مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۶۱.
۱۶۲.
۱۶۳.
۱۶۴.
۱۶۵.
۱۶۶.
۱۶۷.
۱۶۸.
۱۶۹.
۱۷۰.
۱۷۱.
۱۷۲.
۱۷۳.
۱۷۴.
۱۷۵.
۱۷۶.
۱۷۷.
۱۷۸.
۱۷۹.
۱۸۰.
جهان اسلام
منبع:
غرب آسیا سال ۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳
53 - 66
حوزههای تخصصی:
نقش ظرفیت های اجتماعی در شکل گیری و استحکام و قدرت یافتن گفتمان مقاومت و مجموعه امنیتی محور مقاومت از نقش برجسته ای برخوردار می باشد که تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران و ارزش و هنجارهای ناشی از آن است. بسیاری از شاخص های فرهنگ سیاسی حاکم بر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران ماهیت هویت گرا، عدالت جویانه و شالوده شکن داشته است. این امر نقش موثری در شکل گیری جنبش های مقاومت اسلامی از جمله جنبش های اسلامی در لبنان و فلسطین ایفا کرده است و همین ساختارشکنی بین المللی، اقتدار و امنیت بین المللی مورد نظر غرب و کشورهای محافظه کار عربی را در مجموعه امنیتی غرب آسیا با تهدید روبرو ساخته است. در این راستا هدف پژوهش پیش رو شناخت وجه اشتراک ایران با کشورهای محور مقاومت(مطالعه موردی عراق، یمن، فلسطین) است. از این رو سوال نوشتار حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که «مهمترین وجه اشتراک ملی ایران، با کشور عراق، یمن، فلسطین چیست؟ یا ظرفیت های اجتماعی این کشورها چه اثری بر جبهه مقاومت دارد؟». این پژوهش با روش تحلیلی- تطبیقی و شیوه گردآوری داده ها مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. یافته های پژوهش براین است که، به نظر می رسد وجه اشتراک ملی ایران با کشور عراق، یمن و فلسطین، وجود مولفه هایی همچون؛ مسلمان بودن اکثریت قریب به اتفاق جمعیت کشو، مذهب، زبان، فرهنگ مشترک است. در واقع همانطور که در ایران اکثرا دین و مذهب، فرهنگ و زبان مشترکی وجود دارد، از این جهت عناصر گفته شده برای کشورهای مذکور نیز صدق می کند.
کلان شهرهای جهان اسلام در فرایند جهانی شدن و شهر جهانی مطالعه تطبیقی: تهران و استانبول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
176 - 195
حوزههای تخصصی:
روند سریع و رو به رشد کلان شهرها در مسیر مبدّل شدن به شهرهای جهانی و جهان شهرها متاثر از هم افزایی ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی جغرافیای سیاسی شهر می باشد. شهرها به مثابه یک موجود زنده در مسیر تکاملی خود از نوزادشهر به مادرشهر، کلان شهر، شهر جهانی و جهان شهر تبدیل می شوند. کلان شهرها در این فضای رقابتی می کوشند تا سطح رقابت پذیری خود را با رقبا ارتقا ببخشند. در این پژوهش محقق با شاخص سازی برای شهرهای جهانی براساس نظر اندیشمندان جغرافیای سیاسی در زمینه مطالعه پیرامون شهرهای جهانی، عملکرد دو کلان شهر تهران و استانبول را از بین کلان شهرهای جهان اسلام برپایه معیارها و کارکردهای شهرهای جهانی مقایسه تطبیقی کرده تا بررسی نماید هر یک از این دو شهر در چه جایگاهی از رتبه بندی شهرهای جهانی قرار دارند. به همین منظور با استفاده از نرم افزار ArcMap نقشه های مربوطه تهیه و به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی شاخص ها و معیارهای عددی موجود پرداخته شده است. با تحلیل های صورت گرفته این نتیجه حاصل شد که در اکثر شاخص ها عملکرد شهر استانبول نسبت به تهران از موقعیت بهتری برخوردار است و به شکل مناسبی در جامعه شبکه ای و فضای جریانی شهرهای جهانی قرار گرفته است که البته به دلایل مختلف نظیر موقعیت ژئوپلیتیکی، فضای باز اقتصادی و سایر شاخص ها است. نتایج بررسی تطبیقی وضعیت این دو کلان شهر، باعث طراحی مناسب تر چشم انداز آتی این شهرها توسط مدیران در راستای تحقق شهر جهانی می باشد.
