیوستار برجستگی مسیر (ایبارتس - آنتونانو، 2004) ارزیابی کرد. به این ترتیب، هورامی در بخش های میانی این دو پیوستار قرار می گیرد، به علاوه، از آنجا که الگوی (حرکت + مسیر + شیوه) سوّمین الگوی واژگانی شدگی پربسامد در هورامی است، این زبان، دارای ویژگی زبان های دو قطبی (اسلوبین، 2004) نیز است.
نقد گفتمان تلفیق التقاطی (بازسازی سازوارانه)در تعلیم و تربیت : با نگاهی به آثار دکتر خسرو باقری(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید مهدی سجادی
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، نقد گفتمان تلفیق التقاطی با تأکید بر نقد آثار یکی از اندیشمندان حوزه تعلیم و تربیت در ایران است که طی دو دهه اخیر، فعالیت های علمی و پژوهشی خود را با ابتناء به رویکرد تلفیق التقاطی به پیش برده است. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش تحلیل مفهومی، نوسازی مفهومی، تحلیل انتقادی و سپس استنتاج بهره گرفته شد. بنابراین، با طرح پرسش های اساسی در خصوص منطق حاکم بر گفتمان تلفیق التقاطی و نقد رویکرد مختار دکتر خسرو باقری نوع پرست این نتیجه به دست آمد که گفتمان تلفیق التقاطی در تبیین وجه امکان منطقی بازسازی سازوارانه موفق نبوده از ابهامات و کاستی هایی به ویژه از منظر منطق و روش شناسی تلفیق التقاطی رنج می برد.
چگونگی نقش آفرینی وجه اجتماعی انسان در ارتقای اخلاقی با تحلیل دیدگاه دیویی و بازسازی براساس دیدگاه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال دهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۸
99-118
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش به دست آوردن رویکردی اجتماعی به تربیت اخلاقی است. ابتدا با کمک گرفتن از دیدگاه دیویی به عنوان اندیشمندی که تربیت اخلاقی را با رویکردی اجتماعی معرفی نمود، سعی شد عاملی اثرگذار که موجب می شود فرایند تربیت اخلاقی رویکردی اجتماعی به خود بگیرد، استنتاج گردد که این عامل در مؤلفه «ارتباط» معرفی شد. اثرگذاری این عامل به گونه ایست که با تقویت آن، توان های اخلاقی انسان تقویت می شود. سپس نقش این مؤلفه در ارتقای اخلاقی انسان مبتنی بر دیدگاه اسلام بررسی گردید و ضمن به دست آمدن تأیید بر اهمیت این مؤلفه، تلاش گردید چگونگی نقش آفرینی آن در ارتقای اخلاقی به دست آورده شود. حاصل این تلاش و بررسی ، معرفی توانمندی هایی یازده گانه به عنوان محورهای تربیت اخلاقی با تکیه بر وجه اجتماعی انسان، مبتنی بر دیدگاه اسلام است.
تبیین الگوهای سیاستی و تحولات سیاست گذاری اجتماعی ایران درحوزة «مادری/ اشتغال»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوزة «مادری/ اشتغال» به همزمانی نقش های مادری و شغلی برای زنان اشاره دارد که از جهات مختلفی قابل تأمل و نیازمند تدبیر و مدیریت است. تدابیر حاکمیت در راستای تسهیل این امر، تحت مقولة «سیاست اجتماعی» که از ابزار مدیریت مخاطرات اجتماعی و پاسخ به نیازهای گروه های خاص می باشد قابل تحقق است. این پژوهش با هدف فهم تحولات و الگوهای حاکم بر سیاست های اجتماعی در حوزة «مادری/ اشتغال»، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. مهمترین نتایج این پژوهش عبارت است از:1- سیاست گذاری ایران در چهار دهة اخیر به دلیل تغییر تسهیلات ارائه شده بر اساس تعداد فرزندان، از مهمترین ابزارهای تنظیم جمعیت به شمار رفته است. 2- سیاست گذاری در این حوزه، تأخیری و پسینی بوده است. 3- در سیاست های تسهیلی ایران خدماتی در راستای حمایت از شیردهی طبیعی مادران شاغل اختصاص داده شده است. اما افزایش گرایش به مصرف شیرخشک و ارتباط آن با سیاست گذاری تسهیل مادری، می تواند نشان دهندة عدم اجرای مطلوب سیاست های مربوطه باشد. 4- برخی از تحولات نوشتاری خدمت پاره وقت، از کفایت آن کاسته است. 5- الگوهای سیاست گذاری ایران در شاخص های «جمعیت» و «مراقبت»، چندوجهی، عمدتاً مستقیم و به سمت ترویج و تحکیم الگوی «مرد نان آور/ زن مراقب» بوده است.
