مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
۱۰۹.
۱۱۰.
۱۱۱.
۱۱۲.
۱۱۳.
۱۱۴.
۱۱۵.
۱۱۶.
۱۱۷.
۱۱۸.
نظریه ذهن
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از نقایص اساسی کودکان با کم توانی ذهنی که در اغلب کارکردهای آن ها اختلال عمده ای ایجاد می کند، نظریه ذهن ضعیف است. هدف: این پژوهش به منظور طراحی بازی های آموزشی مبتنی بر نظریه ذهن و تعیین اثربخشی آن بر کفایت اجتماعی و عزت نفس کودکان با کم توانی ذهنی خفیف انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان با کم توانی ذهنی خفیف شهر تهران در مقطع ابتدایی دوم بود که در سال تحصیلی 1402- 1401 در مدارس استثنایی مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش 28 دانش آموز پسر بود که با نمونه گیری دردسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 14 نفره آزمایش و کنترل گمارده شد. ابزارهای پژوهش آزمون نظریه ذهن استیرنمن (1999)، مقیاس کفایت اجتماعی فلنر (1990) و مقیاس عزت نفس روزنبرگ (1965) بود. برنامه مداخله ای طی 24 جلسه 90 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا و دو ماه بعد، پیگیری انجام شد. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه آموزشی پژوهش حاضر از اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار است. همچنین، این برنامه تأثیر معناداری بر بهبود نظریه ذهن، کفایت اجتماعی و عزت نفس داشت (001/0p< ) و این تأثیر با گذشت دو ماه همچنان پایدار بود. نتیجه گیری: والدین، معلمان، روان شناسان و مراکز توانبخشی می توانند از بازی های موجود در برنامه آموزشی این پژوهش جهت بهبود نظریه ذهن، کفایت اجتماعی و عزت نفس کودکان با ناتوانی هوشی خفیف بهره بگیرند.
بررسی ارتباط بین زبان بیان کننده حالات ذهنی و توانایی های نظریه ذهن در داستان های روایت شده کودکان تک زبانه دچارِ اختلالِ طیفِ اُتیسم و بدون اختلالِ طیفِ اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۸
155-180
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با استفاده از یک کتابچه مصور، زبان مورد استفاده برای توصیف افکار و احساسات شخصیت های داستان را در داستان های روایت شده کودکان با اختلالِ طیفِ اُتیسم و کودکان با رشد زبانی طبیعی را مورد بررسی قرار می دهد (یعنی، زبان بیان کننده حالات درونی). نمونه پژوهش شامل 21 کودک دچار اُتیسم و 24 کودک طبیعی تشکیل بود که از نظر جنسیت؛ هوش و همچنین واژگان دریافتی و بیانی با یکدیگر همتا شده بودند. پژوهش حاضر دارای سه یافته مهم بود. اول اینکه، به رغم عملکرد مشابه در آزمون های استاندارد زبانی؛ تعداد پاره گفته ها و واژه های تولیدشده در داستان ها و گستره صفت ها و افعال تولیدشده در داستان های روایت شده توسط کودکان دچار اُتیسم در مقایسه با کودکان طبیعی کمتر بود. دوم اینکه، پس از کنترل طول داستان؛ در داستان های روایت شده توسط کودکان دچار اُتیسم در مقایسه با داستان های روایت شده توسط کودکان طبیعی کمتر به احساسات و عواطف شخصیت های داستان اشاره شده بود. در نهایت اینکه، یافته های پژوهش حاضر نشان داد که بین استفاده کودکان از اصطلاحات بیان کننده عواطف و احساسات و عملکرد آنها در مجموعه ای از تکالیف تجربی که توانایی های نظریه ذهن را مورد ارزیابی قرار می دهند، رابطه ای خاص وجود دارد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که مهارت های ضعیف روایت داستان در کودکان دچار اختلالِ طیفِ اُتیسم ممکن است حداقل تا حدودی به نقص در توانایی آنها برای تفسیر افکار و حالات درونی دیگران ارتباط داشته باشد.