رویکرد طراحی تولید هالیوود به جهان عرب بر اساس الگوی همجوشی JDL مطالعه موردی فیلم دزد بغداد (1940)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هالیوود در بسیاری از موارد تلاش کرده است، در کنار فیلم های به ظاهر سرگرم کننده اش، از رویکردهای سیاسی و اجتماعی متعددی بهره برداری کند. رویکردهایی که غالبا با تحولات سیاسی و اجتماعی روز همراه بوده و غالبا تضمین کننده اهداف کلان سیاسی آمریکا یا متحدانش بوده است[i].هالیوود به منظور دستیابی به اهداف یاد شده، معمولا از ترکیب سبک ها، ایده ها و رویکردها استفاده می کند. بدین ترتیب راه را بر برداشت های صریح و مستقیم بسته و بر تاثیر بر ناخودآگاه مخاطب تکیه می کند. در ارزیابی و تحلیل این گونه آثار بعضا نمی توان از روش های معمول تحلیل بهره برد. بلکه می توان از همان روش ساخت اثر – یعنی هم جوشی – استفاده کرد. هم جوشی یکی از شیوه های نوظهور تحلیل داده ها است که ابتدا در علوم نظامی شکل گرفت و امروزه علاوه بر ورود به سایر عرصه های علمی، وارد علوم انسانی و هنر نیز شده است.در پژوهش حاضر، تلاش شده است تا ضمن معرفی الگوی هم جوشی JDL، طراحی تولید فیلم دزد بغداد به واسطه همین الگو مورد ارزیابی قرار گرفته و رویکرد هالیوود نسبت به جهان عربی اسلامی تبیین و تشریح شود. نتیجه پژوهش موجود موید این ادعاست که دزد بغداد با استفاده از الگوی JDL، در تصویرسازی معماری و عناصر بصری جهان عرب، به شکلی کاملا سیاسی عمل کرده است. در نگارش این مقاله علمی کاربردی از منابع کتابخانه ای، عکاسی از صحنه های فیلم و تحلیل آن استفاده شده است. در تایید این ادعا نگارنده یک مجموعه مستند تلویزیونی تحت عنوان تاریخ و تصویر (1380) را تولید کرد که از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد و در آن به فیلم های هالیوودی ای پرداخته می شد که از همین رویکرد تبعیت می کردند.
آموزه قرآنی امت و اثربخشی آن در تحقق هویت واحد تمدنی در جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بازنمود ظرفیت هویت بخش آموزه قرآنی امت، مهم ترین هدف این پژوهش بود. روش: این تحقیق بر اساس روش توصیفی- تحلیلی سامان یافته و بر حسب دستاورد یا نتیجه تحقیق، از نوع توسعه ای- کاربردی؛ از لحاظ هدف، از نوع اکتشافی و به لحاظ نوع داده های مورد استفاده، تحقیق کیفی است. یافته ها: یکی از مهم ترین یافته های این پژوهش، اثبات توانایی های «استخراجی» آموزه امت است؛ به این معنا که این آموزه، توانایی خلق ایدئولوژی لازم برای بهره برداری از امکانات مادی و غیر مادی موجود در جهان اسلام را برای نیل به اهداف و آرمانهای خود- با توجه به اولویتهای مدّ نظر- دارد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل و ترکیب داده های جمع آوری شده نشان داد که «تزریق هویت جمعی»، «تبدیل هویتهای گسیخته به پیوسته»، «تشابه سازی و تمایزبخشی توأمان»، «نمادسازی مشترک» و «تضعیف هویت جویی های افراطی»، از مهم ترین کارکردهای هویت بخش آموزه قرآنی امت در جهان اسلام اند.
روش شناسی راهبردهای شهید سلیمانی در جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ارتباط با هستی شناسی راهبردهای شهید سلیمانی در جهان اسلام دیدگاه های متفاوتی ارائه می گردد. از یک طرف، طراحان محافل نظام سلطه معتقدند: راهبردهای شهید سلیمانی ناشی از توسعه طلبی ایران برای نفوذ بیش از پیش در دنیای اسلام است. سویه دیگر این دوقطبی که از سوی اندیشمندان بومی در جهان اسلام در حال نشر است، بر این اصل پای می فشرد که راهبردهای شهید سلیمانی نه برای نفوذ؛ بلکه برای وحدت جهان اسلام در برابر نظام سلطه و نهایتاً استقلال کشورهای مسلمان از قیود ناشی از رابطه سلطه و سلطه پذیری است. لذاتبیین روش راهبردهای سیاسی- نظامی شهید سلیمانی در جهان اسلام است (مسئله)؛ نوشتار حاضر؛ تبیینی- تحلیلی است. نوع این پژوهش؛ کیفی و شیوه گردآوری اطلاعات؛ اسنادی است (روش)؛ به دلیل پیوستگی دو مؤلفه آنتولوژی و متدولوژی، این فرض مطرح است که روش اصلی راهبردهای شهید سلیمانی در جهان اسلام، حمایت از مظلوم و مبارزه با ظالم بوده است. دراین روش برخلاف نظریه رئالیسم، هدف کسب منفعت نیست، بلکه هدف تأمین سعادت کشورهای اسلامی (استقلال) در برابر نظام سلطه است. بنابراین، در مکتب شهید سلیمانی، حمایت از مظلوم (روش) به موازات هدف (وحدت جهان اسلام) و به عبارتی هستی راهبردها، اهمیت دارد (یافته ها).
چالش های امت اسلامی و راه کارهای سید جمال الدین اسدآبادی برای برون رفت از آن (بر اساس نظریه بحران اسپریگنز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۴
186 - 212
حوزههای تخصصی:
کشورهای اسلامی در زمان سید جمال به دلیل استعمار و استبداد دچار عقب ماندگی شده بودند. بدین خاطر سید جمال تلاش بسیاری جهت برون رفت جهان اسلام از عقب ماندگی کرد. ایشان با مطالعه جهان اسلام، علل عقب ماندگی را دو سطح داخلی(استبداد، مسخ دین ، فقدان همبستگی اجتماعی، خرافات و جهل، جدایی دین از سیاست، وابستگی به غرب) و خارجی (استعمار) می داند و راه کارهایی را نیز برای برون رفت از این چالش ها در دو بعد (نظری و عملی) ارائه کرده است. مقاله حاضر با الگوی نظریه بحران اسپریگنز (بررسی وضعیت موجود و مطلوب، تشخیص علل مشکل و ارائه راه حل) راه کارهای سید جمال برای برون رفت از این چالش را مورد بررسی قرار داده و درنهایت برای راه کار نظری از اندیشه سیاسی خود سید جمال: مبارزه با خودکامگی مستبدان، مجهز شدن به علوم و فنون، بازگشت به اسلام نخستین، وحدت مسلمانان، دمیدن روح جهاد و مبارزه در کالبد جامعه اسلامی، مبارزه با خودباختگی در برابر غرب، مشارکت و همبستگی مردم و برای راه حل عملی: برخورد با دربار برای مبارزه با استبداد، آگاهی دادن به مردم و مردمی کردن جریان استبدادستیزی، تربیت نیروهای جوان و نهادینه کردن تفکر ضداستبدادی در آن ها، آگاه ساختن علمای بلاد از اوضاع ایران و منسجم نمودن آنان برای مقابله با استبداد، عدم مشروعیت حکومت استبدادی را استخراج کرده است.