داده های گویشی: واژه ها و اصطلاحات مربوط به درخت بنه، سقز و سقزکاری در هورامی(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید مهدی سجادی
حوزههای تخصصی:
نظریه ی «حیّ متأله» در سنجه ی آموزه های قرآن و عترت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن انسان و جامعه در قرآن انسان در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی انسان و جامعه در روایات انسان در روایات
از دیدگاه آیت الله جوادی آملی، تعریف انسان عبارت است از: حیّ متأله. این مقاله درصدد است با روش تحلیل منطقی، نظریه ی «حیّ متألّه» در تعریف انسان را موردبررسی و نقد قرار داده و نظریه ای ارائه نماید که سازگاری بیشتری با آیات و روایات دارد. از جهت روشی، اولاً روش قرآن در معرفی مهم ترین ویژگی های ذاتی انسان، با مسیر پیموده شده در این نظریه یکسان نیست و ثانیاً حتی در حد استشهاد بر این نظریه، مراجعه ای به روایات صورت نگرفته است. از جهت مبنایی، این نظریه بر انگاره ی «حیوان بالفعل و انسان بالقوه بودن انسان در هنگام ولادت» استوار شده که با مستندات قرآنی و روایی سازگاری ندارد. ازنظر محتوایی، علاوه بر اینکه در این نظریه، حیات متألهانه ویژگی بالفعل ذاتی نیست، سعه ی شمولی آن نیز افراد بسیار اندکی را شامل می شود و آیات قرآن عامل خروج از انسانیت و سقوط به دوزخ را عدم بهره مندی از عقل دانسته و روایات نیز مهم ترین ویژگی ذاتی انسان را عقل معرفی کرده اند.
تبیین یادگیری و بالندگی حرفه ای معلمان بر مبنای مفهوم کورره در معنای فعال و زاینده آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۴۴
27 - 48
حوزههای تخصصی:
لزوم شناخت دقیق بالندگی حرفه ای، به منزله شاهراه مستقیم بالندگی و تربیت حرفه ای است. برنامه های تربیت حرفه ای رسمی، مبتنی بر یک رویکرد تجویزی، مقوله بالندگی حرفه ای معلمان را به عنوان فرایندی تحمیل شدنی می نگرند. این رویکرد مبتنی بر یک معنای سنتی از کورره است و مهم ترین نقطه ضعف آن نادیده انگاشتن عاملیت معلم در فرایند یادگیری خود می باشد. لذا علت شکست و بی نتیجه ماندن تلاش ها در جهت تغییر تربیتی را می توان غفلت از این اصل مهم دانست. به اعتقاد نگارنده، به رسمیت شناختن عاملیت معلمان در فرایند بالندگی خود ما را به بازشناسی ماهیت متفاوتی از کورره رهنمون می سازد که از آن می توان به عنوان معنای فعال آن یادکرد و در قالب یک فرایند تربیت پسا رسمی اتفاق می افتد. ازاین رو، پژوهش حاضر تلاشی در راستای تبیین پدیده بالندگی حرفه ای معلمان بر اساس مفهوم کورره در معنای فعال آن به شمار می آید. پژوهش از نوع فلسفی است و هدف آن تفسیر مفهوم کورره در معنای فعال آن می باشد. مفهوم پردازی جدید از کورره، فهم متفاوت و ارزشمندی از پدیده بالندگی حرفه ای معلمان را فراهم می آورد.