بررسی نقش نظریه ذهن بر تردید حرفه ای حسابرس و اثر تعدیلی آن بر ارتباط بین تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی در دیوان محاسبات کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۶
۴۷۷-۴۴۶
حوزههای تخصصی:
نظریه ذهن موضوع مطرح در علوم اعصاب شناختی است. هدف اصلی پژوهش، بررسی نقش نظریه ذهن بر سطوح تردید حرفه ای و همچنین به عنوان نقش تعدیلگر بر رابطه بین تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی در دیوان محاسبات کشور می باشد. جمع آوری داده ها و نتیجه نهایی، از راه استقرایی و از طریق پرسشنامه های تردید حرفه ای هارت (2013)، ذهن خوانی بارون-کوهن (2001)، واکنش های بین فردی دیویس (1983) و کیفیت حسابرسی نچل و همکاران (2013) انجام شده است. پایایی پرسش نامه از طریق آلفای کرونباخ بررسی شد. پایایی ترکیبی و مقدار واریانس استخراج شده، آزمون و روایی آن نیز، از طریق مقایسه جذر میانگین واریانس استخراج شده هر متغیر با هم بستگی آن متغیر با سایر متغیرها آزمون شده است. یافته ها با استفاده از تجزیه و تحلیل های پاسخ های 330 حسابرسان دیوان محاسبات کشور در سال 1401 و با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری نشان می دهد که بین نظریه ذهن و سطوح تردید حرفه ای حسابرسان دیوان محاسبات کشور رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و همچنین نظریه ذهن موجب بهبود ارتباط بین تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی در دیوان محاسبات کشور می گردد.
اثربخشی آموزش بازی های نمادین بر نظریه ذهن و شناسایی هیجان چهره کودکان مبتلا به اختلال زبان تکاملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
17 - 28
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش بازی های نمادین، بر ارتقای نظریه ذهن و شناسایی هیجان چهره در کودکان مبتلا به اختلال زبان تکاملی انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون و پس آزمون، و گروه گواه بود. جامعه آماری را تمامی کودکان مبتلا به اختلال زبان تکاملی 5 تا 7 سال مراجعه کننده به مراکز خصوصی گفتاردرمانی مشهد تشکیل می داد که تعداد 30 کودک براساس ملاک های ورود و خروج انتخاب و پس از همتاسازی، به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. برنامه آموزش بازی نمادین در 10 جلسه برای گروه آزمایش اجرا گردید. جهت جمع آوری داده ها از آزمون های نظریه ذهن و شناسایی هیجان چهره کودکان استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که بین گروه آزمایش و گواه در متغیرهای شناسایی هیجان چهره (01/0p<)، و نظریه ذهن سطح 1 و سطح 2 (05/0p<) در مرحله پس آزمون پس از حذف اثر پیش آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. این درحالی است که در متغیرنظریه ذهن سطح 3 تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و گواه وجود نداشت. بر مبنای یافته های این پژوهش پیشنهاد می گردد بازی های نمادین جزو برنامه های آموزشی کودکان به ویژه کودکان دارای مشکلات زبانی قرار گیرد تا موجب ارتقای توانمندی های شناخت اجتماعی آنها گردد.
طراحی یک برنامه آموزشی مبتنی بر بازی های گروهی و ارزیابی اثربخشی آن بر بهبود نظریه ذهن و عزت نفس کودکان با کم توانی ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
247 - 276
حوزههای تخصصی:
یکی از نقایص اساسی کودکان با کم توانی ذهنی که در اغلب کارکردهای آن ها اختلال عمده ای ایجاد می کند، نظریه ذهن ضعیف است. این پژوهش به منظور طراحی یک برنامه آموزشی مبتنی بر بازی های گروهی و تعیین اثربخشی آن بر نظریه ذهن و عزت نفس کودکان با کم توانی ذهنی خفیف انجام شد. پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان با کم توانی ذهنی خفیف شهر تهران در مقطع ابتدایی دوم بود که در سال تحصیلی 1402- 1401 در مدارس استثنایی مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش 28 دانش آموز پسر بود که با نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 14 نفره آزمایش و کنترل گمارده شد. ابزارهای پژوهش آزمون نظریه ذهن استیرنمن (1999) و مقیاس عزت نفس روزنبرگ (1965) بود. برنامه مداخله ای طی 24 جلسه 90 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا و دو ماه بعد، پیگیری انجام شد. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه آموزشی پژوهش حاضر از اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار است. همچنین، این برنامه تأثیر معناداری بر بهبود نظریه ذهن و عزت نفس داشت (001/0p< ) و این تأثیر با گذشت دو ماه همچنان پایدار بود. والدین، معلمان، روان شناسان و مراکز توان بخشی می توانند از بازی های موجود در برنامه آموزشی این پژوهش جهت بهبود نظریه ذهن و عزت نفس کودکان با ناتوانی هوشی خفیف بهره بگیرند.
رابطه نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی با قلدری سایبری: نقش میانجی گر همدلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
161 - 176
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کارکردهای اجرایی و نظریه ذهن نقش زیادی در توانایی درک و تفسیر رفتار دیگران دارند و می توانند با بهبود همدلی به کاهش قلدری سایبری کمک کنند. لذا این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی همدلی در رابطه کارکردهای اجرایی و نظریه ذهن با قلدری سایبری انجام شد.
