فکر تاریخ جهانی، چرا و چگونه و چه هنگام پیدا شد و چه مراحلی را از سر گذراند؛ و در هر مرحله چه تأثیراتی بر تاریخ نگری و تاریخ نگاری بر جای نهاد؟ جهانی شدن جریان تاریخ و علل و عوامل بهوجود آورنده اش، چه تأثیرات و پیامدهایی در عرصه تاریخ نگری و تاریخ نگاری داشته اند، یا خواهند داشت؟ مقاله حاضر تأملی است پیرامون این پرسش ها. به نظر می رسد که جهانی شدن و جهانیسازی جدید و معاصر را بدون بررسی و درک ریشه ها و پیشینه های تاریخی آن و از جمله ریشه و پیشینه مفهوم «تاریخ جهانی» و یا «تاریخ انسانیت واحد» نمی توان به درستی فهم کرد.
مقاله حاضر به تبیین جایگاه مردم در حکومت نبوى پرداخته و آن را در سه مبحث زیر به تصویرمى کشد:
نخست , «مشروعیت سیاسى حکومت»
نویسنده با برشمردن اصول و نکاتى ; مانند اصل بیعت , لزوم رضایت مردم , شورا, امانت بودن حکومت و امین و اجیرانگارى دولتمردان , جایگاه مردم درمشروعیت سیاسى حکومت را نشان مى دهد.
دوم ; «اداره کشور»
مقاله با اتکا به اصول متخذ از سیرهء نظرى وعملى پیامبر(ص)مانند: لزوم مشاوره , حقوق فطرى شهروندان , شایسته سالارى , آزادى پرسش , نقد واعتراض , نصیحت حاکم , جایگاه و نقش مردم را درادارهء کشور تبیین کرده است .
سوم ; «تبیین حقوق مردم در عرصهء قانونگذارى» در این قسمت با یادآورى این نکته که قوانین مربوط به شریعت یا موارد نص الهى از قلمرومشارکت مردم خارج است , تأکید شده که درعرصه هاى دیگر, حاکم با مشاورهء مردم , به وضع قانون مى پردازد.