نو مفهوم پردازی معرفت شناختی شک دکارتی بر اساس انتقادهای معرفت شناختی شک سوفیستی پروتاگوراس به منظور استنتاج اصول یاددهی- یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، استنتاج اصول یاددهی-یادگیری از نو مفهوم پردازی شک دکارتی بر اساس انتقادهای معرفت شناختی شک سوفیستی پروتاگوراس است. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش نقد بیرونی، استنباط، نو مفهوم پردازی و استنتاج بهره گرفته شد. یافته های به دست آمده حاکی از آن است که شیوه معرفتی دکارت در شک مقطعی- خطی، تعقل گرایی، آفت زدایی معرفتی ناپیوسته، استقلال ذاتی و خودمحوری انسان، کمیت گرایی، انتقادگرایی، قاعده مندی و انسجام گرایی برای اصول یاددهی- یادگیری در نظام تربیتی با انتقادهایی روبرو است. یکی از این انتقادها، نقدهایی است که شک سوفیستی پروتاگوراس بر ارائه قواعد کلی، اصالت و تساوی عقل، فاعل شناسا، میزان و معیار حقایق، ساختارمندی معرفتی، اتحاد و طبقه بندی علوم، نحوه شک ورزی و جستجوگری حقیقت، انتقادگرایی و انکار شرایط فرهنگی-اجتماعی به شک دکارتی وارد نموده و برای رفع این خلأ و اشکالات از دیدگاه خود به بازسازی و نو مفهوم پردازی آن پرداخته و با استنتاج اصول شک ورزانه پژوهشی متداوم، شک ورزی انتقادگرایانه، آفت زدایی کیفی، هنرگرایی، خودمحوری چندگانه، امتزاج افق ها و بازنمایی –توزیعی از آن در یاددهی-یادگیری مانع جزم گرایی و شک سیستمی در شک دکارتی شده است.
فضای مجازی و نو مفهوم پردازی در مؤلفه های تربیت دینی:چالش و ضرورتی مغفول در نظریه پردازی های تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سید مهدی سجادی
حوزههای تخصصی:
عده ای بر این باورند که اساسا «خلق ابزار، تابع نوع تفکر آدمی است». عده ایی نیز بر این باورند که «فکر، تابع ابزارهایی است که آدمی خلق می کند» و دسته سومی نیز هستند که معتقدند بین ابزاری که آدمی تولید می کند و تفکر او، نوعی هم گرایی و سازواری می توان به وجود آورد. اگر این پیش فرض که فناوری زاینده تفکر و دانش مختص به خود است (دیدگاه دسته دوم) را بپذیریم؛ بنابراین باید بپذیریم که نخست اینکه فناوری در ایجاد و تحول در معنی و مفهوم دانش نقش بنیادی ایفا می کند. دوم اینکه فناوری مجازی در آینده غیر قابل کنترل است. سوم اینکه باید به منظور کنار آمدن با بعضی از اقتضائات غیر قابل اجتناب فناوری و فضای مجازی، در مؤلفه های تربیت دینی اعم از مفاهیم، تعاریف، حدود و ثغور، دانش دینی، رفتار و عمل دینی نومفهوم پردازی[1] اجتهادی متساهل صورت گیرد. چهارم اینکه به جای منفی دیدن اثرهای هر چند درظاهر چالشی و غیر قابل اجتناب فناوری، آن را فرصتی مثبت برای ارائه تلقی های نو از دین و مؤلفه های تربیت دینی بدانیم. این مقاله در پی تبیین مناسبت نوع دوم بین فناوری و تربیت دینی و الزامات منطقی پذیرش آن است که با روش مفهوم پردازی مفاهیم کلیدی بحث و تحلیل انتقادی (نقد گفتمان های حاکم بر تلقی نسبت به ابزار و رسانه)، نومفهوم پردازی مفاهیم اساسی بحث و همچنین استنتاج (استنتاج مدلولاتی برای تربیت دینی متناظر با ماهیت رسانه های مجازی) تدوین شده است.\n[1]. Reconceptualization#,
تبیین و تحلیل زمینه های سازواری و همگرایی مؤلفه های تفکر انتقادی با تربیت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
آنیتا همایون فرد سید مهدی سجادی
حوزههای تخصصی:
دیدگاه های یک تربیت دینی را در تضاد با عقلانی توان دیشه ورزی می بینند، منشأ بسیاری از شبهات و پرسشهایی اند که در این زمینه مطرح شده اند. برهمین اساس امروزه عناوینی چون القای تفکر عقلانی،تفکرانتقادی و خلاقیت از موضوعات مهم تربیتی هستند که نظر پژوهشگران را به خود جلب کرده اند. درتعلیم و تربیت امروز گرایش به تفکر انتقادی یکی از ملزومات زندگی عقلانی قلمداد شده است. در کشور ما، ضرورت تربیت دینی به منزله وظیفه مهم و اصلی تعلیم و تربیت پذیرفته شده است و باید به گون ه ای اعمال شود که در مقابل چالش های موجود به بهترین شکل، مخاطبان را جذب کند. بنابراین، باید تلاش کرد تا به شیوه های موجود در این فرآیند، کیفیت بخشید و آن را بهتر و زیباتر به نسل جوان ارائه داد. اگر تربیت دینی بتواند با روشهای جدید منطبق شود، گامی مؤثر برای جذب افراد به دینداری برداشته است. یک راهکار اساسی در جامعه ما، داشتن تفکر انتقادی در شیوه های تربیت دینی است. این مقاله، با روش تحلیل مفهومی و نیز با استناد به منابع معتبر، تلاش می کند به تطبیق و همگرایی مؤلفه هایی که در تفکر انتقادی و تربیت دینی مؤثرند، بپردازد. نتیجه این پژوهش، اشتراک برخی مؤلفه های تفکر انتقادی و تربیت دینی را به ویژه در بعد شناختی مورد تأکید قرار می دهد و ثابت می کند که این مؤلفه ها با هم تطابق و همخوانی دارند.
تبیین جایگاه تفکر انتقادی در وظیفه گراییِ معرفتیِ اخلاقِ باور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تبیین جایگاه تفکر انتقادی در وظیفه گراییِ معرفتیِ اخلاقِ باور می باشد. برای این منظور از روش تحلیل مفهومی برای تحلیل وظیفه-گراییِ معرفتی، تفکر انتقادی و همچنین تبیین جایگاه تفکر انتقادی در وظیفه گراییِ معرفتی استفاده شده است. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که به منظور عقلانیت بخشی به باورها و رعایت اخلاقِ باور، باید دلایل و قرائن لازم و کافی برای باور فراهم آید(قرینه گرایی). نائل آمدن به این دلایل و قرائن، مستلزم تحقیق و تفحص درباره ی باور مورد نظر است(وظیفه گراییِ معرفتی). برای انجام تحقیق و بررسی اصولی، باید قواعدی را تبیین کرد که با کاربرد آن ها فرایند وظیفه گراییِ معرفتی به نحو احسن صورت پذیرد. تفکر انتقادی متشکل از مهارت هایی است که هر کدام می توانند به عنوان یک قاعده در فرایند تحقیق و بررسی در مورد باور به کار روند. این قواعد عبارتند از «قضاوت با معیار روشن و پرهیز از قضاوت عجولانه»، «پرسشگری»، «خود اصلاحی»، «تمییز دلیل قوی از دلیل ضعیف»، «عدم پیروی از اکثریت و حقیقت جویی»، «تحلیل کردن»، «استقصاء»، «بداهت و پرهیز از ابهام»، «اجتناب از جمود و تعصب»، «جامعیت نگری»، «انعطاف پذیری»، «پیگیری تردیدها»، «استماع نظرات مخالف»، «تفکیک باور از صاحب باور»، «بررسی پیش فرض ها» که با ورود به فرایند اخلاقِ باور، مسیر وظیفه گرایی معرفتی را قاعده مندانه به پیش خواهد برد.
تکیه و نقش های آن در زبان هَورامی
نویسنده:
سید مهدی سجادی
منبع:
زبان شناسی و گویش های ایرانی سال ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲
161 - 176
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله بررسی جایگاه تکیه در طبقه واژه ها و نقش های آن در زبان هورامی، یکی از زبان های ایرانی نو شاخه شمال غربی، است. برای گردآوری داده ها، از ده گویشور بومی بی سواد این زبان در سنین بین 30 تا 80 سالگی از طریق مصاحبه در حدود پنج ساعت ثبت و ضبط داده ها انجام شده است. به علاوه، از شم زبانی نگارنده به عنوان گویشور بومی و منابع مکتوب در این زمینه به عنوان پیشینه پژوهش استفاده شده است. بررسی و تحلیل داده ها نشان می دهد که تکیه در این زبان تمایزدهنده و دارای سه نقش و کارکرد می باشد: 1. سبب تغییر معنی واژه می شود. 2. موجب تغییر مقوله دستوری واژه می گردد. 3. عامل شناسایی و تشخیص جنس دستوری در اسم ها و صفت های دارای نشانگرهای صوری یکسان است. جنس دستوری در اسم های مذکر و مؤنث مختوم به واکه های [a] و [i] و صفت های مذکر و مؤنث مختوم به واکه [ a] از روی جایگاه تکیه قابل شناسایی است.