روش: روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1400-1401بود که از بین آن ها تعداد 400 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. از مقیاس بهره همدلی بارون–کوهن (2003)،مقیاس نقایص کارکردهای اجرایی بارکلی (2012)، مقیاس تجربه قلدری و قربانی سایبری آنتونیادو و همکاران (۲۰۱۶) و آزمون ذهن خوانی از طریق تصویر چشم بارون-کوهن و همکاران (2001) برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: مطابق نتایج بین نظریه ذهن و قلدری سایبری(01/0 ≥p)، بین نقص کارکردهای اجرایی و همدلی(01/0 ≥p) و بین همدلی و قلدری سایبری(01/0 ≥p) رابطه منفی معناداری وجود داشت. همچنین بین نقص کارکردهای اجرایی و قلدری سایبری(01/0 ≥p) و نیز بین نظریه ذهن و همدلی(01/0 ≥p) رابطه مثبت معناداری وجود داشت. همچنین نقش میانجی گر نسبی همدلی در رابطه بین نظریه ذهن و قلدری سایبری و در رابطه بین کارکرد اجرایی و قلدری سایبری تأیید شد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد کودکانی که نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی ضعیفی دارند به احتمال بیشتر به سمت قلدری کشیده می شوند؛ زی را مه ارت های نظری ه ی ذهن و کارکردهای اجرایی تعاملات متقابل اجتماعی را سازماندهی می کنند. درک ضعیف نیات و هیجانات دیگران و نقص در کارکردهای اجرایی ممکن است توانایی کودکان در زمینه ی تشخیص علائم و سرنخ های اجتماعی که بیانگر روابط دوجانبه است، را به خطر بیندازد و آن ها را در معرض قربانی یا قلدربودن قرار دهد.
رابطۀ نظریه ذهن با مهارت های اجتماعی: نقش واسطه ای همدلی و نظم جویی هیجان در کودکان دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۸
197 - 210
حوزههای تخصصی:
هـدف ایـن پژوهـش تعییـن رابطـۀ نظریـة ذهـن بـا مهارت هـای اجتمـاعی بـا واسـطه گری همـدلی و نظم جـویی هیجـان در کـودکان دبسـتانی بـود. ایـن پژوهـش از نـوع توصیـفی – همبسـتگی بـود. در ایـن پژوهـش از جامعـه دانش آمـوزان دختـر ششـم ابتـدایی شـهر تبریـز در سـال 1401-1400 تعــداد 375 نفــر بــه روش نمونه بــرداری تصــادفی چندمرحلــه ای خوشــه ای انتخــاب شــدند و بــه پرسشــنامة مهارت هــای اجتمــاعی (ماتســون، روتاتــوری و هلســل، 1983)، آزمــون نظریــة ذهــن (اســتیرنمن، 1994)، پرسشــنامۀ همــدلی کــودک و نوجــوان (اورگاو، ریــف، بروخــوف، کــرون و گوروغلــو، 2017) و فهرســت نظم جــویی هیجــانی کــودکان و نوجوانــان (شیلــد و کیکــتی، 1997) پاســخ دادنــد. تحلیــل داده هــا بــا اســتفاده از روش مدل یــابی معــادلات سـاختاری نشـان داد بیـن نظریـة ذهـن بـا مهارت هـای اجتمـاعی رابطـة مسـتقیم وجـود نـدارد امـا بیـن نظریـة ذهـن بـا همـدلی و نظم جـویی هیجـان و بیــن همــدلی و نظم جــویی هیجــان بــا مهارت هــای اجتمــاعی رابطــة مثبــت وجــود دارد. هم چنیــن همــدلی و نظم جــویی هیجــان به طــور معنــاداری رابطـة بیـن نظریـة ذهـن بـا مهارت هـای اجتمـاعی را واسـطه گری می کننـد. بـر اسـاس نتایـج می تـوان بیـان داشـت بـا افزایـش سـطح نظریـة ذهـن، سطح همدلی و نظم جویی هیــجان می توان مهارت های اجتــماعی کودکان را بهــبود بخشــید.
روابط ساختاری نظریۀ ذهن با رفتار مخاطره آمیز در کودکان دارای کمبود توجه/فزون-کنشی با میانجی گری بدرفتاری روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی روابط ساختاری نظریه ذهن با رفتار مخاطره آمیز در کودکان دارای کمبود توجه/فزون کنشی با میانجی گری بدرفتاری روانشناختی انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کودکان 8 تا 12 سال شهر تهران تشکیل می دادند. نمونه پژوهش 316 نفر از کودکان دارای کمبود توجه/ فزون کنشی شهر تهران بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه نظریه ذهن (استیرمن، 1999)، بدرفتاری روانشناختی (فیدل، 1989) و مقیاس خطرپذیری (آیبرگ و پینگوس، 1999) استفاده شد. جهت ارزیابی الگوی پیشنهادی از تحلیل مسیر با استفاده از AMOS ویراست 24 و SPSS 27 استفاده شد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی نشان داد که بین نظریه ذهن با بدرفتاری روانشناختی و رفتارهای مخاطره آمیز رابطه منفی وجود دارد (05/0≥P). یافته ها حاکی از برازش مناسب الگوی پیشنهادی با داده هاست. نتایج حاصل از الگوی ساختاری نشان داد که 17 درصد از واریانس بدرفتاری روانشناختی توسط نظریه ذهن و 56 درصد از واریانس رفتار مخاطره آمیز توسط نظریه ذهن و بدرفتاری روانشناختی تبیین می شود. می توان نتیجه گرفت که نقص در نظریه ذهن در تعامل با ادراک بدرفتاری روانشناختی در کودکان کمبود توجه و فزون کنشی می تواند زمینه ساز بروز رفتارهای مخاطره آمیز در کودکان شود. بنابراین رفتارهای مخاطره آمیز و تکانشی در کودکان کمبود توجه و فزون کنشی نیازمند مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد است.
