یهودیان از گروه هایی بودند که پس از هجرت پیامبر (ص) به مدینه، به عنوان دشمنی جدی در برابر پیامبر (ص) و مسلمانان قد برافراشتند. خطر یهودیان تهدیدی بزرگ برای دین نوپای اسلام بود که پیامبر عظیم الشأن اسلام با تبیین گفتمان اسلامی، در پیش گرفتن راهبردی هدفمند، اعمال سیاست های سنجیده و رهبری خردمندانه توانست آن را خنثا کند و دین اسلام و کیان دولت اسلامی را از شرّ فتنه های این قوم مصون دارد.
راهبردهای پیامبر اکرم (ص) در برخورد با یهودیان موضوع بسیار مهمی است که این مقاله با روش تحلیل تاریخی و با استفاده از قرآن به عنوان منبع اصلی و همچنین مآخذ دست اول و برخی تحقیقات و مطالعات جدید در پی تحلیل و کاوش آن می باشد.
یافته های این پژوهش نشان می دهد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با درایت و خردورزی توانست ضمن خنثا نمودن نیرنگ های یهودیان، توطئه های آنان را سرکوب کرده و اسلام و مسلمانان را از فتنه های آنان در امان دارد. ایشان در این راه به انواع روش ها مانند انعقاد پیمان نامه، دعوت و هدایت آنان، صبر و شکیبایی و در نهایت، برخوردهای قهرآمیز علیه آنان متوسل شدند.
بررسی تعامل پیامبر اکرم (ص) با یهودیان و درک اصول، چارچوب ها و منطق این تعامل، به مسلمانان امروز کمک می کند تا اصول و چارچوب های رفتار خود را با غیرمسلمانان پی ریزی کنند و عملکرد خود را با اعتقادات خود هماهنگ سازند و در این مسیر از سیره رسول خدا (ص)، که اسوه حسنه است، بهره گیرند.
یکی از استنادات محکم حضرت زینب سلام الله علیها در همه شرایط، آیات نورانی وحی است. این استنادات بیشتر در دو خطبه مهم کوفه و شام نمود پیدا کرده است و به صورت انعکاس آیه ای از قرآن یا بخشی از آیه و یا مفهوم آن نمایان می-شود. مقام والای معنوی و عرفانی و پرورش یافتن در مهبط وحی، عامل مهمّی شد تا قرآن کریم در کلام رضیعه وحی متجلّی و نمایان گردد. بر همین اساس، این جستار می کوشد به بررسی تجلّی آیات قرآن در دو خطبه کوفه و شام بپردازد و از این رهگذر تصویری از تجلّیات قرآنی را در کلام او منعکس کند.
در نوشتار یادشده، نویسنده به مناسبت تحلیل واقعهی عاشورا، به تبیین مسألهی احیاگری پرداخته است. وی تعریفی از احیاگری را ارائه نموده و آن را به معنای تجدید ساختمان، چه در مجموعهی فکری و چه در مکتب اجتماعی و چه در تفکر دینی دانسته است. احیاگری زمانی ضرورت مییابد که تفکری اصیل و پایهای، آسیب دیده باشد و وجود او را ابهامات و اوهام و خرافات چه از ناحیهی حاملان آن تفکر و چه از ناحیهی دشمنان خارجی، فراگرفته باشد. در چنین زمانهای است که نیاز به احیاگری به عنوان یک ضرورت تاریخی، خود را مینمایاند. مسألهی احیاگری در کتاب و سنت، مورد تأکید و توجه جدی واقع گردیده و آن را در زمانهای دانسته که دین حق، در معرض برداشتهای سطحی و در معرض کژیها و اعوجاجها قرار گرفته باشد.
افول اندیشهی دینی و احیای بدعتها و سنتهای غلط پس از دورهی نبوی، ضرورت تام احیاگری را در سال 60 هجرت مینمایاند. زیرا جامعهی دینی گرفتار حاکمی فاسد، جبار، ستمگر و هوسران واقع شده و زبونی عوام و انحراف خواص، سبب چنین بلیّهای شده است.
در بخش دیگری به شرایط یک احیاگر، همچون دشمنشناسی، اهل مخاطره بودن، تعهد و دردمندی، دوری از عوام زدگی و مصلحت اندیشی را به عنوان عوامل و شرایط احیاگری دانسته.
سپس به این مسأله که حسین بن علی در قلهی احیاگری تاریخی دورهی اسلامی قرار دارد و اسوهی احیاگران است پرداخته شده.
لزوم تناسب عمل احیاگرانه، با عصر و زمانه نیز به بحث درآمده و نهضت حسین بن علی علیهالسلام را نهضتی که تناسب روشنی با عصر و زمانه دارد، تحلیل نموده و این نهضت را الگوی هموارهی احیاگران دنیای اسلام، تصویر نموده است، در نهایت راهکارهای لازمی را برای تحقق احیاگری در زمانهی حاضر تحلیل نموده است.