بررسی جایگاه دیپلماسی فرهنگی حج و موانع آن با تأکید بر همگرایی در جهان اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
میقات حج دوره ۳۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۲۲)
109 - 172
حوزههای تخصصی:
فریضه حج نهتنها راهی برای نزدیک شدن به خدا ارائه میدهد بلکه مزایای اجتماعی، آموزشی، اقتصادی و سیاسی را به زائران ارائه میدهد. دیپلماسی فرهنگی حج این توانایی را دارد که در ایجاد صلح و امنیت جهانی و منطقهای مؤثر واقع شود. تاریخ گواه آن است که هرگاه زمینههای فرهنگی تقویتشدهاند، زمینههای کینه و عداوت بین مردم کم میشود، و جنگ و خونریزی متوفق شده و صلح و آرامش به ارمغان آمده است. دیپلماسی وحدت بخشی که صلح و امنیت را به بار میآورد همراه با عقلانیت و تعقل است و این مناسک حج است که زمینه اتحاد و یکدلی را فراهم میکند و از نزاع و تفرقه و جدال برحذر میدارد. لذا، حج عبادتی سیاسی، اجتماعی است که متضمن مجموعهای از قوانین و دستورات الهی برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت است؛ و مناسک گنجانده شده در این آیین الهی آمیزهای وحدت بخش و صلح آفرین است که در صورت توجه به فلسفه حقیقی مناسک حج و انجام درست اعمال آن مسلمین میتوانند به سعادت دنیا و آخرت برسند و امت واحده اسلامی بلکه بالاتر از آن جامعه جهانی اسلامی تشکیل دهند. در این پژوهش از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد مناسک حج تمرینی برای برقراری ارتباط و گفتوگوی منطقی بین مذاهب اسلامی است؛ و استفاده صحیح از این موقعیت عظیم اسلامی میتواند باعث تقریب مذاهب اسلامی شود.
مبانی و اصول مکتب شهید سلیمانی الگوی جهان اسلام
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تبیین مبانی و اصول مکتب شهید سلیمانی الگوی جهان اسلام است. روش: این پژوهش با بررسی کتابخانه ای در زندگی نامه، سخنرانی ها، یادداشت ها و وصیتنامه شهید و همچنین مصاحبه با افراد صاحبنظر و استفاده از نظر خبرگان نوشته شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد اعتقاد راسخ به اسلام سیاسی و ولایت فقیه، اراده قاطع بر حاکمیت دین خدا در جهان، تکلیف شناسی و انجام وظیفه، ذوب در انقلاب بودن و جهت گیری انقلابی و جهادی، سلوک معنوی و دوری از نفسانیت و خودخواهی، باور به کرامت انسان ها و شتافتن به کمک آنها، مقابله و مواجهه با نظام سلطه، تدبیر، باور به داشته ها و اتکا به آن و ... از مبانی و اصول مکتب شهید سلیمانی است. نتیجه گیری: مکتب سلیمانی مکتبی جامع و مانع و ثمره حرکت هدف دار، سنجیده، خستگی ناپذیر و سرشار از ایمان و اخلاص حاج قاسم به سوی اهداف والا و الهی است. اکنون نوبت مسئولان و مدیران در سه قوه است که پایبند به مکتب سلیمانی باشند و با این سرمایه عظیم از گذرگاه های دشوار عبور کنند.
نقش مصلحت در تحقق هم گرایی سیاسی و امنیتی جهان اسلام از منظر فقه اهل بیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۲ اسفند ۱۴۰۲ شماره ۳۱۵
79 - 89
حوزههای تخصصی:
جهان اسلام دچار بحران های زیادی است که منجر به واگرایی سیاسی می شود. در حالی که توجه به عنصر مصلحت می تواند منجر به تحقق همگرایی سیاسی و امنیتی در سطح جهان اسلام شود. پرسش اصلی آن است که نقش مصلحت در تحقق همگرایی سیاسی و امنیتی جهان اسلام چیست؟ در پاسخ، این فرضیه با شیوه تحقیقی تحلیلی به آزمون گذاشته می شود که نقش مصلحت در حل بحران های موجود جهان اسلام و تحقق همگرایی سیاسی و امنیتی در آن، با امعان نظر در دیدگاه فقهای امامیه بسیار اساسی است؛ به نحوی که موجب استحکام درونی نظام سیاسی در درون هر یک از واحدهای سیاسی و برون رفت از بحران های دست ساخته دشمنان اسلام می گردد. نوآوری این پژوهش، در آن است که به تبیین نقش مصلحت و چگونگی راه حل بیرون رفت از بحران ها و چالش های موجود از منظر فقهای امامیه پرداخته است. بنابراین، هدف مقاله از یک سو بررسی نقش مصلحت در ایجاد همگرایی سیاسی و امنیتی میان دولت های اسلامی است، و از سوی دیگر، بررسی تحقق آن برای حفظ جان، مال و آبروی مسلمانان و حفظ اساس نظام های اسلامی است.
تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر فرایند انقلابهای عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۴۱)
295 - 319
حوزههای تخصصی:
گفتمان اسلام گرایی انقلاب اسلامی ایران از زمان پیدایش تاکنون به مثابه یکی از منابع مهم تحولات در سطح منطقه و جهان اسلام نقش ایفا نموده است. در واقع، بزرگ ترین تاثیر گذاری گفتمان انقلاب اسلامی در سطح منطقفه و جهان اسلام، تاثیر گذاری بر جنبش های سیاسی اسلام گرا بوده است. از نمود های این تاثیرگذاری شکل گیری جبهه مقاومت، استقلال و استکبار ستیزی بوده که در طی چندین دهه اخیر نمود پیدا کرده است. از طرف دیگر، به نظر می رسد با توجه به نقش آفرینی گروه های اسلام گرا در فرایند ناآرامی های عربی از 2011 تاکنون، گفتمان اسلام گرایی انقلاب اسلامی ایران همچنان نقش پر رنگی در تحولات منطقه ای ایفا می نماید. در این راستا، با توجه به اهمیت موضوع ، این پژوهش بدنبال پاسخگویی به این سوال محوری است، که گفتمان انقلاب اسلامی ایران چه تاثیری بر فرایند بهار عربی داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد، گفتمان انقلاب اسلامی در چهارچوب مفاهیمی همچون، استقلال و آزادی، مبارزه با ظلم و فساد و عدالت طلبی به شکل اساسی بر جنبش های اسلام گرا در فرایند بهار عربی تاثیر گذار بوده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای روش کیفی و ابزار گردآوری داده ها منابع کتاب خانه ای و اینترنتی است
کاربست مفهوم پایداری و مقاومت با محوریت آزادی فلسطین در ادبیات جهان اسلام (طراحی یک مدل عملگرا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات پایداری شاخه ای از ادبیات است که دو مفهوم نهادینه شده مبارزه و مقاومت را در بطن خود دارد. مبارزه با مجموعه ظلم و ستم، استبداد و اختناق که هدف اصلی آن تحقق آزادی و رهایی بوده و مقاومت نیز تا نیل به این هدف مورد تأکید این نحله از ادبیات است. در این راستا، مسأله فلسطین، تهییج مبارزان فلسطینی و ستایش مقاومت آنان و نیز ترسیم چهره اشغالگران صهیونیستی یکی از مهمترین تجلی های ادبیات مقاومت قلمداد می شود. شاعران بسیاری این موضوع را به انحاء مختلف در قالب آثار منظوم و منثور فارسی و عربی مطرح نمودند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، کاربست مفهوم پایداری و مقاومت با موضوع فلسطین و طراحی یک مدل عملگرا در این رابطه است. پژوهش حاضر، از نظر هدف، توسعه ای؛ از لحاظ رویکرد، کیفی و بر اساس فراترکیب انجام می شود. بر این اساس، جامعه آماری پژوهش، شامل مجموعه مقالاتی است که در بازه زمانی سال های 1392 تا 1402 شمسی و با موضوعیت ادبیات پایداری و مبارزه مردم فلسطین به چاپ رسیده اند، می باشد. نویسندگان با جستجو در میان پایگاه های علمی مطرح داخلی تعداد 66 مقاله را از میان 148 مقاله برگزیده و پس از تحلیل محتوای آنها، مقوله ها و مفاهیم استخراج شده و اولویت سنجی آنان نیز با بهره گیری از روش آنتروپی شانون انجام شد. براساس یافته های پژوهش، 32 مفهوم در قالب 8 مقوله شناسایی و در قالب دو دسته عوامل سلبی و عوامل ایجابی تفکیک شدند. مفاهیم سلبی، به ترتیب شامل مفاهیمی همچون: نقض گسترده حقوق بشر از سوی صهیونیست ها، انتقاد شدید از سکوت جوامع بین الملل، نفی هرگونه سازش، نفی جامعه غفلت زده و مفاهیم ایجابی نیز به ترتیب شامل مواردی همچون:گذار ازهویت عربی به هویت اسلامی، بسط مرجعیت شهامت و شهادت طلبی، ائتلاف و اتحاد، تحقق وعده الهی(ترسیم افق روشن پیروزی) می باشند.
تمدن اسلامی در مرحله گذار؛ ضرورت آینده نگاری و راهبردپردازی برای ساختن تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
3 - 21
حوزههای تخصصی:
رقابت های تمدنی بین تمدن های بزرگ در عرصه جهانی، در شرایطی که جامعه بشری با بحران های سترگ و بنیادی روبه روست، جهان اسلام را در مرحله گذار قرار داده است؛ مرحله ای که در آن، صاحبان هر تمدنی با فائق آمدن بر این بحران ها و ارائه طریق برای جامعه بشری، می توانند از آن به سلامت گذر کنند و تمدن نوینی را سامان دهند و به جامعه بشری عرضه نمایند. از این نظر، جهان اسلام در وضع کنونی در مرحله پیشاتمدن نوین اسلامی قرار دارد و درصورتی که با سلامت از این مرحله گذر کند، می تواند تمدن نوینی را به جامعه بشری ارائه نماید. ازاین رو، شناسایی دقیق وضعیت کنونی جهان اسلام و توصیف دقیق عوامل مؤثر بر رقابت های تمدنی بین جهان اسلام و تمدن های رقیب، می تواند زمینه را برای تسهیل گذر از وضع کنونی به مرحله تمدن نوین اسلامی هموار سازد.