ویژگی های روان سنجی مقیاس توالی تحول نظریه ذهن در کودکان پیش دبستانی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی برخی از ویژگی های روانسنجی (شامل انطباق، ساختار عاملی و پایایی و روایی) مقیاس توالی تحول نظریه ذهن در کودکان فارسی زبان بود. روش پژوهش از نوع همبستگی از نوع انطباق یابی و اعتبار سنجی ابزار بود. جامعه شامل کودکان پیش دبستانی شهر تهران و نمونه شامل 100 نفر از کودکان 4 تا 7 ساله شهر تهران بودند. از ابزارهای مقیاس توالی تحول نظریه ذهن و آزمون نظریه ذهن استیرمن استفاده شد. داده ها با روش های کیفی انطباق یابی ابزار، تحلیل عاملی و همبستگی پیرسون تحلیل شدند. آزمون توالی تحول نظریه ذهن در نمونه ایرانی از پایایی متوسط برخوردار است و دارای ساختار یک عاملی است. سوالات زیرمقیاس ها امکان تبدیل شدن به یک مقیاس کلی دارند و با بقیه زیرمقیاس ها ارتباط دارند به جز مقیاس 1 یعنی درک علایق گوناکون و می توان از این آزمون به خوبی برای اهداف پژوهشی به عنوان شاخصی چندگانه از تحول نظریه ذهن استفاده کرد. توالی تحولی زیرمقیاس های آزمون برای چهار زیرمقیاس باورهای گوناگون، درک باورکاذب آشکار، درک باور کاذب درباره محتوا، باور درباره هیجان و دسترسی به هیجان قابل قبول است و تمایز سنی را می توان در این زیرآزمون ها دید؛ اما برای دو تکلیف علایق گوناگون و درک هیجان واقعی از کاذب این توالی مشاهده نشد. همچنین روایی همگرای قابل قبول بین نمره کل شرکت کنندگان در این آزمون با نمره در دو زیرمقیاس از آزمون نظریه ذهن استیرمن مشاهده شد. براساس یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که آزمون توالی تحول نظریه ذهن ویژگی های لازم برای کاربرد در زمینه سنجش این مولفه شناخت اجتماعی در کودکان ایرانی را دارد.
مقایسه شخصیت عاطفی عصبی، نظریه ذهن و عملکرد خانواده در مادران کودکان مبتلا به اوتیسم، نقص توجه-بیش فعالی و کودکان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ تابستان (مرداد) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۹
۱۳۹-۱۲۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات پیشین نشان داد که مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، نقص توجه- بیش فعالی از نظر ویژگی های شخصیتی، نظریه ذهن و عملکرد خانواده با مادران کودکان عادی تفاوت دارند، اما پژوهشی که به طور همزمان متغیرهای عملکرد خانواده، نظریه ذهن و شخصیت عاطفی عصبی را در این مادران مقایسه کرده باشد، یافت نشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه عملکرد خانواده، شخصیت عاطفی عصبی و نظریه ذهن در مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، نقص توجه- بیش فعال و کودکان عادی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع علّی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، نقص توجه- بیش فعالی و کودکان عادی در شهر تبریز بود که از میان آن ها تعداد 45 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. هم چنین از بین مادران دارای کودکان عادی مشغول به تحصیل در مقطع ابتدایی مدارس عادی شهر تبریز در سال تحصیلی 1401- 1400، پس از همتاسازی سن، نمونه ای به تعداد 45 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسش نامه های شخصیت عاطفی عصبی (پانکسپ، 1998)، نظریه ذهن (آزمون ذهن خوانی از طریق تصویر چشم، بارون- کوهن، 2001) و عملکرد خانواده مک مستر (اپستاین و همکاران، 1950) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تحلیل واریانس یک راهه و چندمتغیری و نرم افزار SPSS-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که وجود تفاوت میان مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، نقص توجه- بیش فعالی و عادی از نظر مؤلفه های ترس، مراقبت و معنویت بود. هم چنین میان مادران از نظر متغیر نظریه ذهن و عملکرد کلی خانواده تفاوت وجود دارد. (05/0 P<). هم چنین در دیگر مؤلفه های شخصیت عاطفی عصبی (جستجو، خشم، بازی، غم، اجتماعی) و عملکرد خانواده (حل مشکل، نقش ها، همراهی عاطفی، ارتباط، آمیزش عاطفی و کنترل رفتار) تفاوتی میان مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، نقص توجه- بیش فعالی و کودکان عادی مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود، برای مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، ADHD و عادی کارگاه های آموزشی جهت بهبود عملکرد خانواده و مؤلفه های آن و افزایش نظریه ذهن توسط روان شناسان برگزار شود.
