خواجه نظام الملک در سیرالملوک سعی دارد با گزینش طرحی از عدالت که به دایره ی قدرت یا چرخه ی عدالت معروف است، با جلوگیری از ظلم بر رعیت قدرت حاکمیت را تحکیم بخشد. در این پژوهش تلاش شده است با طرح این برداشت رایج از عدالت، مقایسه ای تحلیلی از متن سیرالملوک با نظرات کلامی ابوالحسن اشعری در این باب مطرح شود. از این رو، با تجزیه و تحلیل حکایات سیرالملوک و استناداتی از اشعری، نظرات این دو درباره ی عدالت، مسئولیت و حساب رسی حاکمان و صحابه ی پیامبر اسلام مورد بررسی و پژوهش قرار می گیرد. یافته های این پژوهش مشخص می کند که خواجه نظام الملک در مقام وزیر در باب عدالت نظریاتی متفاوت از اشعری ارائه کرده است و اساساً گفتمان عدالت در سیرالملوک با مبانی کلامی ابوالحسن اشعری از یک سنخ نیست، و با نوع استدلالات اشعری، بنا به کارکرد متفاوت آن، نمی تواند هم آهنگ باشد.
به موازات تحول سیاست مدرن در گذار از فردمحوری به نهادمحوری و چگونگی اعمال قدرت، به نظر می رسد در فقه سیاسی شیعه نیز گرایشی مشابه در حال وقوع است. مقاله حاضر در صدد است این تغییر پارادایمی (paradigm shift) را با واکاوی کلمات سه فقیه برجسته جمهوری اسلامی به بحث گذارد. تغییر پارادایمی هرچند ممکن است تا حدی به شکل ناخودآگاه رخ دهد، اما تحلیل خودآگاهانه و روش شناسانه آن می تواند دستاوردهای جدیدی به همراه داشته باشد. امام خمینی با طرح مسئله «مصلحت نظام» به نهاد حکومت محوریت داد و آغازکننده این حرکت به حساب می آید. «نظریه ولایت» با فردمحوری و «نظریه نظارت» با نهادمحوری تناسب بیشتری دارد.
لیس بإنسانٍ ولا عاقلٍ
مَنْ لا یعی التاریخَ فی صَدْرِهِ
وَ منْ دری أخبارَ مَنْ قَبْلهِ
أضــافَ أعمـاراً إلــی عـُمْــرِه
لا یخفی علیک أیها القاری العزیز أنَّ بعض الشعوب ذوات التاریخ الأثیل قد تشرفت بدخول الاسلام و قدّمت لأُمة الاسلام فحولاً من الشُعراء و الأُدباء و العلماء و علی رأس هذه الأَمم شعب ایران النبیل الذی قدّم آلافاً مؤلفة من خیرة الأعلام، و من هؤلاء عالمنا المؤرخ الکبیر ابن جریر الطبری، حیث حفظ القرآن صغیراً و طاف بلاد الإسلام طلباً للعلم، فزار بغداد و البصرة و الکوفة و الشام و مصر. و کان کتابه تاریخ الرُسل و الملوک من أهم کتب التاریخ إلی یومنا هذا حیث أخذ عنه من جاء بعده من المؤرخین، و لا یزال هذا التاریخ أوثق مصدر و مرجع لکافة الباحثین و المحققین و طلبة الجامعات إلی یومنا هذا.
نقش آفرینی ایران در محیط های فراملی، از همان ابتدای انقلاب اسلامی، تاثیر عمیقی در میان جوامع داشت؛ در عین حال، این انبساط فضایی که در اثر آزادشدن انرژی نهفته در تشیع شکل گرفته بود و ماهیت مذهبی داشت، باعث شد سران کشورهای رقیب و نیز بازیگران فرامنطقه ای با حساسیت روند جدید را پیگیری و کنترل نمایند.
به تدریج که سیاست های فرامرزی انقلاب اسلامی ایران شکل عملیاتی به خود می گرفت و اثرگذاری ایران در میان سایر کشورها و جوامع نمود عینی می یافت، از طرف مقابل نیز واکنش های مختلفی ابراز می شد که در شکل سیاست های تقابلی، به مرحله اجرا در آمده است. هدف همه این اقدامات، جلوگیری از انبساط فضایی قدرت تشیع بود که در اثر انقلاب اسلامی ایران به وجود آمده بود.
این مقاله در صدد است با روش تحلیلی، به بررسی انواع موانع و شیوه های عملی و نظری ای بپردازد که در تقابل با قدرت یابی تشیع و تجدید حیات آن و در ارتباط با نقش آفرینی ایرانِ بعد از انقلاب اتخاذ شده اند. این موارد در هشت محور «دینی ـ فقهی، تشکیلاتی، سیاسی ـ نظامی، مردمی، فیزیکی، نظری ـ تئوریک، انتشاراتی و الکترونیک» تقسیم بندی شده اند.
