«نرمش قهرمانانه» از تعابیرى است که تحت تأثیر کاربست مقام معظم رهبرى، بسامد فراوانى در ادبیات سیاسى معاصر پیدا کرده است. این مقاله کوشیده است تا به این پرسش محورى پاسخ دهد که آیا مى توان با بررسى متون دینى و ریشه یابى این اصطلاح در سخن و سیره امیرمؤمنان علیه السلام، آن را تعبیرى بر پایه مبانى اسلامى قلمداد نمود و براى آن خاستگاه دینى قایل شد؟ یافته هاى این پژوهش که به روش اکتشافى و با تحلیل سیره سیاسى امیرمؤمنان علیه السلام در تعامل با مخالفان به ویژه در دوران پنج ساله حکومت به دست آمده است نشان مى دهد که امیرمؤمنان علیه السلام به مفاد این تعبیر باور داشته و از آن در موقعیت هاى مختلف بهره برده است. چنان که پایدارى در اصول و مداراى در عمل دو ویژگى مهم نرمش قهرمانانه است که بر پایه دو مبناى عزت مدارى و ارزش مدارى استوار گردیده و در بستر امورى همچون عدم همراهى مردم، عدم حمایت نخبگان و دودستگى شکل گرفته است.
عوامل مخالفت با نص خلافت از موضوعاتی است که قرن ها، ذهن و اندیشه صاحب نظران مسلمان را مشغول ساخته است. بررسی دیدگاه های گوناگون درباره چرایی مخالفت ها می تواند بخش هایی ناپیدا از تاریخ را ترسیم کند. نقیب ابوجعفر(613ق.)، عالم و متکلم شیعی، یکی از افرادی است که در این زمینه، اندیشه هایی ناب دارد امّا تا کنون آرای او درباره خلافت بررسی نشده است. مجموعه دیدگاه های او را می توان در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی(656ق.) جست وجو کرد. در یک نگاه کلی، مجموعه دلایل مخالفت با خلافت منصوص از دیدگاه او را می توان در تفاوت بینش ها و نگرش های اهل سنت درباره خلافت، وجود زمینه های مخالفت در زمان حیات پیامبر3 که موجب جرأت مخالفان شده بود، عذر تراشی هایی علیه امیرالمؤمنین حضرت علی1 و نوع نگاه به شخصیت آن حضرت و نیز ابوبکر ترسیم کرد.