تدوین برنامه آموزش نظریه ذهن مبتنی بر شناخت اجتماعی و اثربخشی آن بر خودتنظیمی هیجانی نوجوانان با اختلال سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: در حوزه اختلال سلوک طیف گسترده ای از مداخلات بر آموزش والدین کودک تمرکز داشته است تا به دورن نوجوانی و اگر به اختلال سلوک در دوره نوجوانی توجه نشان داده نشود، این اختلال می تواند درآینده منجر به پیامدهای نامطلوبی گردد. هدف: هدف از پژوهش حاضر تدوین برنامه آموزش نظریه ذهن مبتنی بر شناخت اجتماعی و اثربخشی آن بر خودتنظیمی هیجانی نوجوانان با اختلال سلوک بود. روش: روش پژوهش آمیخته (کیفی –کمی) بود. در بخش کیفی با تحلیل محتوا برنامه تدوین و اعتباریابی شد و بخش کمی شامل روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه همراه با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه بخش کیفی شامل مجموعه آثار و 30 متخصص بوده که براساس تحلیل محتوا منابع مورد نظر انتخاب شد و برای اعتبار یابی برنامه 10 متخصص با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد و جامعه بخش کمی، شامل تمامی نوجوانان 12 تا 16 ساله با اختلال سلوک شهر اصفهان در سال 1402 بود، که 24 نوجوان با اختلال سلوک با روش نمونه گیری هدفمند از کانون اصلاح و تربیت انتخاب و به شیوه تصادفی در 2 گروه آزمایش (12 نفر) و گواه (12 نفر) گمارش شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم هیجانی گراس و جان (2003) بود. برنامه آموزشی در 12 جلسه 45 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس آمیخته و اندازه گیری مکرر تحلیل با استفاده از نرم افزار SPSS.26 تحلیل شد. یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد که برنامه تدوین شده روایی محتوایی قابل قبولی دارد. یافته های بخش کمی نشان داد که برنامه آموزش نظریه ذهن مبتنی بر شناخت اجتماعی موجب بهبود خودتنظیمی هیجانی (01/0 >p) نوجوانان با اختلال سلوک شده است. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود اجرای برنامه آموزش نظریه ذهن مبتنی بر شناخت اجتماعی در اولویت آموزشی درمانگران با اختلال سلوک قرار گیرد.
اثربخشی توانبخشی روانی دوساهو و فلورتایم بر نظریه ذهن و تصویرسازی حرکتی دانش آموزان 10-6 سال مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی دو روش توانبخشی روانی- حرکتی (دوسا -هو) و فلور تایم بر نظریه ذهن دانش آموزان اتیسم با عملکرد بالا انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات از نوع مطالعات مداخله ای و تحقیقات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون تک گروهی با گروه کنترل و پیگیری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان مبتلا به اتیسم پسر 6 تا 10 ساله با عملکرد بالا در شهر تهران بودند که در سال 1402-1403 در مدارس استثنایی شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر، نمونه گیری تصادفی به صورت خوشه ای چند مرحله ای بود که از بین کودکان اوتیستیک که بر اساس تشخیص سازمان آموزش و پرورش استثنایی و بعد از اجرای پرسشنامه غربالگری اختلالات طیف اتیسم (ASSQ) مبتلا به اختلال اتیسم با عملکرد بالا شناخته شده و در مدارس استثنایی شهر تهران مشغول به تحصیل بودند، انتخاب شدند. این 45 نفر در سه گروه 15 نفری به صورت تصادفی قرار گرفتند. جهت گروه اول روش دوسا - هو، جهت گروه دوم مداخله فلورتایم انجام و برای گروه سوم که گروه کنترل بودند، هیچ مداخله ای انجام نشد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t وابسته و ترسیم دیداری یا تحلیل نموداری گرافیکی استفاده شد. یافته ها: روش درمانی دوسا- هو بر خرده مقیاس های نظریه ذهن در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم تاثیر دارد. همچنین اندازه اثر نشان می دهد که روش درمانی دوسا- هو بیشتر بر نظریه ذهن مقدماتی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم موثر بوده و بیشتر می تواند نظریه ذهن مقدماتی را افزایش دهد (0.01>p). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که توان بخشی روانی دوسا-هو و فلورتایم بر بهبود نظریه ذهن و تصویرسازی حرکتی کودکان مبتلا به اوتیسم با عملکرد بالا تأثیر مثبت دارد و موجب بهبود مهارت های شناختی و حرکتی آن ها می شود.