اعراب که ابتدا به دنبال فتوحات به ایران حمله کردند، خیلی زود به دنبال منافع اقتصادی برآمدند و با کشاندن اختلافات قبیله ای خود به خراسان، به قدرت دست یافتند. اما حرکت و قیام استقلال طلبانه علیه سلطه حاکمیت اموی و سپس علیه حاکمان عباسی، از سوی مردم مسلمان خراسان در مقاطع مختلف زمانی، به وقوع پیوست. شرایط و اوضاع و احوال اجتماعی سرزمین های حاکمیت امویان به سمتی پیش رفته بود که یک تغییر بنیانی را اقتضا می کرد. شاید بتوان مهم ترین دلیل سرعت واژگونی بنی امیه را در خراسان، آشفتگی اوضاع اداری خراسان دانست. سقوط خراسان در نتیجه تغییراتی بود که در جامعه عربی خراسان به وجود آمده بود که بنیان اجتماعی خراسان را دگرگون ساخته بود. خراسان جدای از آن که از مرکز خلافت به دور بود، به عنوان منطقه بسیار مهمی در شرق، دچار آشفتگی های قبیله ای بود و در کنار آن بی توجهی و سرسری گرفتن تعلیمات احکام اسلامی موجب منفور شدن و در پی آن پیروزی عباسیان گردید.
سخنان و اعمال و رفتار رسول اکرم صلی الله علیه و آله به نام «سیره رسول الله» شهرت دارد. سیره رسول خدا شامل سخنان، احادیث و عملکرد ایشان در عرصه های فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که در کتب تاریخ و سیره مورد بررسی و نقل قرار گرفته است. جنگ های عصر آن حضرت که به فرماندهی و حضور ایشان صورت می گرفت، «غزوه» نامیده می شود. بررسی و نقل اخبار این جنگ ها در اصطلاح تاریخ، «مغازی» [محل وقوع غزوه] گفته می شود. تدوین اخبار این جنگ ها را در اصطلاح، «مغازی نگاری» می گویند که به نوعی زیرمجموعه سیره نگاری شناخته می شود. در ابتدای عصر تدوین، مورخان به جمع آوری اخبار جنگ های عصر نبوی می پرداختند که بیشتر آنها با عنوان «مغازی رسول خدا» نام داشت. اما با گذر زمان و تحول در تاریخ نگاری، مغازی نگاری به صورت بخشی از کتب سیره رسول خدا درآمد، به گونه ای که سیره و مغازی به یک معنا استعمال شد. نوشتار حاضر با روش تحلیلی توصیفی به بررسی مغازی نگاری و مغازی نگاران اولین، بخصوص محمدبن عمر واقدی و کتاب او «مغازی» می پردازد.
تمدن اسلامی به اذعان مورخان علم منشأ بسیاری از تحولات علمی و فناورانه کنونی و قرن ها هدایتگرِ مبدعِ فعالیت های علمی بوده است. پرسش اساسی آن است که نظام علمی حاکم بر تمدن اسلامی از چه ویژگی هایی برخوردار بوده که توانسته خود را به عنوان کانون پیشرو و درون زای دانش به جهانیان معرفی کند. پاسخ در سنت مترقی دانشمندان مسلمان در کسب معرفت علمی نهفته است. روش ها و قواعدی که براساس آن به کسب معرفت می پرداختند و سنت هایی که در نظام تعلیم و تحقیق تمدن اسلامی ریشه دوانده بود و همچنان بروز، معتبر و قابل استفاده در نحوه دستیابی به دانش اصیل، شیوه گسترش مرزهای علوم و پدیدآوری حوزه های جدید علمی است. این مقاله، اصولی را معرفی می کند که شاکله اصلی سنت علمی در تمدن اسلامی را تشکیل داده است. بخشی از مباحث «سنت علمی» در مقوله «روش علمی» در تمدن اسلامی قرار می گیرد که زمینه را برای گسترش و تعمیق بحث فراهم می آورد.
حکومت تقریباً پنج ساله حضرت علی (ع)، نمونه ای ماندگار از نظام سیاسی اسلام و شیوه زمامداری مبتنی بر دین و عدالت و آزادی را به بشریت ارائه داد که می توان با بازکاوی بایسته و سنجیده آن، رهیافت هایی مطلوب را برای مدیریت جامعه در دنیای کنونی به دست آورد و به کار بست. حکومت علوی بر مبانی و شاخصه های مهمی استوار بود که به رغم چالش های بسیار فراروی آن، هدف ها و مسئولیت های سترگی را نیز در آرمان خود داشت. تحقق این اهداف و مسئولیت ها، مستلزم طراحی ساختار و شیوه مدیریتی و سازمانی کارآمد و کارگزارانی شایسته بود که حضرت علی (ع) این نظام را سامان بخشید تا درپرتو آن بتواند دین داری، عدالت گرایی و امنیت کامل را در جامعه اسلامی برقرار سازد. در این مقاله، مبانی و شاخصه های مهم حکومت علوی که آن را از سایر حکومت های مبتنی بر قدرت طلبی، منفعت گرایی، ظلم محور و خودکامه با اهداف ناچیز دنیوی متمایز می سازد، بررسی می شود.
ارتباطات میان انسانی معصومین (اعم از پیامبر اکرم و ائمه طاهرین^) با مخالفان خود، دربردارنده درس هایی گران بها در حوزه تربیت اخلاقی برای مربیان تربیت است؛ برخوردهایی که حتی در مواردی منجر به هدایت شخص مخالف و پیوستن او به جمع مؤمنان گشته است. این نوشتار، با بررسی رفتار عملی امام علی× در مواجهه با مخالفان از یک سو، و تحلیل سخنان و گفتار ایشان درباره چگونگی رفتار با مخالف از سوی دیگر، به استخراج مهم ترین اصول و روش های تربیتی در مواجهه با مخالف می پردازد.