نیمه قرن سیزدهم اسلامی سرآغاز ظهور جنبش نوپدید اصلاحی در جهان اسلامی است. این موج جدید که در خاورمیانه ریشه دوانید به مدت کمی در ایران و مصر ، سوریه ، لبنان ، شمال آفریقا، ترکیه، افغانستان و هندوستان حضور فعال پیدا کرد و چهرههای مصلحی مثل سید جمالالدین اسدآبادی، عبده، کواکبی، اقبال و ... اندیشههای اصلاحی خاصی را عرضه کردند. با بیدارسازی جهان اسلام که ناشی از تلاشهای این مصلحان بود فضایی جدید در برابر هجوم استعمار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی غرب فراهم آمد. سیر ماجرای اصلاحطلبی در دنیای اسلام و تبارشناسی مصلحان بهانهای برای مصاحبه با محمد جواد صاحبی محقق و پژوهشگر دینی شد.
بعد از شکل گیری حکومت اسلامی به دست پیامبر اکرم (ص) در مدینه و گسترش قلمرو آن به سراسر جزیرة العرب و سپس به مناطق مهم تحت سلطه دو امپراتوری روم شرقی و ایران ساسانی، ایجاد و توسعه تشکیلات اداری و مالی منسجم و گسترده ضروری بود. به گواه اطلاعات مندرج در منابع تاریخی، میراث دیوانی ایرانی از طریق دبیران ایرانی بیش از میراث رومی وارد دیوانسالاری اسلامی شد. مسأله اصلی مقاله این است که زمینه ها و عوامل حضور و استمرار دبیران ایرانی در دیوانسالاری اسلامی چه بود؟ در این تحقیق معلوم شده است که دیوانسالاری ایرانی به ویژه در دو حوزه اداری و مالی به تدریج از آغاز خلافت راشدین تا پایان دوره اموی به واسطه دبیران ایرانی وارد تشکیلات اسلامی شد و در نتیجه باعث توانمندی تشکیلات بسیط اسلامی ـ عربی در اداره امپراتوری رو به گسترش اسلامی گردید. نقش دبیران ایرانی در فرایند تکوین دیوانسالاری اسلامی به ویژه در عربی سازی دیوان ها که نقطه عطف در این فرایند به شمار میرود، نیز برجسته بود.
در این نوشتار سعی شده است سامان ژئوپلیتیکی شیعیان در عراق آینده، تبیین شود. در ابتدا دو سناریوی اساسی درباره نظام سیاسی آینده عراق و ویژگی های هر کدام، مورد بررسی قرار گرفته است. با بررسی واقعیت های امروزی عراق می توان نتیجه گرفت از دو سناریوی نظام دموکراتیک مبتنی بر فدرالیسم و نظام استبدادی، شرایط برای تحقق سناریوی اول فراهم است.
با توجه به عناصر ژئوپلیتیکی در صورت وقوع نظام دموکراتیک مورد نظر، می توان به این نتیجه رسید که وزن و قلمرو ژئوپلیتیکی شیعیان ارتقا خواهد یافت. جمعیت، حکومت و نهادهای سیاسی، موقعیت و منابع طبیعی، از جمله عناصر ژئوپلیتیکی است که مورد بررسی قرار گرفته اند.
با توجه به تجزیه و تحلیل انجام شده، صحت فرضیه «در آینده وزن و قلمرو ژئوپلیتیکی شیعیان در داخل و خارج گسترش و تثبیت خواهد یافت»، اثبات شده است.
دوران معاصر شاهد حیات مجدد اسلام در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و تحت عنوان «جریان بیداری اسلامی»در سده اخیر میباشد. در دنیای اهل سنت، مصر نخستین جبهه بیداری اسلامی را توسط پیشگامانی همچون سید جمال،عبده، رشید رضا و اخوان المسلمین پدید آورده است. دین و سیاست در اندیشه آنان به ویژه در نگاه سید جمال و اخوانیهادرهم تنیده بوده و تفکیک آن دو از یکدیگر ناممکن مینماید. در اندیشه پیشگامان بیداری اسلامی، تمدن مادی غرب درکنار چهره استعماری آن، دو روی یک سکه ارزیابی شده و در عین تجویز اخذ فناوری، از پیامدهای مادی این تمدن هشدارداده اند. در این میان، عبده نسبت به استاد خود سیدجمال و اخوانیها قدری متفاوت به نظر میرسد. جریان بیداری اسلامیدر عین ریشه داشتن در عمق تاریخ و برخورداری از اصالت، به آفاتی هم مبتلا بوده است که ضرورت حزم و هوشیاری راطلب میکند.