عینیت در علوم تربیتی از منظر روش بازسازی عقلانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲
105 - 126
حوزههای تخصصی:
غلبه رویکردهای تفسیری بر رویکردهای تبیینی در علوم تربیتی در دهه های اخیر سبب شده است که عده ای از صاحب نظران، دستیابی به عینیت در پژوهش تربیتی را ناممکن تلقی نمایند. هدف این پژوهش بررسی امکان دستیابی به عینیت در پژوهش های تربیتی است و ضمن بررسی دیدگاه های اثبات گرا، پسا اثبات گرا و بازسازی گرا، به این مسئله از منظر روش بازسازی عقلانی هابرماس پاسخ می دهد. روش تحقیق حاضر، استنتاجی و مقایسه ای است. یافته ها نشان می دهند که توجه به ساختارهای هنجاری زیربنایی عام، زمینه لازم برای دستیابی به نوعی عینیت در تقسیر را در اختیار پژوهشگر تربیتی می گذارد و از این طریق پژوهشگر می تواند رویکردهای تبیینی و تفسیری را تلفیق کند. این امر سبب می شود که عینیت در پژوهش تربیتی باز سازنده از طریق بی طرفی از درون حاصل شود و لذا از رویکردهای اثبات گرا و پسا اثبات گرا که به دنبال بی طرفی از بیرون هستند، متمایز شود. در پایان چالش ها و محدودیت های این نوع عینیت در پژوهش های تربیتی موردبررسی و نقد قرارگرفته اند.
آسیب شناسی تربیت دینی با نظر به مبانی معرفت شناسی دینی اندیشه های نوگرایانه نصرحامد ابوزید(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف و زمینه: نوگرایان دینی، طیفی از روشنفکران اند که در پی تبیین فلسفی مولفه های مدرنیته و ربط و نسبت آن با اجزای سنت هستند. یکی از مسائل مطرح در این زمینه چالش های پیش روی تربیت دینی است. روش: ابتدا برخی پیش فرض های قابل نقد تربیت دینی که مرادف با شبه تربیت است، مورد بررسی و سپس با نظر به پیش فرض های مستتر در اندیشه نوگرایانه ابوزید با استفاده از قیاس عملی و الگوی فرانکنا استنتاج مربوطه صورت گرفت. یافته ها و نتایج نشان داد که ابوزید به عینی بودن اخلاق و ارزش های آن قائل است در نظر او اصول توحید و عدل، در تربیت دینی مهمتر است؛ اصل توحید از ورود تربیت دینی به عرصه شبه تربیت و تلقین جلوگیری می کند و اصل عدل نیز اصلی مقدم بر دین تلقی می شود که محک و معیار دینداری است. او اهداف تربیت دینی را در عقلانیت،آزادی و عدالت می داند که به ترتیب می تواند از جهالت(انفعال در برابر قدرت عاطفه)،سرسپردگی(تسلیم در برابر مشروعیت قدرت و قهر در روابط اجتماعی) و ظلم، جلوگیری نماید. از دیدگاه او تربیت دینی باید مبتنی بر اراده آزاد فرد باشد. او ظاهرگرایی ، شخصیت گرایی، تعبد گرایی، انحصارگرایی معرفتی، سوء استفاده صاحبان قدرت از دین را از آفات تربیت دینی می داند و تاکید می نماید که در تربیت دینی باید به جای تکیه بر نص که می تواند به نوعی بت پرستی بدل شود، بر مقاصد شریعت توجه نمود.
