طبقه بندی علوم به عنوان موضوعی روش شناسانه به معرفت شناسی علم و ترسیم هندسه علم در تمدن اسلامی کمک می نماید. ضرورت طبقه بندی علوم در تمدن اسلامی با هدف ترسیم هندسه علم برای توسعه علمی و تمدن سازی به دنبال نهضت ترجمه برای مسلمانان هویدا گشت. جابر بن حیان در زمره اولین دانشمندانی بود که پیش از تکوین و تثبیت علوم یونانی به طرح طبقه بندی علوم پرداخت. طبقه بندی دوگانه وی از علوم و رعایت سنت قرینه سازی آن پیش از تثبیت علوم یونانی و سنت ارسطویی، این فرضیه را مطرح می سازد که تقسیم بندی دو گانه علوم که توسط دانشمندان دوره های بعدی متاثر از سنت ارسطویی دنبال شد؛ پیش از تثبیت سنت ارسطوی به عنوان سنجه ای مشخص در طرح جابر بن حیان رعایت شده است.این نوشتار ضمن بررسی احوال و اندیشه های جابر بن حیان، به بررسی شاخصه های طرح طبقه بندی وی خواهد پرداخت و در پی پاسخ به این سوال است که طبقه بندی وی دارای چه شاخصه هایی بوده و چه تاثیری در جریان طبقه بندی علوم در تمدن اسلامی گذاشته است.
در سرتاسر خلافت عباسی، حتی در مقاطعی که خلفا صرفاً قدرت ظاهری داشته و بازیچه ای بیش نبوده اند، سلاطین و حکّام محلی برای تقویت حکومت و اثبات مشروعیت خویش، می کوشیده اند تا برخی رفتارهای نمادین، خود را معتقد و وفادار به خلافت بنمایانند. نقش تأیید خلفا با مشروعیت بخشیدن به حکومتهای فرمانروایان مستقل، برای مسلمانان چندان اهمیت داشت که حتی پس از سقوط خلافت عباسی به دست هلاگو و به قتل رسیدن خلیفه نیز، سلاطین و حاکمان بعدی همچنان مشروعیت خویش را نیازمند تأیید آنان می دیدند. خلافت عباسیان مصر که تنها با سه سال وقفه، به دست سلاطین مملوکی مصر بنیاد نهاده شد، در واقع پاسخی به همین ضرورت بوده است. بررسی ساختار خلافت عباسیان مصر و مناسبات میان خلفا و سلاطین مملوکی و همچنین روابط خلافت مصر با حکومتهای سایر سرزمینهای اسلامی چون ایران، هند و حرمین شریفین بر عهدة این نوشتار است.
اصحاب رسول خدا(ص)، در رخدادها و حوادث عصر خویش و حتی تغییرات و تحولات سال ها و قرون بعد، تاثیرگذار بوده اند؛ پس برای شناخت درست و دقیق اوضاع سیاسی و نظامی تاریخ صدر اسلام، بررسی شخصیت و عملکرد آن ها ضرورتی انکارناپذیر است. حذیفه بن یمان از اصحاب کِبار رسول خدا(ص) بوده است که در تمامی جنگ های حضرت شرکت کرده و در جریان سوء قصد منافقان، در عقبه هرشی، به حفاظت از پیامبر(ص) پرداخت. وی چون در این حادثه منافقان را شناخت به صاحب سِر رسول خدا(ص) معروف شد که این امر، وی را صاحب هویت سیاسی و اجتماعی مهمی در جامعه اسلامی کرده است. مسئله مقاله پیش رو، بررسی نقش حذیفه بن یمان در حوادث و جریان های سیاسی نظامی صدر اسلام، ازجمله غزوات دوره پیامبر(ص) و فتوح عصر خلفا، همچنین جایگاه وی در شناسایی و گسترش تشیع و حمایت از اهل بیت، به خصوص حضرت علی(ع) است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع اصلی و بهره-گیری از یافته های پژوهشی جدید، سامان یافته است. یافته های این پژوهش، گویای آن است که حذیفه بن یمان در تمامی جنگ های پیامبر(ص) شرکت کرده است. وی از فرماندهان عالی رتبه در فتوحات ایران بوده و آذربایجان و نهاوند به فرماندهی وی فتح شده است. حذیفه از شیعیان به نام امام علی(ع) بوده که با بیان دیدگاه ها و موضع گیری ها خود، در روند گسترش تشیع نقش اساسی داشته است.
از مهم ترین روش ها در مطالعات سیره شناسی، روش تحلیلی است. در این روش از اصول علمی و معیارهای نقد تاریخی استفاده می شود. یکی از عمده ترین کارهای انجام گرفته در این حوزه، متعلّق به تالیفی از کتاب های سیره نگاری معاصر، یعنی کتاب الصحیح من سیرة النبی الأعظم| تألیف سید جعفر مرتضی عاملی است که در آن از معیارهای علمی، برای تشخیص روایات صحیح از ضعیف استفاده شده است. در این نوشتار ناسازواری های عاملی در کتاب الصحیح من سیرة النبی الأعظم| شناسایی و دسته بندی و برای هریک نمونه هایی ذکر شده است. ناسازواری های آرای تاریخی عاملی را می توان در موارد روش ارزیابی، داوری درباره افراد، تفسیر آیه یا متن تاریخی و تعیین تاریخ وقوع رویدادها، دسته بندی کرد.