مقایسه اثر القای شادی و غم بر نظریه ذهن و تصمیم گیری مخاطره آمیز: نقش تعدیل کننده پردازش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت اجتماعی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۲۵)
171 - 187
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر پاسخگویی به این پرسش است که آیا کارکردهایی مرتبط با هیجان از قبیل تصمیم گیری مخاطره آمیز و نظریه ذهن در همه افراد تحت تأثیر القای غم و شادی، به یک اندازه دچار تغییر می شود یا با توجه به سطوح مختلف پردازش هیجانی، افراد بعد از تجربه این هیجان ها به طور متفاوتی واکنش نشان می دهند. روش: به منظور بررسی این پرسش تعداد 60 داوطلب، در محدوده سنی 40 – 18 سال با روش نمونه گیری در دسترس وارد شدند. پس از ارزیابی خلق با پرسشنامه افسردگی بک و سنجش پردازش هیجانی به وسیله مقیاس باکر، به طور تصادفی در یکی از گروه های القای شادی، القای غم و کنترل قرار گرفتند. جهت القای حالت های هیجانی، روش های پخش فیلم کوتاه و تصویر سازی ذهنی به کار گرفته شدند. سپس آزمون نرم افزاری آیوا (Iowa) و آزمون ذهن خوانی از طریق چشم اجرا شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده با به کارگیری روش تحلیل واریانس تک متغیره (ANOVA) نشان دادند که در این پژوهش القای هیچکدام از هیجان های شادی و غم تأثیر معناداری بر میزان نظریه ذهن و تصمیم گیری مخاطره آمیز شرکت کنندگان با سطوح متفاوت پردازش هیجانی نداشته است. نتیجه گیری: از این یافته ها چنین برداشت می شود که قرار گرفتن در معرض هیجان های شادی و غم با شدت متوسط تا نسبتاً زیاد در کوتاه مدت (کمتر از یک ساعت)، نمی تواند سطح کارکردهای نظریه ذهن و تصمیم گیری مخاطره آمیز را در افراد مختلف با سطوح پردازش هیجانی متفاوت به طور قابل ملاحظه ای در جهت بهبود یا اختلال عملکرد تغییر دهد.
رابطه بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی در کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی در کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه کودکان پیش دبستانی آوین و گل ها شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1401-1400 بود. به این منظور تعداد 150 نفر از این کودکان با استفاده از فرمول تاپاکینگ و همکاران (2007) و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به سیاهه کارکردهای اجرایی جیویا و همکاران(2015)، پرسشنامه تفکر آینده نگر کودکان مازاچووسکای و مهی(2020) و پرسشنامه نظریه ذهن استیرنمن(1999) پاسخ دادند. پس از گردآوری پرسش نامه ها، داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره به شیوه همزمان تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی کودکان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (01/0>p). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز آشکار کرد که 5/58 درصد واریانس کارکردهای اجرایی به وسیله تفکر درباره آینده و نظریه ذهن تبیین می شود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که تفکر درباره آینده و نظریه ذهن توان پیش بینی کارکردهای اجرایی کودکان پیش دبستانی را دارند.
نظریه ذهن، تردید حرفه ای حسابرس و کیفیت حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
821 - 844
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر توانمندی ذهن خوانی حسابرس از طریق چشم و واکنش های بین فردی وی از طریق چهار مؤلفه دیدگاه گیری، تخیل، توجه همدلانه و پریشانی فردی بر سطوح تردید حرفه ای و همچنین به عنوان نقش تعدیلگر بر رابطه بین تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی است.
روش: ماهیت پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی است. جمع آوری داده ها و نتیجه نهایی برای آزمون رد یا پذیرش فرضیه، از راه استقرایی و از طریق پرسش نامه های تردید حرفه ای هارت (۲۰۱۳)، ذهن خوانی بارون کوهن و همکاران (۲۰۰۱)، واکنش های بین فردی دیویس (۱۹۸۳) و کیفیت حسابرسی زارع فر و زارع فر (۲۰۱۵) انجام شده است. پایایی پرسش نامه از طریق آلفای کرونباخ بررسی شد. پایایی ترکیبی و مقدار واریانس استخراج شده، آزمون و روایی آن نیز، از طریق مقایسه جذر میانگین واریانس استخراج شده هر متغیر در مقابل هم بستگی آن متغیر با سایر متغیرها آزمون شده است. نتایج با استفاده از تجزیه وتحلیل های پاسخ های ۳۳۰ حسابرس شاغل در مؤسسه های حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران و سازمان حسابرسی در سال ۱۴۰۲ و با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد مبتنی بر واریانس، به کمک نرم افزار پی ال اس به دست آمده است.