بررسی راهبردهای سیاست اشتغال در حوزه ی مادری در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی تردید، بخش مهمی از چالش های مربوط به اشتغال زنان، با نقش مادری آنها پیوند دارد. وقوع تغییراتی مهم در کمّ و کیف ایفای نقش مادری در جامعه ی ایران و ربط معنادار این تغییرات به مقولات تحصیل و اشتغال زنان، اهمیت توجه به این عرصه را به خوبی نشان می دهد. بدیهی است که مدیریت کلان چنین تغییراتی، در راستای حمایت و تسهیل مادری، در کنار بهره مندی از توانمندی ها و فرصت های زنان در روند توسعه ی کشور، بر عهده ی حاکمیت است و سیاست اجتماعی یکی از ابزار کارآمد در مدیریت تحولات اجتماعی به شمار می رود. «سیاست اشتغال» یکی از بخش های سیاست اجتماعی است و راهبردهای آن در حوزه ی مادری بر مجموعه تدابیر و اقدامات حاکمیت در راستای تأمین درآمد و تسهیل اشتغال برای گروه مادران صدق می کنند. این پژوهش، مبتنی بر روش تحلیل محتوای کیفی و با مطالعه ی کلیه ی سیاست های تقنینی و اجرایی مصوّب مراجع مختلف سیاست گذاری جمهوری اسلامی ایران از سال 1358 تا سال 1394 به مطالعه و تحلیل این راهبردها، در دو سطح کلان و خرد پرداخته است. در انتها، مقولات کلان «تحقق عدالت» و «تأمین درآمد» از تحلیل سیاست های کلی نظام و مقولات «سیاست های تسهیلی» و «سیاست های تأمین درآمد» از بررسی راهبردهای سطح خرد حاصل شد.
واسازی مفهوم «تفاوت های فردی دانش آموزان» و نقد آن از منظر رویکرد بازسازی Deconstruction the Concept of “Individual Differences”(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، واسازی مفهوم تفاوت های فردی در راستای نیل به عدالت آموزشی و نقد نتایج به دست آمده بر مبنای رویکرد بازسازی هابرماس است. برای دست یابی به این هدف، از رهیافت های پژوهشی واسازی و بازسازی بهره گرفته شد. نتایج واسازی مفهوم تفاوت های فردی نشان داد که برداشت رایج دارای هدف های ایدئولوژیک شامل جلوه قانونی دادن، فریب، اشتراک در تفاوت ها و تفکیک دانش آموزان می باشد. واسازی، با ایجاد تردید در این دیدگاه رایج، لزوم جابجایی قطب های تضاد را آشکار می کند. از منظر نقد بازسازنده برخی از وجوه تضاد منبع خلاقیت هستند و نباید واسازی شوند.
تبیین و مقایسه رویکرد انتزاعی کانت و رویکرد انضمامی علامه جعفری (ره) به تربیت زیبایی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، تبیین چیستی زیبایی و متناظر با آن استنتاج دلالت هایی در باب تربیت زیبایی شناختی از منظر کانت و علامه جعفری (ره) هست. برای دستیابی به این هدف از روش تحلیل محتوا و روش تحلیل و استنتاج منطقی بهره گرفته شد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که کانت با تعریف زیبایی به عنوان «رضایت همگانی، ضروری و فارغ از مفهوم، علاقه و غایت» از طرفداران نظریه ذهنیت گرایی، و علامه جعفری (ره) با تعریف زیبایی به منزله «نمود نگارین و شفاف کشیده شده بر روی کمال که وابسته به دو قطب درون ذات (ذهن) و برون ذات (عین) است.» در شمار طرفداران نظریه رابطه ای محسوب می شوند. بر اساس تلقی کانت از امر زیبا، تربیت زیبایی شناختی از نوع سکولار مترصد پرورش نگرش زیبایی شناختی، فاقد کارکرد شناختی و معطوف به فرم هست. این در حالی است که طبق برداشت علامه جعفری (ره) از زیبایی، تربیت زیبایی شناختی از نوع دینی، مترصد کمال، واجد کارکرد شناختی و معطوف به حیات معقول است. هر یک از رویکردهای تربیت زیبایی شناختی مذکور در معرض نقدهایی واقع شده اند که از آن جمله می توان به مخاطب محوری و اصالت بخشی به ویژگی های فرمی دیدگاه کانت و ماهیت هنجاری، فردی، غیرقابل آموزش و دشواری تحقق دیدگاه جعفری اشاره کرد.
کلیدواژههای مرتبط
علوم اسلامی علوم تربیتی روانشناسی فلسفه و منطق زبان شناسی مطالعات زنان علوم اجتماعی علوم انسانی تاریخ هنر و معماری اقتصاد ادبیات حقوق