در این مقاله با کار بست روش سوات[1] سعی می شود تا ازیک سو نقاط قوت و ضعف جهان اسلام، و ازسوی دیگر فرصت ها و تهدیدهای پیش روی آن در مواجهه با رقبا، برای شکل دادن تمدن نوین اسلامی توصیف گردد. پس از توصیف دقیق وضع موجود، با تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر رقابت های تمدنی، وضعیت تمدن اسلامی در مرحله پیشاتمدن نوین اسلامی تبیین و راهبردهای گذر از مرحله کنونی به مرحله تمدن نوین اسلامی ارائه می گردد.
[1]- SWOT
نگاشت آینده تمدنی؛ اضلاع تمدن نوین اسلامی و راه پایدارسازی و پابرجایی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
23 - 42
حوزههای تخصصی:
تمدن هر ملت و امتی، بیش و پیش از هرچیز در فرهنگ مردمان و پیروانش ریشه دارد. تمدن اصیل اسلامی نیز تمدنی انسان محور و البته با رویکرد دینی و معنوی است؛ و عامل انسانی، یعنی آحاد مؤمنان به شریعت اسلام و مبانی آن، در مقایسه با عوامل مادی و طبیعی، مهم ترین نقش را در پیدایی، بقا و ارتقای این تمدن دارد. پس شناختِ مهم ترین ویژگی های شخصیتی شهروندان مدینه فاضله اسلامی، که قرآن و حدیث برای ایشان تعریف می کنند، به گونه ای ما را با اضلاع و ساختار جامعه و تمدن اسلامی و تفاوت های ماهوی آن با تمدن انسان محور سکولار و متکی بر سازه های اندیشه لیبرالیسم غرب نیز آشنا خواهد ساخت. ارزش های چهارگانه بینش (جهان بینی و باورهای الهی)، دانش (فرزانگی)، کنش (فرهنگ جهاد و تلاش) و منش (پایبندی به اخلاقیات و ارزش ها) اصلی ترین شاخصه های فرهنگی مسلمانان متمدن، و درنتیجه مهم ترین اضلاع تمدن اسلامی به شمار می رود. ارزش هایی که زمانی بودنشان مدینه النبی، جامعه علوی و پنج قرن اقتدار سیاسی و علمی را به مسلمین ارزانی داشت؛ و زمانی نیز فقدان یا تضعیفشان آن شکوه و اقتدار را به ورطه اضمحلال و نابودی کشاند؛ اما اکنون احیا و تقویتشان در نهاد آحاد شهروندان جهان اسلام، پایداری، استواری و ارتقای تمدن نوین اسلامی را به ارمغان خواهد آورد.
هویت دینی و آینده همگرایی در جهان اسلام ؛ موانع و راهکارهای پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۴ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱
237 - 261
حوزههای تخصصی:
هدف: اسلام به منزله نقطه کانونی و دال مرکزی جهت شناسایی و هویت بخشی جوامع و دول اسلامی محسوب می شود. با این همه، مؤلفه هویت دینی در نظام بین الملل معاصر و به ویژه سیاست خارجی دولت های اسلامی نتوانسته است به منزله یک پیش ران اصلی عمل نموده و نقش و جایگاه اصلی خود را برای شکل دهی مناسبات و تعاملات خارجی ایفا کند و در برخی مواقع تکیه بر آن موجب بروز اختلافات و حتی بحران ها و تضادهای شدید شده است.روش: مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و رویکردی آینده پژوهانه ضمن بررسی موانع نقش آفرینی و کارکرد اصیل هویت دینی در جوامع اسلامی، چالش های پیش روی همگرایی جهان اسلام را در عرصه روابط بین الملل نظیر وجود جریان های انحرافی و نیز افراط گرایی ملی مورد توجه قرار داده است و به این پرسش اصلی پاسخ دهد که چگونه مؤلفه دین می تواند در جایگاه واقعی خود و به منزله یک پیش ران اصلی برای طراحی هندسه تعاملاتی آینده جهان اسلام قرار گیرد؟ یافته ها: فرضیه اصلی آن است که برای نیل به همگرایی در آینده جهان اسلام ضروری است تا از طریق راهکارهایی همچون اجماع سازی مبتنی بر بازتعریف ادبیات مشترک دینی؛ آگاهی بخشی و برجسته سازی اشتراکات اسلامی می توان موضوع احیاء و بازسازی جایگاه هویت مشترک دینی را در اولویت راهبردی برای هم گرایی قرار داد.نتیجه گیری: آموزش و هم افزایی علمی هم در سطوح خرد (مانند نزدیکی دانشجویان و نخبگان جهان اسلام) و نیز در سطح سیستمی (بهره گیری از ظرفیت های کنش گران، نهادها و سازمان های فعال در جهان اسلام) موجب تقویت هویت دینی و همگرایی جوامع اسلامی خواهد شد.