یافته ها: در این پژوهش دو فرضیه بررسی شد. در فرضیه اول، تأثیر نقش نظریه ذهن بر سطوح تردید حرفه ای بررسی و تأیید شد. نتایج نشان داد که بین توانمندی ذهن خوانی و سطوح تردید حرفه ای حسابرسان شامل ذهن پرسشگر، تعلیق قضاوت، جست وجوی دانش، درک میان فردی، اعتمادبه نفس و خودتعیینگری، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در فرضیه دوم، نظریه ذهن به عنوان یک متغیر تعدیلگر، بررسی و قدرت و جهت آن بر ارتباط بین تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی آزمون شد. نتایج نشان داد که فرضیه دوم نیز تأیید می شود؛ به این معنا که بین متغیرهای تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی، در حضور متغیر تعدیلگر نظریه ذهن، رابطه وجود دارد.
نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که بین نظریه ذهن و سطوح تردید حرفه ای حسابرسان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ یعنی حسابرسانی که از توانمندی ذهن خوانی (نظریه ذهن) بیشتری برخوردارند یا به بیان دیگر، در مقایسه با سایر حسابرسان، قادرند باور غلط را از حقیقت بهتر تشخیص دهند، می توانند سطوح بالاتری از تردید حرفه ای را به کار گیرند. همچنین نظریه ذهن موجب تعدیل و بهبود ارتباط بین تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی می شود. در واقع می توان گفت که در اجرای تردید حرفه ای توسط حسابرسان، حسابرسانی که از توانمندی ذهن خوانی بیشتری برخوردار هستند، حسابرسی را با کیفیت بهتری انجام می دهند. یافته های پژوهش حاضر، مبنی بر تأثیر مثبت نظریه ذهن بر سطوح تردید حرفه ای، دستاورد مهمی است برای جامعه حسابداران رسمی کشور و سازمان حسابرسی تا در استخدام و به کارگیری حسابرسان توانمندتر و در نتیجه، اِعمال سطوح بالاتری از تردید حرفه ای به آن ها کمک کند؛ زیرا مؤسسه های حسابرسی و سازمان حسابرسی، در جذب و به کارگیری نیروی متخصص در حسابرسی، می توانند «توانمندی ذهن خوانی» افراد پذیرفته شده را بسنجند و افرادی را جذب و استخدام کنند که از توانمندی ذهن خوانی بیشتری برخوردارند و در نهایت، موجب افزایش کیفیت حسابرسی شوند.
اثربخشی برنامه درمانی تلفیقی مبتنی بر تعامل والد کودک، آموزش به والدین و تاب آوری خانواده بر نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
69 - 82
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه درمانی یکپارچه مبتنی بر تعامل والد-کودک، آموزش والدین و تاب آوری خانواده بر نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا بود. روش: این پژوهش کاربردی با روش شبه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، کودکان اوتیسم پنج تا هشت ساله، با عملکرد بالا، دارای گفتار و زبان، ساکن تهران 1403 بودند که پس از فراخوان در فضای مجازی ثبت نام کرده و به صورت تصادفی در هر گروه پانزده نفر قرار گرفتند. گروه آزمایش و والدین آنها هشت جلسه از این برنامه را دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. ابزارها آزمون نظریه ذهن استرمن (TOM) و پرسشنامه رتبه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی (BRIEF) بودند. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 نشان داد که میانگین نمره های نظریه ذهن در گروه آزمایش افزایش و میانگین مشکل های کارکردهای اجرایی کاهش یافته است. نتیجه گیری: برنامه درمانی یکپارچه مبتنی بر تعامل والد-کودک، آموزش والدین و تاب آوری خانواده در بهبود نظریه ذهن و کاهش مشکل های کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلا به اوتیسم با عملکرد بالا مؤثر است.