روایات دینى از منابع اصلى دانشهاى دینى به شمار مىروند و از آنجا که بسیارى از این دانشها از دادههاى عقلى نیز بهره مىجویند، زمینههاى تعارض و کشاکش فراوانى بین آنها در طول تاریخ دانشهاى اسلامى شکل گرفته است که در مجموعه نسبتا وسیعى از اندیشهها و نظریههاى حدیثى، فقهى، کلامى، فلسفى و ... بازتاب یافته است. در این مقاله سعى شده است گزارشى تاریخى از جریان کشاکش عقل و نقل با تکیه بر مقوله نقد خردگراى احادیث عرضه شود و زوایاى گوناگون این موضوع، تبیین شده و جایگاه مکاتب مختلف اسلامى در طیف تعارض عقل و نقل روشن گردد.
"آیین شیعه در دوران نادر، چالش و بحران شدیدی را به خود دید؛ چه اینکه نادر پیش از رسیدن به سلطنت تمایلات شیعی از خود بروز میداد، ولی با جلوس به تخت شاهی دستور الغای تشیع و ابداع مذهب جعفری را به عنوان مذهب پنجم جهان تسنن صادر کرد. او در تمام دوران سلطنت سعی در قبولاندن این تغییر مذهب به عثمانیها داشت، ولی در این راه ناکام ماند. هدف نادر از این اقدامات هموار کردن راه برای تصرف همه ممالک اسلامی بود. مذهب در سیاستهای وی ابزاری جهت نیل به هدف محسوب میشد و نه خود هدف.
"
یکی از موضوعات مهم در سیره نظامی امام علی(ع)، جواز یا عدم جواز استفاده از «خدعه» و «غدْر» در هنگام مواجهه و درگیری با دشمن است. در تحقیق پیش رو که با استفاده از منابع دست اول نگاشته شده، سیره نظامی امام علی(ع) در این خصوص مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی این موضوع نشان می دهد که امام علی(ع) همانند پیامبر اکرم| هیچ گاه از غدر که به معنای نیرنگ و تلاش در جهت شکست دشمن به هر وسیله ممکن است، استفاده نمی کرد اما از خدعه که به معنای فریب دشمن است، تنها در جنگ بهره می برد.
نوشتاری که پیشرو دارید، به بررسی لغت تاریخ و برخورد دورانی با آن پرداخته است و بیان میکند که نمیدانیم این کلمه غیرقرآنی از چه زبانی به منابع اسلامی وارد شده که تاکنون «تعریف» جامعی درباره آن ارائه نشده است.
مقاله ضمن عرضه نگاه مورخان صدر اسلام به مبحث « تاریخ»، یادآوری میکند که تا میانه قرن نوزدهم، تاریخ را عامل تحرک جوامع نخواندهاند و فقط در دو قرن اخیر است که مقولههایی مانند: «فلسفهتاریخ»، «علم تاریخ»، «تاریخ طبقاتی» و... بهعنوان ابزاری برای توجیه مکتبهای سیاسی و به ویژه سوسیالیسم عرضه شده است. نویسنده با طرح نمونههایی از برخورد جدید مورخان بزرگ غرب با موضوع تاریخ و پیدایی دوران «تاریخیگری»، سرانجام به اشارات تاریخی قرآن توجه میدهد و نتیجه میگیرد که بطلان تزهای جدید تاریخی در دوران ما و ناکامی تجربههای غیر الاهی بشر در سراسر زمین و در تمام دورانها به اثبات رسیده، بهگونهایکه تنها مسیر بازمانده به سوی همزیستی و سلامت جوامع انسانی، بازگشت به آموزههای دینی است.
طبقات اجتماعی،نقش عمده ای در حوزه های مختلف زندگی ایفا می کنند.چگونگی تعامل و جایگاه واقعی در هرکدام می تواند به ترقی و تعالی جامعه کمک کند یابرعکس،موجبات شماری از ناهنجاری ها و بی ثباتی در حوزه های فرهنگ،سیاست ،اقتصادو ...را فراهم سازد.حضور طبقات مختلف اجتماعی در جوامع اسلامی صدر اسلام ،واقعیتی انکار ناپذیر است که هرچند به موجب تعالیم دینی،احدی را بردیگری امتیازی نیست مگر به تقوا،اما همین طبقات هم به توسعه و ترقی تمدن شکوهمند اسلامی مددرسانده و هم در برخی دوره ها جامعه را به مرز بی ثباتی و آشوب کشانده اند.این پژوهش به بررسی طبقات اجتماعی صدر اسلام خصوصا روزگار امویان می پردازد و به طور مشخص از چهار طبقه اشراف،آزادگان،موالی و بردگان سخن می گوید؛ضمن آن که پایگاه اجتماعی هر یک از این طبقات را درجامعه اسلامی آن روزگار نمودار می سازد.