واکاوی مشارکت زن مسلمان در نهادهای سیاسی (دولتی) در جهان اسلام با توجه به مواضع محمد غزالی مصری و یوسف قرضاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۳
۱۱۷-۹۵
حوزههای تخصصی:
جهان اسلام در دویست سال اخیر به نحو گسترده ای به مطالعات زنان پرداخته است. پژوهش حاضر به منظور شناخت این سیر مطالعات و تحولات پیش رویِ آن، به بررسی بیانات و مواضع دو اندیشمند مصری درباره مسئله مشارکت زن مسلمان در نهادهای سیاسی (دولتی) پرداخته است. محمد غزالی مصری، اندیشمند و فقیه اهل سنت و یکی از داعیه داران جریان اخوان المسلمین است که در برخی آثار خود به وضعیت زنان و حضور آنان در عرصه سیاست اشاره کرده است. یوسف قرضاوی، اندیشمند اهل تسنن نیز به مسئله زن و حضور او در عرصه سیاست اهمیت می داد. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و روش مقایسه ای کوشیده به این پرسش پاسخ دهد که مشارکت زن مسلمان در نهادهای سیاسی باتوجه به مواضع غزالی و قرضاوی چگونه بوده است؟ تفکرات این دو اندیشمندِ جهان اسلام، علی رغم حداقل تفاوت ها، نشان دهنده شباهت های ادراکی آنان از اسلام است؛ چنان که هر دو مشارکت زن مسلمان در نهادهای سیاسی را باتوجه به آموزه های اسلام تأیید می کردند.
پیشینه تحولات و تکامل حقوق مالکیت ادبی-هنری در کشورهای اسلامی و غربی منتخب (قرون پانزدهم تا بیست و یکم میلادی)
حوزههای تخصصی:
با وجود اینکه عموم پژوهش های مطرح در زمینه حقوق مالکیت فکری به منظور تکامل و توسعه این شاخه از علم حقوق بر فناوری ها و دستاوردهای فکری کم سابقه و بی سابقه بشر متمرکز شده اند لیکن بدون وجود درک صحیحی از فراز و فرود های مسیری که در دستیابی به نظام حقوقی فعلی پشت سر گذاشته شده، طراحی مسیر آینده امری خطیر خواهد بود. ضعف ها و کاستی های عملکرد گذشتگان و رنجی که در اثر این کاستی ها متحمل شدند می تواند تا اندازه زیادی ما را در پرهیز از تکرار همان اشتباهات و طراحی یک نظام حقوقی کارآمد یاری رساند. به همین جهت در این پژوهش نظری برآن شدیم تا با بررسی موشکافانه عملکرد کشورهای شاخص در زمینه حقوق مالکیت ادبی-هنری در دو جهان اسلام و غرب در زمینه حقوق مالکیت ادبی هنری، عملکرد این دو نظام حقوقی را در ترازوی تاریخ نهاده و با سنگ محک اصول حقوقی نوین مورد سنجش قرار دهیم. الگو های حاصله از این پژوهش به ما اثبات نمود آثار عمیق و گسترده حقوق مالکیت ادبی هنری بر تمامی جنبه های حیات انسان نیاز به طراحی یک نظام حقوقی متناسب با عقاید، فرهنگ، اقتصاد و صنعت هر ملت دارد.
تصویر مطلوب سیاسی انقلاب اسلامی در افق ۱۴۱۴ ه.ش در جهان اسلام از منظر امامین انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین هدف انقلاب اسلامی در راستای تشکیل حکومت عدل الهی در جهان عبارت است از کمک به شکل گیری کشورهای مستقل، آزاد، برخوردار از ثروت و امنیت، متدین و بهره مند از معنویت و اخلاق می باشد. با توجه به گسترش روزافزون صدور فرهنگی ارزش های متعالی انسانی و الهی انقلاب اسلامی در کشورهای جهان اسلام و حتی کشورهای غیر اسلامی، لازم است تا تصویر مطلوبی از سیاست های انقلاب اسلامی در جهان اسلام ارائه شود تا مسیر رشد و تعالی فعالین انقلاب اسلامی در راستای این تصویر تعریف گردد و مشکلاتی که تصاویر غیر واقعی تمدن مادی بشری که بویژه غرب برای انحراف و تحریف واقعیت ها کشیده است مشخص و به نمایش درآورده شود. در این پژوهش با جمع آوری داده ها از طریق روش دلفی و بررسی اندیشه های امامین انقلاب اسلامی از طریق مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل داده ها از طریق پنل های خبرگانی و مصاحبه های عمیق، به بررسی پاسخ پرسش های اصلی و فرعی پژوهش پرداخته شده است. یافته های پژوهش شامل مواردی همچون مؤلفه های قدرت سیاسی انقلاب اسلامی در جهان اسلام بر مبنای اندیشه امامین انقلاب اسلامی در افق 1414 اشاره شده است و همچنین راهکارهای تحقق تصویر مطلوب انقلاب اسلامی بر مبنای اندیشه امامین انقلاب اسلامی است که منجر به نزدیک شدن به جامعه تمدن نوین اسلامی و کمال انسانیت می باشد.در پایان بر اساس این یافته های پژوهش، تصویر مطلوبی از جایگاه سیاست انقلاب اسلامی در جهان اسلام از دیدگاه امامین انقلاب اسلامی ترسیم گشته است.
