در عصر دوم خلافت عباسی (232 ـ 334 ق)، به ویژه در ایام خلافت مقتدر بالله (295 ـ 320 ق) با پدیده ای به نام قهرمانگی روبه رو می شویم. قهرمانه عنوان زنانی بود که واسطه حرم با دربار خلفا بودند و بسته به توانایی و نفوذشان وظایف مختلفی به آنان محول می شد. سلطه ترکان بر امور خلافت، ماهیت فردی و ضعف روز افزون مقتدر و کشمکش بر سر قدرت باعث گردید قهرمانه ها با بهره گیری از این شرایط به اعمال نفوذ در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی بپردازند. آنان در امور مختلف خلافت، چون عزل و نصب وزرا، امیران و فرماندهان سپاه دخالت می کردند و صاحب مناصب حساس و مهمی چون قضاء، خزانه داری و زندان بانی افراد برجسته شدند. این مقاله با بررسی این پدیده و معرفی تعدادی از قهرمانه های معروف عصر خلیفه مقتدر بالله، به مسئله حضور زنان در عرصة سیاست می پردازد
یکی از مهم ترین و ملموس ترین ابعاد واقعه عاشورا بعد سوگوارانه این حادثه از جمله، تکیه بر حضور و نقش برخی نوجوانان حاضر در کربلا مانند قاسم بن حسن (ع) است.
حضور پررنگ عنصر عاطفه در گزارش واقعه کربلا مخصوصاُ در بخشی که مربوط به کودکان و نوجوانان است، جلوه های متفاوتی از این رویداد را باعث شده است. این تفاوت در مواردی به حدی است که گاه شکاف عمیقی میان واقعیت تاریخی و فهم مردمی ایجاد می کند.
در این مقاله، ضمن تحلیل متون تعزیه و با رویکردی تطبیقی، شهادت قاسم بن حسن (ع) در منابع تاریخی تا ( قرن پنجم) با متون تعزیه پس از انقلاب اسلامی، مطابقت داده شده است. نتایج این مطالعه مشخص کرد که میان گزارش تاریخی و متون تعزیه تفاوت های عمده ای وجود دارد که می تواند بر شناخت و درک عمومی نسبت به وقایع، اثری در خور تأمل داشته باشد.
منابع تاریخی و حدیثی فریقین ذیل بررسی فرزندان امیرالمؤمنین علی علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام، «محسَّن» را یکی از فرزندان آنان شمرده اند. اما منابع عامه دربارة تولد، وفات و یا شهادت محسَّن اختلاف نظر دارند. بسیاری از آنها ضمن برشماری ایشان در عِداد اولاد حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام، صرفاً به مرگ او در کودکی اشاره کرده اند. برخی از آنها نیز یا اساساً اخبار شهادت محسَّن را نقل نکرده و یا تحریف و حذف کرده اند. از سوی دیگر، اکثر قریب به اتفاق منابع شیعه علاوه بر ذکر نام محسَّن، به سقط شدنش در اثر هجوم به بیت حضرت فاطمه علیها السلام تصریح دارند و معدودی نیز وفاتش در کودکی را بدون ذکر سبب نقل کرده اند که با قول به سقط و شهادت منافات ندارد. ازآن روکه برخی از پژوهندگان معاصر ضمن گزارش اخبار متون شیعه، در اعتبار و دلالت آنها تشکیک روا داشته اند، در این مقاله، گزارش های موجود در منابع فریقین بررسی و اعتبارسنجی شده است.