مدل یابی معادلات ساختاری نقش نظریه ذهن و هوش شخصی در عملکرد تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه با نقش میانجی گری خودکنترلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش نظریه ذهن و هوش شخصی در عملکرد تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه از طریق مدل سازی معادلات ساختاری با میانجی گری خودکنترلی پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-پیمایشی است . جامعه آماری شامل دانش آموزان ابتدایی دوره دوم با اختلال یادگیری ویژه شهرستان های اردبیل و تبریز در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود. 81 دانش آموز با اختلال یادگیری ویژه به روش نمونه گیری هدفمند از جامعه انتخاب و به پرسشنامه های خودکنترلی )فرم 13 پرسشی(، نظریه ذهن استیرمن، فرم کوتاه پرسشنامه هوش شخصی مایر و عملکرد تحصیلی کانرز پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS نسخه 23 و smart pls.3 ان جام شد. یافته ها: براساس نتایج به دست آمده مدل علّّی رابطه بین نظریه ذهن، هوش شخصی، خودکنترلی با عملکرد تحصیلی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه براساس شاخص های مختلف برازش تأیید شد ) 05 / P>0 (. شاخص های برازش مدل شامل GOF با مقدار 58 / 0 و اثرات مستقیم نظریه ذهن، هوش شخصی )شکل دادن و راهنمای انتخاب( و خودکنترلی برعملکرد تحصیلی به ترتیب با ضرایب 0.476 ، ) 0.569 ، 769 / 0( و 0.292 و نیز اثرات مستقیم نظریه ذهن، هوش شخصی )شکل دادن و راهنمای انتخاب( بر خودکنترلی به ترتیب با ضرایب 418 / 0 و ) 449 / 0 و 780 / 0( تأیید شدند. اثرات غیرمستقیم نشان می دهند که نظریه ذهن با میانجی گری خودکنترلی با ضریب 0.12 ، شکل دادن با میانجی گری خودکنترلی با ضریب 0.13 ، و راهنمای انتخاب با میانجی گری خودکنترلی با ضریب 0.23 بر عمل کرد تحصی لی تأث یر می گذار ند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، اهتمام به آموزش راهبردهای خودکنترلی، ارتقا سطوح نظریه ذهن و تقویت هوش شخصی نقش مؤثری در توسعه این مهارت ها و در نتیجه بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان ایفا خواهد کرد.
شناسایی ژست های بیانگر حالت های ذهنی از منظر علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ بهمن و اسفند ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۹۰)
361 - 397
حوزههای تخصصی:
نظریه ذهن به عنوان توانایی درک حالت های ذهنی دیگران از قبیل باور ها، امیال و قصدمندی ها، و نیز درک تفاوت این حالت ها با آن چه خود فرد دارد است. نظریه ذهن جنبه مرکزی شناخت اجتماعی است و پیش نیاز کارکرد های اجتماعی است. در این میان اصطلاحاتی هستند که بیان گر حالت های ذهنی هستند. امروزه این توانایی ملاک موفقیت و یا عدم موفقیت افراد در ارتباط های اجتماعی آن ها محسوب می شود. همچنین بازیگر برای بیان احساسات نقش از ژست استفاده می کند و تماشاگر از طریق ژست بازیگر، احساسات کاراکتر را ادراک می کند. در مطالعات پیشین از طریق حالت های صدا، چشم، فیلم و چهره افراد، نظریه ذهن مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، مطالعه بدن در بیان حالت های ذهنی ازمنظر علوم شناختی است.
در این مطالعه سی حالت ذهنی به صورت القایی به پنجاه بازیگر تئاتر داده شد و آن ها برای هر حالت ذهنی، یک فرم بدنی طراحی کردند. در این فرایند دو هزار تصویر از ژست بازیگران جمع آوری شد. تصاویر توسط ۳۲۱ نفر تماشاگر به صورتِ تصادفی مورد نظرسنجی قرار گرفت و از میانِ آن ها ژست هایی که بالاترین امتیاز را در این نظرسنجی دریافت کردند، انتخاب شد. پایایی و روایی تصاویر منتخب از طریق نرم افزاری که برای آزمون ذهن خوانی از طریق بدن طراحی شده بود، ارزیابی شد. این مطالعه از طریق تهیه و طراحی آزمون و اجرای آزمون و تحلیل و ثبت نتایج آزمون به نتایج زیر رسید.
با توجه به نتایج آماری مشخص شد که بدن توانایی انتقال حالت ذهنی را دارد. ما می توانیم از فرم بدن افراد، به حالت های ذهنی آن ها پی ببریم. سی حالت بدنی براساس حالت های ذهنی «هدف» در مطالعات بارون کوهن، مشخص شد. ارتباط میان ذهن خوانی از طریق بدن با ذهن خوانی از طریق چشم مورد ارزیابی قرار گرفت. تصاویر منتخب جهت طراحی آزمون ذهن خوانی از طریق بدن شناسایی و روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت. بانک ژست هایی از زبان بدن/ شناخت بدنمند شناسایی شد.
در این پژوهش اولین بانک تصاویر بیان گرِ حالت های ذهنی از طریق بدن بازیگران تهیه و طراحی شد. در درک حالت های ذهنی، زنان عملکرد بهتری نسبت به مردان دارند. بدن نسبت به چشم ها، در بیان حالت های ذهنی از گویایی بیشتری برخوردار است.