بررسی مقایسه ای قدرت نرم در سیاست خارجی ایران و ترکیه در منطقه غرب آسیا با تاکید بر فلسطین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۵۴)
92 - 67
حوزههای تخصصی:
منطقه غرب آسیا یکی از مهم ترین مناطق بین المللی است که در دهه های اخیر با تحولات عمیق و گسترده ای روبه رو شده است. با توجه به اهمیت روزافزون فرهنگ در روابط بین الملل و تأثیرگذاری این مؤلفه بر کشورها، به ویژه اثربخشی عناصر فرهنگی ایران و ترکیه، نگارندگان در چارچوب نظریه قدرت نرم جوزف نای و با رویکرد مقایسه ای به طرح این پرسش اساسی پرداخته اند که: تأثیر قدرت نرم ایران و ترکیه در سیاست خارجی آن ها نسبت به مسئله فلسطین چیست و دارای چه محدودیت هایی می باشد؟ فرضیه اصلی پژوهش این است که قدرت نرم ایران عمدتاً در لایه مقاومت فلسطین (مانند حمایت از گروه های مقاومت از طریق دیپلماسی عمومی و رسانه های فرهنگی) بروز یافته، در حالی که قدرت نرم ترکیه بیشتر در لایه دیپلماسی و اقتصاد (مانند کمک های آژانس همکاری و کمک و مبادلات تجاری) متمرکز است، اما هر دو با محدودیت هایی مانند تناقضات ارزشی-عملی و چالش های جذب عمومی مواجه اند. مقایسه نشان می دهد ایران در جذب لایه های مقاومتی موفق تر است (با تأثیر 70% بر اساس نظرسنجی های منطقه ای)، در حالی که ترکیه در دیپلماسی اقتصادی پیشتاز است اما با چالش های داخلی مانند سرکوب اعتراضات روبرو است. این پژوهش براساس رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش های پژوهش کیفی انجام پذیرفته و اطلاعات از منابع اسنادی-کتابخانه ای و تارنماهای معتبر فضای مجازی جمع آوری شده است.
تحلیل نقش منابع جغرافیایی قدرت در بحران های ژئوپلیتیکی جهان اسلام (نمونه موردی: بحران قره باغ و کشمیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تحلیل تطبیقی تأثیر مؤلفه های جغرافیای قدرت، از جمله منابع طبیعی، موقعیت استراتژیک و ترکیب قومی مذهبی، در دو بحران ژئوپلیتیکی قره باغ و کشمیر ایجاد شده است. پرسش اصلی تحقیق حاضر این است که چگونه منابع جغرافیای قدرت، شامل مؤلفه هایی نظیر منابع طبیعی، موقعیت استراتژیک، ترکیب قومی مذهبی و ابعاد انسانی در روابط بازیگران قدرت تأثیر گذاشته و موجب تعمیق بحران های ژئوپلیتیکی قره باغ و کشمیر شده اند؟ روش شناسی این پژوهش مبتنی بر تحلیل تطبیقی است که در آن به بررسی نقش و تأثیرات این مؤلفه ها در تشدید بحران ها پرداخته می شود. فرضیه پژوهش بر این اساس استوار است که رقابت های منطقه ای و بین المللی در کنار شکاف های قومی و مذهبی، به ویژه در دو بحران قره باغ و کشمیر باعث پیچیدگی و طولانی شدن درگیری ها و مانع از رسیدن به راه حل های پایدار شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که قره باغ و کشمیر، هر دو به عنوان مناطق استراتژیک در جهان اسلام با منابع طبیعی ارزشمند، درگیر منازعات طولانی مدتی هستند که تحت تأثیر رقابت های قدرت های بزرگ و منطقه ای قرار گرفته اند. در قره باغ، ترکیب قومی و مذهبی میان ارامنه و آذری ها، نقش روسیه و ترکیه، و منابع آبی و معدنی به طور مستقیم بر تشدید جنگ و منازعه تأثیر گذاشته است. در کشمیر، تضادهای مذهبی میان مسلمانان و هندوها، نقش چین و پاکستان، و اهمیت منابع آبی، به ویژه برای کشاورزی و تأمین آب شرب، از عوامل اصلی تشدید بحران میان هند و پاکستان است. ابعاد انسانی این بحران ها، از جمله آوارگی های گسترده، تخریب زیرساخت ها و ناآرامی های اجتماعی به تعمیق خصومت های قومی و مذهبی دامن زده و مانع از دستیابی به صلح پایدار شده است.
تبارشناسی اندیشه سیاسی گروه های تکفیری در جهان اسلام؛ تحلیل گفتمان با روش میشل فوکو(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
196 - 175
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل ریشه های تاریخی و گفتمانی اندیشه های تکفیری در جهان اسلام با استفاده از روش های «دیرینه شناسی» و «تبارشناسی» میشل فوکو است. این گروه ها با رفتارهای خشونت آمیز، تفسیرهای متعصبانه و ظاهرگرایانه از متون دینی، تکفیر دیگر فرق اسلامی (به ویژه شیعیان) و نیز استفاده ابزاری از رسانه برای نمایش خشونت، نه تنها امنیت جوامع را تهدید می کنند، بلکه بازخوانی انتقادی مبانی فکری آنان را ضروری ساخته اند. این پژوهش با تکیه بر مفاهیم فوکویی مانند: پیوند قدرت و دانش، گسست های تاریخی و نقش گفتمان در ساخت سوژه، در پی آن است که چگونگی تبدیل ایده های نخستین به گفتمان مسلط تکفیر را تبیین نماید. چارچوب نظری استفاده شده در این مقاله، تبارشناسی و دیرینه شناسی میشل فوکو است. در روش تبارشناسی، تاریخ را نه به مثابه روایتی خطی، بلکه به عنوان میدانی از گسست ها، تقابل ها و بازسازی های گفتمانی می داند که در آن، «قدرت» و «دانش» در هم تنیده اند. از نگاه او، حقیقت، امری ثابت نیست؛ بلکه برساخته ای است که در بستر روابط قدرت شکل می گیرد و از طریق گفتمان ها تثبیت می شود. دیرینه شناسی نیز به کاوش در لایه های پنهان گفتمان ها می پردازد و نشان می دهد که چگونه ایده های حاشیه ای در شرایط خاص تاریخی، به گفتمان مسلط تبدیل می شوند. این دو روش، به ما امکان می دهند تا با ردگیری تحولات گفتمانی، چگونگی شکل گیری اندیشه تکفیر را از مفاهیم اوّلیه در تاریخ اسلام تا ظهور گروه هایی مانند داعش تحلیل کنیم. کلیدواژه های فوکویی مانند «اپیستمه» (نظام دانشی یک دوره)، «سوژه» (فردی که تحت تأثیر گفتمان ها شکل می گیرد)، و «رژیم حقیقت» (نظامی که مشروعیت خود را از تولید دانش می گیرد)، ابزارهای تحلیلی قدرتمندی برای درک ماهیت گروه های تکفیری هستند. این گروه ها با ایجاد مرزهای سفت و سخت بین «خودی» و «غیرخودی»، سوژه ایده آل خود را می سازند و هرگونه تفاوت را از دایره «حقیقت» خارج می کنند. تبارشناسی اندیشه تکفیر، ما را به آموزه های ابن تیمیه (قرن ۷-۸ق) می رساند. وی با تأکید بر بازگشت به سلف صالح و نفی هرگونه تأویل در متون دینی، مرزهای هویتی سخت گیری را بین مسلمانان ترسیم کرد. او مخالفان فکری خود، از جمله شیعیان و صوفیان را «بدعت گذار» و خارج از اسلام می دانست و مشروعیت خشونت علیه آنان را تبلیغ می نمود. اگرچه این ایده ها در زمان او عمدتاً طرد شدند، اما به مثابه «دانش زیرزمینی»، در حافظه جمعی بخشی از جهان اسلام باقی ماند. در قرن ۱۸ میلادی، محمدبن عبدالوهاب با احیای اندیشه های ابن تیمیه و اتحاد با خاندان سعودی، گفتمان تکفیر را از حاشیه به متن قدرت کشاند. او با تکیه بر تفسیر ظاهرگرایانه از توحید، تمامی مظاهر فرهنگیِ پس از سلف صالح (مانند زیارت قبور و توسل) را شرک تلقی کرد و پیروانش را موظف به نابودی این «انحرافات» ساخت. این اتحاد دین و سیاست، سنگ بنای حکومت سعودی و گسترش وهابیت به عنوان گفتمان مسلط در شبه جزیره عربستان شد. در قرن بیستم، عوامل متعددی به بازتولید گفتمان تکفیر دامن زدند. فروپاشی امپراتوری عثمانی و استعمار، باعث تضعیف خلافت اسلامی شد و تقسیم جهان اسلام به دولت های ملی، بحران هویتی ایجاد کرد که گروه های تکفیری با وعده بازسازی امت واحد اسلامی، از آن سوءاستفاده نمودند. حمایت غرب و عربستان از گروه های جهادی در افغانستان علیه شوروی، به شبکه هایی مانند القاعده مشروعیت بخشید. گروه هایی مانند داعش با استفاده از ویدیوهای خشونت، نه تنها ترس را منتشر کردند، بلکه با ساختن روایتی حماسی از «جهاد»، جوانان محروم را به سوژه های مطیع گفتمان خود تبدیل نمودند. این گروه ها با الهام از وهابیت و تفسیری افراطی تر از ابن تیمیه، «تکفیر» را به ابزاری برای حذف هر صدای مخالف تبدیل کردند. آنان با انکار مرجعیت دینی سایر فرق، خود را تنها نمایندگان «اسلام ناب» معرفی می کنند و هرگونه تعامل با نظام های سیاسی غیراسلامی را خیانت می دانند. خشونت آنان صرفاً ابزاری برای ترور نیست؛ بلکه نمایشی نمادین برای اثبات حاکمیت «رژیم حقیقت» خود بر جهان اسلام است. از منظر فوکو، سوژه های انسانی، نه موجوداتی خودمختار، بلکه محصول گفتمان ها و روابط قدرت هستند. گروه های تکفیری با ایجاد شبکه ای از مفاهیم (مانند: جهاد، خلافت و تکفیر)، سوژه هایی می سازند که هویت خود را در نابودی «دیگری» تعریف می کنند. این سوژه ها با انکار عقلانیت انتقادی و تقلید کورکورانه از رهبران، به ابزارهایی برای تداوم خشونت تبدیل می شوند؛ به عبارت دیگر، تکفیری ها نه تنها بدن ها را نابود می کنند، بلکه با بازتعریف «حقیقت»، ذهنیت جامعه را نیز به اشغال درمی آورند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اندیشه تکفیر، برساخته ای تاریخی است که در تقاطع دین، قدرت و بحران های هویتی شکل گرفته است. اگرچه این گفتمان در کوتاه مدت با توسل به خشونت، خود را بازتولید می کند، اما تناقض ذاتی آن (نفی تکثر ذاتی اسلام) مانعی اساسی برای تداوم آن است. مقابله با این پدیده، مستلزم تقلیل ایدئولوژی تکفیر به جایگاه حاشیه ای آن از طریق بازخوانی انتقادی تاریخ و ترویج گفتمان های جایگزین مبتنی بر عقلانیت و مدارا است.